تبلیغات
نسیم ظهور
 
نسیم ظهور
مذهبی واجتماعی ، مهدویت و انتظار
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ :
مطالب اخیر
نویسندگان
دوشنبه 23 بهمن 1396 :: نویسنده :


به اطلاع همه ی بازدیدکنندگان گرامی میرساند " نسیم ظهور " در هیچ یک از شبکه های اجتماعی عضو نبوده و آیدی های موجود  در برخی شبکه های اجتماعی  مشابهت اسمی میباشد





سال ۱۳۹۷ سال (( حمایت از کالای ایرانی))


مطالب برتر وبلاگ :


از کوفه تا تهران 


[
]




نوع مطلب :
برچسب ها : نسیم ظهور،
لینک های مرتبط :
جمعه 10 فروردین 1397 :: نویسنده :
چگونه زمینه ساز ظهور باشیم؟؟


ﻣﻨﺘﻈﺮﺍﻥ ﭼﻪ ﻭﻇﺎﯾﻔﯽ ﺩﺭ ﻋﺼﺮ ﻏﯿﺒﺖ ﺍﻣﺎﻡ ﺯﻣﺎﻥ‏( ﻋﺞ ‏) ﺩﺍﺭﻧﺪ؟ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺯﻣﯿﻨﻪ ﺳﺎﺯ ﻇﻬﻮﺭﻣﻨﺠﯽ ﺑﺎﺷﯿﻢ؟ﺑﺎﯾﺪﻫﺎ ﻭﻧﺒﺎﯾﺪﻫﺎﯼ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭﺣﻘﯿﻘﯽ ﮐﺪﺍﻣﻨﺪ؟
ﻣﻬﻢ ﺗﺮﯾﻦ ﻭﻇﺎﯾﻒ ﻣﻨﺘﻄﺮﺍﻥ ﻣﻨﺠﯽ ﻋﺎﻟﻢ ﺑﺸﺮﯾﺖ ﻋﺒﺎﺭﺗﻨﺪ ﺍﺯ :
-1 ﺧﻮﺩﺳﺎﺯﯼ ﻫﻤﻪ ﺟﺎﻧﺒﻪ : ﻣﻨﺘﻈﺮ ﻣﺼﻠﺢ ﺧﻮﺩ ﺑﺎﯾﺪ ﺻﺎﻟﺢ ﺑﺎﺷﺪ،ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﺑﺎﯾﺴﺘﯽ ﺍﻫﻞ ﺗﻬﺬﯾﺐ ﻧﻔﺲ ﻭﺧﻮﺩﺳﺎﺯﯼ ﻣﻌﻨﻮﯼ ﻭﺍﺧﻼﻗﯽ ﻭﺍﯾﻤﺎﻧﯽ ﻭﻋﻠﻤﯽ ﻭﻣﺎﻟﯽ ﻭ ... ﺑﺎﺷﺪ . ﻣﻨﺘﻈﺮ ﺍﻣﺎﻡ ﺯﻣﺎﻥ ‏( ﻉ ‏) ﺑﺎﯾﺪ ﺷﺒﯿﻪ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ ﻧﻪ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ .
-2 ﻋﻤﻞ ﺑﻪ ﺩﯾﻦ ﻭﺳﺒﮏ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﻬﺪﻭﯼ ﻭﺩﯾﻨﯽ : ﻣﺎ ﺑﺎﯾﺴﺘﯽ ﺍﻣﺎﻡ ﺯﻣﺎﻥ ﭘﺴﻨﺪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻨﯿﻢ ﻧﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﭘﺴﻨﺪ . ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﺎ ﺑﺎﯾﺴﺘﯽ ﺍﻣﺎﻡ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﺑﺎﺷﺪ . ﻋﺮﻭﺳﯽ ﻭﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻭﻫﻤﺴﺮﺩﺍﺭﯼ ﻭﺗﺮﺑﯿﺖ ﻓﺮﺯﻧﺪ ﻭﮐﺴﺐ ﺣﻼﻝ ﻭﻣﺮﺩﻡ ﺩﺍﺭﯼ ﻭﮐﺎﺭ ﻭ ... ﺑﺎﯾﺴﺘﯽ ﺍﻣﺎﻡ ﺯﻣﺎﻥ ﭘﺴﻨﺪ ﺑﺎﺷﺪ .
-3 ﺗﻼﺵ ﺑﺮﺍﯼ ﺣﺎﮐﻤﯿﺖ ﺩﯾﻦ ﺩﺭ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻭﺟﻬﺎﻥ : ﺍﻣﺎﻡ ﺯﻣﺎﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﻦ ﻗﯿﺎﻡ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﻣﺎ ﻫﻢ ﺑﺎﯾﺴﺘﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﺣﯿﺎﯼ ﺍﺭﺯﺷﻬﺎﯼ ﺍﺳﻼﻣﯽ ﻭﺣﺎﮐﻤﯿﺖ ﺩﯾﻦ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻓﺮﺩﯼ ﻭﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺗﻼﺵ ﮐﻨﯿﻢ .
-4 ﺍﻃﺎﻋﺖ ﺍﺯ ﻭﻻﯾﺖ ﻓﻘﯿﻪ : 



به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : چگونه زمینه ساز ظهور باشیم، زمینه سازان ظهور، طلیعه داران ظهور، وبلاگ نسیم ظهور،
لینک های مرتبط :
جمعه 10 فروردین 1397 :: نویسنده :
ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﮔﻨﺎﻩ ﻛﺒﻴﺮﻩ ﺗﻮﺑﻪ ﻛﻨﻴﻢ ﭼﻪ ﻛﺎﺭ ﻛﻨﻴﻢ ﻛﻪ ﻣﻮﺭﺩ ﺑﺨﺸﺶ ﺣﻖ ﺗﻌﺎﻟﻲ ﻗﺮﺍﺭ ﺑﮕﻴﺮﻳﻢ؟


ﺧﻮﺷﺎ ﺁﻥ ﺩﻝ ﻛﻪ ﺩﺍﺭﺩ ﻗﺼﺪ ﻛﻮﻳﺶ ﺧﻮﺷﺎ ﺁﻥ ﺩﻳﺪﻩ ﺩﺍﺭﺩ ﻋﺸﻖ ﺭﻭﻳﺶ
ﺧﻮﺷﺎ ﺁﻥ ﺑﻨﺪﻩ ﺷﻴﺮﻳﻦ ﺯﺑﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﻫﻤﻮﺍﺭﻩ ﺑﻮﺩ ﺩﺭ ﮔﻔﺖ ﻭ ﮔﻮﻳﺶ


ﻋﺰﻳﺰ ﮔﺮﺍﻣﻲ ! ﺧﺪﺍﻱ ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﺩ ﻛﻪ ﻫﻤﻪ ﺑﻨﺪﻩ ﻫﺎﻳﺶ، ﺩﺭ ﻣﺴﻴﺮ ﺣﻖ ﻭ ﻫﺪﺍﻳﺖ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﻴﺮﻧﺪ . ﺍﺯ ﺗﻤﺎﻡ ﻇﺮﻓﻴﺖ ﻭﺟﻮﺩﻱ ﺧﻮﺩ، ﺑﺮﺍﻱ ﺩﺳﺘﻴﺎﺑﻲ ﺑﻪ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﻭ ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﻲ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻛﻨﻨﺪ؛ ﻣﮕﺮ ﺍﻳﻦ ﻛﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ، ﺧﻮﺩﺵ ﻣﺎﻧﻊ ﺍﺯ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﻲ ﻭ ﻟﻄﻒ ﺷﻮﺩ ﻭ ﺑﺎﻋﺚ ﻣﺤﺮﻭﻣﻴﺖ ﺧﻮﻳﺶ ﮔﺮﺩﺩ . ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﺭﻭ ﺭﺍﻩ ﺗﻮﺑﻪ ﻭ ﺑﺎﺯﮔﺸﺖ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﻱ ﺁﻧﺎﻥ ﮔﺸﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ . ﺁﻳﺎ ﻧﺸﻨﻴﺪﻩ ﺍﻱ ﮐﻼﻡ ﻧﻮﺍﺯﺷﮕﺮ ﺍﻭ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺣﺒﻴﺒﺶ ﻓﺮﻣﻮﺩ : ﺍﺯ ﻃﺮﻑ ﻣﻦ ﺑﻪ ﺑﻨﺪﮔﺎﻧﻢ ﺑﮕﻮ :
ﺍﻱ ﺑﻨﺪﮔﺎﻥ ﻣﻦ ، ﺍﻱ ﮐﺴﺎﻧﻲ ﮐﻪ ‏( ﺑﺎ ﮔﻨﺎﻩ ﻭ ﻣﻌﺼﻴﺖﻫﺎ ‏) ﺑﺮ ﺧﻮﺩ ﺳﺘﻢ ﺭﻭﺍ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺍﻳﺪ ! ﺍﺯ ﺭﺣﻤﺖ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻧﻮﻣﻴﺪ ﻧﺸﻮﻳﺪ ﻛﻪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ‏( ﺩﺭ ﺻﻮﺭﺕ ﺗﻮﺑﻪ ﮐﺮﺩﻥ ‏) ﻫﻤﻪ ﮔﻨﺎﻫﺎﻥ ﺭﺍ ﻣﻲﺁﻣﺮﺯﺩ، ﭼﻪ ﺍﻳﻦ ﻛﻪ ﺍﻭ ﺑﺨﺸﻨﺪﻩ ﻭ ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﺍﺳﺖ 1)" ‏) ﭘﺲ ﻧﺪﺍﻱ ﺣﻀﺮﺗﺶ ﺭﺍ ﺑﺸﻨﻮ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺳﺮ ﻟﻄﻒ ﻣﻲ ﮔﻮﻳﺪ :
ﻏﺮﻕ ﮔﻨﻪ ﻧﺎ ﺍﻣﻴﺪ ﻣﺸﻮ ﺯ ﺩﺭﺑﺎﺭ ﻣﺎ ﮐﻪ ﻋﻔﻮ ﮐﺮﺩﻥ ﺑﻮﺩ، ﺩﺭ ﻫﻤﻪ ﺩﻡ ﮐﺎﺭ ﻣﺎ
ﺑﻨﺪﻩ ﺷﺮﻣﻨﺪﻩ ﺗﻮ، ﺧﺎﻟﻖ ﺑﺨﺸﻨﺪﻩ ﻣﻦ ﺑﻴﺎ ﺑﻬﺸﺘﺖ ﺩﻫﻢ، ﻣﺮﻭ ﺗﻮ ﺩﺭ ﻧﺎﺭ ﻣﺎ
ﺗﻮﺑﻪ ﺷﮑﺴﺘﻲ ﺑﻴﺎ، ﻫﺮ ﺁﻧﭽﻪ ﻫﺴﺘﻲ ﺑﻴﺎ ﺍﻣﻴﺪﻭﺍﺭﻱ ﺑﺠﻮ، ﺯ ﻧﺎﻡ ﻏﻔﺎﺭ ﻣﺎ
ﺭﺍﻩ ﺗﻮﺑﻪ ﺑﻪ ﺭﻭﻱ ﻫﻤﻪ ﮔﻨﺎﻫﻜﺎﺭﺍﻥ ، ﺑﺎﺯ ﺍﺳﺖ، ﺯﻳﺮﺍ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻏﻔﻮﺭ ﻭ ﺭﺣﻴﻢ ﺍﺳﺖ : ﻫﻤﻪ ﮔﻨﺎﻫﺎﻥ ‏( ﺣﺘﻲ ﺷﺮﻙ ﻭ ﻛﻔﺮ ﻭ ﻧﻔﺎﻕ ﻭ ﺍﺭﺗﺪﺍﺩ ‏) ﺭﺍ ﻣﻲ ﺁﻣﺮﺯﺩ،
ﺑﺎ ﺗﻮﺑﻪ ﺣﻘﻴﻘﻲ ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺁﺛﺎﺭ ﻭﺿﻌﻲ ﻭﺗﮑﻠﻴﻔﻲ ﮔﻨﺎﻩ ﻣﺤﻮ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ ﻭﮔﻨﺎ ﻫﮑﺎﺭ ﺍﺯ ﮔﻨﺎﻫﺎﻥ ﭘﺎﮎ ﻣﻲ ﮔﺮﺩﺩ، ﺑﻠﻜﻪ ﮔﻨﺎﻫﻜﺎﺭ ﺗﻮﺑﻪ ﻛﻨﻨﺪﻩ ﻣﺤﺒﻮﺏ ﻭ ﺩﻭﺳﺖ ﺧﺪﺍ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ ! ﭼﻪ ﺍﻳﻦ ﻛﻪ ﺧﻮﺩ ﻓﺮﻣﻮﺩ : ﺍِﻥّ ﺍﻟﻠﻪ ﻳﺤﺐّ ﺍﻟﺘﻮﺍﺑﻴﻦ ‏( 1 ‏) ؛ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺗﻮﺑﻪ ﻛﻨﻨﺪﮔﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﻣﻲ ﺩﺍﺭﺩ .
ﻛﺴﻲ ﻛﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﻭ ﻣﺤﺒﻮﺏ ﺧﺪﺍ ﺷﺪ، ﺧﺪﺍ ﻋﺰﻳﺰﺵ ﻣﻲ ﺩﺍﺭﺩ ؛ ﻫﻤﻪ ﮔﻨﺎﻫﺎﻥ ﻛﺒﻴﺮﻩ ﻭ ﺻﻐﻴﺮﻩ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻣﻲ ﺑﺨﺸﺪ . ﻭ ﺁﺑﺮﻭﻱ ﺩﻭﺳﺘﺶ ﺭﺍ ﺣﻔﻆ ﻣﻲ ﮐﻨﺪ .
ﺍﻣّﺎ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺍﻳﺪ : ﭼﻪ ﻛﺎﺭ ﻛﻨﻴﻢ ﻛﻪ ﻣﻮﺭﺩ ﺑﺨﺸﺶ ﺣﻖ ﺗﻌﺎﻟﻲ ﻗﺮﺍﺭ ﺑﮕﻴﺮﻳﻢ .
ﺩﺭ ﮔﺎﻡ ﺍﻭﻝ ﭘﺲ ﺍﺯﻣﻌﺮﻓﺖ ﭘﻴﺪﺍ ﮐﺮﺩﻥ ﻭ ﺑﻴﺪﺍﺭ ﺷﺪﻥ ﻗﻠﺐ ﻭ ﭘﺸﻴﻤﺎﻧﻲ ﺍﺯ ﮔﻨﺎﻩ، ﺍﺯ ﮔﻨﺎﻫﺎﻥ ﮔﺬﺷﺘﻪ ، ﺑﺎﻳﺪ ﺗﻮﺑﻪ ﮐﻨﻴﺪ . ﻳﻌﻨﻲ ﺗﺼﻤﻴﻢ ﺟﺪّﻱ ﻭ ﺣﺘﻤﻲ ﺑﺮ ﺗﺮﮎ ﮔﻨﺎﻩ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻴﺪ، ﺑﺎﺑﺖ ﮔﻨﺎﻫﺎﻥ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﺍﺳﺘﻐﻔﺎﺭ ﮐﻨﻴﺪ . ﺑﺎ ﮔﺮﻳﻪ ﻭ ﺍﻟﺘﻤﺎﺱ ﺍﺯ ﺧﺪﺍ ﺑﺨﻮﺍﻫﻴﺪ ﺗﺎ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﺑﻴﺎﻣﺮﺯﺩ ﻭ ﺑﻪ ﺑﻨﺪﮔﻲ ﺧﻮﻳﺶ ﺑﭙﺬﻳﺮﺩ .
ﺩﺭ ﮔﺎﻡ ﺑﻌﺪﻱ ﺑﺎﻳﺪ ﺩﻳﺪ ﮐﻪ ﺁﻥ ﮔﻨﺎﻩ ﮐﺒﻴﺮﻩ ﭼﻴﺴﺖ ؟ ﭼﻮﻥ ﺗﻮﺑﻪ ﻛﺮﺩﻥ ﺍﺯ ﮔﻨﺎﻫﺎﻥ , ﺑﺴﺘﮕﻲ ﺑﻪ ﮔﻨﺎﻫﻲ ﺩﺍﺭﺩ ﻛﻪ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ . ﺍﮔﺮ ﮔﻨﺎﻫﻲ ﻣﺸﺘﻤﻞ ﺑﺮ ﺣﻖ ﺍﻟﻨﺎﺱ ﺍﺳﺖ , ﺑﺎﻳﺪ ﺣﻖ ﺍﻟﻨﺎﺱ ﺍﺩﺍ ﺷﻮﺩ ﻭ ﺣﻘﻮﻕ ﺿﺎﻳﻊ ﺷﺪﻩ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺟﺒﺮﺍﻥ ﮔﺮﺩﺩ .
ﺍﮔﺮ ﮔﻨﺎﻩ ﮐﺒﻴﺮﻩ ﺣﻖ ﺍﻟﻠﻪ ﺍﺳﺖ ﻣﺜﻞ ﻧﻤﺎﺯ ﻭ ﺭﻭﺯﻩ , ﺑﺎﻳﺪ ﻗﻀﺎ ﺷﻮﺩ . ﺍﮔﺮ ﮔﻨﺎﻩ ﺣﻖ ﺍﻟﻨﻔﺲ ﻣﺜﻞ ﺍﺳﺘﻤﻨﺎ ﻭ ﭼﺸﻢ ﭼﺮﺍﻧﻲ ﺑﺎﺷﺪ ،ﻫﻤﺎﻥ ﮔﺎﻡ ﻫﺎﻱ ﺍﻭﻟﻴﻪ ‏( ﻳﻌﻨﻲ ﭘﺸﻴﻤﺎﻧﻲ ﻭ ﺗﻮﺑﻪ ﻭ ﺗﺼﻤﻴﻢ ﺟﺪﻱ ﺑﺮ ﺗﺮﮎ ﮔﻨﺎﻩ ﻭ ﺍﺳﺘﻐﻔﺎﺭ ‏) ﮐﺎﻓﻲ ﺍﺳﺖ . ﻣﻬﻢ ﺁﻥ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺗﺼﻤﻴﻢ ﺛﺒﺎﺕ ﻭ ﺍﺳﺘﻮﺍﺭﻱ ﺑﺎﺷﺪ .
ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﺗﻮﺑﻪ ﻣﻲ ﺗﻮﺍﻧﻴﺪ ﻛﺘﺎﺏ ﻫﺎﻯ ﻗﻠﺐ ﺳﻠﻴﻢ ﻭ ﮔﻨﺎﻫﺎﻥ ﻛﺒﻴﺮﻩ ﺷﻬﻴﺪ ﺩﺳﺘﻐﻴﺐ ﻭ ﻛﺘﺎﺏ ﺍﺧﻼﻕ ﻋﻤﻠﻰ ﺍﺯ ﺁﻳﺔﺍﻟﻠﻪ ﻣﻬﺪﻭﻯ ﻛﻨﻰ ﻭ ﻣﻌﺮﺍﺝ ﺍﻟﺴﻌﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﻣﺮﺣﻮﻡ ﻣﻼ ﺍﺣﻤﺪ ﻧﺮﺍﻗﻰ ﺭﺍ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﻛﻨﻴﺪ .
ﭘﻲﻧﻮﺷﺖﻫﺎ :
.1 ﺑﻘﺮﻩ ‏( 2 ‏) ، ﺁﻳﻪ .22




نوع مطلب :
برچسب ها : نسیم ظهور، وبلاگ نسیم ظهور، بعد از توبه چکار کنیم وچکار نکنیم؟،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 9 فروردین 1397 :: نویسنده :
[
]



نوع مطلب :
برچسب ها : تماشاکده نسیم ظهور، ساده لوحی مسئولین دولتی، حسن روحانی، سادگی وساده لوحی، فریفته غرب، غربزده ها، لیبرال ها،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 9 فروردین 1397 :: نویسنده :
آرزوی مرگ


وقایع شب اول قبر . . .

مقدمه 

قَالَ النَّبِیُّ ص النَّاسُ نِیَامٌ فَإِذَا مَاتُوا انْتَبَهُوا: مردم در خوابند هنگامی که مردند بیدار می شوند (بحار الأنوار ،ج‏50 ،134. مجموعه ورام ،ج 1 ،ص 145) .

عالم قبر آخرین منزل دنیا و اولین منزل آخرت است که هرگز از آن به سمت دنیا بازگشتی نیست. با آغاز مرگ و ورود به قبر ،کار دینداری و تکالیف الهی به پایان می رسد، شک و تردید برطرف می شود و ایمان به حقایق آخرت کامل می شود اما این ایمان دیگر هیچ سودی نخواهد داشت. ایمان زمانی ارزشمند است که ایمان به غیب باشد وقتی همه چیز آشکار شد و انسان بدون اختیار، تسلیم قدرت الهی شد، ایمان دیگر ارزشی ندارد. دیگر چیزی به اعمال صالح اضافه نمی شود؛  مگر آنکه خود، باقیات صالحات بجا گذاشته باشد یا اینکه بازماندگان چیزی برایش  بفرستند. گناهی نیز از گناهانش کم نمی شود؛ مگر آنکه اثر اعمال صالح خودش در دنیا هنوز باقی باشد و بتواند کفاره گناهی را تحمل کند یا آنکه کسی برایش استغفار و طلب بخشش نماید. بنابراین عالم قبر همواره با عذاب حسرت عجین است. حسرت باور نکردن و ایمان نیاوردن. حسرت فرصت های از دست رفته . حسرت اعمال به ریا آلوده شده و ... .  

 

شب اول قبر

اللَّهُمَّ إِنِّی أَعُوذُ بِكَ مِنْ عَذَابِ الْقَبْرِ وَ مِنْ ضِیقِ الْقَبْرِ وَ مِنْ ضَغْطَةِ الْقَبْر.  (مكارم الأخلاق،قسمتی از دعای هر صبح وشام از امام صادق  ص 279) خداوندا از عذاب قبر و تنگى و فشار قبر بتو پناه میبرم .

به محض ورود میت به قبر ، شب اول قبر آغاز می شود .که ممکن است تحمل همان سختی های اولیه ، جهت آشنایی با جهان آخرت ، پذیرفتن حقایق هولناکی چون حساب و کتاب ،نکیر و منکر ،برزخ و قیامت و... باشد.لذا سخت ترین شبی است که میت تجربه می کند و گریزی از آن نیست اما چون به شدت متاثر از اعمال و نیات افراد است ،می توان کیفیت آن را به دست خود تغییر داد و از وحشت و فشار آن کاست و بزرگانی چون ائمه معصومین را به فریادرسی طلبید.لذا هر چند شب اول قبر حتی برای مومن هم سخت است اما با وجود فرشته های الهی و اعمال نیک خود مومن و حضرات معصومین ، می تواند برای مومن بسیار آسانتر و بلکه غیر قابل مقایسه با شب اول قبر کافر و فاسق باشد.

 

نکیر و منکر

سوالات نکیر و منکر از مهمترین حوادث شب اول قبرند. بنابر روایاتی که در حد تواترند ، این دو فرشته( که هیبت زیادی داشته و موجب رعب میت می شوند) ماموران خداوند برای بررسی اعتقادات شخص تازه ‌در گذشته هستند. در برخی روایات از این دو فرشته به «دو نگهبان قبر» تعبیر شده است. نکیر و منکر در شب اول قبر وارد می شوند. یکی در جانب راست و دیگری در جانب چپ متوفی قرار می گیرد و شروع به پرسیدن سوالاتی از او می کنند.

این سوالات راجع به اعتقادات مهم، همچون خدایت کیست. پیامبر و امامت کیست. و جوانیت را در  چه راهی صرف کردی می باشد. قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ: «إِنَّ الْعَبْدَ  إِذَا دَخَلَ حُفْرَتَهُ یَأْتِیهِ مَلَكَانِ:اَحَدُهُمَا مُنْكَرٌ وَ الْآخَرُ نَكِیرٌ، فَأَوَّلُ مَا یَسْأَلَانِهِ عَنْ رَبِّهِ وَ عَنْ نَبِیِّهِ وَ عَنْ وَلِیِّهِ، فَإِنْ أَجَابَ نَجَا، وَ إِنْ تَحَیَّرَ عَذَّبَاه»،(كشف المحجة لثمرة المهجة، ص: 273) رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله و سلّم فرموده است: همانا بنده هنگامى كه داخل قبر خود شود دو ملك نزد او حاضر شوند (یكى منكر و دیگرى نكیر است) و اول چیزى كه از وى سؤال كنند (از پروردگار، و پیغمبر، و امام او سؤال نمایند) پس اگر جواب دهد نجات یافته است، و اگر متحیر بماند و جواب نگوید عذابش نمایند.

پیغمبر- صلّى اللّه علیه و آله و سلّم- سؤال كردند، فرمود: نماز از واجبات دین است ...شفیع نزد ملك الموت، و مونس قبر و فرش زیر پهلو است. جواب نكیر و منكر است

از امام صادق(علیه السلام) نقل است که:  چون در قبر خود داخل شود دو فرشته قبر (نكیر و منكر) نزد او آیند در حالى كه موهاى خود را به زمین می كشند و با پاهاى خود زمین را می شكافند، صداى ایشان مانند صداى سخت رعد و چشمهایشان مانند برق خیره‏كننده چشم است و به او می گویند: كیست پروردگار تو و چیست دین تو و كیست پیغمبر تو؟ می گوید: خدا پروردگار من و اسلام دین من و محمد (ص) پیغمبر من است، پس به او می گویند خداوند تو را در آنچه كه دوست می دارى و به آن راضى و خشنودى ،ثابت و استوار گرداند. (طرائف الحكم یا اندرزهاى ممتازترجمه‏ج‏2،152 )

فرشته

نیز در خبرست آن شب كه مرده را در گور نهاده باشند منكر و نكیر علیهما السّلام مى‏آیند بر روى سیاه و چشمهاى أزرق ، و به دندان پیشین زمین می درند، و همچون رعد می غرّند، و از هر دو چشمانشان آتش می جهد، اگر مرده مؤمن و طاعتكار بود عقل و هوشش بجاى بماند و به جواب و حجّت ، ایشان را دفع كند و قبر وى باغی گردد از باغ‏هاى بهشت، و اگر کافر و فاسق باشد در ماند و  قبرش گودالى گردد از گودالهای‏هاى دوزخ. (شهاب الأخبار با ترجمه،متن،80 ،الباب الاول)‏

تعابیری همچون « شرّ نکیر و منکر » یا « هول نکیر و منکر » که در روایات آمده است، به دلیل ترس و اضطرابی است که با دیدن این دو فرشته، به سراغ میت می‌آید؛ از این رو خواندن سوره ملک، برای خلاصی از ترس و وحشت پس از مرگ سفارش شده است؛ در برخی دعاها نیز خلاصی از این مرحله دشوار طلب شده است.

همچنین به نزدیکان میت سفارش شده است که پس از خاکسپاری، میت را تنها نگذارند و با تلقین به او، در پاسخ دادن به سئوالات نکیر و منکر یاری‌اش کنند). اصول کافی،‌ باب المسأله فی القبر  2/ 634 و 3/201 )

البته در برخی روایات نقل است که سوال قبر مخصوص همه نیست بلکه فقط از کسانی که دارای ایمان محض یا کفر محض هستندسوال می شود  و حساب و کتاب بقیه موکول به روز قیامت است .

لَا یُسْأَلُ فِی الْقَبْرِ إِلَّا مَنْ مَحَضَ الْإِیمَانَ مَحْضاً أَوْ مَحَضَ الْكُفْرَ مَحْضاً وَ الْآخَرُونَ یُلْهَوْنَ عَنْهُم( الكافی، ج‏3، 235)

در قبر سوال نمی شود مگر از کسانی که ایمان خالص یا کفر خالص دارند و از افراد دیگر صرف نظر می شود.

این روایت به صورتهای دیگر نیز از ائمه معصومین نقل شده است. ابوبکر حضرمی می گوید از امام صادق(علیه السلام) پرسیدم: من المسئولون فی قبورهم: از چه کسانی در قبرهایشان سوال می شود فرمود: از کسانی که ایمان خالص یا کفر خالص دارند. (فروع کافی ،ج2،ص 237)

به دلیل تناقضی که این روایات با دسته ای دیگر از روایات مربوط به عمومیت سوال نکیر و منکر دارند، بعضی از علما معتقدند که سوالهای خاص(بررسی دقیق اعمال) مربوط به مومن محض و کافر محض است و از دیگران فقط راجع به کلیات سوال می شود و از جزئیات در قبر پرسیده نمی شوند.(عالم برزخ در چند قدمی ما: محمد محمدی اشتهاردی، ص109)

شاید به دلیل همین حساب و کتاب است که برخی روز قیامت بی حساب و معطلی وارد بهشت یا جهنم می شوند اما بقیه باید اعمالشان به دقت مورد محاسبه قرار گیرد.

برای نجات از عذاب نکیر و منکر و آسان شدن پاسخ گویی برخی از اعمال معرفی شده اند اعمالی که بیشتر مورد تاکید قرار گرفته اند عبارتند از :

 

نماز 

(2) ضمرة بن حبیب گوید راجع به نماز از پیغمبر- صلّى اللّه علیه و آله و سلّم- سؤال كردند، فرمود: نماز از واجبات دین است ...شفیع نزد ملك الموت، و مونس قبر و فرش زیر پهلو است. جواب نكیر و منكر است.(نصحایح ،369، نماز بیست و نه خاصیت دارد ... )

 

نماز شب

و امام صادق علیه السّلام از پدرانش از پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله و سلم نقل كردند كه: نماز شب باعث خشنودى خدا و دوستى فرشتگان مى‏گردد و... جواب منكر و نكیر و مونس و زائر او در قبر مى‏گردد.

 

روزه ماه شعبان

هر كس نُه روز از ماه شعبان را روزه بگیرد منكر و نكیر به هنگام سؤال، با وى مهربان و با عطوفت خواهند بود.( ثواب الاعمال وعقاب الاعمال ،شیخ صدوق ،ص82)

 

دوستی وپیروی از حضرت علی علیه السلام

هر كس على را دوست بدارد خداوند ... ترس منكر و نكیر را از او دور مى‏گرداند و قبرش را روشن مى‏سازد و چهره‏اش را نورانى مى‏نماید. (الإیمان و الكفر بحار الانوار،ج‏1،2





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 9 فروردین 1397 :: نویسنده :


از ظهور تا قیامت چه اتفاقاتی رخ میدهد؟؟

سرآغاز ظهور را باید تاریخ 23 ماه رمضان پیش از ظهور(عاشورا) بدانیم. در صبحگاهان این روز جبرییل امین و ملک مقرب خداوند ندا در می دهد:«صبح نزدیک شد. بدانید حق با مهدی (و در برخی روایات آل علی(ع)) و شیعیان اوست. این ندا را همگان به زبان خویش می شوند و با شنیدن این صدا خواب ها بیدار، نشسته ها ایستاده می شوند

* مقدمه

ظهور امام عصر(ع) واقعه ای شریف است که از زمان حضرت آدم(ع)1 بسیاری چشم انتظار وقوع آن بوده اند و در رأس آنان می توان از انبیا و رسولان الهی و پیروان ایشان یاد کرد. در منابع مختلف و کتاب های مقدس ادیان آسمانی و غیر آسمانی متعددی می توان در این رابطه مطالبی یافت.2 در این میان، مطالبی که در منابع اسلامی آمده به مراتب بیش از دیگر متون است. با این حال با مطالعه مطالب و روایاتی که درباره ظهور در متون اسلامی آمده چند نکته مهم و اساسی جلب توجه می نماید:

1. به رغم اهمیت و جذابیت ظهور و دوران پس از آن، جز تصویری اجمالی و کلی از آن دوره ارائه نشده است. آثار مانند «عصر زندگی» نوشته محمد حکیمی، چشم اندازی به حکومت جهانی حضرت مهدی(ع) نوشته نجم الدین طبسی و دولت کریمه امام زمان(ع) نوشته مرتضی مجتهدی سیستانی آثار شاخصی هستند که به تبیین این دوره پرداخته اند. هرچند محققان و مؤلفان این آثار تلاش در خور تقدیری برای به تصویر کشیدن این عصر داشته اند، امّا هر خواننده ای با مطالعه این آثار ارزشمند به خوبی و در نهایت وضوح، اجمالی بودن روایات توصیف کننده این دوران را درمی یابد. این اجمال را باید ناشی از ضعف درک و ناتوانی ساکنان دوره های پیش از ظهور به خصوص مقطع صدور احادیث و مخاطبان اهل بیت(ع) در فهم و تصور اجزای آن دوره بدانیم؛ برای نمونه و فهم بهتر می توان حالتی را تصور کرد که شما قصد دارید برای کسی که پانصد سال قبل می زیسته از اینترنت و موشک و تلفن همراه صحبت کنید. در چنین شرایطی شما هیچ چاره ای جز بیان اجمالی ندارید؛ زیرا اجزای توصیف شما هر قدر بیشتر شود بر سردرگمی او نیز افزوده می گردد. حال شرایطی را تصور کنید که معصومان(ع) حدود دوازده قرن قبل بنا داشته اند از دوره ای صحبت به میان آورند که در آن عقول کامل می شود،3 علوم رشدی در حد سیزده و نیم برابر پیدا می کنند،4 پایین ترین سطح سواد عمومی جامعه به حد اجتهاد می رسد5 و... طبیعی است که جز بیان اجمالی چاره ای نیست و ما هرگز نمی توانیم تصور کنیم اگر کم سوادترین فرد یک جامعه مجتهد باشد، باسوادترین و عالمترین شخص چه سوادی خواهد داشت. به این موارد باید حضور ملائک و جنیان را در مناسبات روزمره اجتماع افزود.6

2. منابع، گزارش ها و روایاتی که در آنها به ویژگی های جهان پس از ظهور اشاره شده است، از حیث اعتبار و صحت اسناد، متنوعند. برخی از آنها را می توان مسلم و صحیح دانست و در عین حال درباره برخی نمی توان با قاطعیت اظهار نظر کرد. گاه روایاتی دیده می شوند که از حیث سند یا محتوا به نظر ضعیف و دارای مشکل می آیند، امّا با گذر ایام صحت آنها اثبات می شود؛ لذا همه این روایات را نمی توان با یک چشم نگریست و در حال حاضر اظهار نطر قطعی نمود. نگاه ما در این نوشتار نیز از حیث ترتیب مطالب، صحت و اسناد و ... اظهار نظر قطعی نیست و صرفاً بر اساس آنچه به دست ما رسیده حوادث و جریانات پس از ظهور را دنبال نموده ایم.

3. درباره برخی از این روایت ها نیز باید گفت، اصل ماجرا و اصل آنها متواتر و صحیح است امّا درباره جزئیات آن نمی توان با چنین جزمی سخن گفت؛ برای نمونه هرچند به تصریح روایات سفیانی شخصیتی است که در آستانه ظهور امام عصر(ع) شورش خواهد نمود امّا در عین حال نمی توان درباره تعداد افرادی که به دست او در نجف و بغداد و دیگر شهرهای عراق یا مدینه کشته خواهند شد صحبت نمود؛ زیرا معلوم نیست تعداد بیان شده در روایات7 بیان کننده کثرت بوده اند یا تعداد دقیق. یا در مواردی مانند طلوع خورشید از مغرب نمی توان به قطع گفت آیا منظور واقعا تغییر در روال عادی طبیعت است یا باید برای فهم این عبارت از ابزاری مانند تاویل(که البته علم اصلی آن نزد اهل بیت علیهم است) تمسک جست؟!

4. درباره مدت حکومت امام عصر(ع) عبارات مختلفی یافت می شود که گاه صحبت از 3 یا 5 یا 7 سال است و گاه 309 سال. دیدگاه مختار ما در این نوشتار رقم حداقل 309 سال است8 با تأکید بر اینکه نمی دانیم این 309 سال بر اساس محاسبات عادی ماست یا بر اساس محاسبات روزهای قیامت و خدایی که به تصریح آیة 47 سورة حج و آیة چهارم سورة معارج هر سال خدایی معادل پنجاه هزار سال های ماست. احتمال اینکه محاسبات سال و ماه در این دوره حالت سومی باشد منتفی نیست، به خصوص که جریان طبیعت در آن دوره با دوره های پیش از خود متفاوت است. برای نمونه اینکه در روایات آمده مردم با وجود نور امام عصر(ع) از نور خورشید بی نیاز می شوند9 اگر بیانی تأویل پذیر نباشد و دقیقاً همین اتفاق بیفتد باید معیار دیگری برای شمارش سال و ماه و حتی روز و ساعت به کار گرفته شود؛ زیرا مبنای محاسبه ما برای ساعت، روز، هفته و ماه و سال خورشید است. ما از این مطلب نیز بی اطّلاعیم.

* از ظهور تا قیامت

هرچند راویان و مؤلفان حوزه مهدویت مانند بسیاری دیگر از حوزه های اسلامی چندان به موضوع توالی حوادث و اتفاقات توجه جدی نداشته اند و از همین رو مجموعه قابل توجهی از آنچه امروز درباره گذشته و آینده در اختیار داریم فاقد ترتیب و توالی تاریخی هستند با این اگر مجموعه روایات بیان کننده ظهور را اگر کنار هم بچینیم با در نظر گرفتن مقدمات پیش گفته می توان مقاطع پس از ظهور را چنین تصویر نمود:

1. ظهور اصغر

غیبت امام عصر(ع) دارای دو مرحله صغری و کبری بود. مرحله اوّل تا سال 329 هجری ادامه یافت و از آن پس مرحله دوم آغاز گشت. تا کنون حدود یازده قرن از آن تاریخ می گذرد. هرچند مجموعه ای از روایات از معصومان پیش از امام زمان(ع) درباره غیبت نقل شده و دهان به دهان و سینه به سینه در میان شیعیان منتقل می شد امّا با این حال برای آماده سازی شیعیان ماجرای غیبت طی دو مرحله رخ داد. جالب اینجاست که به رغم این تمهید و مقدمه چینی، بنا بر آنچه در برخی منابع تاریخی آمده شیعیان به فرقه های متعدد تقسیم شدند10 و با زحمات بزرگانی مانند شیخ کلینی، شیخ صدوق و شیخ مفید بود که از آن فرقه ها تنها شیعیان دوازده امامی باقی ماندند.11

یکی از اتفاقات مهمی که در دوره غیبت کبری افتاده و به راحتی می توانیم آن را در اطراف خود ببینیم عادت کردن شیعیان به غیبت امام عصر(ع) است. این ماجرا تا آنجا پیش می رود و ادامه می یابد که به تعبیر روایات مردم می گویند به ایشان و خاندان پیامبر(ص) ما را نیازی نیست.12 از همین رو پیش از ظهور حضرت مهدی(ع) دوره ای را که از آن با عنوان دوره ظهور اصغر یاد می شود، شاهد خواهیم بود که همانند دوره غیبت صغری زمینه ساز دوره بعد خواهد شد. روایات مقطع کوتاهی پیش از ظهور را چنین توصیف کرده اند که نام حضرت مهدی(ع) بر زبان ها جاری شده و سیراب محبت ایشان می گردند.13 برخی بزرگان بر این باورند که اندکی بیش از پنجاه سال است که در این دوره قرار گرفته ایم.14

2. آستانه ظهور (آغاز فعالیت های سفیانی و یمانی)

آنچه در روایات با عنوان نشانه های حتمی ظهور از آنها یاد شده پنج موردند که شورش سفیانی در شام و قیام یمنی به طور همزمان در ماه رجب پیش از ظهور (شش ماه قبل از آن) اتفاق می افتند.15 از این مقطع به بعد مجموعه ای از اتفاقات رخ می دهند که غالباً اقدامات و جنایات سفیانی و سپاهیانش است. این مجموعه اتفاقات که علاقه مندان، می توانند تفصیل آن را در کتاب «شش ماه پایانی» مطالعه نمایند، فضای جهان را ملتهب می کند و نوعی آشفتگی جدی در جهان نمایان می شود.

3. ظهور محدود: صیحه تا شهادت نفس زکیه

سرآغاز ظهور را باید تاریخ 23 ماه رمضان پیش از ظهور(عاشورا) بدانیم. در صبحگاهان این روز جبرییل امین و ملک مقرب خداوند ندا در می دهد:«صبح نزدیک شد. بدانید حق با مهدی (و در برخی روایات آل علی(ع)) و شیعیان اوست.16

این ندا را همگان به زبان خویش می شوند و با شنیدن این صدا خواب ها بیدار، نشسته ها ایستاده می شوند.17 این اوصاف را برخی به ابزارهای مدرن امروزی تاویل می کنند گویا حضرت جبرییل برای رساندن پیام الهی نیازمند ماهواره و اینترنت است. این تصور ناشی از ضعف ایمان ما نسبت خداوند، بی اطلاعی از خلقت و قدرت ملائکه الهی و به خصوص مقربان آنها و نیز حجت مند و بر حق دانستن ابزارهای مدرن است. اوصافی که برای این ندا بیان شده هرگونه احتمال دیگری غیر از صریح آنچه را در روایت آمده منتفی می سازد؛ به خصوص اینکه اولاً همه آن را همزمان می شوند، ندا از آسمان است و حتی افراد خسبیده با این صدا از خواب بیدار می شوند. لازمه قبول آن تأویل چنین است که ما حالتی را تصور کنیم که برنامه ای به طور زنده و به مستمر از آسمان و همزمان در تمام نقاط عالم و به زبان های مختلف پخش شوند و گیرنده هایی در جای جای عالم وجود داشته باشد که ثانیه ثانیه این برنامه را با صدای رسا و کیفیتی عالی دریافت کند. مجموعه این تصورات به نظر می آید جز خیالی بیش نیست.

بعدازظهر یا شامگاهان همان روز ابلیس بانگ برمی آورد که حق با عثمان است.18 فرض پخش رسانه ای این بانگ منتفی نیست؛ زیرا نه حقانیتی دارد و نه اوصافی به مانند ندای جبرییل امین برای آن برشمرده شده است.

نکته مهم درباره این دو بانگ آسمانی این است که به طور طبیعی باید تفاوت میان دو جریان شناخته شده باشد: جریان شیعی به رهبری فرزند امیرالمومنین(ع) و جریان عثمانی که در دو ندای حضرت جبرییل(ع) و ابلیس لعین مردم بدان ها دعوت می شوند. به عبارت دیگر باید این مطلب را حاکی از حذف یا تضعیف تمام رقبای فکری یا دینی دانست.

همان طور که در بند بعد خواهیم دید امام عصر(ع) در این مقطع ظهور محدودی برای افراد معدودی خواهند داشت که نتیجه اقدامات ایشان اعزام نفس زکیه به مکه است.

4. آغاز دعوت: شهادت نفس زکیه تا عاشورا

پس از وقوع مجموعه همه حوادثی که تا به حال از آنها یاد کردیم شعاع های نورانی آن خورشید تابان بیش از پیش نمایان گشته و حضرت مهدی(ع) فرستاده ای از جانب خویش به مکه اعزام می کنند که علاوه بر روشن شدن اوضاع و کسب خبر از آنها مقدمات آن انقلاب مبارک را فراهم کند. جوانمردی هاشمی (محمد بن الحسن که همان نفس زکیه است)، در بیست و پنجم ماه ذی الحجة پس از قیام خویش وارد مسجدالحرام شده و بین رکن و مقام ایستاده و نامه ای شفاهی از ناحیه حضرت را برای مردم مکه قرائت می کند که در این نامه خبری از توهین و بی احترامی و تهدید نیست و ضمن آن حضرت از مردم مکه طلب یاری و نصرت می کنند. بقایای نظام منحوس حاکم در حجاز جرمی شنیع مرتکب شده و وی را در حالی که بین رکن و مقام ایستاده، شهید می کنند که این جرم عاقبت آنها را مشخص می کند و معلوم می سازد که حضرت 15 روز بعد19 که بناست ظهور شریفشان رخ بدهد، باید با آنها چگونه رفتار بکنند.چنین فاجعه دردناکی در مدینه بر سر پسر عموی نفس زکیه - که نام خودش محمد و نام خواهر (دوقلویش) فاطمه است - می آید و هر دو را بر سر در مسجدالنبی(ص) اعدام می کنند.

ابو بصیر هم از امام باقر(ع) ضمن حدیثی بلند روایت کرده است:«حضرت مهدی(ع) به یاران خویش می فرمایند: ای قوم (همراهان) اهالی مکه مرا نمی خواهند ولی برای آن که حجت بر آنها تمام شود و خود هم به وظیفه ام عمل کرده باشم (یکی از شما را) به سوی آنها می فرستم. سپس یکی از یارانشان را خوانده و به او می فرمایند: به سوی اهل مکه برو و بگو: ای اهالی مکه من فرستاده فلانی (حضرت مهدی(ع)) هستم و او برای شما چنین پیغام فرستاده که ما خاندان رحمت و معدن رسالت و خلافتیم. ما نوادگان حضرت محمد(ص) و سلاله پیامبران هستیم به ما ظلم شده وآزار رسانده اند و ما را سرکوب کرده اند. حقمان را تا به امروز به زور از زمان رحلت پیامبر(ص) گرفته اند. از شما طلب یاری می کنیم پس یاریمان کنید. وقتی این جوانمرد این پیام را رساند به سوی او می آیند و مابین رکن و مقام او را که نفس زکیه است می کشند.»20

5 ظهور اکبر: عاشورا

ظهور امام عصر(ع) به تصریح آنچه در روایات آمده مصادف با روز عاشورا و بنابر مشهور جمعه یا به تعبیر برخی روایات شنبه21 خواهد بود.22 یاران امام عصر(ع) دسته ای شبانه و دسته ای بامدادان با سوار شدن بر ابرها یا طی الارض خود را به امام(ع) می رسانند.23

6. عاشورا تا ربیع الاول سال اوّل ظهور

در این مقطع در میان یاران امام، به طور شاخص می توان یمانی و خراسانی را مشاهده نمود که از دو منطقه خاورمیانه با سپاهیان خویش به یاری امام می شتابند. بنابر روایات یمانی از حقانیتی بیش از خراسانی برخوردار است وخراسانی و فرمانده سپاه خویش شعیب بن صالح25 برای اتمام حجت بر دیگر سپاهیان و همراهان از امام(ع) تقاضای معجزه و کرامت می کند. امام هم جلوه ای از اعجاز خویش را به ایرانیان می نمایند و پس از آن ایشان با حضرتش بیعت می کنند. سفیانی که علاوه بر شام، عراق و شبه جزیره عربستان به بخش هایی از ایران نیز لشکر کشی کرده، اوّلین شکست خود را از خراسانی و در منطقه استخر (حوالی شیراز) از خراسانی تجربه می کند26 و اندکی پس از ظهور (تنها پنج روز) بخش قابل توجهی از سپاه خود را که در بیابانی میان مکه و مدینه از دست می دهد. این سپاه برای مبارزه با امام و ممانعت از اقدامات پس از ظهور از مدینه به مکه گسیل داشته شده بودند. جبرییل ملک(ع) مأمور نابود کردن و به زمین فرستادن این لشکر است. از این سپاه تنها دو یا سه نفر ملقب به بشیر و نذیر زنده می مانند که شرح ماجرا را به اطلاع امام زمان(ع) و سفیانی می رسانند.27

پس از این دو شکست، سپاه سفیانی به طور مداوم از سپاهیان امام(ع) که هر لحظه بر تعدادشان افزوده می شود شکست می خورد تا اینکه در حوالی دریاچه طبریه امام زمان(ع) و سفیانی در مقابل هم قرار می گیرند. به رغم تمام جنایات و فجایعی که در این مدت به بار آورده بود امام زمان(ع) که مظهر رحمت الهی است و بسان رسول اکرم(ص) ملقب به عنوان ممتاز «رحمه للعالمین»،28 سفیانی را به خیمه خویش فراخوانده و با چنان ملایمت و مهربانی با او ملاقات و صحبت می کنند که او از کرده خویش پشیمان شده و تصمیم به تسلیم شدن می گیرد. او با یک دنیا ندامت به خیمه و خرگاه خویش باز می گردد امام فرماندهان سپاه او را دوباره وادار به نبرد با سپاهیان امام(ع) می کنند و او را به بدفرجامی بازمی گردانند.29

7. بازگشت مسیح و پایان بخشیدن به جریان سفیانی

در این مقطع و پیش از بسته شدن پرونده سفیانی، حضرت مسیح(ع) به زمین باز می گردد. بازگشت او مقارن با یکی از وعده های نماز است. او در حالی که همچنان آب وضوی او خشک نشده به عنوان وزیر حضرت مهدی(ع)، در میان سپاهیان امام(ع) قرار گرفته و در نماز به ایشان اقتدا می نماید.30 سفیانی در نبرد با امام(ع) شکست می خورد و پرونده او برای همیشه بسته می شود. لازم به ذکر است غربیان و یهودیان در این نبرد به یاری سفیانی می شتابند که هیچ ثمری برای او نخواهد داشت.

8. جنگ با یهود و فتح کامل خاورمیانه

بنابر روایات متعددی که ذیل آیات آغازین سوره بنی اسراییل بیان شده دومین شکست جدی یهودیان در طول تاریخ به دست یاوران امام عصر(ع) خواهد بود. این مطلب را در منابع اهل تسنن نیز می توان یافت. برای نمونه:«قیامت برپا نشود تا اینکه بین مسلمانان و یهودیان جنگی رخ دهد که مسلمانان همه آنان را به هلاکت رسانند؛ به گونه ای که اگر شخصی یهودی در پشت درخت یا صخره ای پنهان شود آن درخت و صخره به صدا در آمده و می گوید: ای مسلمان، یک یهودی در پناه من مخفی شده، او را هلاک کن....»31

همان طور که مشاهده می شود این جنگ متفاوت با جنگ های معمولی خواهد بود به نحوی که نباتات و جمادات نیز به یاری یاران امام زمان(ع) خواهند آمد تا به ظلم ها و جنایات پایان ناپذیر یهود خاتمه بخشند. با تسلط بر فلسطین و مناطق اطراف آن در این مقطع، امام زمان(ع) بر منطقه خاورمیانه مسلط می شوند.

9. دعوت جهانی

با استقرار حکومت مهدوی در منطقه خاورمیانه، اقدامات تبلیغی برای رساندن فرهنگ اصیل اسلامی به تمام مناطق جهان آغاز می شود. حضرت مسیح(ع) مأمور رساندن این پیام به گوش مسیحیان و پیروان خویش را برعهده دارند. در پی این اقدامات تبلیغی، غربیان که تاب حکومت عدل و جهانی امام عصر(ع) ندارند به جنگ با ایشان می پردازند.32

10. نبرد اوّل با اهل کتاب و غربیان تا صلح با غرب

درباره زمان آغاز و مدت این نبرد در روایات مطلبی یافت نشد امّا با توجه به شواهد و قرائن می توان آن را در ماه های آغازین پس از ظهور تصور کرد. زیرا ایشان در مدتی کمتر از سه ماه بر خاورمیانه مسلط می شوند و پیش از آن با صیحه جبرییل همگان با شخصیت حضرت مهدی(ع) و اهداف و برنامه های ایشان آشنا شده اند. از سویی امام(ع) از تمامی فرصت ها بهره می برند و برای ابلاغ پیام جهانی خویش اقدام می نمایند و از سوی دیگر در طول قرون متمادی و پیش از تولد امام زمان(ع) برای ممانعت از اقدامات عدالت گسترانه ایشان مترصد ظهور بوده اند. ظالمان که حضرت مهدی(ع) را در هم شکننده تمام هیمنه خویش می-دانسته اند هرگز برای مخالفت و مبارزه با ایشان زمانه را از دست نخواهند داد. به خصوص که می دانند هر لحظه ای که از ظهور بگذرد بر تعداد یاران و شیفتگان امام زمان(ع) افزوده خواهد شد. در برخی از روایات سرآغاز این نبرد را پناه بردن بازمانده سپاه سفیانی به غرب بیان شده است.33 ظاهرا در این ماجرا غربیان حضرت مسیح(ع) را میانجی خویش قرار می دهند و قرارداد صلحی میان دو طرف برای مدت هفت سال برقرار می گردد.34

11. نبرد دوم با غرب و شکست آنان

غربیان تنها با گذشت نه ماه، دو یا سه سال (به اختلاف روایات) از عقد این قرارداد صلح، آن را نقض می کنند و با سپاهی متشکل از هشتاد پرچم(شاید کنایه از کشور باشد) و نزدیک به یک میلیون سرباز به مسلمانان حمله ور می شوند.35 به رغم حضور این خیل سپاه جهانی در منطقه فلسطین، که با همراهی برخی از اعراب با غربیان ادامه می یابد به نفع مسلمانان و سپاه ظهور خاتمه می یابد.36 متاسفانه به غلط برخی نبرد قرقیسیا را معادل اسلامی آرماگدون درنظر می گیرند.37 با نگاه دقیقتر می توان ادعا کرد غربیان با در نظر گرفتن نبرد نهایی امام عصر(ع) با روم و غرب داستان آرماگدون را ساخته اند یا در منابع آسمانی تحریف ناشده ای که به طور محرمانه و مخفیانه در اختیار دارند38 از این نبرد اطلاع یافته اند و حقایق مربوط به آن را برای خویش تحریف کرده اند.39 مقایسه شباهت ها و تفاوت های این دو نبرد مجال دیگری می طلبد امّا به اجمال باید این دو را بسیار شبیه بدانیم.

12. شورش دجال و کشته شدن

ماجرای دجال با اوصاف خاص او مطلبی است که غالبا در منابع اهل سنت آمده است و در منابع شیعی معمولا به بیان کلیات و مطالب اجمالی درباره این موضوع اکتفا شده است. منابع مسیحیان نیز به وفور درباره دجال و اقدامات او سخن گفته اند تا جایی که در حال حاضر، آنان به دنبال یافتن مصداق یا مصداق های آن هستند.در منابع مسیحیان، مسیح نبی(ع) را قاتل دجال معرفی کرده اند و در منابع اسلامی نیز گاه ایشان و گاه حضرت مهدی(ع) را کُشنده دجال بیان نموده اند.40 دجال شخصیت، جریان یا ابزاری است که عده ای در در دوره آخرالزمان به خویشتن فریفته می سازد و زمینه کفر و ناسپاسی جمعیت بسیاری را فراهم می آورد. به استناد روایاتی که به دست ما رسیده این ماجرا در دوره امام عصر(ع) خاتمه می یابد و در دمشق، باب لد41 کشته می شود.

13. نبرد با یأجوج و مأجوج

یاجوج و ماجوج دو شخصیت یا امتی بوده اند که ذوالقرنین در قرآن کریم از آنان با عنوان مفسد فی الارض یاد کرده است.42 ماجرای این دو در دوره بعد از ظهور و پس از جریان دجال، تکرار می شود که از حیث گستره و طرف های درگیر و دیگر ویژگی ها کاملاً متفاوت با آن خواهد بود. بررسی ماجرای یأجوج و ماجوج مجال مفصلی می طلبد و علاقه مندان می توانند کتاب یأجوج و مأجوج نوشته شیخ توفیق حسن علویه را مطالعه نمایند. در اینجا به همین مقدار اکتفا می شود که فتنه این دو نیز به دست امام عصر(ع) برچیده می شود.43

14. نبرد با ابلیس و مرگ او

ابلیس پس از آنکه در ماجرای خلقت حضرت آدم(ع) بر او سجده نکرد و از درگاه الهی رانده شد درصدد انتقام از این مخلوق تازه خداوند بر آمد. او با توجه به معرفتی که به خداوند داشت به عزت او قسم خورد که به جز مخلَصان، دیگر اسنان ها را گمراه کند و برای همین امر از خداوند تا روز قیامت مهلت خواست. خداوند تا موعد مشخصی (یوم الوقت المعلوم) به او مهلت داد.44 در روایات متعددی که ذیل این آیه آمده، آن موعد مشخص را ظهور امام عصر(ع) بیان نموده اند. پس از ظهور امام عصر(ع) طی نبردی ابلیس به همراه اعوان و انصار جنی و انسی اش در برابر امام و یارانشان صف آرایی می کنند. نتیجه این نبرد نیز شکست شیطان و یاران اوست و در پایان این جنگ، ابلیس در مسجد کوفه به دست امام زمان(ع) کشته می شود.45 از همین روست که نوع مشکلات و آزارهایی که دوستداران و پیروان و مبلغان امام عصر(ع) در دوره غیبت از شیاطین جن و انس می بینند به مراتب بیش از دیگران است. از این مقطع به بعد میزان سنجش افراد بر اساس نحوه برخورد با نفس اماره شان است؛ زیرا دیگر وسوسه کننده ای از بیرون وجود ندارد و افراد تنها از درون وسوسه را تجربه می کنند.

15 حکومت جهانی

با حذف موانع بیرونی دریافت و فهم حقیقت، زمینه هدایت بشریت فراهم می شود. دوره استقرار حکومت امام زمان(ع) ویژگی هایی منحصر به فرد دارد که علاقه مندان می توانند به منابعی که در این رابطه وجود دارد مراجعه نمایند.46 در این دوره حداقل 309 ساله انسان ها از سویی با تمام مشکلات و بحران هایی که در دوره های مختلف و به خصوص آخرالزمان و آستانه ظهور با آن مواجه بوده اند، وداع می کنند و از سویی تمام آمال و آرزوهایی را که بشر همواره در دل می پرورانده به دست می آورند. این حل مشکلات و تحقق آرزوها در تمام عرصه های علمی، فرهنگی، امنیتی، طبیعی و ... به منصه ظهور می رسد.

16. وفات مسیح

حضرت مسیح(ع) که در دوره اوّل زندگی خویش بی همسر و خانمان می زیست پس از بازگشت در دوره ظهور امام عصر(ع) ازدواج می کند و در دوره استقرار و پس از سال ها وزارت امام عصر(ع) دار دنیا را وداع می گوید و مراسم تدفین او را امام عصر(ع) انجام می دهند. ایشان در طول دوره دوم حیات خویش نقشی بسزا در ترویج اسلام و رهبری امام زمان(ع) در میان اهل کتاب و به خصوص مسیحیان ایفا می کنند.47

17. وفات امام عصر(ع)

امام زمان(ع) نیز پس از صدها سال زندگی در دوره غیبت و چند صد سال زندگی در دوره پس از ظهور مدتی پس از حضرت مسیح(ع) وفات می یابند. گزارش هایی که درباره شهادت ایشان به دست ما رسیده چندان قابل اعتماد نیستند و باید رحلت ایشان را به طور طبیعی و نه شهادت بدانیم با در نظر گرفتن اینکه شهید نشدن از فضایل ایشان نمی کاهد. با وفات امام عصر(ع) دوره اصلی رجعت آغاز می شود.

18. رجعت

دوره رجعت که در منابع گاه از آن به عنوان ضروریات مکتب تشیع یاد می شود دوره ای است که اطلاعاتی بسیار اجمالی درباره آن به دست ما رسیده است. با استفاده از مبانی و مستندات قرآنی و روایی متعددی می توان اجمال مربوط به دوره رجعت را اثبات نمود امّا درباره جزییات این دوره طولانی مدت که در روایات گفته شده هرکس نوه هزارم خویش را می بیند و سیدالشهدا(ع) چنان عمر می کنند که ابروهای ایشان روی چشم هایشان می افتد48 نمی توان با قطعیت صحبت نمود. امام حسین(ع) اوّلین رجعت کننده است که به تدفین امام عصر(ع) می پردازند. پس از ایشان حضرت امیر(ع) و رسول اکرم(ص) نیز به دنیا باز میگردند. بنابر روایات متعدد منظور از خروج «دابه الارض» که مربوط به این دوره دانسته شده همان رجعت امیرالمومنین(ع) است49 و دیگر گزارش ها چندان قابل اعتنا و لحاظ کردن نیستند.50

در این دوره نبرد نمادین بزرگی میان بهترین ها و بدترین های تاریخ بشریت رخ می دهد و در آن جبهه حق فائق می شود. علاقه مندان درباره دوره رجعت و ویژگی های و اتفاقات مربوط به آن باید به آثار ارزشمندی گه به قلم بزرگانی چون علامه مجلسی، آیت الله طبسی(ترجمه میرشاه ولد) و... و نیز ویژه نامه «رجعت» ماهنامه موعود که چندی پیش منتشر شد مراجعه نمایند.

19. مقدمات قیامت

همان طور که خلقت در شش مرحله و به تعبیر قرآن کریم شش روز اتفاق افتاد پایان خلقت خاکی نیز طی چند مرحله خواهد بود. پس از وفات آخرین حجت الهی بنا بر برخی روایات چهل روز جهان در نوعی ابهام و سردرگمی طی طریق خواهد نمود. در پی دمیدن اوّل اسرافیل در صور خویش، ابتدا همه انسان ها می میرند و دیگر موجودات نیز جان خویش را از دست می دهند. جان همه را عزراییل و جان او را اسرافیل می گیرد و او نیز با اراده الهی می میرد و طی مدتی خداوند تنها حی عالم خواهد بود. پس از آن خداوند اسرافیل را زنده نموده و او مجددا در صور خویش می دمد و همه خلایق از اوّل تا آخر زنده می شود و صحنه قیامت برپا می شود. پرداختن به موضوع قیامت به خصوص با رویکرد مهدوی مجالی بسیار مفصل می طلبد.

منبع : حوزه دات نت





نوع مطلب :
برچسب ها : از ظهور تا قیامت چه اتفاقاتی رخ میدهد؟نسیم ظهور، وبلاگ نسیم ظهور، مهدویت، آخرالزمان، ظهور تا قیامت،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 8 فروردین 1397 :: نویسنده :

 امام جواد
صحنه‌ای شگفت‌آور از امام جواد (ع)
حكیمه - دختر حضرت موسى بن جعفر و خواهر امام رضا علیهم السلام – حكایت می كند:
وقتی زمان ولادت حضرت جواد الائمّه علیه السلام نزدیك شد، حضرت ابوالحسن، امام رضا علیه السلام مرا به همراه همسرش، خیزران - مادر حضرت جواد علیه السلام - با یك نفر قابله (ماما) داخل یك اتاق قرار داد و درب اطاق را بست. وقتى نیمه شب فرا رسید، ناگهان چراغ خاموش شد و اتاق تاریك گشت ؛ و ما ناراحت و متحیّر شدیم كه در آن تاریكى، در چنین موقعیّتى حسّاس چه كنیم؟
در همین تشویش و اضطراب به سر مى بردیم كه ناگاه درد زایمان خیزران شروع شد؛ و اندكى بعد وجود مبارك و نورانى حضرت ابوجعفر، محمّد جواد علیه السلام از مادر تولّد یافت و با ظهور طلیعه نورش تمام اتاق روشن گشت.
حكیمه می گوید: به مادرش، خیزران گفتم: خداوند كریم به واسطه وجود مبارك و نورانى این نوزاد عزیز، تو را از روشنائى و نور چراغ بى نیاز گردانید.
پس چون نوزاد بر زمین قرار گرفت، نشست و نور تشعشع انوار الهى، تمام اطراف بدنش را فرا گرفت، تا آن كه صبح شد و پدر بزرگوارش حضرت ابوالحسن، علىّ بن موسى الرّضا علیهماالسلام تشریف آورد؛ و با لبخندى نوزاد عزیز را در آغوش گرفت؛ و پس از لحظه اى او را در گهواره نهاد و به من فرمود: اى حكیمه! سعى كن كه همیشه كنارش باشى.
حكیمه در ادامه حكایت چنین می گوید: وقتی روز سوّم مولود فرا رسید، آن نوزاد عزیز چشم هاى خود را به سوى آسمان بلند نمود و بعد از آن نگاهى به سمت راست و سمت چپ كرد و سپس با زبان صریح و فصیح اظهار داشت:
«أشهد أن لا إله إلاّ اللّه، وحده لا شریك له، و أنّ محمّدا عبده و رسوله».
و هنگامى كه شهادت بر یگانگى خداوند متعال و رسالت حضرت محمّد رسول اللّه صلى الله علیه و آله بر زبان جارى كرد، بسیار تعجّب كردم و در حیرت قرار گرفته و با همان حالت از جاى خود برخاستم و به حضور حضرت رضا علیه السلام آمدم و گفتم: صحنه اى بسیار عجیب و شگفت آورى را دیدم!
امام علیه السلام فرمود: چه چیزى را مشاهده كرده اى؛ كه باعث شگفتى تو گشته است؟
در جواب حضرت گفتم : این نوزاد كوچك چنین و چنان گفت، و تمام جریان را برایش بازگو كردم.
همین كه امام رضا علیه السلام سخن مرا شنید، تبسّمى نمود و سپس فرمود: چیزهاى معجزه آسا و حیرت انگیز بیشترى را نیز مشاهده خواهى كرد. (1)
 آگاهی امام جواد علیه ‌السلام از درون افراد
محمد بن علی هاشمی، یكی از مخالفان ولایت می گوید: بامداد روزی كه امام جواد علیه ‌السلام با دختر مامون عروسی كرده بود خدمتش رسیدم و در آن شب دارویی خورده بودم كه تشنگی به من دست داده بود و من نخستین كسی بودم كه در آن صبح خدمتش رسیدم و نمی‌خواستم آب طلب كنم.
امام علیه ‌السلام به چهره‌ من نگاه كرد و فرمود: به گمانم تشنه ‌ای!
جواب دادم: آری.
فرمود: ای غلام برای ما آب آشامیدنی بیاور.
من با خودم گفتم: اكنون آب مسموم می‌آورند.
از این جهت اندوهگین و پریشان شدم. غلام آمد و آب آورد. حضرت به چهره‌ من تبسمی نمود و فرمود: ای غلام آب را به من بده.
آن را گرفت و آشامید (تا من یقین كنم كه مسموم نیست.) سپس به من داد، و من آن را آشامیدم. بار دیگر تشنه شدم و باز كراهت داشتم كه آب بخواهم آن حضرت فرمود: باز هم تشنه شدی؟
جواب دادم: بلی.
و غلام بار دیگر آب آورد. به خیالم افتاد كه قطعا این بار آب مسموم آورده ‌اند، لذا از نوشیدن آب وحشت كردم. در آن حال امام علیه ‌السلام جام را گرفت و قدری آشامید و سپس باقیمانده را به من داد در حالی كه تبسم می ‌فرمود. محمد می‌گوید: با دیدن این قضیه باور كردم كه عقیده شیعیان درباره‌ وی صحیح است كه او از دلهای مردم و اسرار نهانی آگاهی دارد.(2)

 امام جواد,زندگینامه امام جواد,امام محمد تقی

 سفر کردن امام جواد در یک چشم‌ به‌ هم‌زدن
علی بن خالد می ‌گوید: در زمان خلافت معتصم شخصی را به اتهام آن كه ادعای پیامبری كرده است با بند آهنین به گوشه‌ی زندان افكندند، من كه كنجكاو شده بودم برای ملاقات او بدانجا رفتم و دربان را چیزی دادم تا مرا نزد او راه دهد. چون زندانی را دیدم و اندكی با او صحبت كردم دانستم كه مردی است در كمال فهم و فراست ذهن و كیاست.
پرسیدم: تو كیستی و چه ادعایی داری؟
گفت: من اهل شام هستم و سالها در مسجدی كه محل سر مبارك حضرت سیدالشهداء علیه ‌السلام بود به عبادت مشغول بودم، روزی رو به قبله نشسته بودم و به ذكر حقتعالی مشغول بودم كه ناگاه شخص جوانی پیش روی من پدید آمد و گفت: برخیز برویم. پس برخاستم و همراه او راهی شدم، چون مقداری حركت كردیم خود را در مسجد كوفه دیدم. گفت: این جا را می‌شناسی؟ گفتم: آری، مسجد كوفه است. پس او به نماز ایستاد و من هم بدو اقتدا كردم و چون از نماز فارغ شدیم از مسجد خارج گشتیم، هنوز چند قدمی نرفته بودم كه خود را در مسجد النبی صلی الله علیه و آله در مدینه دیدم، با هم به روضه‌ مباركه وارد شدیم. او به پیامبر صلی الله علیه و آله سلام كرد و من نیز سلام كردم. او به نماز ایستاد و من نیز مشغول نماز شدم. پس از ادای نماز بیرون آمدیم، باز چند قدمی نرفته، خود را در مكه مكرمه دیدم! فرمود: اینجا را می‌شناسی؟ گفتم: آری، این جا مكه است. و به طواف مشغول شدیم، آنگاه از مكه بیرون آمدیم و ناگاه خود را دوباره در مسجد راس الحسین علیه ‌السلام یعنی همان جای اول دیدم. از این حال در شگفت بودم تا آن كه سال دیگر در همان اوقات، آن شخص آمد و دیگر بار مرا برای زیارت اماكن متبركه همراه برد و چون خواست از من جدا شود او را قسم دادم و گفتم: تو را سوگند می‌دهم به حق آن كسی كه چنین توانی به تو داده است كه خود را معرفی كنی. فرمود: «من محمد بن علی بن موسی (حضرت جواد علیه ‌السلام) می‌باشم.» روز دیگر این جریان را با دوستان خود در جلسه ‌ای در میان گذاشتم ولی آنان این خبر را افشا كرده و به وزیر معتصم (محمد بن عبدالملك زیات) اطلاع دادند. او نیز مرا به جرم ادعای نبوت دستگیر كرد در حالی كه چنین ادعایی ندارم و حقیقت امر را برای او شرح دادم ولی او به استهزاء گفت: او را آزاد كنید تا یك شبه از شام به كوفه و از كوفه به مدینه و از مدینه به مكه و آنگاه دوباره به شام بازگردد.
علی بن خالد می‌گوید: در یكی از روزهای دیگر كه به ملاقات زندانی رفتم نگهبانان را دیدم كه مضطرب و پریشانند. گفتم: چه شده است؟
گفتند: آن زندانی، دیشب غایب شده با آن كه با غل و زنجیر بسته شده بود. معلوم نیست به زمین فرو رفته یا به آسمان رفته است.
من دانستم كه او از انفاس قدسیه‌ حضرت جواد الائمه علیه ‌السلام آزادی یافته است.(3)
 پی نوشت:
1) مناقب ابن شهرآشوب: 4/ 394؛ الثّاقب فى المناقب: 514.
2) اصول كافی: 1/495؛ كشف الغمة: 2/360؛ محجه البیضاء، 4/303.
3) ) اصول كافی: 1/492؛ بحارالانوار: 50/38.
منابع:
چهل داستان و چهل حدیث از امام جواد علیه السلام، عبداللّه صالحى.
كرامات و مقامات عرفانی امام محمدجواد علیه السلام، علی حسینی قمی.
tebyan.net

منبع : بیتوته





نوع مطلب :
برچسب ها : داستانهایی از امام جواد ع، امام جواد(ع)، نسیم ظهور، وبلاگ نسیم ظهور، آخرالزمان،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 8 فروردین 1397 :: نویسنده :
چرا از نماز و عبادت لذت نمی بریم؟؟

می دانم نماز نور چشم پیامبر است، از بچگی به من گفته اند که نماز مایه برکت است و سعادت. نماز هم می خوانم اما با بی حوصلگی، لذت نمی برم. با عجله و شتاب می خوانم. عبادات دیگر هم همینطور. مثلاً دعا کردن قرآن خواندن. چرا؟

نماز

خیلی دوست دارم، از نماز و عبادات لذت ببرم. یا حوصله و شادابی و بانشاط به نماز بایستم و عبادت کنم. چه کنم؟

در این باره کتاب ها و مقالات  و مطالب زیادی منتشر شده است. با مراجعه و نگاهی هرچند مختصر به آثاری که در ستاد اقامه نماز تجمیع و در معرض بهره برداری علاقمندان قرار گرفته خواهیم دید که خوشبختانه آثار ارزشمندی در دسترس عموم می باشد. کافیست

اراده کنیم و تعدادی از کتابها و محصولات فرهنگی که در این خصوص منتشر شده را تهیه کرده و در خانه و خانواده مورد استفاده قرار گیرد. در این اجمال محورهای عمده ای که می بایست در فرآیند علاقمند شدن به نماز و لذت بردن از عبادت مورد توجه و تأکید قرار گیرد را تداعی می کنیم.

1- برای علاقمند شدن به نماز و عبادت، لازم است آگاهی و شناخت خود در مورد نماز، آثار و برکات نماز، رویکرد قرآنی و روایی در مورد نماز را ارتقاء ببخشیم.

آنچه مسلم است انسان بطور طبیعی ضرر را دفع و نفع را جذب می کند. کسی که از نماز لذت نمی برد بدان جهت است که وقت و حوصله و هزینه بسیار اندکی برای شناخت جوهر و گوهر نماز اختصاص می دهد نماز را کوچک می شمارد، هر چه شناخت بیشتر باشد عظمت و جایگاه نماز آشکارتر و اهمیت و ارزش قائل شدن به نماز نیز بیشتر خواهد شد و در نتیجه لذت بردن از نماز نیز افزایش خواهد یافت.

برای شنا کردن در دریای دین باید عریان شد با کمترین لباس و وابستگی ها. «دیو چو بیرون رود فرشته درآید. خانه دل را باید از دیو دنیای فریبنده خالی کرد تا خوبی ها و زیبایی های دین در آن وارد شوند

اگر بدانیم که نماز نور است و در پرتو نور در چاه و چاله فرو نمی افتیم، ترس و دلهره در ذهن و زندگی ما وارد نمی شود. راه و رسم زندگی را می یابیم در بیراهه و ظلمت گرفتار نمی شدیم اگر بدانیم نماز نردبانی است که هر چه زمان بگذرد و با نماز انس بگیریم بالاتر می رویم در جا نمی زنیم و هر روزمان بهتر و بالاتر و والاتر از دیروزمان خواهد بود. اگر بدانیم نماز چشمه ای پاک و پاک کننده است و روزانه لااقل سه بار در چشمه جسم و جانما را شستشو می دهیم دیگر آلودگیها و رذایل اخلاقی بر ما آسیب نمی زنند و ما نیز چون نماز پاک می شویم و پاک کننده آرامش می یابیم و آرامش بخش- بخشنده و مهربان طهارت جسم نمادی از طهارت روح است و در نماز به این مقام می رسیم. (ان صلاه تنهی عن الفحشاء و منکر)

اگر بدانیم نماز باعث تمرکز بر خوبی ها و بهترین صفات الهی و زیباترین عبارات و واژه های انرژی بخش می شود. دیگر خود را با مدیتیشن و یوگا و اعمال و اموری که بدون خدا آرامش را طرح می کنند مشغول نمی سازیم. نماز را بهترین و موثرترین مدیتیشن و تمرکز برای رسیدن به آرامش دینی خواهیم دانست.

گناه

2- گناه و معصیت، لذت عبادت و نماز را کاهش داده و بعضاً از بین می برد. لقمه حرام، سخن ناروا، غیبت و بیهوده گویی، نیش و کنایه، تهمت، فحش، .... نگاه آلوده (به نامحرم و فیلم ها و تصاویر غیراخلاقی) شنیدن حرام، قلب و روح آدمی را مجروح و بیمار نموده و حال و انرژی عبادت و نماز را از آدمی دور می سازد.

مثل عفونتی که مانع لذت بردن از غذاهای مطبوع می شود. گناه و معصیت نیز مانع لذت بردن از غذاهای روحی (از جمله نماز) می شود پس برای لذت بردن از نماز باید از گناه و معصیت نیز مانع لذت بردن از غذاهای روحی (از جمله نماز) می شود. پس برای لذت بردن از نماز باید از گناه و معصیت دوری جست.

3- نماز قطعه ای از پازل زندگی دینی و قرآنی است. بنابراین نباید نسبت به سایر فرایض دینی غافل بود که در غیر اینصورت نسبت به نماز نیز بی توجه یا کم توجه خواهیم شد.

احترام و تکریم والدین، ضایع نکردن حق الناس، توجه و محبت به همسر و فرزندان، صدقه، انفاق، خمس و ... خلاصه انجام واجبات دینی زمینه های لذت بردن از نماز را فراهم می سازد.

4- دوستان و معاشران متدین و آگاه، انجام فرایض دینی را در دل و دیده ما شیرین و گوارا می سازند. در روایت آمده با کسانی معاشرت کنید که اگر به شما عطر نمی دهند (همچون عطّار) بوی عطر (معنویت و معرفت) را به شما می دهند. با کسانی معاشرت کنید که دیدن آنان شما را به یاد خدا و معاد بیندازد. آدمی به آئین دوستان خود می باشد.

5- زمان و مکان عبادت و نماز را مشخص کنید. بهترین زمان نماز به هنگام اذان و بهترین مکان مسجد و اماکن متبرکه و یاد و گوشه ای از منزل که ساده و بی پیرایه و عاری از تجمل و عواملی که موجب حواس پرتی و مشغله های ذهنی می شود، می باشد.

6- فراگیری ترجمه آیات و اذکار نماز با بلکه مطالعه و مرور و تفسیر هر آنچه در نماز به زبان جای می سازیم و توجه به معنای و مفاهیم نماز در حین نماز، در افزایش لذت نماز بسیار مؤثر است کسی که از (مثلاً) 10 سال پیش تاکنون نماز می خواند. نباید همچون نوجوانی نماز بخواند که به تازگی خواندن نماز را آغاز کرده. همانطور که دو فرآیند تحصیلات (مدرسه و دانشگاه) هر سال رو به رشد می رویم. در نماز و مکتب دین و کلاس اسلام نیز می بایست هر ماه و هر سال عمیق تر و دقیق تر و آگاهتر و جدی تر باشیم.

گناه و معصیت، لذت عبادت و نماز را کاهش داده و بعضاً از بین می برد. لقمه ح رام، سخن ناروا، غیبت و بیهوده گویی، نیش و کنایه، تهمت، فحش، .... نگاه آلوده (به نامحرم و فیلم ها و تصاویر غیراخلاقی) شنیدن حرام، قلب و روح آدمی را مجروح و بیمار نموده و حال و انرژی عبادت و نماز را از آدمی دور می سازد

7- علاقه بدنیا، مانع علاقه به دین و فرایض دینی می شود. لاحب الدنیا رأس کل خطیئه. علاقه به دنیا ریشه همه بدیهاست. دنیا در حد وسیله و پلی است برای عبور- مسافرخانه ای موقت. لذا مشغول شدن به پل و مسافرخانه ما را از هدف (که رسیدن به قرب الهی است و آن هم با عبادات بخصوص نماز (نور چشم پیامبر) حاصل می شود باز خواهد داشت. برای شنا کردن در دریای دین باید عریان شد با کمترین لباس و وابستگی ها. «دیو چو بیرون رود فرشته درآید. خانه دل را باید از دیو دنیای فریبنده خالی کرد تا خوبی ها و زیبایی های دین در آن وارد شوند.

8- حضور در مجالس مذهبی- مسافرتهای مذهبی، با نیت خودسازی و تقویت بنیه دینی

9- اظهار ارادت به اهل دین و معنویت و نماز

10- وسایل سخت افزاری نماز باید مرتب، معطر، مناسب و در شأن نماز و نمازگزار باشد. لباس، سجاده، مهر، تسبیح، آراستگی (شانه زدن به موها و مسواک دندان ها). خوشبویی از جمله وسایل و ابزاری است که عمق و زیبایی نماز را بیشتر خواهد کرد.

11- مقدمات نماز نیز مثل وضو می بایست با تمرکز، توجه و تأکید بر معانی و مفاهیم طهارت انجام گیرد این مهم نیز بر میزان لذت بردن از نماز تأثیرگذار خواهد بود.

12- در پایان مطالعه کتب ذیل الذکر در رشد و آگاهی و نیز لذت بردن از نماز بسیار موثر خواهد بود:

·          اسرار نماز ،میرزا جواد ملکی تبریزی

·          پرتوی از نماز ، محسن قرائتی

·          یکصد پرسش و پاسخ درباره نماز (2 جلد) محمد کلباسی

·          تفسیر نماز، محسن قرائتی

·          گفتارههای معنوی  استاد شهید مرتضی مطهری

·          تفسیر سوره حمد امام خمینی (ره) 

·          اسرار ملکوت (2 جلد) امام خمینی (ره)

·          نماز تسلیم انسانی عصیانگر، جلال رفیع.





نوع مطلب :
برچسب ها : چرا از نماز وعبادت لذت نمی بریم، لذت عبادت، لذت عبودیت،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 7 فروردین 1397 :: نویسنده :
[
]



نوع مطلب :
برچسب ها : ازکوفه تا تهران، تماشاکده نسیم ظهور، سردار قاسم سلیمانی، اسرائیل، خوارج و اعمال فشار برای بازگشتن مالک، تکرار تاریخ، منافقان و خوارج های زمان ما،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 7 فروردین 1397 :: نویسنده :

چهل اثر دعا برای فرج

ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﻭ ﭼﺸﻢ ﺑﻪ ﺭﺍﻩ ﻇﻬﻮﺭ ﻭ ﻗﯿﺎﻡ ﺟﻬﺎﻧﯽ ﻧﺠﺎﺕ ﺩﻫﻨﺪﻩ ﺑﺰﺭﮒ ﻭ ﻣﻮﻋﻮﺩ ﺍﻣﺖ ﻫﺎ ﺍﺳﺖ، ﺑﺎﯾﺴﺘﻪ ﺍﺳﺖ ﺍﺯ ﻧﻈﺮ ﻋﻤﻠﯽ، ﻓﮑﺮﯼ ﻭ ﺍﻋﺘﻘﺎﺩﯼ ﻧﯿﺰ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﻭ ﺁﻣﺎﺩﮔﯽ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻧﺸﺎﻥ ﺩﻫﺪ . ﺗﻨﻬﺎ ﺑﺎ ﻟﻘﻠﻘﻪ ﺯﺑﺎﻥ ﻭ ﺍﺩﻋﺎﯼ ﭼﺸﻢ ﺑﻪ ﺭﺍﻩ ﺑﻮﺩﻥ، ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻥ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺩﺍﻧﺴﺖ !! ﺍﻟﺒﺘﻪ ﻣﺮﺣﻠﻪ ﻧﺨﺴﺖ ‏« ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﺳﺎﺯﻧﺪﻩ ‏» ، ﺑﺎﻭﺭ ﺑﻪ ﻭﺟﻮﺩ ﻣﻨﺠﯽ ﻭ ﺍﻋﺘﻘﺎﺩ ﺑﻪ ﻇﻬﻮﺭ ﺍﻭ ﻭ ﺑﺮﭘﺎ ﺩﺍﺷﺖ ﺍﻧﻘﻼﺏ ﺟﻬﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺍﻭ ﺍﺳﺖ . ﺳﭙﺲ ﻧﻮﺑﺖ ﺑﻪ ﺍﺻﻼﺡ ﻭ ﻫﻤﺴﻮﺳﺎﺯﯼ ﺭﻓﺘﺎﺭﻫﺎ، ﮔﻔﺘﺎﺭﻫﺎ ﻭ ﭘﻨﺪﺍﺭﻫﺎ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﺍﻋﺘﻘﺎﺩ ﻭ ﺑﺎﻭﺭ ﺍﺳﺖ .
ﻭﻗﺘﯽ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺣﻘﯿﻘﺘﺎ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﮐﺴﯽ ﺑﺎﺷﺪ، ﺗﻤﺎﻡ ﺭﻓﺘﺎﺭﻫﺎ ﻭ ﺳﮑﻨﺎﺗﺶ ﻧﺸﺎﻥ ﺍﺯ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﺑﻮﺩﻥ ﺍﻭ ﺩﺍﺭﺩ .
ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻣﺜﺎﻝ ﺍﮔﺮ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﻣﯿﻬﻤﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ، ﺣﺘﻤﺎ ﺧﺎﻧﻪ ﺭﺍ ﺗﻤﯿﺰ ﻭ ﻣﺮﺗﺐ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ، ﻭﺳﺎﯾﻞ ﭘﺬﯾﺮﺍﯾﯽ ﺭﺍ ﺁﻣﺎﺩﻩ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺑﺎ ﻟﺒﺎﺱ ﻣﺮﺗّﺐ ﻭ ﭼﻬﺮﻩ ﺍﯼ ﺷﺎﺩﺍﺏ، ﺩﺭ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﻣﯽ ﻣﺎﻧﺪ . ﭼﻨﯿﻦ ﮐﺴﯽ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺍﺩﻋﺎ ﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﻣﯿﻬﻤﺎﻥ ﺍﺳﺖ . ﺍﻣﺎ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﻧﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﺭﺍ ﻣﺮﺗّﺐ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﻧﻪ ﻭﺳﺎﯾﻞ ﭘﺬﯾﺮﺍﯾﯽ ﺭﺍ ﺁﻣﺎﺩﻩ ﻧﻤﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻧﻪ ﻟﺒﺎﺱ ﻣﺮﺗّﺐ ﻭ ﺗﻤﯿﺰﯼ ﭘﻮﺷﯿﺪﻩ ﻭ ﻧﻪ ﺍﺻﻼ ﺑﻪ ﻓﮑﺮ ﻣﯿﻬﻤﺎﻥ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ؛ ﺍﮔﺮ ﺍﺩﻋﺎ ﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﻣﯿﻬﻤﺎﻥ ﺍﺳﺖ . ﻫﻤﻪ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺭﯾﺸﺨﻨﺪ ﮐﺮﺩﻩ، ﺑﺮ ﮔﺰﺍﻓﻪ ﮔﻮﯾﯽ ﺍﻭ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﺧﻨﺪﯾﺪ !!
ﻻﻑ ﻋﺸﻖ ﻭ ﮔﻠﻪ ﺍﺯ ﯾﺎﺭ ﺯﻫﯽ ﻻﻑ ﺩﺭﻭﻍ
ﻋﺸﻖ ﺑﺎﺯﺍﻥ ﭼﻨﯿﻦ ﻣﺴﺘﺤﻖ ﻫﺠﺮﺍﻧﻨﺪ
ﺑﻌﻀﯽ ﺍﺯ ﺑﺎﯾﺴﺘﻪ ﻫﺎ ﻭ ﻭﻇﺎﯾﻒ ﻣﻨﺘﻈﺮﺍﻥ ﺍﻣﺎﻡ ﻣﻬﺪﯼ ‏( ﻋﺞ ‏) ﺭﺍ ﭼﻨﯿﻦ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻥ ﺷﻤﺎﺭﺵ ﮐﺮﺩ :
ﯾﮏ . ﻭﻇﺎﯾﻒ ﻓﺮﺩﯼ ﻭ ﺍﺧﻼﻗﯽ
-1 -1 ﺳﻨﺨﯿﺖ ﺑﺎ ﺍﻣﺎﻡ
ﻣﻨﺘﻈﺮﺍﻥ ﻭﺍﻗﻌﯽ، ﻭﺿﻌﯿﺖ ﻓﮑﺮﯼ، ﺭﻭﺣﯽ ﻭ ﻋﻤﻠﯽ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﮔﻮﻧﻪ ﺍﯼ ﺳﺎﻣﺎﻥ ﻣﯽ ﺑﺨﺸﻨﺪ ﮐﻪ ﺳﻨﺨﯿﺖ ﮐﺎﻣﻠﯽ ﺑﺎ ﺍﻣﺎﻡ ﺯﻣﺎﻥ ‏( ﻋﺞ ‏) ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ . ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﮐﻠﯽ ﻫﺮﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺩﺍﺭﺍﯼ ﺳﻪ ﻣﺮﺗﺒﻪ ﻭﺟﻮﺩﯼ ‏( ﺍﻓﮑﺎﺭ، ﺻﻔﺎﺕ ﻭ ﺍﻋﻤﺎﻝ ‏) ﺍﺳﺖ ﻭ ﻫﯿﭻ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻗﺎﻋﺪﻩ ﻣﺴﺘﺜﻨﺎ ﻧﯿﺴﺖ . ﺍﮔﺮ ﮐﺴﯽ ﺑﺨﻮﺍﻫﺪ ﺑﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺷﻮﺩ، ﭼﺎﺭﻩ ﺍﯼ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﺟﺰ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﮑﻮﺷﺪ ﻧﻮﻉ ﺍﻋﺘﻘﺎﺩ، ﺑﺎﻭﺭﻫﺎ، ﺻﻔﺎﺕ ﻭ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺳﺎﺯﺩ ﺗﺎ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻃﺮﯾﻖ ﺷﯿﻌﻪ ﻭ ﭘﯿﺮﻭ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺍﻭ ﺑﺎﺷﻨﺪ .
ﺍﻣﺎﻡ ﺑﺎﻗﺮ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴّﻼﻡ ﺩﺭ ﺗﻔﺴﯿﺮ ﺁﯾﻪ ﯾﺎ ﺃَﯾﻬَﺎ ﺍﻟَّﺬِﯾﻦَ ﺁﻣَﻨُﻮﺍ ﺍﺻْﺒِﺮُﻭﺍ ﻭَ ﺻﺎﺑِﺮُﻭﺍ ﻭَ ﺭﺍﺑِﻄُﻮﺍ ‏[ 1 ‏] ﻓﺮﻣﻮﺩ : ‏« ﺍﺻﺒﺮﻭﺍ ‏» ، ﯾﻌﻨﯽ ﺻﺒﺮ ﮐﻨﯿﺪ ﺑﺮ ﺍﺩﺍﯼ ﻭﺍﺟﺒﺎﺕ ﻭ ‏« ﺻﺎﺑﺮﻭﺍ ‏» ، ﯾﻌﻨﯽ ﺷﮑﯿﺒﺎ ﺑﺎﺷﯿﺪ ﺑﺮ ﺍﺫﯾﺖ ﺩﺷﻤﻨﺎﻥ ﻭ ‏« ﺭﺍﺑﻄﻮﺍ ‏» ، ﯾﻌﻨﯽ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﻧﺎﮔﺴﺴﺘﻨﯽ ﺑﺎ ﺍﻣﺎﻡ ﺧﻮﺩ، ﻣﻬﺪﯼ ﻣﻨﺘﻈﺮ ‏( ﻋﺞ ‏) ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﺪ 2]« ‏] .
-1 -2 ﭘﺮﻫﯿﺰﮐﺎﺭﯼ ﻭ ﺗﺰﮐﯿﻪ ﻧﻔﺲ
ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻭﻇﺎﯾﻒ ﻭ ﺑﺎﯾﺴﺘﻪ ﻫﺎﯼ ﻣﻬﻢ ﻣﻨﺘﻈﺮﺍﻥ، ﺁﺭﺍﺳﺘﻦ ﺩﺭﻭﻥ ﺑﺎ ﻓﻀﺎﯾﻞ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﻭ ﭼﻨﮓ ﺯﺩﻥ ﺑﻪ ﻣﮑﺎﺭﻡ ﺍﺧﻼﻗﯽ ﺍﺳﺖ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﻫﻤﺎﻥ ﻃﻮﺭ ﮐﻪ ﻗﺮﺁﻥ ﻣﯽ ﻓﺮﻣﺎﯾﺪ :
‏« ﺍﮔﺮ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﯿﺪ ﻣﺤﺒﻮﺏ ﺧﺪﺍ ﺑﺎﺷﯿﺪ، ﺗﻘﻮﺍﭘﯿﺸﮕﯽ ﮐﻨﯿﺪ ‏» ؛ ﺍﯾﻦ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺣﻀﺮﺕ ﻣﻬﺪﯼ ‏( ﻋﺞ ‏) ﻧﯿﺰ ﻫﺴﺖ .
ﺑﺴﯽ ﮔﻔﺘﻨﺪ ﺍﺯ ﻋﯿﺴﯽ ﻭ ﻣﻬﺪﯼ
ﻣﺠﺮّﺩ ﺷﻮ، ﺗﻮ ﻫﻢ ﻋﯿﺴﺎﯼ ﻋﻬﺪﯼ
ﺯ ﻣﻬﺪﯼ ﮔﺮﭼﻪ ﺭﻭﺯﯼ ﭼﻨﺪ ﭘﯿﺸﯽ
ﺑﮑﺶ ﺩﺟّﺎﻝ ﺧﻮﺩ، ﻣﻬﺪﯼ ﺧﻮﯾﺸﯽ
ﭼﻮ ﺗﻮ ﺩﺭ ﻣﻌﺮﻓﺖ، ﭼﻮﻥ ﻃﻔﻞ ﻣﻬﺪﯼ
ﭼﻪ ﺩﺍﻧﯽ، ﻗﺪﺭ ﻋﻠﻢ ﻭ ﻓﻀﻞ ﻣﻬﺪﯼ؟ !
ﺑﻪ ﻧﻮﺭ ﻋﻠﻢ ﻣﯽ ﮐﻦ ﺩﯾﺪﻩ ﺭﻭﺷﻦ
ﮐﻪ ﺗﺎ ﺑﺘﻮﺍﻧﯿﺶ ﻫﺮﻟﺤﻈﻪ ﺩﯾﺪﻥ ‏[ 3 ‏]
ﺍﺯ ﺍﻣﺎﻡ ﺻﺎﺩﻕ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴّﻼﻡ ﻧﻘﻞ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ : ‏« ﺑﺮﺍﯼ ﺻﺎﺣﺐ ﺍﻻﻣﺮ، ﻏﯿﺒﺘﯽ ﻃﻮﻻﻧﯽ ﺍﺳﺖ؛ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﻫﺮﮐﺲ ﺑﺎﯾﺪ ﺗﻘﻮﺍ ﭘﯿﺸﻪ ﺳﺎﺯﺩ ﻭ ﺑﻪ ﺩﯾﻦ ﺧﻮﺩ ﭼﻨﮓ ﺯﻧﺪ 4]« ‏] .
-1 -3 ﯾﺎﺩ ﯾﺎﺭ
ﻣﻨﺘﻈﺮ ﺣﻘﯿﻘﯽ، ﮐﺴﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﺯ ﯾﺎﺩ ﻭ ﻧﺎﻡ ﻣﺤﺒﻮﺏ ﺧﻮﺩ ﻏﺎﻓﻞ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﺩ ﻭ ﭘﯿﻮﺳﺘﻪ ﺩﺭ ﻓﮑﺮ ﻭ ﺍﻧﺪﯾﺸﻪ ﺍﻭ ﺍﺳﺖ . ﺷﺨﺺ ﻣﺆﻣﻦ، ﺩﺭ ﻫﯿﭻ ﺣﺎﻟﯽ ﺍﺯ ﺣﺎﻻﺕ ﻭ ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺘﯽ ﺍﺯ ﺍﻭﻗﺎﺕ ﻭ ﻫﯿﭻ ﻣﮑﺎﻧﯽ ﺍﺯ ﻣﮑﺎﻥ ﻫﺎ، ﺍﺯ ﯾﺎﺩ ﺍﻣﺎﻣﺶ ﻭ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﻗﺪﻭﻡ ﻣﺒﺎﺭﮎ ﺍﻭ، ﺧﺎﻟﯽ ﻭ ﻓﺎﺭﻍ ﻧﯿﺴﺖ .
ﺭﻭﺍﯾﺖ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ : ﻭﻗﺘﯽ ﺍﻣﺎﻡ ﻣﻮﺳﯽ ﺑﻦ ﺟﻌﻔﺮ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴّﻼﻡ ﺍﺯ ﺍﻣﺎﻡ ﻏﺎﯾﺐ ﻭ ﻧﻌﻤﺖ ﺑﺎﻃﻨﯽ ﺧﺪﺍ ﯾﺎﺩ ﮐﺮﺩ، ﻓﺮﺩﯼ ﭘﺮﺳﯿﺪ : ﺁﯾﺎ ﺍﺯ ﺍﻣﺎﻣﺎﻥ ﮐﺴﯽ ﻏﺎﯾﺐ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ؟ ﻓﺮﻣﻮﺩ : ‏« ﻧﻌﻢ ﯾﻐﯿﺐ ﻋﻦ ﺍﺑﺼﺎﺭ ﺍﻟﻨّﺎﺱ ﺷﺨﺼﻪ ﻭ ﻻ ﯾﻐﯿﺐ ﻋﻦ ﻗﻠﻮﺏ ﺍﻟﻤﺆﻣﻨﯿﻦ ﺫﮐﺮﻩ ﻭ ﻫﻮ ﺍﻟﺜّﺎﻧﯽ ﻋﺸﺮ ﻣﻨّﺎ 5]« ‏] ؛ ‏« ﺑﻠﯽ، ﺷﺨﺺ ﺍﻭ ﺍﺯ ﺩﯾﺪﮔﺎﻩ ﻫﺎﯼ ﻣﺮﺩﻡ ﻏﺎﯾﺐ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ؛ ﻭﻟﯽ ﯾﺎﺩ ﺍﻭ ﺍﺯ ﺩﻝ ﻫﺎﯼ ﻣﺆﻣﻨﺎﻥ ﻧﻬﺎﻥ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﺩ ﻭ ﺍﻭ ﺩﻭﺍﺯﺩﻫﻤﯿﻦ ﻧﻔﺮ ﺍﺯ ﻣﺎ ﺍﺳﺖ ‏» .
ﺑﺰﺭﮔﺪﺍﺷﺖ ﯾﺎﺩ ﻭ ﻧﺎﻡ ﺍﻣﺎﻡ ﻣﻬﺪﯼ ‏( ﻋﺞ ‏) ﻣﺼﺎﺩﯾﻖ ﻭ ﺷﮑﻞ ﻫﺎﯼ ﻣﺨﺘﻠﻔﯽ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺑﻌﻀﯽ ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ :
-1 -3 -1 ﺑﺮﭘﺎ ﺧﺎﺳﺘﻦ ﺑﻪ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺷﻨﯿﺪﻥ ﻧﺎﻡ ﺍﯾﺸﺎﻥ؛ ﻧﻘﻞ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ : ‏« ﺭﻭﺯﯼ ﺩﺭ ﻣﺠﻠﺲ ﺣﻀﺮﺕ ﺻﺎﺩﻕ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴّﻼﻡ، ﻧﺎﻡ ﻣﺒﺎﺭﮎ ﺣﻀﺮﺕ ﻣﻬﺪﯼ ‏( ﻋﺞ ‏) ﺑﺮﺩﻩ ﺷﺪ؛ ﺍﻣﺎﻡ ﺷﺸﻢ ﺑﻪ ﻣﻨﻈﻮﺭ ﺗﻌﻈﯿﻢ ﻭ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﻧﺎﻡ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﺍﺯ ﺟﺎﯼ ﺧﻮﺩ ﺑﺮﺧﺎﺳﺖ ﻭ ﻗﯿﺎﻡ ﻓﺮﻣﻮﺩ 6]« ‏] . ‏« ﺍﻣﺎﻡ ﺭﺿﺎ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴّﻼﻡ ﻧﯿﺰ ﺑﺎ ﺷﻨﯿﺪﻥ ﻧﺎﻡ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﺑﺮﺧﺎﺳﺖ ﻭ ﺩﺳﺖ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻧﺸﺎﻧﻪ ﺗﻮﺍﺿﻊ ﺑﺮ ﺳﺮ ﮔﺬﺍﺷﺖ 7]« ‏] .
-1 -3 -2 ﻧﮑﻮﺩﺍﺷﺖ ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﻣﻨﺴﻮﺏ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ؛ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻧﯿﻤﻪ ﺷﻌﺒﺎﻥ ﻭ ﺍﻋﯿﺎﺩ ﭼﻬﺎﺭﮔﺎﻧﻪ ﺍﺳﻼﻣﯽ : ﻓﻄﺮ، ﻗﺮﺑﺎﻥ، ﻏﺪﯾﺮ ﻭ ﺟﻤﻌﻪ .
-1 -3 -3 ﺁﻏﺎﺯ ﮐﺮﺩﻥ ﻫﺮﺭﻭﺯ ﺑﺎ ﺳﻼﻡ ﺑﻪ ﭘﯿﺸﮕﺎﻩ ﺍﻣﺎﻡ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴّﻼﻡ؛ ﻣﻨﺘﻈﺮﺍﻥ ﺍﻣﺎﻡ ﻣﻬﺪﯼ ‏( ﻋﺞ ‏) ﺩﺭ ﺁﻏﺎﺯ ﻫﺮﺭﻭﺯ ﻭ ﺩﺭ ﺗﻌﻘﯿﺐ ﻧﻤﺎﺯ ﺻﺒﺢ، ﺳﻼﻡ ﺑﻪ ﻣﻮﻻﯼ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﻣﺘﻨﺎﺳﺐ ﺑﺎ ﻓﺮﺻﺖ ﻭﻗﺖ، ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺯﯾﺎﺭﺕ ﻫﺎ ﻭ ﺩﻋﺎﻫﺎ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻧﻨﺪ ﻭ ... ‏[ 8 ‏] .
-1 -4 ﺍﻇﻬﺎﺭ ﻣﺤﺒّﺖ ﻭ ﻣﻮﺩّﺕ
ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺍﻭﺻﺎﻑ ﻣﻨﺘﻈﺮﺍﻥ ﺷﯿﻌﯿﺎﻥ ﺧﺎﻟﺺ ﺍﻣﺎﻡ ﺯﻣﺎﻥ ‏( ﻋﺞ ‏) ، ﻣﻬﺮﻭﺭﺯﯼ ﻭ ﻣﺤﺒّﺖ ﺳﺮﺷﺎﺭ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﺍﺳﺖ . ﺍﻟﺒﺘﻪ ﺍﯾﻦ ﻣﺤﺒﺖ ﻭ ﻣﻬﺮﻭﺭﺯﯼ ﺩﻭﻃﺮﻓﻪ ﺍﺳﺖ؛ ﺯﯾﺮﺍ ﺍﻣﺎﻡ ﻣﻌﺼﻮﻡ ﻧﯿﺰ ﺷﯿﻌﯿﺎﻥ ﻭ ﯾﺎﺭﺍﻥ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﺷﻔﯿﻖ ﻭ ﺩﻟﺴﻮﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﺍﺳﺖ :
]» ﺍﻻﻣﺎﻡ ‏] ﺍﻻﻧﯿﺲ ﺍﻟﺮﻓﯿﻖ ﻭ ﺍﻟﻮﺍﻟﺪ ﺍﻟﺸﻔﯿﻖ ﻭ ﺍﻻﺥ ﺍﻟﺸﻔﯿﻖ 9]«... ‏] ؛ ‏« ﺍﻣﺎﻡ ﻫﻤﺪﻡ ﻭ ﺭﻓﯿﻖ، ﭘﺪﺭ ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﻭ ﺑﺮﺍﺩﺭ ﺩﻟﺴﻮﺯ ﺍﺳﺖ ‏» .
ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺍﮐﺮﻡ ﺻﻠّﯽ ﺍﻟﻠّﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﻟﺰﻭﻡ ﺩﻭﺳﺘﯽ ﺣﻀﺮﺕ ﻣﻬﺪﯼ ‏( ﻋﺞ ‏) ﻣﯽ ﻓﺮﻣﺎﯾﺪ :
‏« ﻣﻦ ﺍﺣﺐ ﺍﻥ ﯾﻠﻘﯽ ﺍﻟﻠّﻪ ﻭ ﻗﺪ ﮐﻤﻞ ﺍﯾﻤﺎﻧﻪ ﻭ ﺣﺴﻦ ﺍﺳﻼﻣﻪ ﻓﻠﯿﺘﻮﻝّ ﺍﻟﺤﺠّﺔ ﺻﺎﺣﺐ ﺍﻟﺰﻣﺎﻥ ﺍﻟﻤﻨﺘﻈﺮ 10]« ‏] ؛ ‏« ﻫﺮﮐﺲ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﺩ ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﻣﻼﻗﺎﺕ ﮐﻨﺪ؛ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﺍﯾﻤﺎﻧﺶ ﮐﺎﻣﻞ ﻭ ﺍﺳﻼﻣﺶ ﻧﯿﮑﻮ ﺑﺎﺷﺪ، ﭘﺲ ﺑﺎﯾﺪ ﺩﻭﺳﺘﺪﺍﺭ ﺣﻀﺮﺕ ﺣﺠّﺖ، ﺻﺎﺣﺐ ﺍﻟﺰﻣﺎﻥ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﺑﺎﺷﺪ ‏» .
ﺧﻮﺩ ﺍﻣﺎﻡ ﻣﻬﺪﯼ ‏( ﻋﺞ ‏) ﻧﯿﺰ ﻣﺮﺩﻡ ﺭﺍ ﺑﻪ ﮐﺎﺭﻫﺎﯾﯽ ﺳﻔﺎﺭﺵ ﻓﺮﻣﻮﺩﻩ ﮐﻪ ﻣﻮﺟﺐ ﺍﺯﺩﯾﺎﺩ ﻣﺤﺒّﺖ ﻭ ﻣﻮﺩّﺕ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ : ‏« ﻫﺮﯾﮏ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺍﻣﻮﺭﯼ ﺑﭙﺮﺩﺍﺯﺩ ﮐﻪ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﺤﺒّﺖ ﻣﺎ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺍﺯ ﮐﺎﺭﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻧﺎﺧﻮﺷﺎﯾﻨﺪ ﻣﺎ ﺍﺳﺖ، ﺩﻭﺭﯼ ﺟﻮﯾﺪ؛ ﺯﯾﺮﺍ ﻇﻬﻮﺭ ﻣﺎ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﻧﺎﮔﻬﺎﻧﯽ ﻓﺮﺍﻣﯽ ﺭﺳﺪ 11]« ‏] .
-1 -5 ﺣﺰﻥ ﻭ ﺍﻧﺪﻭﻩ ﻭ ﻧﺪﺑﻪ
ﻣﺤﺰﻭﻥ ﺑﻮﺩﻥ ﺩﺭ ﻓﺮﺍﻕ ﺍﻣﺎﻡ ﻣﻬﺪﯼ ‏( ﻋﺞ ‏) ، ﻧﺪﺑﻪ ﻭ ﺍﻇﻬﺎﺭ ﺷﻮﻕ ﺑﻪ ﻟﻘﺎﯼ ﺍﻭ ﺍﺯ ﺍﻭﺻﺎﻑ ﻣﻨﺘﻈﺮﺍﻥ ﻋﺎﺷﻖ ﭘﯿﺸﻪ ﺍﺳﺖ .
ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﻦ ﻋﺴﮑﺮﯼ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴّﻼﻡ ﻓﺮﻣﻮﺩ : ‏« ﻻ ﺗﺰﺍﻝ ﺷﯿﻌﺘﻨﺎ ﻓﯽ ﺣﺰﻥ ﺣﺘّﯽ ﯾﻈﻬﺮ ﻭﻟﺪﯼ ﺍﻟّﺬﯼ ﺑﺸّﺮ ﺑﻪ ﺍﻟﻨﺒﯽ ﺻﻠّﯽ ﺍﻟﻠّﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ ﻭ ﺳﻠّﻢ 12]« ‏] ؛ ‏« ﺷﯿﻌﯿﺎﻥ ﻣﺎ ﺩﺭ ﯾﮏ ﺍﻧﺪﻭﻩ ﺩﺍﺋﻢ ﺑﻪ ﺳﺮ ﻣﯽ ﺑﺮﻧﺪ ﺗﺎ ﻓﺮﺯﻧﺪﻡ - ﮐﻪ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺻﻠّﯽ ﺍﻟﻠّﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ ﻧﻮﯾﺪ ﻇﻬﻮﺭﺵ ﺭﺍ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﺳﺖ - ﻇﺎﻫﺮ ﺷﻮﺩ ‏» .
-1 -6 ﺍﻇﻬﺎﺭ ﺍﺷﺘﯿﺎﻕ ﻭ ﭼﺸﻢ ﺑﻪ ﺭﺍﻩ ﺑﻮﺩﻥ
ﺷﻮﺭ ﻃﻠﺐ ﻭ ﻋﻼﻗﻪ ﺩﯾﺪﺍﺭ ﯾﺎﺭ ﻭ ﺍﻇﻬﺎﺭ ﺷﯿﺪﺍﯾﯽ ﻭ ﺍﺷﺘﯿﺎﻕ ﺑﻪ ﻣﺤﺒﻮﺏ، ﺍﺯ ﻭﯾﮋﮔﯽ ﻫﺎﯼ ﺑﺎﺭﺯ ﻣﻨﺘﻈﺮﺍﻥ ﺍﺳﺖ؛ ﭼﻨﺎﻥ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺩﻋﺎﯼ ﻧﺪﺑﻪ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﺳﺖ : ‏« ﻟﯿﺖ ﺷﻌﺮﯼ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺘﻘﺮّﺕ ﺑﮏ ﺍﻟﻨّﻮﯼ ﺑﻞ ﺍﯼ ﺍﺭﺽ ﺗﻘﻠّﮏ ﺍﻭ ﺛﺮﯼ ﺍﺑﺮﺿﻮﯼ ﺍﻡ ﻏﯿﺮﻫﺎ ﺍﻡ ﺫﯼ ﻃﻮﯼ 13]«... ‏] ؛ ‏« ﺍﯼ ﮐﺎﺵ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺴﺘﻢ ﺩﺭ ﭼﻪ ﺟﺎﯾﯽ ﻣﻨﺰﻝ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﯼ ﻭ ﭼﻪ ﺳﺮﺯﻣﯿﻦ ﻭ ﻣﮑﺎﻥ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺑﺮ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ ! ﺁﯾﺎ ﺩﺭ ﮐﻮﻩ ﺭﺿﻮﯼ ﻫﺴﺘﯽ ﻭ ﯾﺎ ﺩﺭ ﺟﺎﯾﯽ ﺩﯾﮕﺮ ﻭ ﯾﺎ ﺩﺭ ﺫﯼ ﻃﻮﯼ ﻫﺴﺘﯽ . . . ‏» .
ﺍﻣﺎﻡ ﻋﻠﯽ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴّﻼﻡ ﻭﻗﺘﯽ ﺍﺯ ﺍﻣﺎﻡ ﻣﻬﺪﯼ ‏( ﻋﺞ ‏) ﻭ ﺻﻔﺎﺕ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ؛ ﻧﺎﮔﺎﻩ ﺍﺯ ﺩﺭﻭﻥ ﺳﯿﻨﻪ ﺁﻫﯽ ﻣﯽ ﮐﺸﺪ ﻭ ﺷﻮﻕ ﺩﯾﺪﺍﺭ ﺁﻥ ﺑﺰﺭﮔﻮﺍﺭ ﺭﺍ ﺍﺑﺮﺍﺯ ﻣﯽ ﺩﺍﺭﺩ .
-1 -7 ﺻﺒﺮ ﻭ ﺑﺮﺩﺑﺎﺭﯼ
ﺩﺭ ﺭﻭﺍﯾﺎﺕ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﺗﻮﺻﯿﻪ ﺑﻪ ﺻﺒﺮ ﻭ ﺑﺮﺩﺑﺎﺭﯼ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻨﺘﻈﺮﺍﻥ ﺻﺎﺑﺮ، ﭘﺎﺩﺍﺵ ﻫﺎ ﻭ ﺛﻮﺍﺏ ﻫﺎﯼ ﭼﻨﺪﯼ ﺑﯿﺎﻥ ﮔﺸﺘﻪ ﺍﺳﺖ .
ﺍﻣﺎﻡ ﺻﺎﺩﻕ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴّﻼﻡ ﻣﯽ ﻓﺮﻣﺎﯾﺪ : ‏« ﻣﻦ ﺩﯾﻦ ﺍﻻﺋﻤﺔ ﺍﻟﻮﺭﻉ ﻭ ﺍﻟﻌﻔّﺔ ﻭ ﺍﻟﺼﻼﺡ ﻭ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﺍﻟﻔﺮﺝ ﺑﺎﻟﺼّﺒﺮ 14]« ‏] ؛ ‏« ﺍﺯ ﺁﯾﯿﻦ ﺍﻣﺎﻣﺎﻥ ﺍﺳﺖ : ﺗﻘﻮﺍ، ﻋﻔّﺖ، ﺻﺎﻟﺢ ﺑﻮﺩﻥ ﻭ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﻓﺮﺝ ﺑﺎ ﺻﺒﺮ ﻭ ﺷﮑﯿﺒﺎﯾﯽ ‏» .
ﺭﺳﻮﻝ ﮔﺮﺍﻣﯽ ﺍﺳﻼﻡ ﺻﻠّﯽ ﺍﻟﻠّﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ ﻓﺮﻣﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ : ‏« ﺧﻮﺷﺎ ﺑﻪ ﺣﺎﻝ ﺷﮑﯿﺒﺎﯾﺎﻥ ﺩﺭ ﻏﯿﺒﺖ ﻭ ﻣﺤﺒّﺖ ﺍﻭ، ﮐﻪ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﺧﺪﺍﯼ ﺗﺒﺎﺭﮎ ﻭ ﺗﻌﺎﻟﯽ، ﺩﺭ ﮐﺘﺎﺑﺶ ﭼﻨﯿﻦ ﺗﻮﺻﯿﻒ ﻓﺮﻣﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ : ﻫُﺪﯼ ﻟِﻠْﻤُﺘَّﻘِﯿﻦَ ﺍﻟَّﺬِﯾﻦَ ﯾﺆْﻣِﻨُﻮﻥَ ﺑِﺎﻟْﻐَﯿﺐِ ‏[ 15 ‏] . ﺩﺭ ﺭﻭﺍﯾﺎﺕ ﺩﯾﮕﺮ ﻧﯿﺰ ‏« ﻣﺘﻘﯿﻦ ‏» ﺑﻪ ﺷﯿﻌﯿﺎﻥ ﻭ ‏« ﻏﯿﺐ ‏» ﺑﻪ ﺣﺠّﺖ ﻏﺎﯾﺐ ﺗﻔﺴﯿﺮ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ‏[ 16 ‏] .
ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﺭﻭﺍﯾﺖ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ : ‏« ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﺍﻣﺮ ﻣﺎ ﺑﺎﺷﺪ ‏( ﻇﻬﻮﺭ ﻣﻬﺪﯼ ‏) ﻭ ﺑﺮ ﺁﻧﭽﻪ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺭﺍﻩ ﺍﺯ ﺁﺯﺍﺭ ﻭ ﺗﺮﺱ ﻭ ﻭﺣﺸﺖ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﺪ، ﺻﺒﺮ ﮐﻨﺪ، ﻓﺮﺩﺍ ‏( ﺭﻭﺯ ﺭﺳﺘﺎﺧﯿﺰ ‏) ، ﺩﺭ ﺟﺮﮔﻪ ﻣﺎ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ 17]« ‏] .
ﺩﻭ . ﻭﻇﺎﯾﻒ ﺩﯾﻨﯽ ﻭ ﺍﻋﺘﻘﺎﺩﯼ
-2 -1 ﺛﺒﺎﺕ ﻗﺪﻡ ﺩﺭ ﺩﯾﻦ ﺩﺍﺭﯼ
ﭘﯿﺮﻭﯼ ﺍﺯ ﭘﯿﺸﻮﺍﯾﺎﻥ ﻣﻌﺼﻮﻡ، ﭘﺎﯼ ﻓﺸﺮﺩﻥ ﺑﺮ ﺷﺎﺧﺺ ﻫﺎﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺳﺎﻟﻢ، ﺍﺟﺮﺍﯼ ﺣﺪﻭﺩ ﺍﻟﻬﯽ، ﺣﻖ ﻣﺪﺍﺭ ﻣﺎﻧﺪﻥ، ﺗﻘﻮﯾﺖ ﺍﯾﻤﺎﻥ ﻭ ﺍﻋﺘﻘﺎﺩ ﻭ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺛﺒﺎﺕ ﻗﺪﻡ ﺩﺭ ﺩﯾﻦ ﺩﺍﺭﯼ، ﮔﺮﻓﺘﺎﺭ ﻧﯿﺎﻣﺪﻥ ﺩﺭ ﺩﺍﻡ ﺑﺪﻋﺖ ﻫﺎ ﻭ ﺍﻧﺤﺮﺍﻓﺎﺕ ﻭ . . . ﺍﺯ ﺑﺎﯾﺴﺘﻪ ﻫﺎﯼ ﺍﺳﺎﺳﯽ ﻋﺼﺮ ﻏﯿﺒﺖ ﺍﺳﺖ .
ﺭﺳﻮﻝ ﺧﺪﺍ ﺻﻠّﯽ ﺍﻟﻠّﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ ﻓﺮﻣﻮﺩ : ﺳﻮﮔﻨﺪ ﺑﻪ ﺁﻥ ﮐﻪ ﻣﺮﺍ ﺑﻪ ﺣﻖّ ﺑﺮﺍﻧﮕﯿﺨﺖ ! ﻓﺮﺯﻧﺪ ﺑﻪ ﭘﺎ ﺧﺎﺳﺘﻪ ﻣﻦ ﻏﺎﯾﺐ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ ... ﭘﺲ ﻫﺮﮐﻪ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ ﻏﯿﺒﺖ ﻭﯼ ﺭﺍ ﺩﺭﮎ ﮐﻨﺪ؛ ﺑﺮ ﺭﯾﺴﻤﺎﻥ ﻣﺤﮑﻢ ﺩﯾﻦ ﺧﺪﺍ ﭼﻨﮓ ﺯﻧﺪ ﻭ ﺑﺮ ﺍﺑﻠﯿﺲ ﺧﺒﯿﺚ ﺭﺍﻫﯽ ﻧﮕﺸﺎﯾﺪ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺍﻓﺴﻮﻥ ﺷﮏ ﻭ ﺗﺮﺩﯾﺪ، ﺍﻭ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺁﯾﯿﻦ ﻣﻦ، ﺩﻭﺭ ﻭ ﺍﺯ ﺩﯾﻦ ﻣﻦ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺳﺎﺯﺩ 18]« ‏] .
ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﻫﺸﺪﺍﺭ ﺭﺳﻮﻝ ﺧﺪﺍ ﺻﻠّﯽ ﺍﻟﻠّﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ ﻧﯿﺰ ﺗﻮﺟّﻪ ﮐﺮﺩ ﮐﻪ : ‏« ﺍﻭ ﻏﯿﺒﺘﯽ ﻃﻮﻻﻧﯽ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﺍﻣﺖ ﻫﺎ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﺍﻭ ﺑﻪ ﺳﺮﮔﺮﺩﺍﻧﯽ ﻭ ﺣﯿﺮﺕ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﺍﻓﺘﺎﺩ ﻭ ﺍﺯ ﺩﯾﻦ ﺧﻮﺩ ﻣﻨﺤﺮﻑ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ؛ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺍﻭ ﻣﺜﻞ ﺳﺘﺎﺭﻩ ﺍﯼ ﺩﺭﺧﺸﺎﻥ ﺑﻪ ﺳﻮﯼ ﻣﺮﺩﻡ ﺭﻭ ﻣﯽ ﺁﻭﺭﺩ ‏» .
ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﻦ ﻋﺴﮑﺮﯼ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴّﻼﻡ ﻣﯽ ﻓﺮﻣﺎﯾﺪ : ‏« ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﺳﻮﮔﻨﺪ ! ﺍﻭ ﻏﯿﺒﺘﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺩﺍﺷﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺁﻥ، ﺗﻨﻬﺎ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﺍﺯ ﻫﻼﮐﺖ ﻧﺠﺎﺕ ﻣﯽ ﯾﺎﺑﻨﺪ ﮐﻪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺮ ﻗﻮﻝ ﺍﻣﺎﻣﺘﺶ ﺛﺎﺑﺖ ﻗﺪﻡ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﻭ ﺩﺭ ﺩﻋﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻌﺠﯿﻞ ﻓﺮﺟﺶ، ﻣﻮﻓّﻖ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ 19]« ‏] .
-2 -2 ﺩﻋﺎ
ﻣﺆﺛّﺮﺗﺮﯾﻦ ﻭﺳﯿﻠﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﺠﺎﺩ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺭﻭﺣﯽ ﺑﺎ ﺍﻣﺎﻡ ﻋﺼﺮ ‏( ﻋﺞ ‏) ﻭ ﻧﯿﺰ ﻋﺎﻣﻞ ﻣﺆﺛﺮ ﺩﺭ ﻇﻬﻮﺭ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ، ﺩﻋﺎﯼ ﻣﺮﺩﻡ ﺑﺮﺍﯼ ﻓﺮﺝ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﺍﺳﺖ . ﺩﺭ ﮐﺘﺎﺏ ﻣﮑﯿﺎﻝ ﺍﻟﻤﮑﺎﺭﻡ، ﺑﺮﺍﯼ ﺩﻋﺎ ﺩﺭ ﻓﺮﺝ ﺍﻣﺎﻡ ﺯﻣﺎﻥ ‏( ﻋﺞ ‏) ﺻﺪ ﻓﺎﯾﺪﻩ ﻣﻬﻢ ﻧﻘﻞ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ؛ ﺍﺯ ﺟﻤﻠﻪ :
-1 ﺩﻋﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﻓﺮﺝ، ﻣﻮﺟﺐ ﻓﺮﺝ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ .
-2 ﻣﻮﺟﺐ ﺯﯾﺎﺩ ﺷﺪﻥ ﻧﻌﻤﺖ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ .
-3 ﺳﺒﺐ ﻧﺎﺭﺍﺣﺘﯽ ﻭ ﺍﺿﻄﺮﺍﺏ ﺷﺪﯾﺪ ﺷﯿﻄﺎﻥ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﺩ .
-4 ﺑﺎﻋﺚ ﮐﺎﻣﻞ ﺷﺪﻥ ﺍﯾﻤﺎﻥ ﺍﺳﺖ .
-5 ﺑﺎﺍﺭﺯﺵ ﺗﺮﯾﻦ ﺍﻋﻤﺎﻝ ﻭ ﺍﺟﺮ ﺭﺳﺎﻟﺖ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺍﺳﺖ .
-6 ﻣﻮﺟﺐ ﺩﻋﺎ ﮐﺮﺩﻥ ﻣﺘﻘﺎﺑﻞ ﺍﻣﺎﻡ ﺯﻣﺎﻥ ‏( ﻋﺞ ‏) ﺑﺮﺍﯼ ﺩﻋﺎﮐﻨﻨﺪﻩ ﺍﺳﺖ .
-7 ﻣﻮﺟﺐ ﻧﺠﺎﺕ ﺍﺯ ﻓﺘﻨﻪ ﻫﺎﯼ ﺁﺧﺮ ﺍﻟﺰﻣﺎﻥ ﻭ ﺳﺎﻟﻢ ﻣﺎﻧﺪﻥ ﺍﺯ ﻫﻼﮐﺖ ﺭﻭﺣﯽ ﺍﺳﺖ ﻭ . . . ‏[ 20 ‏] .
-2 -3 ﺷﻨﺎﺧﺖ ﻭ ﻣﻌﺮﻓﺖ ﺍﻣﺎﻡ
ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻭﻇﺎﯾﻒ ﻭ ﺑﺎﯾﺴﺘﻪ ﻫﺎﯼ ﻣﻬﻢ ﻣﻨﺘﻈﺮﺍﻥ، ﺷﻨﺎﺧﺖ ﺍﻣﺎﻡ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴّﻼﻡ ﻭ ﺁﺷﻨﺎﯾﯽ ﻭ ﺍﺭﺗﺒﺎﻁ ﻫﺮﭼﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺑﺎ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﺍﺳﺖ . ﺷﻨﺎﺧﺖ ﺍﻣﺎﻡ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴّﻼﻡ ﺑﻪ ﺣﺪﯼ ﺿﺮﻭﺭﺕ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺭﻭﺍﯾﺎﺕ ﻣﻌﺘﺒﺮ ﺷﯿﻌﻪ ﻭ ﺳﻨّﯽ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﺳﺖ : ‏« ﻫﺮﮐﺲ ﺑﻤﯿﺮﺩ ﻭ ﺍﻣﺎﻡ ﺯﻣﺎﻧﺶ ﺭﺍ ﻧﺸﻨﺎﺳﺪ، ﺑﻪ ﻣﺮﮒ ﺟﺎﻫﻠﯽ ﻣﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ 21]« ‏] . ﺍﯾﻦ ﻣﻌﺮﻓﺖ ﻫﻢ ﺷﺎﻣﻞ ﻧﺎﻡ ﻭ ﻧﺴﺐ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﻭ ﻫﻢ ﺷﺎﻣﻞ ﺍﻭﺻﺎﻑ ﻭ ﻭﯾﮋﮔﯽ ﻫﺎ ﻭ ﻫﻢ ﺍﻫﺪﺍﻑ ﻭ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻫﺎ ﻣﯽ ﺑﺎﺷﺪ . ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺟﻬﺖ ﺩﺭ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺩﻋﺎﻫﺎﯼ ﻣﻌﺘﺒﺮ ﻭ ﻣﻌﺮﻭﻑ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﯿﻢ : ‏« ﺍﻟﻠﻬﻢ ﻋﺮّﻓﻨﯽ ﻧﻔﺴﮏ ﻓﺎﻧّﮏ ﺍﻥ ﻟﻢ ﺗﻌﺮّﻓﻨﯽ ﻧﻔﺴّﮏ ﻟﻢ ﺍﻋﺮﻑ ﻧﺒﯿﮏ، ﺍﻟﻠّﻬﻢ ﻋﺮّﻓﻨﯽ ﺭﺳﻮﻟﮏ ﻓﺎﻧّﮏ ﺍﻥ ﻟﻢ ﺗﻌﺮّﻓﻨﯽ ﺭﺳﻮﻟﮏ، ﻟﻢ ﺍﻋﺮﻑ ﺣﺠّﺘﮏ، ﺍﻟﻠّﻬﻢ ﻋﺮّﻓﻨﯽ ﺣﺠّﺘﮏ ﻓﺎﻧّﮏ ﺍﻥ ﻟﻢ ﺗﻌﺮّﻓﻨﯽ ﺣﺠّﺘﮏ ﺿﻠﻠﺖ ﻋﻦ ﺩﯾﻨﯽ 22]« ‏] .
-2 -4 ﺍﺭﺗﺒﺎﻁ ﻭ ﭘﯿﻮﻧﺪ ﺑﺎ ﻭﻻﯾﺖ
ﺣﻔﻆ ﻭ ﺗﻘﻮﯾﺖ ﭘﯿﻮﻧﺪ ﻗﻠﺒﯽ ﺑﺎ ﺍﻣﺎﻡ ﻋﺼﺮ ‏( ﻋﺞ ‏) ﻭ ﺗﺠﺪﯾﺪ ﺩﺍﯾﻤﯽ ﻋﻬﺪ ﻭ ﭘﯿﻤﺎﻥ ﺑﺎ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ، ﯾﮑﯽ ﺩﯾﮕﺮ ﺍﺯ ﻭﻇﺎﯾﻒ ﻣﻬﻤﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻫﺮﺷﯿﻌﻪ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﺩﺭ ﻋﺼﺮ ﻏﯿﺒﺖ ﺑﺮ ﻋﻬﺪﻩ ﺩﺍﺭﺩ .
-2 -5 ﺗﻮﺳّﻞ ﻭ ﺯﯾﺎﺭﺕ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ
ﺑﺎﯾﺴﺘﻪ ﺍﺳﺖ ﺷﯿﻌﯿﺎﻥ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﺩﺭ ﻫﻤﻪ ﺣﺎﻻﺕ - ﺑﻪ ﻭﯾﮋﻩ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺷﺪﺍﯾﺪ ﻭ ﺳﺨﺘﯽ ﻫﺎ ﻭ ﺗﻬﺎﺟﻢ ﺩﺷﻤﻦ - ﺑﻪ ﺍﻣﺎﻡ ﺯﻣﺎﻥ ‏( ﻋﺞ ‏) ، ﻣﺘﻮﺳّﻞ ﺷﻮﻧﺪ ﻭ ﺭﻓﻊ ﻣﺸﮑﻞ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻣﻮﻻﯼ ﺧﻮﺩ ﺑﺨﻮﺍﻫﻨﺪ؛ ﭼﻨﺎﻥ ﮐﻪ ﺗﻮﺻﯿﻪ ﺷﺪﻩ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺳﺨﺘﯽ ﮔﻔﺘﻪ ﺷﻮﺩ :
‏« ﯾﺎ ﺻﺎﺣﺐ ﺍﻟﺰﻣﺎﻥ ﺍﻏﺜﻨﯽ : ﯾﺎ ﺻﺎﺣﺐ ﺍﻟﺰﻣﺎﻥ ﺍﺩﺭﮐﻨﯽ 23]« ‏] .
ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺯﯾﺎﺭﺕ ﺭﻭﺯ ﺟﻤﻌﻪ، ﺯﯾﺎﺭﺕ ﯾﺎﺳﯿﻦ، ﺩﻋﺎﯼ ﻋﻬﺪ ﻭ ... ﺭﺍ ﺑﺨﻮﺍﻧﻨﺪ ‏[ 24 ‏] ﻭ ﺑﺎ ﺍﻣﺎﻡ ﺧﻮﺩ، ﺍﺭﺗﺒﺎﻁ ﻗﻠﺒﯽ ﻭ ﺍﻧﺲ ﺩﺭﻭﻧﯽ ﻓﺮﺍﻫﻢ ﺳﺎﺯﻧﺪ .
-2 -6 ﺻﺪﻗﻪ ﻭ ﺯﯾﺎﺭﺕ ﺍﺯ ﻃﺮﻑ ﺍﻣﺎﻡ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴّﻼﻡ
ﺻﺪﻗﻪ ﺩﺍﺩﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﺳﻼﻣﺘﯽ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﺍﺯ ﺍﻭﺻﺎﻑ ﻣﻨﺘﻈﺮﺍﻥ ﻭ ﺩﻭﺳﺘﺪﺍﺭﺍﻥ ﺣﻘﯿﻘﯽ ﺍﻣﺎﻡ ﻣﻬﺪﯼ ‏( ﻋﺞ ‏) ﺍﺳﺖ . ﺍﻋﻤﺎﻟﯽ ﭼﻮﻥ ﻗﺮﺍﺋﺖ ﻗﺮﺁﻥ، ﺣﺞ، ﻃﻮﺍﻑ، ﺯﯾﺎﺭﺕ ﻣﺮﻗﺪ ﺍﺋﻤﻪ ﻋﻠﯿﻬﻢ ﺍﻟﺴّﻼﻡ ﻭ ﻫﺮﮐﺎﺭ ﺧﯿﺮ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻥ ﺑﻪ ﻧﯿﺎﺑﺖ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﺁﻭﺭﺩ ﻭ ﺿﻤﻦ ﺍﻇﻬﺎﺭ ﺍﺭﺍﺩﺕ ﻭ ﺩﻭﺳﺘﯽ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺧﻮﺩ، ﯾﺎﺩ ﻭ ﻧﺎﻡ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺩﺭ ﺩﻝ ﻭ ﺟﺎﻥ ﺧﻮﺩ ﺯﻧﺪﻩ ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺷﺖ . ﺳﯿﺪ ﺍﺑﻦ ﻃﺎﻭﻭﺱ ﺩﺭ ﮐﺸﻒ ﺍﻟﻤﺤﺠﺔ ﺳﻔﺎﺭﺵ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ : ‏« ﺻﺪﻗﻪ ﺩﺍﺩﻥ ﺍﺯ ﺳﻮﯼ ﺁﻥ ﺟﻨﺎﺏ ﺭﺍ، ﭘﯿﺶ ﺍﺯ ﺻﺪﻗﻪ ﺩﺍﺩﻥ ﺍﺯ ﺳﻮﯼ ﺧﻮﺩ ﻭ ﻋﺰﯾﺰﺍﻧﺖ، ﻗﺮﺍﺭ ﺩﻩ ﻭ ﺩﻋﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﺭﺍ، ﺑﺮ ﺩﻋﺎ ﮐﺮﺩﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺩﺕ ﻣﻘﺪّﻡ ﺑﺪﺍﺭ ﻭ ﻧﯿﺰ ﺩﺭ ﻫﺮﮐﺎﺭ ﺧﯿﺮﯼ ﮐﻪ ﻣﺎﯾﻪ ﻭﻓﺎﯼ ﺑﻪ ﺣﻖ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﺍﺳﺖ، ﺁﻥ ﺑﺰﺭﮔﻮﺍﺭ ﺭﺍ ﻣﻘﺪّﻡ ﺑﺪﺍﺭ ﮐﻪ ﺳﺒﺐ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﺑﻪ ﺳﻮﯼ ﺗﻮ ﺗﻮﺟّﻪ ﻓﺮﻣﺎﯾﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺍﺣﺴﺎﻥ ﮐﻨﺪ 25]« ‏] .
-2 -7 ﺗﺴﻠﯿﻢ ﺑﻮﺩﻥ ﻭ ﻋﺪﻡ ﺗﻌﯿﯿﻦ ﻭﻗﺖ
ﺭﻭﺯﯼ ﻣﻬﺰﻡ ﺑﻪ ﺍﻣﺎﻡ ﺻﺎﺩﻕ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴّﻼﻡ، ﻋﺮﺽ ﮐﺮﺩ : ﻓﺪﺍﯾﺖ ﺷﻮﻡ ! ﺧﺒﺮ ﺩﻩ ﻣﺮﺍ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺍﻣﺮﯼ ﮐﻪ ﻣﻨﺘﻈﺮﺵ ﻫﺴﺘﯿﻢ ﮐﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ؟ ﺍﻣﺎﻡ ﻓﺮﻣﻮﺩ : ‏« ﺍﯼ ﻣﻬﺰﻡ ! ﺗﻌﯿﯿﻦ ﮐﻨﻨﺪﮔﺎﻥ ﻭﻗﺖ ﺩﺭﻭﻍ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ ﻭ ﻋﺠﻠﻪ ﮐﻨﻨﺪﮔﺎﻥ ﻫﻼﮎ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﺗﺴﻠﯿﻢ ﺷﺪﮔﺎﻥ ﻧﺠﺎﺕ ﺍﻧﺪ 26]« ‏] .
ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﺩﺭ ﺗﻔﺴﯿﺮ ﺁﯾﻪ ﺃَﺗﯽ ﺃَﻣْﺮُ ﺍﻟﻠَّﻪِ ﻓَﻼ ﺗَﺴْﺘَﻌْﺠِﻠُﻮﻩُ ‏[ 27 ‏] ، ﻓﺮﻣﻮﺩ : ‏« ﺍﯾﻦ ﺍﻣﺮ ﻣﺎ ﺍﺳﺖ، ﺧﺪﺍﯼ ﻋﺰّ ﻭ ﺟﻞ ﺍﻣﺮ ﻓﺮﻣﻮﺩﻩ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺁﻥ ﻋﺠﻠﻪ ﻧﺸﻮﺩ ﺗﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺳﻪ ﻟﺸﮑﺮ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺗﺄﯾﯿﺪ ﮐﻨﻨﺪ : ﻓﺮﺷﺘﮕﺎﻥ، ﻣﺆﻣﻨﺎﻥ ﻭ ﺭﻋﺐ؛ ﺧﺮﻭﺝ ﻗﺎﺋﻢ، ﻫﻤﺎﻧﻨﺪ ﺧﺮﻭﺝ ﺭﺳﻮﻝ ﺧﺪﺍ ﺻﻠّﯽ ﺍﻟﻠّﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ 28]«...




نوع مطلب :
برچسب ها : چهل اثر دعا برای فرج، دعا برای فرج، برای فرج دعا زیاد کنید، امر فرج، وبلاگ نسیم ظهور، نسیم ظهور،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 6 فروردین 1397 :: نویسنده :

رحم کن تا خدا بهت رحم کنه

ﺣﻀﺮﺕ ﺭﺳﻮﻝ ﺍﮐﺮﻡ ‏( ﺹ ‏) ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ ‏« ﺍﺭﺣﻢ ﻣﻦ ﻓﯽﺍﻻﺭﺽ، ﯾﺮﺣﻤﮏ ﻣﻦ ﻓﯽﺍﻟﺴﻤﺎﺀ ‏» ﺑﻪ ﺍﻫﻞ ﺯﻣﯿﻦ ﺭﺣﻢ ﮐﻦ ﺗﺎ ﺁﻧﮑﻪ ﺩﺭ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺍﺳﺖ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺭﺣﻢ ﮐﻨﺪ .
ﻓﻘﯿﻪ ﮐﺎﻣﻞ، ﺣﺎﺝ ﻣﻼ ﺍﺣﻤﺪ ﻧﺮﺍﻗﯽ ﺩﺭ ﮐﺘﺎﺏ ﺧﺰﺍﺋﻦ ﺧﻮﺩ ﻧﻘﻞ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺯ ﺷﺨﺼﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺍﺻﺤﺎﺏ ﺑﻌﻀﯽ ﺍﺯ ﺻﻠﺤﺎ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﭘﺲ ﺍﺯ ﻣﺮﺩﻥ ﺁﻥ ﻣﺮﺩ ﺻﺎﻟﺢ، ﺍﻭ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺧﻮﺍﺏ ﺩﯾﺪﻡ، ﺍﺯ ﺍﻭ ﭘﺮﺳﯿﺪﻡ ﮐﻪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺑﺎ ﺗﻮ ﭼﻪ ﮐﺮﺩﻩ، ﮔﻔﺖ : ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻣﺮﺍ ﺩﺭ ﻣﺤﻀﺮ ﺟﻼﻝ ﺧﻮﺩ ﻭﺍ ﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﻓﺮﻣﻮﺩ ‏« ﺁﯾﺎ ﺩﺍﻧﺴﺘﯽ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﭼﻪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺁﻣﺮﺯﯾﺪﻡ؟ ‏»
ﮔﻔﺘﻢ : ﺑﻪ ﻓﻼﻥ ﻭ ﻓﻼﻥ .
ﻓﺮﻣﻮﺩ : ﻧﻪ، ﺑﻪ ﻫﯿﭻ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﻬﺎ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻧﯿﺎﻣﺮﺯﯾﺪﻡ .

ﮔﻔﺘﻢ : ﺍﻟﻬﯽ ! ﭘﺲ ﺑﻪ ﭼﻪ ﻣﺮﺍ ﺁﻣﺮﺯﯾﺪﯼ؟
ﻓﺮﻣﻮﺩ : ﺁﯾﺎ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺩﺍﺭﯼ ﻭﻗﺘﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺩﺭ ﮐﻮﭼﻪﻫﺎﯼ ﺑﻐﺪﺍﺩ ﺭﺍﻩ ﻣﯽﺭﻓﺘﯽ،  ﮔﺮﺑﻪ ﮐﻮﭼﮑﯽ ﺭﺍ ﺩﯾﺪﯼ ﮐﻪ ﺳﺮﻣﺎ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻋﺎﺟﺰ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺍﻭ ﺍﺯ ﺷﺪﺕ ﯾﺦ ﻭ ﺳﺮﻣﺎ ﭘﻨﺎﻩ ﻣﯽﺑﺮﺩ ﺑﻪ ﭘﺎﯾﻪ ﮐﻨﺎﺭ ﺩﯾﻮﺍﺭ، ﺍﻭ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺘﯽ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺗﺮﺣﻢ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻭ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﭘﻮﺳﺘﯿﻦ ﺧﻮﺩ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺑﺮﺩﺍﺷﺘﯽ، ﺟﺎﯼ ﺩﺍﺩﯼ ﮐﻪ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺳﺮﻣﺎ ﻧﮕﺎﻩ ﺩﺍﺭﺩ .
ﮔﻔﺘﻢ : ﺁﺭﯼ .
ﻓﺮﻣﻮﺩ : ﭼﻮﻥ ﺑﺮ ﺁﻥ ﮔﺮﺑﻪ ﺗﺮﺣﻢ ﮐﺮﺩﯼ، ﻣﺎ ﺑﺮ ﺗﻮ ﺭﺣﻢ ﮐﺮﺩﯾﻢ .

ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺭﻭ، ﺩﺭ ﺭﻭﺍﯾﺎﺕ ﺁﻣﺪﻩ ﮐﻪ ﻓﺮﺩﺍﯼ ﻗﯿﺎﻣﺖ ﺑﺮﺧﯽ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺍﺯ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺁﻧﺎﻥ ﺗﺮﺣﻢ ﺷﻮﺩ، ﺧﻄﺎﺏ ﻣﯽﺭﺳﺪ ﮐﻪ ﺷﻤﺎ ﺩﺭ ﺩﻧﯿﺎ ﺑﻪ ﯾﮏ ﮔﻨﺠﺸﮏ ﻫﻢ ﺭﺣﻢ ﻧﮑﺮﺩﯾﺪ ! ﭘﺲ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﺗﺮﺣﻢ ﻭ ﺑﺨﺸﺶ ﺩﺍﺭﯾﺪ؟ ! ﻭ ﻟﺬﺍ ﺩﺭ ﺭﻭﺍﯾﺖ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺣﻀﺮﺕ ﺭﺳﻮﻝ ﺍﮐﺮﻡ ‏( ﺹ ‏) ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ : ‏« ﻻﯾﺮﺣﻢﺍﻟﻠﻪ ﻣﻦ ﻻﯾﺮﺣﻢﺍﻟﻨﺎﺱ ‏» ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺑﻪ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺭﺣﻢ ﻧﻤﯽﮐﻨﺪ ‏( ﺣﺘﯽ ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ‏) ، ﺑﻪ ﺍﻭ ﺭﺣﻢ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﮐﺮﺩ .

ﻣﻨﺒﻊ :
ﺁﻣﻮﺯﻩﻫﺎﯼ ﺍﺧﻼﻗﯽ ﺩﺭ ﮐﻼﻡ ﻣﻌﺼﻮﻣﯿﻦ ‏( ﻉ ‏) ، ﺹ 294-293



ﺩﺭ ﺭﻭﺍﯾﺖ ﻧﺒﻮﯼ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻧﯿﻢ ﮐﻪ ﺇِﻧَّﻤَﺎ ﯾَﺮْﺣَﻢُ ﺍﻟﻠَّﻪُ ﻣِﻦْ ﻋِﺒَﺎﺩِﻩِ ﺍﻟﺮُّﺣَﻤَﺎﺀَ ‏( 1 ‏) ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺍﺯ ﻣﯿﺎﻥ ﺑﻨﺪﮔﺎﻧﺶ ﻓﻘﻂ ﺑﻪ ﺭﺣﻤﺎﺀ ﻭ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ، ﺭﺣﻢ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ .
ﺍﺯ ﺍﻣﯿﺮ ﺍﻟﻤﺆﻣﻨﯿﻦ ﻋﻠﯿﻬﻢ ﺍﻟﺴّﻼﻡ ﺭﻭﺍﯾﺖ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺩﺭ ﺷﺐ ﻣﻌﺮﺍﺝ ﺑﻪ ﺭﺳﻮﻝ ﺍﻛﺮﻡ ﺻﻠﻮﺍﺕ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ ﻓﺮﻣﻮﺩ :
ﯾَﺎ ﻣُﺤَﻤَّﺪُ ﻭَﺟَﺒَﺖْ ﻣَﺤَﺒَّﺘِﯽ ﻟِﻠْﻤُﺘَﺤَﺎﺑِّﯿﻦَ ﻓِﯽَّ ﻭَ ﻭَﺟَﺒَﺖْ ﻣَﺤَﺒَّﺘِﯽ ﻟِﻠْﻤُﺘَﻌَﺎﻃِﻔِﯿﻦَ ﻓِﯽَّ ﻭَ ﻭَﺟَﺒَﺖْ ﻣَﺤَﺒَّﺘِﯽ ﻟِﻠْﻤُﺘَﻮَﺍﺻِﻠِﯿﻦَ ﻓِﯽَّ ﻭَ ﻭَﺟَﺒَﺖْ ﻣَﺤَﺒَّﺘِﯽ ﻟِﻠْﻤُﺘَﻮَﻛِّﻠِﯿﻦَ ﻋَﻠَﯽَّ ﻭَ ﻟَﯿْﺲَ ﻟِﻤَﺤَﺒَّﺘِﯽ ﻋِﻠْﻢٌ ﻭَ ﻟَﺎ ﻏَﺎﯾَﺔٌ ﻭَ ﻟَﺎ ﻧِﻬَﺎﯾَﺔٌ .... ‏( 2 ‏) ؛ ﺍﻯ ﻣﺤﻤّﺪ ! ﻣﺤﺒّﺖ ﻣﻦ ﺑﻪ ﻛﺴﻰ ﺍﺧﺘﺼﺎﺹ ﺩﺍﺭﺩ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﻣﻦ ﺩﻭﺳﺘﻰ ﺑﻮﺭﺯﺩ ﻭ ﺑﻪ ﺳﺎﯾﺮ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﻋﺎﻃﻔﻪ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﻭ ﺷﺌﻮﻥ ﻫﻢ ﭘﯿﻮﻧﺪﻯ ﺭﺍ ﻣﺮﺍﻋﺎﺕ ﻛﻨﺪ . ﺁﻥ ﺷﺨﺼﻰ ﻣﺤﺒﻮﺏ ﻣﻦ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺍﻣﻮﺭ ﺯﻧﺪﮔﻰ ﺑﺮ ﻣﻦ ﺗﻮﻛّﻞ ﻛﻨﺪ .

ﻣﯿﺰﺍﻥ ﻣﺤﺒّﺖ ﻭ ﺩﻭﺳﺘﻰ ﻣﻦ ﻣﺤﺪﻭﺩ ﻧﯿﺴﺖ ﻭ ﺍﻧﺘﻬﺎﺋﻰ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﻭ ﻫﯿﭻ ﻓﺮﺩﻯ ﻧﻤﯿﺘﻮﺍﻧﺪ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺁﻥ ﭘﻰ ﺑﺒﺮﺩ ... ‏( 3 ‏)
ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻧﻮﺷﺘﺎﺭ، ﺑﺎ ﺫﮐﺮ ﻧﻤﻮﻧﻪ ﻫﺎﯾﯽ، ﻣﯽ ﺑﯿﻨﯿﻢ ﮐﻪ ﺭﺣﻢ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﻭ ﻋﻮﺍﻃﻒ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﻭﻟﯿﺎﯼ ﺍﻟﻬﯽ ﺑﻪ ﻗﺪﺭﯼ ﻣﺸﻬﻮﺩ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺍﺑﺮﺍﺯ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﻭ ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﻭ ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎ ﺑﻠﮑﻪ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺳﺎﯾﺮ ﺟﺎﻧﺪﺍﺭﺍﻥ ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﻧﺪ .

ﻣَﻦ ﻻ ﯾَﺮﺣَﻢ ﻻ ﯾُﺮﺣَﻢ
ﺍﺣﻤﺪ ﺣﻨﺒﻞ ، ﭘﯿﺸﻮﺍﯼ ﺍﻫﻞ ﺗﺴﻨﻦ ، ﺍﺯ ﺍﺑﻮ ﻫﺮﯾﺮﻩ ﺭﻭﺍﯾﺖ ﻣﯽ ﻛﻨﺪ ﻛﻪ ﮔﻔﺖ :
ﯾﻚ ﻭﻗﺖ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺧﺪﺍ ﺻﻠﻰ ﺍﻟﻠَّﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ ﺣﺴﻨﯿﻦ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺑﻮﺳﯿﺪ . ﺷﺨﺼﯽ ‏( ﻋُﯿﯿﻨﻪ ﯾﺎ ﺍﻗﺮﻉ ﺑﻦ ﺣﺎﺑﺲ ‏) ﮔﻔﺖ : ﻣﻦ ﺗﻌﺪﺍﺩ ﺩﻩ ﻓﺮﺯﻧﺪ ﺩﺍﺭﻡ ﻭ ﻫﺮﮔﺰ ﺍﺣﺪﻯ ﺍﺯ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﻧﺒﻮﺳﯿﺪﻩﺍﻡ . ﺭﺳﻮﻝ ﺍﻋﻈﻢ ﺍﺳﻼﻡ ﻓﺮﻣﻮﺩ :
‏« ﻣَﻦ ﻻ ﯾَﺮﺣَﻢ ﻻ ﯾُﺮﺣَﻢ ‏» ﯾﻌﻨﻰ ﻛﺴﻰ ﻛﻪ ﺭﺣﻢ ﻧﻜﻨﺪ، ﻣﻮﺭﺩ ﺗﺮﺣﻢ ﻗﺮﺍﺭ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﮔﺮﻓﺖ .

ﺑﻨﺎ ﺑﻪ ﺭﻭﺍﯾﺖ ﺣﻔﺺ ﭘﯿﻐﻤﺒﺮ ﺍﻛﺮﻡ ﺑﻪ ﻃﻮﺭﻯ ﻏﻀﺐ ﻛﺮﺩ ﻛﻪ ﺭﻧﮓ ﻣﺒﺎﺭﻛﺶ ﺩﮔﺮﮔﻮﻥ ﺷﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺷﺨﺺ ﻓﺮﻣﻮﺩ :
ﺍﮔﺮ ﺧﺪﺍ ﺗﺮﺣﻢ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻗﻠﺐ ﺗﻮ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ ﭘﺲ ﻣﻦ ﺑﺎ ﺗﻮ ﭼﻪ ﻛﻨﻢ . ﻛﺴﻰ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻛﻮﺩﻛﺎﻥ ﻣﺎ ﺭﺣﻢ ﻧﻜﻨﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺑﺰﺭﮔﺎﻥ ﻣﺎ ﻋﺰﺕ ﻭ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﻧﮕﺬﺍﺭﺩ ﺍﺯ ﻣﺎ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ . ‏( 4 ‏)
ﮔﺮﯾﻪ ﻣﻦ ﺑﺮ ﺍﺑﺮﺍﻫﯿﻢ ﮔﺮﯾﻪ ﺭﺣﻤﺖ ﺍﺳﺖ
ﺍﺯ ﺟﺎﺑﺮ ﺑﻦ ﻋﺒﺪ ﺍﻟﻠّﻪ ﺍﻧﺼﺎﺭﻯ ﺭﺿﻰ ﺍﻟﻠَّﻪ ﻋﻨﻪ ﻧﻘﻞ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﮔﻔﺖ : ﺭﺳﻮﻝ ﺧﺪﺍ ﺻﻠّﻰ ﺍﻟﻠَّﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ ﺩﺳﺖ ﻋﺒﺪ ﺍﻟﺮﺣﻤﻦ ﺑﻦ ﻋﻮﻑ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﺑﻪ ﻧﺰﺩ ﻓﺮﺯﻧﺪﺵ ﺍﺑﺮﺍﻫﯿﻢ ﺑﺮﺩ، ﺍﺑﺮﺍﻫﯿﻢ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺟﺎﻥ ﺩﺍﺩﻥ ﺑﻮﺩ .
ﺣﻀﺮﺕ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺩﺍﻣﻦ ﺧﻮﺩ ﮔﺬﺍﺷﺖ ﻭ ﻓﺮﻣﻮﺩ : ﺍﻯ ﻓﺮﺯﻧﺪ ﻋﺰﯾﺰﻡ ! ﻣﻦ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺣﺎﻝ ﻣﺎﻟﻚ ﺍﺧﺘﯿﺎﺭ ﺗﻮ ﻧﯿﺴﺘﻢ، ﻫﯿﭻ ﻛﺎﺭﻯ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﻣﻦ ﺑﺮﺍﻯ ﺗﻮ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﻧﯿﺴﺖ ﻭ ﺍﺷﻚ ﺍﺯ ﺩﯾﺪﮔﺎﻥ ﻣﺒﺎﺭﻙ ﺣﻀﺮﺕ ﺟﺎﺭﻯ ﺷﺪ .

ﻋﺒﺪ ﺍﻟﺮﺣﻤﻦ ﺑﻪ ﺣﻀﺮﺕ ﻋﺮﺽ ﻛﺮﺩ : ﯾﺎ ﺭﺳﻮﻝ ﺍﻟﻠَّﻪ ! ﺁﯾﺎ ﺷﻤﺎ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﻰﻛﻨﯿﺪ ﻣﮕﺮ ﺧﻮﺩ ﺷﻤﺎ ﮔﺮﯾﻪ ﻛﺮﺩﻥ ﺩﺭ ﻣﺼﯿﺒﺖ ﺭﺍ ﻧﻬﻰ ﻧﻔﺮﻣﻮﺩﯾﺪ؟
ﺣﻀﺮﺕ ﻓﺮﻣﻮﺩ : ﻣﻦ ﺍﺯ ﺩﻭ ﻧﻮﻉ ﺻﺪﺍ ﻭ ﻧﺎﻟﻪ ﺯﺷﺖ ﻧﻬﻰ ﻛﺮﺩﻡ : -1 ﺻﺪﺍﻯ ﺁﻭﺍﺯﻩﺧﻮﺍﻧﻰ ﻟﻬﻮ ﻭ ﻟﻌﺐ ﻭ ﻣﻮﺳﯿﻘﻰ ﺷﯿﻄﺎﻧﻰ . -2 ﺻﺪﺍﯾﻰ ﺑﻪ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﻣﺼﯿﺒﺖ ﻛﻪ ﺗﻮﺃﻡ ﺑﺎ ﺧﺮﺍﺷﺎﻧﺪﻥ ﺻﻮﺭﺕ ﻭ ﭘﺎﺭﻩ ﻛﺮﺩﻥ ﮔﺮﯾﺒﺎﻥ ﻭ ﻧﺎﻟﻪ ﺍﻋﺘﺮﺍﺽ ﺁﻣﯿﺰ ﺷﯿﻄﺎﻧﻰ ﺑﺎﺷﺪ .
ﺍﻣﺎ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﻦ ﺑﺮ ﻣﺮﮒ ﺍﺑﺮﺍﻫﯿﻢ ﮔﺮﯾﻪ ﺭﺣﻤﺎﻧﻰ ﺍﺳﺖ، ‏« ﻭ ﻣﻦ ﻻ ﯾﺮﺣﻢ ﻻ ﯾﺮﺣﻢ؛ ﻛﺴﻰ ﻛﻪ ﺭﺣﻢ ﻧﻜﻨﺪ ﻭ ﺗﺮﺣﻢ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﻣﻮﺭﺩ ﻣﺮﺣﻤﺖ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻭﺍﻗﻊ ﻧﻤﻰﺷﻮﺩ . ‏» ‏( 5 ‏)

ﺭﺣﻢ ﮐﺮﺩﻥ ﺣﺘﯽ ﺑﻪ ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ
ﻫﻤﺎﻥ ﻃﻮﺭ ﻛﻪ ﺍﺳﻼﻡ ﺣﻖ ﺣﯿﺎﺕ ﺧﺪﺍﺩﺍﺩﻯ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﻯ ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎ ﻣﺤﺘﺮﻡ ﺷﻤﺎﺭﺩﻩ ﻭ ﺗﻌﺪّﻯ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺟﺎﯾﺰ ﻧﻤﻰ ﺩﺍﻧﺪ، ﺑﻪ ﻓﺮﺍﺧﻮﺭ ﺣﺎﻝ ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ﻧﯿﺰ، ﻫﻤﯿﻦ ﺣﻖ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﻯ ﺁﻧﻬﺎ ﻣﺤﺘﺮﻡ ﺷﻤﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ . ‏( 6 ‏)
ﻟﺬﺍ ﺩﺭ ﺭﻭﺍﯾﺎﺕ ﻣﺘﻌﺪﺩﻯ ﺍﺯ ﻛﺸﺘﻦ ﺑﻰﻫﺪﻑ ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ﻧﻬﻰﺷﺪﻩ ﻭ ﺁﻥ ﺭﺍ ﻣﻮﺟﺐ ﻋﺬﺍﺏ ﺍﻟﻬﻰ ﻣﻌﺮﻓﻰ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ؛ ﺍﻟﺒﺘﻪ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ﻣﻮﺫﯼ ﮐﻪ ﺩﻓﻊ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﺪﻭﻥ ﮐﺸﺘﻦ ﻣﻤﮑﻦ ﻧﺒﺎﺷﺪ، ﮐﺸﺘﻦ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺟﺎﯾﺰ ﺩﺍﻧﺴﺘﻪ ﺍﻧﺪ . ﭼﻨﺎﻥ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺭﻭﺍﯾﺘﯽ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺍﺳﻼﻡ ﺻﻠﻮﺍﺕ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ‏« ﻧﻬﻰ ﻋﻦ ﻗﺘﻞ ﻛﻞّ ﺫﯼ ﺭﻭﺡ ﺍﻟّﺎ ﺃﻥ ﯾﺆﺫّﯼ ‏» ‏( 7 ‏) ؛ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺍﺯ ﻛﺸﺘﻦ ﻫﺮ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﻯ ﺭﻭﺡ ﻧﻬﻰ ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ ﻣﮕﺮ ﺁﻧﻜﻪ ﻛﻪ ﻣﻮﺫﻯ ﺑﺎﺷﺪ .

ﻫﺮﮔﺰ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺭﺍﺿﯽ ﻧﺨﻮﺍﻫﻢ ﺑﻮﺩ

ﺟﻨﺎﺏ ﻣﻬﻨﺪﺱ ﻃﺒﺎﻃﺒﺎﯾﯽ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﭘﺪﺭ ﺑﺰﺭﮔﻮﺍﺭﺵ ‏« ﻋﻼﻣﻪ ﻃﺒﺎﻃﺒﺎﯾﯽ ‏» ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ :
‏« ﯾﺎﺩﻡ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺳﻦ 12 ﺳﺎﻟﮕﯽ ﻫﻤﻪ ﺭﻭﺯﻩ ﻣﺮﺍ ﺑﻪ ﺑﯿﺎﺑﺎﻥ ﺑﺮﺩﻩ ﻭ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺗﻌﻠﯿﻢ ﺗﯿﺮﺍﻧﺪﺍﺯﯼ ﻣﯽ ﺩﺍﺩﻧﺪ ﻭ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺗﻮﺻﯿﻪ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﺷﮑﺎﺭ ﮐﺮﺩﻥ ﺭﺍ ﯾﺎﺩ ﺑﮕﯿﺮ؛ ﻭﻟﯽ ﺑﻪ ﮐﺎﺭ ﻧﺒﺮ ﮐﻪ ﺷﮑﺎﺭ ﻭ ﮐﺸﺘﻦ ﯾﮏ ﺟﺎﻧﻮﺭ ﮔﻨﺎﻩ ﺍﺳﺖ .
ﮔﻔﺘﻢ ﭘﺲ ﺷﮑﺎﺭ ﺑﺮﺍﯼ ﭼﻪ ﺧﻮﺏ ﺍﺳﺖ . ﮔﻔﺘﻨﺪ ﺩﺭ ﺻﻮﺭﺗﯽ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﻣﺠﺎﺯ ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﺎ ﯾﮏ ﺿﺮﻭﺭﺕ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﮐﻪ ﺟﻨﺒﻪ ﺣﯿﺎﺗﯽ ﺩﺍﺭﺩ ﻣﻮﺍﺟﻪ ﺑﺸﻮﺩ ﻭ ﺍﻻ ﻣﻤﻨﻮﻉ ﺍﺳﺖ .
ﺳﭙﺲ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﺍﺩﻧﺪ :
‏« ﻣﻦ ﻫﺮﮔﺰ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺭﺍﺿﯽ ﻧﺨﻮﺍﻫﻢ ﺑﻮﺩ ﺍﮔﺮ ﯾﮏ ﺟﺎﻧﻮﺭ ﺭﺍ ﺑﮑﺸﯽ . ‏»
ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺧﯿﻠﯽ ﺧﯿﺮ ﺧﻮﺍﻩ، ﺑﺸﺮﺩﻭﺳﺖ، ﻣﻘﯿﺪ ﻭ ﺑﯽ ﺍﺫﯾﺖ ﺑﻮﺩﻧﺪ . ‏» ‏( 8 ‏)
ﺷﺎﯾﺪ ﺁﻧﺠﺎ ﺩﻟﺸﺎﻥ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ !

ﺣﺠﺔ ﺍﻻﺳﻼﻡ ﺷﯿﺦ ﻋﻠﯽ ﺑﻬﺠﺖ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﻟﻄﺎﻓﺖ ﭘﺪﺭ ﮔﺮﺍﻣﯽ ﺍﺵ، ﻣﺮﺣﻮﻡ ‏« ﺁﯾﺖ ﺍﻟﻠﻪ ﺍﻟﻌﻈﻤﯽ ﺑﻬﺠﺖ ‏» ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ :
‏« ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺍﯾﻨﻘﺪﺭ ﺭﺋﻮﻑ ﺑﻮﺩ، ﺍﺯ ﺟﻬﺘﯽ ﮐﻪ ﻓﮑﺮ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺵ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﻣﻮﺭﺍﺕ ﺍﯾﻦ ﺣﯿﻮﺍﻧﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺗﻮ ﻣﻨﺰﻝ ﺁﻣﺪﻩ ‏( ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺟﻮﺟﻪ ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ﮐﻮﭼﻮﻟﻮ ‏) ﺑﺎﯾﺪ ﺗﺄﻣﯿﻦ ﺑﺸﻮﺩ .
ﻧﻪ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﺣﺎﻻ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺑﺪﻫﺪ ﺗﺄﻣﯿﻦ ﮐﻨﯿﺪ، ﺗﻤﺎﻡ ﺑﺸﻮﺩ؛ ﺩﺍﺋﻤﺎً ﺍﯾﻦ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﮐﻨﺘﺮﻝ ﮐﻨﺪ، ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺁﻣﺪ، ‏[ ﻣﯽ ﭘﺮﺳﯿﺪ ‏] ﺑﻪ ﺍﯾﻨﻬﺎ ﻏﺬﺍ ﺩﺍﺩﯾﺪ؟
ﯾﮏ ﺟﻌﺒﻪ ﮐﻮﭼﻮﻟﻮ، ﭼﻬﺎﺭ ﺗﺎ ﺟﻮﺟﻪ ﻣﺮﻍ ﺗﻮﯾﺶ ﻫﺴﺖ، ﻫﻮﺍﯼ ﺯﻣﺴﺘﺎﻥ ﺍﺳﺖ، ﻣﺜﻼً ﻓﺮﺽ ﮐﻨﯿﺪ ﮔﺬﺍﺷﺘﯿﻢ ﺁﻥ ﮔﻮﺷﻪ ﺍﺗﺎﻕ ‏[ ﻣﯽ ﭘﺮﺳﯿﺪ : ‏] ﺧﺐ ﺍﯾﻨﻬﺎ ﻏﺬﺍﯾﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﺧﻮﺭﺩﻧﺪ؟ ﺧﺐ ﺣﺎﻻ ﺷﺎﯾﺪ ﺁﻧﺠﺎ ﺩﻟﺸﺎﻥ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ .
ﺩﺭ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﮐﻦ ﺑﯿﺎﯾﻨﺪ ﺗﻮﯼ ﺍﺗﺎﻕ ﯾﮏ ﮔﺸﺘﯽ ﺑﺰﻧﻨﺪ ! ﺳﺎﻋﺖ ﺩﻭﺍﺯﺩﻩ ﺷﺐ ﺍﺳﺖ ! ﺁﻗﺎ ﻣﮕﺮ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺟﺎﯼ ﻣﺮﻍ ﺍﺳﺖ؟ ! ﻫﻤﯿﻦ ﻫﻢ ﮐﻪ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺁﻣﺪﻩ ﺑﺎﯾﺪ ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺷﮑﺮ ﮐﻨﺪ .
ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﺍﯾﻨﻬﺎ ﺭﺍ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﮔﺬﺍﺷﺘﻢ ﮐﻪ ﺩﯾﮕﺮ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﮔﻔﺘﻨﺪ : ﻫﻮﺍ ﺍﻣﺸﺐ ﺷﺎﯾﺪ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺻﺒﺢ ﺳﺮﺩ ﺑﺸﻮﺩ، ﭼﺮﺍ ﺍﯾﻨﻬﺎ ﺭﺍ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﮔﺬﺍﺷﺘﯽ؟ ﺗﺎﺯﻩ ﻫﻢ ﺷﺎﯾﺪ ﮔﺮﺑﻪ ﺑﯿﺎﯾﺪ ﺍﯾﻨﻬﺎ ﺭﺍ ﺑﺨﻮﺭﺩ .
ﮔﻔﺘﻢ : ﺧﺐ ﺧﺪﺍ ﺍﯾﻨﻬﺎ ﺭﺍ ﺧﻠﻖ ﮐﺮﺩﻩ ﮔﺮﺑﻪ ﺑﺨﻮﺭﺩ . ﮔﺮﺑﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﭼﯽ ﺑﺨﻮﺭﺩ؟ ﯾﮏ ﻧﮕﺎﻩ ﻋﺎﻗﻞ ﺍﻧﺪﺭ ﺳﻔﯿﻬﯽ ﮐﺮﺩ، ﺍﻧﮕﺎﺭ ﺍﯾﻦ ﮔﺮﺑﻪ ﯾﮏ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﺨﻮﺭﺩ ! ﭘﺎ ﺷﺪ ﻭ ﺭﻓﺖ ﺧﻮﺩﺵ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ ﺁﻭﺭﺩ .
ﺧﻮﺩﺵ ﺭﻓﺖ . ﺩﯾﺪ ﮐﻪ ﻣﺎ ﯾﮏ ﺧﺮﺩﻩ ﺑﺎ ﻃﻨﺰ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﻢ . ﺍﺻﻼً ﺗﺤﻤﻞ ﺍﯾﻦ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺷﺖ، ﺣﺘﯽ ﯾﮏ ﺟﻮﺟﻪ، ﺣﺘﯽ ﻣﮕﺲ .
ﺗﻮ ﺧﺎﻧﻪ ﺻﺒﺢ، ﺻﺒﺤﺎﻧﻪ ، ﺷﺎﻡ ، ﻣﮕﺲ ﺭﺍ ﺩﺍﺋﻤﺎً ﺑﺎ ﻋﺼﺎﯾﺶ ﺭﺩ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ . ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎ ﺑﺎﺩﺑﺰﻥ ﺗﺎﺑﺴﺘﺎﻥ ﺭﺩ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ ... ﯾﮏ ﭼﻨﺪ ﺗﺎﯾﯽ ﺭﻭﯼ ﻏﺬﺍ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﻧﻤﯽ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺑﻨﺸﯿﻨﺪ، ﺍﯾﻨﻬﺎ ﺭﺍ ﻫﯽ ﻣﯽ ﭘﺮﺍﻧﺪ .
ﻣﻦ ﺑﺎ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻣﮕﺲ ﮐُﺸﻬﺎ ﺍﯾﻨﻬﺎ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺯﺩﻡ . ﻣﯽ ﮔﻔﺖ ﺍﯾﻨﻬﺎ ﺭﺍ ﻧﮑﺶ، ﺑﯿﺮﻭﻥ ﮐﻦ . ﺍﺻﻼً ﺗﻮ ﺯﻧﺪﮔﯿﺶ ﻣﯽﺧﻮﺍﺳﺖ ﻣﮕﺴﯽ ﮐﺸﺘﻪ ﻧﺸﻮﺩ . ﺩﯾﮕﺮ ﺣﺎﻻ ﺣﺴﺎﺏ ﺑﻘﯿﻪ ﮐﺎﺭﻫﺎ ﺭﺍ ﺷﻤﺎ ﺑﮑﻨﯿﺪ .
ﻭ ﺣﺘﯽ ﺷﺐ، ﻧﺼﻒ ﺷﺐ، ﺗﻮﯼ ﻫﻮﺍﯼ ﺳﺮﺩ ﺍﺻﺮﺍﺭ ﺩﺍﺷﺖ ﮐﻪ ﻣﺮﻏﯽ، ﺧﺮﻭﺳﯽ ﺗﻮﯼ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﺎﺷﺪ ... ﺍﯾﻦ ﺧﺮﻭﺱ ﺭﺍ ﻧﺼﻒ ﺷﺐ ﻫﻢ ﺷﺪﻩ، ﮔﺎﻫﯽ ﻣﯽﺧﻮﺍﺳﺖ ﺑﺮﻭﺩ ﻭ ﺧﺎﻃﺮﺵ ﺟﻤﻊ ﺑﺸﻮﺩ؛ ﻣﯽ ﺭﻓﺖ ﺳﺮ ﻣﯽ ﺯﺩ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺟﺎﯾﺶ ﺧﻮﺏ ﺍﺳﺖ، ﺳﺮﺩﺵ ﻧﺸﻮﺩ، ﺳﺮﻣﺎ ﻧﺨﻮﺭﺩ .
ﺣﺎﻻ ﺧﻮﺩﺵ ﻫﻢ ﺑﺎﯾﺪ ﯾﮑﯽ ﻣﻮﺍﻇﺐ ﺑﺎﺷﺪ .
ﺣﺎﻻ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺁﻥ ﻣﯽ ﺭﻓﺖ . ﺧﯿﻠﯽ ﻋﺼﺒﺎﻧﯽ ﻣﯽ ﺷﺪﯾﻢ . ﺧﯿﻠﯽ ﺗﺤﻤﻠﺶ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺎ ﻣﺸﮑﻞ ﺑﻮﺩ . ﺁﻗﺎ ﺁﺧﺮ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭﻫﺎ ﺭﺍ ﭼﺮﺍ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺗﺎﻥ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﺪ؟
‏[ ﺍﺯ ﺳﺮﺩﯼ ﻫﻮﺍ ‏] ﭼﻠﻮﮐﺒﺎﺏ ﻫﻢ ﺑﺎﺷﺪ ﻣﺎ ﺣﺎﺿﺮ ﻧﺒﻮﺩﯾﻢ ﮐﻪ ﺑﺮﻭﯾﻢ ﻭ ﺑﯿﺎﻭﺭﯾﻢ ﺑﺨﻮﺭﯾﻢ . ﺍﯾﺸﺎﻥ ﭘﺎ ﻣﯽ ﺷﺪ ﺗﺎ ﺍﯾﻦ ‏[ ﺣﯿﻮﺍﻥ ‏] ﺭﺍ ﺑﭙﻮﺷﺎﻧﺪ ﮐﻪ ﻣﻤﮑﻦ ﺍﺳﺖ ﭘﻮﺷﯿﺪﻥ ﺍﯾﻨﻬﺎ ﯾﺎﺩﺗﺎﻥ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ . ‏[ ﻣﯽ ﮔﻔﺘﻢ ‏] ﺁﻗﺎ ﺧﺐ ﻣﯽ ﭘﺮﺳﯿﺪﯾﺪ . ‏[ ﻣﯽ ﻓﺮﻣﻮﺩ ‏] ﻧﻪ، ﻣﻦ ﮔﻔﺘﻢ ﺷﺎﯾﺪ ﯾﺎﺩﺗﺎﻥ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ . ﻫﻤﯿﻦ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﻫﻢ ﺑﻪ ﮐﺴﯽ ﺗﺤﻤﯿﻞ ﻧﻤﯽ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺑﮑﻨﺪ . ‏» ‏( 9 ‏)
ﮐﺎﺭﯼ ﮐﻨﯿﺪ ﮐﻪ ﻧﯿﺎﺯ ﺑﻪ ﮐﺸﺘﻦ ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ﻣﻮﺫﯼ ﻧﺒﺎﺷﺪ

ﺷﺨﺼﯽ ﺍﺯ ﺣﻀﺮﺕ ﺁﯾﺖ ﺍﻟﻠﻪ ﺍﻟﻌﻈﻤﯽ ﺑﻬﺠﺖ ﭘﺮﺳﯿﺪ ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪ ﻣﺎﻥ ﻣﻮﺭﭼﻪ ﺯﯾﺎﺩ ﺍﺳﺖ؛ ﺁﯾﺎ ﮐﺸﺘﻦ ﺁﻧﻬﺎ ﺍﺧﻼﻗﺎ ﭘﺴﻨﺪﯾﺪﻩ ﺍﺳﺖ؟
ﺁﻗﺎ ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ : ‏« ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﮐﺸﺘﻦ، ﻣﻘﺪﺍﺭﯼ ﻧﻔﺖ ﺟﻠﻮ ﻻﻧﻪ ﺷﺎﻥ ﺑﺮﯾﺰﯾﺪ . ‏» ﻭﯼ ﮔﻔﺖ : ﺣﺎﻻ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪ ﭘﺨﺶ ﺷﺪﻩ ﺍﻧﺪ ﭼﻪ ﮐﻨﯿﻢ؟
ﺁﻗﺎ ﺑﺎ ﺗﺒﺴﻤﯽ ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ : ‏[ ﯾﺎ ﺃﯾﻬﺎ ﺍﻟﻨﻤﻞ ‏] ﺍﺩﺧﻠﻮﺍ ﻣﺴﮑﻨﮑﻢ ﻻ ﯾﺤﻄﻤﻨّﮑﻢ ﺳﻠﯿﻤﺎﻥ ﻭ ﺟﻨﻮﺩﻩ ‏( 10 ‏) ‏( 11 ‏)
تبیان




نوع مطلب :
برچسب ها : رحم کن تا خدا بهت رحم کنه، انصاف و وجدان، وبلاگ نسیم ظهور، نسیم ظهور،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 6 فروردین 1397 :: نویسنده :

عواقب دنیوی و اخروی گناه زنا

ﺍﺳﻼﻡ ﺩﺭ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩ ﺑﺎ ﻣﺤﺮﻣﺎﺕ ﻭ ﺍﺯ ﺟﻤﻠﻪ ﻣﺤﺮﻣﺎﺕ ﺟﻨﺴﯽ ﺍﺯ ﯾﮏ ﺳﯿﺴﺘﻢ ﮐﺎﻣﻼ ﭘﯿﭽﯿﺪﻩ ﻭ ﺑﻪ ﻫﻢ ﻣﺮﺗﺒﻂ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻧﻤﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ . ﺍﺳﻼﻡ ﺩﺭ ﺳﻄﻮﺡ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﻓﺮﺩﯼ، ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽ، ﻋﺒﺎﺩﯼ، ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﯼ، ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﮔﯽ، ﺗﺮﺑﯿﺘﯽ ﻭ ... ﺩﺳﺘﻮﺭﺍﺗﯽ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﺗﻘﯿﺪ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺯﻣﯿﻨﻪ ﺳﺎﺯ ﯾﮏ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﭘﺎﮎ ﻭ ﺗﻮﺍﻡ ﺑﺎ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﺍﺳﺖ . ﺩﺭ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩ ﺑﺎ ﮔﻨﻬﮑﺎﺭﺍﻥ ﻭ ﻣﺠﺮﻣﯿﻦ ﻧﯿﺰ ﺳﯿﺎﺳﺘﯽ ﺫﻭﻣﺮﺍﺗﺐ ﺩﺍﺭﺩ . ﺳﯿﺎﺳﺖ ﺍﺳﻼﻡ ﺩﺭ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﺟﺮﺍﯾﻢ ﺩﺭ ﺩﺭﺟﻪ ﺍﻭﻝ ﺟﻨﺒﻪ ﺗﺎﺩﯾﺒﯽ ﻭ ﺗﺮﺑﯿﺘﯽ ﺩﺍﺭﺩ . ﺍﮐﺜﺮ ﻗﺮﯾﺐ ﺑﻪ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﻣﺼﺎﺩﯾﻖ ﺟﺮﺍﺋﻢ ﺟﻨﺴﯽ، ﺑﺮﺧﻮﺭﺩﯼ ﺗﻌﺰﯾﺮﯼ ﺑﻪ ﻋﻤﻞ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ ﻭ ﺍﻧﻮﺍﻉ ﻫﻨﺠﺎﺭﺷﮑﻦ ﺁﻥ ﻣﻘﺘﻀﯽ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩﯼ ﺗﻬﺪﯾﺪﺁﻣﯿﺰ ﻭ ﺑﺎﺯﺩﺍﺭﻧﺪﻩ ﺍﺳﺖ . ﺑﺎﯾﺴﺘﯽ ﺗﻮﺟﻪ ﺩﺍﺷﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﻣﻮﺍﺭﺩ ﺷﺪﺕ ﻋﻤﻞ ﻧﯿﺰ ﻻﺯﻡ ﺍﺳﺖ . ﮔﻨﺎﻫﺎﻧﯽ ﻣﺜﻞ ﺯﻧﺎﯼ ﻣﺤﺼﻨﻪ ﯾﺎ ﻓﺎﺣﺸﮕﯽ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻥ ﯾﮑﺴﺮﻩ ﺑﻪ ﻓﻘﺮ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﯼ ﺍﺳﺘﻨﺎﺩ ﺩﺍﺩ . ﺍﺗﻔﺎﻗﺎ ﺁﻣﺎﺭ ﺍﻧﺤﺮﺍﻓﺎﺕ ﺟﻨﺴﯽ ﺩﺭ ﻃﺒﻘﻪ ﻣﺮﻓﻪ ﺗﺎﺳﻒ ﺁﻭﺭﺗﺮ ﺍﺳﺖ .
ﺩﺭ ﺭﻭﺍﯾﺘﯽ ﺍﺯ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺧﺪﺍ ‏( ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭ ﺍﻟﻪ ‏) ﺍﺛﺮﺍﺕ ﮔﻨﺎﻩ ﺯﻧﺎ ﺑﻪ ﺩﻭ ﻗﺴﻢ ﺗﻘﺴﯿﻢ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ . ﺍﯾﺸﺎﻥ ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ : ﺍﯼ ﻋﻠﯽ ! ﺯﻧﺎ ﺷﺶ ﭘﯿﺎﻣﺪ ﺩﺍﺭﺩ : ﺳﻪ ﭘﯿﺎﻣﺪ ﺩﺭ ﺩﻧﯿﺎ ﻭ ﺳﻪ ﺩﯾﮕﺮ ﺩﺭ ﺁﺧﺮﺕ . ﭘﯿﺎﻣﺪﻫﺎﯼ ﺩﻧﯿﺎﯾﺶ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺁﺑﺮﻭ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺑﺮﺩ، ﻣﺮﮒ ﺭﺍ ﺷﺘﺎﺏ ﻣﯽ ﺑﺨﺸﺪ ﻭ ﺭﻭﺯﯼ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺑﺮﺩ ﻭ ﭘﯿﺎﻣﺪﻫﺎﯼ ﺁﺧﺮﺗﺶ ﻋﺒﺎﺭﺕ ﺍﺳﺖ ﺍﺯ ﺣﺴﺎﺑﺮﺳﯽ ﺳﺨﺖ ﻭ ﺩﻗﯿﻖ , ﺧﺸﻢ ﺧﺪﺍﯼ ﺭﺣﻤﺎﻥ ﻭ ﺟﺎﻭﺩﺍﻧﮕﯽ ﺩﺭ ﺁﺗﺶ . ‏( ﻣﯿﺰﺍﻥ ﺍﻟﺤﮑﻤﻪ / ﺝ 5 / ﺹ 2213 ‏)
ﺩﺭ ﺭﻭﺍﯾﺘﯽ ﺩﯾﮕﺮ ﺍﺯ ﺣـﻀـﺮﺕ ﺭﺿـﺎ ﻋـﻠﯿـﻪ ﺍﻟﺴـﻼﻡ ﻋﻤﻞ ﺯﻧﺎ ﺑﺪﺗﺮ ﻭ ﻗﺒﯿﺢ ﺗﺮ ﺍﺯ ﻗﺘﻞ ﺩﺍﻧﺴﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ . ﺍﯾﺸﺎﻥ ﻓـﺮﻣـﻮﺩﻧﺪ : ﺁﻧـﭽـﻪ ﮔـﻨـﺎﻫـﺶ ﺍﺯ ﻗـﺘـﻞ ﻧـﺰﺩ ﻣـﻦ ﺑـﯿـﺸـﺘﺮ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺑﻼﻯ ﺁﻥ ﻗﺒﯿﺢ ﺗﺮ ﺍﺳﺖ ﺯﻧﺎﺳﺖ؛ ﺑـﺮﺍﻯ ﺍﯾـﻨـﻜـﻪ ﻗـﺎﺗﻞ ﺑﺎ ﻛﺸﺘﻦ ﻣﻘﺘﻮﻝ ﻓﺴﺎﺩﻯ ﺑﻪ ﻏﯿﺮ ﻛﺸﺘﻦ ﺍﻭ ﺍﻧـﺠﺎﻡ ﻧﻤﻰ ﺩﻫﺪ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻛﺸﺘﻦ ﺍﻭ ﺩﯾﮕﺮ ﻓﺴﺎﺩﻯ ﺑﺮ ﺁﻥ ﻧﯿﺴﺖ ﻭ ﺯﺍﻧـﻰ ﻧـﺴـﻞ ﺭﺍ ﺗـﺎ ﺭﻭﺯ ﻗـﯿـﺎﻣـﺖ ﻓـﺎﺳـﺪ ﻭ ﺗـﺒـﺎﻩ ﻣـﻰ ﻛـﻨـﺪ ﻭ ﺣـﺮﺍﻣـﻬـﺎﯾـﻰ ﺭﺍ ﺣـﻼﻝ ﻣﻰ ﻛﻨﺪ .
ﺁﺳﯿﺐﻫﺎﻯ ﻣﻌﻨﻮﻯ، ﺟﺎﻥ ﻭ ﺩﻝ ﻭ ﺑﻪ ﻋﺒﺎﺭﺕ ﺩﯾﮕﺮ ﻛﻨﻪ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﻭﺟﻮﺩ ﺁﺩﻣﻰ ﺭﺍ ﺗﺒﺎﻩ ﻣﻰﺳﺎﺯﺩ . ‏« ﻛَﻼَّ ﺑَﻞْ ﺭﺍﻥَ ﻋَﻠﻰ ﻗُﻠُﻮﺑِﻬِﻢْ ﻣﺎ ﻛﺎﻧُﻮﺍ ﯾَﻜْﺴِﺒُﻮﻥَ؛ ﭼﻨﯿﻦ ﻣﺒﺎﺩ ! ﺑﻠﻜﻪ ﺍﻋﻤﺎﻝ ‏( ﻧﺎﺷﺎﯾﺴﺖ ‏) ﺩﻝﻫﺎﻯ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﺯﻧﮕﺎﺭ ﺯﺩﻩ ﺍﺳﺖ ‏» . ‏( ﻣﻄﻔﻔﯿﻦ ‏( 83 ‏) ، ﺁﯾﻪ 24 ‏)
ﺯﻧﮓ ﯾﺎ ﺯﻧﮕﺎﺭ ﺩﺭ ﺍﺷﯿﺎﻯ ﻣﺎﺩﻯ، ﻫﻤﺎﻥ ﭼﯿﺰﻯ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺭﻭﻯ ﻓﻠﺰﺍﺕ ﻭ ﺍﺷﯿﺎﻯ ﻗﯿﻤﺘﻰ ﻣﻰﻧﺸﯿﻨﺪ ﻭ ﻣﻌﻤﻮﻻً ﻧﺸﺎﻧﻪ ﭘﻮﺳﯿﺪﻥ ﻭ ﺍﺯ ﺑﯿﻦ ﺭﻓﺘﻦِ ﺷﻔﺎﻓﯿﺖ ﻭ ﺩﺭﺧﺸﻨﺪﮔﻰ ﺁﻥ ﻭ ﺩﺭ ﻧﻬﺎﯾﺖ ﺿﺎﯾﻊ ﺷﺪﻥ ﻭ ﺍﺯ ﺑﯿﻦ ﺭﻓﺘﻦ ﺁﻥ ﺍﺳﺖ .
ﻋﻼﻣﻪ ﻃﺒﺎﻃﺒﺎﯾﻰ ﺩﺭ ﺗﻔﺴﯿﺮ ﺍﻟﻤﯿﺰﺍﻥ ﻣﻰﻓﺮﻣﺎﯾﺪ : ﺍﺯ ﺁﯾﻪ ﺷﺮﯾﻔﻪ ﺳﻪ ﻧﻜﺘﻪ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻣﻰﺷﻮﺩ :
.1 ﺍﻋﻤﺎﻝ ﺯﺷﺖ، ﻧﻘﺶ ﻭ ﺻﻮﺭﺗﻰ ﺑﻪ ﻧﻔﺲ ﻭ ﺭﻭﺡ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻣﻰﺩﻫﻨﺪ؛
.2 ﺍﯾﻦ ﻧﻘﺶ ﻭ ﺻﻮﺭﺕ ﺧﺎﺹ، ﻣﺎﻧﻊ ﺁﻥ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻧﻔﺲ ﺁﺩﻣﻰ ﺣﻖ ﻭ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺭﺍ ﺩﺭﻙ ﻛﻨﺪ؛
.3 ﻧﻔﺲ ﺁﺩﻣﻰ ﺑﻪ ﺣﺴﺐ ﻃﺒﻊ ﺍﻭﻟﯿﻪﺍﺵ ﺻﻔﺎ ﻭ ﺟﻼﯾﻰ ﺩﺍﺭﺩ ﻛﻪ ﺑﺎ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺁﻥ، ﺣﻖ ﺭﺍ ﺁﻥ ﻃﻮﺭ ﻛﻪ ﻫﺴﺖ ﺩﺭﻙ ﻣﻰﻛﻨﺪ .
ﺩﺭ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺑﻪ ﺍﺭﺍﺋﻪ ﺭﻭﺍﯾﺎﺗﯽ ﺩﺳﺘﻪ ﺑﻨﺪﯼ ﺷﺪﻩ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺁﺛﺎﺭ ﺷﻮﻡ ﺯﻧﺎ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﻣﯽ ﻧﻤﺎﯾﯿﻢ .
ﺁﺛﺎﺭ ﺩﻧﯿﻮﯼ ﺯﻧﺎ ﺩﺭ ﮐﻠﻤﺎﺕ ﻣﻌﺼﻮﻣﯿﻦ ﻋﻠﯿﻬﻢ ﺍﻟﺴﻼﻡ
1 ‏) ﺑﯽ ﺑﺮﮐﺘﯽ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ : ﺭﺳﻮﻝ ﻣﮑﺮﻡ ﺍﺳﻼﻡ ﺻﻠﻮﺍﺕ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ : ‏« ﺯﻧﺎ ﺩﺭ ﻫﺮ ﺧﺎﻧﻪ ﺍﯼ ﺑﺮﻭﺩ، ﺑﺮﮐﺖ ﺩﺭ ﺁﻥ ﻭﺍﺭﺩ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﺩ 1]« ‏] ؛
2 ‏) ﺍﺯ ﺑﯿﻦ ﺭﻓﺘﻦ ﻧﻮﺭﺍﻧﯿﺖ ﻇﺎﻫﺮ : ﺍﻣﺎﻡ ﺻﺎﺩﻕ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ : ‏« ﺯﻧﺎ ﻧﻮﺭﺍﻧﯿﺖ ﭼﻬﺮﻩ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺑﯿﻦ ﻣﯽ ﺭﻭﺩ 2]« ‏] ؛
3 ‏) ﺭﻓﺘﻦ ﺭﻭﺡ ﺍﯾﻤﺎﻥ : ﺍﻣﺎﻡ ﺑﺎﻗﺮ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ : ‏« ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﺯﺍﻧﯽ ﺯﻧﺎ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﺭﻭﺡ ﺍﯾﻤﺎﻥ ﺍﺯ ﺩﻝ ﺍﻭ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻣﯽ ﺭﻭﺩ ﻭ .. ‏» ؛‏[ 3 ‏]
4 ‏) ﺑﯽ ﺩﯾﻨﯽ : ﺭﺳﻮﻝ ﻣﮑﺮﻡ ﺍﺳﻼﻡ ﺻﻠﻮﺍﺕ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ : ‏« ﺯﻧﺎ ﺑﺎﻋﺚ ﻧﺎﺑﻮﺩﯼ ﺩﯾﻦ ﺍﺳﺖ 4]« ‏] ؛
5 ‏) ﻏﻀﺐ ﺍﻟﻬﯽ : ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﻣﮑﺮﻡ ﺍﺳﻼﻡ ﺻﻠﻮﺍﺕ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ : ‏« ﺯﻧﺎ ﺑﺎﻋﺚ ﻏﻀﺐ ﺍﻟﻬﯽ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ‏» . ‏[ 5 ‏]
6 ‏) ﻋﺪﻡ ﺍﺳﺘﺠﺎﺑﺖ ﺩﻋﺎ : ﺍﻣﺎﻡ ﺻﺎﺩﻕ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ : ‏« ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺑﺮ ﻣﻮﺳﯽ ﻭﺣﯽ ﮐﺮﺩ، ﺯﻧﺎ ﻧﮑﻨﯿﺪ ﺩﺭ ﻏﯿﺮ ﺍﯾﻦ ﺻﻮﺭﺕ ﻧﻮﺭ ﺍﻟﻬﯽ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﭘﻮﺷﯿﺪﻩ ﻣﯽ ﺩﺍﺭﻡ ﻭ ﺍﺑﻮﺍﺏ ﺭﺣﻤﺖ ﺍﻟﻬﯽ ﺑﺎ ﺩﻋﺎﯼ ﺷﻤﺎ ﮔﺸﻮﺩﻩ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ 6]«. ‏]
7 ‏) ﻓﻘﺮ ﻭ ﻗﻄﻊ ﺭﻭﺯﯼ : ﺭﺳﻮﻝ ﻣﮑﺮﻡ ﺍﺳﻼﻡ ﺻﻠﻮﺍﺕ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ : ‏« ﺯﻧﺎ ﺑﺎﻋﺚ ﻓﻘﺮ ﻭ ﻗﻄﻊ ﺭﻭﺯﯼ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﺩ ‏[ «[7 ؛
8 ‏) ﺑﯽ ﺁﺑﺮﻭﯾﯽ : ﺭﺳﻮﻝ ﻣﮑﺮﻡ ﺍﺳﻼﻡ ﺻﻠﻮﺍﺕ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ : ‏« ﺯﻧﺎ ﺑﺎﻋﺚ ﺑﯽ ﺁﺑﺮﻭﯾﯽ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ 8]« ‏] ؛
9 ‏) ﺑﯽ ﻋﻔﺘﯽ ﻭ ﺯﻧﺎ ﺑﺎ ﻧﺰﺩﯾﮑﺎﻥ ﺯﻧﺎﮐﺎﺭ : ﺍﻣﺎﻡ ﺻﺎﺩﻕ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ : ‏« ﺍﮔﺮ ﺷﺮ ﻣﺮﺗﮑﺐ ﺷﺪﯼ ﺷﺮ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﯽ ﭘﺲ ﺯﻧﺎ ﻧﮑﯿﺪ ﺗﺎ ﺑﺎ ﺯﻧﺎﻥ ﻭ ﺩﺧﺘﺮﺍﻧﺘﺎﻥ ﺯﻧﺎ ﻧﺸﻮﺩ . ‏[ «[9
10 ‏) ﻗﺘﻞ ﻭ ﺟﻨﺎﯾﺖ ﻭ ﻓﺴﺎﺩ ﻣﻮﺍﺭﯾﺚ ، ﺗﺮﮎ ﺗﺮﺑﯿﺖ ﻭ ﺳﺮﭘﺮﺳﺘﯽ ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ ﻭ ... : ﺍﻣﺎﻡ ﺭﺿﺎ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ : ‏« ﺍﺯ ﺟﻤﻠﻪ ﻣﻔﺎﺳﺪﯼ ﮐﻪ ﺧﺪﺍ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺁﻥ ﺯﻧﺎ ﺭﺍ ﺣﺮﺍﻡ ﻓﺮﻣﻮﺩ، ﻗﺘﻞ ﻭ ﺧﻮﻧﺮﯾﺰﯼ، ﺍﺯ ﺑﯿﻦ ﺭﻓﺘﻦ ﻧﺴﺐ ﻫﺎ، ﻓﺴﺎﺩ ﻣﻮﺍﺭﯾﺚ، ﺗﺮﮎ ﺳﺮﭘﺮﺳﺘﯽ ﻭ ﺗﺮﺑﯿﺖ ﺍﻃﻔﺎﻝ ﻭ ... ﺍﺳﺖ ‏» . ‏[ 10 ‏]
11 ‏) ﻧﺎﻟﻪ ﺯﻣﯿﻦ ﻭ ﺯﻣﺎﻥ : ﺍﻣﺎﻡ ﺑﺎﻗﺮ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ : ‏« ﺯﻣﯿﻦ ﺍﺯ ﻏﺴﻞ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺯﻧﺎ ﺑﻪ ﭘﯿﺸﮕﺎﻩ ﺧﺪﺍ ﻧﺎﻟﻪ ﻭ ﺿﺠﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ‏» .‏[ 11 ‏]
12 ‏) ﺍﺯ ﺑﯿﻦ ﺭﻓﺘﻦ ﺁﺑﺎﺩﺍﻧﯽ ﺷﻬﺮﻫﺎ : ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﻣﮑﺮﻡ ﺍﺳﻼﻡ ﺻﻠﻮﺍﺕ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ : ‏« ﺯﻧﺎ ﺑﺎﻋﺚ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﺳﺮﺯﻣﯿﻦ ﻫﺎﯼ ﺁﺑﺎﺩ ﻭ ﺳﺮﺳﺒﺰ ﺧﺸﮏ ﺷﻮﺩ ‏» . ‏[ 12 ‏]
13 ‏) ﺯﻟﺰﻟﻪ : ﺍﻣﺎﻡ ﺻﺎﺩﻕ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ : ‏« ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺯﻧﺎﮐﺎﺭﯼ ﺍﻣﺮ ﻇﺎﻫﺮﯼ ﮔﺮﺩﺩ ﺯﻟﺰﻟﻪ ﺯﯾﺎﺩ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ 13]« ‏] ؛
14 ‏) ﺩﺭ ﺭﺩﯾﻒ ﮐﺸﺘﻦ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﻭ ﻭﯾﺮﺍﻥ ﮐﺮﺩﻥ ﮐﻌﺒﻪ ﻭ :... ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﻣﮑﺮﻡ ﺻﻠﻮﺍﺕ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ : ‏« ﺑﻨﯽ ﺁﺩﻡ ﻣﺮﺗﮑﺐ ﻋﻤﻠﻰ ﺯﺷﺖﺗﺮ ﻭ ﺑﺪﺗﺮ ﻧﺰﺩ ﺧﺪﺍﻯ ﻋﺰّ ﻭ ﺟﻞّ ﻧﺸﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﺍﺯ ﻛﺸﺘﻦ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﯾﺎ ﺧﺮﺍﺏ ﻛﺮﺩﻥ ﻛﻌﺒﻪ، ﯾﺎ ﺭﯾﺨﺘﻦ ﻧﻄﻔﻪﺍﺵ ﺩﺭ ﺭﺣﻢ ﺯﻧﻰ ﻛﻪ ﺑﺮ ﺍﻭ ﺣﺮﺍﻡ ﺑﻮﺩﻩ 14]« ‏] .
15 ‏) ﻣﺮﮒ ﺯﻭﺩﺭﺱ : ﺭﺳﻮﻝ ﻣﮑﺮﻡ ﺍﺳﻼﻡ ﺻﻠﻮﺍﺕ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﺁﻟﻪ : ‏« ﺯﻧﺎ ﺑﺎﻋﺚ ﻣﺮﮒ ﺯﻭﺩﺭﺱ ﻭ ﻧﺎﮔﻬﺎﻧﯽ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﺩ 15]« ‏] ؛
16 ‏) ﻣﺮﮒ ﻧﺎﮔﻬﺎﻧﯽ : ﺭﺳﻮﻝ ﻣﮑﺮﻡ ﺍﺳﻼﻡ ﺻﻠﻮﺍﺕ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ : ‏« ﻫﺮ ﮔﺎﻩ ﭘﺲ ﺍﺯ ﻣﻦ ﺯﻧﺎ ﭘﺪﯾﺪﺍﺭ ﺷﻮﺩ ﻣﺮﮒ ﻧﺎﮔﻬﺎﻧﻰ ﻓﺮﺍﻭﺍﻥ ﮔﺮﺩﺩ ‏» . ‏[ 16 ‏]
ﻋﻮﺍﻗﺐ ﺍﺧﺮﻭﯼ ﺯﻧﺎ
1 ‏) ﺳﺨﺘﯽ ﺣﺴﺎﺏ : ﺍﻣﺎﻡ ﺻﺎﺩﻕ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ : ‏« ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺁﺛﺎﺭ ﺍﺧﺮﻭﯼ ﺯﻧﺎ ﺳﺨﺘﯽ ﺣﺴﺎﺏ ﺍﺳﺖ ‏» . ‏[ 17 ‏]
2 ‏) ﻣﺤﺮﻭﻣﯿﺖ ﺯﻧﺎﮐﺎﺭ ﺍﺯ ﺗﻮﺟﻪ ﻭ ﮐﻼﻡ ﻭ ﺗﺰﮐﯿﻪ ﺍﻟﻬﯽ : ‏« ﺩﺭ ﻗﯿﺎﻣﺖ، ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﭘﯿﺮﯼ ﺭﺍ ﮐﻪ ﻣﺮﺗﮑﺐ ﺯﻧﺎ ﺷﻮﺩ ﻣﻮﺭﺩ ﺧﻄﺎﺏ ﻗﺮﺍﺭ ﻧﻤﯽ ﺩﻫﺪ، ﺍﺯ ﮔﻨﺎﻩ ﭘﺎﮎ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻧﻈﺮ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﮐﺮﺩ ‏» . ‏[ 18 ‏]
3 ‏) ﻋﺪﻡ ﻗﺮﺏ ﺍﻟﻬﯽ : ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻣﺘﻌﺎﻝ ﺩﺭ ﺭﻭﺍﯾﺖ ﻗﺪﺳﯽ ﻣﯽ ﻓﺮﻣﺎﯾﺪ : ‏« ﺯﻧﺎﮐﺎﺭ ﺩﺭ ﻗﺮﺏ ﺍﻟﻬﯽ، ﺟﺎﯾﮕﺎﻫﯽ ﻧﺪﺍﺭﺩ 19]«. ‏]
4 ‏) ﺍﻧﻮﺍﻉ ﻋﺬﺍﺏ ﻫﺎﯼ ﺩﺭﺩﻧﺎﮎ ﻭ ﺷﺪﯾﺪ ‏[ 20 ‏] : ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﻣﮑﺮﻡ ﺻﻠﻮﺍﺕ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ : ‏« ﻭ ﻫﺮ ﻛﺲ ﺑﺎ ﺯﻧﻰ ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ، ﯾﺎ ﯾﻬﻮﺩﻯ، ﯾﺎ ﻧﺼﺮﺍﻧﻰ، ﯾﺎ ﻣﺠﻮﺳﻰ - ﺁﺯﺍﺩ ﺑﺎﺷﺪ ﯾﺎ ﻛﻨﯿﺰ - ﺯﻧﺎ ﻛﻨﺪ، ﻭ ﺑﻌﺪ ﺗﻮﺑﻪ ﻧﻜﻨﺪ ﻭ ﺑﺎ ﺍﺻﺮﺍﺭ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﻋﻤﻞ ﺧﻼﻑ ﺑﻤﯿﺮﺩ، ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺳﯿﺼﺪ ﻫﺰﺍﺭ ﺩﺭﯾﭽﻪ ﺑﻪ ﻗﺒﺮﺵ ﺑﮕﺸﺎﯾﺪ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﻣﺎﺭﻫﺎ ﻭ ﻋﻘﺮﺏ ﻫﺎ ﻭ ﺷﺮﺍﺭﻫﺎﻯ ﺁﺗﺶ ﺑﻪ ﻗﺒﺮﺵ ﻫﺠﻮﻡ ﺁﻭﺭﻧﺪ، ﻭ ﺍﻭ ﺑﺪﯾﻦ ﻭﺿﻊ ﺗﺎ ﺭﻭﺯ ﻗﯿﺎﻣﺖ ﺑﺴﻮﺯﺩ، ﻭ ﭼﻮﻥ ﺍﺯ ﮔﻮﺭ ﺑﺮﺧﯿﺰﺩ ﺍﺯ ﺑﻮﻯ ﺑﺪ ﻭ ﻋﻔﻮﻧﺖ ﺍﻭ ﻫﻤﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﻣﺤﺸﺮ ﺩﺭ ﻋﺬﺍﺏ ﺑﺎﺷﻨﺪ، ﻭ ﺑﺪﺍﻥ ﺷﻨﺎﺧﺘﻪ ﺷﻮﺩ ﻭ ﺑﻪ ﻋﻤﻠﻰ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺩﻧﯿﺎ ﻣﺮﺗﻜﺐ ﻣﻰﺷﺪﻩ ﺗﺎ ﺍﯾﻦ ﻛﻪ ﺍﻣﺮ ﺷﻮﺩ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﻭﺯﺥ ﺑﺮﻧﺪ ‏» . ‏[ 21 ‏]
5 ‏) ﺧﻠﻮﺩ ﺩﺭ ﺟﻬﻨﻢ : ‏« ﺯﻧﺎ ﺑﺎﻋﺚ ﺧﻠﻮﺩ ﺩﺭ ﺟﻬﻨﻢ ﺍﺳﺖ ‏» . ‏[ 22 ‏]
ﭘﯽ ﻧﻮﺷﺖ ﻫﺎ :
‏[ 1 ‏] . ﻗَﺎﻝَ ﺭَﺳُﻮﻝُ ﺍﻟﻠَّﻪِ ﺹ ﺃَﺭْﺑَﻊٌ ﻟَﺎ ﺗَﺪْﺧُﻞُ ﺑَﯿْﺘﺎً ﻭَﺍﺣِﺪَﺓٌ ﻣِﻨْﻬُﻦَّ ﺇِﻟَّﺎ ﺧَﺮِﺏَ ﻭَ ﻟَﻢْ ﯾُﻌْﻤَﺮْ ﺑِﺎﻟْﺒَﺮَﻛَﺔِ ﺍﻟْﺨِﯿَﺎﻧَﺔُ ﻭَ ﺍﻟﺴَّﺮِﻗَﺔُ ﻭَ ﺷُﺮْﺏُ ﺍﻟْﺨَﻤْﺮِ ﻭَ ﺍﻟﺰِّﻧَﺎ . ﺑﺤﺎﺭ ﺍﻷﻧﻮﺍﺭ ﺝ 76 187 ﺑﺎﺏ 91 ﺍﻟﺴﺮﻗﺔ ﻭ ﺍﻟﻐﻠﻮﻝ ﻭ ﺣﺪﻫﻤﺎ ﺹ : 180
‏[ 2 ‏] . ﻟﻠﺰﺍﻧﯽ ... ﻓَﯿَﺬْﻫَﺐُ ﺑِﻨُﻮﺭِ ﺍﻟْﻮَﺟْﻪِ؛ ﻫﻤﺎﻥ
‏[ 3 ‏] . ﻗَﺎﻝَ ﺃَﺑُﻮ ﺟَﻌْﻔَﺮٍ ﻉ ﺇِﺫَﺍ ﺯَﻧَﻰ ﺍﻟﺰَّﺍﻧِﯽ ﺧَﺮَﺝَ ﻣِﻨْﻪُ ﺭُﻭﺡُ ﺍﻟْﺈِﯾﻤَﺎﻥِ ... ؛ ﻫﻤﺎﻥ
‏[ 4 ‏] . ﻭَ ﺍﻟﺰِّﻧَﺎ ﯾُﻬْﻠِﻚُ ﺍﻟﺪِّﯾﻦ؛ ﻫﻤﺎﻥ
‏[ 5 ‏] . ﻗَﺎﻝَ ﺍﻟﻨَّﺒِﯽُّ ﻓِﯽ ﺍﻟﺰِّﻧَﺎ ﺧَﻤْﺲُ ﺧِﺼَﺎﻝٍ ... ﯾُﺴْﺨِﻂُ ﺍﻟﺮَّﺣْﻤَﻦَ؛ ﻫﻤﺎﻥ ؛
‏[ 6 ‏] . ﺃَﺑِﯽ ﺟَﻌْﻔَﺮٍ ﻉ ﻗَﺎﻝَ ﺃَﻭْﺣَﻰ ﺍﻟﻠَّﻪُ ﺇِﻟَﻰ ﻣُﻮﺳَﻰ ﻉ ﻟَﺎ ﺗَﺰْﻧِﯽ - ﻓَﺄَﺣْﺠُﺐَ ﻋَﻨْﻚَ ﻧُﻮﺭَ ﻭَﺟْﻬِﯽ ﻭَ ﺗُﻐْﻠَﻖَ ﺃَﺑْﻮَﺍﺏُ ﺍﻟﺴَّﻤَﺎﻭَﺍﺕِ ﺩُﻭﻥَ ﺩُﻋَﺎﺋِﻚ؛ ﻫﻤﺎﻥ
‏[ 7 ‏] . ﺍﻟﺰﻧﺎَ ﯾُﻮﺭِﺙُ ﺍﻟْﻔَﻘْﺮَ؛ ﻫﻤﺎﻥ
‏[ 8 ‏] . ﻗَﺎﻝَ ﺍﻟﻨَّﺒِﯽُّ ﺹ ﺍﻟﺰِّﻧَﺎ ﺧَﻤْﺲُ ﯾَﺬْﻫَﺐُ ﺑِﻤَﺎﺀِ ﺍﻟْﻮَﺟْﻪِ؛ ﻫﻤﺎﻥ
‏[ 9 ‏] . ﻗﺎﻝ ﺍﻟﺼﺎﺩﻕ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ : ﻭَ ﺇِﻥْ ﺷَﺮّﺍً ﻓَﺸَﺮٌّ ﻟَﺎ ﺗَﺰْﻧُﻮﺍ ﻓَﺘَﺰْﻧِﯽَ ﻧِﺴَﺎﺅُﻛُﻢْ ﻭَ ﻣَﻦْ ﻭَﻃِﺊَ ﻓِﺮَﺍﺵَ ﺍﻣْﺮِﺉٍ ﻣُﺴْﻠِﻢٍ ﻭُﻃِﺊَ ﻓِﺮَﺍﺷُﻪُ ﻛَﻤَﺎ ﺗَﺪِﯾﻦُ ﺗُﺪَﺍﻥ . ؛ ﻫﻤﺎﻥ
‏[ 10 ‏] . ﻋَﻦِ ﺍﻟﺮِّﺿَﺎ ﻉ ﻓِﯿﻤَﺎ ﻛَﺘَﺐَ ﺇِﻟَﯿْﻪِ ﻣِﻦْ ﺟَﻮَﺍﺏِ ﻣَﺴَﺎﺋِﻠِﻪِ ﻭَ ﺣَﺮَّﻡَ ﺍﻟﻠَّﻪُ ﺍﻟﺰِّﻧَﺎ ﻟِﻤَﺎ ﻓِﯿﻪِ ﻣِﻦَ ﺍﻟْﻔَﺴَﺎﺩِ ﻣِﻦْ ﻗَﺘْﻞِ ﺍﻟﻨَّﻔْﺲِ ﻭَ ﺫَﻫَﺎﺏِ ﺍﻟْﺄَﻧْﺴَﺎﺏِ ﻭَ ﺗَﺮْﻙِ ﺍﻟﺘَّﺮْﺑِﯿَﺔِ ﻟِﻠْﺄَﻃْﻔَﺎﻝِ ﻭَ ﻓَﺴَﺎﺩِ ﺍﻟْﻤَﻮَﺍﺭِﯾﺚِ ﻭَ ﻣَﺎ ﺃَﺷْﺒَﻪَ ﺫَﻟِﻚَ ﻣِﻦْ ﻭُﺟُﻮﻩِ ﺍﻟْﻔَﺴَﺎﺩ؛ ﻫﻤﺎﻥ
‏[ 11 ‏] . ﻉ ﻣَﺎ ﻋَﺠَّﺖِ ﺍﻟْﺄَﺭْﺽُ ﺇِﻟَﻰ ﺭَﺑِّﻬَﺎ ﻋَﺰَّ ﻭَ ﺟَﻞَّ ﻛَﻌَﺠِﯿﺠِﻬَﺎ ﻣِﻦْ ﺛَﻠَﺎﺙٍ ... ﺍﻏْﺘِﺴَﺎﻝٍ ﻣِﻦْ ﺯِﻧًﺎ؛ ﻫﻤﺎﻥ
‏[ 12 ‏] . ﻗَﺎﻝَ ﺭَﺳُﻮﻝُ ﺍﻟﻠَّﻪِ ﺹ ﺍﻟﺰِّﻧَﺎ ﯾُﻮﺭِﺙُ ﺍﻟْﻔَﻘْﺮَ ﻭَ ﯾَﺪَﻉُ ﺍﻟﺪِّﯾَﺎﺭَ ﺑَﻠَﺎﻗِﻊ؛ ﻫﻤﺎﻥ
‏[ 13 ‏] . ﻋَﻦِ ﺍﻟﺼَّﺎﺩِﻕِ ﻉﺃَﻧَّﻪُ ﻗَﺎﻝَ ﺇِﺫَﺍ ﻓَﺸَﺖْ ﺃَﺭْﺑَﻌَﺔٌ ﻇَﻬَﺮَﺕْ ﺃَﺭْﺑَﻌَﺔٌ ﺇِﺫَﺍ ﻓَﺸَﺎ ﺍﻟﺰِّﻧَﺎ ﻇَﻬَﺮَﺕِ ﺍﻟﺰَّﻟَﺎﺯِﻝ؛ ﻫﻤﺎﻥ
‏[ 14 ‏] . ﻗَﺎﻝَ ﺍﻟﻨَّﺒِﯽُّ ﺹ ﻟَﻦْ ﯾَﻌْﻤَﻞَ ﺍﺑْﻦُ ﺁﺩَﻡَ ﻋَﻤَﻠًﺎ ﺃَﻋْﻈَﻢَ ﻋِﻨْﺪَ ﺍﻟﻠَّﻪِ ﻋَﺰَّ ﻭَ ﺟَﻞَّ ﻣِﻦْ ﺭَﺟُﻞٍ ﻗَﺘَﻞَ ﻧَﺒِﯿّﺎً ﺃَﻭْ ﺇِﻣَﺎﻣﺎً ﺃَﻭْ ﻫَﺪَﻡَ ﺍﻟْﻜَﻌْﺒَﺔَ - ﺍﻟَّﺘِﯽ ﺟَﻌَﻠَﻬَﺎ ﺍﻟﻠَّﻪُ ﻗِﺒْﻠَﺔً ﻟِﻌِﺒَﺎﺩِﻩِ ﺃَﻭْ ﺃَﻓْﺮَﻍَ ﻣَﺎﺀَﻩُ ﻓِﯽ ﺍﻣْﺮَﺃَﺓٍ ﺣَﺮَﺍﻣﺎ؛ ﻫﻤﺎﻥ
‏[ 15 ‏] . ﺍﻟﺰﻧﺎَ ﯾُﻌَﺠِّﻞُ ﺍﻟْﻔَﻨَﺎﺀَ . ﺍ ﻟﻜﺎﻓﯽ . ﺝ 5 . ﺑﺎﺏ ﺍﻟﺰﺍﻧﯽ ..... ﺹ : 541
‏[ 16 ‏] . ﻗَﺎﻝَ ﺭَﺳُﻮﻝُ ﺍﻟﻠَّﻪِ ﺹ ﺇِﺫَﺍ ﻛَﺜُﺮَ ﺍﻟﺰِّﻧَﺎ ﻣِﻦْ ﺑَﻌْﺪِﯼ ﻛَﺜُﺮَ ﻣَﻮْﺕُ ﺍﻟْﻔَﺠْﺄَﺓ؛ ﻭﺳﺎﺋﻞ ﺍﻟﺸﯿﻌﺔ، ﺝ 20 ، ﺹ : 314
‏[ 17 ‏] . ﻟﻠﺰﺍﻧﯽ ... ﻓِﯽ ﺍﻟْﺂﺧِﺮَﺓِ ﺳُﻮﺀُ ﺍﻟْﺤِﺴَﺎﺏِ؛ ﻫﻤﺎﻥ
‏[ 18 ‏] . ﺻَﻌِﺪَ ﺭَﺳُﻮﻝُ ﺍﻟﻠَّﻪِ ﺹ ﺍﻟْﻤِﻨْﺒَﺮَ ﻓَﻘَﺎﻝَ ﺛَﻠَﺎﺛَﺔٌ ﻟَﺎ ﯾُﻜَﻠِّﻤُﻬُﻢُ ﺍﻟﻠَّﻪُ ﯾَﻮْﻡَ ﺍﻟْﻘِﯿَﺎﻣَﺔِ ﻭَ ﻟَﺎ ﯾُﺰَﻛِّﯿﻬِﻢْ ﻭَ ﻟَﺎ ﯾَﻨْﻈُﺮُ ﺇِﻟَﯿْﻬِﻢْ ﻭَ ﻟَﻬُﻢْ ﻋَﺬَﺍﺏٌ ﺃَﻟِﯿﻢٌ ﺷَﯿْﺦٌ ﺯَﺍﻥٍ ﻭ ...
‏[ 19 ‏] . ﻗَﺎﻝَ ﺍﻟﻠَّﻪُ ﺗَﺒَﺎﺭَﻙَ ﻭَ ﺗَﻌَﺎﻟَﻰ ... ﻟَﺎ ﺃُﺩْﻧِﯽ ﻣِﻨِّﯽ ﯾَﻮْﻡَ ﺍﻟْﻘِﯿَﺎﻣَﺔِ ﻣَﻦْ ﻛَﺎﻥَ ﺯَﺍﻧِﯿﺎ؛ ﻫﻤﺎﻥ
‏[ 20 ‏] . ﺩﻩ ﻫﺎ ﺭﻭﺍﯾﺖ ﺩﯾﮕﺮ ﺩﺭ ﺯﻣﯿﻨﻪ ﻗﺒﺢ ﻭ ﻣﺠﺎﺯﺍﺕ ﻫﺎﯼ ﺩﻧﯿﻮﯼ ﻭ ﺍﺧﺮﻭﯼ ﺯﻧﺎ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﯿﺪ ﺑﻪ ﮐﺘﺎﺏ ﺷﺮﯾﻒ ﻭﺳﺎﺋﻞ ﺍﻟﺸﯿﻌﻪ ، ﺝ 20 ، ﺹ : 323 ﺑﻪ ﺑﻌﺪ ﻣﺮﺍﺟﻌﻪ ﮐﻨﯿﺪ .
‏[ 21 ‏] . ﻋَﻦِ ﺍﻟﻨَّﺒِﯽِّ ﺹ ﻓِﯽ ﺣَﺪِﯾﺚِ ﺍﻟْﻤَﻨَﺎﻫِﯽ ﻗَﺎﻝَ ﺃَﻟَﺎ ﻭَ ﻣَﻦْ ﺯَﻧَﻰ ﺑِﺎﻣْﺮَﺃَﺓٍ ﻣُﺴْﻠِﻤَﺔٍ ﺃَﻭْ ﯾَﻬُﻮﺩِﯾَّﺔٍ ﺃَﻭْ ﻧَﺼْﺮَﺍﻧِﯿَّﺔٍ ﺃَﻭْ ﻣَﺠُﻮﺳِﯿَّﺔٍ ﺣُﺮَّﺓٍ ﺃَﻭْ ﺃَﻣَﺔٍ ﺛُﻢَّ ﻟَﻢْ ﯾَﺘُﺐْ ﻣِﻨْﻪُ ﻭَ ﻣَﺎﺕَ ﻣُﺼِﺮّﺍً ﻋَﻠَﯿْﻪِ ﻓَﺘَﺢَ ﺍﻟﻠَّﻪُ ﺗَﻌَﺎﻟَﻰ ﻟَﻪُ ﻓِﯽ ﻗَﺒْﺮِﻩِ ﺛَﻠَﺎﺛَﻤِﺎﺋَﺔِ ﺑَﺎﺏٍ ﯾَﺨْﺮُﺝُ ﻣِﻨْﻬَﺎ ﺣَﯿَّﺎﺕٌ ﻭَ ﻋَﻘَﺎﺭِﺏُ ﻭَ ﺛُﻌْﺒَﺎﻥٌ ﻣِﻦَ ﺍﻟﻨَّﺎﺭِ ﻓَﻬُﻮَ ﯾَﺤْﺘَﺮِﻕُ ﺇِﻟَﻰ ﯾَﻮْﻡِ ﺍﻟْﻘِﯿَﺎﻣَﺔِ - ﻓَﺈِﺫَﺍ ﺑُﻌِﺚَ ﻣِﻦْ ﻗَﺒْﺮِﻩِ ﺗَﺄَﺫَّﻯ ﺍﻟﻨَّﺎﺱُ ﻣِﻦْ ﻧَﺘْﻦِ ﺭِﯾﺤِﻪِ ﻓَﯿُﻌْﺮَﻑُ ﺑِﺬَﻟِﻚَ ﻭَ ﺑِﻤَﺎ ﻛَﺎﻥَ ﯾَﻌْﻤَﻞُ ﻓِﯽ ﺩَﺍﺭِ ﺍﻟﺪُّﻧْﯿَﺎ ﺣَﺘَّﻰ ﯾُﺆْﻣَﺮَ ﺑِﻪِ ﺇِﻟَﻰ ﺍﻟﻨَّﺎﺭِ ﺃَﻟَﺎ ﻭَ ﺇِﻥَّ ﺍﻟﻠَّﻪَ ﺣَﺮَّﻡَ ﺍﻟْﺤَﺮَﺍﻡَ ﻭَ ﺣَﺪَّ ﺍﻟْﺤُﺪُﻭﺩَ ﻓَﻤَﺎ ﺃَﺣَﺪٌ ﺃَﻏْﯿَﺮَ ﻣِﻦَ ﺍﻟﻠَّﻪِ ﻭَ ﻣِﻦْ ﻏَﯿْﺮَﺗِﻪِ ﺣَﺮَّﻡَ ﺍﻟْﻔَﻮَﺍﺣِﺶ .
‏[ 22 ‏] . ﯾُﺨَﻠِّﺪُ ﻓِﯽ ﺍﻟﻨَّﺎﺭِ ﻧَﻌُﻮﺫُ ﺑِﺎﻟﻠَّﻪِ ﻣِﻦَ ﺍﻟﻨَّﺎﺭ؛ ﻫﻤﺎﻥ




نوع مطلب :
برچسب ها : نسیم ظهور، گناهان کبیره، وبلاگ نسیم ظهور،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 6 فروردین 1397 :: نویسنده :
مردم چگونه از پل صراط عبور می‌کنند
گروهی از صراط عبور می‌کنند مانند برق (یا ساعت) و کسانی از آن عبور می‌کنند مثل فرار اسب و دسته‌ای از صراط مانند افراد پابسته ...

حجت‌الاسلام والمسلمین انصاریان در پاسخ به سئوالی پیرامون حقیقت پل صراط و ویژگی‌های آن شرایط گذر از پل صراط و گروهایی که از آن عبور می‌کنند را از نگاه معارف اسلامی تشریح کرده است.

به گزارش سرویس علمی و فرهنگی مرکز خبر حوزه وی در پاسخ به این سئوال؛ آیا پل صراط وجود دارد و مقصود از آن چه می‌باشد آورده است.

«صراط» در لغت به معنای راه است. صراطی که در آیات قرآن به آن اشاره اشاره، وَإِن مِّنكُمْ إِلَّا وَارِدُهَا كَانَ عَلَى رَبِّكَ حَتْمًا مَّقْضِیًّا، ثُمَّ نُنَجِّی الَّذِینَ اتَّقَوا وَّنَذَرُ الظَّالِمِینَ فِیهَا جِثِیًّا؛ (سوره مریم؛ 71و72)؛ مِن دُونِ اللَّهِ فَاهْدُوهُمْ إِلَى صِرَاطِ الْجَحِیمِ،وَقِفُوهُمْ إِنَّهُم مَّسْئُولُونَ، مَا لَكُمْ لَا تَنَاصَرُونَ، بَلْ هُمُ الْیَوْمَ مُسْتَسْلِمُونَ، (سوره صافات، آیه 26-23) و إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصَادِ، (سوره فجر، آیه 14) و در روایات به روشنی از آن نام برده شده است، در حقیقت ظهور در باطن صراطی دارد که انسان‌ها در زندگی دنیا داشته و در آن قرار گرفته بودند؛ چرا که افراد در زندگی دنیا،‌ یا صراط و راه به سوی خدا دارند یا راه به سوی غیر خدا.

تجسم اعمال در قیامت

«پل صراط» تجسم حرکت در مسیر حق در همین دنیاست؛ چنانچه پل صراط از مو باریکتر و از شمشیر تیزتر است،‌حرکت در مسیر حق نیز در این دنیا همین‌گونه است. کسانی که در دنیا در مسیر حق و صراط مستقیم حرکت کردند؛ یعنی از جاده مستقیم حقیقت، دین‌داری و ولایت منحرف نشده‌اند، در آخرت هم از صراطی که روی جهنم است صحیح و سالم عبور خواهند کرد. آنان در این دنیا از روی پلی که بر روی نفس اماره است گذشتند و به مقام انسانیت نائل آمدند؛ در آن جا هم از روی پلی که بر روی جهنم است می‌گذرند و به اعلی علیین می‌رسند، ولی کسانی که در آتش سوزاننده نفس اماره خود غوطه‌ور شده‌اند، یقیناً از پل صراط قیامت هم نمی‌توانند عبور کنند و در نتیجه به دوزخ سقوط خواهند کرد. از این رو همان‌طور که در دنیا در آتش شهوت،‌ غضب‌، کینه و... گرفتار بودند، در قیامت نیز از پل صراط به سلامت عبور نمی‌کنند.

«مردمی که بر روی صراط عبور می‌کنند چند دسته‌اند و صراط از مو نازک‌تر و از شمشیر برنده‌تر است؛ پس گروهی از صراط عبور می‌کنند مانند برق (یا ساعت) و کسانی از آن عبور می‌کنند مثل فرار اسب و دسته‌ای از صراط مانند افراد پابسته، با دست و شکم عبور می‌کنند (با زحمت و کندی) برخی با پا و گروهی با افت و خیز و گیر و دار عبور می‌کنند؛ گاهی بخشی از آتش او را فرا می‌گیرد و گاهی ترکش می‌کند»[1]  

مشابه این حدیث نیز از پیامبر اسلامی (ص) هم روایت شده است.[2] از روایت استفاده می‌شود که انسان‌ها در عبور از صراط متفاوتند و این نشان‌دهنده آن است که هر کسی بسته به نوع حرکتش در دنیا و چگونگی عقیده، عمل و اخلاق، عبورهای مختلفی از صراط خواهد داشت.

اگر کسی در دنیا از کنار گناه به سرعت عبور کند و آلوده آن نشود، در فردای قیامت هم از این راهی که به سوی بهشت منتهی می‌شود به سرعت عبور خواهد کرد. هر چه سیر انسان در دنیا در مسیر ایمان، بندگی و عمل صالح بهتر باشد؛ یعنی مطیع و عامل به اوامر و نواهی حضرت حق «جل و علا» باشد، عبور او از صراط در فردای قیامت سریع‌تر و با سوزندگی کمتری همراه خواهد بود و هر چه سیر زندگی انسان در دنیا بدتر ومخالفتش با اوامر و نواهی خداوند بیشتر باشد،‌به همان‌اندازه حرکت او از صراط کندتر و با سوزندگی بیشتری همراه خواهد بود.

دقت دین خدا

تشبیه صراط به مو و شمشیر در نازک‌بودن و تیزبودن، می‌تواند اشاره به دقیق‌بودن دین خدا داشته باشد؛ اگر انسان مراقب اعمال و عقاید خود نباشد و دچار غفلت شود، از مسیر صحیح و حق منحرف می‌شود، تا آن جا که ممکن است در یک لحظه، حسنات و پاداش‌هایی را که در طول سالیان متمادی از طریق بندگی و سلوک در راه دین کسب کرده است، همه را از دست بدهد و اعمالش حبط شود. البته انسان با کمی، انحراف و توبه از آن در جهنم نمی‌افتد، ولی به قدر انحرافش، کمتر از صراط مستقیم بهره می‌گیرد. به همین جهت است که وظیفه داریم در شبانه‌روز حداقل 10 مرتبه از خداوند درخواست کنیم که:

«اهدِنَا الصِّرَاطَ المُستَقِیمَ»، ‌(سوره حمد، آیه 1)؛ ما را به راه راست هدایت کن.

بنابراین باید بیدار بود و از خداوند استمداد طلبید، تا در مسیر بندگی دچار لغزش نشویم. پیامبر اسلام (ص) می‌فرمایند: همانا صراط بر روی جهنم کشیده شده و لغزنده است: [3]

مصداق صراط مستقیم

در روایات متعدد دو مصداق اعلای صراط مستقیم؛ یعنی دین اسلام[4] و امامان معصوم (ع)، مخصوصاً امیرالمؤمنین علی (ع) معرفی شده‌اند[5].

امام صادق (ع) در روایتی درباره معنای «صراط» می‌فرمایند:

صراط همان راه و روش شناخت خدای عزوجل است؛ و دوگونه می‌باشد: صراطی در دنیا و صراطی در آخرت است. صراط دنیا،‌همان امامی است که اطاعتش واجب است. هر که در دنیا او را بشناسد و از راهنمایی‌هایش پیروی کند، از صراط آخرت که پلی بر روی دوزخ است، بگذرد و هر که او را در دنیا نشناخت، قدمش در قیامت برصراط آخرت بلغزد و در آتش جهنم سقوط می‌کند.[6]

بنابراین باید در دنیا از صراط گذشت، تا در آخرت بتوان از آن گذر کرد؛ یعنی انسان همواره روی پل صراط در حال گذر است، لحظه به لحظه در مرصاد و کمین‌گاه حق تعالی قرار دارد و عقاید و اخلاق و اعمال او در پیشگاه خداوند و رسولش (ص) حاضر است. از این رو کسی که روی مرز اسلام گام برمی‌دارد، همانند کسی است که بر چیزی راه می‌رود که از مو نازکتر و از شمشیر بران‌تر است.

امام صادق (ع) در تفسیر آیه شریفه، إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصَادِ؛ (سوره فجر، آیه 14)، می‌فرماید: «کمین‌گاه، پلی است بر روی صراط که هیچ بنده‌ای با داشتن مظلمه‌ای به گردن، از آن نمی‌تواند بگذرد.[7]

امام باقر (ع) از پیامبر اکرم (ص) چنین نقل می‌فرماید:

ای علی! در روز قیامت من و تو و جبرئیل بر صراط می‌نشینیم و کسی از صراط نمی‌گذرد، مگر این که نامه‌ای همراهش باشد که در آن اعتقاد وی به ولایت شما نگاشته شده باشد.[8]

بنابراین «پل صراط» تجسم عینی حق و باطل است و عبور از آن همان حرکت در مسیر حق در این دنیاست. روشن است که با اندکی غفلت و پیروی از هوای نفس، شهوات، غضب و... آدمی از راه مستقیم منحرف می‌شود و گرفتار بیغوله‌ها خواهد شد. در قیامت نیز کسانی از پل صراط به سلامت عبور می‌کنند که در دنیا، آن مسیر را به سلامت پیموده باشند و اگر در این جا دچار لغزش شدند، روی آن پل نیز دچار لغزش خواهند شد و به جهنم سقوط خواهند کرد؛ مگر آن که مشمول لطف و عنایت و غفران پروردگار قرار گیرند.  



[1] - بحارالانوانر: 8/64، باب 22، حدیث1؛ الامالی؛ شیخ صدوق: 242، مجلس 33، حدیث 5.

[2] - کنز العمال: 14/386- 388، حدیث 39034 و 39036.

[3] -میزان الحکمة: 7/3062 ، حدیث 10468؛ کنز العمال: 14/386، حدیث 39034.

[4] -الدرّ المنثور: 1/14-15؛ بحارالانوار: 35/363،‌باب 16

[5] -بحارالانوار: 8/70،‌حدیث 19؛ معانی الاخبار: 32/2 و 35،‌ حدیث 5

[6] -بحارالانوار: 24/11، باب 24، حدیث 3؛ معانی الاخبار: 32، حدیث 1؛ المیزان:‌1/14

[7] - ثواب‌العمال، شیخ صدوق: 321، حدیث 2

[8] - بحارالانوار: 8/66


منبع : خبرگزاری حوزه





نوع مطلب :
برچسب ها : وبلاگ نسیم ظهور، مردم چگونه از پل صراط عبور میکنند؟، نسیم ظهور، حق الناس وپل صراط، وبلاگ ظهور، وبلاگ مهدویت، وبلاگ آخرالزمان،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 6 فروردین 1397 :: نویسنده :

چرا خداوند مردم را آزمایش مى‌کند؟

صفات درونى انسان به تنهایى نمى‌تواند معیارى براى ثواب و عقاب باشد، مگر آن زمانى که در لابه‌لاى اعمال انسان خودنمایى کند، خداوند بندگان را مى‌آزماید تا آنچه در درون دارند در عمل آشکار کنند و مستحق پاداش و کیفر شوند.

 
آزمایش

به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : چرا خداوند انسان را آزمایش میکند؟، وبلاگ نسیم ظهور، هدف از آزمایش انسان، نسیم ظهور،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 5 فروردین 1397 :: نویسنده :
توصیفی از یک جامعه ی منتظر

وقتی صفین و عاشورای دیگری رقم خواهد خورد

جامعه ی منتظر، جامعه ای آگاه، شجاع و مقاوم است که با ترسیم و شناخت خود از هر چه تباهی و انحراف و فتنه دوری جسته و از تضعیف جبهه منتظران دوری می کند! یکی از شرایط مهم برای پیروزی و به ثمر رسیدن یک انقلاب، وجود یاران مخلص و بصیر است .


منتظر بی بصیرت

یاران در انقلاب ها، به ویژه انقلاب های الهی و یاری ولی خود جایگاه مهمی دارند. چنانچه اولیاء خدا در هر برهه ای از خداوند خواستار یارانی همراه بودند. حضرت عیسی (علیه السلام) فرمودند: کیست یاور من به سوی خدا شود. حواریون گفتند: ما یاوران خدائیم.1 

منتظر بصیر نگاهش به کائنات به شکل منظومه و به اسلام به عنوان مکتب نظامند است و نگاهی منظومه ای به امام معصوم (علیهم السلام) خویش دارد. چنانچه نسبت به قول و فعل و تقریر معصوم (علیهم السلام) برخورد گزینشی نداشته و به خود اجازه نخواهد داد که اسلام را با دیگر امور خلط نماید و در همه جا و همه زمان به تکلیف عمل خواهد کرد.


به راستی چرا حضرت علی علیه السلام که در رشادت و شجاعت هماورد و همتا نداشت خانه نشین شده و حق  وی غصب گردید؟!
فردی که جبرئیل در جنگ احد در شأن وی چنین گفت: لاسیف الا ذوالفقار لافتی الا علی 2
مردی که با فتح قلعه خیبر و کشتن مرحب خیبری پیروزی های زیادی را برای مسلمانان به ارمغان آورد. بی بصیرتی برخی یاران  او باعث شد با وجود حضور نور الهی در میان جامعه، در جنگ صفین قرآن ها بر سر نیزه رود و بی عقلان جنگ را ترک کنند و با حکمیت ابوموسی  خلافت به معاویه رسد.
ساده ترین تعریف بصیرت، شناخت حق از باطل در فضایی  کاملا مه آلود که حق در باطل چنان آمیخته، که فرد نیازمند بینشی فراتر از علم باشد. یعنی فریب نخوردن در فضای پر هیاهو، نه اجازه سواری گرفتن و نه اجازه شیر دوشیدن به دشمن دادن در مقطعی حساس و سرنوشت ساز!

تنها وجود امام کافی نیست!

وجود امام در جامعه برای برقراری عدل و حکومت حق به تنهایی کافی نیست. یارانی می طلبد پایبند و ثابت که فقدان  آنها کار را صد چندان سخت خواهد کرد. چنانچه حسین علی (علیه السلام)  با لشگری از انسان ها مواجه نبود بلکه با جهانی انحراف و ظلمان روبرو بود. افرادی که با وجود خطبه های روشنگر حضرت (علیه السلام) در روز عاشورا و قبل از آن نتوانستند حق را تشخیص دهند. 
با بصیرت بودن سابقه ای به درازای حیات انسان دارد و تا زمان ظهور امام زمان (عج) نیز ادامه خواهد داشت. بسیاری از روایات گویای این امر است که به جهت بی بصیرتی گروهی ، در مقابل امام زمان (عج) خواهند ایستاد.



اصل بر این است کسانی که ادعای انتظار ومنتظر بودن را دارند باید قبل از ظهور حضرت (عج) در اوج معرفت وبصیرت و قدرت قرار بگیرند تا زمینه لازم برای قیام و انقلاب ایشان فراهم شود . اما گویا بر اساس روایات متاسفانه شاهد این امر خواهیم بود که یأس و ناامیدی، سرگردانی و حیرت، دنیازدگی، شک و تردید، اختلاف و چند دستگی، گرفتاری در فتنه ها و شبهه ها، به وجود آمدن مدعیان و جریان های دروغین، سختی تمیز حق از باطل را چند برابر  می کند. که نجات از این امر تنها از طریق علم و بصیرت امکان پذیر خواهد بود. 
گاهی افراد گمان می کنند اگر شخصی در سطوح عالی علمی قرار داشته باشد، یقینا بصیر نیز هست، اما حقیقت این است که این ویژگی را به قشری خاص نمی توان اختصاص داد. گاهی بین افرادی که سطوح عالی علمی را نیز دارند بی بصیرتی های فاحشی دیده می شود. موارد  مختلفی در تاریخ شاهد این ماجراست که در زمان های متفاوت با خواصی روبرو بوده ایم که بصیرت نداشته اند که نه تنها مانع گسترش دین بلکه بدعت گذار در دین  هم شده اند. انشعاب های چهار امامی، شش امام، ... از همین موارد بوده است که با سکوت و همراهی خواص بی بصیرت صورت گرفته است. 

ساده ترین تعریف بصیرت، شناخت حق از باطل در فضایی کاملا مه آلود که حق در باطل چنان آمیخته، که فرد نیازمند بینشی فراتر از علم باشد. یعنی فریب نخوردن در فضای پر هیاهو، نه اجازه سواری گرفتن و نه اجازه شیر دوشیدن به دشمن دادن در مقطعی حساس و سرنوشت ساز!


بنابراین صرف وجود امام در جامعه دلیل بر پیروزی جبهه حق نیست. منتظر بصیر در حوادث، اگر خود نشانه برای دیگران هم نباشد نیاز به نشانه ندارد. ساختار فکری و اخلاقی اهل بصیرت، هم تافته و نظام مند است. 
به عبارت دیگر نسبت به آموزه های دینی و رخدادهای سیاسی و اجتماعی، فرهنگی سربلند هستند. شاید با اینگونه بیان کرد که منتظر بصیر نگاهش به کائنات به شکل منظومه و به اسلام به عنوان مکتب نظامند است و نگاهی منظومه ای به امام معصوم (علیهم السلام) خویش دارد. چنانچه نسبت به قول و فعل و تقریر معصوم (علیهم السلام) برخورد گزینشی نداشته و به خود اجازه نخواهد داد که اسلام را با دیگر امور خلط نماید و در همه جا و همه زمان به تکلیف عمل خواهد کرد. 
اگر ویژگی بصیر بودن از منتطر گرفته شود با قیام حضرت حجت(عج) عاشورایی دیگر رقم خواهد خورد!

پی نوشت:
1- آل عمران/ 51
2- تاریخ کمال ابن اثیر/ ج2/ ص 107

منبع : تبیان





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 5 فروردین 1397 :: نویسنده :
شهیدی که پس از شهادت کتاب خاطرات خود را نوشت + فیلم



ﺧﺎﮎ ﺷﻠﻤﭽﻪ ﻭ ﻋﻤﻠﯿﺎﺕ ﮐﺮﺑﻼﯼ ۵ ﺑﺎﺷﮑﻮﻩﺗﺮﯾﻦ ﻓﺮﺍﺯ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺷﻬﯿﺪ ﺯﻧﺪﻩ، ﺣﺎﺝ ﯾﻮﻧﺲ ﺯﻧﮕﯽ ﺁﺑﺎﺩﯼ ﺍﺳﺖ . ﺣﻤﺎﺳﻪ ﺷﻮﺭﺍﻧﮕﯿﺰ ﺣﺎﺝ ﯾﻮﻧﺲ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻋﻤﻠﯿﺎﺕ ﻧﺎﻡ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﻧﺎﻡ ﺳﺮﺩﺍﺭﺍﻥ ﺭﺷﯿﺪ ﺍﺳﻼﻡ ﻭ ﻣﺮﺩﺍﻥ ﺑﺰﺭﮒ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺯﻣﯿﻦ، ﺟﺎﻭﺩﺍﻧﻪ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ؛ ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺳﺎﻟﺮﻭﺯ ﺷﻬﺎﺩﺗﺶ ﺣﯿﺎﺗﯽ ﺩﯾﮕﺮ ﺑﻪ ﺟﺎﻥ ﻣﺮﺩﻩﻣﺎﻥ ‌ ﺑﺨﺸﺪ .

قسمت اول

به ادامه مطلب بروید



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : شهیدی که پس از شهادت کتاب خاطرات خود را نوشت، تماشاکده نسیم ظهور، وبلاگ نسیم ظهور، سایت ظهور، منجی، شهدا زنده اند و نزد پروردگار روزی میخورند،
لینک های مرتبط :
شنبه 4 فروردین 1397 :: نویسنده :
 

حق الناس در عالم برزخ (واقعی)


بقیه ی ویدئو ها در ادامه مطلب





ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : تماشاکده نسیم ظهور، مروری برمطالب برتر سال ۹۶، وبلاگ نسیم ظهور، نسیم ظهور، سایت نسیم ظهور،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 38 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :