درباره

آخرین نوشته ها

  • داستانی از خدمت به دین و اهل بیت
  • وصیت و توصیه شهدا
  • قسمت اول رمان برات میمیرم
  • داستانهایی از بدترین گناه
  • ایوب پیامبر که بود؟ + فیلم
  • در بهار آزادی جای حججی ها خالی
  • پاسخ رهبر معظم انقلاب به پیام سردار رشید اسلام
  • واکنش کاربران به پیام حاج قاسم سلیمانی به رهبر انقلاب
  • پیام مدیر سایت :
  • آیا نمی رسد به حضورت صدای ما؟
  • عواقب دنیوی و اخروی گناه زنا
  • هجرت پیامبر(ص) از مکه به مدینه چگونه اتفاق افتاد؟
  • غفلت از یار گرفتار شدن هم دارد
  • بازدید سرزده رهبر انقلاب از مناطق زلزله زده
  • مهدویت در کلام امام رضا علیه السلام
  • السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا
  • داستانهایی از امام رضا علیه السلام
  • داستانهای شگفت از امام حسن مجتبی (علیه السلام)
  • تنها دو قدم تا رضایت امام زمان (عج)
  • ریشه نابسامانی های مسلمانان در بیان پیامبر اکرم (ص)
  • چگونه زمینه ساز ظهور باشیم ؟
  • قساوت قلب و خشک شدن اشک چشم
  • خانمی که امام زمان(عج) به دیدن او آمد
  • ما برای ظهور چه قدمی برداشته ایم ؟
  • آیا امام زمان از مشکلات ما خبر دارد؟
  • شهیدی که پس از شهادت کتاب خاطرات خود را نوشت
  • توقعات امام عصر (عج) از شیعیان
  • طریقه خواندن نماز آیات
  • واکنش ها به زمین لرزه ای مرگبار
  • عصر زلزله های ویرانگر
  • لیست آخرین مطالب
  • جستجو

    نسیم ظهور
    كد لوگوی ما

    نظر سنجی

    ایجاد کدام مورد را برای سایت نسیم ظهور ضروری میدانید ؟






    امکانات

    بازدیدهای امروز : نفر
    بازدیدهای دیروز : نفر
    كل بازدیدها : نفر
    بازدید این ماه : نفر
    بازدید ماه قبل : نفر
    كل مطالب : عدد
    آخرین بروز رسانی :


    قالب وبلاگ


    چه شود به چهره ی زرد من، نظری ز بهر خدا کنی

    که اگر کنی همه درد من، به یکی اشاره دوا کنی


    تو شهی و کشور جان ترا، تو مهی و جان جهان ترا

    ز ره کرم چه زیان ترا، که نظر به حال گدا کنی


    ز تو گر تفقد و گر ستم، بُوَد آن عنایت و این کرم

    همه از تو خوش بُوَد ای صنم، چه جفا کنی چه وفا کنی


    همه جا کشی می لاله گون، ز ایاغ مدعیان دون

    شکنی پیاله ی ما، که خون به دل شکسته ی ما کنی


    تو کمان کشیده و در کمین، که زنی به تیرم ومن غمین

    همه ی غمم بُوَد از همین، که خدا نکرده خطا کنی


    تو که"هاتف" از برش این زمان، روی از ملامت بی کران

    قدمی نرفته ز کوی وی، نظر از چه سوی قفا کنی؟

    هاتف اصفهانی


    نوشته شده در یکشنبه 21 آبان 1396 ساعت 10:25 قبل از ظهر توسط :  | دسته :
  •    [ نظرات ]