تبلیغات
نسیم ظهور - داستانهایی از حضرت زهرا سلام الله علیها
 
نسیم ظهور
مذهبی واجتماعی ، مهدویت و انتظار
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ :
مطالب اخیر
نویسندگان
دوشنبه 30 بهمن 1396 :: نویسنده :


بقیه در ادامه مطلب

 

next page

fehrest page

در فكر دیگران و براى دیگران


روزى امام حسن مجتبى علیه السلام وارد اتاق مادرش ، حضرت زهراء علیها السلام گردید، دید كه مادرش در حال ركوع نماز است و براى مردها وزن هاى مؤ من با ذكر نامشان دعا مى كند.
گوش كرد، كه دید مادرش فقط براى دیگران دعا مى نماید و براى خویش ، هیچ دعائى نمى فرماید، جلو آمد و اظهار داشت : اى مادر! چرا مقدارى هم براى خودت دعا نمى كنى همان طورى كه براى دیگران دعا مى نمائى ؟
حضرت زهراء سلام اللّه علیها پاسخ داد: اى فرزندم ! اوّل ما باید به فكر نجات همسایه باشیم و سپس براى خودتلاش و دعا كنیم .(26)
و در حدیثى وارد شده است كه : دعاى مؤ من در حقّ دیگران مستجاب مى شود و موقعى كه انسان در حقّ دیگران و براى دیگران دعا كند، ملائكه الهى براى او دعا خواهند كرد، كه حتما، دعاى آن ها مستجاب خواهد شد.
اهمیّت نماز، 15 ضرر و زیان در نماز
مرحوم سیّد بن طاووس در كتاب فلاح السّائل آورده است :
روزى حضرت صدّیقه كبرى ، فاطمه زهراء سلام اللّه علیها به محضر مبارك پدر بزرگوار خود، رسول گرامى اسلام صلّلى اللّه علیه و آله وارد شد؛ و اظهار داشت : اى پدر جان ! جزاى آن دسته از مردان و یا زنانى كه نماز را سبك مى شمارند، چیست ؟
پیامبر خدا صلوات اللّه علیه فرمود: دخترم ، فاطمه جان ! هركس نماز را سبك شمارد و به شرائط و دستورات آن بى اعتنائى نماید، خداوند او را به پانزده نوع عقاب ، مجازات مى گرداند:
شش نوع آن در دنیا، سه نوع آن موقع مرگ و جان دادن ، سه نوع در قبر و سه نوع دیگر در قیامت آن هنگامى كه از قبر بر انگیخته شود خواهد بود.
امّا آن شش نوع عقابى كه در دنیا خواهد دید:
1 برداشتن بركت و توفیق از عمرش ، كه نتواند از آن بهره كافى و سودمندى برگیرد.
2 برداشتن بركت از درآمدهایش .
3 پاك شدن سیماى نیكوكاران از چهره اش .
4 سرگردان و دلسرد شدن در كارها و عباداتش .
5 دعاها و خواسته هایش مستجاب نخواهد شد.
6 آن كه در دعاى مؤ منین سهیم نخواهد بود و دعاى خیر ایشان شاملش نمى شود.
و امّا آن عقاب هائى را كه هنگام مرگ خواهد دید:
1 ذلیلانه خواهد مُرد.
2 گرسنه و تشنه جان مى دهد.
3 هیچ چیزى تشنگى و گرسنگى او را بر طرف نسازد.
و امّا آن عذاب هائى كه در قبر دچارش مى شود:
1 خداوند متعال ملكى را ماءمور مى نماید تا مرتّب او را مورد شكنجه قرار دهد.
2 قبرش تنگ و تاریك و وحشتناك مى باشد.
و امّا آنچه در قیامت مبتلایش مى گردد:
1 خداوند ملكى را ماءمور مى نماید تا او را بر صورت ، روى زمین بكشاند و اهل محشر او را تماشا نمایند.
2 محاسبه و بررسى اعمالش سخت و دقیق خواهد بود.
3 و در نهایت این كه مورد رحمت و محبّت خداوند قرار نمى گیرد و عذابى دردناك دچارش خواهد شد.(27)
شادى با دیدار فاطمه علیها السلام
هنگامى كه این آیه قرآن بر پیامبر اسلام صلّلى اللّه علیه و آله نازل شد:
(و إ نّ جهنّم لمَوْعِدُهُمْ اءجْمَعین ، لَها سَبْعَةُ اءبْوابٍ لِكُلِّ بابٍ مِنْهُمْ جُزْءٌ مَقْسُومٌ )( 28) یعنى ؛ همانا جهنّم وعده گاه تمامى افراد مى باشد، كه خداوند برایش هفت درب قرار داده و از هر درى افرادى وارد خواهند شد.
آن حضرت بسیار گریه و اصحاب آن حضرت نیز همه گریان شدند و كسى توان صحبت و سخن گفتن با حضرت را نداشت .
و چون هرگاه پیغمبر اسلام صلّلى اللّه علیه و آله دخترش حضرت فاطمه سلام اللّه علیها را مى دید، شادمان و خوشحال مى گردید، به همین علّت سلمان به سوى منزل آن مخدّره آمد تا ایشان را نزد پدر بزرگوارش آورد و موجب شادى و آرامش رسول خدا گردد.
وقتى سلمان به منزل حضرت فاطمه زهراء سلام اللّه علیها وارد شد، دید حضرت مشغول آسیاب نمودن مقدارى جو مى باشد و با خود این آیه قرآن را زمزمه مى نماید:
((وَ م ا عِنْدَاللّهِ خَیْرٌ و اءبْقى )) 
یعنى ؛ آنچه نزد خداى متعال و خواست او است بهتر و با دوام مى باشد.
پس سلمان فارسى بر حضرت زهراء سلام كرد و بعد از آن ، جریان ناراحتى و گریه حضرت رسول صلّلى اللّه علیه و آله را براى آن بزرگوار بیان نمود.
فاطمه زهراء سلام اللّه علیها با شنیدن این خبر از جاى خود برخاست و چادر خود را كه حدود دوازده جاى آن پاره شده و درز گرفته بود بر سرافكند.
سلمان فارسى با دیدن چنین زندگى و لباسى به گریه افتاد و گفت : چقدر سخت و غیر قابل تحمّل است كه دختران رؤ ساء و پادشاهان لباس هاى سُندس و ابریشم بپوشند، و در آن همه تجمّلات و آسایش باشند؛ ولى دختر محمّد، پیغمبر خدا صلّلى اللّه علیه و آله چادر پشمینِ وصله دار بپوشد و این همه سختى ها و مشقّت ها را تحمّل نماید.
هنگامى كه حضرت فاطمه سلام اللّه علیها به حضور پدر خود، حضرت رسول صلّلى اللّه علیه و آله وارد شد، اظهار نمود: یا رسول اللّه ! سلمان از زندگى و لباس هاى من تعجّب كرده و در گریه و اندوه ، فرو رفته است .
حضرت رسول صلوات اللّه علیه به سلمان فرمود: دخترم ، فاطمه محبوب خدا است و از سابقین در ورود به بهشت خواهد بود.
پس از آن ، حضرت زهراء سلام اللّه علیها اظهار داشت : پدر جان ! دخترت فداى تو گردد، چرا گریان بوده اى ؟
حضرت رسول فرمود: دخترم ! جبرئیل امین دو آیه قرآن پیرامون جهنّم بر من نازل نمود، كه بسیار دردآور و وحشتناك بود و سپس آن دو آیه شریفه را خواند.
حضرت زهراء سلام اللّه علیها با شنیدن آن دو آیه قرآن گریست و به صورت بر زمین افتاد و گفت : واى به حال گناه كارانى كه اهل آتش ‍ جهنّم گردند.
سلمان چون این صحنه دلخراش را دید، گفت : اى كاش من گوسفندى مى بودم تا مرا مى كشتند و قطعه قطعه مى كردند و مى خوردند و نامى از آتش سوزان جهنّم را نمى شنیدم !!
و ابوذر گفت : اى كاش مادرم عقیم بود و مرا نزائیده بود و این گونه وصف آتش دوزخ را نمى شنیدم !!
و سپس مقداد گفت : و اى كاش من پرنده اى در منقار پرندگان مى بودم و نامى از آتش سوزان جهنّم را نمى شنیدم .(29)
ملاقات در بستر بیمارى
ابن قُتیبه یكى از علماء و تاریخ نویسان اهل سنّت در كتاب خود آورده است :
پس از گذشت مدّتى از جریان سقیفه ، روزى عمر به ابوبكر گفت : ما فاطمه ، دختر رسول اللّه را از خودمان خشمناك و ناراحت گردانیده ایم ، بیا با یكدیگر به ملاقات و دیدار او رویم تا از ما راضى و خوشنود شود.
لذا هر دو حركت كردند و چون به درب منزل رسیدند، اجازه ورود خواستند؛ ولى به ایشان اجازه داده نشد.
به ناچار حضور امام علىّ علیه السلام آمدند و در این باره با او سخن گفتند؛ بنابر این امام علىّ علیه السلام براى آنها اجازه ورود طلبید و چون وارد شدند، روبروى حضرت زهراء سلام اللّه علیها نشستند.
و حضرت روى خود را از آن ها برگرداند، سلام كردند، امّا حضرت جوابشان را نداد.
ابوبكر گفت : اى حبیبه رسول اللّه ! سوگند به خدا كه من تو را بیش از دخترم ، عایشه دوست دارم .
روزى كه پدرت از دنیا رفت ، اى كاش من مرده بودم ؛ علّت آن كه تو را از حقّ میراث پدرت منع كردم ، چون شنیدم كه فرمود: ما ارثیّه اى به جاى نمى گذاریم ، آنچه از اموال ما باقى بماند، صدقه است .
در این هنگام ، فاطمه سلام اللّه علیها فرمود: اگر حدیثى را از پدرم رسول خدا برایتان بگویم ، تاءیید مى كنید؟ گفتند: آرى .
فرمود: خداوند را بر شما گواه مى گیرم ، آیا نشنیدید از پدرم ، رسول اللّه صلّلى اللّه علیه و آله كه مى فرمود: رضایت فاطمه رضایت من است ، خشم و غضب فاطمه خشم و غضب من مى باشد، هركه فاطمه را دوست دارد مرا دوست داشته است و هر كه او را خشمگین و ناراحت كند، مرا خشمگین و ناراحت كرده است ؟!
گفتند: بلى ، چنین سخنى را از رسول اللّه شنیده ایم .
حضرت فاطمه فرمود: خدا و ملائكه را شاهد و گواه مى گیرم كه شما دو نفر مرا خشمگین و ناراحت كرده اید و من از شما خوشحال و راضى نخواهم شد تا پدرم ، رسول خدا را ملاقات كرده و شكایت شما را به او كنم .
ابوبكر گفت : از خشم خداوند و غضب فاطمه به خداوند پناه مى برم ، و سپس در حال گریه از نزد حضرت خارج شدند.(30)
شوخى زن و شوهر با رضایت خداوند
سمان فارسى حكایت نماید:
روزى حضرت فاطمه زهراء سلام اللّه علیها بر پدرش ، رسول خدا صلّلى اللّه علیه و آله وارد شد.
وقتى رسول خدا چشمش بر چهره فاطمه افتاد، او را گریان و غمگین دید، به همین جهت علّت را جویا شد؟
حضرت زهراء سلام اللّه علیها در پاسخ پدر اظهار داشت : اى رسول خدا! روز گذشته بین من و همسرم ، علىّ بن ابى طالب علیه السلام جریانى اتّفاق افتاد كه با یكدیگر ضمن صحبت ، شوخى و مزاح مى كردیم و من جمله اى را به عنوان شوخى به شوهرم گفتم ، كه موجب ناراحتى او شد.
و چون احساس كردم كه همسرم ناراحت است ، از سخن خویش غمگین و پشیمان گشتم و از او خواهش كردم تا از من راضى و خوشحال گردد.
و او نیز عذر مرا پذیرفت و شادمان شد و با خنده روئى با من مواجه گشت و احساس كردم كه از من راضى مى باشد؛ ولى اكنون از خداى خود وحشت دارم كه مبادا از من خشمگین و ناراضى باشد.
رسول خدا صلّلى اللّه علیه و آله با شنیدن چنین مطالبى اظهار نمود: اى دخترم ! همانا رضایت و خوشنودى شوهر همانند رضایت و خوشنودى خداوند متعال خواهد بود و غضب و ناراحتى شوهر سبب نارضایتى و ناراحتى خدا مى گردد.
و سپس افزود: هر زنى كه خداوند را همچون حضرت مریم عبادت و ستایش كند؛ ولیكن شوهرش از او ناراضى باشد، عبادات و اعمال او مقبول درگاه خدا قرار نمى گیرد.
اى دخترم ! بدان كه بهترین اعمال ، فرمان بُردارى و تبعیّت از شوهر است ، البتّه در مواردى كه خلاف اسلام و قرآن نباشد بعد از آن ، بهترین كارها براى زن ریسندگى است ، یعنى كارهاى سبك و فردى ، به دور از نامحرمان را انجام دهد.
اى دخترم ! هر زنى كه زحمات و مشقّات خانه دارى را تحمّل كند و خانه دارى نماید و براى رفاه و آسایش اعضاء خانواده اش تلاش ‍ نماید، همانا او اهل بهشت خواهد بود.(31)
قداست و عظمت فاطمه سلام اللّه علیها
اءسماء بنت عمیس گوید:
هنگامى كه حضرت زهراء سلام اللّه علیها اوّلین فرزندش امام حسن علیه السلام را به دنیا آورد و زایمان نمود، خونى را كه دیگر زن ها در موقع زایمان به عنوان خون نفاس مى بینند از او خارج نگردید.
و من از این جریان بسیار تعجّب كردم ، به هیمن جهت راهى منزل پدرش ، رسول خدا صلّلى اللّه علیه و آله گشتم و چون بر آن حضرت وارد شدم ، عرض كردم : یا رسول اللّه ! آیا فاطمه خون حیض و نفاس نمى بیند؟!
حضرت رسول صلّلى اللّه علیه و آله در پاسخ به من اظهار داشت : آیا نمى دانى كه دخترم فاطمه 
((طاهره و مطهّره )) است ؟!
یعنى ؛ پاك و پاكیزه مى باشد و با سایر زنان تفاوت دارد و خون حیض و نفاس از او خارج نمى گردد.(32)
و امام محمّد باقر علیه السلام نیز حكایت فرماید:
چون قیامت برپا شود، حضرت فاطمه زهراء سلام اللّه علیها بر درب ورودى دوزخ توقّف نماید و به درگاه خداوند متعال اظهار دارد: خداوندا! تو مرا فاطمه نامیده اى و وعده دادى هر كه دوستدار و علاقه مند به من و ذریّه ام باشد، او را به آتش جهنّم مجازات نخواهى كرد و مى دانم كه وعده تو حقّ است .
آن گاه از سوى پروردگار متعال ندا مى رسد: اى فاطمه ! راست مى گوئى ، من تو را فاطمه نامیده ام و وعده داده ام هر كه علاقه مند به تو و ذریّه ات بوده و ولایت آن ها را پذیرفته باشد به آتش دوزخ مجازات نخواهم كرد و هم اكنون به وعده خود وفا مى كنم .
و آن هائى را كه دوست دارى و اهل آتش جهنّم هستند، تو مى توانى آنها را شفاعت نمائى ؛ و من شفاعت و وساطت تو را پذیرا هستم ، تا آن كه موقعیّت و منزلت تو را نزد ملائكه و انبیاء و اهل محشر آشكار سازم .
پس اى فاطمه ! هر كه در پیشانى و بین دو چشمان او نوشته باشد كه مؤ من هست ، مى توانى شفاعت نمائى و نجات بخش او از آتش ‍ دوزخ باشى و او را وارد بهشت گردانى .(33)
بهشت و پیراهن خون آلود حسین علیه السّلام
حضرت صادق آل محمّد صلوات اللّه علیهم حكایت فرماید:
آن هنگام كه صحراى محشر بر پا شود و خداوند تمامى بندگانش را زنده احضار نماید، صدائى به گوش همگان خواهد رسید كه : اى جماعت ! چشم هاى خود را ببندید و سرهاى خود را به زیر افكنید، چون كه فاطمه دختر محمّد صلّلى اللّه علیه و آله مى خواهد از پل صراط عبور نماید.
پس همگان چشم هاى خود را مى بندند و حضرت فاطمه زهراء سلام اللّه علیها در حالى كه هفتاد هزار فرشته او را مشایعت و همراهى مى كنند، وارد مى شود و در یكى از موقف هاى مهمّ محشر توقّف مى فرماید.
پس از آن پیراهن به خون آغشته حضرت ابا عبداللّه الحسین علیه السلام را در دست گرفته و به محضر ربوبى پروردگار عرضه مى دارد: پروردگارا! این پیراهن فرزندم ، حسین مى باشد، تو خود آگاهى كه با فرزندم چگونه رفتار كردند.
در این هنگام ، صدائى از طرف خداوند متعال مى رسد: اى فاطمه ! هر خواسته و تقاضائى دارى بگو، كه برآورده خواهد شد.
و حضرت زهراء سلام اللّه علیها اظهار دارد: خدایا! انتقام مرا از قاتلین فرزندم ، حسین بگیر.
پس شعله اى مهیب از آتش بر پا شود و زبانه كشان یكایك قاتلین امام حسین علیه السلام را فرو بلعد، همان طورى كه پرنده اى كه دانه از زمین برچیند.
و سپس به عمق دوزخ برگردد و تمامى آن افرادِ ظالم ، به عذاب هاى دردناك مجازات و عقاب خواهند شد.
بعد از آن ، فاطمه زهراء سلام اللّه علیها به سوى بهشت حركت مى نماید و در حالى كه ذرارى و دوستان و علاقه مندانش همراه او مى باشند، وارد بهشت خواهند شد؛ و از انواع بركات و نعمت هاى آن بهره مند مى گردند.(34)
گریه دوستان و شفاعت زنان
هنگامى كه امام حسین علیه السلام متولّد شد، پیغمبر اسلام صلّلى اللّه علیه و آله پس از بشارت و تهنیت ، خبر از شهادت نوزاد و كیفیّت كشته شدنش را داد، حضرت زهراء سلام اللّه علیها سخت گِریست و اظهار داشت : در چه زمانى اتّفاق خواهد افتاد؟
پیامبر اسلام فرمود: زمانى كه من و تو و پدرش ، علىّ و برادرش ، حسن نباشیم و او یعنى ؛ حسین تنها باشد.
آن گاه گریه حضرت زهراء سلام اللّه علیها افزون یافت و گفت : چه كسى براى فرزندم گریه و عزادارى خواهد كرد؟
حضرت رسول فرمود: فاطمه جان ! زنان و مردان امّت من بر مصیبت او و اهل و عیالش مى گریند و نوحه سرائى و عزادارى خواهند كرد، و این نوحه سرائى و عزادارى هر سال تجدید خواهد شد؛ و چون روز قیامت برپا شود تو، زنان گریه كننده و عزادار بر حسین را شفاعت نموده و من ، مردانشان را شفاعت مى كنم .
و اى فاطمه ! تمام چشم ها در قیامت گریان مى باشند، مگر آن چشمانى كه در عزا و مصیبت حسین علیه السلام گریان بوده باشد كه آنان خندان و خوشحال وارد بهشت خواهد شد.(35)
چگونگى دفاع از حقّ خود
عایشه دختر ابوبكر حكایت مى كند:
فاطمه زهراء سلام اللّه علیها پس از شهادت پدرش ، رسول خدا صلّلى اللّه علیه و آله در یكى از روزها نزد پدرم ابوبكر آمد و ارثیّه پدرى خود را از او مطالبه نمود.
و پدرم ، ابوبكر در پاسخ به وى اظهار اشت : پیغمبر خدا چیزى به عنوان ارثیّه ، باقى نگذاشته است و آنچه كه از اموال او باقى مانده باشد، صدقه خواهد بود.
فاطمه سلام اللّه علیها با شنیدن سخنان پدرم ابوبكر، خشمگین و ناراحت شد و از او كناره گرفت و با همین ناراحتى و كناره گیرى به زندگى خود ادامه داد تا آن كه وفات یافت .
سپس عایشه در ادامه سخنان خود افزود: حضرت فاطمه زهراء سلام اللّه علیها سهمیّه خود را به عنوان ارثیّه ، از اموال رسول اللّه صلوات اللّه و سلامه علیه و همچنین فدك را از پدرم ابوبكر به طور مرتّب مطالبه و درخواست مى نمود؛ ولیكن پدرم از پرداخت آن ها خوددارى مى كرد.(36)
طبق مشهور و روایات وارده : فدك ، باغ بسیار بزرگى بوده كه طبق ضوابطى در جنگ خیبر، حقّ شخصى پیغمبر اسلام صلّلى اللّه علیه و آله قرار گرفت .
و حضرت آن را در حضور اصحاب به دخترش ، فاطمه زهراء سلام اللّه علیها تحویل داد و به آن مخدّره بخشید.
بى تابى دختر و بشارت پدر
ابو ایّوب انصارى حكایت كند:
در آن هنگامى كه رسول گرامى اسلام صلّلى اللّه علیه و آله در بستر بیمارى خوابیده بود و آخرین لحظات عمر پربركت خود را سپرى مى نمود، حضرت فاطمه زهراء سلام اللّه علیها به دیدار پدر بزرگوارش آمد.
و چون پدر را با آن وضعیت جسمى مشاهده نمود، سخت گریست و اشك بر گونه هایش جارى گشت .
حضرت رسول صلّلى اللّه علیه و آله با دیدن غم و اندوه دخترش ، وى را دلدارى داد و اظهار داشت : اى فاطمه ! خداوند متعال از بین تمام بندگانش ، تنها علىّ بن ابى طالب علیه السلام را به عنوان شوهرت برگزید.
و آن گاه بر من وحى فرستاد كه تو را به نكاح او در آورم و این براى تو عظمت و سعادت بود كه چنین شخصیّتى شوهر تو گردید.
در این لحظه ، حضرت زهراء سلام اللّه علیها خوشحال شد و با شادمانى تبسّمى نمود.
و پدرش در ادامه فرمایش خود افزود: فاطمه جان ! بدان كه شوهرت داراى چند خصلت و فضیلت است كه دیگران از آن فضایل و مناقب محروم هستند:
ایمان و اعتقاد راسخ به خدا و رسولش ، آگاهى به علوم و فنون مختلف ، داراى حكمت و معارف ، همسرى چون تو، دو فرزند پسر چون حسن و حسین ، انجام امر به معروف و نهى از منكر در تمام حالات ، قضاوت بر مبناى كتاب خدا.
و پس از آن فرمود: فاطمه ! ما اهل بیتى هستیم كه خداوند رحمان عنایتى را به ما فرموده است ، كه (نه به امّت هاى قبل از ما و نه بعد از ما) به هیچكس چنین عنایتى نشده و نخواهد شد.
پدرت بهترین و افضل تمام پیغمبران مى باشد.
شوهرت وصىّ من ، و افضل اوصیاء است .
عمویت ، حمزه سیّد و سرور تمام شهیدان است .
جعفر طیّار از ما اهل بیت است ، كه در بهشت با دو بال خود پرواز مى كند.
و دو فرزندت حسن و حسین ، كه دو سبط این امّت مى باشند.(37)
اذان و تجلّى خاطرات پدر
پس از گذشت مدّتى از رحلت و شهادت جانگداز پیغمبر اسلام صلّلى اللّه علیه و آله ، دخترش فاطمه زهراء سلام اللّه علیها چنین اظهار داشت : دلم تنگ شده است و آرزو دارم ، كه آواى اذان بلال اذان گوى پدرم را بشنوم .
و چون بلال متوجّه آرزوى حضرت زهراء سلام اللّه علیها شد، مشغول گفتن اذان گردید؛ و چون گفت : 
((اللّه اكبر، اللّه اكبر)).
حضرت فاطمه زهراء سلام اللّه علیها به یاد خاطرات دوران پدرش افتاد؛ و نتوانست خود را كنترل نماید و با صداى بلند شروع به گریستن نمود.
تا آن كه اذان بلال رسید به : 
((اءشهد اءنّ محمّدا رسول اللّه ))،
 كه در این هنگام حضرت زهراء صیهه و فریادى كشید و با حالت بیهوشى بر صورت ، روى زمین افتاد.
مردم گفتند: اى بلال ! ساكت شو، چیزى نمانده است كه دختر رسول اللّه صلّلى اللّه علیه و آله دار فانى را وداع گوید.
پس بلال ساكت شد و باقى مانده اذان را ادامه نداد.
و چون حضرت به هوش آمد در خواست ادامه اذان را داشت .
بلال قبول نكرد و گفت : اى سرور زنان ! بر تو مى ترسم كه مشكلى براى شما پیش آید،
به همین جهت حضرت از او گذشت كرد و ساكت ماند.
همچنین در روایتى دیگر، از امام علىّ علیه السلام آمده است كه فرمود:
هر گاه فاطمه زهراء سلام اللّه علیها چشمش به لباس و پیراهن پدرش ، رسول خدا صلّلى اللّه علیه و آله مى افتاد و یا آن را مى دید و مى بوئید، گریان مى شد و حالت بیهوشى به آن بانوى مجلّله دست مى داد.(38)
فخر حوّا و عظمت زهراء علیها السلام
امام حسن عسكرى به نقل از پدران بزرگوارش علیهم السلام ، از رسول خدا صلّلى اللّه علیه و آله فرمود:
چون خداوند متعال حضرت آدم علیه السلام و حوّا را آفرید و در بهشت جاى گرفتند، بر خود بالیدند و آدم علیه السلام به همسر خود حوّا، گفت : خداوند موجودى بهتر و برتر از ما نیافریده است .
در این هنگام پروردگار متعال به جبرئیل علیه السلام وحى فرستاد: بنده ام ، آدم را به فردوس اءعلى بِبَر؛ همین كه آدم علیه السلام وارد آن مكان مقدّس شد، كنیزى كه در یكى از بهترین قصرها كه بر سرش تاجى از نور بود و دو گوشواره از نور در گوش خود داشت ، توجّه آدم را به خود جلب كرد.
و چون نگاه آدم بر آن فرشته افتاد و دید كه نور جمالش تمام بهشت را روشنائى بخشیده ، از جبرئیل سؤ ال نمود كه : او كیست ؟
جبرئیل علیه السلام اظهار داشت : او فاطمه دختر محمّد، پیغمبر خدا و یكى از فرزندان تو مى باشد كه در زمان آینده مبعوث مى گردد.
آدم علیه السلام سؤ ال نمود: تاجى كه بر سر دارد چیست ؟
جبرئیل گفت : شوهرش علىّ بن ابى طالب علیه السلام مى باشد.(39)
فاطمه زهراء و اسرار پدر صلّى اللّه علیه و آله
عایشه یكى از همسران رسول خدا صلّلى اللّه علیه و آله حكایت كند:
در آن هنگامى كه رسول خدا صلّلى اللّه علیه و آله نزد من حضور داشت ، فاطمه زهراء سلام اللّه علیها بر ما وارد شد؛ و چنان راه مى رفت كه همانند راه رفتن رسول اللّه بود.
وقتى رسول خدا صلّلى اللّه علیه و آله متوجّه آمدن دخترش حضرت فاطمه شد، به وى خطاب كرد و فرمود: دخترم ! خوش آمدى ، و سپس او را كنار خود، سمت راست نشاند و سخنى مخفیانه به او گفت كه ناگاه دیدم فاطمه زهراء گریان شد.
عایشه افزود: علّت گریان شدنش را جویا شدم و گفتم : اى فاطمه ! من تو را هرگز با چنین خوشى ندیده بودم كه كنار پدرت باشى ، پس ‍ چرا ناگهان گریان شدى ؟!
حضرت زهراء سلام اللّه علیها در جواب اظهار داشت : اسرار پدرم را فاش نمى كنم .
بعد از آن دیدم كه رسول خدا صلّلى اللّه علیه و آله مطلب دیگرى مخفیانه به زهراى مرضیّه فرمود، كه خوشحال و خندان گردید و تبسّمى نمود.
در این موقع تعجّب من بیشتر شد و این بار علّت گریه و خنده او را جویا شدم ؟
و آن حضرت ، دو باره در جواب من اظهار داشت : به هیچ عنوان اسرار پدرم را فاش نمى كنم .
تا آن كه رسول خدا صلّلى اللّه علیه و آله رحلت نمود و من از فرصت استفاده كرده و علّت خنده و گریه آن روز را، از فاطمه زهراء جویا شدم ؟
و آن حضرت اظهار داشت : پدرم در آن روز به من فرمود: جبرئیل هر سال یك بار بر من وارد مى شد؛ ولى امسال دو مرحله بر من وارد شد و این علامت نزدیك شدن مرگ من مى باشد، پس با این سخنِ پدرم ، گریان شدم .
و در ادامه فرمایشاتش فرمود: تو از اهل بیت من ، اوّل كسى خواهى بود كه به من ملحق مى شوى ، سپس پدرم افزود:
آیا راضى و خوشحال نیستى كه سیّد و سرور زنان باشى .
و من پس از شنیدن چنین بشارتى مسرور و شادمان گشتم .(40)
نسوختن انگشت در دیگ حریره
اءنس بن مالك حكایت كند:
روزى حجّاج بن یوسف ثقفى مرا نزد خویش احضار كرد و درباره جریان به هم زدن و مخلوط كردن غذاى داخل دیگ به وسیله دست ، كه توسّط حضرت فاطمه زهراء سلام اللّه علیها انجام گرفته بود، سؤ ال كرد.
گفتم : روزى عایشه به حضور فاطمه زهراء علیها السلام وارد شد و دید كه آن حضرت مشغول پختن حریره براى دو فرزندش حسن و حسین علیهما السلام مى باشد.
و مقدارى آرد و شیر و روغن داخل دیگ ریخته بود و آن را روى اجاقى كه آتش زیر آن شعله ور بود قرار داده ؛ و با انگشت خود، حریره داخل دیگ را در حالى كه مى جوشید و غُل غُل مى كرد، به هم مى زد و مخلوط مى نمود.
عایشه با دیدن چنین صحنه اى بُهت زده گشت و با حیرت و تعجّب ، از منزل دختر پیامبر خدا صلّلى اللّه علیه و آله خارج شده و به سوى منزل پدرش ، ابوبكر حركت كرد.
و چون به منزل پدرش وارد شد، گفت : اى پدر! هم اكنون جریان عجیبى را از فاطمه زهراء مشاهده كردم ، كه مرا به حیرت و تعجّب واداشته است .
او را دیدم در حالى كه دیگ حریره ، روى اجاق آتش مى جوشید، با انگشت خویش آن ها را به هم مى زد و مخلوط مى نمود.
ابوبكر گفت : اى دخترم ! این موضوع را مخفى و كتمان دار، مبادا كسى متوجّه شود، كه این امر بسیار مهمّ و عظیم است .
ولى همین كه پیامبر اسلام صلّلى اللّه علیه و آله از این جریان آگاه شد، بالاى منبر رفت و پس از حمد و ثناى الهى ، فرمود:
مردم از دیدن صحنه جریان دیگ و آتش تعجّب مى كنند و آن را جریانى عظیم و غیر قابل قبول مى پندارند.
و سپس افزود: سوگند به آن كسى كه مرا به رسالت مبعوث كرده و به نبوّت خویش بر انگیخته است ، باید بدانید كه خداوند متعال آتش و حرارت آن را بر جسد فاطمه و بر خون و مو و تمام اجزاء بدنش حرام گردانیده است .
همانا فاطمه و شیعیانش (پیروان واقعى در عمل و گفتار) از حرارت آتش در اءمان خواهند بود، و بلكه آتش و خورشید و ماه و ستارگان و كوه ها، همه و همه در طاعت فاطمه و نسل او یعنى ؛ اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام مى باشند.
و همچنین جنّیان در ركاب آخرین فرزندش ، امام زمان علیه السلام با مخالفان و ظالمان مى جنگند.
و در آن هنگام ، زمین تمام بركات و گنجینه ها و مخازنش را تسلیم مهدى موعود عجّل اللّه تعالى فرجه الشّریف خواهد نمود.
پس واى به حال كسى كه در فضائل ومناقب بى شمار فاطمه شكّ كند، خداوند لعنت كند آن كسانى را كه به هر عنوانى ، كینه و دشمنى شوهرش ، علىّ بن ابى طالب را در دل دارند و امامت او و دیگر فرزندانش را نپذیرند و انكار كنند.
ودر پایان افزود: بدانید و آگاه باشید كه فاطمه علیها السلام در صحراى محشر بیش از دیگران شفاعت مى نماید و شفاعتش پذیرفته و مقبول درگاه خداوند متعال قرار خواهد گرفت .(41)

منبع: شهید آوینی





نوع مطلب :
برچسب ها : داستانهایی از حضرت زهرا س، شان و منزلت والای حضرت فاطمه زهرا س، نسیم ظهور، کلیپ های مذهبی، کلیپ های جالب، کلیپ های مهدویت،
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :