تبلیغات
نسیم ظهور - مطالب دی 1396
 
نسیم ظهور
مذهبی واجتماعی ، مهدویت و انتظار
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ :
مطالب اخیر
نویسندگان
توصیفی از یک جامعه ی منتظر

وقتی صفین و عاشورای دیگری رقم خواهد خورد

جامعه ی منتظر، جامعه ای آگاه، شجاع و مقاوم است که با ترسیم و شناخت خود از هر چه تباهی و انحراف و فتنه دوری جسته و از تضعیف جبهه منتظران دوری می کند! یکی از شرایط مهم برای پیروزی و به ثمر رسیدن یک انقلاب، وجود یاران مخلص و بصیر است .


منتظر بی بصیرت

یاران در انقلاب ها، به ویژه انقلاب های الهی و یاری ولی خود جایگاه مهمی دارند. چنانچه اولیاء خدا در هر برهه ای از خداوند خواستار یارانی همراه بودند. حضرت عیسی (علیه السلام) فرمودند: کیست یاور من به سوی خدا شود. حواریون گفتند: ما یاوران خدائیم.1 

منتظر بصیر نگاهش به کائنات به شکل منظومه و به اسلام به عنوان مکتب نظامند است و نگاهی منظومه ای به امام معصوم (علیهم السلام) خویش دارد. چنانچه نسبت به قول و فعل و تقریر معصوم (علیهم السلام) برخورد گزینشی نداشته و به خود اجازه نخواهد داد که اسلام را با دیگر امور خلط نماید و در همه جا و همه زمان به تکلیف عمل خواهد کرد.


به راستی چرا حضرت علی علیه السلام که در رشادت و شجاعت هماورد و همتا نداشت خانه نشین شده و حق  وی غصب گردید؟!
فردی که جبرئیل در جنگ احد در شأن وی چنین گفت: لاسیف الا ذوالفقار لافتی الا علی 2
مردی که با فتح قلعه خیبر و کشتن مرحب خیبری پیروزی های زیادی را برای مسلمانان به ارمغان آورد. بی بصیرتی برخی یاران  او باعث شد با وجود حضور نور الهی در میان جامعه، در جنگ صفین قرآن ها بر سر نیزه رود و بی عقلان جنگ را ترک کنند و با حکمیت ابوموسی  خلافت به معاویه رسد.
ساده ترین تعریف بصیرت، شناخت حق از باطل در فضایی  کاملا مه آلود که حق در باطل چنان آمیخته، که فرد نیازمند بینشی فراتر از علم باشد. یعنی فریب نخوردن در فضای پر هیاهو، نه اجازه سواری گرفتن و نه اجازه شیر دوشیدن به دشمن دادن در مقطعی حساس و سرنوشت ساز!

تنها وجود امام کافی نیست!

وجود امام در جامعه برای برقراری عدل و حکومت حق به تنهایی کافی نیست. یارانی می طلبد پایبند و ثابت که فقدان  آنها کار را صد چندان سخت خواهد کرد. چنانچه حسین علی (علیه السلام)  با لشگری از انسان ها مواجه نبود بلکه با جهانی انحراف و ظلمان روبرو بود. افرادی که با وجود خطبه های روشنگر حضرت (علیه السلام) در روز عاشورا و قبل از آن نتوانستند حق را تشخیص دهند. 
با بصیرت بودن سابقه ای به درازای حیات انسان دارد و تا زمان ظهور امام زمان (عج) نیز ادامه خواهد داشت. بسیاری از روایات گویای این امر است که به جهت بی بصیرتی گروهی ، در مقابل امام زمان (عج) خواهند ایستاد.



اصل بر این است کسانی که ادعای انتظار ومنتظر بودن را دارند باید قبل از ظهور حضرت (عج) در اوج معرفت وبصیرت و قدرت قرار بگیرند تا زمینه لازم برای قیام و انقلاب ایشان فراهم شود . اما گویا بر اساس روایات متاسفانه شاهد این امر خواهیم بود که یأس و ناامیدی، سرگردانی و حیرت، دنیازدگی، شک و تردید، اختلاف و چند دستگی، گرفتاری در فتنه ها و شبهه ها، به وجود آمدن مدعیان و جریان های دروغین، سختی تمیز حق از باطل را چند برابر  می کند. که نجات از این امر تنها از طریق علم و بصیرت امکان پذیر خواهد بود. 
گاهی افراد گمان می کنند اگر شخصی در سطوح عالی علمی قرار داشته باشد، یقینا بصیر نیز هست، اما حقیقت این است که این ویژگی را به قشری خاص نمی توان اختصاص داد. گاهی بین افرادی که سطوح عالی علمی را نیز دارند بی بصیرتی های فاحشی دیده می شود. موارد  مختلفی در تاریخ شاهد این ماجراست که در زمان های متفاوت با خواصی روبرو بوده ایم که بصیرت نداشته اند که نه تنها مانع گسترش دین بلکه بدعت گذار در دین  هم شده اند. انشعاب های چهار امامی، شش امام، ... از همین موارد بوده است که با سکوت و همراهی خواص بی بصیرت صورت گرفته است. 

ساده ترین تعریف بصیرت، شناخت حق از باطل در فضایی کاملا مه آلود که حق در باطل چنان آمیخته، که فرد نیازمند بینشی فراتر از علم باشد. یعنی فریب نخوردن در فضای پر هیاهو، نه اجازه سواری گرفتن و نه اجازه شیر دوشیدن به دشمن دادن در مقطعی حساس و سرنوشت ساز!


بنابراین صرف وجود امام در جامعه دلیل بر پیروزی جبهه حق نیست. منتظر بصیر در حوادث، اگر خود نشانه برای دیگران هم نباشد نیاز به نشانه ندارد. ساختار فکری و اخلاقی اهل بصیرت، هم تافته و نظام مند است. 
به عبارت دیگر نسبت به آموزه های دینی و رخدادهای سیاسی و اجتماعی، فرهنگی سربلند هستند. شاید با اینگونه بیان کرد که منتظر بصیر نگاهش به کائنات به شکل منظومه و به اسلام به عنوان مکتب نظامند است و نگاهی منظومه ای به امام معصوم (علیهم السلام) خویش دارد. چنانچه نسبت به قول و فعل و تقریر معصوم (علیهم السلام) برخورد گزینشی نداشته و به خود اجازه نخواهد داد که اسلام را با دیگر امور خلط نماید و در همه جا و همه زمان به تکلیف عمل خواهد کرد. 
اگر ویژگی بصیر بودن از منتطر گرفته شود با قیام حضرت حجت(عج) عاشورایی دیگر رقم خواهد خورد!

پی نوشت:
1- آل عمران/ 51
2- تاریخ کمال ابن اثیر/ ج2/ ص 107

منبع : تبیان




نوع مطلب :
برچسب ها : نسیم ظهور، سایت ظهور، وبلاگ ظهور، وبلاگ نسیم ظهور، سایت نسیم ظهور،
لینک های مرتبط :
جمعه 29 دی 1396 :: نویسنده :




شود آیا که شبی بر دل من یار شوی؟

یار این خسته ی غمدیده ی بیمار شوی؟

سینه ی غم زده ام بهر تو سوزد همه شب
دل من آب شده کی تو پدیدار شوی؟

با کلافی بنشستم سر بازار رخت
کی تو ای یوسف من بر سر بازار شوی؟

همچو یعقوب شده دیده ام از درد فراق
کی به پیراهن خود نور شب تار شوی؟

هر که مشتاق تو شد گوشه ی چشم تو خرید
شود آیا که مرا هم تو خریدار شوی؟

ز غم غربت تو شام غریبان شده دل
چه شود گر تو مددکار دل زار شوی؟!






نوع مطلب :
برچسب ها : نسیم ظهور، شعر انتظار،
لینک های مرتبط :
جمعه 29 دی 1396 :: نویسنده :
]



نوع مطلب :
برچسب ها : از کوفه تا تهران، برجام ومذاکره، امام علی ع ورهبر معظم انقلاب، نسیم ظهور، تماشاکده نسیم ظهور، مالک اشتر وحاج قاسم سلیمانی، این عمار،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 28 دی 1396 :: نویسنده :




درباره زیارت حضرت سیدالشهدا روایات فراوانی وجود دارد1 و در خصوص زیارت عاشورای معروف، احادیث متعددی از امام باقر علیه السلام و امام صادق علیه السلام نقل شده است.2 امام باقر علیه السلام این زیارت را به یکی از اصحابش به نام «علقمة بن محمد حضری» آموزش داده است.

از آن جا که زیارت، نوعی اعلام موضع و مشخص کردن خط فکری است و آثار سازنده عجیبی دارد، آن چه به عنوان متن زیارتی خوانده می شود، از نظر محتوا و جهت دهی، از حساسیتی ویژه برخوردار است. به همین جهت، ائمه علیهم السلام با آموختن نحوه زیارت به یاران خود، به این عمل سازنده جهت و غنای بیشتری بخشیده اند؛ به گونه ای که زیارت نامه های رسیده از معصومان علیهم السلام - مانند زیارت جامعه کبیره، عاشورا، آل یاسین و ناحیه مقدسه - گنجینه ای از تعالیم و آموزش های عالی آنان است.

زیارت عاشورا - که از تعالیم امام باقر علیه السلام است - به سبب آثار سازنده فردی و اجتماعی و بیان مواضع فکری و عقیدتی شیعه و نشانه گرفتن خط انحراف، اهمیت ویژه ای دارد. شماری از دستاوردهای این زیارت عبارت است از:

1. ایجاد پیوند معنوی با خاندان عصمت و تشدید علاقه و محبت به آنان

این محبت موجب می شود که زائر، آن بزرگان را الگوی خویش سازد و در جهت همسویی فکری و عملی با آنان بکوشد؛ همچنان که در قسمتی از زیارت، از خدا می خواهد که زندگی و مرگش را یک سره همانند آنان قرار دهد؛ «اللهم اجعل محیای محیا محمد و آل محمد و مماتی ممات محمد و آل محمد».

از آن جا که این محبت به خاطر خداوند است - و خاندان عصمت از آن جهت که الهی و منسوب به اویند، محبوب واقع شده اند - مایه تقّرب به خداوند است. در قسمتی از این زیارت چنین می خوانیم: «اللهم انی اتقرب الیک بالموالاة لنبیک و آل نبیک».

2. پیدایش روحیه ظلم ستیزی در زائر

تکرار لعن و نفرین بر ستم گران در این زیارت، موجب پیدایش روحیه ظلم ستیزی در زائر می شود. او با اعلام برائت و نفرت از ستم گران و ابراز محبت به پیروان حق و دوستان خاندان عصمت، پایه های ایمان دینی خود را مستحکم می کند. مگر ایمان چیزی جز حب و بغض در راه خداست؛ «هل الایمان الاّ الحب و البغض»؟ موءمن واقعی در برابر ستم، بی موضع نیست؛ از ستم گر نفرت و انزجار آشکاری دارد و با مظلوم و جبهه حق، اعلام همراهی می کند؛ «یا اباعبدالله! انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم».

3. دوری جستن از خط انحراف

در این زیارت، ریشه های ظلم هدف قرار می گیرد؛ «فلعن الله امةً اسّست اساس الظلم و الجور علیکم اهل البیت و لعن الله امة دفعتکم عن مقامکم و ازالتکم عن مراتبکم التی رتّبکم الله فیها». ستمی که در عاشورا تحقق یافت، در قلب تاریخ ستم ریشه دارد. این ظلم، یک حلقه از حلقه های ستمی است که با انحراف مسیر اصیل خلافت آغاز شد.

4. الهام گرفتن، درس آموختن و الگو قرار دادن اسوه های هدایت

در این زیارت آمده است: «فاسئل الله الذی اکرمنی بمعرفتکم و معرفة اولیائکم و رزقنی البرائة من اعدائکم، ان یجعلنی معکم فی الدنیا و الآخرة و ان یثبّت لی عندکم قدم صدق فی الدنیا و الاخرة». زائر پس از آن که به حق معرفت پیدا کرد و ستم و ستم گر را شناخت و از آنان دوری جست، با ثبات قدم در مکتب خاندان عصمت و پیروی عملی از آنان، خود را در مسیر سعادت دنیا و آخرت قرار می دهد؛ یعنی، اسوه ها و الگوهای هدایت را - که از سوی خداوند منصوب شده اند - سرمشق خود قرار می دهد و همگامی با آنان را می طلبد.

5. ترویج روحیه شهادت طلبی و ایثار و فداکاری در راه خدا.

6. احیای مکتب و راه و هدف خاندان عصمت.

پی نوشت

1. ابن قولویه، کامل الزیارات، ص180.

2. مجلسی، بحارالانوار، ج101، ص290؛ سید بن طاووس، اقبال الاعمال، ص38؛ شیخ طوسی، مصباح المتهجد، ص 538، 542 و 547 .





نوع مطلب :
برچسب ها : اهمیت و فضیلت زیارت عاشورا، نسیم ظهور، وبلاگ ظهور،
لینک های مرتبط :

بیانات در دیدار شرکت‌کنندگان در کنفرانس اتحادیه بین‌ المجالس سازمان همکاری اسلامی

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم(۱)
و الحمدلله ربّ العالمین والصّلاة والسّلام علی سیّدنا محمد و آله الطیّبین و صحبه المنتجبین و من تبعهم باحسان الی یوم الدّین.
خیلی خوش‌آمدید برادران عزیز، خواهران عزیز! اینجا در میان برادران خود و در خانه‌ی خود هستید و امیدواریم که خداوند متعال به همه‌ی شما توفیق بدهد، کمک کند، هدایت کند تا بتوانید ان‌شاءالله کار بزرگی را که بر عهده گرفته‌اید، به پایان برسانید.

مجموعه‌ی مجالس کشورهای اسلامی -که قریب یک ربع قرن، عمر این مجموعه است- جایگاه مهمّی دارد: اوّلاً شما رؤسای مجالس و اعضای مجالس کشورهای اسلامی، نمایندگان ملّتها هستید، این نکته‌ی مهمّی است؛ ثانیاً از طرف دیگر، محدودیّتهای دیپلماسی دولتها را شماها ندارید، میتوانید با صراحت بیشتر و مواضع جدی‌تر، نیازهای مردم خودتان و ملّتهای مسلمان و امّت اسلامی را در دنیا مطرح کنید؛ به نظرم لازم است از این موقعیّت مهم، برای ادای وظیفه‌ی دینی و تاریخی استفاده شود. ما در قبال امّت اسلامی، یک وظیفه‌ی دینی بزرگ داریم -همه‌ی ما؛ همه‌ی کسانی که جایگاهی در بخشی از دنیای اسلام دارند؛ شماها از این قبیل [هستید]، ما هم از این قبیل [هستیم]- همه‌ی ‌ما وظیفه‌ی دینی داریم، یعنی اسلام و دین از ما مطالباتی دارند؛ اوّلاً آن را انجام بدهیم. ثانیاً یک وظیفه‌ی تاریخی داریم؛ آن طور که انسان احساس میکند، امروز، دنیا در جریان یک تحوّلات مهمّی است؛ آبستن تحوّلات مهمّی است؛ همه‌ی دنیا، نه فقط منطقه‌ی آسیا یا آفریقا یا غرب آسیا بالخصوص؛ در همه‌ی عالم احساس میشود تحوّلاتی در حال وقوع است؛ بایستی در این تحوّلات، نقش ایفا کرد. دنیای اسلام در یک برهه‌ای ضربه‌ی سختی خورده است؛ بعد از جنگ بین‌الملل اوّل، دنیای اسلام تکّه‌‌‌پاره شد و کسانی که هیچ اهلیّتی نداشتند، هیچ استحقاقی نداشتند، بر کشورهای اسلامی-در غرب آسیا، در شمال آفریقا-مسلّط شدند؛ بدون هیچ دلیلی، بدون هیچ استحقاقی؛ و آثار بلندمدّت آن در دنیای اسلام ماند و ضربه‌های آن زده شد؛ نباید بگذاریم بار دیگر چنین حادثه‌ای و چنین تجربه‌ای تکرار بشود.

به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سیزدهمین

به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری تسنیم به نقل از پایگاه  اطلاع‌رسانی دفتر مقام معظم رهبری، حضرت آیت الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی عصر امروز (سه‌شنبه 26 دی) در دیدار میهمانان شرکت کننده در سیزدهمین اجلاس بین المجالس کشورهای اسلامی، با تأکید بر اینکه دنیای اسلام باید در مسائل اساسی با صراحت و با صدای بلند سخن و موضع خود را بگوید، «فلسطین» و «اتحاد دنیای اسلام» را از جمله موضوعات اساسی برشمردند و گفتند: یکی از موضوعات اصلی و بسیار مهم دنیای اسلام، «تلاش برای پیشرفت علمی» است که تجربه جمهوری اسلامی ایران نشان داد، با تلاش و با تکیه بر جوانان می‌توان رتبه علمی خود را ارتقا داد و در بخش‌های مهمی، در مرز دانش قرار گرفت.

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به وظیفه دینی و تاریخی کشورها و دولت‌های اسلامی در قبال تحولات مهمی که در دنیا در حال روی دادن است، گفتند: دنیای اسلام، امروز باید در موضوعات مهم و اساسی نقش‌آفرینی کند و نگذارد تجربه تلخ دهه‌های گذشته و تسلط قدرت‌ها و آثار بلندمدت آن، تکرار شود.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به طرح مسائل میانمار و کشمیر در اجلاس بین المجالس اسلامی و در عین حال غفلت از طرح مسائل بسیار مهم یمن و بحرین در این اجلاس، افزودند: باید در مسائل اساسی دنیای اسلام صریح سخن گفت زیرا با صراحت، می‌توان جریان‌سازی کرد و در افکار عمومی مردم و نخبگان جهان تأثیرگذار بود.

ایشان تأکید کردند: نباید گذاشت که امپراطوری خطرناک تبلیغاتی غرب که عمدتاً به‌دست صهیونیست‌ها اداره می‌شود، مسائل مهم دنیای اسلام را نادیده بگیرد و با توطئه‌ سکوت، مسائل اصلی امت اسلامی را محو کند.

رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه می‌توان جریان امپراطوری تبلیغاتی غرب را شکست داد، خاطرنشان کردند: شکست دادن صهیونیست‌ها در جنگ نرم امکان‌پذیر است، همان‌گونه که آنها در جنگ سخت و در لبنان شکست خوردند و مجبور به اعتراف به آن شدند.

حضرت آیت الله خامنه‌ای موضوع فلسطین را در رأس مسائل دنیای اسلام دانستند و گفتند: در قضیه فلسطین، سه حادثه «اشغال سرزمین»، «تبعید دسته‌جمعی و میلیونی مردم» و «قتل‌عام و جنایت عظیم بشری» اتفاق افتاده است که این ستم در تاریخ نظیر ندارد.

ایشان دفاع از فلسطین را وظیفه همه دانستند و تأکید کردند: نباید تصور شود که مقابله با رژیم صهیونیستی فایده‌ای ندارد بلکه به‌اذن و لطف خداوند، مجاهدت‌ها در مقابل رژیم صهیونیستی به نتیجه خواهد رسید، همان‌گونه که جریان مقاومت نسبت به سال‌های قبل، پیشرفت کرده است.

رهبر انقلاب اسلامی افزودند: صهیونیست‌ها، روزی شعار «از نیل تا فرات» را می‌دادند اما اکنون برای محافظت از خود مجبور به دیوارکشی شده‌اند.
 حضرت آیت‌الله خامنه‌ای تأکید کردند: بدون تردید فلسطین یک مجموعه و تاریخ «از بحر تا نهر» است و قدس نیز پایتخت آن است و امکان هیچ خدشه‌ای بر این حقیقت، وجود ندارد.

ایشان اقدام اخیر آمریکا نسبت به قدس را «غلط زیادی» خواندند و گفتند: آنها قادر به انجام چنین کاری نخواهند بود و تلاش‌های آنها به سرانجام نخواهد رسید.

رهبر انقلاب اسلامی خاطرنشان کردند: دولت‌هایی که در منطقه به آمریکایی‌ها کمک و با رژیم صهیونیستی همکاری می‌کنند تا با برادران مسلمان ستیز کنند، مرتکب خیانت صریح می‌شوند، همانند کاری که سعودی‌ها انجام می‌دهند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، «اتحاد دنیای اسلام» را یکی دیگر از مسائل اساسی برشمردند و گفتند: ما معتقدیم اتحاد دنیای اسلام که دارای جمعیت زیاد و امکانات فراوان و جایگاه بسیار حساس در دنیا است، می‌تواند زمینه‌ساز شکل‌گیری یک قدرت بزرگ و اثرگذار شود و ما حتی به کسانی که صریحاً با ما دشمنی می‌کنند، گفته‌ایم آماده برخورد برادرانه هستیم، اگرچه آنها چنین رویکردی ندارند.

ایشان با تأکید بر لزوم هم‌افزایی کشورهای اسلامی، خاطرنشان کردند: نباید اجازه داد اختلافات و جنگ و خونریزی در دنیای اسلام که عامل اصلی آن نیز آمریکایی‌ها و صهیونیست‌ها هستند، زمینه‌ساز حاشیه امن برای رژیم صهیونیستی شود.

رهبر انقلاب اسلامی، «تلاش برای پیشرفت علمی» را یکی از مسائل و نیازهای بسیار مهم دنیای اسلام دانستند و افزودند: دنیای غرب با استفاده از علم، به ثروت و قدرت بین‌المللی رسید و بر دنیا مسلط شد اما چون ایمان و ظرفیت نداشت، این علم، منجر به ظلم و استکبار و استثمار شد، بنابراین دنیای اسلام برای رهایی از این سلطه باید برای پیشرفت علمی تلاش کند و این کار امکان‌پذیر است.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به تجربه موفق ایران در موضوع پیشرفت علمی، خاطرنشان کردند: ایران اسلامی با اتکاء به جوانان خود و در شرایطی که در تحریم قرار داشت، توانست در بخشهای مهمی، در مرز دانش قرار گیرد در حالی که قبلاً در این بخشها، بسیار عقب بود.

ایشان افزودند: امروز جوانان ایران، در پزشکی، نانو، سلولهای بنیادی و دانش هسته‌ای کارهای بزرگی انجام داده‌اند.

رهبر انقلاب اسلامی در ادامه به یک نکته اشاره کردند و آن، «لزوم افشای ادعاهای دروغ شیطان اکبر یعنی آمریکا» بود.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به ادعای آمریکا در حمایت از «حقوق بشر» گفتند: شخصی که امروز در آمریکا بر سر کار است، بسیار صریح و عریان مواضع این کشور را اعلام می‌کند؛ البته قبلی‌ها نیز همین مواضع را داشتند ولی به این صراحت اعلام نمی‌کردند و نمونه بارز این موضع، سخنان اخیر او درباره افریقا و آمریکای لاتین و نژادهای دیگر است که مصداق اقدام بر ضد حقوق بشر است؛ بنابراین باید این ادعاهای دروغ را افشا کرد.

ایشان یکی دیگر از ادعاهای غیرواقعی دولت آمریکا را موضوع مبارزه با «تروریسم» خواندند و افزودند: آمریکایی‌ها در حالی شعار مبارزه با تروریسم می‌دهند که صراحتاً از رژیمِ تروریستِ صهیونیستی حمایت می‌کنند و همچنین بنا بر اعتراف رئیس جمهور فعلی آمریکا در تبلیغات انتخاباتی‌اش، عامل اصلی به‌وجود آوردن داعش بوده‌اند و تا آخرین نفس‌های داعش نیز از آن حمایت کردند.
 رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: باید با بیان حقایق و برملا کردن دروغ بودن این ادعاها، جریان‌سازی کرد و افکار عمومی مردم و نخبگان را تحت تأثیر قرار داد.
 حضرت آیت الله خامنه‌ای با تأکید بر لزوم پیگیری موارد ذکرشده در قطعنامه پایانی و کمک به تحقق آنها، گفتند: آنچه ما توصیه می‌کنیم و یا بر آنها اصرار داریم، مواردی است که خودِ ما در عمل انجام داده‌ایم و به نتیجه رسیده‌ایم.

ایشان ایستادگی ملت ایران در مقابل جنگ اقتصادی دشمنان را یکی از این نمونه‌ها برشمردند و افزودند: «تحریم» یکی از بخش‌های این جنگ اقتصادی است که سال‌های متمادی آن را اعمال کردند و به اوج رساندند که امروز نیز ادامه دارد اما ملت ایران ایستادگی کرد و شکست نخورد و امروز از این تحریم‌ها ابزاری برای شکوفایی خواهد ساخت.

رهبر انقلاب اسلامی، «مردم‌سالاری دینی» را یکی از دیگر از تجربیات موفق ملت ایران و زمینه‌ساز رشد مادی و معنوی دانستند و تأکید کردند: مردم ایران با کمک خداوند متعال، تا کنون توطئه‌های آمریکا را خنثی کرده‌اند و از این پس نیز خنثی خواهند کرد.
 حضرت آیت الله خامنه‌ای در پایان اظهار امیدواری کردند که حرکت موفق و رو به رشد ملت ایران بتواند انگیزه‌ای برای قوی‌تر شدن امت اسلامی در مقابل استکبار شود.

پیش از سخنان رهبر انقلاب اسلامی، آقای لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی در گزارشی از سیزدهمین کنفرانس اتحادیه بین المجالس اسلامی گفت: در این کنفرانس، رؤسای مجالس کشورهای اسلامی به موضوعاتی از جمله توسعه همکاری‌های اقتصادی و بازرگانی، مسئله تروریسم و دخالت‌های آمریکا در ایجاد آشفتگی امنیتی در مناطق اسلامی و نیز مسئله تعرض به قدس شریف پرداختند و تأکید کردند قدس به سرزمین تاریخی فلسطین تعلق دارد.

در پایان این دیدار، شرکت کنندگان در اجلاس از نزدیک با رهبر انقلاب اسلامی دیدار و گفتگو کردند.





نوع مطلب :
برچسب ها : امام خامنه ای، نسیم ظهور، آل سعود،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 26 دی 1396 :: نویسنده :

در خلقت و آفرینش، دو هدف می‌توان تصور کرد: نخست، هدف متوسط و دوم،هدف غایی و عالی. با مراجعه به آیات قرآن وروایات اهل بیت علیهم السلام روشن می‌شود که هدف متوسط خلقت، عبادت و بندگی خداستک.


بندگی

الف) اگر پاسخ داده شود: «هدف، همان عبادت و پرستش خداوند است.»، این پرسش مطرح می‌شود که «مگر خداوند، نیازمندعبادت و پرستش بندگان است؟».

ب) اگر پاسخ بدهید: «خداوند، قادر ومتعال است.»، این پرسش به ذهن می‌آید که «چرا و چگونه جهان را آفرید؟ آیا هرقادری که می‌تواند کاری کند، باید آن را انجام دهد؟»

پ) در صورتی که پاسخ داده شود: «هدف،تکامل انسان‌ها است.»، این پرسش مطرح می‌شود که «تکامل انسان، چه اثری دارد؟چگونه می‌تواند هدف آفرینش باشد؟»

ت) بر فرض، به تکامل معهود و کمال مطلوب رسید، چه می‌شود؟

پاسخ: این پرسش، سابقه دیرینه ای دارد ومانند برخی از مسایل فلسفی، برای همگان مطرح است. غالب انسان‌ها مایلند بفهمند که «هدف خلقت خودشان و یا مجموعه انسان‌ها چیست؟»...

این پرسش برای افرادی به صورت یک عقده «لاینحل » در می‌آید، که دایره هستی رابه جهان ماده منحصر می‌نمایند و مرگ راپایان زندگی بشر می‌دانند و عالمی به نام «رستاخیز» و سرایی به عنوان «آخرت » رانمی پذیرند.

اما کسانی که زندگی مادی را برای انسان منزلی از منازل زندگی بشر می‌دانند و به دنبال این جهان به سرای دیگری معتقدند واین جهان را روزنه و پلی برای نیل به ابدیت می‌دانند، در مکتب این افراد، پاسخ به این پرسش، آسان است و برفرض اگر هدف ازآفرینش انسان را در این جهان نتوانندبدانند، هدف از خلقت را در جهان دیگر و درزندگی ابدی، جست و جو می‌کنند ومی گویند: «هدف خلقت انسان در این جهان،آماده کردن او برای یک زندگی جاودانی است که خود هدف و مطلوب نهایی است.»

بعد از ذکر این مقدمه، ابتدا به طور اجمال به بررسی هدف از آفرینش می‌پردازیم وسپس مطالبی درباره پرسش‌هایی که مطرح شد، بیان می‌شود.

در خلقت و آفرینش، دو هدف می‌توان تصور کرد: نخست، هدف متوسط و دوم،هدف غایی و عالی. با مراجعه به آیات قرآن وروایات اهل بیت علیهم السلام روشن می‌شود که هدف متوسط خلقت، عبادت و بندگی خداست. این مطلب، در همه پدیده های عالم ساری وجاری است.

خداوند، درباره همه اشیای مادی عالم می‌فرماید:«... وان من شی ءالا یسبح بحمده و لکن لاتفقهون تسبیحهم...» (11)  ، همه موجودات تسبیح خدا می‌گویند، اما شما تسبیح آنان رانمی فهمید. و درباره جن و انسان نیزمی فرماید: «و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون » (22) ; آفرینش جن و  انسان برای بندگی است. بنابراین از دیدگاه وحی،همه هستی تسبیح گوی ذات او هستند ومشغول عبادت، و عبادت هم هدف متوسط خلقت است. (3)

آیا خدا در آفرینش ذی نفع است یا نه؟ در پاسخ باید گفت: منفعت و سودبه خلق برمی گردد نه به خالق، یعنی خدا ذی نفع نیست، یا به عبارتی، ناقص نیست که با این کاربه کمال برسد، بلکه سود به مخلوق بر می‌گردد

اما هدف عالی و غایی، وصول به مبدا نورهستی است، یعنی منتهی الیه سیرمخلوقات، اوست: «و ان الی ربک المنتهی » (4) ; انتهای سیر انسان به سوی پروردگار است. «الی ربک الرجعی » (5) ;برگشت به سوی خداست. «انا لله و اناالیه راجعون » (66) : که همگی این  آیات غایت سیر را روشن می‌کنند. البته رسیدن به خدا همان به کمال مطلق رسیدن مخلوقات است. موقعی پدیده های هستی، کمال آخرخود را می‌یابند که به قرب الهی برسند. پس روشن شد هدف غایی خلقت، به کمال رسیدن همه موجودات و رسیدن انسان به مقام قرب الهی است.

در این جا دو مطلب دیگر را نیز باید موردتوجه قرار داد:

نخست این که خدای تعالی فیاض، به تمام معناست و باران رحمت او بر سربندگان،همیشه می‌بارد و مانعی هم برای آن نمی‌توان تصور کرد. به دیگر سخن، مقتضی موجود و مانع مفقود است، پس باید خلق کند، چون لازمه ذات او، خلاقیت و فیاض بودن است.

دوم این که آیا خدا در آفرینش ذی نفع است یا نه؟ در پاسخ باید گفت: منفعت و سودبه خلق برمی گردد نه به خالق، یعنی خدا ذی نفع نیست، یا به عبارتی، ناقص نیست که با این کاربه کمال برسد، بلکه سود به مخلوق بر می‌گردد.

من نکردم خلق تا سودی کنم

بلکه تا بربندگان جودی کنم

 

به عبارت دیگر آفرینش، احسان و فیض است از جانب خدا نسبت به مخلوقات; وچنین آفرینشی حسن ذاتی دارد و قیام به انجام فعلی که ذاتا پسندیده است; جز این که خود فعل زیبا باشد، به چیز دیگری نیازی ندارد. بنابراین اگر کسی بپرسد: «چرا خالق منان، دست به چنین کار پسندیده بالذات زده است؟» در پاسخ باید گفت: «خداوند که فیاض علی الاطلاق است، باتوجه به این که می‌توانست موجودی را خلق کرده و به کمال برساند، اگر چنین نمی‌کرد، جای پرسش وایراد به او بود.»

پاسخ بخش الف:

عبادت
همان طورکه می‌دانید هدف از فعل، درخداوند متعال و انسان‌ها متفاوت است.در افعال ما انسان‌ها هدف و غرض عبارت است از آن فایده ای که هنگام فعل، انسان در نظر می‌گیرد و برای رسیدن به آن تلاش می‌کند. یعنی هدف انسان ازفعالیت هایش، دفع کمبودها ونیازمندی های خودش می‌باشد; اما خدای متعال به چیزی نیاز ندارد تا برای تامین آن، کاری انجام دهد. او کمال مطلق است و هرکس هرچه دارد و هرچه که از هستی بهره ای داشته باشد، از او گرفته است و در ذات خود فاقد چیزی نیست تا باکار واجدشود; بلکه هدف از افعال خداوند تناسب با ذات الهی داشتن یا رفع نیاز بندگان است.
درمورد عبادت هم همان طور که بیان شد،عبادت جزو اهداف آفرینش است و از اهداف متوسط برای رسیدن به کمال نهایی و غایی می‌باشد و فایده عبادت و هر اثر خوبی که داشته باشد، تنها عاید بنده می‌شود و او راپرورش داده، از نقص به کمال می‌برد و در این عبادت عبد هیچ فایده ای برای خداوندمتصور نیست.
 

پاسخ بخش ب:

در این که خداوند قادر علی الاطلاق است بحثی نیست، همچنان که کارهایش بی غرض نمی‌باشد و این طور نیست که هرکاری انجام بدهد، بلکه کارها و افعالش از روی حکمت،مصلحت و هدف خاصی صورت می‌گیرد که به حکیمانه بودن افعالش امور ذیل دلالت دارد:

1 - وجدان و تجربه; به هر موجودی که درعالم نگاه می‌کنیم آن را با هدف و حکیمانه می‌بینیم که این حاکی از حکیم بودن خداوندو حکیمانه بودن افعالش است.

2 - یکی از اسمای الهی که در قرآن برآن تکیه شده «حکیم » است; اقتضای این صفت،این است که تمام افعال خدای متعال حکیمانه باشد. همچنان که آیات متعددی(انعام/ 73; آل عمران/ 119; دخان/ 38 و...)دلالت می‌کند براین که تمام افعال الهی دارای هدف صحیح است.

بنابراین، خداوند قادر است و جهان را ازروی هدف و غرض آفریده است که بیان مشروحش در عبارت بالا (به دیگر سخن...)گذشت.

خداوند، درباره همه اشیای مادی عالم می‌فرماید: «... وان من شی ءالا یسبح بحمده و لکن لاتفقهون تسبیحهم...» ، همه موجودات تسبیح خدا می‌گویند، اما شما تسبیح آنان رانمی فهمید. و درباره جن و انسان نیزمی فرماید: «و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون » ; آفرینش جن و انسان برای بندگی است. بنابراین از دیدگاه وحی،همه هستی تسبیح گوی ذات او هستند ومشغول عبادت، و عبادت هم هدف متوسط خلقت است

پاسخ بخش پ:

همان طور که اشاره شد، هدف غایی ازخلقت انسان، تکامل و وصول به رحمت الهی است و افرادی می‌توانند از این رحمت وفیض الهی استفاده کنند که به نهایت درجه تکامل رسیده باشند; از این رو اثر تکامل آرامش در سایه سار رحمت الهی است: «...و لا یزالون مختلفینأ— الا من رحم ربک و لذلک خلقهم » (7) ; آنان همواره در اختلافند، مگر کسانی که پروردگارت رحمت آورد; و برای همین (رحمت) آنان راآفرید.

که این (رحمت) باعث ورود به بهشت ومخلد بودن در آن و زندگی جاودان داشتن درآن جا می‌شود. (8)

چنان که مولای متقیان می‌فرماید: «اما بعد بی گمان خدای سبحان دنیا را مقدمه‌ی زندگی پس از آن قرار داده است و آن را برای مردم، بوته آزمونی شمرده است تاهر آن که را نیکوکارتر است، بازشناسد. این است که ما برای دنیاآفریده شده‌ایم و ماموریت مان تلاش در جهت آن نیست; بلکه برای آزمایش در دنیا نهاده شده‌ایم.» (9)

پاسخ بخش ت:

نکته اساسی در مورد اهداف این است که هدف نهایی هرچه باشد،چرا ندارد. توضیح این که اگر ازمحصلی سؤال کنیم: برای چه درس می‌خوانی؟ می‌گوید: برای این که دکتر یا مهندس شوم. می‌گوییم:مدرک برای چه می‌خواهی؟می‌گوید: برای این که فعالیت مثبتی انجام دهم و در آمد خوبی داشته باشم. بازمی گوییم: در آمد خوب را برای چه می‌خواهی؟ می‌گوید: برای این که زندگی آبرومند و مرفهی داشته باشم، سرانجام می‌پرسیم: زندگی مرفه و آبرومند برای چه می‌خواهی؟ در این جا می‌بینیم لحن سخن او عوض می‌شود و می‌گوید: خوب برای این که زندگی مرفه و آبرومندی داشته باشم.یعنی همان پاسخ سابق را تکرار می‌کند.

این دلیل براین است که او به پاسخ نهایی خویش رسیده که ورای آن، پاسخ دیگری نیست. در این جا هم وقتی گفته می‌شود:هدف از آفرینش چیست؟ می‌گوییم: برای تکامل انسان و دریافت رحمت. اگر پرسیده شود: تکامل و قرب پروردگار برای چه منظوری است؟ می‌گوییم: برای قرب به پروردگار! یعنی این هدف نهایی است و همه چیز را برای تکامل و قرب می‌خواهیم، اماقرب و دریافت رحمت را برای خودش (یعنی برای تقرب به پروردگار) که ماورای آن پاسخ دیگری نیست. (100)

 

پی نوشت ها :

1 - سوره اسراء، آیه 44.

2 - سوره ذاریات، آیه 56.

3 - سوره النجم، آیه 42.

4 - سوره علق، آیه 8.

5 - سوره بقره، آیه 156.

6 - ترجمه المیزان، موسوی همدانی، ج 18،ص 612 – 614.

7 - سوره هود، آیات 118 و 119.

8 - معارف قرآن، آیة الله مصباح یزدی 3/1.

9 - فرهنگ آفتاب تفصیلی نهج البلاغه، عبدالحمیدمعادیخواه، ج 1، ص 77.

10 - تفسیر نمونه، آیة الله مکارم شیرازی، ج 22، ص 393

فرآوری : زهرا اجلال

بخش قرآن تبیان





نوع مطلب :
برچسب ها : هدف ازخلقت انسان چیست؟، آزمایش، عبادت، نسیم ظهور، سایت ظهور، وبلاگ مهدویت، مباحث مهدویت،
لینک های مرتبط :

تحلیل متفاوت علیرضا پناهیان از سخنان اخیر رئیس جمهور

شناسنامه:

  • مکان: هیئت شهدای گمنام
  • زمان: 96.10.21
  • لینک تلگرامی: اینجا

استاد پناهیان:

  • سخنان «سیاست‌مداران» را باید ابتدا از منظر  «سیاسی» تحلیل کرد، بعد به ارزیابی «علمی» و میزان صحت آن پرداخت. چون سیاسیون گاهی زیاد به «غلط یا درست» بودن حرف‌ها کار ندارند، بلکه به «کاربرد» آن در عرصۀ سیاسی نگاه می‌کنند.
  • وقتی سیاست‌مداری می‌گوید: «همه باید نقد شوند!»، ببینید بار سیاسی این جمله چیست؟ شاید می‌خواهد انتقادهایی که به خودش وارد است را کم‌رنگ کند و جبهۀ جدیدی در انتقادهای اجتماعی باز کند تا بار خودش سبک شود.
  • وقتی سیاستمداری می‌گوید: «می‌شود از معصومین انتقاد کرد» و دین خود را فدای سیاست می‌کند، شاید می‌خواهد جامعه را درگیر اختلافات و گفتگوهای فکری بکند تا بتواند از فشار انتقادها به عملکرد خودش کم کند. 
  • اگرچه باید به سخنان غلط سیاسیون اعتراض کرد، ولی تحلیل سیاسی اشتباهات عمدی آن‌ها را نباید فراموش کرد.




نوع مطلب :
برچسب ها : حسن روحانی، نسیم ظهور،
لینک های مرتبط :

واکنش استاد پناهیان به صحبتهای حسن روحانی درباره نقد معصوم







نوع مطلب :
برچسب ها : حسنن روحانی، استاد پناهیان، نقد امام معصوم، ایجاد حاشیه، حاشیه درست کردن، نسیم ظهور،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 24 دی 1396 :: نویسنده :
حضرت آیت الله مکارم:

چرا خداوند مردم را آزمایش مى‌کند؟

صفات درونى انسان به تنهایى نمى‌تواند معیارى براى ثواب و عقاب باشد، مگر آن زمانى که در لابه‌لاى اعمال انسان خودنمایى کند، خداوند بندگان را مى‌آزماید تا آنچه در درون دارند در عمل آشکار کنند و مستحق پاداش و کیفر شوند.

 
آزمایش
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
«وَلَنَبْلُوَنَّکُم بِشَیْءٍ مِّنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ ۗ وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ* الَّذِینَ إِذَا أَصَابَتْهُم مُّصِیبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ؛ به یقین همه شما را با امورى همچون ترس، گرسنگى و کاهش در مالها و جانها و میوه ها آزمایش مى‌کنیم و بشارت ده به صابران. (همان) کسانى که هر گاه مصیبتى به ایشان مى‌رسد، مى‌گویند: ما از آنِ خداییم و به سوى او بازمى گردیم». (بقره/ 155 و 156)

چرا خدا مردم را آزمایش مى‌کند؟
در زمینه مسأله آزمایش الهى بحث فراوان است، نخستین سؤالى که به ذهن مى‌رسد این است: مگر آزمایش براى این نیست که اشخاص یا چیزهاى مبهم و ناشناخته را بشناسیم و از میزان جهل و نادانى خود بکاهیم؟ اگر چنین است، خداوندى که علمش به همه چیز احاطه دارد و از اسرار درون و برون همه کس و همه چیز آگاه است، غیب آسمان و زمین را با علم بى‌پایانش مى‌داند، چرا امتحان مى‌کند؟ مگر چیزى بر او مخفى است که با امتحان آشکار شود؟! پاسخ این سؤال مهم را در اینجا باید جستجو کرد که: مفهوم آزمایش و امتحان در مورد خداوند با آزمایش‌هاى ما بسیار متفاوت است. آزمایش‌هاى ما همان است که در بالا گفته شد یعنى براى شناخت بیشتر و رفع ابهام و جهل است، اما آزمایش الهى در واقع «پرورش و تربیت» است. توضیح این که: در قرآن متجاوز از بیست مورد امتحان به خدا نسبت داده شده است. این یک قانون کلى و سنت دائمى پروردگار است که براى شکوفا کردن استعدادهاى نهفته (از قوه به فعل رساندن آنها) و در نتیجه، پرورش دادن بندگان، آنان را مى‌آزماید. یعنى همان گونه که فولاد را براى استحکام بیشتر در کوره مى‌گدازند تا به اصطلاح آبدیده شود، آدمى را نیز در کوره حوادث سخت پرورش مى‌دهد تا مقاوم گردد. در واقع امتحان خدا به کار باغبانى پرتجربه شبیه است که دانه‌هاى مستعد را در سرزمین‌هاى آماده مى‌پاشد، این دانه‌ها با استفاده از مواهب طبیعى شروع به نمو و رشد مى‌کنند. تدریجاً با مشکلات مى‌جنگند و با حوادث پیکار مى‌نمایند در برابر طوفان‌هاى سخت، سرماى کشنده و گرماى سوزان ایستادگى به خرج مى‌دهند تا شاخه گلى زیبا یا درختى تنومند و پر ثمر بار آید که بتواند به زندگى و حیات خود در برابر حوادث سخت ادامه دهد.سربازان را براى این که از نظر جنگى نیرومند و قوى شوند به مانورها و جنگ‌هاى مصنوعى مى‌برند و در برابر انواع مشکلات: تشنگى، گرسنگى، گرما، سرما، حوادث دشوار و موانع سخت قرار مى‌دهند تا ورزیده و آبدیده شوند و این است رمز آزمایش‌هاى الهى. قرآن مجید به این حقیقت در جاى دیگر تصریح کرده مى‌فرماید: وَ لِیَبْتَلِیَ اللّهُ ما فی صُدُورِکُمْ وَ لِیُمَحِّصَ ما فی قُلُوبِکُمْ وَ اللّهُ عَلیمٌ بِذاتِ الصُّدُور: «براى این است که خداوند آنچه را در سینه پنهان دارید بیازماید و آنچه را در دل هاى شما است کاملاً خالص گرداند و او به همه اسرار درون شما آگاه است». امیر مؤمنان على(علیه السلام) تعریف بسیار پر معنى در زمینه فلسفه امتحانات الهى دارد مى‌فرماید: وَ إِنْ کانَ سُبْحانَهُ أَعْلَمَ بِهِمْ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ لَکِنْ لِتَظْهَرَ الأَفْعالُ الَّتِی بِها یُسْتَحَقُّ الثَّوابُ وَ الْعِقاب: «گر چه خداوند به روحیات بندگانش از خودشان آگاه تر است ولى آنها را امتحان مى‌کند تا کارهاى خوب و بد که معیار پاداش و کیفر است از آنها ظاهر گردد». یعنى صفات درونى انسان به تنهایى نمى‌تواند معیارى براى ثواب و عقاب گردد، مگر آن زمانى که در لابلاى اعمال انسان خودنمایى کند، خداوند بندگان را مى‌آزماید تا آنچه در درون دارند در عمل آشکار کنند، استعدادها را از قوه به فعل برسانند و مستحق پاداش و کیفر او گردند. اگر آزمایش الهى نبود این استعدادها شکوفا نمى‌شد و میوه‌هاى اعمال بر شاخسار درخت وجود انسان نمایان نمى‌گشت و این است فلسفه آزمایش الهى در منطق اسلام.

آزمایش خدا همگانى است
از آنجا که نظام حیات در جهان هستى نظام تکامل و پرورش است و تمامى موجودات زنده مسیر تکامل را مى پیمایند، حتى درختان، استعدادهاى نهفته خود را با میوه بروز مى دهند، همه مردم از انبیاء گرفته تا دیگران طبق این قانون عمومى مى بایست آزمایش شوند، و استعدادات خود را شکوفا سازند. گر چه امتحانات الهى متفاوت است، بعضى مشکل، بعضى آسان و قهرا نتائج آنها نیز با هم فرق دارد،اما به هر حال آزمایش براى همه هست، قرآن مجید به امتحان عمومى انسان ها اشاره کرده مى فرماید: أَ حَسِبَ النّاسُ أَنْ یُتْرَکُوا أَنْ یَقُولُوا آمَنّا وَ هُمْ لایُفْتَنُون: «آیا مردم گمان مى‌کنند بدون امتحان رها مى شوند، نه، هرگز بلکه همگى باید امتحان دهند».
قرآن نمونه‌هایى از امتحانات پیامبران را نیز بازگو کرده است آنجا که مى‌فرماید: وَ إِذِ ابْتَلى إِبْراهیمَ رَبُّه: «خداوند ابراهیم را امتحان کرد». در جاى دیگر آمده است: فَلَمّا رَآهُ مُسْتَقِرّاً عِنْدَهُ قالَ هذا مِنْ فَضْلِ رَبِّی لِیَبْلُوَنی أَ أَشْکُرُ أَمْ أَکْفُر:«هنگامى که یکى از پیروان سلیمان تخت بلقیس را در کمتر از یک چشم به هم زدن از راه دور براى او حاضر کرد، سلیمان گفت این از فضل و لطف خدا است براى این که مرا امتحان کند آیا شکرگزارى مى‌کنم یا کفران»؟.

راه‌های آزمایش الهی
در آیه فوق، نمونه‌هایى از امورى که انسان با آنها امتحان مى‌‌شود بیان شده، از قبیل: ترس، گرسنگى، زیان هاى مالى، و مرگ... ولى وسائل آزمایش خداوند منحصر به اینها نیست، امور دیگرى نیز در قرآن به عنوان وسیله امتحان آمده است، مانند فرزندان، پیامبران، و دستورات خداوند، حتى بعضى از خواب‌ها ممکن است از وسائل آزمایش باشد، «شرور و خیرها نیز از آزمایش هاى الهى محسوب مى شوند» (وَ نَبْلُوکُمْ بِالشَّرِّ وَ الْخَیْر).
بنابراین، مواردى که در آیه شمرده شده جنبه انحصارى ندارد، هر چند از نمونه هاى روشن و زنده آزمایش هاى الهى است.

مى‌دانیم مردم در برابر آزمایش‌هاى خداوند به دو گروه تقسیم مى شوند:
گروهى از عهده امتحانات بر آمده و گروهى مردود مى‌شوند. مثلاً مسأله «ترس» که پیش مى‌آید گروهى خود را مى‌بازند و به خاطر این که کوچک‌ترین ضررى به آنها نرسد، شانه از زیر بار مسئولیت خالى مى‌کنند در جنگ‌ها فرار مى‌کنند، یا راه سازشکارى پیش مى‌گیرند، و با عذرتراشى‌هایى همچون: نَخْشى أَنْ تُصیبَنا دائِرَةً: «ما مى‌ترسیم ضررى به ما متوجه شود» از تکلیف الهى سرباز مى‌زنند. اما گروهى دیگر در برابر عوامل ترس با ایمان و توکل بیشترى خود را براى هر گونه فدا کارى مهیا مى‌کنند، چنان که در قرآن آمده است: الَّذینَ قالَ لَهُمُ النّاسُ إِنَّ النّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَکُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزادَهُمْ إیماناً وَ قالُوا حَسْبُنَا اللّهُ وَ نِعْمَ الْوَکیل: «وقتى به مردم با ایمان مى گفتند اوضاع خطرناک است، و دشمنان شما مجهزند، شما عقب نشینى کنید بر ایمان و توکل آنها افزوده مى شد»!.
در برابر سائر مشکلات و عوامل امتحان که در آیه آمده است همچون گرسنگى و زیان‌هاى مالى و جانى نیز همه مردم یکسان نیستند.

نمونه‌هایى از این امتحانات در متن قرآن آمده است و در آیات مناسب به آن اشاره خواهیم کرد.

رمز پیروزى در امتحان
در اینجا سؤال دیگرى پیش مى‌آید و آن این که: حال که همه انسان‌ها در یک امتحان گسترده الهى شرکت دارند، راه موفقیت در این آزمایش‌ها چیست؟
پاسخ این سؤال را قسمت آخر آیه مورد بحث و آیات دیگر قرآن مى‌دهد:
1 ـ نخستین و مهم‌ترین گام براى پیروزى، همان است که در جمله کوتاه و پر معنى «وَ بَشِّرِ الصّابِرِین» در آیه فوق آمده است، این جمله، با صراحت مى‌گوید: رمز پیروزى در این راه، «صبر و پایدارى» است و به همین دلیل بشارت پیروزى را تنها به صابران و افراد با استقامت مى دهد.

2 ـ توجه به گذرا بودن حوادث این جهان و سختى ها و مشکلاتش و این که این جهان گذرگاهى بیش نیست عامل دیگرى براى پیروزى محسوب مى شود که در جمله: إِنّا لِلّهِ وَ إِنّا إِلَیْهِ راجِعُونَ: «ما از آن خدا هستیم و به سوى خدا باز مى گردیم» آمده است.
اصولاً این جمله که از آن به عنوان «کلمه استرجاع» یاد مى شود، عصاره اى است از عالى ترین درس هاى توحید، انقطاع الى اللّه و تکیه بر ذات پاک او در همه چیز و در هر زمان، و اگر مى بینیم بزرگان اسلام به هنگام بروز مصائب سخت این جمله را با الهام گرفتن از قرآن مجید تکرار مى کردند، براى این بوده است که شدت مصیبت آنها را تکان ندهد، و در پرتو ایمان به مالکیت خداوند و بازگشت همه موجودات به سوى او، این حوادث را در خود هضم کنند.
امیر مؤمنان على(علیه السلام) در تفسیر این جمله مى فرماید: َ إِنَّ قَوْلَنَا إِنّا لِلّهِ إِقْرارٌ عَلى أَنْفُسِنا بِالْمُلْکِ وَ قَوْلَنا وَ إِنّا إِلَیْهِ راجِعُونَ إِقْرارٌ عَلى أَنْفُسِنا بِالْهُلْکِ: «این که ما مى گوئیم إِنّا لِلّه اعتراف به این حقیقت است که ما مملوک اوئیم و این که مى گوئیم وَ إِنّا إِلَیْهِ راجِعُون اقرار به این است که ما از این جهان خواهیم رفت» و جایگاه ما جاى دگر است.(10)

3 ـ استمداد از نیروى ایمان و الطاف الهى، عامل مهم دیگرى است، کسانى هستند که هر وقت دستخوش حوادث مى گردند، اعتدال خود را از دست داده، گرفتار اضطراب مى شوند، اما دوستان خدا چون برنامه و هدف روشنى دارند بدون حیرت و سرگردانى، مطمئن و آرام به راه خود ادامه مى دهند، خدا نیز روشن بینى بیشترى به آنها مى دهد که در انتخاب راه صحیح دچار اشتباه نشوند، چنان که قرآن مى فرماید: وَ الَّذینَ جاهَدُوا فینا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنا: «کسانى که در راه ما به جهاد برخیزند ما آنها را به راه هاى خود هدایت مى کنیم».(11)

4 ـ توجه به تاریخ پیشینیان و بررسى موضع آنان در برابر آزمایش هاى الهى براى آماده ساختن روح انسان نسبت به امتحانات پروردگار، بسیار مؤثر است.
اصولاً، اگر انسان در مسائلى که براى او پیش مى آید احساس تنهائى کند از نیروى مقاومتش کاسته خواهد شد.
اما توجه به این حقیقت که این مشکلات طاقت فرسا و آزمایش هاى سخت الهى براى همه اقوام و ملت‌ها در طول تاریخ وجود داشته، سبب افزایش نیروى پایدارى انسان مى‌شود.
به همین دلیل، قرآن مجید کراراً براى دلدارى پیامبر(صلى الله علیه وآله) و تقویت روحیه او و مؤمنان اشاره به تاریخ گذشتگان و حوادث دردناک زندگى آنها مى کند مثلاً مى گوید: وَ لَقَدِ اسْتُهْزِئَ بِرُسُل مِنْ قَبْلِکَ: «اگر تو را استهزاء کنند نگران مباش، پیامبران پیشین نیز گرفتار استهزاى جاهلان بودند، اما با نیروى استقامت بر آنها پیروز شدند».(12)
در جاى دیگر مى‌فرماید: وَ لَقَدْ کُذِّبَتْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِکَ فَصَبَرُوا عَلى ما کُذِّبُوا وَ أُوذُوا حَتّى أَتاهُمْ نَصْرُنا:«اگر تو را تکذیب کنند تعجب نیست، پیامبران پیشین را نیز تکذیب کردند آنها در برابر تکذیب مخالفان پایدارى و شکیبائى به خرج دادند، و آزار شدند تا سرانجام نصرت و یارى ما به سراغشان آمد».(13)

5 ـ توجه به این حقیقت که همه این حوادث در پیشگاه خداوند رخ مى دهد و او از همه چیز آگاه است عامل دیگرى براى پایدارى است.
کسانى که در یک مسابقه مشکل و طاقت فرسا شرکت دارند همین که احساس مى کنند جمعى از دوستانشان در اطراف میدان، مسابقه آنها را مى بینند تحمل مشکلات براى آنها آسان مى شود و با شوق و عشق بیشترى به نبرد با حوادث بر مى خیزند.
جائى که وجود چند نفر تماشاچى، چنین اثرى در روح انسان بگذارد، توجه به این حقیقت که خداوند مجاهدت هاى ما را در صحنه هاى آزمایش مى بیند، چه عشق و شورى به ادامه این جهاد در ما ایجاد خواهد کرد.
قرآن مى‌گوید: به هنگامى که نوح(علیه السلام) تحت شدیدترین فشارها از سوى قومش مأمور به ساختن کشتى شد، خداوند به او دستور داد: وَ اصْنَعِ الْفُلْکَ بِأَعْیُنِنا: «در برابر دیدگان ما اقدام به ساختن کشتى کن»!(14)
جمله: بِأَعْیُنِنا «در برابر دیدگان علم ما» چنان قوت قلبى به نوح(علیه السلام)بخشید که فشار و استهزاى دشمنان، کمترین خللى در اراده نیرومند او ایجاد نکرد. از سالار شهیدان و مجاهدان راه خدا امام حسین(علیه السلام) همین معنى نقل شده که در صحنه «کربلاء» به هنگامى که بعضى از عزیزانش با فجیع ترین وجهى شربت شهادت نوشیدند، فرمود: هَوَّنَ عَلَیَّ ما نَزَلَ بِی أَنَّهُ بِعَیْنِ اللّه: «همین که مى دانم این امور در برابر دیدگان علم پروردگار انجام مى گیرد تحمل آن بر من آسان است».(15)

6 ـ آزمایش به وسیله نعمت و بلا
امتحانات الهى همیشه به وسیله حوادث سخت و ناگوار نیست، که گاه خدا بندگانش را با وفور نعمت و کامیابى ها آزمایش مى کند، چنان که قرآن مى فرماید: وَ نَبْلُوکُمْ بِالشَّرِّ وَ الْخَیْرِ فِتْنَة: «ما شما را به وسیله بدى ها و خوبى ها امتحان مى کنیم».(16) و در جاى دیگر از قول سلیمان(علیه السلام) مى خوانیم: هذا مِنْ فَضْلِ رَبِّی لِیَبْلُوَنی أَ أَشْکُرُ أَمْ أَکْفُرُ: «این از فضل پروردگار من است او مى خواهد مرا آزمایش کند که من در برابر این نعمت شکرگزارى، یا کفران مى کنم»؟!(17)

توجه به چند نکته دیگر نیز در اینجا ضرورى است:
1 ـ لازم نیست همه مردم با همه وسائل، آزمایش شوند، بلکه ممکن است امتحان هر گروهى به چیزى باشد چرا که تناسب با روحیه ها و وضع فردى و اجتماعى مردم در اینجا شرط است.
2 ـ ممکن است یک انسان از عهده پاره اى از امتحانات به خوبى بر آید در حالى که در برابر امتحانات دیگر، سخت رفوزه شود.
3 ـ و نیز ممکن است امتحان فردى، وسیله امتحان دیگرى باشد، مثلاً خداوند کسى را با مصیبت فرزند دلبندش مورد آزمایش قرار مى دهد، این آزمایش پاى دیگران را هم به میدان امتحان مى کشد که آیا آنها در مقام همدردى بر مى آیند و در تخفیف آلام شخص مصیبت زده مى کوشند یا نه؟
4 ـ همان گونه که اشاره کردیم امتحانات الهى، جنبه عمومى و همگانى دارد و حتى پیامبران از آن مستثنى نیستند، بلکه آزمایش آنها با توجه به سنگینى مسئولیتشان به درجات، سخت تر از آزمایش دیگران است.
آیات سوره‌هاى مختلف قرآن گویاى این حقیقت است که هر یک از پیامبران به سهم خود در کوران آزمایش‌هاى شدیدى قرار گرفتند، حتى جمعى از آنان قبل از رسیدن به مقام رسالت، یک دوران طولانى از آزمایش‌هاى مختلف داشتند تا کاملاً ورزیده شوند، و براى رهبرى و هدایت خلق آمادگى کامل پیدا کنند.
در میان پیروان مکتب انبیاء نیز، نمونه‌هاى درخشانى از صبر و پایدارى در صحنه امتحان دیده مى ‌شود که هر کدام الگو و اسوه‌اى مى‌تواند باشد.



نوع مطلب :
برچسب ها : چرا خداوند مردم را آزمایش میکند؟، نسیم ظهور، سایت ظهور، وبلاگ ظهور، مهدویت وانتظار،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 24 دی 1396 :: نویسنده :


1- بنا بر بعضی از اخبار و مستفاد از ظواهر آیات قرآن کریم انسان بعد از مرگ طبیعی به عالم دیگری منتقل می شود که بعضی از خواص این عالم را در بر دارد و در حقیقت تتمه حیات دنیوی محسوب می شود و تا قیام قیامت ادامه دارد این عالم را در لسان شرع برزخ می نامند اگر چه در زبان فلسفه و عرفان به عالم مثال و ملکوت معروف است.

2- در این عالم تفاصیل اعمال مورد باز جویی و تفحّص قرار نمی گیرد بلکه کلیات عقاید مورد باز خواست واقع می شوند و ممکن است بعضی از اعمال نیک و بد انسان هم در آن جا منعکس شوند.

3- حالات افراد در این عالم متفاوت است دسته ای کاملاً در نعم الهی و گروهی کاملاً در عذاب برزخی و گروهی بینا بین هستند و دسته های زیادی هم در حالتی شبیه خواب بوده و تا روز قیامت از ادارک گسترده و دریافت حقایق به نحو واضح محروم هستند، تنها مؤمنین محض و کفار محض در نعمت یا عذاب کامل هستند، بر خورداری بقیه انسانها بستگی به اندازه کمال معنوی و رشد آنها در دنیا دارد.

4- خداوند مهربان و غفور و رحیم است ولی به هر تقدیر انسان در گرو اعمال خود خواهد بود و اعمال متأخر، ادعیه و خیراتی که دیگران انجام دهند در سر نوشت انسانها در برزخ دخالت دارد.

5- بنا بر تصریح قرآن کریم علم الساعه در روز قیامت در نزد خداوند است و جز او کسی از این روز با خبر نیست البته آخرت اشراط و علائمی دارد که دلالت بر نزدیکی قیامت دارند ولی نباید گمان کرد که نزدیکی قیامت مثلاً یعنی 100 سال دیگر یا 1000 سال دیگر مثلاً ظهور پیامبر اکرم(ص) و شق القمر از علائم آخر الزمان است ولی این ممکن است هزاران سال طول کشد و...

منبع : حوزه دات نت





نوع مطلب :
برچسب ها : نسیم ظهور، برزخ،
لینک های مرتبط :
شنبه 23 دی 1396 :: نویسنده :






سلام بر مردی که 
با لباسهای خاکی اش 
دل از کف عشاق می برد
وبا مرام خاکی اش بر قلبهای مان
حکومت می کند


اینجا که کوفه نیست
خوارج علم شوند
سلمان نمرده است
اباذر همیشه هست 





نوع مطلب :
برچسب ها : نسیم ظهور، اینجا کوفه نیست،
لینک های مرتبط :
شنبه 23 دی 1396 :: نویسنده :



شیعیان رسم تشیّع این نبود 
باید این زنگار غفلت را زدود
شیعه ای؟ سنگین چرا گوشّت شده؟ 
عهد و پیمانت فراموشت شده
در ازل با او تو پیمان بسته ای 
پس چرا پیمان خود بشکسته ای
شیعه مولای خودت را یاد کن 
از غم هجران او فریاد کن
هیچ دانی حال مولا چون بّود 
دیده اش گریان و قلبش خون بوّد
هیچ می دانی که قلبش خسته است 
پشت او از بار غم بشکسته است

شیعیان! بس نیست غفلت هایمان!؟ 
غربت و تنهایی مولایمان
ما زخود مولای خود رانده ایم 
از امام خویش غافل مانده ایم
گرچه از یُمن وجودش زنده ایم 
قلب او را بارها سوزانده ایم
دست مهدی بسته از رفتار ماست 
قفل زندانش همین کردار ماست
ما عبید و عبد دنیا گشته ایم 
غافل از مهدی زهرا گشته ایم....
بی خبر از غصه مولا شدیم 
جملگی سرگرم این دنیا شدیم
از دعا بهر فرج غافل شدیم 
سخت مشغول ره باطل شدیم!
ای که داری ادعای بندگی 
پاسخی داری به جز شرمندگی
غافلی از غربت مهدی اگر 
گشته ای کوفی نداری خود خبر

غفلت از مولای خوبان تا به کی؟ 
این چنین مبهوت و حیران تا به کی؟
ای که از آل عبا دم می زنی 
دم زمهدی پس چرا کم می زنی
مهدی زهرا حسینی دیگرست 
آخرین معصوم نسل حیدر است
غیبت او کربلایی دیگر است 
بهر شیعه ابتلایی دیگر است
کلّ عرض کربلا یعنی همین 
خالی از حجت نمی ماند زمین!
شیعان « هل من معین » آید به گوش 
بشنوید ای حق پرستان این سروش
کیست مهدی را کنون یاری کند 
از امام خود طرفداری کند
کو بُریر و کو زهیر و کو حبیب 
تا نماند مهدی زهرا غریب
کو ابوفاضل علمدار شهید 
سیصد و اندی صحابی رشید
عون و جعفر، اهل ولا و درد، کیست؟ 
اندر این وادی غربت، مرد کیست؟
صبح عاشوراست، دین باور شوید 
بر امام عصر خود، یاور شوید
اسب های رزمتان را زین کنید 
کوچه های شهر را آذین کنید
می رسد از ره ولیّ کردگار 
وارث حیدر، به دستش ذوالفقار





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 22 دی 1396 :: نویسنده :


بر خلاف گمان باطل افرادی که تشکیل حکومت مهدوی را مایه عقب­گرد بشر به شیوه­های زندگی اولیه معرفی می­کنند، عصر حکومت جهانی امام زمان، دوران شکوفایی بشر در ابعاد مختلف از قبیل صنعت، تکنولوژی و توسعه همه­جانبه است؛

به گونه‌ای در پیشرفت­های صنعتی و تکنولوژی، تحولی بسیار عظیم رخ خواهد داد که با توجه به روایات، می­توان آن را بی‌نظیرترین ایام بشری در زمینه­های مختلف نام برد. در این مقاله بر آن هستیم تا مختصری از زوایای گوناگون پیشرفت بشر را بر مبنای روایات به تصویر کشیم.
الف: دانش و حکمت
1. امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف
آن امام همام، خود عالِمی است که کسی دانشمندتر و حکیم­تر از او نیست، زیرا در روایتی آمده است: «همانا علم به احکام خدا و سنت پیغمبر صلی الله علیه و آله در دل حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف می­روید؛ همان طور که در زمین زراعت، بهترین روییدنی‌ها می‌روید».[1]
راهبی از امام کاظم علیهم السلام درباره هشت حرفی که از آسمان نازل شد و چهار حرف آن در زمین ظاهر شد و چهار حرف دیگر در هوا معلق ماند، پرسید: آنها بر چه کسی فرود آید و چگونه تفسیر خواهد کرد؟ امام در پاسخ فرمود: «بر قائم ما که خداوند آنها را بر او نازل می­نماید و او تفسیر خواهد کرد و نیز چیزی را بر او فرو فرستد که بر هیچ یک از صدیقان و رسولان و هدایت شوندگان نازل نکرده است».[2]
2. بندگان و مؤمنان
امیر مؤمنان علیهم السلام فرمود: «علم و دانش بیست و هفت حرف است، تمام آنچه پیامبران الهی آورده­اند، دو حرف (شعبه) بیشتر نبوده و در طول تاریخ مردم تاکنون جز دو حرف را نشناخته­اند. اما هنگامی که قائم ما قیام کند، بیست و پنج حرف دیگر را آشکار می­سازد و در میان مردم منتشر می­کند، سپس دو حرف دیگر را به آن ضمیمه می­کند، تا بیست و هفت حرف کامل و منتشر شود».[3] با توجه به این حدیث و احادیث دیگر، پیشرفت سریع علم در عصر ظهور امام بیش از دوازده برابر خواهد بود.
در حدیث دیگر از امام باقر علیهم السلام سؤال شد، معنای این حدیث که امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بیست و هفت حرف را کامل می­کند چیست؟ ایشان می‌فرماید: «هنگامی که قائم ما قیام کند، دستش را بر سر بندگان می­گذارد و خداوند عقول آنها را کامل و افکارشان را پرورش داده، تکمیل می­کند».[4] در پرتو ارشاد و هدایت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و با عنایت او مغزها در مسیر کمال به حرکت در می­آیند و اندیشه‌ها شکوفا می­شوند و تمام کوته­بینی­ها و تنگ­نظری­ها و افکار پست برطرف می­گردد و مردمی دوراندیش، بلند نظر، با افکاری باز و سینه­هایی گشاده و همتی والا و بینشی وسیع، پرورش می­یابند.
در روایتی آمده است که در زمان آن حضرت آن قدر به مردم حکمت داده خواهد شد که زن در خانه خود با استفاده از کتاب خدا و سنت رسول‌الله صلی الله علیه و آله قضاوت می­کند.[5]
ب. صنعت و تکنولوژی
از روایات بسیاری چنین برداشت می­شود که با عنایت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف علاوه بر علم و آگاهی افراد و تکامل عقول بشری، در زمینه اختراعات، اکتشافات و صنایع، گستردگی بسیار ایجاد خواهد شد، به گونه‌ای که تا به آن روز هیچ انسانی چنین پیشرفتی را به چشم ندیده است و به طور کلی دانش و صنعت در آن روزگار، با علم و صنعت کنونی فرسنگ­ها فاصله خواهد داشت. در ذیل به برخی از وجوه این پیشرفت­ها اشاره می­کنیم:
1. ساخت وسایل پیشرفته حمل و نقل
امام باقر علیهم السلام می­فرماید: «برای صاحب و سرور شما مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف آن وسیله سرکش ذخیره شده است. راوی گوید: گفتم منظور از وسیله سرکش چیست؟ امام فرمود: ابری است که در آن غرش رعد و شدت صاعقه یا برق است، او بر این وسیله سوار می­شود، آگاه باشید او به زودی به وسیله ابرها به آسمان­ها و زمین­های هفت گانه صعود می­کند».[6] مسلّماً منظور از ابر، این ابر معمولی نیست، زیرا ابرهای معمولی وسیله­ای نیستند که بتوان با آنها سفر فضایی کرد، آنها در جو نزدیک زمین در حرکتند و با زمین فاصله چندانی ندارند و نمی­توانند از آن بالاتر روند، بلکه اشاره به وسیله فوق العاده سریع السیری است که در آسمان به صورت توده­ای فشرده از ابر به نظر می­رسد، غرشی همانند رعد، قدرت و شدتی همچون صاعقه و برق دارد و به هنگام حرکت، دل آسمان را با نیروی فوق العاده خود می­شکافد، همچنان به پیش می­رود و می­تواند به هر نقطه­ای از آسمان حرکت کند.
به هر حال، آنچه از این حدیث و امثال آن استفاده می­شود، این است که نه تنها موضوع عقب گرد صنعتی در عصر ظهور در کار نیست؛ بلکه به عکس سخن از پیشرفت خارق العاده­ و تحول علمی در میان است که به موازات آن باید تکامل در همه زمینه­ها صورت گیرد.[7]
رسول خدا صلی الله علیه و آله درباره چگونگی حمل و نقل در آن روزگار می­فرماید: «پس از شما اقوامی خواهند آمد که زمین زیر پایشان پیموده می­شود... و درهای جهان به رویشان باز می­گردد... زمین در کمتر از یک چشم به هم زدن طی می‌شود به گونه­ای که اگر کسی از آنان بخواهد شرق تا غرب زمین را در لحظه‌ای بپیماید، این کار را انجام می­دهند».[8]
2. پیشرفت فن­آوری در ارتباطات
امام صادق علیهم السلام می­فرماید: «هنگامی که قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف ما قیام کند، خداوند آنچنان گوش و چشم شیعیان ما را تقویت می­کند که میان آنها و قائم نامه­رسان نخواهد بود، با آنها سخن می­گوید و سخنش را در همان لحظه می­شنوند و او را می­بینند، در حالی که او در مکان خویش است».[9] بر اساس این روایت، وسایل انتقالی صدا و تصویر به طور همگانی و ساده و آسان در اختیار همه پیروان امام قرار می­گیرد، آنچنان که چیزی به نام اداره پست، امری زاید محسوب می­گردد و همه دستورها و برنامه­ها با سیستم شهود و حضور ابلاغ و اجرا می­شود.
امام صادق علیهم السلام پیرامون چگونگی ارتباط در روزگار امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف می­فرماید: «در روزگار حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف مؤمن در شرق زمین، برادرش را که در غرب زمین است می­بیند، همچنین مؤمنی که در غرب است، برادرش را که در مشرق است مشاهده می­کند».[10] این روایت و روایات مشابه با توجه به اختراع تلفن تصویری، بیشتر قابل درک است. البته روشن نیست که آیا همین روش ارتباطی به گونه­ای گسترش می­یابد که در همه جهان، مردم بتوانند از آن استفاده کنند، یا این که سیستم پیشرفته­تری جای آن را می­گیرد و یا این که مطلب دیگری فوق اینهاست.[11]
بنابراین ارتباط مستقیم نه تنها در سطح حکومت، بلکه در سطح جهانی، عملی می­شود و پیوندهای ظاهری و جسمانی و ارتباط‌های معنوی دل‌ها را استحکام می­بخشد، آن گونه که جهان به راستی به شکل یک خانه و مردمش همچون اهل یک خانواده خواهند بود.
البته نباید تصور کرد که کارها و امورات امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف به صورت معجزه­آسا و بدون اسباب و عوامل مادی عادی انجام گیرد. بلکه اینها نتیجه پیشرفت­هایی است که محصول تکامل علمی عصر بعد از ظهور است. زندگی بشر در این عالم، قطعاً باید مطابق سنن طبیعی باشد، نه به طور اعجاز که امری استثنایی و برای موارد ضروری است.[12] در این زمینه روایتی از امام محمد باقر علیهم السلام نقل شده است که شخصی به ایشان عرض کرد: می­گویند زمانی که امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف قیام کند، همه امور بر وفق مراد او خواهد بود. حضرت فرمود: «هرگز چنین نیست، قسم به آن کس که جانم در دست اوست، اگر بنا بود برای کسی کارها خود به خود و بدون عوامل مادی انجام شود، همانا برای رسول خدا چنین می­شد».[13]
پیشرفت فوق العاده علم و صنعت در عصر ظهور، واقعیت یا تخیل؟
برخی ناباوران بر آن هستند که بگویند چگونه امکان دارد با آمدن منجی زمان، حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، چنین پیشرفت­هایی به سرعت صورت بگیرد، در حالی که در هیچ زمانی چنین چیزی نبوده است؟ آنها طعنه می‌زنند که این نگاه مسلمانان به آخرالزمان خیال و توهمی بیش نیست. در پاسخ به این سؤال چند جواب می­توان ارائه داد که به اختصار به برخی از آنها می‌پردازیم:
اولاً، علم انبیای الهی و امامان معصوم از جانب خداوند متعال است. در قرآن شریف آمده است که هر دانشی در عالم از خدای متعال است و تا او نخواهد به کسی افاضه نمی­شود: (وَ لا یُحِیطُونَ بِشَیْ‏ءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِما شاء).[14]
خداوندی که عالم مطلق بوده و به همه چیز آگاهی دارد و هیچ چیز در جهان آفرینش از او پنهان و پوشیده نیست و به آنچه در نهاد مخلوقات است و از حرکات دقیق چشم­ها و اسرار و رموز نهانی سینه­ها باخبر است، اراده نموده است که این علم را در اختیار برخی از بندگان مقرب خود، از جمله پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان معصوم علیهم السلام قرار دهد: (وَ أَنْزَلَ اللَّهُ عَلَیْكَ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ عَلَّمَكَ ما لَمْ تَكُنْ تَعْلَم).[15] و خداوند كتاب و حكمت بر تو نازل كرد و آنچه را نمى‏دانستى به تو آموخت‏. بنابراین، چنین امری از نظر نقل و عقل بعید نیست.
ثانیاً، گرچه علوم تجربی جامعه بشری، تاکنون موفق به چنین پیشرفت­هایی که در عصر ظهور بیان شده نرسیده است، اما دلیلی نداریم که در آینده نتواند به چنین توفیقی دست یابد، چنان که پیشرفت­های علمی امروز، در خیال گذشتگان نیز نمی­آمد، در حالی که امروزه شاهد پیشرفت­های بسیاری هستیم، به علاوه این که همان گونه که مشاهده می‌شود، علم روز به روز به رشد خود ادامه می­دهد و سرانجام در این مسیر تکاملی با آمدن حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف به کمال خویش خواهد رسید.
--------------------------------------------------------------------------------

[1] . شیخ صدوق، کمال الدین، ج2، ص653، ح18؛ محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج52، ص217-218، ح16.
[2] . منتهی الآمال، حالات امام کاظم علیه السلام اواخر فصل دوم.

[4] . بحار الانوار، ج52، ص328.
[5] . غیبت نعمانی، ص158،
[6] . الاختصاص، ص199؛
[7] . ر.ک: سیمای آفتاب، ص293.
[8] . فردوس الاخبار، ج2، ص449؛ احقاق الحق، ج13، ص351.
[9] . کافی، ج8، ص241، ح329؛
[10] . بحار الانوار، ج52، ص391
[11] . نشانه­هایی از دولت موعود، ص228.
[12] . ر.ک: سیمای آفتاب، ج3، ص294.
[13] . الغیبة، باب 15، ح2.
[14] . بقره/55.
[15] . نساء/113.
[مجله شماره 23 : - مقالات]

سایت مجله امان - مجله عمومی - ویژه امام زمان علیه السلام
[3] . بحار الانوار، ج2، ص336، ح73؛ الخرائج و الجرائح، ج2، ص841.

منبع : مهدویت دات پرسمان دات آی آر





نوع مطلب :
برچسب ها : رشد علم و صنعت در دوران ظهور، نسیم ظهور، وبلاگ ظهور، سایت ظهور، مباحث ظهور،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 21 دی 1396 :: نویسنده :
منافقان افرادی هستند که در ظاهر خود را مومن و مصلح نشان می دهند ولی در باطن ایمان ندارند ؛ با افراد بی دین ، رفت و آمد و خلوت می کنند ؛ نمازشان با کسالت و انفاقشان با کراهت است ؛ نسبت به مؤمنان عیب جویند ؛ از جبهه و جهاد فراری و از خدا غافل اند ریاکار، شایعه ساز و علاقه مند به دوستی با کفارند
منافق

منافق همانند موش صحرایی است که برای لانه اش دو راه قرار می دهد و یکی از آن دو را باز می گذارد و از آن رفت و آمد می کند و دیگری را بسته نگه می دارد. هر گاه احساس خطر کند، با سر راه بسته را باز کرده و می گریزد. نام سوراخ مخفی موش « نافقاء » است که کلمه « منافق » نیز از همین واژه گرفته شده است .   

منافق کیست و نفاق به چه معناست؟

نفاق دارای معنای گسترده ای است و هر کس که زبان و عملش هماهنگ نباشد ، سهمی از نفاق دارد . در حدیث می خوانیم: اگر به امانت خیانت کردیم و در گفتار دروغ گفتیم و به وعده های خود عمل نکردیم ، منافق هستیم؛ گر چه اهل نماز و روزه باشیم.1 تظاهر و ریاکاری نیز نوعی نفاق  است.

 

برخی از ویژگی های منافقان در قرآن کریم

منافقان افرادی هستند که در ظاهر خود را مومن و مصلح نشان می دهند ولی در باطن ایمان ندارند ؛ با افراد بی دین ، رفت و آمد و خلوت می کنند ؛ نمازشان با کسالت و انفاقشان با کراهت است ؛ نسبت به مؤمنان عیب جویند ؛ از جبهه و جهاد فراری و از خدا غافل اند ریاکار، شایعه ساز و علاقه مند به دوستی با کفارند ؛ ملاک علاقه شان کامیابی و ملاک غضبشان ، محرومیت است ؛ نسبت به پیشرفت مومنان نگران ، ولی نسبت به مشکلاتی که برای مسلمانان پیش می آید شادند.

خداوند بزرگ در سوره هایی از قرآن سیمای منافقان را به تصویر کشیده است .

 

1- دروغ گویی

" و گروهی از مردم کسانی هستند که می گویند: به خدا و روز قیامت ایمان آورده ایم . در حالی که مومن نیستند . " 2

 

2- فریبکاری

"منافقان به پندار خود با خداوند و مومنان نیرنگ می کنند در حالی که جز خودشان را فریب نمی دهند ، اما نمی فهمند!" 3

مراد از خدعه منافقان با خدا، یا خدعه و نیرنگ آنان با احکام خدا و دین الهی است که آن را مورد تمسخر و بازیچه قرار می دهند و یا به معنای فریبکاری با پیامبر خداست ؛ زیرا خدعه با رسول خدا به منزله خدعه با خداست که روشن است این گونه فریبکاری در واقع فریب خود است. چنان که اگر پزشک، دستور مصرف دارویی را بدهد و بیمار به دروغ بگوید که آن را مصرف کردم ، به گمان خودش پزشک را فریب داده ، ولی به راستی خود را فریب داده است .

 

3- بیمار دل

در دلهای منافقان ، بیماری است ، پس خداوند بیماری آنان را بیفزاید. و برای آنان عذابی دردناک است ، به سزای آنکه دروغ می گویند . " 4

در حقیقت منافق ، بیمار است . همان گونه که بیمار، نه سالم است و نه مرده ، منافق نیز نه مؤمن است و نه کافر . بیماری منافق نیز رشد سرطانی دارد .

 

4- فسادگر در زمین

" هر گاه به آنان (منافقان) گفته شود در زمین فساد نکنید ، می گویند ؛ همانا ما اصلاح گرهستیم . "5

خداوند آنان را به استهزا می گیرد و آنان را چنان در طغیانشان مهلت می دهد که سرگردان می شوند. " امام رضا (ع) در تفسیر این آیه می فرماید: خداوند ، اهل مکر و خدعه و استهزا نیست ، اما جزای مکر و استهزای آنان را می دهد

5- بی خرد

" آگاه باشید! آنان خود اهل فسادند ، ولی نمی فهمند. " 6

 

6- تحقیر مومنان

" و چون به آنان گفته شود، شما نیز همان گونه که (سایر) مردم ایمان آورده اند ایمان آورید، (آنها با تکبر و غرور) گویند: آیا ما نیز همانند ساده اندیشان و سبک مغزان ایمان بیاوریم ؟ آگاه باشید ! آنان خود بی خردند ، ولی نمی دانند .»"7

 

7- دو چهره

" و چون با اهل ایمان ملاقات کنند گویند: ما (نیز همانند شما) ایمان آورده ایم . ولی هر گاه با (همفکران) شیطان صفت خود خلوت کنند ، گویند: ما با شما هستیم ، ما (اهل ایمان را) مسخره می کنیم . "8

 

8- سردرگم

" خداوند آنان را به استهزا می گیرد و آنان را چنان در طغیانشان مهلت می دهد که سرگردان می شوند. "9

امام رضا (ع) در تفسیر این آیه می فرماید: خداوند ، اهل مکر و خدعه و استهزا نیست ، اما جزای مکر و استهزای آنان را می دهد. 10

چنان آنان را در طغیان و سرکشی خود رها می کند تا سردرگم و غرق شوند.

 

9- دین فروش

" آنان کسانی هستند که به بهای (از دست دادن) هدایت ، خریدار ضلالت و گمراهی شدند . اما این داد و ستد ، سودشان نبخشید و راه هدایت نیافتند." 11

 

10- آتش افروز

قرآن سوزی

«" مثل آنان (منافقان) مثل كسی است كه آتشی افروخته ، پس چون آتش اطراف خود را روشن ساخت ، خداوند روشنایی و نورشان را برد و آنان را در تاریكی هایی كه (هیچ) نبینند ، رهایشان كرد. " 12

این آیه در مقام تشبیه روحیات و حالات منافقان است . آنان ، آتش می افروزند ، ولی خداوند نورش را می برد و دود و خاكستر و تاریكی اش را برای آنان وا می گذارد ..

منافقان برای آنكه به اهداف خود برسند، آتش افروزی می كنند .

 

11- باطل گرا

" آنان ( از شنیدن حق) كر و ( از گفتن حق) گنگ و (از دیدن حق) كورند ، پس (به سوی حق) باز نمی گردند . " 13

اگر بخواهیم به عمق و معنای عمیق این ویژگی (باطل گرایی) پی ببریم به آیه دیگری از قرآن كریم اشاره می كنیم كه در آن می خوانیم؛

" آنان دل دارند ، ولی نمی فهمند ، چشم دارند ولی نمی بینند ، گوش دارند ولی حق را نمی شنوند ، این گروه همچون چهارپایان ، بلكه از آنها پست تر و گمراه ترند ، ایشان غافل هستند ." 14

منافقان افرادی هستند که در ظاهر خود را مومن و مصلح نشان می دهند ولی در باطن ایمان ندارند ؛ با افراد بی دین ، رفت و آمد و خلوت می کنند ؛ نمازشان با کسالت و انفاقشان با کراهت است ؛ نسبت به مؤمنان عیب جویند ؛ از جبهه و جهاد فراری و از خدا غافل اند ریاکار، شایعه ساز و علاقه مند به دوستی با کفارند

12- ترس و وحشت

" یا چون (گرفتاران در) بارانی تند از آسمان اند كه در آن ، تاریكی ها و رعد و برقی است . آنان از ترس صاعقه ها و بیم مرگ، انگشتان خود را در گوش هایشان قرار می دهند ، و (لی) خداوند بر كافران احاطه دارد . "15

قرآن ، منافق را به شخص در باران مانده ای تشبیه كرده كه مشكلات باران تند ، شب تاریك ، غرش گوش خراش رعد ، نور خیره كننده برق ، و هراس و خوف مرگ ، او را فرا گرفته ، اما او نه برای حفظ خود از باران پناهگاهی دارد و نه برای تاریكی ، نوری و نه گوشی آسوده از رعد و نه روحی آرام از مرگ .

ترس و وحشت همیشه و در همه جا همدم و همراه منافقان است ؛ در همین دنیا نیز دلهره و اضطراب و رسوایی و ذلت دامنگیر منافقان می شود و هر لحظه كه خداوند بزرگ اراده فرماید، اسرار و توطئه های آنها افشا می شود .

 

13- در راه ماندگی

" نزدیك است كه برق آسمان ، نور چشمانشان را برباید ، هر گاه كه (برقی در آن صحرای تاریك و بارانی) برای آنان بدرخشد ، در آن حركت كنند ، ولی همین كه تاریكی ، ایشان را فرا گرفت بایستند . و اگر خداوند بخواهد ، شنوایی و بینایی آنان را (از بین) می برد ، همانا خداوند بر هر چیزی تواناست ." 16

 

زهرا اجلال- گروه دین و اندیشه تبیان


1- سفینة البحار / ج 2 / ص 605

2 2-9-  بقره/ آیه 8 تا 15

10- 10 - تفسیر نورالثقلین / ج 1 / ص 30

11- بقره/ آیه 16

12- همان / 17

13- همان / 18

14- اعراف/ آیه 179

15- بقره / 19

16-  همان/ 20

منبع: تفسیر قرآن كریم (آیات برگزیده): برگرفته از تفسیر نور / محسن قرائتی





نوع مطلب :
برچسب ها : خیانت، توطئه، فتنه گری، علاقه وگرایش به دوستی با باطل، نسیم ظهور، وبلاگ ظهور، ویژگیهای فرد منافق،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 5 )    1   2   3   4   5   
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :