مترس از شب یلدا بهار آمدنی است



بدون تو عاشق یلدا شدن کار سختی نیست

بی‌ تو هر شب، زمستان و هر شب، پر از سرماست

***********************

 

شب یلدای من دل بی‌قراریست

تمام جمعه‌ها در آه و زاریست

کجایی یابن زهرا تا ببینی

دو چشمونم فقط بهر تو جاریست

***********************

 

کاش میشد شب یلدا به کنارت باشم

مرهم و شمع و چراغ شب تارت باشم

کاش میشدکه بلندای شب یلدا را

به بقیع آیم و تا صبح به کنارت باشم

/خدایا! شب یلدای غیبت را پایان بده

************************


پای یلدای دلت یواشکی زمزمه کن

زیر لب یه یادی از نور دل فاطمه کن

چشماتو خیره کن و سوره والعصر و بخون

یه دعا برا ظهور پسر فاطمه کن

/اللهم عجل لولیک الفرج

************************

 

یلدا مگر چیزی جز به انتظار طلوع خورشید نشستن است. دریغ که تاریکی یلدای ما با خورشید بی‌فروغ فردا روشن نمی‌شود و ما همچنان به انتظار نشسته‌ایم و نمی‌دانستیم که باید به انتظار می‌ایستادیم...

***********************

 

ما منتظر صبح شب یلداییم

دستی به دعا تا فرج فرداییم

/اللّهم عجل لولیک الفرج 

***********************

 

یلدا برای من بی‌معناست وقتی شب و روزم بی تو یلدایی بی‌پایان است!

من تمام عمر چله نشین توام …

***********************

 

سال پشتِ سال گذشته است

و هنوز، کسی نمی‌داند

بی تو، هر شب

شب یلدای من است ...

***********************

 

هر شبی در غم هجرت، شب یلداست مرا

که به سالی به جهان یک شب یلدایی هست

***********************

 

یک ثانیه از عمر دراز شب یلدا

باعث شده تا صبح به یادش بنشینیم

ده قرن ز عمر پسرفاطمه بگذشت

یک شب نشد از داغ فراقش بنشینیم!

/طرح سراسری خواندن دعای فرج

جهت تعجیل ظهور یار

**************




شب یلدایم اگر با تو سپر شد یلداست

یا اگر این شب من باتو سحر شد یلداست
ما که عمری زده ایم دم زِ فراق تو، اگر..
..بعد از این شام سیه خَتمِ سفر شد یلداست
ما که خود چله نشین تو شدیم آقاجان
این شب چله اگر از تو خبر شد یلداست
شب نشینی و کنار دِگران خوب اما..
..با تو و عشق تو گر جمله به سر شد یلداست
ای خدایِ کرم و جود و محبت مهدی(عج)
از کرم، بر من اگر از تو نظر شد یلداست
همچنان آل علی در خطر تهدیداند
آن دمی که زِ شما دفع خطر شد یلداست
چون شهیدان تو ای شَهدِ شهادت نوشان..
..سینه ام گر به دفاع از تو سپر شد یلداست
حرف آخر، اگر این چشم من ای صاحب اشک..
..امشبی بَهرِ غَمِ جَدّ تو تَر شد یلداست

***********************


بخوان دعای فرج را، دعا اثر دارد
دعا کبوتر عشق است و بال و پر دارد
بخوان دعای فرج را و عافیت بطلب
که روزگار بسی فتنه زیر سر دارد
بخوان دعای فرج را و نا امید مباش
بهشت پاک اجابت هزار در دارد
بخوان دعای فرج را که صبح نزدیک است
خدای را، شب یلدای غم سحر دارد
بخوان دعای فرج را به شوق روز وصال
مسافر دل ما، نیت سفر دارد
بخوان دعای فرج را که یوسف زهرا
ز پشت پردۀ غیبت به ما نظر دارد
بخوان دعای فرج را که دست مهر خدا
حجاب غیبت از آن روی ماه بر دارد

***********************


ای ماه یلدایی ترین شبهای انسانی
کی می رسی در این خراب آباد عصیانی؟
آقا بیا از طعنه نامردمان،مردیم
این خائنان تشنه افکار شیطانی
دستی بکش بر زخمهای کهنه یاران
ای ناجی آیینه های رو به ویرانی
هر جمعه با یاد تو دور از چشم ناپاکان
مائیم و آه و ندبه های ناب عرفانی
ما عابران کوچه های شهر بی احساس
تو یوسف گم گشته دلهای کنعانی
تنها تو می دانی،تو ای زیبا گل نرگس
راز غم این چشمهای خیس بارانی
(حامی)فدای عدل بی پایانت ای آقا
تا کی بگو پشت غبار صبر می مانی؟

***********************

 

باز هم، صحبت فرداست قرارِ ما ها
باز هم، خیر ندیدیم از این فرداها

چقدر پای همین وعده ی تو پیر شدند
جگر "مادر ها" موی سر "بابا ها "

سیزده قرنِ گذشته همه اش فردا بود
پس چه شد آمدنِ آن نفرِ فردا ها

سیزده قرن، نفس هایِ زمین پر شده از...
"پسر فاطمه"ها ای "پسر زهرا "ها

سیزده قرن، تو آن جایی و ما این جائیم
چه کنم راه به آن جا ببرند این جاها

خُب بگوئید بمیرید اگر قسمت نیست
دیدن یک نفر از... یک نفر از آقاها

باز کُرسی زمستانی ما گرم نشد
باز هم سرد گذشتند، شب یلداها

علی اکبر لطیفیان

***********************


ای نگاهت چلچراغ شام یلدای همه
روشن از مهر رخت همواره فردای همه

ای به توفان حوادث کشتی امن نجات
وی بیان روشنت فانوس دریای همه

ای ز چشمانت جهان را بارش باران نور
وی به هر هنگامه نامت آتش نای همه

نازنین لبخند گه‌گاه لبت خورشید صبح
شعله سوز درونت شمع شب‌های همه

سرو سرسبزی، نمودار بلندای شرف
نخل پرباری سزاوار تماشای همه

«گر کسی از من نشانی از تو جوید گویمش
خانه‌ای در کوچه باغ دل، پذیرای همه»

بس که باشد تیره این شب‌های هجران، گشته است
دیدن مهتاب رخسارت تمنای همه

«سائلا» باغ دل ما بی گل رویش مباد
تا بود پیوسته این گل عالم آرای همه

حسن واشقانی فراهانی

 ***********************


گرچه رخسار مهر پیدا نیست

شام هجران همیشه یلدا نیست

تا که مجنون نگشته‌ای، خامی

هر دلی جای عشق لیلا نیست

موج باش و به رنگ دریا شو

موج دریا جدا زدریا نیست

غایب از خویش بوده‌ای یک عمر

دل حریم حضور آیا نیست؟

دل به خورشید بسته ام، آیا

هر غروبی نشان فردا نیست؟

حسن یعقوبی

 ***********************


فروغ‌بخش‌ شب‌ انتظار آمدنی‌ است‌

رفیق‌ آمدنی، غمگسار آمدنی‌ است‌

ببین چگونه قناری به وجد آمده است

مترس از شب یلدا بهار آمدنی است

به‌ خاک‌ کوچه‌ دیدار آب‌ می‌پاشند

بخوان‌ ترانه، بزن‌ تار، یار آمدنی‌ است‌

صدای‌ شیههِ‌ رخشش‌ ز دور می‌آید

خبر دهید به‌ یاران‌ سوار آمدنی‌ است‌

بس‌ است‌ هرچه‌ پلنگان‌ به‌ ماه‌ خیره‌ شدند

یگانه‌ فاتح‌ این‌ کوهسار آمدنی‌ است

مرتضی امیری اسفندقه

 ***********************


شرق شناسان و مورخان متفق القولند که ایرانیان نزدیک به 7000 هزار سال است که شب یلدا آخرین شب پاییز و آذر ماه را که درازترین و تاریک ترین شب در طول سال است تا سپیده دم بیدار می‌مانند، در کنار یکدیگر خود را سرگرم می‌کنند تا اندوه غیبت خورشید و تاریکی و سردی روحیه آنان را تضعیف نکند و با به روشنی گراییدن آسمان (حصول اطمینان از بازگشت خورشید در پی یک شب طولانی و سیاه که تولد تازه آن عنوان شده است) به رختخواب روند و لختی بیاسایند.

شب عاشقان بی‌دل چه شبی دراز باشند

تو بیا که اول شب در صبح باز باشد  (سعدی)






::
:: برچسب‌ها: یلدا , یلدای مهدوی , دعای فرج حتی درشب یلدا , بهارآمدنی است , وبلاگ نسیم ظهور , نسیم ظهور , وبلاگ ظهور ,
نویسنده :
تاریخ : پنجشنبه 30 آذر 1396
عصر زلزله های ویرانگر

ﺍﺯ ﺟﻤﻠﻪ ﺣﻮﺍﺩﺙ ﺁﺳﺘﺎﻧﻪ ﻇﻬﻮﺭ ﺍﻣﺎﻡ ﻋﺼﺮ ‏( ﻉ ‏) ، ﺭﺧﺪﺍﺩ ﺯﻟﺰﻟﻪ ﻫﺎﯾﯽ ﺑﺰﺭﮒ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺭﺃﺱ ﺁﻧﻬﺎ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻥ ﺑﻪ ﺯﻟﺰﻟﻪ ﻫﺎﯼ ﺑﺰﺭﮒ ﺷﺎﻡ ﻭ ﺩﻣﺸﻖ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﮐﺮﺩ . ﺭﻭﺍﯾﺎﺕ ﻓﺮﺍﻭﺍﻥ ﻭ ﺭﻭﺷﻨﯽ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﺍﯾﻦ ﺯﻟﺰﻟﻪ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ ﺑﻪ ﮔﻮﻧﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺑﺮﺧﯽ ﺍﺯ ﻣﮑﺎﻥ ﻫﺎ ﻭ ﺧﺴﺎﺭﺕ ﻫﺎﯼ ﺁﻥ ﻭ ﺣﺘّﯽ ﻭﻗﺖ ﺁﻥ ﺭﺍ ﭘﯿﺶ ﺍﺯ ﻭﺭﻭﺩ ﺳﭙﺎﻫﯿﺎﻥ ﻏﺮﺑﯽ ﻣﺸﺨﺺ ﻣﯽ ﺳﺎﺯﺩ . ﮔﺮﭼﻪ ﺍﺯ ﺑﻌﻀﯽ ﺭﻭﺍﯾﺎﺕ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﮐﻪ ﺳﭙﺎﻩ ﻏﺮﺏ ﺑﻪ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﻭﻗﻮﻉ ﺯﻟﺰﻟﻪ ﺩﺭ ﺩﻣﺸﻖ ﺑﻪ ﺳﺮ ﻣﯽ ﺑﺮﺩ .

ﭼﻨﺎﻥ ﮐﻪ ﺁﻣﺎﺭ ﺟﻬﺎﻧﯽ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ، ﺩﺭ ﺑﯿﻦ ﺳﺎﻝ ﻫﺎﯼ 1000 ﺗﺎ 1800 ﻣﯿﻼﺩﯼ؛ ﯾﻌﻨﯽ ﻃﯽّ 800 ﺳﺎﻝ ﺗﻨﻬﺎ 21 ﺯﻟﺰﻟﻪ ﺑﺎ ﻗﺪﺭﺕ ﺑﺰﺭﮒ ﺭﻭﯼ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﺳﺖ . ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﺑﯿﻦ ﺳﺎﻝ ﻫﺎﯼ 1800 ﺗﺎ 1900 ، ﯾﻌﻨﯽ ﻃﯽ 100 ﺳﺎﻝ، 18 ﺯﻟﺰﻟﻪ ﺑﺰﺭﮒ ﻭ 50 ﺳﺎﻝ ﺑﻌﺪ ﺑﯿﻦ 1900 ﺗﺎ 1950 ، 30 ﺯﻟﺰﻟﻪ ﺑﺰﺭﮒ ﺭﻭﯼ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﺳﺖ . ﯾﻌﻨﯽ ﺗﻘﺮﯾﺒﺎً ﺩﺭ ﻃﻮﻝ 50 ﺳﺎﻝ ﺗﻌﺪﺍﺩ ﺯﻟﺰﻟﻪ ﻫﺎ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺑﺎ ﺷﻤﺎﺭ ﺁﻧﻬﺎ ﺩﺭ ﻃﻮﻝ 850 ﺳﺎﻝ ﻗﺒﻞ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ 1. ﺑﯿﻦ ﺳﺎﻝ ﻫﺎﯼ 1950 ﺗﺎ 1991 ، 93 ﺯﻟﺰﻟﻪ ﺑﺰﺭﮒ ﺩﺭ ﺟﻬﺎﻥ ﺑﻪ ﻭﻗﻮﻉ ﭘﯿﻮﺳﺖ؛ ﺗﻘﺮﯾﺒﺎً ﺳﻪ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻭ ﻧﯿﻢ ﻗﺮﻥ ﮔﺬﺷﺘﻪ . ﺍﯾﻦ ﺯﻟﺰﻟﻪ ﻫﺎ ﻣﻮﺟﺐ ﻣﺮﮒ 3/1 ﻣﯿﻠﯿﻮﻥ ﻧﻔﺮ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺩﺭ ﺳﺮﺍﺳﺮ ﮐﺮﻩ ﺧﺎﮐﯽ ﺷﺪ . ﺍﻓﺰﺍﯾﺶ ﺷﺪﯾﺪ ﺗﻌﺪﺍﺩ ﺯﻣﯿﻦ ﻟﺮﺯﻩ ﻫﺎ ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﺩﺍﻧﺸﻤﻨﺪﺍﻥ ﺭﺍ ﻣﺘﻮﺟّﻪ ﺍﯾﻦ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﺳﺎﺧﺖ ﮐﻪ ﺯﻣﯿﻦ ﺑﻪ ﺩﻭﺭﻩ ﺍﯼ ﺗﺎﺯﻩ ﺍﺯ ﺣﯿﺎﺕ ﺧﻮﺩ ﻭﺍﺭﺩ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ .
ﺭﺍﺟﺮ ﺑﯿﻠﻬﺎﻡ ﺩﺭ ﻧﺸﺴﺖ ﺍﺗﺤﺎﺩﯾﻪ ﻋﻠﻢ ﺯﻣﯿﻦ ﺷﻨﺎﺳﯽ ﻭ ﮊﺋﻮﻓﯿﺰﯾﮏ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﺳﯿﺮ ﺍﯾﻦ ﻭﻗﺎﯾﻊ ﺍﻋﻼﻡ ﮐﺮﺩ : ‏« ﻭﺍﻗﻌﯿﺖ ﺁﺷﮑﺎﺭ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺩﻫﻪ ﻫﺎﯼ ﺁﺗﯽ ﺷﺎﻫﺪ ﻓﺠﺎﯾﻌﯽ ﺧﻮﺍﻫﯿﻢ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺗﺎﮐﻨﻮﻥ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﻧﺪﯾﺪﻩ ﺍﯾﻢ . ﺗﻠﻔﺎﺕ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ﯾﮏ ﻣﯿﻠﯿﻮﻥ، ﭘﯿﺶ ﺁﻣﺪ ﻏﯿﺮﻣﻤﮑﻨﯽ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ . 50 ﺩﺭﺻﺪ ﺟﻤﻌﯿﺖ ﯾﮏ ﺷﻬﺮ ﺑﺎ ﺯﻣﯿﻦ ﻟﺮﺯﻩ ﺍﯼ ﺳﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﻣﯽ ﺭﻭﻧﺪ ‏» . ﺑﯿﻠﻬﺎﻡ ﮔﻔﺖ : ‏« ﺑﺎ ﻭﺟﻮﺩ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺩﺭ ﺩﻫﻪ ﻫﺎﯼ ﺍﺧﯿﺮ ﺯﻣﯿﻦ ﻟﺮﺯﻩ ﻫﺎ ﺩﺭ ﻣﺮﮐﺰ ﺷﻬﺮﻫﺎﯼ ﺑﺰﺭﮒ ﺟﻬﺎﻥ ﺭﻭﯼ ﻧﺪﺍﺩﻩ ﺍﻧﺪ، ﺍﻣّﺎ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻥ ﺍﺯ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﻧﺪ ﻣﻄﻤﺌﻦ ﺑﻮﺩ . ‏»
 2
ﺁﻣﺎﺭ ﺗﮑﺎﻥ ﺩﻫﻨﺪﻩ ﻭ ﻣﺘﺤﯿﺮ ﮐﻨﻨﺪﻩ ﺑﺰﺭﮒ ﺗﺮﯾﻦ ﺯﻟﺰﻟﻪ ﻫﺎﯼ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺟﻬﺎﻥ ﺑﻪ ﺧﻮﺑﯽ ﮔﻮﯾﺎﯼ ﺍﯾﻦ ﻭﺍﻗﻌﯿﺖ ﺍﺳﺖ :
ﮐﻪ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺁﻣﺎﺭ ﺣﻮﺍﺩﺛﯽ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺯﻟﺰﻟﻪ ﺑﺰﺭﮒ ﻫﺎﯾﯿﺘﯽ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻥ ﺍﺿﺎﻓﻪ ﻧﻤﻮﺩ ﮐﻪ ﮔﺎﻩ ﮔﻔﺘﻪ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﻋﻤﺪﯼ ﻭ ﻣﺤﺼﻮﻝ ﭘﺪﯾﺪﻩ ﺍﯼ ﻣﻮﺳﻮﻡ ﺑﻪ ‏« ﻫﺎﺭﭖ ‏» ﺍﺳﺖ .
ﺭﯾﺸﻪ ﯾﺎﺑﯽ ﺯﻟﺰﻟﻪ ﺩﺭ ﺭﻭﺍﯾﺎﺕ

ﺍﺯ ﺭﺳﻮﻝ ﺍﮐﺮﻡ ‏( ﺹ ‏) ﻧﻘﻞ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻓﺮﻣﻮﺩ : ‏« ﻫﺮﮔﺎﻩ ﭘﻨﺞ ﭼﯿﺰ ﺷﺎﯾﻊ ﺷﻮﺩ، ﭘﻨﺞ ﭼﯿﺰ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﺷﻤﺎ ﺟﺎﮔﺰﯾﻦ ﺷﻮﺩ، ﻫﺮﮔﺎﻩ ﺯﻧﺎ ﺷﺎﯾﻊ ﺷﻮﺩ؛ ﺯﻟﺰﻟﻪ ﻫﺎ ﻇﺎﻫﺮ ﺷﻮﺩ، ﻫﺮﮔﺎﻩ ﺯﮐﺎﺕ ﺭﺍ ﻧﺪﻫﻨﺪ، ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ﺑﻤﯿﺮﻧﺪ ﻭ ﻫﺮﮔﺎﻩ ﺣﮑّﺎﻡ ﺩﺭ ﻗﻀﺎﻭﺕ ﺟﻮﺭ ﮐﻨﻨﺪ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻧﮕﻬﺪﺍﺭﺩ ﻭ ﻫﺮﮔﺎﻩ ﺭﺑﺎ ﻓﺎﺵ ﻭ ﺷﺎﯾﻊ ﮔﺮﺩﺩ، ﺧﺴﻒ ﻭ ﻓﺮﻭ ﺭﻓﺘﻦ ﺑﻪ ﺯﻣﯿﻦ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ ‏» .
ﺑﺎﺯ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ‏( ﺹ ‏) ﻓﺮﻣﻮﺩ : ‏« ﻫﺮﮔﺎﻩ ﺩﺭ ﺍﻣّﺖ ﻣﻦ ﺩﻩ ﺧﺼﻠﺖ ﻇﺎﻫﺮ ﺷﻮﺩ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﻩ ﭼﯿﺰ ﻋﻘﻮﺑﺖ ﮐﻨﺪ ‏» . ﮔﻔﺘﻪ ﺷﺪ : ﯾﺎ ﺭﺳﻮﻝ ﺍﻟﻠﻪ ! ﺁﻥ ﺩﻩ ﺧﺼﻠﺖ ﭼﯿﺴﺖ؟ ﻓﺮﻣﻮﺩ : ‏« ﻫﺮﮔﺎﻩ ﺩﻋﺎ ﮐﻢ ﮐﻨﻨﺪ ﺑﻼ ﻧﺎﺯﻝ ﺷﻮﺩ، ﻫﺮﮔﺎﻩ ﺻﺪﻗﺎﺕ ‏( ﻗﺮﺽ، ﻫﺪﯾﻪ، ﻭﻗﻒ، ﻣﻄﻠﻖ ﻗﺪﻡ ﻫﺎﯼ ﺧﯿﺮ ﻭ ﺍﻧﻔﺎﻗﺎﺕ ﺧﯿﺮﯾﻪ ‏) ﺭﺍ ﺗﺮﮎ ﮐﻨﻨﺪ ﻣﺮﺽ ﻫﺎ ﺯﯾﺎﺩ ﺷﻮﺩ، ﻫﺮﮔﺎﻩ ﺯﮐﺎﺕ ﺭﺍ ﻣﻨﻊ ﮐﻨﻨﺪ ﭼﺎﺭﭘﺎﯾﺎﻥ ﺑﻤﯿﺮﻧﺪ، ﻫﺮﮔﺎﻩ ﺳﻠﻄﺎﻥ ﺟﻮﺭ ﮐﻨﺪ ﻣﻨﻊ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺷﻮﺩ، ﻫﺮﮔﺎﻩ ﺯﻧﺎ ﺩﺭ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺷﻮﺩ، ﻣﺮﮒ ﻧﺎﮔﻬﺎﻧﯽ ﺩﺭ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺯﯾﺎﺩ ﺷﻮﺩ، ﻫﺮﮔﺎﻩ ﺭﺑﺎ ﺯﯾﺎﺩ ﺷﻮﺩ، ﺯﻟﺰﻟﻪ ﻫﺎ ﺯﯾﺎﺩ ﺷﻮﺩ، ﻫﺮﮔﺎﻩ ﺑﻪ ﺧﻼﻑ ﺁﻧﭽﻪ ﺧﺪﺍ ﻧﺎﺯﻝ ﻓﺮﻣﻮﺩﻩ ﺣﮑﻢ ﮐﻨﻨﺪ ﺩﺷﻤﻦ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺑﺮ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﻣﺴﻠﻂ ﺷﻮﺩ، ﻭ ﻫﺮﮔﺎﻩ ﻧﻘﺾ ﻋﻬﺪ ﻭ ﭘﯿﻤﺎﻥ ﮐﻨﻨﺪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﻣﺒﺘﻼ ﺑﻪ ﻗﺘﻞ ﺳﺎﺯﺩ ﻭ ﻫﺮﮔﺎﻩ ﮐﻢ ﻓﺮﻭﺷﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﺎﻝ ﻫﺎﯼ ﺧﺸﮏ ﻭ ﻗﺤﻂ ﺑﮕﯿﺮﺩ . ‏»
ﺳﭙﺲ ﺍﯾﻦ ﺁﯾﻪ ﺭﺍ ﺗﻼﻭﺕ ﻓﺮﻣﻮﺩ : ‏« ﻇﻬﺮ ﺍﻟﻔﺴﺎﺩ ﻓﯽ ﺍﻟﺒﺮّ ﻭ ﺍﻟﺒﺤﺮ ﺑﻤﺎ ﮐﺴﺒﺖ ﺃﯾﺪﯼ ﺍﻟﻨﺎﺱ ﻟﯿﺬﯾﻘﻬﻢ ﺑﻌﺾ ﺍﻟﺬﯼ ﻋﻤﻠﻮﺍ ﻟﻌﻠّﻬﻢ ﯾﺮﺟﻌﻮﻥ؛ 3 ﻓﺴﺎﺩ ﺩﺭ ﺩﺭﯾﺎ ﻭ ﺧﺸﮑﯽ ﻇﺎﻫﺮ ﺷﺪ ﺑﻪ ﺳﺒﺐ ﺁﻧﭽﻪ ﺩﺳﺖ ﻣﺮﺩﻡ ﮐﺴﺐ ﮐﺮﺩﻩ ﺗﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﭽﺸﺎﻧﺪ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﺍﺛﺮ ﺑﻌﻀﯽ ﺍﺯ ﺁﻧﭽﻪ ﻋﻤﻞ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ، ﺗﺎ ﺷﺎﯾﺪ ﺑﺮﮔﺸﺖ ﮐﻨﻨﺪ . ‏»

 4
ﭘﯿﺸﮕﻮﯾﯽ ﻫﺎﯼ ﺯﻟﺰﻟﻪ
ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﺍﻧﺒﯿﺎ ﻭ ﺍﻭﻟﯿﺎ ﺍﺯ ﺯﻣﺎﻥ ﻫﺎﯼ ﺩﻭﺭ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﻭﻗﻮﻉ ﺯﻟﺰﻟﻪ ﻫﺎﯼ ﺷﺪﯾﺪ ﺧﺒﺮ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺍﺟﻤﺎﻝ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﺁﻥ ﺳﺨﻦ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﯿﻢ ﻭ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺟﻤﻠﻪ ﺩﺭ ‏« ﺍﻧﺠﯿﻞ ﻣﺘّﯽ ‏» ﭼﻨﯿﻦ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﺳﺖ : ‏« ﻋﯿﺴﯽ ﺩﺭ ﺟﻮﺍﺏ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﮔﻔﺖ : ﺯﻧﻬﺎﺭ ﮐﺴﯽ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﮔﻤﺮﺍﻩ ﻧﮑﻨﺪ . ﺯ ﺁﻥ ﺭﻭ ﮐﻪ ﺑﺴﺎ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﻣﻦ ﺁﻣﺪﻩ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﮔﻔﺖ ﮐﻪ ﻣﻦ ﻣﺴﯿﺢ ﻫﺴﺘﻢ ﻭ ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﺭﺍ ﮔﻤﺮﺍﻩ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺟﻨﮓ ﻫﺎ ﻭ ﺍﺧﺒﺎﺭ ﺟﻨﮓ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺧﻮﺍﻫﯿﺪ ﺷﻨﯿﺪ . ﺯﻧﻬﺎﺭ ﻣﻀﻄﺮﺏ ﻣﺸﻮﯾﺪ؛ ﺯﯾﺮﺍ ﻭﻗﻮﻉ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﻻﺯﻡ ﺍﺳﺖ، ﻟﯿﮑﻦ ﺍﻧﺘﻬﺎ ﻫﻨﻮﺯ ﻧﯿﺴﺖ؛ ﺯﯾﺮﺍ ﻗﻮﻣﯽ ﺑﺎ ﻗﻮﻣﯽ ﻭ ﻣﻤﻠﮑﺘﯽ ﺑﺎ ﻣﻤﻠﮑﺘﯽ ﻣﻘﺎﻭﻣﺖ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﻧﻤﻮﺩ ﻭ ﻗﺤﻄﯽ ﻫﺎ، ﻭﺑﺎﻫﺎ ﻭ ﺯﻟﺰﻟﻪ ﻫﺎ ﺩﺭ ﺟﺎﯼ ﻫﺎ ﭘﺪﯾﺪ ﺁﯾﺪ ... ﺁﻧﮕﺎﻩ ﺍﮔﺮ ﮐﺴﯽ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﮔﻮﯾﺪ : ﺍﯾﻨﮏ ﻣﺴﯿﺢ ﺩﺭ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﯾﺎ ﺩﺭ ﺁﻧﺠﺎ ﺍﺳﺖ ﺑﺎﻭﺭ ﻣﮑﻨﯿﺪ؛ ﺯﯾﺮﺍ ﮐﻪ ﻣﺴﯿﺤﯿﺎﻥ ﮐﺎﺫﺏ ﻭ ﺍﻧﺒﯿﺎﯼ ﮐﺬﺑﻪ ﻇﺎﻫﺮ ﺷﺪﻩ، ﻋﻼﻣﺎﺕ ﻭ ﻣﻌﺠﺰﺍﺕ ﻋﻈﯿﻤﻪ ﭼﻨﺎﻥ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﻧﻤﻮﺩ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﻣﻤﮑﻦ ﺑﻮﺩﯼ ﺑﺮﮔﺰﯾﺪﮔﺎﻥ ﺭﺍ ﻧﯿﺰ ﮔﻤﺮﺍﻩ ﮐﺮﺩﻧﺪﯼ . ﺍﯾﻨﮏ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﭘﯿﺶ ﺧﺒﺮ ﺩﺍﺩﻡ . ‏»

 5
‏« ﺍﺷﻌﯿﺎﯼ ﻧﺒﯽ ‏» ﺩﺭ ﺭﺅﯾﺎﯼ ﺧﻮﺩ، ﺗﮑﺎﻥ ﻫﺎﯼ ﻋﻈﯿﻤﯽ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺁﺧﺮﺍﻟﺰﻣﺎﻥ ﻣﺸﺎﻫﺪﻩ ﮐﺮﺩ : ‏« ﺍﺳﺎﺱ ﻭ ﺑﻨﯿﺎﻥ ﺯﻣﯿﻦ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﻟﺮﺯﺵ ﺍﺳﺖ . ﺯﻣﯿﻦ ﺑﻪ ﺷﺪﺕ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺟﻨﺒﺶ ﺍﺳﺖ . ﺯﻣﯿﻦ ﺗﺎ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺁﺩﻣﯽ ﻣﺴﺖ ﺗﻠﻮﺗﻠﻮ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺧﻮﺭﺩ ﻭ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﮐﻠﺒﻪ ﻟﺮﺯﺍﻥ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ ... ﺩﺭ ﺭﻭﺯ ﺧﻮﻧﺮﯾﺰﯼ ﺑﺰﺭﮒ، ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﺮﺝ ﻫﺎ ﻭﺍﮊﮔﻮﻥ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ ‏» 6. ﺭﺳﻮﻝ ﺍﮐﺮﻡ ‏( ﺹ ‏) ﻧﯿﺰ ﺑﺎ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﺑﻪ ﺁﺧﺮﺍﻟﺰﻣﺎﻥ ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ : ‏« ﺯﻟﺰﻟﻪ ﻫﺎﯼ ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﺯﻣﯿﻦ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺧﻮﺩ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﮔﺮﻓﺖ ‏» 7. ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﺩﺭ ﺟﺎﯼ ﺩﯾﮕﺮ، ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺭﻩ ﻣﯽ ﻓﺮﻣﺎﯾﺪ : ‏« ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﻬﺪﯼ ‏( ﻉ ‏) ﺑﺸﺎﺭﺕ ﻣﯽ ﺩﻫﻢ . ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﺍﺧﺘﻼﻓﺎﺕ ﺷﺪﯾﺪ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﻣﺮﺩﻡ ﭘﺪﯾﺪ ﺁﯾﺪ ﻭ ﺯﻟﺰﻟﻪ ﻫﺎﯼ ﺳﺨﺘﯽ ﻭﺍﻗﻊ ﺷﻮﺩ ﺍﻭ ﻗﯿﺎﻡ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ‏» 8. ﺍﻣﺎﻡ ﺻﺎﺩﻕ ‏( ﻉ ‏) ﻧﯿﺰ ﺑﺎ ﺑﺸﺎﺭﺕ ﻇﻬﻮﺭ ﻣﻬﺪﯼ ‏( ﻉ ‏) ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺭﻩ ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ : ‏« ﻣﻬﺪﯼ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﺑﺸﺎﺭﺕ ﻣﯽ ﺩﻫﻢ ﮐﻪ ﭘﺲ ﺍﺯ ﭘﺪﯾﺪ ﺁﻣﺪﻥ ﺍﺧﺘﻼﻓﺎﺕ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﺍﻣﺘﻢ ﻭ ﺯﻟﺰﻟﻪ ﻫﺎﯼ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻇﻬﻮﺭ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﮐﺮﺩ ‏» 9. ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﺩﺭ ﺟﺎﯼ ﺩﯾﮕﺮ ﻓﺮﻣﻮﺩﻩ ﺍﻧﺪ : ‏« ﺍﺯ ﻧﺸﺎﻧﻪ ﻫﺎﯼ ﻗﯿﺎﻡ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺳﺎﻟﯽ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺯﻟﺰﻟﻪ ﻭ ﺳﺮﻣﺎ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﻣﯽ ﺍﻓﺘﺪ ‏»

10.
ﺍﻣﺎﻡ ﻣﺤﻤﺪ ﺑﺎﻗﺮ ‏( ﻉ ‏) ﻧﯿﺰ ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ : ‏« ﻗﺎﺋﻢ ﻗﯿﺎﻡ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﺪ ﻣﮕﺮ ﺩﺭ ﺩﻭﺭﻩ ﺗﺮﺱ ﻭ ﻭﺣﺸﺖ ﻭ ﺯﻣﯿﻦ ﻟﺮﺯﻩ ﻫﺎ ﻭ ﮔﺮﻓﺘﺎﺭﯼ ﻭ ﺑﻼﯾﯽ ﮐﻪ ﮔﺮﯾﺒﺎﻥ ﮔﯿﺮ ﻣﺮﺩﻡ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﺩ ﻭ ﭘﯿﺶ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻭﻗﺎﯾﻊ، ﻃﺎﻋﻮﻥ ﺷﯿﻮﻉ ﻣﯽ ﯾﺎﺑﺪ ﻭ ﺩﻭﺭﻩ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﻋﺮﺏ ﺷﻤﺸﯿﺮﯼ ﺑﺮّﺍﻥ ﻭ ﺑﯿﻦ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﺧﺘﻼﻓﯽ ﺳﺨﺖ ﻭ ﭘﺮﺍﮐﻨﺪﮔﯽ ﻭ ﭼﻨﺪﺩﺳﺘﮕﯽ ﺩﺭ ﺩﯾﻨﺸﺎﻥ ﭘﺪﯾﺪﻩ ﺁﻣﺪﻩ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﺸﺎﻥ ﺩﮔﺮﮔﻮﻧﯽ ﭘﯿﺪﺍ ﺷﺪﻩ ﺗﺎ ﺟﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺁﺭﺯﻭﻣﻨﺪ ﺍﺯ ﺷﺪّﺕ ﺁﻧﭽﻪ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻫﺎﺭﯼ ﻣﺮﺩﻡ ﻭ ﺧﻮﺭﺩﻥ ‏( ﺩﺭﻧﺪﮔﯽ ‏) ﺑﻌﻀﯽ ﭘﺎﺭﻩ ﺩﯾﮕﺮ ﺭﺍ، ﮐﻪ ﻣﺸﺎﻫﺪﻩ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﺷﺒﺎﻧﻪ ﺭﻭﺯ ﺁﺭﺯﻭﯼ ﻣﺮﮒ ﻣﯽ ﻧﻤﺎﯾﺪ ﻭ ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﺧﺮﻭﺝ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﺧﺮﻭﺟﺶ ﺩﺭ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﯾﺄﺱ ﻭ ﻧﺎﺍﻣﯿﺪﯼ ‏( ﻣﺮﺩﻡ ‏) ﺍﺳﺖ . ﭘﺲ ﺧﻮﺷﺎ ﺑﻪ ﺣﺎﻝ ﺁﻧﮑﻪ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻣﯽ ﯾﺎﺑﺪ ﻭ ﺍﺯ ﯾﺎﺭﺍﻥ ﺍﻭﺳﺖ، ﻭﺍﯼ ﻭ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﻭﺍﯼ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺍﻭ ﻣﺨﺎﻟﻔﺖ ﻭﺭﺯﺩ ﻭ ﺍﺯ ﻓﺮﻣﺎﻧﺶ ﺳﺮﺑﺎﺯ ﺯﻧﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺩﺷﻤﻨﺎﻥ ﺍﻭ ﺑﺎﺷﺪ ‏» ﺳﭙﺲ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﻓﺮﻣﻮﺩ : ‏« ﺍﻭ ﺑﻪ ﺍﻣﺮﯼ ﻧﻮﯾﻦ ﻭ ﺳﻨّﺖ ﻭ ﻃﺮﯾﻘﻪ ﺍﯼ ﺟﺪﯾﺪ ﻭ ﻗﻀﺎﻭﺗﯽ ﺗﺎﺯﻩ ﻗﯿﺎﻡ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﻧﻤﻮﺩ ﮐﻪ ﺑﺮ ﻋﺮﺏ ﮔﺮﺍﻥ ﺑﺎﺷﺪ . ﮐﺎﺭ ﺍﻭ ﺟﺰ ﮐﺸﺘﺎﺭ ‏( ﻣﻌﺎﻧﺪ ‏) ﻧﯿﺴﺖ ﻭ ﺗﻮﺑﻪ ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ ﭘﺬﯾﺮﺩ ﻭ ﺩﺭ ﮐﺎﺭ ﺧﺪﺍ ﺍﺯ ﺳﺮﺯﻧﺶ ﻫﯿﭻ ﺧﺮﺩﻩ ﮔﯿﺮﯼ ﺑﺎﮎ ﻧﺪﺍﺭﺩ ‏»

 11.
ﺯﻟﺰﻟﻪ ﺩﺭ ﺩﻣﺸﻖ، ﺑﻐﺪﺍﺩ، ﻣﺼﺮ
ﺍﺯ ﺟﻤﻠﻪ ﺣﻮﺍﺩﺙ ﺁﺳﺘﺎﻧﻪ ﻇﻬﻮﺭ ﺍﻣﺎﻡ ﻋﺼﺮ ‏( ﻉ ‏) ، ﺭﺧﺪﺍﺩ ﺯﻟﺰﻟﻪ ﻫﺎﯾﯽ ﺑﺰﺭﮒ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺭﺃﺱ ﺁﻧﻬﺎ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻥ ﺑﻪ ﺯﻟﺰﻟﻪ ﻫﺎﯼ ﺑﺰﺭﮒ ﺷﺎﻡ ﻭ ﺩﻣﺸﻖ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﮐﺮﺩ . ﺭﻭﺍﯾﺎﺕ ﻓﺮﺍﻭﺍﻥ ﻭ ﺭﻭﺷﻨﯽ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﺍﯾﻦ ﺯﻟﺰﻟﻪ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ ﺑﻪ ﮔﻮﻧﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺑﺮﺧﯽ ﺍﺯ ﻣﮑﺎﻥ ﻫﺎ ﻭ ﺧﺴﺎﺭﺕ ﻫﺎﯼ ﺁﻥ ﻭ ﺣﺘّﯽ ﻭﻗﺖ ﺁﻥ ﺭﺍ ﭘﯿﺶ ﺍﺯ ﻭﺭﻭﺩ ﺳﭙﺎﻫﯿﺎﻥ ﻏﺮﺑﯽ ﻣﺸﺨﺺ ﻣﯽ ﺳﺎﺯﺩ . ﮔﺮﭼﻪ ﺍﺯ ﺑﻌﻀﯽ ﺭﻭﺍﯾﺎﺕ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﮐﻪ ﺳﭙﺎﻩ ﻏﺮﺏ ﺑﻪ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﻭﻗﻮﻉ ﺯﻟﺰﻟﻪ ﺩﺭ ﺩﻣﺸﻖ ﺑﻪ ﺳﺮ ﻣﯽ ﺑﺮﺩ . ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﺍﺣﺎﺩﯾﺚ، ﺍﯾﻦ ﺯﻣﯿﻦ ﻟﺮﺯﻩ ﺭﺍ ‏« ﺍﻟﺮﺟﻔﻪ، ﻭﺍﻟﺨﺴﻒ، ﻭ ﺍﻟﺰﻟﺰﻟﻪ؛ ﺗﮑﺎﻥ ﺷﺪﯾﺪ، ﻓﺮﻭ ﺭﻓﺘﻦ، ﻟﺮﺯﺵ ‏» ﻣﯽ ﻧﺎﻣﺪ . ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺭﻭﺍﯾﺘﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺍﻣﺎﻡ ﺑﺎﻗﺮ ‏( ﻉ ‏) ﺍﺯ ﺍﻣﯿﺮﻣﺆﻣﻨﺎﻥ ‏( ﻉ ‏) ﻧﻘﻞ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻓﺮﻣﻮﺩ : ‏« ﻭﻗﺘﯽ ﺩﺭ ﺷﺎﻡ ﺩﻭ ﮔﺮﻭﻩ ﻧﻈﺎﻣﯽ ﺍﺧﺘﻼﻑ ﮐﻨﻨﺪ، ﻧﺸﺎﻧﻪ ﺍﯼ ﺍﺯ ﻧﺸﺎﻧﻪ ﻫﺎﯼ ﺍﻟﻬﯽ ﺁﺷﮑﺎﺭ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ‏» . ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ : ﺍﯼ ﺍﻣﯿﺮﻣﺆﻣﻨﺎﻥ ﺁﻥ ﻧﺸﺎﻧﻪ ﭼﯿﺴﺖ؟ ﻓﺮﻣﻮﺩ : ‏« ﺯﻣﯿﻦ ﻟﺮﺯﻩ ﺍﯼ ﺩﺭ ﺷﺎﻡ ﺭﺥ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ ﮐﻪ ﺻﺪ ﻫﺰﺍﺭ ﺩﺭ ﺍﺛﺮ ﺁﻥ ﻫﻼﮎ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺭﺍ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺭﺣﻤﺘﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺆﻣﻨﺎﻥ ﻭ ﻋﺬﺍﺑﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺎﻓﺮﺍﻥ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ . ﻭﻗﺘﯽ ﺁﻥ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﻓﺮﺍ ﺭﺳﺪ، ﻧﻈﺎﺭﻩ ﮔﺮ ﺳﻮﺍﺭﺍﻧﯽ ﺩﺍﺭﺍﯼ ﺍﺳﺐ ﻫﺎﯼ ﺳﻔﯿﺪ ﻭ ﺩﺭﻓﺶ ﻫﺎﯼ ﺯﺭﺩ ﺭﻧﮓ ﺑﺎﺷﯿﺪ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻣﻐﺮﺏ ﺭﻭﯼ ﻣﯽ ﺁﻭﺭﻧﺪ ﺗﺎ ﻭﺍﺭﺩ ﺷﺎﻡ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺁﻥ ﻟﺤﻈﺎﺕ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﻭ ﺑﯽ ﺗﺎﺑﯽ ﺑﺰﺭﮒ ﻭ ﻣﺮﮒ ﺳﺮﺥ ﻓﺮﺍ ﻣﯽ ﺭﺳﺪ . ﻭﻗﺘﯽ ﺁﻥ ﻭﺿﻊ ﭘﯿﺶ ﺁﻣﺪ ﭘﺲ ﺑﻨﮕﺮﯾﺪ ﻓﺮﻭ ﺭﻓﺘﻦ ﺁﺑﺎﺩﯼ ﺍﯼ ﺍﺯ ﺭﻭﺳﺘﺎﻫﺎﯼ ﺩﻣﺸﻖ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺣﺮﺷﺎ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ . ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﻓﺮﺯﻧﺪ ﻫﻨﺪ ﺟﮕﺮﺧﻮﺍﺭ ‏( ﺳﻔﯿﺎﻧﯽ ‏) ﺍﺯ ﺑﯿﺎﺑﺎﻥ ﺧﺮﻭﺝ ﮐﺮﺩﻩ، ﺑﺮ ﻣﻨﺒﺮ ﺩﻣﺸﻖ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﺩ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺑﺤﺒﻮﺣﻪ ﺩﺭ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﻇﻬﻮﺭ ﺣﻀﺮﺕ ﻣﻬﺪﯼ ‏( ﻉ ‏) ﺑﺎﺷﯿﺪ ‏»
 12.
ﺑﻨﺎﺑﺮ ﺁﻧﭽﻪ ﻣﺮﺣﻮﻡ ﻣﺠﻠﺴﯽ ﺁﻭﺭﺩﻩ، ﻣﺸﺎﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺣﺎﺩﺛﻪ ﺩﺭ ﺑﻐﺪﺍﺩ ﻧﯿﺰ ﺭﺥ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ : ‏« ... ﺳﻮﺯﺍﻧﺪﻥ ﻣﺮﺩﯼ ﺍﺯ ﺑﺰﺭﮔﺎﻥ ﺑﻨﯽ ﻋﺒﺎﺱ ﺩﺭ ﺑﯿﻦ ﺟﻠﻮﻻ ﻭ ﺧﺎﻧﻘﯿﻦ، ﺑﺴﺘﻦ ﭘﻠﯽ ﺩﺭ ﺑﻐﺪﺍﺩ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﻣﺤﻠﻪ ﮐﺮﺥ، ﺑﺮﺧﺎﺳﺘﻦ ﺑﺎﺩ ﺳﯿﺎﻫﯽ ﺩﺭ ﺍﻭّﻝ ﺭﻭﺯ ﺩﺭ ﺑﻐﺪﺍﺩ ﻭ ﺯﻟﺰﻟﻪ ﺍﯼ ﻧﯿﺰ ﺩﺭ ﺁﻧﺠﺎ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ ﮐﻪ ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﻣﺮﺩﻡ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺯﻣﯿﻦ ﻓﺮﻭ ﻣﯽ ﺑﺮﺩ . ﺗﺮﺳﯽ ﺑﺮ ﺍﻫﻞ ﻋﺮﺍﻕ ﻭ ﻣﺮﺩﻡ ﺑﻐﺪﺍﺩ ﻣﺴﺘﻮﻟﯽ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ، ﻣﺮﮒ ﻫﺎﯼ ﺳﺮﯾﻊ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺍﺯ ﭘﺎ ﺩﺭ ﻣﯽ ﺁﻭﺭﺩ ﻭ ﺁﻓﺖ ﺑﻪ ﺟﺎﻥ ﻭ ﻣﺎﻝ ﻭ ﻣﺤﺼﻮﻝ ﺁﻧﻬﺎ ﻣﯽ ﺍﻓﺘﺪ . ﻣﻠﺦ ﻫﺎﯼ ﺑﻪ ﻣﻮﻗﻊ ﻭ ﺑﯽ ﻣﻮﻗﻊ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ ﻭ ﻏﻠّﻪ ﻭ ﮐﺸﺖ ﻭ ﺯﺭﻉ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺧﻮﺭﺩ ﻭ ﺯﺭﺍﻋﺖ ﺁﻧﻬﺎ ﺗﻘﻠﯿﻞ ﻣﯽ ﯾﺎﺑﺪ . ﺩﻭ ﺩﺳﺘﻪ ﺍﺯ ﻣﺮﺩﻡ ﻋﺠﻢ ﺑﻪ ﺟﺎﻥ ﻫﻢ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ، ﺧﻮﻥ ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﯾﺨﺘﻪ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ‏» 
13.
ﻭ ﺩﺭ ﺭﻭﺍﯾﺘﯽ ﺩﯾﮕﺮ ﭼﻨﯿﻦ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﺳﺖ : ‏« ﭼﻨﺎﻥ ﮐﻪ ﻣﺼﺮ ﺭﺍ ﺯﻟﺰﻟﻪ ﺧﺮﺍﺏ ﮐﻨﺪ، ﻋﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﺁﺏ ﺩﺭﯾﺎ ﺧﺮﺍﺏ ﮐﻨﺪ، ﺑﺼﺮﻩ ﺭﺍ ﺁﺗﺶ ﺧﺮﺍﺏ ﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺑﺒﺎﺭﺩ، ﺩﻣﺸﻖ ﺭﺍ ﺑﺎﺩ ﺧﺮﺍﺏ ﮐﻨﺪ، ﺭﻭﻡ ﺭﺍ ﺻﺎﻋﻘﻪ ﺍﺯ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺁﯾﺪ ﻭ ﯾﻤﻦ ﺭﺍ ﺩﺭﺩ ﻗﻮﻟﻨﺞ ﻫﻼﮎ ﻧﻤﺎﯾﺪ ‏» 14. ﺩﺭ ﺿﻤﻦ ﺣﻮﺍﺩﺙ ﻣﻌﺎﺻﺮ ﺁﺷﮑﺎﺭ ﺷﺪﻥ ‏« ﺩﺟﺎﻝ ‏» ﻧﯿﺰ ﭼﻨﯿﻦ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﺳﺖ : ‏« ﺁﻧﮕﺎﻩ ﺯﻟﺰﻟﻪ ﭘﯿﺪﺍ ﺷﻮﺩ . ﻫﯿﭻ ﻣﻨﺎﻓﻘﯽ ﺩﺭ ﻣﺪﯾﻨﻪ ﻧﻤﺎﻧﺪ ﺍﻟّﺎ ﺁﻧﮑﻪ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺁﯾﺪ ﻭ ﺗﺎﺑﻊ ﺩﺟﺎﻝ ﮔﺮﺩﺩ ﻭ ﻣﺮﺩﻡ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﺭﺍ ‏« ﯾﻮﻡ ﺍﻟﺨﻼﺹ ‏» ﮔﻮﯾﻨﺪ . ﺍﻡّ ﺷﺮﯾﮏ ﻋﺮﺽ ﮐﺮﺩ، ﯾﺎ ﺭﺳﻮﻝ ﺍﻟﻠﻪ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﻣﺆﻣﻨﺎﻥ ﮐﺠﺎ ﺑﺎﺷﻨﺪ؟ ﻓﺮﻣﻮﺩ : ‏« ﺑﻪ ﺑﯿﺖ ﺍﻟﻤﻘﺪﺱ ﭘﻨﺎﻩ ﺑﺮﻧﺪ . ﺩﺟﺎﻝ ﺑﯿﺎﺑﺪ ﻭ ﺁﻧﺠﺎ ﺭﺍ ﺍﺣﺼﺎﺭ ﮐﻨﺪ ﭘﺲ ﺣﻀﺮﺕ ﺻﺎﺣﺐ ﺍﻻﻣﺮ ﺑﺮ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﻇﺎﻫﺮ ﺷﻮﺩ ‏» 15.
ﺑﺎﯾﺪ ﭘﺮﺳﯿﺪ ﺁﯾﺎ ﺑﻪ ﺭﺍﺳﺘﯽ ﻋﺼﺮ ﻣﺎ ﺩﺭ ﻣﺮﮐﺰ ﻫﻤﻪ ﻭﻗﺎﯾﻌﯽ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﮐﻪ ﻗﺮﻥ ﻫﺎ ﭘﯿﺶ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺷﻦ ﺑﯿﻨﺎﻥ ﺑﺎ ﺩﻟﺘﻨﮕﯽ ﺍﺯ ﺁﻥ ﯾﺎﺩ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ؟


ﺭﺍﻩ ﺭﻫﺎﯾﯽ ﺍﺯ ﺯﻟﺰﻟﻪ ﻫﺎﯼ ﺁﺧﺮﺍﻟﺰﻣﺎﻥ
ﺑﺮﺍﯼ ﺭﻫﺎﯾﯽ ﺍﺯ ﺯﻟﺰﻟﻪ ﻫﺎﯼ ﺑﺰﺭﮒ ﺁﺧﺮﺍﻟﺰﻣﺎﻥ ﮐﻪ ﻧﺎﺷﯽ ﺍﺯ ﮐﺜﺮﺕ ﻭ ﻭﺳﻌﺖ ﻣﻌﺎﺻﯽ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎﺳﺖ ﻇﺎﻫﺮﺍً ﺭﺍﻫﯽ ﺟﺰ ﺁﻧﭽﻪ ﺩﺭ ﺍﻧﺘﻬﺎﯼ ﺣﺪﯾﺚ ﺷﺮﯾﻒ ﻗﺪﺳﯽ ‏« ﻟﻮﺡ ‏» ﺁﻣﺪﻩ ﻧﯿﺴﺖ : ‏« ... ﺑﺎ ﭘﺴﺮﺵ ‏« ﻡ ﺡ ﻡ ﺩ ‏» ﮐﻪ ﺭﺣﻤﺘﯽ ﺍﺯ ﺑﺮﺍﯼ ﺟﻬﺎﻧﯿﺎﻥ ﺍﺳﺖ، ﺑﻪ ﮐﻤﺎﻝ ﺭﺳﺎﻧﻢ . ﻭﯼ ﮐﻤﺎﻝِ ﻣﻮﺳﯽ، ﺷﮑﻮﻩِ ﻋﯿﺴﯽ ﻭ ﺷﮑﯿﺐِ ﺃﯾﻮﺏ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﺍﺳﺖ . ﺩﺭ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭِ ‏[ ﻏَﯿﺒﺖِ ‏] ﺍﻭ ﯾﺎﺭﺍﻧﻢ ﺧﻮﺍﺭ ﮔﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﺳﺮﻫﺎﯼ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﭼﻮﻥ ﺳﺮﻫﺎﯼ ِ ﺗُﺮﮐﺎﻥ ﻭ ﺩﯾﻠﻤﯿﺎﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﻫﺪﯾﺖ ﻓﺮﺳﺘﻨﺪ . ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻗﺘﻞ ﺁﺭَﻧﺪ ﻭ ﺑﺴﻮﺯﺍﻧﻨﺪ ﻭ ﺑﯿﻤﻨﺎﮎ، ﻫﺮﺍﺳﺎﻥ ﻭ ﺗﺮﺳﺎﻥ ﺑﺎﺷﻨﺪ . ﺯﻣﯿﻦ ﺍﺯ ﺧﻮﻥ ﻫﺎﺷﺎﻥ ﺭﻧﮕﯿﻦ ﮔﺮﺩﺩ ﻭ ﻭﺍﯼ ﻭ ﻓﻐﺎﻥ ﺍﺯ ﺯﻧﺎﻧﺸﺎﻥ ﺑﺮﺧﯿﺰﺩ . ﺍﯾﻨﺎﻥ ﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﺳﺘﯽ ﺩﻭﺳﺘﺎﻥِ ﻣﻦ ﺍﻧﺪ . ﺑﻪ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﻫﺮ ﻓﺘﻨﻪ ﮐﻮﺭِ ﺗﯿﺮﻩ ﻭ ﺗﺎﺭ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺭﺍﻧَﻢ ﻭ ﺑﻪ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺯﻟﺰﻟﻪ ﻫﺎ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺯﺩﺍﯾﻢ ﻭ ﺑﺎﺭﻫﺎﯼ ﮔﺮﺍﻥ ﻭ ﺯﻧﺠﯿﺮﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﺮﺩﺍﺭﻡ . ‏« ﺩﺭﻭﺩﻫﺎﯾﯽ ﺍﺯ ﺟﺎﻧﺐِ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺷﺎﻥ ﻭ ﺭﺣﻤﺖ ﺑﺮ ﺁﻧﺎﻥ ﺑﺎﺩ ﻭ ﺁﻧﺎﻥ ﺧﻮﺩ ﺭﻫﯿﺎﻓﺘﮕﺎﻥ ﺍﻧﺪ ‏» 17.
ﭘﯽ ﻧﻮﺷﺖ ﻫﺎ :
.1 The Universal Almanac, Kansas City, 1993 .
.2 Deaths in Quackes expected to rise as cities grow Reuter, 3 july 1995
.3 ﺳﻮﺭﻩ ﺭﻭﻡ ‏( 30 ‏) ، ﺁﯾﻪ .41
.4 ﺟﺎﻣﻊ ﺍﻻﺧﺒﺎﺭ، ﺹ .509
.5 ﮐﺘﺎﺏ ﻣﻘﺪّﺱ، ﺍﻧﺠﯿﻞ ﻣﺘﯽ، ﺹ 41 ، ﺑﺎﺏ 24 ، ﺑﻨﺪﻫﺎﯼ 1 ـ 8 ، 23 ـ 28 ، 29 ـ 37 ﻭ 42 ـ .46
.6 ﮐﺘﺎﺏ ﺍﺷﻌﯿﺎﯼ ﻧﺒﯽ، ﺑﺎﺏ 24 ، ﺑﻨﺪﻫﺎﯼ 18 ـ 20 ﻭ 25 ـ .30
.7 ﮐﺎﻣﻞ ﺳﻠﯿﻤﺎﻥ، ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ ﺭﻫﺎﯾﯽ، ﺗﺮﺟﻤﻪ ﻋﻠﯽ ﺍﮐﺒﺮ ﻣﻬﺪﯼ ﭘﻮﺭ، ﺝ 1 ، ﺡ .130
.8 ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ ﺭﻫﺎﯾﯽ، ﺝ 2 ، ﺡ .1431
.9 ﻣﺠﺘﺒﯽ ﺍﻟﺴﺎﺩﻩ، ﺷﺶ ﻣﺎﻩ ﭘﺎﯾﺎﻧﯽ، ﺗﺮﺟﻤﻪ ﻣﺤﻤﻮﺩ ﻣﻄﻬﺮﯼ ﻧﯿﺎ، ﺹ .64
.10 ﻫﻤﺎﻥ .
.11 ﻏﯿﺒﺖ ﻧﻌﻤﺎﻧﯽ، ﺹ .236
.12 ﺑﺤﺎﺭﺍﻻﻧﻮﺍﺭ، ﺝ 52 ، ﺹ .253
.13 ﻣﻬﺪﯼ ﻣﻮﻋﻮﺩ ‏( ﺗﺮﺟﻤﻪ ﺟﻠﺪ ﺳﯿﺰﺩﻫﻢ ﺑﺤﺎﺭﺍﻻﻧﻮﺍﺭ ‏) ، ﺹ .998
.14 ﺍﻟﻌﺒﻘﺮﯼ ﺍﻟﺤﺴﺎﻥ ﻓﯽ ﺍﺣﻮﺍﻝ ﻣﻮﻻﻧﺎ ﺻﺎﺣﺐ ﺍﻟﺰﻣﺎﻥ ‏( ﺍﻟﻤﺠﻠﺪ 2 ، ﺍﻟﺠﺰﺀ 2 ، ﻧﺠﻤﻪ 20 ‏) .
.15 ﺗﺤﻔـﻪ ﺍﻟﻤﺠﺎﻟﺲ، ﺹ .404
.16 ﺭ . ﮎ : ﭘﯿﺸﮕﻮﯾﯽ ﻫﺎ ﻭ ﺁﺧﺮﺍﻟﺰﻣﺎﻥ ‏( ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ﻣﻘﺎﻻﺕ ‏) ، ﻣﻘﺎﻟﻪ ﺁﯾﻨﺪﻩ ﻧﺰﺩﯾﮏ، ﻓﺎﻃﻤﻪ ﺷﻔﯿﻌﯽ، ﺹ .90
.17 ﺇﺛﺒﺎﺕ ﺍﻟﻮﺻﯿـﻪ، ﺻﺺ 143 ، 227 ﻭ .23

منبع : حوزه دات نت


::
:: برچسب‌ها: زلزله , عصر زلزله های ویرانگر , دجال , گناهان کبیره , توبه , مهدویت , وقایع آخرالزمان ,
نویسنده :
تاریخ : پنجشنبه 30 آذر 1396
لبیک یا خامنه ای لبیک یا حسین است






هرکس شهید حق شد، همراه با حسین است

 

آری مسیر عشق از، عبـــاس تـــا حسین است

 

در کربـــــلای این عصــــر، سوگنــــد بر ابوالفضل

 

«لبیک یا خامنـــــــه ای لبیک یا حسین است»

 



::
:: برچسب‌ها: امام خامنه ای , ولایت فقیه , ولی فقیه , رهبرقلبها , وبلاگ ظهور , سایت ظهور , نسیم ظهور ,
نویسنده :
تاریخ : چهارشنبه 29 آذر 1396
بخاطر علی اکبرهایی که رفتند و علی اصغر برگشتند
از شیطان یا شیاطین چه میدانید ؟

درکتاب عیون اخبارالرضا طبق روایتی از امام علی (ع) نقل شده نام ابلیس

تا قبل از رانده شدن از بهشت حارث بوده است.

خلقت فرشتگان و  اجنه قبل از خلقت انسان بوده و ابلیس  جن بوده

منتها به خاطر عبادتهای بسیار به مقاماتی رسیده بوده که فرشتگان

می پنداشته اند او نیز از جنس ملایک است.

با اراده خداوند متعال مبنی بر خلقت انسان از خاک و قرار دادن او به عنوان

اشرف مخلوقات و بدنبال آن امر خدا به فرشتگان و جنیان مبنی بر اینکه به

آدمی سجده کنند ابلیس دچار غرور شد و از امر خدا سر باز زد و همین

نافرمانی موجب رانده شدن از بهشت و محروم شدن از مواهب آن شد.

اما از آنجاییکه خداوند اجر هیچ عملی را ضایع نمیکند بعنوان مزد هزاران

سال عبادت ابلیس  او را تا روز قیامت مهلت داد تا زنده بماند و فراتر از آن

حاجتهای دیگر او را نیز بشرح ذیل برآورده ساخت :

ابوامامه از پیامبر اکرم(ص) نقل کرده پس از مهلت داده شدن به شیطان و

رانده شدن او به زمین ابلیس احتیاجات دنیایی خود را نیز به خدا عرضه کرد

و گفت : خدایا من محتاج خانه و منزلگاه هستم .

خطاب آمد : خانه تو را حمام قرار دادم.

عرض کرد: جا و مکانی برای نشستن می خواهم.

خطاب شد : جای نشستن تو در بازارها و خیابانهاست که بنشینی و مردم

را به گناه و رشوه و ربا و کم فروشی و نگاه به نا محرم و دروغ و خیانت

و.... دعوت کنی.

شیطان گفت: من نیازمند غذا هستم.

خطاب آمد : غذای تو را در سفره ای قرار دادم که بر سر آن بسم الله

گفته نشود.

شیطان گفت: به  آب و آشامیدنی نیاز دارم.

خطاب آمد : مشروبات الکلی را نوشیدنی  تو قرار دادم.

عرض کرد: کتاب میخواهم.

خطاب شد : خالکوبی روی بدن آدمی را کتاب تو فرار دادم.

عرضه داشت : برای من حدیثی قرار بده.

خطاب آمد : حدیث تو دروغ است و دروغگویان  حدیث تو را می خوانند.

عرض کرد : برای ادامه زندگی محتاج دام و شکار هستم.

خطاب شد : زنان سست ایمان و بی تقوا را وسیله صید تو قرار دادم.

 منبع : کتاب المحجه البضا جلد پنجم

  


طبق برخی روایات به درخواست ابلیس ؛ به ازای تولد هر یک از

اولاد آدمی ؛ دو شیطان هم برای او متولد می شود.

 در جلد اول تفسیر عیاشی این خواسته شیطان بهمراه برخی دیگر از

خواسته های او بیان شده است.

 

نام ابلیس خاص است و فقط به او اطلاق میشود اما نام شیطان اسم عام
 
بوده هم به ابلیس هم به فرزندان و یاران او اطلاق میشود و در سوره
 
ناس از شر شیطان چه خود ابلیس چه یاران او از جنس جن باشند یا
 
آدمی از همگی به خدا پناه میبریم و درخواست داریم خداوند ما را از
 
وسوسه ها و دسیسه های آنان حفظ کند.
 
در طول ماه مبارک رمضان که ماه مهمانی بنده های خوب خداست طبق
 
احادیث معصومین مهمان نوازی خدا به اوج خود رسیده ودست و پای
 
ابلیس و یارانش در غل و زنجیر بوده انسانها از شر وسوسه های ایشان
 
محفوظند.

 


 در کتاب بحارالانوار آمده در چند جا شیطان به آدمی بسیار نزدیک

 می شود:

۱- بول کردن در قبرستان

۲- ادرار کردن در آب راکد وایستاده

۳- در حال ایستاده ادرار کردن

۴- تنها خوابیدن در خانه ای که هیچکس در آنجا حضور ندارد.

۵- تنها شنا کردن در رودخانه بزرگ یا سیلاب یا امثال آن.

 

ناگفته پیداست تمام این موارد در دین مبین اسلام نهی شده است.


 

 جالب است بدانید در چند جاست که شیطان بسیار شاد و خرسند

 می شود :

۱- هنگام مرگ یک عالم

۲- همنشینی ومجالست با زنان سست ایمان

۳- دلالی اجناس

۴- همجنس بازی انسانها

۵- موقع دعوا ونزاع بین دو نفر

۶- قهقهه زدنهای فراوان

۷- عریان شدن

 


 

چند چیز است که موجب تنفر و دور شدن شیطان از آدمی است :

 

۱- فرا رسیدن برخی روزهای خاص مثل عید قربان و عید غدیر و

روزعرفه (روز قبل از عید قربان)

۲- وجود برخی حیوانات خاص از جمله پرستو ‍؛ خروس و یاکریم

(کبوتر طوق دار) در خانه

۳- بلند بسم الله الرحمن الرحیم گفتن انسانها

۴- استغفار از گناهان گذشته و توبه کردن آدمها

منبع : وبلاگ یاداشت های حمید



::
:: برچسب‌ها: شیطان , تعداد شیاطین برروی کره زمین , شیطان و انسان , گناهان کبیره , دانستنی هایی درباره شیطان , نسیم ظهور , سایت ظهور ,
نویسنده :
تاریخ : سه شنبه 28 آذر 1396
ترک یک بیماری و گناه کبیره

ترک خود ارضایی-غریزه جنسی یکی از قویترین غرایز در بشر است، در جامعه ما، بین بلوغ جنسی در دختران و پسران تا سن ازدواج در بسیاری از موارد شاید 10 سال فاصله  باشد، چگونگی گذراندن این دوران در افراد مختلف متفاوت است،گاهی غریزه جنسی در فرد بسیار شدید و آزار دهنده است و فرد اقدام به خودارضایی می‌کند و در بعضی موارد نیز این غریزه چندان شدید نیست.

 

خودارضایی در بلند مدت می تواند صدمات سنگین و حتی در بعضی مواقع جبران ناپذیری به شخص عامل بزند، هر چند بدلیل آنکه سن انجام خودارضایی معمولاً در دوران نوجوانی و جوانی است اکثر مشکلات جسمی و روحی پس از ترک خودارضایی از بین میروند.


انجام عمل خودارضایی هم در ادیان دینی (مخصوصاً اسلام) نهی شده است و هم بر اساس نظر بسیاری از پزشکان انجام خودارضایی صدمات جسمی و روحی به انسان میزند، پس ترک خودارضایی واجب است.

همه پزشکان معتقدند برای ترک هر نوع عادت قبل از هر چیز اراده و تصمیم لازم است و این موضوع را اصلا نباید دست کم گرفت.در زیر به مواردی اشاره میکنیم که عمل به ان میتواند شما را از  رفتار پر خطر خودارضایی که جسم و روحتان را می آزارد نجات دهد.



روشهای موثر برای ترک خود ارضایی
سه نكته‌ی مهم مشترك برای تخفیف و درمان میان همه‌ی امراض و عادات وجود دارد:


• در درمان هر بیماری یا ترك هر عادت، مهم‌ترین قسمت عزم و اراده‌ی فرد برای درمان و ترك عادت است.
• عدم یأس و ناامیدی برای ترك و ایمان به علاج آن.
• در نظر گرفتن زمان برای ترك و درمان.

1.نخستین گام برای درمان یا ترک خودارضایی، اعتقاد و ایمان به درمان‏پذیری خودارضایی و دوری از یأس و ناامیدی است. اما رسیدن به نتیجه و ایجاد هرگونه تغییر و دگرگونی نیازمند گذشت زمان، انتخاب راه صحیح و به كارگیری دقیق دستورها است. از همه اینها مهم‏تر، اراده و خواست فرد، نقش كلیدی و محوری را ایفا می‏كند. درمان و چاره جویی باید منطبق با خواست فرد باشد؛ زیرا تا وقتی كه او نخواهد، می‏توان با قاطعیت گفت كه درمان نخواهد شد. بنابر این بیمار اگر بخواهد، می‏تواند بر بیماری اش غلبه كند و جمله معروف – خواستن توانستن است- عین حقیقت است.

 

ترک خودارضایی

2. تلاش برای تقویت اراده از گام‏های مهم در ترک خودارضایی است.نگویید اراده از ما سلب شده است! ممكن است اراده انسان ضعیف شود؛ ولی هیچ گاه از بین نمی‏رود. نشانه اینكه هنوز اراده باقی است، این است كه شخص عمل خودارضایی را در حضور دیگران و در هر شرایطی انجام نمی‏دهد. برای تقویت اراده، راه‏های زیادی پیشنهاد شده كه از جمله آنها تلقین به خود است. اراده همچون نهالی است كه باید آن را پرورش داد تا به مرحله خودشكوفایی و ثمردهی برسد. ویكتور پوشه – روان شناسِ فرانسوی – می‏گوید: افراد مبتلا به خودارضایی، هر روز به دفعات مختلف با تمركز فكر به خود بگویند: «من به خوبی قادرم این اعتیاد را از خود دور كنم، من قادرم». تكرار این عبارت ساده، اثر عجیبی در تقویت اراده و روحیه دارد. پل ژاگو بر آن است كه: تلقین، قبل از خواب نیز مؤثر است.

 

 

- برای ترک خودارضایی بهتر است ورزش کنید.معروف است که ورزشکاران نسبت به مسائل جنسی کم علاقه هستند چون ورزشکاران مقدار فراوانی از انرژی های فکری و بدنی خود را به ورزش اختصاص می دهند به همین دلیل برای جلو گیری از تحرکات جنسی برنامه ورزشی بسیار مهم است . افراد معتاد به خودارضایی معمولا آدمهای منزوی و کم تحرک و گوشه گیری هستند که همین عوامل تحرک جنسی را در آنها تشدید می کنند که راه مبارزه با آن ورزش است .


3. سعی شود شكم به هنگام خواب، بیش از حد معمول پر نباشد.
4. برای ترک خودارضایی بهتر است از پوشیدن لباس‏های تنگ و چسبان اجتناب گردد.
5.برای ترک خودارضایی بهتر است از نگاه كردن به مناظر، فیلم‏ها و تصاویر تحریك كننده، خودداری شود.
6. از شنیدن و خواندن مباحث و مطالب جنسی و حتی شوخی‏های تحریك‏ كننده و فكر كردن در این امور، دوری شود.
7. از خوردن مواد غذایی محرك، مانند خرما، پیاز، مرچ، تخم‏ مرغ، گوشت سرخی، و غذاهای چرب – اجتناب و به میزان ضرورت اكتفا شود.

8. قبل از خواب مثانه تخلیه شود.
9. از نوشیدن افراط گونه آب و مایعات پرهیز شود.
10.برای ترک خودارضایی باید از دست ‏ورزی با اندام جنسی،اجتناب نمود و در هیچ شرایطی، نباید دست‏ ورزی كرد.
11. هرگز نباید به رو خوابید.
12. به منظور تخلیه انرژی – زاید بدن، به طور منظم و زیاد باید ورزش كرد.


13.برای ترک خودارضایی بهتر است برای اوقات فراغت خود، برنامه داشته باشد و آن را با مطالعه، ورزش، عبادت و … پر كند.


14. برای ترک خودارضایی بهتر است سعی کنید کمتر در مكانی خلوت و تنها و دور از نظر دیگران باشید. هرگاه مورد هجوم افكار جنسی واقع شدید، باید بلافاصله از مكان خلوت و دور از نظر دیگران خارج شوید و خود را به كاری سرگرم كنید. در این زمینه گفت و گو با دوستان، مشاركت در برنامه های جمعی بسیار مفید است. تلقین به شخص كمك می‌كند تا اراده‌ی خود را تقویت كند و به خود بگوید كه می‌تواند خودارضایی را كنار بگذارد.


15. منحرف كردن فكر بسوی دیگری در صورتی كه تحریكی برای استمناء(خودارضایی) اتفاق افتاد.

17. تنهایی، كلید اقدام به خودارضایی است. لذا برای ترک خودارضایی تنها نمانید.
18. هر وقت به فکر خودارضایی افتادید به خود بگوئید که آلان خدا من را می بیند.
19. هر وقت به فکر این کار افتادید به خود بگوئید که می خواهید در مقابل چه کسی گناه کنید
20. هر کاری که شما را به فکر خودارضایی بیندازد آن کار را سریع ترک کنید.
21. هر صحنه ای که شما را تحریک می کند آن صحنه را ترک کنید.

 

 

خودارضایی, خودارضایی دختران, عوارض خودارضایی, خودارضایی دختران, ترک خودارضایی

ترک خودارضایی

22. به خدا توکل کنید.
23. قاطعانه برای ترک خودارضایی تصمیم بگیرید. (اگر قبلاً نیز تصمیم به ترک خودارضایی گرفته باشید اما موفق نشده باشید، اراده شما تا حدی ضعیف شده است. در این صورت باید به خود تلقین کنید که اراده قوی ای دارید. برای این کار موفقیت های خود در زندگی را در ذهن مرور کنید و مرتب به خود بگویید که من بسیار پر اراده هستم و تصمیم به هر کاری که بگیرم، آن کار را انجام خواهم داد)
24. از رفت و آمد با کسانی که شما را مستقیم و غیر مستقیم به خودارضایی دعوت می کنند، دوری کنید و رابطه خود را با دوستان جلقی تان تا حد ممکن کم کنید.

 


25.برای ترک خودارضایی از صحبت کردن در مورد مسایل شهوت انگیز دوری کنید.
26. از بودن در مکان های تنها خودداری کنید و وقتی به حمام و دستشویی می روید، در را قفل نکنید. بعد از شستشو حمام را سریع ترک کنید.
27. از نگاه کردن به بدن عریان خود نیز اجتناب کنید.
28. سعی کنید تماس بدنی با دیگران و لو در شوخیهای دستی پرهیز کنید.


29.برای ترک خودارضایی بهتر است روزه بگیرید ،روزه گرفتن دو روز در هفته برای کم کردن حس شهوت جویی شما بسیار مفید است. اگر قادر به روزه گرفتن نیستید، غذای خود را به حداقل برسانید و وعده غذایی ظهر را نخورید. سعی کنید به هنگام خواب شکم شما بیش از حد معمول پر نباشد.
30.برای ترک خودارضایی بهتر است، شبها قبل از خواب مطالعه کنید و با لباس کامل بخوابید و بعد از بیدار شدن سریع رختخواب را ترک نمایید. همچنین هرگز به رو نخوابید.
31. سعی کنید دائما وضو داشته باشید.
32. از ذکر خدا ولو در دل غافل نشوید.
33. شبها تنها نخوابید و یا در جایی بخوابید که فرصت انجام این عمل نباشد.
34. بیاد داشته باشید که تصمیم دارید عمل خودارضایی را ترک کنید.
35. بعد از تصمیم حتی یک بار هم سراغ عمل خودارضایی نروید زیرا اراده شما را سست خواهد کرد.
36. یاد مرگ انسان ساز است .
37. پشیمانی بعد از عمل را بیاد داشته باش.
38. این احتمال را بده که دیگر زنده نمانی و بدون توبه در پیشگاه خدا حاضر شوی.
39. مضرات عمل خودارضایی را بیاد داشته باش.
40. این را بدان که بخاطر لذت چند لحظه ای از رحمت خدا دور می شوی.




مطالب مرتبط :


دانلود کتاب ترک خود ارضایی



::
:: برچسب‌ها: خود ارضایی , گناهان کبیره , ترک خودارضایی , کتاب ترک خودارضاییpdf , وبلاگ ظهور , وبلاگ نسیم ظهور , نسیم ظهور ,
نویسنده :
تاریخ : سه شنبه 28 آذر 1396
کلیپی زیبا برای ترک یک گناه خیلی زشت
دانلود کتاب ترک خود ارضایی با فرمت pdf
گناه عهد شکنی و نفاق، دروغگویی و فریب مردم


 دروغ از بدترین معایب، زشت ترین گناهان و منشأ بسیاری از مفاسد است و بالطبع از کارهای زشت و ناپسند و عادت به آن از رذایل اخلاقی و از گناهان کبیره است و تا ضرورت و مصلحت مهمی در میان نباشد ، دروغ گفتن جایز نمی باشد.

دروغ در دنیا و آخرت انسان را از رحمت الهی محروم می کند و در میان مردم بی اعتبار می نماید و اعتماد عمومی را سلب و جامعه را به بیماری نفاق دچار می سازد و از آفات زبان و خراب کننده ایمان است.

علت اصلی دروغ ، عقده حقارت و خود کم بینی انسان دروغگو است و این یکی از نکات روانی است که به عنوان روانشناسی اخلاقی در کلمات معصومین به آن اشاره شده است.

سرچشمه دروغ نیز گاهی به خاطر ترس از فقر، پراکنده شدن مردم از دور او ، از دست دادن موقعیت و مقام و زمانی نیز به خاطر علاقه شدید به مال و جاه و مقام و ...است که شخص از این وسیله نامشروع برای تامین مقصود خود کمک می گیرد.

ابزار بسیاری از گناهان دروغ است اینکه افراد دروغگو بدبینی و سوء ظن خاصی نسبت به همه کس و همه چیز دارند ، با دروغ خود را بزرگ جلوه می دهند، با دروغ هزار گونه تملق می گویند و یکی از راههای درمان دروغ این می باشد که قبل از هر چیز باید مبتلایان را به عواقب دردناک و آثار سوء معنوی و مادی آن متوجه ساخت و نیز باید باید متوجه ساخت که اگر چه دروغ در پاره ای از موارد نفع شخصی دارد ولی نفعش بسیار آنی و زودگذر است و یکی دیگر از موثرترین راههای درمان دروغ پرورش شخصیت در افراد و کوشش برای تقویت پایه های ایمان در دل آنان است و باید محیط های تربیتی و معاشرتی مبتلایان را از وجود افراد دروغگو پاک کرد تا تدریجا طبق اصل محاکات و تاثیرپذیری محیط وجود آنها از این رذیله پاک گردد.

در سراسر جهان هستی قانون صداقت و صراحت و حقیقت جاری است . هر چند به حسب ظاهر در عالم هستی تضادها و تعارض هایی دیده می شود ولی دروغ و خیانت در طبیعت اصلا وجود ندارد. اصولا حقایق ناب را در طبیعت و هستی باید جستجو کرد و از زبان آفرینش باید شنید. مگر جز این است که تمام قوانین علمی و فلسفی برداشتی است نسبی از جهان هستی و قوانین حاکم بر آن و طالبان حقیقت همه و همه در اسرار هستی می اندیشند و از آن الهام می گیرند و جز با هستی و قوانین حاکم بر آن سروکاری ندارند؟

خلاصه کلام آنکه بنای خلقت و طبیعت بر حقیقت و راستی استوار است ، لکن این انسان ظالم و ستمکار است که حق را با باطل به هم آمیخته و آن را وارونه جلوه می دهد، زیرا باطل محض را نمی شود به مردم ارائه داد که طبع حقیقت جوی مردم خود به خود آن را دفع می کند.

خداوند سبحان چه با زبان تکوین و چه با زبان تشریع با صداقت و راستی با بندگانش سخن می گوید و می فرماید که صداقت برای شما بهتر است. علی(ع) در نهج البلاغه می فرمایند« ولکن یُوخَذُ مِن هذا ضِغثٌ و من هذا ضغث فَیُمزجان ...»(1) مردم قسمتی از حق و قسمتی از باطل را گرفته و در هم می آمیزند و از این راه ، باطل را به خورد مردم می دهند.

یکی از محرمات و آفت های خطرناک زبان، دروغ گفتن است و دروغ از گناهان کبیره می باشد.(2)


معنای دروغ

کذب بر وزن وِزر و کَتِف به معنی دروغ گفتن می باشد. صحاح و قاموس و اقرب و ... هر دو وزن را مصدر گفته اند ولی استعمال قرآن نشان میدهد که کذب بر وزن وزر مصدر است.(3)

کذب بر وزن کَتِف اسم مصدر است به معنی دروغ مثل « یَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِب‏» (4) چون کذب مفعول به یفترون است لذا اسم است نه مصدر یعنی بر خدا دروغ می بندند.

 تکذیب آن است که دیگری را به دروغ نسبت دهی و بگویی دروغ می گوید.

 کذّاب مبالغه است یعنی بسیار دروغگو« إِنَّ اللَّهَ لا یَهْدِی مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ كَذَّاب(5)» .

 کاذبه مصدر است مثل عاقبه ، عافیه و باقیه« إِذا وَقَعَتِ الْواقِعَةُ - لَیْسَ لِوَقْعَتِها كاذِبَة»(6)

 کذب در لغت به معنای عدم مطابقت است و همانگونه که سخن به دروغ متّصف می شود اعتقاد و عمل هم به آن متّصف می گردد. گمان و اعتقاد مخالف با واقع دروغ است ، همانگونه که عمل مخالف با سخن و وعده نیز دروغ است.(7)

دروغ از منظر آیات و روایات:

آیات و روایات بسیاری در زمینه زشتی دروغ سخن می گویند و آیات تکان دهنده ای حتی دروغگ را در ردیف کافران و منکران آیات الهی می شمارند.

« إِنَّما یَفْتَرِی الْكَذِبَ الَّذِینَ لا یُؤْمِنُونَ بِآیاتِ اللَّهِ وَ أُولئِكَ هُمُ الْكاذِبُون‏»(8) گرچه در این آیه دروغ و افترا بر خدا و پیامبر است ولی به هر حال زشتی دروغ اجمالا در این آیه مجسم شده است و در تعلیمات اسلام به مساله راستگویی و مبارزه با کذب و دروغ فوق العاده اهمیت داده شده است که نمونه های آن را در زیر می آوریم.

    دروغ سرچشمه همه گناهان

در روایات اسلامی دروغ به عنوان " كلید گناهان" شمرده شده است، على (ع) مى‏فرماید: « الصدق یهدى الى‏ البر، و البر یهدى الى الجنة»(9) " راستگویى دعوت به نیكوكارى مى‏كند، و نیكوكارى دعوت به بهشت".

در حدیثى از امام باقر( ع) مى‏خوانیم:« ان اللَّه عز و جل جعل للشر اقفالا، و جعل مفاتیح تلك الاقفال الشراب، و الكذب شر من الشراب» "(10) خداوند متعال براى شر و بدى، قفلهایى قرار داده و كلید آن قفلها شراب است (چرا كه مانع اصلى زشتیها و بدیها عقل است و مشروبات الكلى عقل را از كار مى‏اندازد) سپس اضافه فرمود: دروغ از شراب هم بدتر است" .

امام حسن عسكرى (ع) مى‏فرماید: «جعلت الخبائث كلها فى بیت و جعل مفتاحها الكذب»(11)" تمام پلیدیها در اطاقى قرار داده شده، و كلید آن دروغ است" .

رابطه دروغ و گناهان دیگر از این نظر است كه انسان گناهكار هرگز نمى‏تواند، راستگو باشد، چرا كه راستگویى موجب رسوایى او است، و براى پوشاندن آثار گناه معمولا باید متوسل به دروغ شود. و به عبارت دیگر، دروغ انسان را در مقابل گناه آزاد مى‏كند، و راستگویى محدود.

اتفاقا این حقیقت در حدیثى كه از پیامبر (ص) نقل شده ،كاملا تجسم یافته، حدیث چنین است:

شخصى به حضور پیامبر( ص) رسید، عرض كرد نماز مى‏خوانم و عمل منافى عفت انجام مى‏دهم، دروغ هم مى‏گویم! كدام را اول ترك گویم؟! پیامبر( ص) فرمود: دروغ، او در محضر پیامبر( ص) تعهد كرد كه هرگز دروغ نگوید: هنگامى كه خارج شد، وسوسه‏هاى شیطانى براى عمل منافى عفت در دل او پیدا شد، اما بلافاصله در این فكر فرو رفت، كه اگر فردا پیامبر( ص) از او در این باره سؤال كند چه بگوید، بگوید چنین عملى را مرتكب نشده است، اینكه دروغ است و اگر راست بگوید حد بر او جارى مى‏شود، و همین گونه در رابطه با سایر كارهاى خلاف این طرز فكر و سپس خود دارى و اجتناب براى او پیدا شد و به این ترتیب ترك دروغ سرچشمه ترك همه گناهان او گردید.



    دروغ سرچشمه نفاق است

چرا كه راستگویى یعنى هماهنگى زبان و دل، و بنا بر این دروغ ناهماهنگى این دو است، و نفاق نیز چیزى جز تفاوت ظاهر و باطن نیست.

در آیه 77 سوره توبه مى‏خوانیم: فَأَعْقَبَهُمْ نِفاقاً فِی قُلُوبِهِمْ إِلى‏ یَوْمِ یَلْقَوْنَهُ بِما أَخْلَفُوا اللَّهَ ما وَعَدُوهُ وَ بِما كانُوا یَكْذِبُونَ:"(12)اعمال آنها نفاقى در دلهایشان تا روز قیامت ایجاد كرد، به خاطر اینكه عهد خدا را شكستند و به خاطر اینكه دروغ مى‏گفتند".

    دروغ با ایمان سازگار نیست

این واقعیت نه تنها در قرآن بلکه در احادیث نیز ثابت می شود: در حدیثى چنین مى‏خوانیم: سئل رسول اللَّه (ص) یكون المؤمن جبانا؟ قال نعم، قیل و یكون بخیلا؟ قال نعم، قیل یكون كذابا؟ قال لا!" (13) از پیامبر پرسیدند آیا انسان با ایمان ممكن است (گاهى) ترسو باشد فرمود: آرى، باز پرسیدند آیا ممكن است (احیانا) بخیل باشد فرمود: آرى، پرسیدند آیا ممكن است كذاب و دروغگو باشد؟ فرمود نه"!  

چرا كه دروغ از نشانه‏هاى نفاق است و نفاق با ایمان سازگار نیست.

و نیز به همین دلیل این سخن از امیر مؤمنان (ع)نقل شده است:

«لا یجد العبد طعم الایمان حتى یترك الكذب هزله وجده»(14)

" بنده ای مزه ایمان را نچشد تا دروغ را وانهد چه شوخی باشد و چه جدی" .

    دروغ نابود كننده سرمایه اطمینان است

مى‏دانیم مهمترین سرمایه یك جامعه اعتماد متقابل و اطمینان عمومى است، و مهمترین چیزى كه این سرمایه را به نابودى مى‏كشاند دروغ و خیانت و تقلب است، و یك دلیل عمده بر اهمیت فوق العاده راستگویى و ترك دروغ در تعلیمات اسلامى همین موضوع است.

در احادیث اسلامى مى‏خوانیم كه پیشوایان دین از دوستى با چند طایفه از جمله دروغگویان شدیدا نهى كردند، چرا كه آنها قابل اطمینان نیستند.

على( ع ) در كلمات قصارش مى‏فرماید:

«ایاك و مصادقة الكذاب فانه كالسراب، یقرب علیك البعید، و یبعد علیك القریب»(15)

" از دوستى با دروغگو بپرهیز كه او همچون سراب است، دور را در نظر تو نزدیك و نزدیك را دور مى‏سازد" .

خدا نکند کسی معروف شود به دروغگویی که هیچ چیز شاید بیشتر از این به حیثیت انسان لطمه نمی زند.(16)

البته سخن در باره زشتیهاى دروغ و فلسفه آن و همچنین علل پیدایش دروغگویى از نظر روانى و طرق مبارزه آن بسیار زیاد است كه باید آن را در كتب اخلاق جستجو كرد.


سوگند دروغ

یکی از موارد رواج دروغ ، سوگند دروغ است. این عمل از زشت ترین گناهان و فاحش ترین عیوب است.

پیامبر اکرم(ص) فرمودند:« هر کس سوگندی به خدا یاد کند که به اندازه بال پشه ای دروغ در آن باشد نقطه ای سیاه در قلبش پدید می آید و تا روز قیامت باقی می ماند»

حضرت رسول(ص) فرمودند:« چه خیانت بزرگی است که به برادرت چیزی بگویی که تو را تصدیق کند و تو به او دروغ گفته باشی»

پیامبر(ص)فرمودند:« سه گروهند که فردای قیامت خدا با آنها سخن نمی گوید و به آنها توجه نمی کند و آنها را از گناهانشان تزکیه نمی کند اول کسانی که چون چیزی ببخشند منت می گذارند دوم کسانی که کالای خود را با سوگند دروغ به فروش می رسانند و سوم انسانهای متکبر.»

 

    دروغ در ردیف شرک به خدا

رسول گرامی اسلام(ص) فرمودند: « آیا شما را از بزرگترین گناهان خبر ندهم ؟بزرگترین گناه شرک به خدا و درفتاری نسبت به پدر و مادر و دروغ گفتن است»(17)

دروغ از پستى انسان است

پیامبر(ص) می فرمایند:« دروغ گو دروغ نمی گوید مگر به سبب پستی نفسش» (18)

   دروغ هم گناه است و هم مقدمه فتنه‏ها

علی(ع):« دروغ انسان را به سوی بدیها هدایت می کند و بدیها نیز به سوی آتش جهنم»(19)

    تمام انبیاء دروغ را تحریم كردند

امام صادق(ع) فرموده اند:« خدای عزوجل انبیاء را مبعوث نکرد مگر به راستی سخن و اداء امانت به نیک و فاجر» (20)

    دروغ سبب خرابی ایمان می شود

امام باقر(ع) می فرماید« دروغ ویران کننده ایمان است».

    دروغ بدترین بیماری

حضرت علی (ع) می فرماید« بیماری دروغ ، زشت ترین بیماری است» (21)

    روزی انسان در ارتباط با خدا

رسول گرامی اسلام(ص) فرمودند: « دروغ روزی انسان را کم می کند»

    دروغ بدترین رباها

رسول خدا(ص) فرمودند:« بدترین و بالاترین رباها دروغ است» (زیرا در ربای اقتصادی سرمایه افراد از میان می رود لکن در دروغ اصل ایمان خدشه دار می شودو ربا خوار مالى دارد و آن را زیاد مى‏كند و دروغ گو از هیچ، چیزى درست مى‏كند). أَرْبَى الرِّبَا الْكذِبُ(22)

    دروغ فراموشی می آورد

امام صادق(ع) فرمودند:« خداوند فراموشی را بر دروغ پردازان مسلط می سازد که انسان علاوه بر اینکه لازم است خود از دروغ گفتن بپرهیزد بایستی از همنشینی و دوستی با افراد دروغگو خودداری کند». قَالَ الصَّادِقُ(ع):إِنَّ مِمَّا أَعَانَ اللَّهُ بِهِ عَلَى الْكذَّابِینَ النِّسْیانَ (23)

از امام صادق(ع) نقل شده که امیرالمومنین علی(ع) مکرر بالای منبر می فرمود« سزاوار است انسان مسلمان از دوستی با سه کس دوری کند: پر روی بی باک و تبه کار – احمق و دروغگو سپس درباره دروغگو فرمود زندگی کردن با دروغگو برای تو سزاوار نیست چون سخنان تو را برای دیگران و سخنان دیگران را برای تو بازگو می کند و هرگاه داستانی را به پایان رساند ، داستان دیگری به آن می افزاید تا آنجا که اگر راست گوید کسی باور نکند».

امیرالمومنین علی(ع) در ضمن حدیثی به امام حسن مجتبی(ع) فرمود« از دوستی با دروغگو برحذر باش زیرا او مانند سراب است که در نظرت دور را نزدیک و نزدیک را دور می سازد»

امام باقر(ع) می فرماید:« خدای تعالی بر بدی ها قفل های فراوانی زده و شراب را کلید آن قرار داده است اما دروغ از شراب بدتر است».

پیامبر گرامی اسلام(ص) فرمودند:« خیانت بزرگی است که با برادرت سخنی بگویی که او تو را تصدیق کند و تو به او دروغ گفته باشی (24) و نیز می فرماید: دروغ روزی را کم می کند و ممکن است مومن هر خصلتی پیدا کند و حتی با همان خصلت بمیرد اما به خیانت و دروغ آلوده نمی شود».

امیرالمومنین(ع) فرمودند:« بزرگترین کژی ها و لغزشها نزد خدا زبان دروغ پرداز است«.

امام باقر(ع) می فرمایند:« دروغ مایه ویرانی ایمان است».

مواردی که دروغ گفتن جایز است

چنانچه گفته شد دروغ بالطبع از کارهای زشت و ناپسند و عادت به آن از رذایل اخلاق و گناهان کبیره است و تا ضرورت و مصلحت مهمی در کار نباشد گفتن دروغ جایز نیست.

مقام ضرورت و ناچاری

قرآن کریم تقیه را در مقام اکراه و اضطرار جایز دانسته و بدیهی است که تقیه از مصادیق دروغ و خلاف واقع است و انسان در مقام اضطرار می تواند عقیده خود را پنهان کند و بر خلاف عقیده و ایمانش گواهی دهد.

از رسول خدا(ص) نقل شده است که:« ما من شیء إلا و قد أحله الله لمن إضطر ألیه»(25)  هیچ کاری نیست جز آنکه خداوند آنرا برای کسیکه ناچار شده باشد حلال کرده است.

در باب رفع ضرر احادیثی به تواتر رسیده که انسان به خاطر جلوگیری از ضرر مالی و جانی و عرضی و... می تواند سوگند دروغ یاد کند.

    اصلاح میان مردم

یعنی در صورتی که انسان برای ایجاد الفت و محبت و رفع کینه و کدورت دروغ بگوید و بدین وسیله میان آنها صلح و صفا و صمیمیت برقرار کند که در این موارد دروغ حرام نیست.

در وصیت پیانبر(ص) به علی (ع)آمده است که ای علی خداوند دروغ مصلحت آمیز را دوست دارد و از راست فتنه انگیز بیزار است»(26)

   


 خدعه و نیرنگ

شک نیست که جنگ یک ضرورت دینی و اجتماعی است که به دلایل مختلف عقیدتی، سیاسی و اقتصادی و... بر ملتها و جوامع بشری الزام یا تحمیل می گردد و معمولا برای خروج از این تحمیل و رهایی از این مخمصه و سرعت بخشیدن به شکست دشمن از وسایلی استفاده می شود که در مواقع عادی جایز نیست. یکی از این موارد مهم غافلگیری دشمن است که در این راستا عنصر خدعه و نیرنگ می تواند وسیله خوبی باشد. در وصایای رسول(ص)به علی(ع)آمده است:« ای علی سه چیز است که دروغ بر آنها نیکوست: خدعه و نیرنگ در جنگ – وعده به همسر و اصلاح میان مردم»(27)

    وعده به خانواده و همسر

در دین مقدس اسلام نفقه(هزینه زندگی)زن و فرزند به عهده مرد است . البته نفقه به تناسب امکانات و در حدّ میانه روی است و بیش از آن لزومی ندارد ولی چون بسیاری از اوقات در اثر زیاده طلبی و چشم و هم چشمی تقاضای خانواده فراتر از امکانات مرد و بیش از حد کفایت است در چنین وضعی مرد بر سر دوراهی قرار می گیرد که یا باید با برخورد منفی و ردّ صریح در برابر خواسته های آنان موضع گیری کند و یا با برخورد امیدوار کننده و وعده های مصلحتی تا حدودی آنها را راضی و قانع نماید. اما باید در نظر داشت که اگر سرپرست خانواده بخواهد هر روز به بهانه های پوچ و بی اساس به خانواده اش دروغ بگوید علاوه بر آنکه از نظر تربیتی آثار بدی در پی دارد حسّ اعتماد و اطمینان را در اعضای خانواده از بین می برد و جایگاه رفیع پدر و سرپرست خانواده را متزلزل ساخته و آنرا در معرض سقوط قرار می دهد و در نتیجه اساس خانواده از بین می رود.

 

آثار دروغ

دروغ به جز آثار سوء اخلاقی که در شاکله خود انسان دارد بنیان و شالوده جامعه را ویران می کند مثل موشهایی که سد سبا را با آن استحکام ویران کردند. دروغ در خانه ، دروغ در مدرسه ، دروغ در بازار و محله و اداره و ... نظام خانواده و مدرسه و بازار و اداره و... را از هم می پاشد. دروغ آثار زیانباری از جهت فرهنگی ، اقتصادی ، سیاسی و اجتماعی به دنبال دارد .

بی آبرویی

امام علی(ع):«الکذب یزری بالانسان» (28)

رسوایی

« والله مخرج ما کنتم تکتمون»(29)

به قول علامه طباطبایی هر جزء نظام هستی با اجزاء دیگر و لوازمش مرتبط است . دروغگو اگر چیزی را پنهان کند لوازمش را چه کند لذا زود رسوا می شود. بر فرض گرگ یوسف را درید پیراهنش چرا سالم است؟ گندم کاشتی پس چرا جو سبز شد همین است که قرآن می فرماید:

« إِنَّ اللَّهَ لا یَهْدِی مَنْ هُوَ كاذِبٌ كَفَّار»(30)

« ْ إِنَّ اللَّهَ لا یَهْدِی مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ كَذَّاب‏»(31)

دروغ گو در اضطرار است

پیامبر(ص):« راستی آرامش است ولی دروغ هراس است»(32) دروغگو در هیجان است که مبادا حرف امروزش با فردا تضاد داشته باشد

سرچشمه دروغ

همانطور که در سابق هم اشاره شد دروغ معمولا از یکی از نقاط ضعف روحی سرچشمه می گیرد.

گاهی از ضعف ایمان که انسان خدا را شاهد نمی داندیا به خاطر تبرئه خودیا به قصد تفریح و شوخی: علی(ع):« بنده ای مزه ایمان را نچشد تا دروغ را وانهد چه شوخی باشد و چه جدی»(33)

گاهی انسان به خاطر ترس از فقر ، پراکنده شدن مردم از دور او ، از دست دادن موقعیت و مقام دروغ می گوید . زمانی به خاطر علاقه شدید به مال و جاه و مقام و شهرت دیگری زبان به دروغ می گشاید و از این وظیفه نامشروع برای تامین مقصود خود کمک می گیرد. گاهی تعصب های شدید و حبّ و بغض های افراطی سبب می شود که انسان به نفع کسی که مورد علاقه اوست یا به زیان کسی که مورد نفرت و کینه او می باشد بر خلاف واقع سخن بگوید. زمانی برای آنکه خود را بیش از آنچه که هست بنمایاند و اظهار علم کند دروغ می گوید. ولی در تمام این صفات رذیله که ریشه صفت دروغ را تشکیل می دهد باید از کمبود شخصیت و ضعف ایمان نام برد.

یکی دیگر از عوامل مهم دروغگویی ، احساس کمبود شخصیت و عقده حقارت است کسانی که گرفتار چنین عقیده ای هستند با انواع دروغها و لاف و گزافها حقارتی را که در خود احساس می کنند جبران می کنند . و گاهی نیز به خاطر عدم توجه به مضارّ دروغ و اهمیت راستگویی یا آلودگی محیط خانوادگی یا محیط اجتماع و معاشرین این رذیله در انسان ریشه می دواند.

تلقین - احساس کمبود- نجات یافتن- خجالت نابجا- دشمنی و حسد- طمع در مال و مقام-نقل همه چیزو پیش گویی ها از دیگر عوامل دروغگویی به شمار می آیند.

 

 عذاب ویژه دروغگویان

دروغگو از نماز شب محروم است در نتیجه از برکاتی که این عبادت بزرگ دارد محروم می ماند که از آن جمله سعه رزق است.عیسی بن مریم(ع) فرمود: « کسی که دروغگوئیش زیاد شود حسن و جمال و وقارش نزد خدا و خلق از بین می رود به طوریکه مردم از او متنفر و منزجر می شوند»(34)

خداوند او را هدایت نمی کند و راه حق را نشان او نمی دهد:«إن الله لا یهدی من هو مسرف کذاب»(35)

دروغگو قابل رفاقت و برادری نیست .حضرت علی(ع):« مسلمان باید از دوستی و برادری دروغگو بپرهیزد زیرا به سبب دروغ گفتن اگر راست هم بگوید باور نمی شود»(36)

 گوش دادن به دروغ

باید دانست همانطور که دروغ بر دروغگو حرام است نقل دیگری هم حرام و همچنین ثبت کردن و نوشتن یا خواندن و گوش دادنش هم حرام می شود

«سمّاعون للکذب» (37)در مذمت گوش فرادادن به دروغ و با علم به اینكه دروغ است آن را مى‏پذیرند چون اگر علم به دروغ بودن آن نداشته باشند صرف شنیدن دروغ صفت مذموم شمرده نمى‏شود



انواع دروغ

انواع و نمونهای متعددی را می توان نام برد اما به عنوان مثال چند نمونه را ذکر می کنیم

دروغهای نامرئی مانند نفاق و ژشتهای خلاف واقع مثل اینکه کسی کتابخانه بزرگی دارد ولی فقط برای زیبائیش تهیه شده است.

دروغهای عملی مانند ریا و تکذیب حرف راست که این هم دروغ عملی است . نوشتن دروغ و اشاره دروغ و تدلیس یعنی زیبا جلوه دادن جنس هم از مصادیق این گروه اند.

 دروغهای عادی و رایج مانند تعارفات معمولی و تعریف خواب با کم و زیاد کردن.

دروغهای مکتبی مانند : تحریف و کج فهمی و کتمان.

توریه چیست؟

توریه بر وزن توصیه به سخنی گفته می شود که از ظاهر آن چیزی فهمیده می شود درحالیکه منظور گوینده چیز دیگری است. در معنی توریه چنین گفته اند: توریه عبارت از این است که انسان کلامی بگوید و از آن معنی مطابق واقع اراده نموده ولی آن کلام طوریست که شنونده معنی دیگری از آن می فهمد و منظور گوینده نیز همین است که در عین اراده معنی صحیح ، مخاطب چیز دیگری بفهمد .

مشهور در میان فقهای ما این است که در مواردی که دروغ به خاطر ضرورتی تجویز می شود از توریه باید استفاده کرد و تا توریه ممکن است نباید دروغ صریح گفت.

آیا توریه جزء دروغ نیست ؟

آنچه در اینجا کاملا حایز اهمیت است این است که روشن شود آیا توریه داخل در ادله کذب می باشد به طور کلی سه قول دیده می شود : گروهی معتقدند توریه اصلا دروغ نیست و لذا گفته اند باید در موارد ضرورت چنان سخن بگوید که از دروغ خارج گردد. گروه دوم توریه را داخل در کذب می دانند و گروه سوم می گویند توریه مصداق کذب است ولی میزان قبح و فساد آن از کذب معمولی کمتر است.

 

راه درمان دروغ

با توجه به عواملی که در ایجاد این صفت و ریشه دارساختن آن موثر است راه درمان آن نسبتا روشن خواهد بود و به طور کلی برای درمان این انحراف اخلاقی باید از طریق زیر اقدام نمود:

قبل از هر چیز باید مبتلایان را به عواقب دردناک و آثار سوء معنوی و مادی ، فردی و اجتماعی این رذیله زشت متوجه ساخت و با تدبیر و تفکر در آیات قرآن کریم و سخنان پیشوایان بزرگ دین و تجزیه و تحلیل گذشته و گفتار بزرگان به این نکته برسید که دروغ در پاره ای از موارد هر چند نفع شخصی نیز داشته باشد نفعی آنی و زود گذر است.و هیچ سرمایه ای برای یک انسان در اجتماع بالاتر از سرمایه اعتماد و اطمینان مردم نسبت به وی نیست که بزرگترین دشمن آن همین دروغ است.

ایجاد شخصیت: یکی دیگر از موثرترین طرق درمان دروغ پرورش شخصیت در افراد است زیرا همانطور که دانستیم یکی از عوامل مهم روانی دروغ، احساس حقارت و کمبود شخصیت است و در حقیقت دروغ گفتن یک نوع عکس العمل برای جبران این موضوع است.اگر مبتلایان به دروغ احساس کنند صاحب نیروها و استعدادهایی در درون خود هستند که با پرورش آنها می توانند ارزش و شخصیت خود را بالا ببرند نیازی به توسل جستن به دروغ برای ایجاد شخصیت قلابی در خود نمی بینند به علاوه باید اینگونه افراد را متوجه ساخت که ارزش اجتماعی یک انسان راستگو بالاتر است ازهر سرمایه مادی و چیزی با آن برابری نمی کند.

کوشش برای تقویت پایه های ایمان به خدا در دل مبتلایان و توجه دادن آنها به این حقیقت که قدرت خدا مافوق تمام قدرتهاست و قادر برحل تمام مشکلاتی است که افراد ضعیف الایمان به خاطر آن به دروغ پناه می برند . راستگویان در برابر حوادث گوناگون بر خدا تکیه دارند ولی دروغگوها در این گونه موارد تنهایند.

و برای درمان دروغ راههای بسیاری وجود دارد که بویژه در کلام ائمه معصومین به آنها طی احادیثی اشاره شده است.

 

 

[1] نهج البلاغه صبحی صالح خطبه 50

[2] آیت الله محمد رضا مهدوی کنی نقطه هایی آغاز در اخلاق عملی

[3] سید علی اکبر قرشی قاموس قرآن ج7

[4] سوره نساء آیه 50 و مائده 103 و یونس60 و 69 و نحل 116

[5] سوره غافر آیسه 28

[6] سوره واقعه آیات 1 و2

[7] میرزا علی – آیست الله مشکینی ، درسهایی از اخلاق ص 282

[8] سوره نحل آیه 105

[9] مشكاة الانوار طبرسى صفحه 157

[10] اصول كافى جلد 2 صفحه 254

[11] جامع السعادات جلد 2 صفحه 233

[12] سوره بقره آیه77

[13] جامع السعادات جلد 2 صفحه 322

[14] اصول کافی باب دروغ ج5 ص 291

[15] نهج البلاغه كلمات قصار كلمه 37.

[16] روح الله الخمینی چهل حدیث ص 471

[17] ارشادالقلوب ج1 ص185

[18] اختصاص مفید ص 232

[19] أمالی صدوق ص419

[20] کافی ج2 ص 104

[21] غرر الحكم، ص220

[22] من لا یحضره الفقیه، ج4، ص377

[23] كافى، ج2، ص341

[24] عبدالله شبر، اخلاق عبادی ص232

[25] مکاسب محرمه شیخ انصاری ص265

[26] من لا یحضره الفقیه ج4 ص352 و وسائل الشیعه ج8ص265

[27] بحارالانوار ج74ص51

[28] غررالحکم ص229

[29] سوره بقره آیه 72

[30]سوره زمر آیه3

[31] سوره غافر آیه 28

[32] کشف الغمه ج1ص535

[33] اصول کافی باب دروغ ج5 ص 291

[34] سید محمد هاشم دستغیب گناهان کبیره ص295

[35] سوره غافر آیه 28

[36] اصول کافی باب دروغ ج5 ص 293

[37] سوره مائده آیه 41

 



::
:: برچسب‌ها: نفاق , منافق , دروغگو , عهدشکنی , فریب افکارعمومی , گناه دروغ وفریب مردم , وعده های دروغ ,
نویسنده :
تاریخ : دوشنبه 27 آذر 1396
وقایع شب اول قبر
آرزوی مرگ

مقدمه 

قَالَ النَّبِیُّ ص النَّاسُ نِیَامٌ فَإِذَا مَاتُوا انْتَبَهُوا: مردم در خوابند هنگامی که مردند بیدار می شوند (بحار الأنوار ،ج‏50 ،134. مجموعه ورام ،ج 1 ،ص 145) .

عالم قبر آخرین منزل دنیا و اولین منزل آخرت است که هرگز از آن به سمت دنیا بازگشتی نیست. با آغاز مرگ و ورود به قبر ،کار دینداری و تکالیف الهی به پایان می رسد، شک و تردید برطرف می شود و ایمان به حقایق آخرت کامل می شود اما این ایمان دیگر هیچ سودی نخواهد داشت. ایمان زمانی ارزشمند است که ایمان به غیب باشد وقتی همه چیز آشکار شد و انسان بدون اختیار، تسلیم قدرت الهی شد، ایمان دیگر ارزشی ندارد. دیگر چیزی به اعمال صالح اضافه نمی شود؛  مگر آنکه خود، باقیات صالحات بجا گذاشته باشد یا اینکه بازماندگان چیزی برایش  بفرستند. گناهی نیز از گناهانش کم نمی شود؛ مگر آنکه اثر اعمال صالح خودش در دنیا هنوز باقی باشد و بتواند کفاره گناهی را تحمل کند یا آنکه کسی برایش استغفار و طلب بخشش نماید. بنابراین عالم قبر همواره با عذاب حسرت عجین است. حسرت باور نکردن و ایمان نیاوردن. حسرت فرصت های از دست رفته . حسرت اعمال به ریا آلوده شده و ... .  

 

شب اول قبر

اللَّهُمَّ إِنِّی أَعُوذُ بِكَ مِنْ عَذَابِ الْقَبْرِ وَ مِنْ ضِیقِ الْقَبْرِ وَ مِنْ ضَغْطَةِ الْقَبْر.  (مكارم الأخلاق،قسمتی از دعای هر صبح وشام از امام صادق  ص 279) خداوندا از عذاب قبر و تنگى و فشار قبر بتو پناه میبرم .

به محض ورود میت به قبر ، شب اول قبر آغاز می شود .که ممکن است تحمل همان سختی های اولیه ، جهت آشنایی با جهان آخرت ، پذیرفتن حقایق هولناکی چون حساب و کتاب ،نکیر و منکر ،برزخ و قیامت و... باشد.لذا سخت ترین شبی است که میت تجربه می کند و گریزی از آن نیست اما چون به شدت متاثر از اعمال و نیات افراد است ،می توان کیفیت آن را به دست خود تغییر داد و از وحشت و فشار آن کاست و بزرگانی چون ائمه معصومین را به فریادرسی طلبید.لذا هر چند شب اول قبر حتی برای مومن هم سخت است اما با وجود فرشته های الهی و اعمال نیک خود مومن و حضرات معصومین ، می تواند برای مومن بسیار آسانتر و بلکه غیر قابل مقایسه با شب اول قبر کافر و فاسق باشد.

 

نکیر و منکر

سوالات نکیر و منکر از مهمترین حوادث شب اول قبرند. بنابر روایاتی که در حد تواترند ، این دو فرشته( که هیبت زیادی داشته و موجب رعب میت می شوند) ماموران خداوند برای بررسی اعتقادات شخص تازه ‌در گذشته هستند. در برخی روایات از این دو فرشته به «دو نگهبان قبر» تعبیر شده است. نکیر و منکر در شب اول قبر وارد می شوند. یکی در جانب راست و دیگری در جانب چپ متوفی قرار می گیرد و شروع به پرسیدن سوالاتی از او می کنند.

این سوالات راجع به اعتقادات مهم، همچون خدایت کیست. پیامبر و امامت کیست. و جوانیت را در  چه راهی صرف کردی می باشد. قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ: «إِنَّ الْعَبْدَ  إِذَا دَخَلَ حُفْرَتَهُ یَأْتِیهِ مَلَكَانِ:اَحَدُهُمَا مُنْكَرٌ وَ الْآخَرُ نَكِیرٌ، فَأَوَّلُ مَا یَسْأَلَانِهِ عَنْ رَبِّهِ وَ عَنْ نَبِیِّهِ وَ عَنْ وَلِیِّهِ، فَإِنْ أَجَابَ نَجَا، وَ إِنْ تَحَیَّرَ عَذَّبَاه»،(كشف المحجة لثمرة المهجة، ص: 273) رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله و سلّم فرموده است: همانا بنده هنگامى كه داخل قبر خود شود دو ملك نزد او حاضر شوند (یكى منكر و دیگرى نكیر است) و اول چیزى كه از وى سؤال كنند (از پروردگار، و پیغمبر، و امام او سؤال نمایند) پس اگر جواب دهد نجات یافته است، و اگر متحیر بماند و جواب نگوید عذابش نمایند.

پیغمبر- صلّى اللّه علیه و آله و سلّم- سؤال كردند، فرمود: نماز از واجبات دین است ...شفیع نزد ملك الموت، و مونس قبر و فرش زیر پهلو است. جواب نكیر و منكر است

از امام صادق(علیه السلام) نقل است که:  چون در قبر خود داخل شود دو فرشته قبر (نكیر و منكر) نزد او آیند در حالى كه موهاى خود را به زمین می كشند و با پاهاى خود زمین را می شكافند، صداى ایشان مانند صداى سخت رعد و چشمهایشان مانند برق خیره‏كننده چشم است و به او می گویند: كیست پروردگار تو و چیست دین تو و كیست پیغمبر تو؟ می گوید: خدا پروردگار من و اسلام دین من و محمد (ص) پیغمبر من است، پس به او می گویند خداوند تو را در آنچه كه دوست می دارى و به آن راضى و خشنودى ،ثابت و استوار گرداند. (طرائف الحكم یا اندرزهاى ممتازترجمه‏ج‏2،152 )

فرشته

نیز در خبرست آن شب كه مرده را در گور نهاده باشند منكر و نكیر علیهما السّلام مى‏آیند بر روى سیاه و چشمهاى أزرق ، و به دندان پیشین زمین می درند، و همچون رعد می غرّند، و از هر دو چشمانشان آتش می جهد، اگر مرده مؤمن و طاعتكار بود عقل و هوشش بجاى بماند و به جواب و حجّت ، ایشان را دفع كند و قبر وى باغی گردد از باغ‏هاى بهشت، و اگر کافر و فاسق باشد در ماند و  قبرش گودالى گردد از گودالهای‏هاى دوزخ. (شهاب الأخبار با ترجمه،متن،80 ،الباب الاول)‏

تعابیری همچون « شرّ نکیر و منکر » یا « هول نکیر و منکر » که در روایات آمده است، به دلیل ترس و اضطرابی است که با دیدن این دو فرشته، به سراغ میت می‌آید؛ از این رو خواندن سوره ملک، برای خلاصی از ترس و وحشت پس از مرگ سفارش شده است؛ در برخی دعاها نیز خلاصی از این مرحله دشوار طلب شده است.

همچنین به نزدیکان میت سفارش شده است که پس از خاکسپاری، میت را تنها نگذارند و با تلقین به او، در پاسخ دادن به سئوالات نکیر و منکر یاری‌اش کنند). اصول کافی،‌ باب المسأله فی القبر  2/ 634 و 3/201 )

البته در برخی روایات نقل است که سوال قبر مخصوص همه نیست بلکه فقط از کسانی که دارای ایمان محض یا کفر محض هستندسوال می شود  و حساب و کتاب بقیه موکول به روز قیامت است .

لَا یُسْأَلُ فِی الْقَبْرِ إِلَّا مَنْ مَحَضَ الْإِیمَانَ مَحْضاً أَوْ مَحَضَ الْكُفْرَ مَحْضاً وَ الْآخَرُونَ یُلْهَوْنَ عَنْهُم( الكافی، ج‏3، 235)

در قبر سوال نمی شود مگر از کسانی که ایمان خالص یا کفر خالص دارند و از افراد دیگر صرف نظر می شود.

این روایت به صورتهای دیگر نیز از ائمه معصومین نقل شده است. ابوبکر حضرمی می گوید از امام صادق(علیه السلام) پرسیدم: من المسئولون فی قبورهم: از چه کسانی در قبرهایشان سوال می شود فرمود: از کسانی که ایمان خالص یا کفر خالص دارند. (فروع کافی ،ج2،ص 237)

به دلیل تناقضی که این روایات با دسته ای دیگر از روایات مربوط به عمومیت سوال نکیر و منکر دارند، بعضی از علما معتقدند که سوالهای خاص(بررسی دقیق اعمال) مربوط به مومن محض و کافر محض است و از دیگران فقط راجع به کلیات سوال می شود و از جزئیات در قبر پرسیده نمی شوند.(عالم برزخ در چند قدمی ما: محمد محمدی اشتهاردی، ص109)

شاید به دلیل همین حساب و کتاب است که برخی روز قیامت بی حساب و معطلی وارد بهشت یا جهنم می شوند اما بقیه باید اعمالشان به دقت مورد محاسبه قرار گیرد.

برای نجات از عذاب نکیر و منکر و آسان شدن پاسخ گویی برخی از اعمال معرفی شده اند اعمالی که بیشتر مورد تاکید قرار گرفته اند عبارتند از :

 

نماز 

(2) ضمرة بن حبیب گوید راجع به نماز از پیغمبر- صلّى اللّه علیه و آله و سلّم- سؤال كردند، فرمود: نماز از واجبات دین است ...شفیع نزد ملك الموت، و مونس قبر و فرش زیر پهلو است. جواب نكیر و منكر است.(نصحایح ،369، نماز بیست و نه خاصیت دارد ... )

 

نماز شب

و امام صادق علیه السّلام از پدرانش از پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله و سلم نقل كردند كه: نماز شب باعث خشنودى خدا و دوستى فرشتگان مى‏گردد و... جواب منكر و نكیر و مونس و زائر او در قبر مى‏گردد.

 

روزه ماه شعبان

هر كس نُه روز از ماه شعبان را روزه بگیرد منكر و نكیر به هنگام سؤال، با وى مهربان و با عطوفت خواهند بود.( ثواب الاعمال وعقاب الاعمال ،شیخ صدوق ،ص82)

 

دوستی وپیروی از حضرت علی علیه السلام

هر كس على را دوست بدارد خداوند ... ترس منكر و نكیر را از او دور مى‏گرداند و قبرش را روشن مى‏سازد و چهره‏اش را نورانى مى‏نماید. (الإیمان و الكفر بحار الانوار،ج‏1،2



::
نویسنده :
تاریخ : دوشنبه 27 آذر 1396
تماشا کده نسیم ظهور.

---------------------------------------------------------------------------

مستند ظهور ؛ قسمت چهل و چهارم
لطفا درصورت تماشای ویدئو تا انتها ببینید ، دیدن بخشی از آن ممکن است باعث برداشت غلط شود
-------------------------------------------------------------------------

مستند زنان پاک از آن مردان پاک و مردان پاک از آن زنان پاک

کلید اسرار قسمت چهارم


ارتباط پیاده روی اربعین با ظهور امام عصر (عج)

استاد رائفی پور : ما ایرانی ها بی اورضه هستیم

دلایل ناامنی خاورمیانه روی نقشه استاد رائفی پور

شاید برای شما هم اتفاق بیفتد

استاد رائفی پور : مسئولین دقیقا چکار میکنند؟؟

کلید اسرار قسمت ششم


::
:: برچسب‌ها: تماشاکده نسیم ظهور ,
نویسنده :
تاریخ : شنبه 25 آذر 1396
دجال ظهور کرد
نحوه دعا کردن برای فرج در کلام آیت الله بهجت



ﭘﺎﯾﮕﺎﻩ ﺻﺎﻟﺤﺎﺕ – ﺍﮔﺮ ﻇﻬﻮﺭ ﺣﻀﺮﺕ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺑﺎﺷﺪ، ﺑﺎﯾﺪ ﻫﺮ ﮐﺲ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﻣﻬﯿّﺎ ﺳﺎﺯﺩ، ﺍﺯ ﺟﻤﻠﻪ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﺍﺯ ﮔﻨﺎﻫﺎﻥ ﺗﻮﺑﻪ ﮐﻨﺪ . ﻫﻤﯿﻦ ﺗﻮﺑﻪ ﺑﺎﻋﺚ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﺑﻼﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﺮ ﺳﺮ ﺷﯿﻌﻪ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﺳﺖ، ﮐﻪ ﻭﺍﻗﻌﺎً ﺑﯽ ﺳﺎﺑﻘﻪ ﺍﺳﺖ، ﻭ ﺑﻼﻫﺎﯼ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﮐﻪ ﺗﺎ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﻇﻬﻮﺭ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ، ﺍﺯ ﺳﺮ ﺷﯿﻌﻪ ﺭﻓﻊ ﻭ ﺩﻓﻊ ﮔﺮﺩﺩ .

ﺍﺯ ﺑﯿﺎﻧﺎﺕ ﻣﺮﺣﻮﻡ ﺁﯾﺖ ﺍﻟﻠﻪ ﺑﻬﺠﺖ ‏( ﻗﺪﺱ ﺳﺮﻩ ‏)
ﻣﺎ ﺍﻣﺎﻡ ﺯﻣﺎﻥ ﻋﺠﻞ ﺍﻟﻠّﻪ ﺗﻌﺎﻟﯽ ﻓﺮﺟﻪ ﺍﻟﺸﺮﯾﻒ ﺭﺍ ﺧﺎﻧﻪ ﻧﺸﯿﻦ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﯾﻢ !
ﻋِﺮﻕ ﺍﯾﻤﺎﻧﯽ ﻣﺎ ﮐﺠﺎ ﻭ ﻣﻨﺰﻟﺖ ﺍﯾﻤﺎﻧﯽ ﺍﻣﺎﻡ ﺯﻣﺎﻥ ﻋﺠﻞ ﺍﻟﻠّﻪ ﺗﻌﺎﻟﯽ ﻓﺮﺟﻪ ﺍﻟﺸﺮﯾﻒ ﮐﺠﺎ؟ ! ﺍﮔﺮ ﻣﺎ ﺩﺭ ﻧﺰﺩ ﺍﻭ ﮐﺎﻓﺮ ﺑﻪ ﺣﺴﺎﺏ ﻧﯿﺎﯾﯿﻢ ! ﭼﺮﺍ ﺩﺳﺘﺶ ﺭﺍ ﺑﺴﺘﻪ ﺍﯾﻢ ﻭ ﺧﺎﻧﻪ ﻧﺸﯿﻨﺶ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﯾﻢ ﻭ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﻧﻤﯽ ﺩﻫﯿﻢ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻧﺸﺎﻥ ﺩﻫﺪ؟ ! ﺁﻥ ﺁﻗﺎ ﮔﻔﺖ : ﭼﺮﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻌﺠﯿﻞ ﻓﺮﺝ ﺩﻋﺎ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﺪ؟ ﺁﯾﺎ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﯿﺪ ﺑﯿﺎﯾﺪ ﻭ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻫﻢ ﺑﮑﺸﯿﺪ؟ ! ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﻣﺰﺍﺣﻢ ﺧﻂ ﻭ ﻣﺮﺍﻡ ﻭ ... ﺷﻤﺎ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ . ﺁﻧﺎﻥ ﮐﻪ ﺳﺎﯾﺮ ﺍﺋﻤﻪ ﻋﻠﯿﻬﻢ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﺭﺍ ﮐﺸﺘﻨﺪ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﮐﻪ ﻧﺒﻮﺩﻧﺪ، ﺑﻠﮑﻪ ﺳﺒﺐ ﺁﻥ ﺑﯽ ﺩﯾﻨﯽ ﺑﻮﺩ، ﺁﯾﺎ ﺍﻻﻥ ﺩﯾﮕﺮ ﺁﻥ ﻃﻮﺭ ﻧﯿﺴﺖ؟ !


ﻣﻬﻢ ﺗﺮ ﺍﺯ ﺩﻋﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻌﺠﯿﻞ ﻓﺮﺝ
ﻣﻬﻢ ﺗﺮ ﺍﺯ ﺩﻋﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻌﺠﯿﻞ ﻓﺮﺝ ﺣﻀﺮﺕ ﻣﻬﺪﯼ ﻋﺠﻞ ﺍﻟﻠّﻪ ﺗﻌﺎﻟﯽ ﻓﺮﺟﻪ ﺍﻟﺸﺮﯾﻒ، ﺩﻋﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﻘﺎﯼ ﺍﯾﻤﺎﻥ ﻭ ﺛﺒﺎﺕ ﻗﺪﻡ ﺩﺭ ﻋﻘﯿﺪﻩ ﻭ ﻋﺪﻡ ﺍﻧﮑﺎﺭ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﺗﺎ ﻇﻬﻮﺭ ﺍﻭ ﻣﯽ ﺑﺎﺷﺪ؛ ﺯﯾﺮﺍ ﻣﺮﺩﻥ، ﺗﻨﻬﺎ ﻗﻄﻊ ﺣﯿﺎﺕِ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﭼﻨﺪ ﺭﻭﺯﻩ ﻓﺎﻧﯽ ﺍﺳﺖ؛ ﺍﻣﺎ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺭﻓﺘﻦ ﺍﺯ ﻋﻘﯿﺪﻩ ﺻﺤﯿﺢ، ﻣﻮﺟﺐ ﻫﻼﮐﺖ ﺍﺑﺪﯼ ﺍﺯ ﺣﯿﺎﺕ ﺟﺎﻭﯾﺪ ﺁﺧﺮﺕ ﻭ ﺧﻠﻮﺩ ﺩﺭ ﺟﻬﻨّﻢ ﺍﺳﺖ، ﻟﺬﺍ ﺣﻀﺮﺕ ﺍﻣﯿﺮ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﺩﺭ ﻟﯿﻠﺔُ ﺍﻟﻤﺒﯿﺖ ﺍﺯ ﺭﺳﻮﻝ ﺍﮐﺮﻡ ﺻﻠّﯽ ﺍﻟﻠّﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭﺁﻟﻪ ﻣﯽ ﭘﺮﺳﺪ : ‏« ﺃﻓﯽ ﺳﻼﻣﺔ ﻣﻦ ﺩﯾﻨﯽ؟ ‏» ، ﺁﯾﺎ ﺩﯾﻦ ﻣﻦ ﺳﺎﻟﻢ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ؟ ﯾﻌﻨﯽ ﺍﺯ ﺍﺳﺘﻘﺎﻣﺖ ﺩﺭ ﺩﯾﻦ ﻭ ﺛﺒﺎﺕ ﺍﯾﻤﺎﻥ ﻭ ﻋﻘﯿﺪﻩ ﺗﺎ ﻣﺮﺯ ﺷﻬﺎﺩﺕ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺧﻮﺩ ﺷﻬﺎﺩﺕ ﺑﺎﻻﺗﺮ ﺍﺳﺖ، ﺍﺯ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﺳﺆﺍﻝ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ .
ﺍﯾﻦ ﺩﻋﺎ ﺧﯿﻠﯽ ﻋﺎﻟﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺩﺍﺩﻩ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﺩﺭ ﺯﻣﺎﻥ ﻏﯿﺒﺖ ﺧﻮﺍﻧﺪﻩ ﺷﻮﺩ، ﮐﻪ : ‏« ﯾﺎ ﺍﻟﻠّﻪ ﯾﺎ ﺭﺣﻤﺎﻥ ﯾﺎ ﺭﺣﯿﻢ ! ﯾﺎ ﻣﻘﻠﺐ ﺍﻟﻘﻠﻮﺏ، ﺛﺒﺖ ﻗﻠﺒﯽ ﻋﻠﯽ ﺩﯾﻨﮏ . ‏» ، ﺑﺤﺎﺭﺍﻻﻧﻮﺍﺭ / 52/148 ؛ ﺍﯼ ﺧﺪﺍ، ﺍﯼ ﺭﺣﻤﺖ ﮔﺴﺘﺮ، ﺍﯼ ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ، ﺍﯼ ﮔﺮﺩﺍﻧﻨﺪﻩ ﺩﻝ ﻫﺎ، ﺩﻝ ﻣﺮﺍ ﺑﺮ ﺩﯾﻨﺖ ﺛﺎﺑﺖ ﻭ ﺍﺳﺘﻮﺍﺭ ﺑﺪﺍﺭ .


ﻧﺤﻮﻩ ﺩﻋﺎ ﮐﺮﺩﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﻓﺮﺝ ﻭ ﺷﺮﺍﯾﻂ ﻭ ﻣﻮﺍﻧﻊ ﺁﻥ
ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﻋﺠﻞ ﺍﻟﻠّﻪ ﺗﻌﺎﻟﯽ ﻓﺮﺟﻪ ﺍﻟﺸﺮﯾﻒ ﺑﺎﯾﺪ ﺩﻭ ﻣﻄﻠﺐ ﻣﻬﻢ ﺭﺍ ﺭﻋﺎﯾﺖ ﮐﻨﻨﺪ :
ﯾﮑﯽ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ، ﺩﺭ ﺷﺪﺍﯾﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﻓﺮﺝ ﺩﻋﺎ ﮐﻨﻨﺪ، ﮐﻪ ﺧﻮﺩ ﻫﻤﯿﻦ ﻣﮋﺩﻩ ﺍﯼ ﺍﺳﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﺷﺪﺍﯾﺪ ﺑﻪ ﻓﺮﺝ ﻣﺘﺼﻞ ﺍﺳﺖ .
ﺩﯾﮕﺮ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ، ﺩﻋﺎ ﮐﻨﻨﺪ ﮐﻪ ﻇﻬﻮﺭ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻫﻞ ﺍﯾﻤﺎﻥ، ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺑﺎ ﻋﺎﻓﯿﺖ ﺑﺎﺷﺪ، ﻭ ﺗﺎ ﻭﻗﺖ ﻇﻬﻮﺭ ﺑﺎ ﻭﺟﻮﺩ ﺑﻼﻫﺎ ﻭ ﺷﺪﺍﯾﺪ، ﺛﺎﺑﺖ ﻗﺪﻡ ﻭ ﺍﺳﺘﻮﺍﺭ ﺩﺭ ﺩﯾﻦ ﻭ ﻋﺎﻣﻞ ﺑﻪ ﺗﮑﻠﯿﻒ ﺑﺎﺷﻨﺪ؛ ﺯﯾﺮﺍ ﻣﺎ ﻫﯿﭻ ﻧﺪﯾﺪﻩ ﻭ ﻧﺨﻮﺍﻧﺪﻩ ﺑﻮﺩﯾﻢ ﮐﻪ ﺑﯿﻦ ﺑﺮﺍﺩﺭﻫﺎ، ﻫﺸﺖ ﺳﺎﻝ ﺟﻨﮓ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﻨﺪ، ﺁﻥ ﻫﻢ ﭼﻪ ﺟﻨﮕﯽ ! ﺑﺮ ﺳﺮﺷﺎﻥ ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪ ﻫﺎ ﺁﺗﺶ، ﺑﻤﺐ ﻭ ﻣﻮﺷﮏ ﺑﺒﺎﺭﺩ ﺣﺘﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺁﻥ ﻫﺎ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺟﻨﮓ ﻧﺮﻓﺘﻪ ﻭ ﺩﺭ ﺟﺒﻬﻪ ﺣﺎﺿﺮ ﻧﺸﺪﻩ ﺍﻧﺪ .

ﺧﺪﺍ ﮐﻨﺪ ﻇﻬﻮﺭ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﺯﻭﺩ ﻭ ﻗﺮﯾﺐ، ﻭ ﺑﺎ ﻋﺎﻓﯿﺖ ﺍﻫﻞ ﺍﯾﻤﺎﻥ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺑﺎﺷﺪ !
‏« ﻭﺍﺟﻌﻞ ﻟﻨﺎ ﻓﯽ ﺫﻟﮏ ﺍﻟﺨﯿﺮﺓ ﻭﺍﻟﻌﺎﻓﯿﺔ ‏» ، ﻣﺸﺎﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺟﻤﻠﻪ ﺩﺭ ﺩﻋﺎﯼ ﺭﻭﺯ ﻏﺪﯾﺮ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﺳﺖ .
ﺧﺪﺍﯾﺎ ! ﺍﯾﻦ ‏[ ﻇﻬﻮﺭ ‏] ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺎ ﻣﺎﯾﻪ ﺧﯿﺮ ﻭ ﻋﺎﻓﯿﺖ ﺑﮕﺮﺩﺍﻥ .

ﺯﯾﺮﺍ ﻣﺎ ﺍﯾﻤﺎﻥ ﻣﯿﺜﻢ ﺗﻤﺎﺭ، ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺷﯿﻌﯿﺎﻥ ﻭ ﺧﻮﺍﺹ ﺣﻀﺮﺕ ﻋﻠﯽ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﺑﻪ ﺩﺍﺭ ﺁﻭﯾﺨﺘﻪ ﺷﺪ ﻭ ﺩﺳﺖ ﻭ ﭘﺎ ﻭ ﺯﺑﺎﻥ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻗﻄﻊ ﻧﻤﻮﺩﻧﺪ، ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺭﯾﻢ ﮐﻪ ﻫﺮ ﭼﻪ ﺑﻼ ﺷﺪﯾﺪﺗﺮ ﻣﯽ ﺷﺪ، ﺍﯾﻤﺎﻧﺶ ﻗﻮﯼ ﺗﺮ ﻣﯽ ﺷﺪ ! ﺑﺎ ﺿﻌﻒ ﺍﯾﻤﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﻣﺎ ﺩﺍﺭﯾﻢ، ﺍﺯ ﮐﺠﺎ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﯿﻢ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺑﻼﻫﺎ ﻭ ﺍﺑﺘﻼﺋﺎﺕ ﻭ ﺷﺪﺍﯾﺪ ﺛﺎﺑﺖ ﻗﺪﻡ ﺧﻮﺍﻫﯿﻢ ﻣﺎﻧﺪ، ﺍﺯ ﮐﺠﺎ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﯿﻢ ﻗﻠﺒﺎً ﻫﻢ ﺍﺯ ﺩﯾﻦ ﺧﺎﺭﺝ ﻧﺨﻮﺍﻫﯿﻢ ﺷﺪ . ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﻣﺮﺩﻡ، ﺩﺭ ﺍﺛﺮ ﺳﺨﺘﯽ ﻫﺎ ﻭ ﻣﺸﮑﻼﺕ ﻭ ﺑﻼﻫﺎ، ﺗﺮﺩﯾﺪ ﻭ ﺷﮏ ﺣﺎﺻﻞ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ، ﻭ ﺗﻮﻗﻊ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﮐﻪ ﻣﺜﻼً ﺍﻻﻥ ﺑﺎﯾﺪ ﻭﻗﺖ ﻇﻬﻮﺭ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﻋﺠﻞ ﺍﻟﻠّﻪ ﺗﻌﺎﻟﯽ ﻓﺮﺟﻪ ﺍﻟﺸﺮﯾﻒ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﭼﺮﺍ ﻇﺎﻫﺮ ﻧﻤﯽ ﮔﺮﺩﺩ ﻭ ... .


ﺑﺎ ﺗﻮﺑﻪ ﺍﺯ ﮔﻨﺎﻫﺎﻥ، ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﻇﻬﻮﺭ ﺣﻀﺮﺕ ﺣﺠّﺖ ﻋﺠﻞ ﺍﻟﻠّﻪ ﺗﻌﺎﻟﯽ ﻓﺮﺟﻪ ﺍﻟﺸﺮﯾﻒ ﺁﻣﺎﺩﻩ ﮐﻨﯿﻢ !
ﺍﮔﺮ ﻇﻬﻮﺭ ﺣﻀﺮﺕ ﺣﺠّﺖ ﻋﺠﻞ ﺍﻟﻠّﻪ ﺗﻌﺎﻟﯽ ﻓﺮﺟﻪ ﺍﻟﺸﺮﯾﻒ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺑﺎﺷﺪ، ﺑﺎﯾﺪ ﻫﺮ ﮐﺲ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﻣﻬﯿّﺎ ﺳﺎﺯﺩ، ﺍﺯ ﺟﻤﻠﻪ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﺍﺯ ﮔﻨﺎﻫﺎﻥ ﺗﻮﺑﻪ ﮐﻨﺪ . ﻫﻤﯿﻦ ﺗﻮﺑﻪ ﺑﺎﻋﺚ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﺑﻼﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﺮ ﺳﺮ ﺷﯿﻌﻪ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﺳﺖ، ﮐﻪ ﻭﺍﻗﻌﺎً ﺑﯽ ﺳﺎﺑﻘﻪ ﺍﺳﺖ، ﻭ ﺑﻼﻫﺎﯼ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﮐﻪ ﺗﺎ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﻇﻬﻮﺭ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ، ﺍﺯ ﺳﺮ ﺷﯿﻌﻪ ﺭﻓﻊ ﻭ ﺩﻓﻊ ﮔﺮﺩﺩ .

ﻣﻨﺒﻊ :
-1 ﭘﺎﯾﮕﺎﻩ ﺣﻮﺯﻩ ﺑﻪ ﻧﻘﻞ ﺍﺯ ﻫﻔﺘﻪ ﻧﺎﻣﻪ ﺍﻓﻖ ﺣﻮﺯﻩ ‏( ﺑﻪ ﺻﺎﺣﺐ ﺍﻣﺘﯿﺎﺯﯼ ﻣﺮﮐﺰ ﻣﺪﯾﺮﯾﺖ ﺣﻮﺯﻩ ﻋﻠﻤﯿﻪ ﻗﻢ ‏) : ﻭﯾﮋﻩ ﻧﺎﻣﻪ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺳﺎﻟﮕﺮﺩ ﺍﺭﺗﺤﺎﻝ ﺁﯾﺖ ﺍﻟﻠﻪ ﺑﻬﺠﺖ ‏( ﻗﺪﺱ ﺳﺮﻩ ‏)
-2 ﺳﺎﯾﺖ ﺁﯾﺖ ﺍﻟﻠﻪ ﺑﻬﺠﺖ ‏( ﺭﻩ ‏)


::
:: برچسب‌ها: نحوه دعا کردن برای فرج درکلام آیت الله بهجت , نسیم ظهور , توبه ,
نویسنده :
تاریخ : جمعه 24 آذر 1396
ماهواره و خانواده
نویسنده :
تاریخ : پنجشنبه 23 آذر 1396
چه زیان تو را که من هم برسم به آرزویی




همه هست آرزویم که ببینم از تو رویی /  چه زیان ترا که من هم برسم به آرزویی

به کسی جمال خود را ننموده ای وبینم / همه جا به هر زبانی بود از تو گفتگویی

همه خوشدل اینکه مطرب بزند به تار چنگی / من از آن خوشم که چنگی بزنم به تار مویی

چه شود که راه یابد سوی آب تشنه کامی / چه شود که کام جوید زلب تو کام جویی

شود اینکه از ترحم دمی ای سحاب رحمت /  من خشک لب هم آخر زتو تر کنم گلویی

بشکست اگر دل من به فدای چشم مستت / سر خم می سلامت شکند اگر سبویی

همه موسم تفرج به چمن روند وصحرا / تو قدم به چشم من نه بنشین کنار جویی



::
:: برچسب‌ها: نسیم ظهور , شعر مهدویت , دلنوشته , درددل با امام زمان , یا اباصالح ,
نویسنده :
تاریخ : پنجشنبه 23 آذر 1396
باهم مهربان باشیم شاید فردایی درکار نباشد





"همدیگر را دوست داشته باشیم؛

شاید فردایی نباشد"..
آدمای زنده به گل و محبت نیاز دارن ومرده ها به فاتحه!
ولی ما گاهی برعکس عمل میکنیم!
به مرده ها سر میزنیم و گل میبریم براشون, ولی راحت فاتحه زندگی بعضیارو میخونیم !
گاهی فرصت باهم بودن کمتر از عمر شکوفه هاست!
بیائیم ساده ترین چیز رو ازهم دریغ نکنیم



زندگی آنقدر ابدی نیست که بتوان مهربان بودن را به فردا انداخت...
مهربان باشیم شاید فردایی در کار نباشد......


پنجشنبه هست ، برای شادی  آمرزش روح  همه ی اموات فاتحه ای بخوانیم



::
نویسنده :
تاریخ : پنجشنبه 23 آذر 1396
آسیب شبکه های ماهواره ای بر خانواده
مستند عمامه های انگلیسی (قسمت دوم)
نویسنده :
تاریخ : پنجشنبه 23 آذر 1396
از ظهور تا قیامت چه اتفاقاتی رخ میدهد؟



سرآغاز ظهور را باید تاریخ 23 ماه رمضان پیش از ظهور(عاشورا) بدانیم. در صبحگاهان این روز جبرییل امین و ملک مقرب خداوند ندا در می دهد:«صبح نزدیک شد. بدانید حق با مهدی (و در برخی روایات آل علی(ع)) و شیعیان اوست. این ندا را همگان به زبان خویش می شوند و با شنیدن این صدا خواب ها بیدار، نشسته ها ایستاده می شوند

* مقدمه

ظهور امام عصر(ع) واقعه ای شریف است که از زمان حضرت آدم(ع)1 بسیاری چشم انتظار وقوع آن بوده اند و در رأس آنان می توان از انبیا و رسولان الهی و پیروان ایشان یاد کرد. در منابع مختلف و کتاب های مقدس ادیان آسمانی و غیر آسمانی متعددی می توان در این رابطه مطالبی یافت.2 در این میان، مطالبی که در منابع اسلامی آمده به مراتب بیش از دیگر متون است. با این حال با مطالعه مطالب و روایاتی که درباره ظهور در متون اسلامی آمده چند نکته مهم و اساسی جلب توجه می نماید:

1. به رغم اهمیت و جذابیت ظهور و دوران پس از آن، جز تصویری اجمالی و کلی از آن دوره ارائه نشده است. آثار مانند «عصر زندگی» نوشته محمد حکیمی، چشم اندازی به حکومت جهانی حضرت مهدی(ع) نوشته نجم الدین طبسی و دولت کریمه امام زمان(ع) نوشته مرتضی مجتهدی سیستانی آثار شاخصی هستند که به تبیین این دوره پرداخته اند. هرچند محققان و مؤلفان این آثار تلاش در خور تقدیری برای به تصویر کشیدن این عصر داشته اند، امّا هر خواننده ای با مطالعه این آثار ارزشمند به خوبی و در نهایت وضوح، اجمالی بودن روایات توصیف کننده این دوران را درمی یابد. این اجمال را باید ناشی از ضعف درک و ناتوانی ساکنان دوره های پیش از ظهور به خصوص مقطع صدور احادیث و مخاطبان اهل بیت(ع) در فهم و تصور اجزای آن دوره بدانیم؛ برای نمونه و فهم بهتر می توان حالتی را تصور کرد که شما قصد دارید برای کسی که پانصد سال قبل می زیسته از اینترنت و موشک و تلفن همراه صحبت کنید. در چنین شرایطی شما هیچ چاره ای جز بیان اجمالی ندارید؛ زیرا اجزای توصیف شما هر قدر بیشتر شود بر سردرگمی او نیز افزوده می گردد. حال شرایطی را تصور کنید که معصومان(ع) حدود دوازده قرن قبل بنا داشته اند از دوره ای صحبت به میان آورند که در آن عقول کامل می شود،3 علوم رشدی در حد سیزده و نیم برابر پیدا می کنند،4 پایین ترین سطح سواد عمومی جامعه به حد اجتهاد می رسد5 و... طبیعی است که جز بیان اجمالی چاره ای نیست و ما هرگز نمی توانیم تصور کنیم اگر کم سوادترین فرد یک جامعه مجتهد باشد، باسوادترین و عالمترین شخص چه سوادی خواهد داشت. به این موارد باید حضور ملائک و جنیان را در مناسبات روزمره اجتماع افزود.6

2. منابع، گزارش ها و روایاتی که در آنها به ویژگی های جهان پس از ظهور اشاره شده است، از حیث اعتبار و صحت اسناد، متنوعند. برخی از آنها را می توان مسلم و صحیح دانست و در عین حال درباره برخی نمی توان با قاطعیت اظهار نظر کرد. گاه روایاتی دیده می شوند که از حیث سند یا محتوا به نظر ضعیف و دارای مشکل می آیند، امّا با گذر ایام صحت آنها اثبات می شود؛ لذا همه این روایات را نمی توان با یک چشم نگریست و در حال حاضر اظهار نطر قطعی نمود. نگاه ما در این نوشتار نیز از حیث ترتیب مطالب، صحت و اسناد و ... اظهار نظر قطعی نیست و صرفاً بر اساس آنچه به دست ما رسیده حوادث و جریانات پس از ظهور را دنبال نموده ایم.

3. درباره برخی از این روایت ها نیز باید گفت، اصل ماجرا و اصل آنها متواتر و صحیح است امّا درباره جزئیات آن نمی توان با چنین جزمی سخن گفت؛ برای نمونه هرچند به تصریح روایات سفیانی شخصیتی است که در آستانه ظهور امام عصر(ع) شورش خواهد نمود امّا در عین حال نمی توان درباره تعداد افرادی که به دست او در نجف و بغداد و دیگر شهرهای عراق یا مدینه کشته خواهند شد صحبت نمود؛ زیرا معلوم نیست تعداد بیان شده در روایات7 بیان کننده کثرت بوده اند یا تعداد دقیق. یا در مواردی مانند طلوع خورشید از مغرب نمی توان به قطع گفت آیا منظور واقعا تغییر در روال عادی طبیعت است یا باید برای فهم این عبارت از ابزاری مانند تاویل(که البته علم اصلی آن نزد اهل بیت علیهم است) تمسک جست؟!

4. درباره مدت حکومت امام عصر(ع) عبارات مختلفی یافت می شود که گاه صحبت از 3 یا 5 یا 7 سال است و گاه 309 سال. دیدگاه مختار ما در این نوشتار رقم حداقل 309 سال است8 با تأکید بر اینکه نمی دانیم این 309 سال بر اساس محاسبات عادی ماست یا بر اساس محاسبات روزهای قیامت و خدایی که به تصریح آیة 47 سورة حج و آیة چهارم سورة معارج هر سال خدایی معادل پنجاه هزار سال های ماست. احتمال اینکه محاسبات سال و ماه در این دوره حالت سومی باشد منتفی نیست، به خصوص که جریان طبیعت در آن دوره با دوره های پیش از خود متفاوت است. برای نمونه اینکه در روایات آمده مردم با وجود نور امام عصر(ع) از نور خورشید بی نیاز می شوند9 اگر بیانی تأویل پذیر نباشد و دقیقاً همین اتفاق بیفتد باید معیار دیگری برای شمارش سال و ماه و حتی روز و ساعت به کار گرفته شود؛ زیرا مبنای محاسبه ما برای ساعت، روز، هفته و ماه و سال خورشید است. ما از این مطلب نیز بی اطّلاعیم.

* از ظهور تا قیامت

هرچند راویان و مؤلفان حوزه مهدویت مانند بسیاری دیگر از حوزه های اسلامی چندان به موضوع توالی حوادث و اتفاقات توجه جدی نداشته اند و از همین رو مجموعه قابل توجهی از آنچه امروز درباره گذشته و آینده در اختیار داریم فاقد ترتیب و توالی تاریخی هستند با این اگر مجموعه روایات بیان کننده ظهور را اگر کنار هم بچینیم با در نظر گرفتن مقدمات پیش گفته می توان مقاطع پس از ظهور را چنین تصویر نمود:

1. ظهور اصغر

غیبت امام عصر(ع) دارای دو مرحله صغری و کبری بود. مرحله اوّل تا سال 329 هجری ادامه یافت و از آن پس مرحله دوم آغاز گشت. تا کنون حدود یازده قرن از آن تاریخ می گذرد. هرچند مجموعه ای از روایات از معصومان پیش از امام زمان(ع) درباره غیبت نقل شده و دهان به دهان و سینه به سینه در میان شیعیان منتقل می شد امّا با این حال برای آماده سازی شیعیان ماجرای غیبت طی دو مرحله رخ داد. جالب اینجاست که به رغم این تمهید و مقدمه چینی، بنا بر آنچه در برخی منابع تاریخی آمده شیعیان به فرقه های متعدد تقسیم شدند10 و با زحمات بزرگانی مانند شیخ کلینی، شیخ صدوق و شیخ مفید بود که از آن فرقه ها تنها شیعیان دوازده امامی باقی ماندند.11

یکی از اتفاقات مهمی که در دوره غیبت کبری افتاده و به راحتی می توانیم آن را در اطراف خود ببینیم عادت کردن شیعیان به غیبت امام عصر(ع) است. این ماجرا تا آنجا پیش می رود و ادامه می یابد که به تعبیر روایات مردم می گویند به ایشان و خاندان پیامبر(ص) ما را نیازی نیست.12 از همین رو پیش از ظهور حضرت مهدی(ع) دوره ای را که از آن با عنوان دوره ظهور اصغر یاد می شود، شاهد خواهیم بود که همانند دوره غیبت صغری زمینه ساز دوره بعد خواهد شد. روایات مقطع کوتاهی پیش از ظهور را چنین توصیف کرده اند که نام حضرت مهدی(ع) بر زبان ها جاری شده و سیراب محبت ایشان می گردند.13 برخی بزرگان بر این باورند که اندکی بیش از پنجاه سال است که در این دوره قرار گرفته ایم.14

2. آستانه ظهور (آغاز فعالیت های سفیانی و یمانی)

آنچه در روایات با عنوان نشانه های حتمی ظهور از آنها یاد شده پنج موردند که شورش سفیانی در شام و قیام یمنی به طور همزمان در ماه رجب پیش از ظهور (شش ماه قبل از آن) اتفاق می افتند.15 از این مقطع به بعد مجموعه ای از اتفاقات رخ می دهند که غالباً اقدامات و جنایات سفیانی و سپاهیانش است. این مجموعه اتفاقات که علاقه مندان، می توانند تفصیل آن را در کتاب «شش ماه پایانی» مطالعه نمایند، فضای جهان را ملتهب می کند و نوعی آشفتگی جدی در جهان نمایان می شود.

3. ظهور محدود: صیحه تا شهادت نفس زکیه

سرآغاز ظهور را باید تاریخ 23 ماه رمضان پیش از ظهور(عاشورا) بدانیم. در صبحگاهان این روز جبرییل امین و ملک مقرب خداوند ندا در می دهد:«صبح نزدیک شد. بدانید حق با مهدی (و در برخی روایات آل علی(ع)) و شیعیان اوست.16

این ندا را همگان به زبان خویش می شوند و با شنیدن این صدا خواب ها بیدار، نشسته ها ایستاده می شوند.17 این اوصاف را برخی به ابزارهای مدرن امروزی تاویل می کنند گویا حضرت جبرییل برای رساندن پیام الهی نیازمند ماهواره و اینترنت است. این تصور ناشی از ضعف ایمان ما نسبت خداوند، بی اطلاعی از خلقت و قدرت ملائکه الهی و به خصوص مقربان آنها و نیز حجت مند و بر حق دانستن ابزارهای مدرن است. اوصافی که برای این ندا بیان شده هرگونه احتمال دیگری غیر از صریح آنچه را در روایت آمده منتفی می سازد؛ به خصوص اینکه اولاً همه آن را همزمان می شوند، ندا از آسمان است و حتی افراد خسبیده با این صدا از خواب بیدار می شوند. لازمه قبول آن تأویل چنین است که ما حالتی را تصور کنیم که برنامه ای به طور زنده و به مستمر از آسمان و همزمان در تمام نقاط عالم و به زبان های مختلف پخش شوند و گیرنده هایی در جای جای عالم وجود داشته باشد که ثانیه ثانیه این برنامه را با صدای رسا و کیفیتی عالی دریافت کند. مجموعه این تصورات به نظر می آید جز خیالی بیش نیست.

بعدازظهر یا شامگاهان همان روز ابلیس بانگ برمی آورد که حق با عثمان است.18 فرض پخش رسانه ای این بانگ منتفی نیست؛ زیرا نه حقانیتی دارد و نه اوصافی به مانند ندای جبرییل امین برای آن برشمرده شده است.

نکته مهم درباره این دو بانگ آسمانی این است که به طور طبیعی باید تفاوت میان دو جریان شناخته شده باشد: جریان شیعی به رهبری فرزند امیرالمومنین(ع) و جریان عثمانی که در دو ندای حضرت جبرییل(ع) و ابلیس لعین مردم بدان ها دعوت می شوند. به عبارت دیگر باید این مطلب را حاکی از حذف یا تضعیف تمام رقبای فکری یا دینی دانست.

همان طور که در بند بعد خواهیم دید امام عصر(ع) در این مقطع ظهور محدودی برای افراد معدودی خواهند داشت که نتیجه اقدامات ایشان اعزام نفس زکیه به مکه است.

4. آغاز دعوت: شهادت نفس زکیه تا عاشورا

پس از وقوع مجموعه همه حوادثی که تا به حال از آنها یاد کردیم شعاع های نورانی آن خورشید تابان بیش از پیش نمایان گشته و حضرت مهدی(ع) فرستاده ای از جانب خویش به مکه اعزام می کنند که علاوه بر روشن شدن اوضاع و کسب خبر از آنها مقدمات آن انقلاب مبارک را فراهم کند. جوانمردی هاشمی (محمد بن الحسن که همان نفس زکیه است)، در بیست و پنجم ماه ذی الحجة پس از قیام خویش وارد مسجدالحرام شده و بین رکن و مقام ایستاده و نامه ای شفاهی از ناحیه حضرت را برای مردم مکه قرائت می کند که در این نامه خبری از توهین و بی احترامی و تهدید نیست و ضمن آن حضرت از مردم مکه طلب یاری و نصرت می کنند. بقایای نظام منحوس حاکم در حجاز جرمی شنیع مرتکب شده و وی را در حالی که بین رکن و مقام ایستاده، شهید می کنند که این جرم عاقبت آنها را مشخص می کند و معلوم می سازد که حضرت 15 روز بعد19 که بناست ظهور شریفشان رخ بدهد، باید با آنها چگونه رفتار بکنند.چنین فاجعه دردناکی در مدینه بر سر پسر عموی نفس زکیه - که نام خودش محمد و نام خواهر (دوقلویش) فاطمه است - می آید و هر دو را بر سر در مسجدالنبی(ص) اعدام می کنند.

ابو بصیر هم از امام باقر(ع) ضمن حدیثی بلند روایت کرده است:«حضرت مهدی(ع) به یاران خویش می فرمایند: ای قوم (همراهان) اهالی مکه مرا نمی خواهند ولی برای آن که حجت بر آنها تمام شود و خود هم به وظیفه ام عمل کرده باشم (یکی از شما را) به سوی آنها می فرستم. سپس یکی از یارانشان را خوانده و به او می فرمایند: به سوی اهل مکه برو و بگو: ای اهالی مکه من فرستاده فلانی (حضرت مهدی(ع)) هستم و او برای شما چنین پیغام فرستاده که ما خاندان رحمت و معدن رسالت و خلافتیم. ما نوادگان حضرت محمد(ص) و سلاله پیامبران هستیم به ما ظلم شده وآزار رسانده اند و ما را سرکوب کرده اند. حقمان را تا به امروز به زور از زمان رحلت پیامبر(ص) گرفته اند. از شما طلب یاری می کنیم پس یاریمان کنید. وقتی این جوانمرد این پیام را رساند به سوی او می آیند و مابین رکن و مقام او را که نفس زکیه است می کشند.»20

5 ظهور اکبر: عاشورا

ظهور امام عصر(ع) به تصریح آنچه در روایات آمده مصادف با روز عاشورا و بنابر مشهور جمعه یا به تعبیر برخی روایات شنبه21 خواهد بود.22 یاران امام عصر(ع) دسته ای شبانه و دسته ای بامدادان با سوار شدن بر ابرها یا طی الارض خود را به امام(ع) می رسانند.23

6. عاشورا تا ربیع الاول سال اوّل ظهور

در این مقطع در میان یاران امام، به طور شاخص می توان یمانی و خراسانی را مشاهده نمود که از دو منطقه خاورمیانه با سپاهیان خویش به یاری امام می شتابند. بنابر روایات یمانی از حقانیتی بیش از خراسانی برخوردار است وخراسانی و فرمانده سپاه خویش شعیب بن صالح25 برای اتمام حجت بر دیگر سپاهیان و همراهان از امام(ع) تقاضای معجزه و کرامت می کند. امام هم جلوه ای از اعجاز خویش را به ایرانیان می نمایند و پس از آن ایشان با حضرتش بیعت می کنند. سفیانی که علاوه بر شام، عراق و شبه جزیره عربستان به بخش هایی از ایران نیز لشکر کشی کرده، اوّلین شکست خود را از خراسانی و در منطقه استخر (حوالی شیراز) از خراسانی تجربه می کند26 و اندکی پس از ظهور (تنها پنج روز) بخش قابل توجهی از سپاه خود را که در بیابانی میان مکه و مدینه از دست می دهد. این سپاه برای مبارزه با امام و ممانعت از اقدامات پس از ظهور از مدینه به مکه گسیل داشته شده بودند. جبرییل ملک(ع) مأمور نابود کردن و به زمین فرستادن این لشکر است. از این سپاه تنها دو یا سه نفر ملقب به بشیر و نذیر زنده می مانند که شرح ماجرا را به اطلاع امام زمان(ع) و سفیانی می رسانند.27

پس از این دو شکست، سپاه سفیانی به طور مداوم از سپاهیان امام(ع) که هر لحظه بر تعدادشان افزوده می شود شکست می خورد تا اینکه در حوالی دریاچه طبریه امام زمان(ع) و سفیانی در مقابل هم قرار می گیرند. به رغم تمام جنایات و فجایعی که در این مدت به بار آورده بود امام زمان(ع) که مظهر رحمت الهی است و بسان رسول اکرم(ص) ملقب به عنوان ممتاز «رحمه للعالمین»،28 سفیانی را به خیمه خویش فراخوانده و با چنان ملایمت و مهربانی با او ملاقات و صحبت می کنند که او از کرده خویش پشیمان شده و تصمیم به تسلیم شدن می گیرد. او با یک دنیا ندامت به خیمه و خرگاه خویش باز می گردد امام فرماندهان سپاه او را دوباره وادار به نبرد با سپاهیان امام(ع) می کنند و او را به بدفرجامی بازمی گردانند.29

7. بازگشت مسیح و پایان بخشیدن به جریان سفیانی

در این مقطع و پیش از بسته شدن پرونده سفیانی، حضرت مسیح(ع) به زمین باز می گردد. بازگشت او مقارن با یکی از وعده های نماز است. او در حالی که همچنان آب وضوی او خشک نشده به عنوان وزیر حضرت مهدی(ع)، در میان سپاهیان امام(ع) قرار گرفته و در نماز به ایشان اقتدا می نماید.30 سفیانی در نبرد با امام(ع) شکست می خورد و پرونده او برای همیشه بسته می شود. لازم به ذکر است غربیان و یهودیان در این نبرد به یاری سفیانی می شتابند که هیچ ثمری برای او نخواهد داشت.

8. جنگ با یهود و فتح کامل خاورمیانه

بنابر روایات متعددی که ذیل آیات آغازین سوره بنی اسراییل بیان شده دومین شکست جدی یهودیان در طول تاریخ به دست یاوران امام عصر(ع) خواهد بود. این مطلب را در منابع اهل تسنن نیز می توان یافت. برای نمونه:«قیامت برپا نشود تا اینکه بین مسلمانان و یهودیان جنگی رخ دهد که مسلمانان همه آنان را به هلاکت رسانند؛ به گونه ای که اگر شخصی یهودی در پشت درخت یا صخره ای پنهان شود آن درخت و صخره به صدا در آمده و می گوید: ای مسلمان، یک یهودی در پناه من مخفی شده، او را هلاک کن....»31

همان طور که مشاهده می شود این جنگ متفاوت با جنگ های معمولی خواهد بود به نحوی که نباتات و جمادات نیز به یاری یاران امام زمان(ع) خواهند آمد تا به ظلم ها و جنایات پایان ناپذیر یهود خاتمه بخشند. با تسلط بر فلسطین و مناطق اطراف آن در این مقطع، امام زمان(ع) بر منطقه خاورمیانه مسلط می شوند.

9. دعوت جهانی

با استقرار حکومت مهدوی در منطقه خاورمیانه، اقدامات تبلیغی برای رساندن فرهنگ اصیل اسلامی به تمام مناطق جهان آغاز می شود. حضرت مسیح(ع) مأمور رساندن این پیام به گوش مسیحیان و پیروان خویش را برعهده دارند. در پی این اقدامات تبلیغی، غربیان که تاب حکومت عدل و جهانی امام عصر(ع) ندارند به جنگ با ایشان می پردازند.32

10. نبرد اوّل با اهل کتاب و غربیان تا صلح با غرب

درباره زمان آغاز و مدت این نبرد در روایات مطلبی یافت نشد امّا با توجه به شواهد و قرائن می توان آن را در ماه های آغازین پس از ظهور تصور کرد. زیرا ایشان در مدتی کمتر از سه ماه بر خاورمیانه مسلط می شوند و پیش از آن با صیحه جبرییل همگان با شخصیت حضرت مهدی(ع) و اهداف و برنامه های ایشان آشنا شده اند. از سویی امام(ع) از تمامی فرصت ها بهره می برند و برای ابلاغ پیام جهانی خویش اقدام می نمایند و از سوی دیگر در طول قرون متمادی و پیش از تولد امام زمان(ع) برای ممانعت از اقدامات عدالت گسترانه ایشان مترصد ظهور بوده اند. ظالمان که حضرت مهدی(ع) را در هم شکننده تمام هیمنه خویش می-دانسته اند هرگز برای مخالفت و مبارزه با ایشان زمانه را از دست نخواهند داد. به خصوص که می دانند هر لحظه ای که از ظهور بگذرد بر تعداد یاران و شیفتگان امام زمان(ع) افزوده خواهد شد. در برخی از روایات سرآغاز این نبرد را پناه بردن بازمانده سپاه سفیانی به غرب بیان شده است.33 ظاهرا در این ماجرا غربیان حضرت مسیح(ع) را میانجی خویش قرار می دهند و قرارداد صلحی میان دو طرف برای مدت هفت سال برقرار می گردد.34

11. نبرد دوم با غرب و شکست آنان

غربیان تنها با گذشت نه ماه، دو یا سه سال (به اختلاف روایات) از عقد این قرارداد صلح، آن را نقض می کنند و با سپاهی متشکل از هشتاد پرچم(شاید کنایه از کشور باشد) و نزدیک به یک میلیون سرباز به مسلمانان حمله ور می شوند.35 به رغم حضور این خیل سپاه جهانی در منطقه فلسطین، که با همراهی برخی از اعراب با غربیان ادامه می یابد به نفع مسلمانان و سپاه ظهور خاتمه می یابد.36 متاسفانه به غلط برخی نبرد قرقیسیا را معادل اسلامی آرماگدون درنظر می گیرند.37 با نگاه دقیقتر می توان ادعا کرد غربیان با در نظر گرفتن نبرد نهایی امام عصر(ع) با روم و غرب داستان آرماگدون را ساخته اند یا در منابع آسمانی تحریف ناشده ای که به طور محرمانه و مخفیانه در اختیار دارند38 از این نبرد اطلاع یافته اند و حقایق مربوط به آن را برای خویش تحریف کرده اند.39 مقایسه شباهت ها و تفاوت های این دو نبرد مجال دیگری می طلبد امّا به اجمال باید این دو را بسیار شبیه بدانیم.

12. شورش دجال و کشته شدن

ماجرای دجال با اوصاف خاص او مطلبی است که غالبا در منابع اهل سنت آمده است و در منابع شیعی معمولا به بیان کلیات و مطالب اجمالی درباره این موضوع اکتفا شده است. منابع مسیحیان نیز به وفور درباره دجال و اقدامات او سخن گفته اند تا جایی که در حال حاضر، آنان به دنبال یافتن مصداق یا مصداق های آن هستند.در منابع مسیحیان، مسیح نبی(ع) را قاتل دجال معرفی کرده اند و در منابع اسلامی نیز گاه ایشان و گاه حضرت مهدی(ع) را کُشنده دجال بیان نموده اند.40 دجال شخصیت، جریان یا ابزاری است که عده ای در در دوره آخرالزمان به خویشتن فریفته می سازد و زمینه کفر و ناسپاسی جمعیت بسیاری را فراهم می آورد. به استناد روایاتی که به دست ما رسیده این ماجرا در دوره امام عصر(ع) خاتمه می یابد و در دمشق، باب لد41 کشته می شود.

13. نبرد با یأجوج و مأجوج

یاجوج و ماجوج دو شخصیت یا امتی بوده اند که ذوالقرنین در قرآن کریم از آنان با عنوان مفسد فی الارض یاد کرده است.42 ماجرای این دو در دوره بعد از ظهور و پس از جریان دجال، تکرار می شود که از حیث گستره و طرف های درگیر و دیگر ویژگی ها کاملاً متفاوت با آن خواهد بود. بررسی ماجرای یأجوج و ماجوج مجال مفصلی می طلبد و علاقه مندان می توانند کتاب یأجوج و مأجوج نوشته شیخ توفیق حسن علویه را مطالعه نمایند. در اینجا به همین مقدار اکتفا می شود که فتنه این دو نیز به دست امام عصر(ع) برچیده می شود.43

14. نبرد با ابلیس و مرگ او

ابلیس پس از آنکه در ماجرای خلقت حضرت آدم(ع) بر او سجده نکرد و از درگاه الهی رانده شد درصدد انتقام از این مخلوق تازه خداوند بر آمد. او با توجه به معرفتی که به خداوند داشت به عزت او قسم خورد که به جز مخلَصان، دیگر اسنان ها را گمراه کند و برای همین امر از خداوند تا روز قیامت مهلت خواست. خداوند تا موعد مشخصی (یوم الوقت المعلوم) به او مهلت داد.44 در روایات متعددی که ذیل این آیه آمده، آن موعد مشخص را ظهور امام عصر(ع) بیان نموده اند. پس از ظهور امام عصر(ع) طی نبردی ابلیس به همراه اعوان و انصار جنی و انسی اش در برابر امام و یارانشان صف آرایی می کنند. نتیجه این نبرد نیز شکست شیطان و یاران اوست و در پایان این جنگ، ابلیس در مسجد کوفه به دست امام زمان(ع) کشته می شود.45 از همین روست که نوع مشکلات و آزارهایی که دوستداران و پیروان و مبلغان امام عصر(ع) در دوره غیبت از شیاطین جن و انس می بینند به مراتب بیش از دیگران است. از این مقطع به بعد میزان سنجش افراد بر اساس نحوه برخورد با نفس اماره شان است؛ زیرا دیگر وسوسه کننده ای از بیرون وجود ندارد و افراد تنها از درون وسوسه را تجربه می کنند.

15 حکومت جهانی

با حذف موانع بیرونی دریافت و فهم حقیقت، زمینه هدایت بشریت فراهم می شود. دوره استقرار حکومت امام زمان(ع) ویژگی هایی منحصر به فرد دارد که علاقه مندان می توانند به منابعی که در این رابطه وجود دارد مراجعه نمایند.46 در این دوره حداقل 309 ساله انسان ها از سویی با تمام مشکلات و بحران هایی که در دوره های مختلف و به خصوص آخرالزمان و آستانه ظهور با آن مواجه بوده اند، وداع می کنند و از سویی تمام آمال و آرزوهایی را که بشر همواره در دل می پرورانده به دست می آورند. این حل مشکلات و تحقق آرزوها در تمام عرصه های علمی، فرهنگی، امنیتی، طبیعی و ... به منصه ظهور می رسد.

16. وفات مسیح

حضرت مسیح(ع) که در دوره اوّل زندگی خویش بی همسر و خانمان می زیست پس از بازگشت در دوره ظهور امام عصر(ع) ازدواج می کند و در دوره استقرار و پس از سال ها وزارت امام عصر(ع) دار دنیا را وداع می گوید و مراسم تدفین او را امام عصر(ع) انجام می دهند. ایشان در طول دوره دوم حیات خویش نقشی بسزا در ترویج اسلام و رهبری امام زمان(ع) در میان اهل کتاب و به خصوص مسیحیان ایفا می کنند.47

17. وفات امام عصر(ع)

امام زمان(ع) نیز پس از صدها سال زندگی در دوره غیبت و چند صد سال زندگی در دوره پس از ظهور مدتی پس از حضرت مسیح(ع) وفات می یابند. گزارش هایی که درباره شهادت ایشان به دست ما رسیده چندان قابل اعتماد نیستند و باید رحلت ایشان را به طور طبیعی و نه شهادت بدانیم با در نظر گرفتن اینکه شهید نشدن از فضایل ایشان نمی کاهد. با وفات امام عصر(ع) دوره اصلی رجعت آغاز می شود.

18. رجعت

دوره رجعت که در منابع گاه از آن به عنوان ضروریات مکتب تشیع یاد می شود دوره ای است که اطلاعاتی بسیار اجمالی درباره آن به دست ما رسیده است. با استفاده از مبانی و مستندات قرآنی و روایی متعددی می توان اجمال مربوط به دوره رجعت را اثبات نمود امّا درباره جزییات این دوره طولانی مدت که در روایات گفته شده هرکس نوه هزارم خویش را می بیند و سیدالشهدا(ع) چنان عمر می کنند که ابروهای ایشان روی چشم هایشان می افتد48 نمی توان با قطعیت صحبت نمود. امام حسین(ع) اوّلین رجعت کننده است که به تدفین امام عصر(ع) می پردازند. پس از ایشان حضرت امیر(ع) و رسول اکرم(ص) نیز به دنیا باز میگردند. بنابر روایات متعدد منظور از خروج «دابه الارض» که مربوط به این دوره دانسته شده همان رجعت امیرالمومنین(ع) است49 و دیگر گزارش ها چندان قابل اعتنا و لحاظ کردن نیستند.50

در این دوره نبرد نمادین بزرگی میان بهترین ها و بدترین های تاریخ بشریت رخ می دهد و در آن جبهه حق فائق می شود. علاقه مندان درباره دوره رجعت و ویژگی های و اتفاقات مربوط به آن باید به آثار ارزشمندی گه به قلم بزرگانی چون علامه مجلسی، آیت الله طبسی(ترجمه میرشاه ولد) و... و نیز ویژه نامه «رجعت» ماهنامه موعود که چندی پیش منتشر شد مراجعه نمایند.

19. مقدمات قیامت

همان طور که خلقت در شش مرحله و به تعبیر قرآن کریم شش روز اتفاق افتاد پایان خلقت خاکی نیز طی چند مرحله خواهد بود. پس از وفات آخرین حجت الهی بنا بر برخی روایات چهل روز جهان در نوعی ابهام و سردرگمی طی طریق خواهد نمود. در پی دمیدن اوّل اسرافیل در صور خویش، ابتدا همه انسان ها می میرند و دیگر موجودات نیز جان خویش را از دست می دهند. جان همه را عزراییل و جان او را اسرافیل می گیرد و او نیز با اراده الهی می میرد و طی مدتی خداوند تنها حی عالم خواهد بود. پس از آن خداوند اسرافیل را زنده نموده و او مجددا در صور خویش می دمد و همه خلایق از اوّل تا آخر زنده می شود و صحنه قیامت برپا می شود. پرداختن به موضوع قیامت به خصوص با رویکرد مهدوی مجالی بسیار مفصل می طلبد.

منبع : حوزه دات نت



::
:: برچسب‌ها: ازظهور تاقیامت چه اتفاقاتی رخ میدهد؟ , ازظهورتاقیامت , نسیم ظهور , مرگ شیطان , یاجوج وماجوج , وفات مسیح , رجعت ,
نویسنده :
تاریخ : چهارشنبه 22 آذر 1396
اهمیت دعا برای ظهور امام زمان (عج)




ﺩﺭ ﺗﻌﺎﻟﯿﻢ ﭘﯿﺸﻮﺍﯾﺎﻥ ﺩﯾﻦ، ﺩﻋﺎ ﺍﺳﻠﺤﺔ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮﺍﻥ، ﺳﭙﺮ ﻭ ﺳﻼﺡ ﻣﺆﻣﻦ، ﻣﻐﺰ ﻫﻤﻪ ﻋﺒﺎﺩﺍﺕ ﻭ ﺣﻠﻘﻪ ﺍﺭﺗﺒﺎﻁ ﺧﺎﻟﻖ ﻭ ﻣﺨﻠﻮﻕ ﻣﻌﺮّﻓﯽ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ .
ﺍﻭّﻟﯿﻦ ﻣﻈﻠﻮﻡ ﻋﺎﻟﻢ، ﺣﻀﺮﺕ ﺍﻣﯿﺮﺍﻟﻤﺆﻣﻨﯿﻦ ‏( ﻉ ‏) ﻣﯽ ﻓﺮﻣﺎﯾﻨﺪ :
ﺩﻋﺎ ﺳﭙﺮ ﻣﺆﻣﻦ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻫﺮ ﮔﺎﻩ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺩﺭﯼ ﺭﺍ ﮐﻮﺑﯿﺪﯼ ﺑﻪ ﺭﻭﯼ ﺗﻮ ﺑﺎﺯ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ . [1]
ﻭ ﺣﻀﺮﺕ ﺍﻣﺎﻡ ﻣﺤﻤّﺪﺑﺎﻗﺮ ‏( ﻉ ‏) ﺧﻄﺎﺏ ﺑﻪ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺍﺻﺤﺎﺏ ﺧﻮﯾﺶ ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ :
ﺁﯾﺎ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺭﺍﻫﻨﻤﺎﯾﯽ ﻧﮑﻨﻢ ﺑﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﮐﻪ ﺭﺳﻮﻝ ﺧﺪﺍ ‏( ﺹ ‏) ﺩﺭ ﺁﻥ ﺍﺳﺘﺜﻨﺎﯾﯽ ﻧﺰﺩﻩ؟
ﻋﺮﺽ ﮐﺮﺩﻡ : ﭼﺮﺍ . ﻓﺮﻣﻮﺩ :
ﺩﻋﺎ، ﮐﻪ ﻗﻀﺎﯼ ﭘﯿﭽﯿﺪﻩ ﻭ ﺳﺨﺖ ﺭﺍ ﺑﺮﻣﯽ ﮔﺮﺩﺍﻧﺪ ﻭ ﺍﻧﮕﺸﺘﺎﻧﺶ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻫﻢ ﻓﺸﺮﺩ . [2]
ﻭ ﺑﺎﺯ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﺗﺄﮐﯿﺪ ﮐﺮﺩﻧﺪ :
ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﺳﻮﮔﻨﺪ ﻫﯿﭻ ﺑﻨﺪﻩ ﺍﯼ ﺩﻋﺎ، ﭘﺎﻓﺸﺎﺭﯼ ﻭ ﺍﺻﺮﺍﺭ ﺑﻪ ﺩﺭﮔﺎﻩ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻋﺰّﻭﺟﻞّ ﻧﮑﻨﺪ ﻣﮕﺮ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺣﺎﺟﺘﺶ ﺭﺍ ﺑﺮﺁﻭﺭﺩ .
[3]

ﺣﻀﺮﺕ ﺍﻣﺎﻡ ﺻﺎﺩﻕ ‏( ﻉ ‏) ﻧﯿﺰ ﻣﯽ ﻓﺮﻣﺎﯾﻨﺪ :
ﺩﻋﺎ ﮐﻦ ﻭ ﻣﮕﻮ ﮐﻪ ﮐﺎﺭ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺁﻧﭽﻪ ﻣﻘﺪّﺭ ﺷﺪﻩ ﻫﻤﺎﻥ ﺷﻮﺩ ‏[ ﻭ ﺩﻋﺎ ﺍﺛﺮﯼ ﻧﺪﺍﺭﺩ ‏] ... [4]
ﻣﺮﺣﻮﻡ ﻋﻠّﺎﻣﺔ ﻣﺠﻠﺴﯽ ﺩﺭ ﺷﺮﺡ ﺭﻭﺍﯾﺖ ﻓﻮﻕ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ :
... ﺑﺎﯾﺪ ﺍﯾﻤﺎﻥ ﺑﻪ ﺑَﺪﺍﺀ ﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﺑﻪ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺳﺒﺤﺎﻥ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﺩﺭ ﮐﺎﺭﯼ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻫﺮ ﭼﻪ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﻣﺤﻮ ﮐﻨﺪ ﻭ ﻫﺮ ﭼﻪ ﺑﺨﻮﺍﻫﺪ ﺛﺒﺖ ﮐﻨﺪ ﻭ ﻗﻀﺎ ﻭ ﻗﺪﺭ ﻣﺎﻧﻊ ﺩﻋﺎ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ؛ ﭼﻮﻥ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺩﺭ ﻟﻮﺡ ﻣﺤﻮ ﻭ ﺍﺛﺒﺎﺕ ﻣﻤﮑﻦ ﺍﺳﺖ . ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺧﻮﺩ ﺩﻋﺎ ﻧﯿﺰ ﺍﺯ ﺍﺳﺒﺎﺏ ﻗﻀﺎ ﻭ ﻗﺪﺭ، ‏( ﺍﺳﺖ ‏) ﻭ ﺍﻣﺮ ﺑﻪ ﺩﻋﺎ ﻧﯿﺰ ﺍﺯ ﻫﻤﺎﻥ ﻫﺎﺳﺖ . [5]
ﻭ ﻧﯿﺰ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﻧﻘﻞ ﺷﺪﻩ ﮐﻪ ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ :

‏« ﻫﻤﺎﻧﺎ ﺩﻋﺎ، ﻗﻀﺎ ﺭﺍ ﺑﺮﻣﯽ ﮔﺮﺩﺍﻧﺪ ﻭ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻫﻢ ﻭﺍﻣﯽ ﺗﺎﺑﺪ؛ ﭼﻨﺎﻧﭽﻪ ﺭﺷﺘﻪ ﻫﺎﯼ ﻧﺦ ﺍﮔﺮ ﭼﻪ ﺑﻪ ﺳﺨﺘﯽ ﺗﺎﺑﯿﺪﻩ ﺷﺪﻩ ﺑﺎﺷﺪ ﺍﺯ ﻫﻢ ﺑﺎﺯ ﺷﻮﺩ . ‏» [6]
ﮐﻤﺘﺮ ﮐﺴﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺍﻣﻮﺭ ﺷﺨﺼﯽ ﺑﻪ ﻭﯾﮋﻩ ﺩﺭ ﺗﻨﮕﻨﺎ ﻭ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﻣﻮﺍﺟﻪ ﺷﺪﻥ ﺑﺎ ﻣﺸﮑﻼﺕ ﻭ ﺳﺨﺘﯽ ﻫﺎﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽ، ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﺩﻋﺎ ﺑﻠﻨﺪ ﻧﮑﻨﺪ ﻭ ﺑﺎ ﺭﺍﺯ ﻭ ﻧﯿﺎﺯ، ﻧﺬﺭ ﻭ ﺗﻮﺳّﻞ ﺑﻪ ﺍﻭﻟﯿﺎﯼ ﺍﻟﻬﯽ ﺍﺯ ﺩﺭﮔﺎﻩ ﺣﻀﺮﺕ ﺍﺣﺪﯾّﺖ، ﮔﺸﺎﯾﺶ ﺩﺭ ﺍﻣﻮﺭ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻃﻠﺐ ﻧﮑﻨﺪ .

ﻧﮑﺘﺔ ﻣﻬﻢ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﺎ ﻣﻌﻤﻮﻻً ﺩﺭ ﺣﻮﺍﺋﺞ ﻓﺮﺩﯼ ﺧﻮﯾﺶ ﺑﺮ ﺩﻋﺎ ﺍﻟﺤﺎﺡ ﻭ ﺍﺻﺮﺍﺭ ﻣﯽ ﻭﺭﺯﯾﻢ ﻭ ﺗﺎ ﺍﺳﺘﺠﺎﺑﺖ ﮐﺎﻣﻞ ﺁﻥ، ﺩﺳﺖ ﺍﺯ ﻃﻠﺐ ﻭ ﺩﺭﺧﻮﺍﺳﺖ ﺑﺮﻧﻤﯽ ﺩﺍﺭﯾﻢ؛ ﻭﻟﯽ ﺑﻪ ﻣﺴﺌﻠﻪ ﻭ ﺍﻣﺮ ﻣﻬﻢّ ﺩﻋﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻌﺠﯿﻞ ﻇﻬﻮﺭ ﺍﻣﺎﻡ ﻋﺼﺮ ‏( ﻋﺞ ‏) ﺁﻥ ﮔﻮﻧﻪ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﻭ ﺷﺎﯾﺴﺘﻪ ﺍﺳﺖ ﺍﻫﺘﻤﺎﻡ ﻧﻤﯽ ﻭﺭﺯﯾﻢ . ﻏﺎﻓﻞ ﺍﺯ ﺁﻧﮑﻪ ﺍﯾﻦ ﺩﻋﺎ ﺯﯾﺒﺎﺗﺮﯾﻦ ﺁﺭﺯﻭ ﻭ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺩﻋﺎﻫﺎﺳﺖ؛ ﺯﯾﺮﺍ ﺧﯿﺮ ﻭ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﺩﻧﯿﺎ ﻭ ﺁﺧﺮﺕ ﻣﺎ ﻭ ﻫﻤﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎ ﻭ ﻧﯿﺰ ﮔﺸﺎﯾﺶ ﺩﺭ ﺍﻣﻮﺭ ﻣﺎﺩّﯼ ﻭ ﻣﻌﻨﻮﯼ ﺟﻬﺎﻧﯿﺎﻥ، ﻭﺍﺑﺴﺘﻪ ﺑﻪ ﺍﻣﺮ ﻇﻬﻮﺭ ﺍﻣﺎﻡ ﻋﺼﺮ‏( ﻋﺞ ‏) ﺍﺳﺖ . ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺟﻬﺖ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﺋﻤﺔ ﺍﻃﻬﺎﺭ ‏( ﻉ ‏) ﻣﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺍﻣﺮ ﺣﯿﺎﺗﯽ ﻭ ﺑﺎ ﺍﻫﻤﯿّﺖ ﺩﻋﻮﺕ ﻧﻤﻮﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﻭ ﺣﻀﺮﺕ ﻭﻟﯽّ ﻋﺼﺮ ‏( ﻋﺞ ‏) ﻧﯿﺰ ﺩﺭ ﺗﻮﻗﯿﻌﯽ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﺳﺤﺎﻕ ﺑﻦ ﯾﻌﻘﻮﺏ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﻩ ﺍﻧﺪ، ﺗﺄﮐﯿﺪ ﻓﺮﻣﻮﺩﻩ ﺍﻧﺪ :
ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻌﺠﯿﻞ ﺩﺭ ﻓﺮﺝ ﻭ ﻇﻬﻮﺭ ﻣﻦ ﺑﺴﺎﺭ ﺩﻋﺎ ﮐﻨﯿﺪ ﮐﻪ ﻫﻤﺎﻧﺎ ﻓﺮﺝ ﻣﻦ، ﻓﺮﺝ ﻭ ﮔﺸﺎﯾﺶ ﺧﻮﺩ ﺷﻤﺎﺳﺖ . [7]

ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﺩﺭ ﺗﻮﻗﯿﻊ ﺷﺮﯾﻒ ﺧﻄﺎﺏ ﺑﻪ ﺷﯿﺦ ﻣﻔﯿﺪ‏( ﺭﻩ ‏) ﻣﯽ ﻓﺮﻣﺎﯾﻨﺪ :
ﺍﮔﺮ ﺷﯿﻌﯿﺎﻥ ﻣﺎ ﮐﻪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻣﺘﻌﺎﻝ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﻃﺎﻋﺖ ﺧﻮﯾﺶ ﻣﻮﻓّﻖ ﺑﺪﺍﺭﺩ ﺑﺎ ﺩﻝ ﻫﺎﯼ ﻣﺘّﺤﺪ ﻭ ﯾﮏ ﭘﺎﺭﭼﻪ ﺑﺮ ﻭﻓﺎﯼ ﺑﻪ ﻋﻬﺪ ﻭ ﭘﯿﻤﺎﻥ ﺧﻮﯾﺶ ﺍﺟﺘﻤﺎﻉ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻧﺪ، ﻣﻼﻗﺎﺕ ﻣﺎ ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﻪ ﺗﺄﺧﯿﺮ ﻧﻤﯽ ﺍﻓﺘﺎﺩ ﻭ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﺩﯾﺪﺍﺭ ﻭ ﻣﺸﺎﻫﺪﺓ ﺑﺎ ﻣﻌﺮﻓﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﻪ ﺯﻭﺩﯼ ﺣﺎﺻﻞ ﻣﯽ ﺷﺪ ﻭ ﺯﻭﺩﺗﺮ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺑﻪ ﺩﯾﺪﺍﺭ ﻣﺎ ﻧﺎﯾﻞ ﻣﯽ ﺷﺪﻧﺪ . [8]
ﺍﻣﺎﻡ ﺻﺎﺩﻕ ‏( ﻉ ‏) ﺩﺭﺑﺎﺭﺓ ﻧﻘﺶ ﺩﻋﺎ ﺩﺭ ﺗﻌﺠﯿﻞ ﻓﺮﺝ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﺸﻮﯾﻖ ﺷﯿﻌﯿﺎﻥ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺍﻣﺮ ﺣﯿﺎﺗﯽ ﻭ ﻣﻬﻢ ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ :
... ﻭﻗﺘﯽ ﻋﺬﺍﺏ ﻭ ﺳﺨﺘﯽ ﺑﺮ ﺑﻨﯽ ﺍﺳﺮﺍﺋﯿﻞ ﻃﻮﻻﻧﯽ ﺷﺪ . ﭼﻬﻞ ﺭﻭﺯ ﺑﻪ ﺩﺭﮔﺎﻩ ﺧﺪﺍ ﮔﺮﯾﻪ ﻭ ﻧﺎﻟﻪ ﮐﺮﺩﻧﺪ . ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻣﺘﻌﺎﻝ ﺑﻪ ﻣﻮﺳﯽ ﻭ ﻫﺎﺭﻭﻥ ‏( ﻉ ‏) ﻭﺣﯽ ﻓﺮﻣﻮﺩ : ﮐﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﻓﺮﻋﻮﻥ ﻧﺠﺎﺕ ﺩﻫﻨﺪ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺍﺯ ﭼﻬﺎﺭﺻﺪ ﺳﺎﻝ ‏( ﻋﺬﺍﺏ ‏) ، ﺻﺪ ﻭ ﻫﻔﺘﺎﺩ ﺳﺎﻝ ﺑﺎﻗﯽ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻣﺘﻌﺎﻝ ﺑﻪ ﻭﺍﺳﻄﺔ ﺩﻋﺎﯼ ﺑﻨﯽ ﺍﺳﺮﺍﺋﯿﻞ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺻﺪ ﻭ ﻫﻔﺘﺎﺩ ﺳﺎﻝ ﺻﺮﻑ ﻧﻈﺮ ﻧﻤﻮﺩ .
ﺁﻧﮕﺎﻩ ﺍﻣﺎﻡ ﺻﺎﺩﻕ ‏( ﻉ ‏) ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ :
ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﺷﻤﺎ ‏( ﺷﯿﻌﯿﺎﻥ ‏) ﺍﮔﺮ ﺍﯾﻦ ﻋﻤﻞ ‏( ﯾﻌﻨﯽ ﮔﺮﯾﻪ ﻭ ﺩﻋﺎ ﮐﺮﺩﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻌﺠﯿﻞ ﻓﺮﺝ ‏) ﺭﺍ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﻫﯿﺪ، ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻗﻄﻌﺎً ﻓﺮﺝ ﻭ ﮔﺸﺎﯾﺶ ﻣﺎ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺭﺳﺎﻧﺪ ﻭ ﺍﮔﺮ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻧﺪﻫﯿﺪ ‏( ﻭ ﺩﺳﺖ ﺭﻭﯼ ﺩﺳﺖ ﺑﮕﺬﺍﺭﯾﺪ ﻭ ﺑﯽ ﺗﻔﺎﻭﺕ ﺑﻤﺎﻧﯿﺪ ‏) ﺍﯾﻦ ﺍﻣﺮ ﺑﻪ ﻧﻬﺎﯾﺖ ﺧﻮﺩ ﻣﯽ ﺭﺳﺪ . [9]

ﻣﺆﻟّﻒ ﮐﺘﺎﺏ ﺷﺮﯾﻒ ﻣﮑﯿﺎﻝ ﺍﻟﻤﮑﺎﺭﻡ ﺑﺎ ﺍﺳﺘﻨﺎﺩ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺍﯾﺖ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ :
ﺁﻧﭽﻪ ﺍﺯ ﺭﻭﺍﯾﺎﺕ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ ﻇﺎﻫﺮﺍً ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻭﻗﺖ ﻇﻬﻮﺭ ﺍﻣﺎﻡ ﻋﺼﺮ ‏( ﻋﺞ ‏) ﺍﺯ ﺍﻣﻮﺭ ﺑَﺪﺍﺋﯿّﻪ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﻣﮑﺎﻥ ﭘﺲ ﻭ ﭘﯿﺶ ﺍﻓﺘﺎﺩﻧﺶ ﻫﺴﺖ . [10]
ﯾﻌﻨﯽ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻥ ﺑﺎ ﺩﻋﺎ ﻧﻤﻮﺩﻥ، ﻓﺮﺝ ﻭ ﻇﻬﻮﺭ ﺍﻣﺎﻡ ﻋﺼﺮ ‏( ﻋﺞ ‏) ﺭﺍ ﺟﻠﻮ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ ﻭ ﺗﺸﻮﯾﻖ ﺍﺋﻤّﺔ ﺍﻃﻬﺎﺭ ‏( ﻉ ‏) ﺑﻪ ﺩﻋﺎ ﻧﻤﻮﺩﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻌﺠﯿﻞ ﻇﻬﻮﺭ، ﺑﯿﺎﻧﮕﺮ ﺁﻥ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺣﺼﻮﻝ ﻓﺮﺝ ﻭ ﻓﺮﺍﺭﺳﯿﺪﻥ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﻇﻬﻮﺭ، ﺩﺍﺭﺍﯼ ﯾﮏ ﺯﻣﺎﻥ ﺻﺪﺩﺭﺻﺪ ﺗﻌﯿﯿﻦ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻧﺎﭘﺬﯾﺮ ﻧﯿﺴﺖ ﻭ ﺍﮔﺮ ﻣﺮﺩﻡ ﺑﻪ ﻣﺴﺌﻠﺔ ﻏﯿﺒﺖ ﺍﻣﺎﻡ ﺯﻣﺎﻧﺸﺎﻥ ﻭ ﻃﻮﻻﻧﯽ ﺷﺪﻥ ﺍﯾﻦ ﺍﻣﺮ ﺑﯽ ﺗﻮﺟّﻬﯽ ﻧﻤﻮﺩﻩ ﻭ ﺑﺎ ﺩﻝ ﻫﺎﯼ ﻣﺘّﺤﺪ ﻭ ﯾﮏ ﭘﺎﺭﭼﻪ، ﻓﺮﺝ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻣﺘﻌﺎﻝ ﻧﺨﻮﺍﻫﻨﺪ، ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻇﻬﻮﺭ ﺁﻥ ﺑﺰﺭﮔﻮﺍﺭ ﺭﺍ ﺗﺎ ﺍﻧﺘﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﻏﯿﺒﺖ ﺩﺭ ﻧﻈﺮ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻣﺎ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺍﻃّﻼﻋﯽ ﻧﺪﺍﺭﯾﻢ ﺑﻪ ﺗﻌﻮﯾﻖ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ ﻭ ﺍﻟﺒﺘّﻪ ﺍﯾﻦ ﻧﻬﺎﯾﺖ ﻧﯿﺰ ﻣﻤﮑﻦ ﺍﺳﺖ ﻫﺮ ﻟﺤﻈﻪ ﻓﺮﺍ ﺑﺮﺳﺪ .

ﻣﺆﻟّﻒ ﻣﮑﯿﺎﻝ ﺍﻟﻤﮑﺎﺭﻡ ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﺪ :
ﺩﺭ ﺯﻣﺎﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﺍﺩﺭﯾﺲِ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ‏( ﻉ ‏) ﻧﯿﺰ ﻭﻗﺘﯽ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﻣﻮﺭﺩ ﺣﻤﻠﺔ ﺣﮑﻮﻣﺖ ﻃﻐﯿﺎﻥ ﮔﺮ ﺯﻣﺎﻥ ﺧﻮﯾﺶ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺮﻓﺖ، ﺍﺯ ﻣﯿﺎﻥ ﻣﺮﺩﻡ ﻏﺎﯾﺐ ﮔﺮﺩﯾﺪ . ﺩﺭ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﻏﯿﺒﺖ ﺍﻭ، ﭘﯿﺮﻭﺍﻧﺶ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻧﻬﺎﯾﺖ ﺳﺨﺘﯽ ﻭ ﺷﺪّﺕ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺷﺘﻨﺪ، ﺗﺼﻤﯿﻢ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺗﻮﺑﻪ ﻧﻤﺎﯾﻨﺪ . ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺯﮔﺸﺖ ﻭ ﭘﺸﯿﻤﺎﻧﯽ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺑﺎﻋﺚ ﺷﺪ ﮐﻪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ، ﺩﻭﺭﺍﻥ ﻏﯿﺒﺖ ﺍﻭ ﺭﺍ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﺑﺨﺸﺪ . ﺣﻀﺮﺕ ﺍﺩﺭﯾﺲ ‏( ﻉ ‏) ﻇﺎﻫﺮ ﺷﺪ ﻭ ﺣﺎﮐﻢ ﺳﺘﻤﮕﺮ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺍﻭ ﺑﻪ ﺫﻟّﺖ ﻭ ﺧﻮﺍﺭﯼ ﺍﻓﺘﺎﺩ .
ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﺍﺳﺖ ﺍﮔﺮ ﻣﺮﺩﻡ ﺩﺭ ﺯﻣﺎﻥ ﻏﯿﺒﺖ، ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺩﺳﺘﻪ ﺟﻤﻌﯽ ﺗﻮﺑﻪ ﻧﻤﻮﺩﻩ ﻭ ﻗﺼﺪ ﯾﺎﺭﯼ ﺍﻣﺎﻡ ﻋﺼﺮ ‏( ﻋﺞ ‏) ﺭﺍ ﻧﻤﺎﯾﻨﺪ، ﺍﻣﯿﺪ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻃﻮﻣﺎﺭ ﻏﯿﺒﺖ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻫﻢ ﭘﯿﭽﯿﺪﻩ ﻭ ﺁﻥ ﺑﺰﺭﮔﻮﺍﺭ ﺭﺍ ﻇﺎﻫﺮ ﻧﻤﺎﯾﺪ . [11]

ﺣﻀﺮﺕ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﻦ ﻣﺠﺘﺒﯽ ‏( ﻉ ‏) ﺩﺭ ﻋﺎﻟﻢ ﺧﻮﺍﺏ ﯾﺎ ﻣﮑﺎﺷﻔﻪ ﺑﻪ ﻣﺮﺣﻮﻡ ﺁﯾﺖ ﺍﻟﻠﻪ ﻣﯿﺮﺯﺍ ﻣﺤﻤّﺪﺑﺎﻗﺮ ﻓﻘﯿﻪ ﺍﯾﻤﺎﻧﯽ ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ :
ﺩﺭ ﻣﻨﺒﺮﻫﺎ ﺑﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺑﮕﻮﯾﯿﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺁﻧﺎﻥ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺩﻫﯿﺪ ﺗﻮﺑﻪ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻌﺠﯿﻞ ﻇﻬﻮﺭ ﺣﻀﺮﺕ ﺣﺠّﺖ ‏( ﻉ ‏) ﺩﻋﺎ ﻧﻤﺎﯾﻨﺪ . ﺩﻋﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺁﻣﺪﻥ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ، ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻧﻤﺎﺯ ﻣﯿّﺖ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﻭﺍﺟﺐ ﮐﻔﺎﯾﯽ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﺑﺎ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﺍﺩﻥ ﻋﺪّﻩ ﺍﯼ ﺍﺯ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺳﺎﻗﻂ ﺷﻮﺩ؛ ﺑﻠﮑﻪ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻧﻤﺎﺯﻫﺎﯼ ﭘﻨﺞ ﮔﺎﻧﻪ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺮ ﻫﺮ ﻓﺮﺩ ﺑﺎﻟﻎ ﻭﺍﺟﺐ ﺍﺳﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﻇﻬﻮﺭ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﺩﻋﺎ ﮐﻨﺪ . [12]

ﻣﺮﺣﻮﻡ ﻓﻘﯿﻪ ﺍﯾﻤﺎﻧﯽ ﺩﺭ ﮐﺘﺎﺏ ﺧﻮﺩ ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﺪ :
... ﻭ ﻧﯿﺰ ﺍﺯ ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﺍﺧﺒﺎﺭ ﻭ ﻓﻘﺮﺍﺕ ﺍﺩﻋﯿﻪ ﻭ ﺯﯾﺎﺭﺍﺕ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﮐﻪ ﺍﻣﺮ ﻇﻬﻮﺭ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ، ﺍﺻﻞ ﻭﻗﻮﻋﺶ ﯾﮏ ﻭﻋﺪﺓ ﺗﺨﻠّﻒ ﻧﺎﭘﺬﯾﺮ ﺍﻟﻬﯽ ﺍﺳﺖ؛ ﻭﻟﯽ ﺯﻣﺎﻥ ﻭﻗﻮﻉ ﺁﻥ ﺍﺯ ﺍﻣﻮﺭ ﺑَﺪﺍﺋﯿّﻪ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻗﺎﺑﻞ ﺗﻌﺠﯿﻞ ﻭ ﺗﺄﺧﯿﺮ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻧﯿﺰ ﺍﺯ ﺑﻌﻀﯽ ﺍﺯ ﺍﺧﺒﺎﺭ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ ﮐﻪ ﺩﻋﺎﯼ ﻣﺆﻣﻨﺎﻥ ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺷﺮﺍﯾﻂ ﻭ ﺁﺩﺍﺑﺶ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺷﻮﺩ، ﺗﺄﺛﯿﺮ ﺑﻪ ﺳﺰﺍﯾﯽ ﺩﺭ ﺗﻌﺠﯿﻞ ﻓﺮﺝ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺩﺍﺷﺖ . [13]
ﺳﯿّﺪ ﺣﻠّﺎﻭﯼ ﺷﺎﻋﺮ ﺍﻫﻞ ﺑﯿﺖ ‏( ﻉ ‏) ﻗﺼﯿﺪﻩ ﺍﯼ ﺳﺮﻭﺩ ﻭ ﺩﺭ ﺿﻤﻦ ﺁﻥ ﺍﺯ ﮔﺮﻓﺘﺎﺭﯼ ﻫﺎﯼ ﺷﯿﻌﯿﺎﻥ ﻭ ﺩﺭﺩ، ﺭﻧﺞ، ﺷﮑﻨﺠﻪ ﻭ ﻣﺼﺎﯾﺐ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﻪ ﭘﯿﺸﮕﺎﻩ ﺍﻣﺎﻡ ﻋﺼﺮ ‏( ﻉ ‏) ﺷﮑﺎﯾﺖ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﺍﯾﻦ ﻗﺼﯿﺪﻩ ﺭﺍ ﺩﺭ ﭼﻨﺪﯾﻦ ﻣﺠﻠﺲ ﺧﻮﺍﻧﺪﻩ ﺑﻮﺩ . ﯾﮑﯽ ﺩﻭ ﻧﻔﺮ ﺍﺯ ﺍﻭﺗﺎﺩ ﻧﺠﻒ ﺍﺷﺮﻑ ﺩﺭ ﻋﺎﻟﻢ ﺭﺅﯾﺎ ﺧﺪﻣﺖ ﺣﻀﺮﺕ ﻭﻟﯽّ ﻋﺼﺮ‏( ﻉ ‏) ﻣﺸﺮّﻑ ﺷﺪﻧﺪ . ﺣﻀﺮﺕ ﺑﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ :
ﺑﺮﻭﯾﺪ ﺑﻪ ﺳﯿّﺪ ‏( ﺣﻠّﺎﻭﯼ ‏) ﺑﮕﻮﯾﯿﺪ : ﺳﯿّﺪ ! ﺍﯾﻦ ﻗﺪﺭ ﺩﻝ ﻣﺮﺍ ﻣﺴﻮﺯﺍﻥ، ﺍﯾﻦ ﻗﺪﺭ ﺳﯿﻨﻪ ﻣﺮﺍ ﮐﺒﺎﺏ ﻣﮑﻦ . ﺍﯾﻦ ﻗﺪﺭ ﻧﺎﺭﺍﺣﺘﯽ ﺷﯿﻌﯿﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﮔﻮﺷﻢ ﻣﺮﺳﺎﻥ . ﻣﻦ ﺍﺯ ﺷﻨﯿﺪﻥ ﺁﻥ ﻣﺘﺄﺛّﺮ ﻣﯽ ﺷﻮﻡ ... ‏« ﻟﯿﺲ ﺍﻷﻣﺮ ﺑﯿﺪﯼ ‏» ؛ ﮐﺎﺭ ﺩﺭ ﺩﺳﺖ ﻣﻦ ﻧﯿﺴﺖ، ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺧﺪﺍﺳﺖ . ﺩﻋﺎ ﮐﻨﯿﺪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻓﺮﺝ ﻣﺮﺍ ﺑﺮﺳﺎﻧﺪ . [14]

ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺗﺸﺮّﻑ ﯾﺎﻓﺘﮕﺎﻥ ﺑﻪ ﺁﺳﺘﺎﻥ ﻣﻘﺪّﺱ ﺣﻀﺮﺗﺶ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ :
ﺩﺭ ﻣﺴﺠﺪ ﻣﻘﺪّﺱ ﺟﻤﮑﺮﺍﻥ ﺍﻋﻤﺎﻝ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺟﺎ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﻭ ﺑﺎ ﻫﻤﺴﺮﻡ ﻣﯽ ﺁﻣﺪﻡ . ﺩﯾﺪﻡ ﺁﻗﺎﯾﯽ ﻧﻮﺭﺍﻧﯽ ﺩﺍﺧﻞ ﺻﺤﻦ ﺷﺪﻩ ﻭ ﻗﺼﺪ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﺑﻪ ﻃﺮﻑ ﻣﺴﺠﺪ ﺑﺮﻭﻧﺪ . ﮔﻔﺘﻢ : ﺍﯾﻦ ﺳﯿّﺪ ﻧﻮﺭﺍﻧﯽ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻫﻮﺍﯼ ﮔﺮﻡ ﺗﺎﺑﺴﺘﺎﻥ ﺍﺯ ﺭﺍﻩ ﺭﺳﯿﺪﻩ، ﺗﺸﻨﻪ ﺍﺳﺖ . ﻇﺮﻑ ﺁﺑﯽ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺍﻭ ﺩﺍﺩﻡ . ﻇﺮﻑ ﺁﺏ ﺭﺍ ﭘﺲ ﺩﺍﺩ ﮔﻔﺘﻢ : ﺁﻗﺎ ﺷﻤﺎ ﺩﻋﺎ ﮐﻨﯿﺪ ﻭ ﻓﺮﺝ ﺍﻣﺎﻡ ﺯﻣﺎﻥ ‏( ﻋﺞ ‏) ﺭﺍ ﺍﺯ ﺧﺪﺍ ﺑﺨﻮﺍﻫﯿﺪ ﺗﺎ ﺍﻣﺮ ﻓﺮﺟﺶ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺷﻮﺩ . ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ :
‏« ﺷﯿﻌﯿﺎﻥ ﻣﺎ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﺓ ﺁﺏ ﺧﻮﺭﺩﻧﯽ ﻣﺎ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ . ﺍﮔﺮ ﺑﺨﻮﺍﻫﻨﺪ ﺩﻋﺎ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﻓﺮﺝ ﻣﺎ ﻣﯽ ﺭﺳﺪ ‏» . [15]

ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺩﻭ ﭘﯿﺎﻡ ﺍﺯ ﻣﻮﻻﯾﻤﺎﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﻣﻬﺪﯼ ‏( ﻋﺞ ‏) ﻧﯿﺰ ﮔﻮﺵ ﺟﺎﻥ ﻣﯽ ﺳﭙﺎﺭﯾﻢ :
ﻫﺮ ﻣﺆﻣﻨﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻣﺠﺎﻟﺲ ﺳﻮﮔﻮﺍﺭﯼ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺫﮐﺮ ﻣﺼﺎﯾﺐ ﺣﻀﺮﺕ ﺳﯿّﺪﺍﻟﺸّﻬﺪﺍﺀ ‏( ﻉ ‏) ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻦ ﺩﻋﺎ ﮐﻨﺪ، ﻣﻦ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻭ ﺩﻋﺎ ﻣﯽ ﻧﻤﺎﯾﻢ . [16]
ﺑﻪ ﺷﯿﻌﯿﺎﻥ ﻭ ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ ﻣﺎ ﺑﮕﻮﯾﯿﺪ ﮐﻪ ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺣﻖّ ﻋﻤّﻪ ﺍﻡ ﺣﻀﺮﺕ ﺯﯾﻨﺐ ‏( ﺱ ‏) ﻗﺴﻢ ﺩﻫﻨﺪ ﮐﻪ ﻓﺮﺝ ﺭﺍ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﮔﺮﺩﺍﻧﺪ .
[17]
ﺩﺭ ﺑﺮﺧﯽ ﺭﻭﺍﯾﺎﺕ، ﺩﻋﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﻓﺮﺝ ﺍﺯ ﺣﻘﻮﻕ ﺍﻫﻞ ﺑﯿﺖ ‏( ﻉ ‏) ﺑﺮ ﺷﯿﻌﯿﺎﻥ ﺷﻤﺮﺩﻩ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ؛ ﭼﻨﺎﻥ ﮐﻪ ﺍﻣﺎﻡ ﺻﺎﺩﻕ ‏( ﻉ ‏) ﻓﺮﻣﻮﺩﻩ ﺍﻧﺪ :
ﻫﻤﺎﻧﺎ ﺍﺯ ﺣﻘﻮﻕ ﻣﺎ ﺑﺮ ﺷﯿﻌﯿﺎﻥ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻫﺮ ﻧﻤﺎﺯ ﻭﺍﺟﺐ، ﺩﺳﺖ ﻫﺎﯾﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺮ ﭼﺎﻧﻪ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﻭ ﺳﻪ ﻣﺮﺗﺒﻪ ﺑﮕﻮﯾﻨﺪ :
ﯾﺎ ﺭَﺏَّ ﻣُﺤَﻤَّﺪٍ ﻋَﺠِّﻞ ﻓَﺮَﺝَ ﺁﻝِ ﻣُﺤَﻤَّﺪٍ .
ﯾﺎ ﺭَﺏَّ ﻣُﺤَﻤَّﺪٍ ﺇِﺣﻔَﻆ ﻏَﯿﺒَﺔَ ﻣُﺤَﻤَّﺪٍ .
ﯾﺎ ﺭَﺏَّ ﻣُﺤَﻤَّﺪٍ ﺇِﻧﺘَﻘِﻢ ﻟِﺎﺑﻨَﺔِ ﻣُﺤَﻤَّﺪٍ .
ﺍﯼ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭ ﻣﺤﻤّﺪ ‏( ﺹ ‏) ، ﻓﺮﺝ ﻭ ﮔﺸﺎﯾﺶ ﺍﻣﻮﺭ ﺁﻝ ﻣﺤﻤّﺪ ﺭﺍ ﺗﻌﺠﯿﻞ ﻓﺮﻣﺎ .
ﺍﯼ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭ ﻣﺤﻤّﺪ ‏( ﺹ ‏) ، ﻣﺤﺎﻓﻈﺖ ﮐﻦ ‏( ﺩﯾﻦ ﺭﺍ ﺩﺭ ‏) ﻏﯿﺒﺖ ﻣﺤﻤّﺪ ‏( ﺹ ‏) .
ﺍﯼ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭ ﻣﺤﻤّﺪ ‏( ﺹ ‏) ، ﺍﻧﺘﻘﺎﻡ ﺩﺧﺘﺮ ﻣﺤﻤّﺪ ‏( ﺹ ‏) ﺭﺍ ﺑﮕﯿﺮ .

[18]
ﺩﻋﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﻇﻬﻮﺭ ﺍﻣﺎﻡ ﻋﺼﺮ ‏( ﻉ ‏) ﺍﺯ ﺭﺍﻩ ﻫﺎﯼ ﻧﺠﺎﺕ ﺩﺭ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﻇﻠﻤﺎﻧﯽ ﻏﯿﺒﺖ ﻧﯿﺰ ﻫﺴﺖ؛ ﺯﯾﺮﺍ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﻦ ﻋﺴﮑﺮﯼ ‏( ﻉ ‏) ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ :
ﺳﻮﮔﻨﺪ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﻓﺮﺯﻧﺪﻡ ﺩﺍﺭﺍﯼ ﻏﯿﺒﺘﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﺍﺯ ﻫﻼﮐﺖ ﻭ ﻧﺎﺑﻮﺩﯼ ﺭﻫﺎﯾﯽ ﻧﻤﯽ ﯾﺎﺑﺪ، ﻣﮕﺮ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺍﻋﺘﻘﺎﺩ ﺑﻪ ﺍﻣﺎﻣﺖ ﻭﯼ ﺍﺳﺘﻮﺍﺭ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﻭ ﺑﺮ ﺩﻋﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻌﺠﯿﻞ ﻇﻬﻮﺭ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﺗﻮﻓﯿﻘﺶ ﺑﺒﺨﺸﺪ . [19]

ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﺩﺭ ﺭﻭﺍﯾﺖ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﭼﻨﯿﻦ ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ :
... ﻫﺮ ﮔﺎﻩ ﺻﺒﺤﮕﺎﻫﺎﻥ ﺭﻭﺯﯼ ﺩﯾﺪﯾﺪ ﮐﻪ ﺍﻣﺎﻣﯽ ﺍﺯ ﺁﻝ ﻣﺤﻤّﺪ‏( ﺹ ‏) ﻏﺎﯾﺐ ﮔﺸﺘﻪ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻣﺸﺎﻫﺪﻩ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﯿﺪ، ﭘﺲ ﺑﻪ ﺩﺭﮔﺎﻩ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻋﺰّﻭﺟﻞّ ﺍﺳﺘﻐﺎﺛﻪ ﻧﻤﺎﯾﯿﺪ ‏( ﻭ ﻓﺮﺝ ﻭ ﻇﻬﻮﺭ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺍﺯ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭ ﺑﺨﻮﺍﻫﯿﺪ ‏) ... ﭘﺲ ﭼﻪ ﺯﻭﺩ ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ ﻓﺮﺝ ﻭ ﮔﺸﺎﯾﺶ ﺑﺮ ﺷﻤﺎ ﺭﺥ ﻧﻤﺎﯾﺪ ... [20]

ﻭ ﺍﻣّﺎ ﺩﺭ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺑﺎ ﻧﻘﺶ ﺩﻋﺎ ﺩﺭ ﺗﻌﺠﯿﻞ ﻓﺮﺝ ﻧﮑﺎﺗﯽ ﻣﻄﺮﺡ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﻢ :
.1 ﺗﻨﻬﺎ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺁﺛﺎﺭ ‏« ﺩﻋﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻌﺠﯿﻞ ﻓﺮﺝ ‏» ﺗﺴﺮﯾﻊ ﺍﻣﺮ ﻇﻬﻮﺭ ﺍﻣﺎﻡ ﻋﺼﺮ ‏( ﻉ ‏) ﺍﺳﺖ . ﺍﯾﻦ ﺩﻋﺎ ﺁﺛﺎﺭ ﻭ ﺑﺮﮐﺎﺕ ﻓﺮﺍﻭﺍﻧﯽ ﻫﻢ ﭼﻮﻥ ﺁﻣﺮﺯﺵ ﮔﻨﺎﻫﺎﻥ، ﻧﺰﻭﻝ ﻧﻌﻤﺖ، ﺩﻓﻊ ﺑﻼﻫﺎ، ﻃﻮﻝ ﻋﻤﺮ، ﻭﺳﻌﺖ ﺭﺯﻕ، ﻭﺭﻭﺩ ﺑﻪ ﺑﻬﺸﺖ، ﻧﺎﯾﻞ ﺷﺪﻥ ﺑﻪ ﺷﻔﺎﻋﺖ ﺍﻫﻞ ﺑﯿﺖ ‏( ﻉ ‏) ، ﺍﻣﺎﻥ ﺍﺯ ﺗﺸﻨﮕﯽ ﺭﻭﺯ ﻗﯿﺎﻣﺖ ﻭ ... ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﻣﺆﻟّﻒ ﻣﮑﯿﺎﻝ ﺍﻟﻤﮑﺎﺭﻡ ﺑﻪ 110 ﻓﺎﯾﺪﻩ ﺍﺯ ﻓﻮﺍﯾﺪ ﺁﻥ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﻧﻤﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ .
.2 ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ ﺗﺄﮐﯿﺪ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﻢ ﮐﻪ ﺩﻋﺎ ﺩﺭ ﻓﺮﺍ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﺯﻣﺎﻥ ﻇﻬﻮﺭ، ﺍﺛﺮ ﻗﻄﻌﯽ ﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﺗﺮﮎ ﺁﻥ ﻣﻮﺟﺐ ﺗﺄﺧﯿﺮ ﺩﺭ ﺍﻣﺮ ﻓﺮﺝ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺩﻗّﺖ ﺩﺭ ﺣﺪﯾﺚ ﺑﻨﯽ ﺍﺳﺮﺍﺋﯿﻞ ﻭ ﺳﺎﯾﺮ ﺭﻭﺍﯾﺎﺕ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﮐﻪ ﺍﻣﺮ ﻇﻬﻮﺭ ﺑﺪﺍﺀ ﭘﺬﯾﺮ ﺍﺳﺖ .
.3 ﺑﺮﺧﯽ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ : ‏« ﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﺧﺪﺍ ﺑﺨﻮﺍﻫﺪ، ﺁﻗﺎ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ ‏» ﻭ ﺗﻠﻮﯾﺤﺎً ﻧﻘﺶ ﺩﻋﺎ ﺩﺭ ﺗﻌﺠﯿﻞ ﻓﺮﺝ ﺭﺍ ﮐﻢ ﺭﻧﮓ ﻣﯽ ﺷﻤﺮﻧﺪ . ﺍﯾﻦ ﻣﻄﻠﺐ ﺻﺤﯿﺢ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻣﺘﻌﺎﻝ ﺑﺎﯾﺪ ﺍﺫﻥ ﻗﯿﺎﻡ ﻭ ﻓﺮﺝ ﺭﺍ ﺻﺎﺩﺭ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺭﻭﺍﯾﺎﺕ ﻣﺎ ﻧﯿﺰ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﺳﺖ :

ﻭ ﺍﻣّﺎ ﻇﻬﻮﺭ ﺍﻟﻔﺮﺝِ ﻓﺈﻧّﻪ ﺇﻟﯽ ﺍﻟﻠﻪ . [21]
ﻭ ﺍﻣّﺎ، ﺍﻣﺮ ﻓﺮﺝ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺧﺪﺍﺳﺖ .
ﻭﻟﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﺗﻮﺟّﻪ ﺩﺍﺷﺖ ﮐﻪ ﺍﻣﺎﻡ ﻋﺼﺮ ‏( ﻉ ‏) ﻭ ﺍﺟﺪﺍﺩ ﻃﺎﻫﺮﯾﻨﺶ، ﺧﻮﺩ، ﺷﯿﻌﯿﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﻋﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻌﺠﯿﻞ ﺗﻮﺻﯿﻪ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ ﺍﮔﺮ ﺍﺷﺘﯿﺎﻕ ﻣﺎ ﺑﻪ ﺍﻭﺝ ﺑﺮﺳﺪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻧﯿﺰ ﻭﻋﺪﻩ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻣﺤﻘّﻖ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺳﺎﺧﺖ .
.4 ﺑﺮﺧﯽ ﻧﯿﺰ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ ﻣﺎ ﮔﻨﻬﮑﺎﺭﯾﻢ، ﻟﯿﺎﻗﺖ ﻧﺪﺍﺭﯾﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻣﺎﻡ ﺯﻣﺎﻥ ﺩﻋﺎ ﮐﻨﯿﻢ . ﻟﻘﻤﻪ ﻫﺎ ﺍﺷﮑﺎﻝ ﺩﺍﺭﺩ !
ﺍﯾﻦ ﮔﻮﻧﻪ ﻣﻄﺎﻟﺐ ﺍﺯ ﺗﺮﻓﻨﺪ ﻫﺎﯼ ﺷﯿﻄﺎﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺎﺯﺩﺍﺷﺘﻦ ﻣﺎ ﺍﺯ ﺩﻋﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﻓﺮﺝ ﺑﻪ ﺣﺴﺎﺏ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ . ﺩﻋﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻣﺎﻡ، ﻣﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﻣﺎﻡ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺗﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ .
ﺑﻪ ﻋﻼﻭﻩ ﺍﻣﺎﻡ ﺯﻣﺎﻥ ‏( ﻉ ‏) ﺗﻨﻬﺎ ﺍﻣﺎﻡ ﻧﯿﮑﻮﮐﺎﺭﺍﻥ ﻧﯿﺴﺖ، ﺑﺮ ﮔﻨﻬﮑﺎﺭﺍﻥ ﻧﯿﺰ ﺣﺠّﺖ ﺍﺳﺖ . ﺍﻣﺎﻡ ﻫﻤﭽﻮﻥ ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ ﺑﺮ ﻫﻤﮕﺎﻥ ﻣﯽ ﺗﺎﺑﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺻﻨﻒ ﺧﺎﺻّﯽ ﺗﻌﻠّﻖ ﻧﺪﺍﺭﺩ . ﺩﺭ ﺍﻧﺤﺼﺎﺭ ﻣﻠّﺖ ﻭ ﻧﮋﺍﺩ ﺧﺎﺻّﯽ ﻧﯿﺰ ﻧﯿﺴﺖ . ﺍﻣﺎﻡ ﻣﺘﻌﻠّﻖ ﺑﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﺑﺸﺮﯾّﺖ ﺍﺳﺖ . ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺍﻣﺎﻡ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎ ﮐﻪ ﺍﻣﺎﻡ ﺟﻦّ ﻭ ﻣﻼﺋﮏ ﻧﯿﺰ ﻫﺴﺖ . ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺍﻣﺎﻡ ﺍﻫﻞ ﺯﻣﯿﻦ ﮐﻪ ﺍﻣﺎﻡ ﺍﻫﻞ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﻫﺎ ﻧﯿﺰ ﻫﺴﺖ .
ﺍﮔﺮ ﺑَﻨﺎ ﺑﻮﺩ ﺩﻋﺎﯼ ﮔﻨﺎﻫﮑﺎﺭﺍﻥ ﻣﺴﺘﺠﺎﺏ ﻧﺸﻮﺩ ﻭ ﺁﻧﻬﺎ ﺍﺯ ﺩﺭﮔﺎﻩ ﺭﺣﻤﺖ ﺍﻟﻬﯽ ﻣﺄﯾﻮﺱ ﺷﻮﻧﺪ، ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺑﺎﺏ ﺗﻮﺑﻪ ﺭﺍ ﭘﯿﺶ ﺭﻭﯼ ﺑﻨﺪﮔﺎﻥ ﺧﻮﯾﺶ ﻧﻤﯽ ﮔﺸﻮﺩ . ﺍﯾﻦ ﮔﻮﻧﻪ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺍﺑﺘﺪﺍ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﺗﻮﺑﻪ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﻓﺮﺝ ﺩﻋﺎ ﮐﻨﻨﺪ . ﻣﮕﺮ ﻗﺮﺁﻥ ﻧﻤﯽ ﻓﺮﻣﺎﯾﺪ ﮐﻪ ﺣﺴﻨﺎﺕ، ﺳﯿّﺌﺎﺕ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺑﯿﻦ ﻣﯽ ﺑﺮﺩ؟ [22] ﺁﯾﺎ ﺣﺴﻨﻪ ﺍﯼ ﺑﺎﻻﺗﺮ ﺍﺯ ﺩﻋﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﻓﺮﺝ ﺳﺮﺍﻍ ﺩﺍﺭﯾﺪ؟
.5 ﻭﻗﺘﯽ ﺑﺤﺚ ﺍﺯ ﻇﻬﻮﺭ ﺑﻪ ﻣﯿﺎﻥ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ ﺑﺮﺧﯽ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ : ‏« ﺍﻣﺎﻡ ﺯﻣﺎﻥ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺯﻭﺩﯼ ﻫﺎ ﻧﻤﯽ ﺁﯾﺪ «!


ﺍﯾﻦ ﮔﻮﻧﻪ ﺍﻇﻬﺎﺭ ﻧﻈﺮﻫﺎ، ﺧﻼﻑ ﺭﻭﺍﯾﺎﺕ ﻣﺘﻌﺪّﺩﯼ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻣﺎ ﺍﻣﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﻫﺮ ﺻﺒﺢ ﻭ ﺷﺎﻡ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﻓﺮﺝ ﺑﺎﺷﯿﻢ ﻭ ﺗﺄﮐﯿﺪ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﻇﻬﻮﺭ ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﻧﺎﮔﻬﺎﻧﯽ ﻭ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﮔﻤﺎﻥ ﻧﻤﯽ ﺑﺮﻧﺪ ﺻﻮﺭﺕ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﭘﺬﯾﺮﻓﺖ . ﻣﺤﺒّﺖ ﻭ ﻋﻼﻗﻪ ﺑﻪ ﺍﻣﺎﻡ ﻧﯿﺰ ﺍﻗﺘﻀﺎ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﻣﺎ ﻇﻬﻮﺭ ﺭﺍ ﺩﯾﺮ ﻧﭙﻨﺪﺍﺭﯾﻢ؛ ﺯﯾﺮﺍ ﻏﯿﺒﺖ، ﺩﻭﺭﺍﻥ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ، ﺩﻝ ﺷﮑﺴﺘﮕﯽ ﻭ ﻏﺼﺐ ﺣﻖّ ﺍﻣﺎﻡ ﺍﺳﺖ . ﺁﯾﺎ ﺍﮔﺮ ﻓﺮﺩﯼ ﺍﺯ ﻋﺰﯾﺰﺍﻥ ﻣﺎ ﺑﻪ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﺑﺎﺷﺪ ﯾﺎ ﺑﻪ ﺳﻔﺮ ﺭﻓﺘﻪ ﻭ ﺑﺎﺯﻧﮕﺸﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ، ﺗﺤﻤّﻞ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﮐﻪ ﮐﺴﯽ ﺑﮕﻮﯾﺪ : ‏« ﺑﯽ ﺧﻮﺩ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﻧﺒﺎﺷﯿﺪ؛ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺯﻭﺩﯼ ﻫﺎ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺁﻣﺪ «! ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﭼﻨﯿﻦ ﺳﺨﻨﺎﻧﯽ، ﭼﻪ ﻭﺍﮐﻨﺸﯽ ﻧﺸﺎﻥ ﺧﻮﺍﻫﯿﻢ ﺩﺍﺩ؟
.6 ﺑﺮﺧﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﻭﺍﺟﺐ ﺩﺍﻧﺴﺘﻦ ﺍﻣﺮﯼ ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﻓﺘﻮﺍ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﻧﺪ . ﺩﺭ ﺻﻮﺭﺗﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺍﺻﻮﻝ ﺩﯾﻦ، ﺗﻘﻠﯿﺪ ﺟﺎﯾﺰ ﻧﯿﺴﺖ ﻭ ﻫﺮ ﮐﺲ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﻭﻇﯿﻔﺔ ﺧﻮﯾﺶ ﻋﻤﻞ ﻧﻤﺎﯾﺪ . ﺩﻋﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﻓﺮﺝ، ﻭﺍﺟﺐ ﺍﺳﺖ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺟﻬﺖ ﮐﻪ ﺣﻀﺮﺕ ﺍﻣﺎﻡ ﺟﻮﺍﺩ ‏( ﻉ ‏) ﺑﻪ ﺣﻀﺮﺕ ﻋﺒﺪﺍﻟﻌﻈﯿﻢ ﺣﺴﻨﯽ ‏( ﻉ ‏) ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ :

ﺍﯼ ﺍﺑﻮﺍﻟﻘﺎﺳﻢ ‏( ﮐﻨﯿﺔ ﺣﻀﺮﺕ ﻋﺒﺪﺍﻟﻌﻈﯿﻢ ‏) ﻣﻬﺪﯼ ﻣﺎ ﺁﻥ ﺍﻣﺎﻡ ﻫﺪﺍﯾﺖ ﮔﺮﯼ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻭﺍﺟﺐ ﺍﺳﺖ ﺩﺭ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﻏﯿﺒﺖ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﺍﻭ ﺭﺍ ﮐﺸﯿﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺯﻣﺎﻥ ﻇﻬﻮﺭ ﺍﺯ ﺍﻭ ﺍﻃﺎﻋﺖ ﮐﺮﺩ . [23]
ﻭ ﻓﺮﻣﺎﯾﺶ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﻦ ﻣﺠﺘﺒﯽ ‏( ﻉ ‏) ﺑﻪ ﻣﺮﺣﻮﻡ ﻓﻘﯿﻪ ﺍﯾﻤﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺩﻋﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﻓﺮﺝ ﺭﺍ ﻣﺜﻞ ﻧﻤﺎﺯﻫﺎﯼ ﭘﻨﺞ ﮔﺎﻧﻪ ﻭﺍﺟﺐ ﺩﺍﻧﺴﺘﻪ ﺍﻧﺪ [24] ﻧﯿﺰ ﻣﺆﯾّﺪ ﺍﯾﻦ ﻣﻌﻨﺎﺳﺖ .
.7 ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺩﻋﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﻓﺮﺝ ﺭﺍ ﻫﻢ ﺭﺩﯾﻒ ﺑﻘﯿّﺔ ﺩﻋﺎﻫﺎ ﺩﺍﻧﺴﺖ ﻭ ﺍﯾﻦ ﻣﺴﺌﻠﺔ ﻣﻬﻢ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺍﻣﺮﯼ ﮐﻠﯿﺸﻪ ﺍﯼ ﻭ ﺗﺸﺮﯾﻔﺎﺗﯽ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺷﻮﺩ . ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺩﻋﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﻓﺮﺝ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﻧﺘﻬﺎﯼ ﻣﺠﻠﺲ ﺩﻋﺎ ﻭ ﺫﮐﺮ، ﺁﻥ ﻫﻢ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺩﻋﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺎﻧﯽ ﻣﺠﻠﺲ، ﻣﺮﯾﺾ ﻣﺪّ ﻧﻈﺮ، ﻣﻠﺘﻤﺴﺎﻥ ﺩﻋﺎ ﻭ ﺍﻣﻮﺍﺕ ﺣﺎﺿﺮﺍﻥ ! ﻣﻮﮐﻮﻝ ﻧﻤﻮﺩ . ﺩﺭ ﺻﺪﺭ ﻫﻤﻪ ﺣﺎﺟﺖ ﻫﺎ، ﺩﻋﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﻇﻬﻮﺭ ﺍﻣﺎﻡ ﻋﺼﺮ ‏( ﻉ ‏) ﺍﺳﺖ . ﺑﻪ ﯾﮏ ﯾﺎ ﺩﻭ ﺩﻋﺎ ﻧﯿﺰ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺑﺴﻨﺪﻩ ﮐﺮﺩ . ﺩﺭ ﻫﻤﯿﻦ ﯾﮏ ﺩﻋﺎ، ﻓﺮﺝ ﻋﺎﻟَﻢ ﻭ ﺁﺩﻡ ﻧﻬﻔﺘﻪ ﺍﺳﺖ . ﻣﺎﻫﯿّﺖ ﺍﯾﻦ ﺩﻋﺎ ﺑﺎ ﺑﻘﯿّﻪ ﺩﻋﺎﻫﺎ ﺗﻔﺎﻭﺕ ﺩﺍﺭﺩ . ‏« ﻫﻤﻪ ﻣﺸﮑﻼﺕ ‏» ﻭ ‏« ﻣﺸﮑﻼﺕ ﻫﻤﻪ ‏» ﺭﺍ ﺩﺭ ﺑﺮﻣﯽ ﮔﯿﺮﺩ . ﻋﻼﻭﻩ ﺑﺮ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺍﯾﻦ ﺩﻋﺎ، ﺩﻋﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻣﺎﻡ ﺯﻣﺎﻥ ﻭ ﺣﺠّﺖ ﺩﻫﺮ ﻭ ﺧﻠﯿﻔﻪ ﺧﺪﺍ ﻭ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺭﻭﯼ ﺯﻣﯿﻦ ﺍﺳﺖ ﻫﻤﻪ ﮔﺮﻓﺘﺎﺭﺍﻥ، ﺑﯿﻤﺎﺭﺍﻥ، ﮔﺮﺳﻨﮕﺎﻥ، ﺑﯽ ﭘﻨﺎﻫﺎﻥ، ﻣﻈﻠﻮﻣﺎﻥ ﻭ ﻣﺤﺮﻭﻣﺎﻥ ﺟﻬﺎﻥ ﻭ ﺣﺘّﯽ ﻣﺮﺩﮔﺎﻥ ﺭﺍ ﻧﯿﺰ ﺷﺎﻣﻞ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ . ﺣﺘّﯽ ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ﻧﯿﺰ ﭘﺲ ﺍﺯ ﻇﻬﻮﺭ، ﺍﺯ ﻋﺪﺍﻟﺖ ﺍﻣﺎﻡ ﺑﻬﺮﻩ ﻣﻨﺪ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﺷﺪ . ﺩﺭ ﺍﺣﻮﺍﻝ ﻣﺮﺣﻮﻡ ﻣﯿﺮﺯﺍ ﺍﺑﻮﺍﻟﻔﻀﻞ ﻗﻬﻮﻩ ﭼﯽ ﮔﻔﺘﻪ ﺍﻧﺪ : ﻭﯼ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﺩﺭ ﺑﯿﺎﺑﺎﻥ ﺩﺭ ﯾﮏ ﺷﺐ ﺑﺮﻓﯽ، ﮔﺮﻭﻫﯽ ﮔﺮﮒ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﺪ ﮐﻪ ﺑﻪ ﮔﺮﺩ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﺣﻠﻘﻪ ﺯﺩﻩ ﻭ ﺯﻭﺯﻩ ﻣﯽ ﮐﺸﻨﺪ . ﺑﺎ ﺣﺎﻟﺖ ﺗﻌﺠّﺐ ﺑﻪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻋﺮﺽ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﺧﺪﺍﯾﺎ ﺍﯾﻨﻬﺎ ﺩﯾﮕﺮ ﭼﻪ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ؟ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻫﻮﺍ ﭼﻪ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ؟ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻓﻬﻤﺎﻧﺪﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺯﺑﺎﻥ ﺑﺴﺘﻪ ﻫﺎ ﺑﻪ ﺩﺭﮔﺎﻩ ﺧﺪﺍ ﺷﮑﺎﯾﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﮐﻪ ﺧﺪﺍﯾﺎ ﺗﺎ ﮐﯽ ﻣﺎ ﺣﺮﺍﻡ ﺑﺨﻮﺭﯾﻢ؟ ! ﭘﺲ ﮐِﯽ ﺍﻣﺎﻡ ﺯﻣﺎﻥ ‏( ﻉ ‏) ﻣﯽ ﺁﯾﺪ ﺗﺎ ﻣﺎ ﻫﻢ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺣﺮﺍﻡ ﺧﻮﺭﯼ ﻧﺠﺎﺕ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﻨﯿﻢ؟
.8 ﺑﺮﺧﯽ ﻧﯿﺰ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ : ‏« ﺗﺎ ﻣﺎ ﺩﺭﺳﺖ ﻧﺸﻮﯾﻢ ﺁﻗﺎ ﻧﻤﯽ ﺁﯾﺪ ‏» ﺍﮔﺮ ﻣﻌﻨﺎﯼ ﺍﯾﻦ ﺣﺮﻑ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ ﻣﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﺧﻮﺩ ﻭ ﺟﺎﻣﻌﺔ ﺧﻮﯾﺶ ﺭﺍ ﺍﺻﻼﺡ ﻭ ﺑﻪ ﻇﻬﻮﺭ ﮐﻤﮏ ﮐﻨﯿﻢ ﻣﻄﻠﺐ ﺩﺭﺳﺘﯽ ﺍﺳﺖ؛ ﻭﻟﯽ ﺍﮔﺮ ﻧﺎﺍﻣﯿﺪ ﺷﻮﯾﻢ ﻭ ﺑﮕﻮﯾﯿﻢ ﺗﺎ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺍﻭﺿﺎﻉ ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﻣﻨﻮﺍﻝ ﺍﺳﺖ ﺁﻗﺎ ﻧﻤﯽ ﺁﯾﺪ، ﺣﺮﻑ ﺩﺭﺳﺘﯽ ﻧﯿﺴﺖ؛ ﺯﯾﺮﺍ ﺍﻭّﻻً ﺍﻣﺎﻡ ﺩﺭ ﺯﻣﺎﻥ ﻧﺎﺍﻣﯿﺪﯼ ﻣﺮﺩﻣﺎﻥ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ . ﺩﻭﻡ ﺁﻧﮑﻪ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﻧﯿﺰ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﺻﻼﺡ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ ﻭ ﺯﻣﯿﻦ ﺭﺍ ﭘﺮ ﺍﺯ ﻋﺪﻝ ﻭ ﺩﺍﺩ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ . ﺳﻮﻡ ﺁﻧﮑﻪ ﻣﺎ ﺗﺤﺖ ﻫﯿﭻ ﺷﺮﺍﯾﻄﯽ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺍﺯ ﻇﻬﻮﺭ ﻧﺎﺍﻣﯿﺪ ﺑﺎﺷﯿﻢ . ﻫﺮ ﻟﺤﻈﻪ ﻣﻤﮑﻦ ﺍﺳﺖ ﻓﺮﺝ ﻓﺮﺍ ﺑﺮﺳﺪ .
.9 ﺑﺮﺧﯽ ﺍﺷﺨﺎﺹ ﻧﯿﺰ ﺑﺎ ﺍﺳﺘﻨﺎﺩ ﺑﻪ ﺗﻮﺍﻥ ﺗﺴﻠﯿﺤﺎﺗﯽ ﺍﺑﺮﻗﺪﺭﺕ ﻫﺎ ﮐﻪ ﻗﺎﺩﺭ ﺑﻪ ﺗﺨﺮﯾﺐ ﺗﻤﺎﻡ ﮐﺮﻩ ﺯﻣﯿﻦ ﺍﺳﺖ ﺑﺎ ﻟﺤﻨﯽ ﺁﻣﯿﺨﺘﻪ ﺑﻪ ﻧﮕﺮﺍﻧﯽ ﻭ ﺩﻟﺴﻮﺯﯼ ﺭﺍﺟﻊ ﺑﻪ ﻇﻬﻮﺭ ﺍﻣﺎﻡ ﺳﺨﻦ ﮔﻔﺘﻪ ﻭ ﺍﻇﻬﺎﺭ ﻣﯽ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﺍﻣﺎﻡ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺗﻮﺍﻧﺴﺖ ﺑﺮ ﺷﺮﺍﯾﻂ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺟﻬﺎﻥ ﻓﺎﺋﻖ ﺁﯾﺪ؟ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﭼﻨﺪ ﻧﮑﺘﻪ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻗﺴﻤﺖ ﺿﺮﻭﺭﯼ ﺍﺳﺖ :


ﺍﻣﺎﻡ ﻣﻌﺼﻮﻡ ‏« ﻗﺪﺭﺓ ﺍﻟﻠﻪ ‏» ﺍﺳﺖ . ﻣﻈﻬﺮ ﻗﺪﺭﺕ ﺍﻟﻬﯽ ﺍﺳﺖ . ﺑﺎ ﯾﮏ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﺣﻀﺮﺗﺶ، ﻫﻤﻪ ﺳﻼﺡ ﻫﺎ ﻭ ﺍﺑﺰﺍﺭﺁﻻﺕ ﺟﻨﮕﯽ ﺍﺯ ﮐﺎﺭ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺍﻓﺘﺎﺩ . ﺍﻣﺪﺍﺩﻫﺎﯼ ﻏﯿﺒﯽ ﻧﯿﺰ ﺑﻪ ﮐﻤﮏ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﺁﻣﺪ . ﺭﻋﺐ ﻭ ﺗﺮﺳﯽ ﮐﻪ ﻫﯿﺒﺖ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺩﺭ ﺩﻝ ﮐﻔّﺎﺭ ﻭ ﻣﻨﺎﻓﻘﺎﻥ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ، ﻣﺎﻧﻊ ﺍﺯ ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﺗﺤﺮّﮐﺎﺕ ﻭ ﻣﺨﺎﻟﻔﺖ ﻫﺎ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ . ﺍﺯ ﻫﻤﯿﻦ ﺭﻭﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺭﻭﺍﯾﺎﺕ ﺍﺯ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ‏« ﺍﻟﻤﻨﺼﻮﺭ ﺑﺎﻟﺮّﻋﺐ ‏» ﯾﺎﺩ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ . ﯾﻌﻨﯽ ‏« ﺗﺮﺱ ‏» ، ﺧﻮﺩ ﺍﺯ ﺍﺑﺰﺍﺭﻫﺎﯼ ﯾﺎﺭﯼ ﺍﻣﺎﻡ ﺑﻪ ﺷﻤﺎﺭ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ . ﺍﮔﺮ ﭼﻪ ﺑﻨﺎ ﺑﻪ ﻣﺼﻠﺤﺖ ﺍﻟﻬﯽ، ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ، ﺍﺯ ﺍﺳﺒﺎﺏ ﻇﺎﻫﺮﯼ ﻧﯿﺰ ﺑﺮﺍﯼ ﻓﺘﺢ ﺟﻬﺎﻥ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺑﺮﺧﯽ ﺍﺯ ﯾﺎﺭﺍﻥ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺑﻪ ﺷﻬﺎﺩﺕ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﺭﺳﯿﺪ .
ﻭﻋﺪﻩ ﻗﻄﻌﯽ ﺍﻟﻬﯽ ﺑﻪ ﭘﯿﺮﻭﺯﯼ ﺍﻣﺎﻡ ﻋﺼﺮ ‏( ﻉ ‏) ﺗﻌﻠّﻖ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ . ﻫﻤﻪ ﺍﻧﺒﯿﺎ ﻭ ﺍﻭﻟﯿﺎ ﺑﻪ ﻇﻬﻮﺭ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﺑﺸﺎﺭﺕ ﻭ ﺑﻪ ﭘﯿﺮﻭﺯﯼ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﻧﻮﯾﺪ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﻧﺪ . ﺁﻥ ﻭﻟﯽّ ﺧﺪﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺷﮑﺴﺘﻦ ﭘﺸﺖ ﻇﺎﻟﻤﺎﻥ، ﻭﯾﺮﺍﻥ ﻧﻤﻮﺩﻥ ﮐﺎﺥ ﻫﺎﯼ ﺳﺘﻤﮕﺮﺍﻥ، ﺭﯾﺸﻪ ﮐﻦ ﻧﻤﻮﺩﻥ ﺍﻫﻞ ﻋﺼﯿﺎﻥ ﻭ ﻃﻐﯿﺎﻥ ﻭ ﻗﻄﻊ ﺭﯾﺴﻤﺎﻥ ﻫﺎﯼ ﺩﺭﻭﻍ ﻭ ﺑﻬﺘﺎﻥ ﻭ ... ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺁﻣﺪ .
ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺭ ﺑﺮ ﺧﻼﻑ ﺩﻓﻌﺎﺕ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﮐﻪ ﺍﮐﺜﺮﯾّﺖ ﺍﻧﺒﯿﺎ ﺗﮑﺬﯾﺐ ﺷﺪﻧﺪ ﻭ ﻫﻤﻪ ﺍﺋﻤﻪ ‏( ﻉ ‏) ﺑﻪ ﺷﻬﺎﺩﺕ ﺭﺳﯿﺪﻧﺪ ﺷﮑﺴﺘﯽ ﺩﺭ ﮐﺎﺭ ﻧﯿﺴﺖ . ﺣﻀﺮﺕ ﺻﺎﺣﺐ ﺍﻟﺰّﻣﺎﻥ ‏( ﻉ ‏) ﺑﺮﺍﯼ ﭘﯿﺮﻭﺯﯼ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺁﻣﺪ . ﻣﺤﺪّﺙ ﻋﺎﻟﯽ 

ﻣﻘﺎﻡ ﺷﯿﻌﻪ ﻣﺮﺣﻮﻡ ﺷﯿﺦ ﺣﺮّ ﻋﺎﻣﻠﯽ ‏( ﺭﻩ ‏) ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ :
ﺩﺭ ﻋﺎﻟَﻢ ﺧﻮﺍﺏ ﺩﯾﺪﻡ ﮐﻪ ﺣﻀﺮﺕ ﻣﻬﺪﯼ ‏( ﻉ ‏) ﻭﺍﺭﺩ ﻣﺸﻬﺪ ﺷﺪﻩ ﺍﻧﺪ . ﺍﺯ ﻣﻨﺰﻝ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺳﺆﺍﻝ ﮐﺮﺩﻡ . ﮔﻔﺘﻨﺪ ﺩﺭ ﻃﺮﻑ ﻏﺮﺑﯽ ﻣﺸﻬﺪ ﺩﺭ ﺑﺎﻏﯽ ﮐﻪ ﻋﻤﺎﺭﺗﯽ ﺩﺍﺭﺩ ﻭﺍﺭﺩ ﺷﺪﻩ ﺍﻧﺪ . ﺑﻪ ﺧﺪﻣﺖ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﺷﺮﻓﯿﺎﺏ ﺷﺪﻡ . ﺩﯾﺪﻡ ﺩﺭ ﻭﺳﻂ ﻣﺠﻠﺴﯽ ﮐﻪ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺍﻧﺪ ﺣﻮﺿﯽ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺣﺪﻭﺩ ﺑﯿﺴﺖ ﻧﻔﺮ ﺩﺭ ﻣﺠﻠﺲ ﺣﻀﻮﺭ ﺩﺍﺭﻧﺪ .
ﭘﺲ ﺍﺯ ﺳﺎﻋﺘﯽ ﮔﻔﺖ ﻭﮔﻮ، ﻏﺬﺍ ﺁﻭﺭﺩﻧﺪ . ﺍﻧﺪﮎ ﺑﻮﺩ؛ ﺍﻣّﺎ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻟﺬﯾﺬ ﺑﻪ ﻃﻮﺭﯼ ﮐﻪ ﻫﻤﮕﺎﻥ ﺧﻮﺭﺩﯾﻢ ﻭ ﺳﯿﺮ ﺷﺪﯾﻢ؛ ﺍﻣّﺎ ﻏﺬﺍ ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﺑﻪ ﺣﺎﻝ ﺧﻮﺩ ﺑﺎﻗﯽ ﺑﻮﺩ . ﺍﺯ ﻏﺬﺍ ﮐﻪ ﻓﺎﺭﻍ ﺷﺪﯾﻢ، ﺩﻗّﺖ ﮐﺮﺩﻡ ﺩﯾﺪﻡ ﺷﻤﺎﺭ ﺍﺻﺤﺎﺏ ﺁﻥ ﺟﻨﺎﺏ ﺍﺯ ﭼﻬﻞ ﻧﻔﺮ ﺗﺠﺎﻭﺯ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﻨﺪ . ﺑﺎ ﺧﻮﺩ ﮔﻔﺘﻢ : ﺍﯾﻦ ﺑﺰﺭﮔﻮﺍﺭ ﻇﻬﻮﺭ ﻓﺮﻣﻮﺩﻩ ﻭ ﻟﺸﮑﺮﯾﺎﻧﺶ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺍﻧﺪﮎ ﺍﻧﺪ . ﺍﯼ ﮐﺎﺵ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺴﺘﻢ ﺁﯾﺎ ﭘﺎﺩﺷﺎﻫﺎﻥ ﺯﻣﯿﻦ ﺍﺯ ﺍﻭ ﺍﻃﺎﻋﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﯾﺎ ﺑﺎ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﻪ ﺟﻨﮓ ﺑﺮﻣﯽ ﺧﯿﺰﺩ؟ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺑﺪﻭﻥ ﻟﺸﮑﺮ ﺑﺮ ﺁﻧﻬﺎ ﭘﯿﺮﻭﺯ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ؟ ﭘﯿﺶ ﺍﺯ ﺁﻧﮑﻪ ﺣﺮﻓﯽ ﺑﺰﻧﻢ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﻧﻤﻮﺩﻩ ﻭ ﺑﺎ ﺗﺒﺴّﻢ ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ :
ﺷﯿﻌﯿﺎﻥ ﻣﺮﺍ ﺍﺯ ﮐﻤﯽ ﯾﺎﻭﺭ ﻣﺘﺮﺳﺎﻥ ﮐﻪ ﻣﺮﺩﺍﻧﯽ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﻣﻦ ﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺩﻫﻢ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﺩﺷﻤﻨﺎﻥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﻭ ... ﺣﺎﺿﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﮔﺮﺩﻥ ﻣﯽ ﺯﻧﻨﺪ .
‏« ﻭَ ﻣﺎ ﯾَﻌﻠَﻢُ ﺟُﻨُﻮﺩُ ﺭَﺑِّﮏَ ﺍِﻟّﺎ ﻫُﻮَ؛
ﻟﺸﮑﺮﯾﺎﻥ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺕ ﺭﺍ ﺟﺰ ﺍﻭ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﺪ . ‏» [25]
ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺑﺸﺎﺭﺕ ﺧﺮﺳﻨﺪ ﺷﺪﻡ . ... [26]
.10 ﻧﮑﻨﺪ ﺧﺪﺍﯼ ﻧﺎﮐﺮﺩﻩ ﮐﺴﯽ ﺗﺼﻮّﺭ ﮐﻨﺪ ﺍﻣﺎﻡ ﻋﺼﺮ ‏( ﻉ ‏) ﺑﻪ ﺩﻋﺎﯼ ﻣﺎ ﻧﯿﺎﺯﻣﻨﺪ ﺍﺳﺖ . ﺑﺮﻋﮑﺲ ﺍﯾﻦ ﻣﺎ ﻫﺴﺘﯿﻢ ﮐﻪ ﺳﺮﺍﭘﺎﯼ ﻭﺟﻮﺩﻣﺎﻥ ﻧﯿﺎﺯ ﺑﻪ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺍﺳﺖ . ﺩﺭ ﺭﻭﺍﯾﺎﺕ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﺳﺖ :
ﻫﺮ ﮐﺲ ﭘﻨﺪﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﺍﻣﺎﻡ ﺑﻪ ﺁﻧﭽﻪ ﺩﺭ ﺩﺳﺖ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﺳﺖ ﺍﺣﺘﯿﺎﺝ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﺎﻓﺮ ﺍﺳﺖ . [27] -} [28]
ﺍﺯ ﺁﻧﭽﻪ ﻣﻄﺮﺡ ﺷﺪ ﻣﻌﻠﻮﻡ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺩﻋﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﻇﻬﻮﺭ ﺍﻣﺎﻡ ﺯﻣﺎﻥ ﺩﺭﺳﺖ ﺍﺳﺖ ﺑﻠﮑﻪ ﻭﺍﺟﺐ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻫﺮ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺍﻣﺮ ﻣﺪﺍﻭﻣﺖ ﺑﺨﺸﺪ .
ﻣﻮﻓﻖ ﺑﺎﺷﯿﺪ .

منبع : حوزه دات نت


::
:: برچسب‌ها: اهمیت دعا برای ظهور امام زمان , اهمیت دعا برای فرج , نسیم ظهور ,
نویسنده :
تاریخ : سه شنبه 21 آذر 1396
امام مهدی (عج) و مسجد الاقصی




ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﻏﻀﺐ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻭ ﺧﺸﻢ ﻣﻬﺪﯼ ‏( ﻉ ‏) ﻭ ﺳﭙﺎﻫﯿﺎﻧﺶ ﺑﺮ ﺳﻔﯿﺎﻧﯽ ﻭ ﻫﻢ ﭘﯿﻤﺎﻧﺎﻥ ﻭﯼ ﻓﺮﻭ ﻣﯽ ﺑﺎﺭﺩ، ﻧﺸﺎﻧﻪ ﻫﺎ ﻭ ﻣﻌﺠﺰﺍﺕ ﺍﻟﻬﯽ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﻣﻬﺪﯼ ‏( ﻉ ‏) ﺁﺷﮑﺎﺭ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ . ﺳﺨﺘﯽ ﻭ ﺗﯿﺮﻩ ﺭﻭﺯﯼ ﺑﻪ ﺳﻔﯿﺎﻧﯽ ﻭ ﺣﺎﻣﯿﺎﻥ ﯾﻬﻮﺩﯼ ﻭ ﺭﻭﻣﯽ ﺍﺵ ﺭﻭﯼ ﻣﯽ ﺁﻭﺭﺩ ﻭ ﺑﻪ ﺑﺪﺗﺮﯾﻦ ﺷﮑﻞ ﺷﮑﺴﺖ ﻣﯽ ﺧﻮﺭﻧﺪ . ﺳﺮﺍﻧﺠﺎﻡ، ﺳﻔﯿﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺳﭙﺎﻫﯿﺎﻥ ﺍﻣﺎﻡ ﻣﻬﺪﯼ ‏( ﻉ ‏) ﺩﺳﺘﮕﯿﺮ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﻭ ﻃﺒﻖ ﻧﻘﻞ ﺭﻭﺍﯾﺎﺕ، ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﺩﺭﯾﺎﭼﺔ ﻃﺒﺮﯾﻪ ﯾﺎ ﺩﺭ ﻧﺎﺣﯿﺔ ﻭﺭﻭﺩﯼ ﻗﺪﺱ ﺑﻪ ﻫﻼﮐﺖ ﻣﯽ ﺭﺳﺪ

ﻣﺴﺠﺪﺍﻷﻗﺼﯽ، ﻭﺍﻗﻊ ﺩﺭ ﺷﻬﺮ ﻣﺬﻫﺒﯽ ﺑﯿﺖ ﺍﻟﻤﻘﺪﺱ ﻣﺴﺠﺪﯼ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺩﯾﺮﺑﺎﺯ ﺗﺎﮐﻨﻮﻥ ﻣﻮﺭﺩ ﺗﻮﺟﻪ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎﻥ ﻭ ﺩﯾﮕﺮ ﻣﻠﺖ ﻫﺎ ﻣﯽ ﺑﺎﺷﺪ . ﺑﯿﺖ ﺍﻟﻤﻘﺪﺱ ﺍﺯ ﺟﻤﻠﻪ ﺷﻬﺮﻫﺎﯼ ﻣﻬﻢ ﺟﻬﺎﻥ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺑﻪ ﭘﺮﺳﺘﺸﮕﺎﻩ ﺍﻧﺒﯿﺎ ﻣﻌﺮﻭﻑ ﻭ ﻧﺎﻡ ﻫﺎﯼ ﺩﯾﮕﺮ ﺵ ﺍﻭﺭﺷﻠﯿﻢ ﻭ ﺍﯾﻠﯿﺎ ﺍﺳﺖ . ﻣﺜﻼً ﻧﺎﺻﺮ ﺧﺴﺮﻭ ﺩﺭ ﺳﻔﺮﻧﺎﻣﻪ ﺍﺵ ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﺪ :
‏« ﺑﯿﺖ ﺍﻟﻤﻘﺪﺱ ﺭﺍ ﺍﻫﻞ ﺷﺎﻡ ﻭ ﺁﻥ ﻃﺮﻑ ‏« ﻗﺪﺱ ‏» ﮔﻮﯾﻨﺪ، ﺍﺯ ﺍﻫﻞ ﺁﻥ ﻭﻻﯾﺎﺕ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺣﺞ ﻧﺘﻮﺍﻧﺪ ﺭﻓﺘﻦ ﺩﺭ ﻫﻤﺎﻥ ﻣﻮﺳﻢ ﺑﻪ ﻗﺪﺱ ﺣﺎﺿﺮ ﺷﻮﺩ، ﺑﻪ ﻣﻮﻗﻒ ﺑﺎﯾﺴﺘﺪ ﻭ ﻗﺮﺑﺎﻧﯽ ﻋﯿﺪ ﮐﻨﺪ ﭼﻨﺎﻥ ﮐﻪ ﻋﺎﺩﺕ ﺍﺳﺖ . ﺳﺎﻝ ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ ﺯﯾﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﺑﯿﺴﺖ ﻫﺰﺍﺭ ﺧﻠﻖ ﺩﺭ ﺍﻭﺍﯾﻞ ﻣﺎﺩﻩ ﺫﯼ ﺍﻟﺤﺠّﻪ ﺁﻧﺠﺎ ﺣﺎﺿﺮ ﺷﻮﻧﺪ .
ﻗﺪﺱ ﺷﻬﺮﯼ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺮ ﺳﺮ ﮐﻮﻫﯽ ﻧﻬﺎﺩﻩ ﻭ ﺁﺏ ﻧﺪﺍﺭﺩ؛ ﻣﮕﺮ ﺍﺯ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﻭ ﺑﺮﺳﺘﺎﺕ ﻫﺎ ﭼﺸﻤﻪ ﻫﺎﯼ ﺁﺑﺴﺖ ﺍﻣّﺎ ﺑﻪ ﺷﻬﺮ ﻧﯿﺴﺖ ﻭ ﮔﺮﺩ ﺷﻬﺮ ﺑﺎﺭﻭﯾﯽ ﺣﺼﯿﻦ ﺍﺳﺖ، ﺍﺯ ﺳﻨﮓ ﻭ ﮔﭻ، ﺩﺭﻭﺍﺯﻩ ﻫﺎ ﺁﻫﻨﯿﻦ، ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺷﻬﺮ ﻫﯿﭻ ﺩﺭﺧﺘﯽ ﻧﯿﺴﺖ ﻭ ... ‏» 1 ‏« ﻣﻘﺪﺳﯽ ‏» ﺟﻐﺮﺍﻓﯽ ﺩﺍﻥ ﻣﻌﺮﻭﻑ ﻗﺮﻥ ﭼﻬﺎﺭﻡ ﻫﺠﺮﯼ ﺩﺭ ﻭﺻﻒ ﺍﯾﻦ ﺷﻬﺮ ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﺪ : ‏« ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﺷﻬﺮﻫﺎﯼ ﻓﻠﺴﻄﯿﻦ ﺑﺰﺭﮒ ﺗﺮ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻧﯿﺴﺖ . ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﻗﺼﺒﻪ ﻫﺎ ﺍﺯ ﺁﻥ ﮐﻮﭼﮏ ﺗﺮﻧﺪ ﭼﻮﻥ ﺍﺻﻄﺨﺮ، ﻗﺎﯾﻦ، ﻓﺮﻣﺎ .

ﻧﻪ ﺳﺮﺩ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻭ ﻧﻪ ﮔﺮﻡ ﺍﺳﺖ ... ‏» ﻭ ﺟﻐﺮﺍﻓﯽ ﺩﺍﻥ ﻣﺸﻬﻮﺭ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﻧﯿﺰ ﺩﺭ ﮐﺘﺎﺏ ﻣﻬﻢ ﺧﻮﺩ ‏« ﻣﻤﺎﻟﮏ ﻭ ﻣﺴﺎﺋﻞ ‏» ، ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺷﻬﺮ ﻭﺻﻒ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ﻧﻤﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ . ‏« ﺑﯿﺖ ﺍﻟﻤﻘﺪﺱ، ﺷﻬﺮﯼ ﺑﻠﻨﺪ ﻭ ﺧﻮﺵ ﺍﺳﺖ ﺑﺮ ﺳﺮ ﮐﻮﻩ ﻫﺎ ﻭ ﻫﺮ ﮐﻪ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺁﻧﺠﺎ ﺭﻭﺩ ﺑﻪ ﻫﺮ ﺟﺎﻧﺐ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﺪ، ﺑﯿﺖ ﺍﻟﻤﻘﺪﺱ ﺍﺯ ﻣﻮﺿﻊ ﺍﻭ ﺑﻠﻨﺪﺗﺮ ﺍﺳﺖ ... ‏» 2. ﺩﺭ ﺍﺣﺎﺩﯾﺚ ﻭ ﺭﻭﺍﯾﺎﺕ ﺍﺳﻼﻣﯽ ﻧﯿﺰ ﺑﺮ ﻓﻀﯿﻠﺖ ﺍﯾﻦ ﺷﻬﺮ ﺗﺄﮐﯿﺪ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ . ﺍﻣﺎﻡ ﻋﻠﯽ ‏( ﻉ ‏) ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ : ‏« ﯾﮏ ﻧﻤﺎﺯ ﺩﺭ ﺑﯿﺖ ﺍﻟﻤﻘﺪﺱ ﻣﻌﺎﺩﻝ ﻫﺰﺍﺭ ﻧﻤﺎﺯ ﺍﺳﺖ . ‏» 3 ﻭ ﺍﺯ ﻣﯿﻤﻮﻧﻪ ﻣﻮﻻﻟﻨﺒﯽ ﺑﺎﺯﮔﻮ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﮔﻔﺖ : ﯾﺎ ﺭﺳﻮﻝ ﺍﻟﻠﻪ، ﻣﺎ ﺭﺍ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﺑﯿﺖ ﺍﻟﻤﻘﺪﺱ ﻓﺘﻮﺍ ﺩﻫﯿﺪ، ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ : ‏« ﺍﺭﺽ ﻣﺤﺸﺮ ﻭ ﻣﻨﺸﺮ، ﺁﻧﺠﺎﺳﺖ، ﺑﺮﻭﯾﺪ ﻭ ﻧﻤﺎﺯ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺑﮕﺬﺍﺭﯾﺪ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻦ ﻧﻤﺎﺯ ﺩﺭ ﺁﻥ، ﻣﺜﻞ ﻫﺰﺍﺭ ﻧﻤﺎﺯ ﺩﺭ ﻏﯿﺮ ﺁﻥ ﺍﺳﺖ ‏» ، ﮔﻔﺘﻢ : ﺍﮔﺮ ﺍﺳﺘﻄﺎﻋﺖ ﺁﻥ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻢ، ﭼﻪ ﮐﻨﻢ؟ ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ : ‏« ﺭﻭﻏﻦ ﺯﯾﺘﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺁﻥ ﻫﺪﯾﻪ ﺑﻨﻤﺎ ﮐﻪ ﺩﺭ ﭼﺮﺍﻍ ﺁﻥ ﺑﯿﻔﺮﻭﺯﻧﺪ، ﻫﺮ ﮐﺲ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﺭﺍ ﺑﮑﻨﺪ، ﻣﺜﻞ ﺁﻥ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺁﻧﺠﺎ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﺳﺖ . ‏» 4 ﺍﺣﺎﺩﯾﺚ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﻧﯿﺰ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺍﯾﻦ ﺷﻬﺮ ﺩﺭ ﮐﺘﺐ ﺣﺪﯾﺜﯽ ﺷﯿﻌﻪ ﻭ ﺍﻫﻞ ﺗﺴﻨﻦ ﺁﻣﺪﻩ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻥ ﺑﻪ ﮐﺘﺐ ﺣﺪﯾﺜﯽ ﻫﻤﭽﻮﻥ : ‏« ﺳﻔﯿﻦ ﺍﻟﺒﺤﺎﺭ ‏» ، ‏« ﻣﻦ ﻻﯾﺤﻀﺮﻩ ﺍﻟﻔﻘﯿﻪ ‏» ، ‏« ﺻﺤﯿﺢ ﺑﺨﺎﺭﯼ ‏» ﻭ ‏« ﺳﻨﻦ ﺳﻨﺎﺋﯽ ‏» ﻭ ... ﻣﺮﺍﺟﻌﻪ ﻧﻤﻮﺩ .
ﻭ ﺩﺭ ﻃﻮﻝ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺩﻭﻟﺖ ﻫﺎﯼ ﻗﺪﺭﺗﻤﻨﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﺼﺮﻑ ﻭ ﻓﺘﺢ ﺍﯾﻦ ﺷﻬﺮ ﺗﻼﺵ ﻫﺎﯼ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﻧﻤﻮﺩﻩ ﺍﻧﺪ، ﺩﻭﻟﺖ ﻫﺎﯼ ﻗﺪﯾﻢ ﭼﻮﻥ ﺑﺎﺑﻠﯽ ﻫﺎ، ﮐﻠﺪﺍﻧﯽ ﻫﺎ ﻭ ... ﺩﻭﻟﺖ ﺭﻭﻡ، ﮐﺸﻮﺭﻫﺎﯼ ﺍﺭﻭﭘﺎﯾﯽ، ﺍﻧﮕﻠﯿﺲ، ﻓﺮﺍﻧﺴﻪ ﻭ ﺍﮐﻨﻮﻥ ﺭﮊﯾﻢ ﺻﻬﯿﻮﻧﯿﺴﺘﯽ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺟﻤﻠﻪ ﺍﻧﺪ .

ﻧﺴﺒﺖ ﺑﯿﺖ ﺍﻟﻤﻘﺪﺱ ﻭ ﺍﻣﺎﻡ ﻋﺼﺮ ‏( ﻉ ‏)

ﺑﯿﺖ ﺍﻟﻤﻘﺪﺱ، ﻣﻌﺎﺻﺮ ﻇﻬﻮﺭ ﺍﻣﺎﻡ ﺯﻣﺎﻥ ‏( ﻉ ‏) ﺍﺯ ﭼﻨﺪ ﺟﻬﺖ ﻣﻮﺭﺩ ﺗﻮﺟّﻪ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﺩ . ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺟﻬﺖ ﻫﺎ، ﻭﻗﻮﻉ ﻧﺒﺮﺩﯼ ﺑﺰﺭﮒ ﺩﺭ ﺁﻥ، ﻣﯿﺎﻥ ﺳﺮﺳﺨﺖ ﺗﺮﯾﻦ ﺩﺷﻤﻦ ﺍﻣﺎﻡ ‏( ﻉ ‏) ﻭ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﺍﺳﺖ . ﺍﺯ ﺩﺷﻤﻨﺎﻥ ﺁﺷﮑﺎﺭ ﺩﺭ ﻧﻬﻀﺖ ﺣﻀﺮﺕ ﻣﻬﺪﯼ ‏( ﻉ ‏) ﻓﺮﺩﯼ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ‏« ﺳﻔﯿﺎﻧﯽ ‏» ﺍﺳﺖ . ﻭﯼ ﺟﻨﺎﯾﺎﺕ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺳﻪ ﻣﺎﻩ ﭘﯿﺶ ﺍﺯ ﻇﻬﻮﺭ ﺍﺯ ﺷﺎﻡ ﺁﻏﺎﺯ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺷﺶ ﻣﺎﻩ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻇﻬﻮﺭ ﺩﺭ ﻧﺒﺮﺩﯼ ﺣﻮﺍﻟﯽ ﺑﯿﺖ ﺍﻟﻤﻘﺪﺱ ﭘﺮﻭﻧﺪﺓ ﺧﻮﻧﺒﺎﺭ ﻭ ﺳﯿﺎﻩ ﻭﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﺴﺘﻪ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ . ﺍﻭ ﺩﺷﻤﻦ ﺳﺮﺳﺨﺖ ﻭ ﺭﻭﯾﺎﺭﻭﯼ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﻣﯽ ﺑﺎﺷﺪ، ﻫﺮ ﭼﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﻣﺎﻡ ‏( ﻉ ‏) ﺩﺭ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺑﺎ ﻧﯿﺮﻭﻫﺎﯼ ﮐﺎﻓﺮﯼ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺳﻔﯿﺎﻧﯽ ﭘﺸﺘﯿﺒﺎﻧﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﺭﻭﺑﺮﻭﺳﺖ . ﺭﻭﺍﯾﺎﺕ ﺗﺼﺮﯾﺢ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﺧﺮﻭﺝ ﺳﻔﯿﺎﻧﯽ ﺍﺯ ﻭﻋﺪﻩ ﻫﺎﯼ ﺣﺘﻤﯽ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺍﺳﺖ .
ﺳﻔﯿﺎﻧﯽ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺟﻨﺎﯾﺎﺕ ﻣﺘﻌﺪﺩ ﻭ ﺧﻮﻧﺒﺎﺭﯼ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺷﺎﻡ ﺗﺎ ﻋﺮﺍﻕ ﻭ ﺣﺠﺎﺯ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ، ﺑﺎ ﺗﺠﺮﺑﺔ ﺍﻭّﻟﯿﻦ ﺷﮑﺴﺖ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺳﺒﺐ ﻓﺮﻭﺭﻓﺘﻦ ﺑﺨﺸﯽ ﺍﺯ ﺳﭙﺎﻫﯿﺎﻧﺶ ﺩﺭ ﺑﯿﺎﺑﺎﻧﯽ ﺣﻮﺍﻟﯽ ﻣﮑﻪ ـ ﺑﯿﺪﺍﺀ ـ ﭘﺲ ﺍﺯ ﻇﻬﻮﺭ، ﺑﻪ ﻣﺪﯾﻨﻪ ﻭ ﺳﭙﺲ ﻋﺮﺍﻕ ﺭﻭﺍﻧﻪ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ .
ﺭﻭﺍﯾﺎﺕ، ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺟﻨﮓ ﻫﺎﯼ ﺳﻔﯿﺎﻧﯽ ﺑﺎ ﺣﻀﺮﺕ ﻣﻬﺪﯼ ‏( ﻉ ‏) ﻭ ﯾﺎﺭﺍﻧﺶ، ﺗﻨﻬﺎ ﺑﻪ ﺫﮐﺮ ﻧﺒﺮﺩ ﻓﺘﺢ ﻗﺪﺱ ﻭ ﺁﺯﺍﺩﯼ ﻓﻠﺴﻄﯿﻦ ﭘﺮﺩﺍﺧﺘﻪ ﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﺟﻨﮓ ﭘﺎﯾﺎﻧﯽ ﻭﯼ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ . ﻧﺘﯿﺠﺔ ﺍﯾﻦ ﺟﻨﮓ ﺷﮑﺴﺖ ﺍﻭ ﻭ ﻫﻤﺔ ﻫﻢ ﭘﯿﻤﺎﻧﺎﻥ ﯾﻬﻮﺩﯼ ﻭ ﻏﺮﺑﯽ ﺍﺵ ﻣﯽ ﺑﺎﺷﺪ .

ﻓﺘﺢ ﻗﺪﺱ ﺑﻪ ﻭﺳﯿﻠﺔ ﺍﻣﺎﻡ ‏( ﻉ ‏)

ﺍﺯ ﺭﻭﺍﯾﺎﺕ ﻣﺮﺑﻮﻁ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﻧﺒﺮﺩ ﭼﻨﯿﻦ ﺑﺮﻣﯽ ﺁﯾﺪ ﮐﻪ ﺳﻔﯿﺎﻧﯽ، ﺑﺎ ﻣﺸﮑﻼﺕ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﺭﻭﺑﺮﻭ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ .
ﺣﻀﺮﺕ ﻣﻬﺪﯼ ‏( ﻉ ‏) ﺩﺭ ﺁﻏﺎﺯ ﻧﺒﺮﺩ ﺩﺭﻧﮓ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﻭ ﻣﺪﺗﯽ ﺩﺭ ﺣﻮﻣﻪ ﺩﻣﺸﻖ ﻣﯽ ﻣﺎﻧﺪ ﺗﺎ ﺑﺰﺭﮔﺎﻥ ﻭ ﻣﺆﻣﻨﺎﻥ ﺍﻫﻞ ﺷﺎﻡ؛ ﺁﻧﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻫﻨﻮﺯ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﻧﭙﯿﻮﺳﺘﻪ ﺍﻧﺪ، ﺑﻪ ﺍﻭ ﻣﻠﺤﻖ ﺷﻮﻧﺪ . ﺳﭙﺲ ﺣﻀﺮﺕ ﺍﺯ ﺳﻔﯿﺎﻧﯽ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﮐﻪ ﺟﻬﺖ ﮔﻔﺖ ﻭﮔﻮ ﺷﺨﺼﺎً ﺑﺎ ﺁﻥ ﺑﺰﺭﮔﻮﺍﺭ ﻣﻼﻗﺎﺕ ﮐﻨﺪ . ﺁﻧﮕﺎﻩ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﺭﺍ ﻣﻼﻗﺎﺕ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ . ﻭﯼ ﺗﺤﺖ ﺗﺄﺛﯿﺮ ﺷﺨﺼﯿﺖ ﺣﻀﺮﺕ ﻣﻬﺪﯼ ‏( ﻉ ‏) ﻗﺮﺍﺭ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﺩ ﻭ ﺑﺎ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﺑﯿﻌﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﺩ ﺩﺳﺖ ﺍﺯ ﺟﻨﮓ ﺑﺮﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﻣﻨﻄﻘﻪ ﺭﺍ ﺗﺴﻠﯿﻢ ﺍﻣﺎﻡ ‏( ﻉ ‏) ﻧﻤﺎﯾﺪ . ﺍﻣّﺎ ﻧﺰﺩﯾﮑﺎﻥ ﻭ ﭘﺸﺘﯿﺒﺎﻧﺎﻥ ﺳﻔﯿﺎﻧﯽ ﻭﯼ ﺭﺍ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺳﺮﺯﻧﺶ ﻭ ﻧﮑﻮﻫﺶ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺗﺼﻤﯿﻤﺶ ﻣﻨﺼﺮﻑ ﻣﯽ ﺳﺎﺯﻧﺪ !

ﺣﻀﺮﺕ ﻋﻠﯽ ‏( ﻉ ‏) ﺩﺭ ﺭﻭﺍﯾﺘﯽ ﺩﺭﺍﯾﻦ ﺑﺎﺭﻩ ﻓﺮﻣﻮﺩ :
‏« ﻭﻗﺘﯽ ﺳﻔﯿﺎﻧﯽ ﻟﺸﮑﺮﯼ ﺑﻪ ﺳﻮﯼ ﻣﻬﺪﯼ ‏( ﻉ ‏) ﻣﯽ ﻓﺮﺳﺘﺪ ﺩﺭ ﺑﯿﺎﺑﺎﻥ ﺑﯿﺪﺍﺀ ﺑﻪ ﻫﻼﮐﺖ ﻣﯽ ﺭﺳﻨﺪ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺧﺒﺮ ﺑﻪ ﺍﻫﻞ ﺷﺎﻡ ﻣﯽ ﺭﺳﺪ . ﺁﻧﻬﺎ ﺑﻪ ﺧﻠﯿﻔﺔ ﺧﻮﺩ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ، ﻣﻬﺪﯼ ﻇﻬﻮﺭ ﻧﻤﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﺑﺎ ﺍﻭ ﺑﯿﻌﺖ ﮐﻦ ﻭ ﺑﻪ ﺍﻃﺎﻋﺖ ﻭﯼ ﺩﺭ ﺁﯼ ﻭ ﮔﺮﻧﻪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻣﯽ ﮐﺸﯿﻢ . ﺍﻭ ﻋﺪﻩ ﺍﯼ ﺭﺍ ﺟﻬﺖ ﺑﯿﻌﺖ ﻧﺰﺩ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﻣﯽ ﻓﺮﺳﺘﺪ ﻭ ﻣﻬﺪﯼ ﺍﺯ ﺳﻮﯼ ﺩﯾﮕﺮ ﺣﺮﮐﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﺗﺎ ﺩﺭ ﺑﯿﺖ ﺍﻟﻤﻘﺪﺱ ﻓﺮﻭﺩ ﺁﯾﺪ ‏» 14.
ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺍﯾﺘﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﻭﺝ ﺣﺮﮐﺖ ﻣﺮﺩﻣﯽ ﺩﻭﺳﺘﺪﺍﺭﺍﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﻣﻬﺪﯼ ‏( ﻉ ‏) ﻭ ﻣﺨﺎﻟﻔﺎﻥ ﺳﻔﯿﺎﻧﯽ ﺭﺍ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ ﺩﺭ ﻫﻤﯿﻦ ﻧﺴﺨﻪ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﺳﺖ :
‏« ﺣﻀﺮﺕ ﻣﻬﺪﯼ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ ﭘﺴﺮ ﻋﻤﻮﯼ ﻣﺮﺍ ﻧﺰﺩ ﻣﻦ ﺁﻭﺭﯾﺪ ﺗﺎ ﺑﺎ ﻭﯼ ﺳﺨﻦ ﮔﻮﯾﻢ ﭘﺲ ﺍﻭ ﻧﺰﺩ ﺣﻀﺮﺕ ﺁﻣﺪﻩ ﻭ ﺑﻪ ﺍﻭ ﮔﻔﺖ ﻭﮔﻮ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ . ﭘﺲ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﮔﻔﺖ ﻭﮔﻮ، ﻭﯼ ﺯﻣﺎﻡ ﺍﻣﺮ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﻣﺎﻡ ‏( ﻉ ‏) ﺗﺴﻠﯿﻢ ﻭ ﺑﺎ ﺍﻭ ﺑﯿﻌﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ! ﺍﻣّﺎ ﭼﻮﻥ ﻧﺰﺩ ﯾﺎﺭﺍﻥ ﺧﻮﺩ ﺑﺎﺯ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﺩ ﻗﺒﯿﻠﻪ ﮐﻠﺐ ـ ﺧﺎﻧﺪﺍﻥ ﻭﯼ ـ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻧﺎﺩﻡ ﻭ ﭘﺸﯿﻤﺎﻥ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺟﻬﺖ ﺍﻭ ﺑﺮﻣﯽ ﮔﺮﺩﺩ ﻭ ﺗﻘﺎﺿﺎﯼ ﻓﺴﺦ ﭘﯿﻤﺎﻥ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﺍﻣﺎﻡ ﻧﯿﺰ ﺑﯿﻌﺖ ﻭﯼ ﺭﺍ ﻓﺴﺦ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ . ﺁﻧﮕﺎﻩ ﺳﻔﯿﺎﻧﯽ ﻟﺸﮑﺮﯾﺎﻥ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺟﻨﮓ ﺑﺎ ﺍﻣﺎﻡ ﺑﺴﯿﺞ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﻭﻟﯽ ﺍﻣﺎﻡ ‏( ﻉ ‏) ﺍﻭ ﺭﺍ ﺷﮑﺴﺖ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ ﻭ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺭﻭﻣﯿﺎﻥ ﺭﺍ ﻧﯿﺰ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﻣﻨﻬﺪﻡ ﻣﯽ ﺳﺎﺯﺩ ‏» 15.
ﺑﻪ ﻫﺮ ﺣﺎﻝ، ﺳﻔﯿﺎﻧﯽ ﻣﻮﻓﻖ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﺩ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺟﻮّ ﻣﺮﺩﻣﯽ ﻃﺮﻓﯽ ﺑﺮﺑﻨﺪﺩ ﻭ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻓﺮﺻﺘﯽ ﮐﻪ ﺍﻣﺎﻡ ﻣﻬﺪﯼ ‏( ﻉ ‏) ﺑﻪ ﻭﯼ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﮐﻨﺪ ﻭ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎﻥ ﺳﺮﺯﻣﯿﻦ ﺷﺎﻡ ﻫﻢ ﻣﻮﻓﻖ ﺑﻪ ﺳﺎﻗﻂ ﻧﻤﻮﺩﻥ ﺣﮑﻮﻣﺖ ﺳﻔﯿﺎﻧﯽ ﻭ ﺍﺭﺗﺶ ﺍﻭ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﻧﺪ . ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺭﻭ ﻭﯼ ﻭ ﻫﻢ ﭘﯿﻤﺎﻧﺎﻧﺶ ﻧﯿﺮﻭﻫﺎﯼ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺟﻨﮕﯽ ﺑﺰﺭﮒ ﺁﻣﺎﺩﻩ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ؛ ﺟﻨﮕﯽ ﮐﻪ ﻣﺤﻮﺭﻫﺎﯼ ﺁﻥ ﺑﻪ ﮔﻔﺘﺔ ﺭﻭﺍﯾﺎﺕ ﺍﺯ ﻋﮑّﺎ ﺗﺎ ﺻﻮﺭ ﻭ ﺍﺯ ﺁﻧﺠﺎ ﺗﺎ ﺍﻧﻄﺎﮐﯿﻪ ﺩﺭ ﺳﺎﺣﻞ ﺩﺭﯾﺎ ﻭ ﺍﺯ ﺩﻣﺸﻖ ﺗﺎ ﻃﺒﺮﯾﻪ ﻭ ﺗﺎ ﺩﺍﺧﻞ ﻗﺪﺱ ﮔﺴﺘﺮﺵ ﻣﯽ ﯾﺎﺑﺪ .

ﻇﺎﻫﺮﺍً ﺩﺭ ﻫﻤﯿﻦ ﻣﻘﻄﻊ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺣﻀﺮﺕ ﻣﺴﯿﺢ ‏( ﻉ ‏) ﺍﺯ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﻓﺮﻭﺩ ﺁﻣﺪﻩ، ﺑﻪ ﯾﺎﺭﯼ ﺍﻣﺎﻡ ﻋﺼﺮ ‏( ﻉ ‏) ﻣﯽ ﭘﺮﺩﺍﺯﺩ .
ﺩﺭ ﺷﻤﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﺭﻭﺍﯾﺖ ﻫﺎ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﺤﻞّ ﻓﺮﻭﺩ ﺁﻣﺪﻥ ﻋﯿﺴﯽ ‏( ﻉ ‏) ﺩﺭ ﻗﺪﺱ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﭘﺸﺖ ﺳﺮ ﺍﻣﺎﻡ ﻣﻬﺪﯼ ‏( ﻉ ‏) ﻧﻤﺎﺯ ﻣﯽ ﮔﺰﺍﺭﺩ ﻭ ﺑﺎ ﺗﺼﺮﯾﺢ ﺑﻪ ﻭﺯﺍﺭﺕ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﺑﺮﺗﺮﯼ ﺟﺎﯾﮕﺎﻩ ﺣﻀﺮﺕ ﺣﺠّﺖ ‏( ﻉ ‏) ﺭﺍ ﺑﺮ ﺧﻮﯾﺶ ﺑﻪ ﻧﻤﺎﯾﺶ ﻣﯽ ﮔﺬﺍﺭﻧﺪ، ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﻫﺮ ﺳﺎﻝ ﺑﻪ ﺣﺞ ﺧﺎﻧﻪ ﺧﺪﺍ ﻣﺸﺮﻑ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﻭ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎﻥ ﺑﻪ ﻫﻤﺮﺍﻫﯽ ﻭﯼ ﺑﻪ ﻧﺒﺮﺩ ﺑﺎ ﯾﻬﻮﺩ، ﺭﻭﻡ ﻭ ﺩﺟﺎﻝ ﻣﯽ ﭘﺮﺩﺍﺯﻧﺪ 16. ﺣﻀﻮﺭ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺑﻪ ﻧﺤﻮﯼ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺣﺪﺍﮐﺜﺮ ﯾﺎﺭﯼ ﺭﺳﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺣﻀﺮﺕ ﻭﻟﯽّ ﻋﺼﺮ ‏( ﻉ ‏) ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺩﺍﺭﺩ . ﺩﺭ ﻧﻤﺎﺯ ﭼﻨﺎﻥ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ ﻫﺎ ﻭ ﺍﻗﺪﺍﻣﺎﺕ ﺗﺒﻠﯿﻐﯽ ﺯﻣﯿﻨﺔ ﮔﺮﺍﯾﺶ ﺧﯿﻞ ﻋﻈﯿﻢ ﻣﺴﯿﺤﯿﺎﻥ ﻣﺆﻣﻦ ﻭ ﻏﯿﺮﻣﻐﺮﺽ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﻓﺮﺍﻫﻢ ﻣﯽ ﺁﻭﺭﺩ :

ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﻏﻀﺐ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻭ ﺧﺸﻢ ﻣﻬﺪﯼ ‏( ﻉ ‏) ﻭ ﺳﭙﺎﻫﯿﺎﻧﺶ ﺑﺮ ﺳﻔﯿﺎﻧﯽ ﻭ ﻫﻢ ﭘﯿﻤﺎﻧﺎﻥ ﻭﯼ ﻓﺮﻭ ﻣﯽ ﺑﺎﺭﺩ، ﻧﺸﺎﻧﻪ ﻫﺎ ﻭ ﻣﻌﺠﺰﺍﺕ ﺍﻟﻬﯽ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﻣﻬﺪﯼ ‏( ﻉ ‏) ﺁﺷﮑﺎﺭ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ . ﺳﺨﺘﯽ ﻭ ﺗﯿﺮﻩ ﺭﻭﺯﯼ ﺑﻪ ﺳﻔﯿﺎﻧﯽ ﻭ ﺣﺎﻣﯿﺎﻥ ﯾﻬﻮﺩﯼ ﻭ ﺭﻭﻣﯽ ﺍﺵ ﺭﻭﯼ ﻣﯽ ﺁﻭﺭﺩ ﻭ ﺑﻪ ﺑﺪﺗﺮﯾﻦ ﺷﮑﻞ ﺷﮑﺴﺖ ﻣﯽ ﺧﻮﺭﻧﺪ . ﺳﺮﺍﻧﺠﺎﻡ، ﺳﻔﯿﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺳﭙﺎﻫﯿﺎﻥ ﺍﻣﺎﻡ ﻣﻬﺪﯼ ‏( ﻉ ‏) ﺩﺳﺘﮕﯿﺮ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﻭ ﻃﺒﻖ ﻧﻘﻞ ﺭﻭﺍﯾﺎﺕ، ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﺩﺭﯾﺎﭼﺔ ﻃﺒﺮﯾﻪ ﯾﺎ ﺩﺭ ﻧﺎﺣﯿﺔ ﻭﺭﻭﺩﯼ ﻗﺪﺱ ﺑﻪ ﻫﻼﮐﺖ ﻣﯽ ﺭﺳﺪ . ﺩﺭ ﺍﺩﺍﻣﺔ ﻭﻗﺎﯾﻊ ﻇﻬﻮﺭ ﺑﺎ ﻭﺳﺎﻃﺖ ﺣﻀﺮﺕ ﻣﺴﯿﺢ ‏( ﻉ ‏) ﻣﯿﺎﻥ ﺳﭙﺎﻩ ﺍﻣﺎﻡ ﻭ ﻏﺮﺑﯿﺎﻥ ﭘﯿﻤﺎﻥ ﺻﻠﺤﯽ ﺩﻩ ﺳﺎﻟﻪ ﻣﻨﻌﻘﺪ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﮐﻪ ﺍﻧﺪﮐﯽ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺁﻥ، ﻏﺮﺑﯿﺎﻥ ﺻﻠﺤﻨﺎﻣﻪ ﻧﻘﺾ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﺯﻣﯿﻨﺔ ﺑﺮﻭﺯ ﻓﺘﺢ ﺍﻟﻤﺒﯿﻦ ﺩﻭﻡ ﺍﺳﻼﻡ ﻭ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﺧﺎﻃﺮﺓ ﺻﻠﺢ ﺣﺪﯾﺒﯿّﻪ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻫﻢ ﻣﯽ ﺁﻭﺭﻧﺪ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﺗﻔﺎﻭﺕ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺍﻭّﻟﯽ، ﺍﺳﻼﻡ ﺑﺮ ﺷﺒﻪ ﺟﺰﯾﺮﺓ ﻋﺮﺑﺴﺘﺎﻥ ﺣﺎﮐﻢ ﺷﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺩﻭﻣﯽ ﺑﺮ ﺗﻤﺎﻡ ﺯﻣﯿﻦ . ﺗﻔﺼﯿﻞ ﺍﯾﻦ ﺍﻗﺪﺍﻣﺎﺕ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻥ ﺩﺭ ﮐﺘﺎﺏ ﻫﺎﯼ ‏« ﻋﺼﺮ ﻇﻬﻮﺭ ‏» ﻧﻮﺷﺘﺔ ﺁﻗﺎﯼ ﻋﻠﯽ ﮐﻮﺭﺍﻧﯽ ﻭ ﻧﯿﺰ ‏« ﺷﺶ ﻣﺎﻩ ﭘﺎﯾﺎﻧﯽ ‏» ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺁﻗﺎﯼ ﻣﺠﺘﺒﯽ ﺍﻟﺴﺎﺩﺓ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﮐﺮﺩ .

ﭘﯽ ﻧﻮﺷﺖ ﻫﺎ ﺩﺭ ﺩﻓﺘﺮ ﻣﺠﻠﻪ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﺍﺳﺖ .
ﭘﯽ ﻧﻮﺷﺖ ﻫﺎ :
.1 ﻫﻤﻮ، ﺹ 269 ، 270 ، ﺑﻪ ﻧﻘﻞ ﺍﺯ ﻧﺎﺻﺮ ﺧﺴﺮﻭ ﻗﺒﺎﺩﯾﺎﻧﯽ، ﺳﻔﺮﻧﺎﻣﻪ .
.2 ﺍﺻﻄﺨﺮﯼ، ﺍﺑﻮﺍﺳﺤﺎﻕ ﺍﺑﺮﺍﻫﯿﻢ، ﻣﻤﺎﻟﮏ ﻭ ﻣﺴﺎﻟﮏ، ﺗﺮﺟﻤﻪ : ﻣﺤﻤﺪﺑﻦ ﺍﺳﻌﺪ ﺑﻦ ﻋﺒﺪﺍ ... ، ﺑﻪ ﮐﻮﺷﺶ ﺍﻓﺸﺎﺭ، ﺍﯾﺮﺝ، ﺍﻧﺘﺸﺎﺭﺍﺕ ﺍﺩﺑﯽ ﻭ ﺗﺎﺭﯾﺨﯽ 1373 ﺹ 69 ، 70 .
.3 ﮐﻤﺮﻩ ﺍﯼ ﺣﺎﺝ ﻣﯿﺮﺯﺍ ﺧﻠﯿﻞ، ﺑﯿﺖ ﺍﻟﻤﻘﺪﺱ ﻭ ﺗﺤﻮﻝ ﻗﺒﻠﻪ، ﺑﻪ ﻧﻘﻞ ﺍﺯ ﺷﯿﺦ ﺻﺪﻭﻕ، ﻣﻦ ﻻﯾﺤﻀﺮﻩ ﺍ ﻟﻔﻘﯿﻪ .
.4 ﮐﻤﺮﻩ ﺍﯼ، ﺣﺎﺝ ﻣﯿﺮﺯﺍ ﺧﻠﯿﻞ، ﺑﻪ ﻧﻘﻞ ﺍﺯ : ﺳﻨﻦ، ﺍﺑﻦ ﻣﺎﺟﺪ، ﺹ 429 ، ﺳﻨﻦ، ﺑﯿﻬﻘﯽ، ﺹ .441
.5 ﺣﻤﯿﺪﯼ، ﺳﯿﺪﺟﻌﻔﺮ، ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺍﻭﺭﺷﻠﯿﻢ ‏( ﺑﯿﺖ ﺍﻟﻤﻘﺪﺱ ‏) ﭼﺎﭖ ﺩﻭﻡ ﺍﻧﺘﺸﺎﺭﺍﺕ ﺍﻣﯿﺮﮐﺒﯿﺮ، 1381 ، ﺹ 18 ﻭ ﻧﯿﺰ ﮐﻤﺮﻩ ﺍﯼ، ﺑﯿﺖ ﺍﻟﻤﻘﺪﺱ ﻭ ﺗﺤﻮﻝ ﻗﺒﻠﻪ .
.6 ﺍﺳﻌﺪﯼ، ﻣﺮﺗﻀﯽ، ﺑﯿﺖ ﺍﻟﻤﻘﺪﺱ، ﺩﺍﯾﺮﺍﻟﻤﻌﺎﺭﻑ ﺍﺳﻼﻣﯽ، ﺗﻬﺮﺍﻥ، ﭼﺎﭖ ﺍﻭﻝ 1367 ، ﺹ .18
.7 ﺍﻧﺼﺎﺭﯼ ﺍﺭﺍﮐﯽ، ﺣﺎﺝ ﺷﯿﺦ ﻣﺤﻤﺪﻋﻠﯽ، ﺹ .2
.8 ﺣﻤﯿﺪﯼ، ﺳﯿﺪﺟﻌﻔﺮ، ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺍﻭﺭﺷﻠﯿﻢ، ﺹ .240
.9 ﻫﻤﻮ، ﺹ 242 ـ .243
.10 ﺍﺳﻌﺪﯼ، ﻣﺮﺗﻀﯽ، ﺑﯿﺖ ﺍﻟﻤﻘﺪﺱ، ﺹ 93 ـ .94
.11 ﺣﻤﯿﺪﯼ، ﺳﯿﺪﺟﻌﻔﺮ، ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺍﻭﺭﺷﻠﯿﻢ، ﺹ .225
.12 ﻫﻤﻮ، ﺹ 264
.13 ﺑﺨﺶ ﺍﻭّﻝ ﻣﻄﻠﺐ ﺑﺎ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﻣﻘﺎﻟﻪ ﺧﺎﻧﻢ ﺁﻣﻨﻪ ﺣﺎﺟﺘﯽ ﺗﻬﯿﻪ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ .
.14 ﻧﺴﺨﺔ ﺧﻄّﯽ ﺍﺑﻦ ﺣﻤﺎﺩ، ﺹ .96
.15 ﻫﻤﺎﻥ، ﺹ .97
.16 ﻋﺼﺮ ﻇﻬﻮﺭ، ﺹ .342


::
نویسنده :
تاریخ : دوشنبه 20 آذر 1396
تماشای این ویدئو به شدت توصیه میشود


::
:: برچسب‌ها: ناگفته های دفاع مقدس , لبنان , مقاومت , نسیم ظهور , چرا اسراییل به لبنان حمله کرد؟ , تماشاکده نسیم ظهور ,
نویسنده :
تاریخ : یکشنبه 19 آذر 1396
از علامات ظهور فقط علامات حتمی مانده است





ﺍﺯ ﻋﻼﯾﻢ ﻇﻬﻮﺭ ﻓﻘﻂ ﻋﻼﻣﺎﺕ ﺣﺘﻤﻰ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺍﺳﺖ

ﺣﺠﻪ ﺍﻻﺳﻼﻡ ﻭ ﺍﻟﻤﺴﻠﻤﯿﻦ ﺁﻗﺎﻯ ﺣﺎﺝ ﺷﯿﺦ ﻣﺤﻤﺪ ﺑﺎﻗﺮ ﻣﻠﺒﻮﺑﻰ ﺻﺎﺣﺐ ﮐﺘﺎﺏ ‏« ﺍﻟﻮﻗﺎﯾﻊ ﻭ ﺍﻟﺤﻮﺍﺩﺙ ‏» ﺧﻮﺍﺑﻰ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺧﻮﺩ ﺍﺯ ﺁﯾﺖ ﺍﻟﻠﻪ ﺳﯿﺪ ﻣﺤﻤﺪ ﮔﻠﭙﺎﯾﮕﺎﻧﻰ ﺷﻨﯿﺪﻩ ﺍﻧﺪ، ﻃﺒﻖ ﺩﺭﺧﻮﺍﺳﺖ ﻧﻮﯾﺴﻨﺪﻩ ﭼﻨﯿﻦ ﻣﺮﻗﻮﻡ ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ :

ﺁﯾﺖ ﺍﻟﻠﻪ ﺳﯿﺪ ﻣﺤﻤﺪ ﮔﻠﭙﺎﯾﮕﺎﻧﻰ ﻓﺮﺯﻧﺪ ﻋﺎﺭﻑ ﻭﺍﺻﻞ، ﺁﯾﺖ ﺍﻟﻠﻪ ﺍﻟﻌﻈﻤﯽ ﺳﯿﺪ ﺟﻤﺎﻝ ﺍﻟﺪﯾﻦ ﮔﻠﭙﺎﯾﮕﺎﻧﻰ ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ : ﻣﺪﺗﻬﺎ ﭘﺲ ﺍﺯ ﻓﻮﺕ ﻣﺮﺣﻮﻡ ﭘﺪﺭﻡ، ﺷﺒﻰ ﺩﺭ ﺧﻮﺍﺏ ﺩﯾﺪﻡ ﺣﻀﻮﺭﺷﺎﻥ ﻣﺸﺮﻑ ﺷﺪﻡ ﻭ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺩﺭ ﺍﻃﺎﻕ ﻣﻔﺮﻭﺵ ﺑﻪ ﺯﯾﻠﻮ ﻭ ﻓﺎﻗﺪ ﺍﺛﺎﺙ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺍﻧﺪ . ﮔﻔﺘﻢ : ﭘﺪﺭ ! ﺍﮔﺮ ﺧﺒﺮﻯ ﻧﯿﺴﺖ ﻣﺎ ﻫﻢ ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﮐﺎﺭﻣﺎﻥ ﺑﺮﻭﯾﻢ؟ ﻭﺿﻊ ﻃﻠﺒﮕﻰ ﺩﺭ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﻭ ﺣﺎﻝ ﻫﻤﯿﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻪ ﭼﺸﻢ ﻣﻰ ﺧﻮﺭﺩ .
ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ : ﭘﺴﺮ، ﺣﺮﻑ ﻣﺰﻥ ! ﻫﻢ ﺍﮐﻨﻮﻥ ﻭﻟﻰ ﺍﻣﺮ ﺗﺸﺮﯾﻒ ﻣﻰ ﺁﻭﺭﻧﺪ . ﺁﻧﮕﺎﻩ ﭘﺪﺭﻡ ﺍﺯ ﺟﺎ ﺑﺮﺧﺎﺳﺖ . ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺷﺪﻡ ﻣﺤﺒﻮﺏ ﮐﻞ ﻋﺎﻟﻢ، ﺣﻀﺮﺕ ﻭﻟﻰ ﻋﺼﺮ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﺗﺸﺮﯾﻒ ﺁﻭﺭﺩﻧﺪ . ﭘﺲ ﺍﺯ ﻋﺮﺽ ﺳﻼﻡ ﻭ ﺟﻮﺍﺏ ﺣﻀﺮﺕ، ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﻣﻦ ﺣﺮﻓﻰ ﺑﺰﻧﻢ، ﺣﻀﺮﺕ ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ :

‏« ﺳﯿﺪ ﻣﺤﻤﺪ ! ﻣﻘﺎﻡ ﭘﺪﺭﺕ ﺍﯾﻦ ﺣﺠﺮﻩ ﯼ ﻣﺤﻘﺮ ﻧﯿﺴﺖ، ﺑﻠﮑﻪ ﻣﻘﺎﻣﺶ ﺁﻥ ﺟﺎﺳﺖ . ﺑﻪ ﻣﺤﻞ ﻣﻮﺭﺩ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﯼ ﺩﺳﺖ ﺣﻀﺮﺕ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﺮﺩﻡ، ﻗﺼﺮﻯ ﺑﺎ ﺷﮑﻮﻩ ﻭ ﺳﺎﺧﺘﻤﺎﻧﻰ ﺑﺎ ﻋﻈﻤﺖ – ﮐﻪ ﻻﯾﺪﺭﮎ ﻭ ﻻﯾﻮﺻﻒ ﺍﺳﺖ – ﺩﯾﺪﻡ ﻭ ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﮔﺮﺩﯾﺪﻡ . ‏»

ﻋﺮﺽ ﮐﺮﺩﻡ : ﯾﺎﺑﻦ ﺭﺳﻮﻝ ﺍﻟﻠﻪ ! ﺁﯾﺎ ﻭﻗﺖ ﻇﻬﻮﺭ ﻣﺒﺎﺭﮎ ﺭﺳﯿﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﺗﺎ ﺩﯾﺪﮔﺎﻥ ﻫﻤﻪ ﺑﻪ ﺟﻤﺎﻝ ﻭ ﺣﻀﻮﺭﺗﺎﻥ ﺭﻭﺷﻦ ﺷﻮﺩ؟
ﺣﻀﺮﺕ ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ : ‏« ﻟﻢ ﺗﺒﻖ ﻣﻦ ﺍﻟﻌﻼﻣﺎﺕ ﺍﻻ ﺍﻟﻤﺘﺤﻮﯾﺎﺕ ﻭ ﺭﺑﻤﺎ ﺍﻭﻗﻌﺖ ﻓﻰ ﻣﺪﻩ ﻗﻠﯿﻠﻪ، ﻓﻌﻠﯿﮑﻢ ﺑﺪﻋﺎﺀ ﺍﻟﻔﺮﺝ؛ ‏» ﺍﺯ ﻋﻼﯾﻢ ﻇﻬﻮﺭ ﻓﻘﻂ ﻋﻼﻣﺎﺕ ﺣﺘﻤﻰ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺷﺎﯾﺪ ﺁﻧﻬﺎ ﻧﯿﺰ ﺩﺭ ﻣﺪﺗﻰ ﮐﻮﺗﺎﻩ ﺑﻪ ﻭﻗﻮﻉ ﺑﭙﯿﻮﻧﺪﻧﺪ؛ ﭘﺲ ﺑﺮ ﺷﻤﺎ ﺑﺎﺩ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﻯ ﻓﺮﺝ ﺩﻋﺎ ﮐﻨﯿﺪ


::
:: برچسب‌ها: علامات حتمی ظهور , علامت ونشانه های قطعی ظهور , ازعلامات ظهورفقط علامات حتمی مانده است , نسیم ظهور ,
نویسنده :
تاریخ : شنبه 18 آذر 1396