تبلیغات
نسیم ظهور - مطالب آذر 1396
 
نسیم ظهور
مذهبی واجتماعی ، مهدویت و انتظار
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ :
مطالب اخیر
نویسندگان
پنجشنبه 23 آذر 1396 :: نویسنده :
پنجشنبه 23 آذر 1396 :: نویسنده :




نوع مطلب :
برچسب ها : عمامه های انگلیسی، وحدت، تفرقه، شیعه، سنی، استعمار، تماشاکده نسیم ظهور،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 22 آذر 1396 :: نویسنده :



سرآغاز ظهور را باید تاریخ 23 ماه رمضان پیش از ظهور(عاشورا) بدانیم. در صبحگاهان این روز جبرییل امین و ملک مقرب خداوند ندا در می دهد:«صبح نزدیک شد. بدانید حق با مهدی (و در برخی روایات آل علی(ع)) و شیعیان اوست. این ندا را همگان به زبان خویش می شوند و با شنیدن این صدا خواب ها بیدار، نشسته ها ایستاده می شوند

* مقدمه

ظهور امام عصر(ع) واقعه ای شریف است که از زمان حضرت آدم(ع)1 بسیاری چشم انتظار وقوع آن بوده اند و در رأس آنان می توان از انبیا و رسولان الهی و پیروان ایشان یاد کرد. در منابع مختلف و کتاب های مقدس ادیان آسمانی و غیر آسمانی متعددی می توان در این رابطه مطالبی یافت.2 در این میان، مطالبی که در منابع اسلامی آمده به مراتب بیش از دیگر متون است. با این حال با مطالعه مطالب و روایاتی که درباره ظهور در متون اسلامی آمده چند نکته مهم و اساسی جلب توجه می نماید:

1. به رغم اهمیت و جذابیت ظهور و دوران پس از آن، جز تصویری اجمالی و کلی از آن دوره ارائه نشده است. آثار مانند «عصر زندگی» نوشته محمد حکیمی، چشم اندازی به حکومت جهانی حضرت مهدی(ع) نوشته نجم الدین طبسی و دولت کریمه امام زمان(ع) نوشته مرتضی مجتهدی سیستانی آثار شاخصی هستند که به تبیین این دوره پرداخته اند. هرچند محققان و مؤلفان این آثار تلاش در خور تقدیری برای به تصویر کشیدن این عصر داشته اند، امّا هر خواننده ای با مطالعه این آثار ارزشمند به خوبی و در نهایت وضوح، اجمالی بودن روایات توصیف کننده این دوران را درمی یابد. این اجمال را باید ناشی از ضعف درک و ناتوانی ساکنان دوره های پیش از ظهور به خصوص مقطع صدور احادیث و مخاطبان اهل بیت(ع) در فهم و تصور اجزای آن دوره بدانیم؛ برای نمونه و فهم بهتر می توان حالتی را تصور کرد که شما قصد دارید برای کسی که پانصد سال قبل می زیسته از اینترنت و موشک و تلفن همراه صحبت کنید. در چنین شرایطی شما هیچ چاره ای جز بیان اجمالی ندارید؛ زیرا اجزای توصیف شما هر قدر بیشتر شود بر سردرگمی او نیز افزوده می گردد. حال شرایطی را تصور کنید که معصومان(ع) حدود دوازده قرن قبل بنا داشته اند از دوره ای صحبت به میان آورند که در آن عقول کامل می شود،3 علوم رشدی در حد سیزده و نیم برابر پیدا می کنند،4 پایین ترین سطح سواد عمومی جامعه به حد اجتهاد می رسد5 و... طبیعی است که جز بیان اجمالی چاره ای نیست و ما هرگز نمی توانیم تصور کنیم اگر کم سوادترین فرد یک جامعه مجتهد باشد، باسوادترین و عالمترین شخص چه سوادی خواهد داشت. به این موارد باید حضور ملائک و جنیان را در مناسبات روزمره اجتماع افزود.6

2. منابع، گزارش ها و روایاتی که در آنها به ویژگی های جهان پس از ظهور اشاره شده است، از حیث اعتبار و صحت اسناد، متنوعند. برخی از آنها را می توان مسلم و صحیح دانست و در عین حال درباره برخی نمی توان با قاطعیت اظهار نظر کرد. گاه روایاتی دیده می شوند که از حیث سند یا محتوا به نظر ضعیف و دارای مشکل می آیند، امّا با گذر ایام صحت آنها اثبات می شود؛ لذا همه این روایات را نمی توان با یک چشم نگریست و در حال حاضر اظهار نطر قطعی نمود. نگاه ما در این نوشتار نیز از حیث ترتیب مطالب، صحت و اسناد و ... اظهار نظر قطعی نیست و صرفاً بر اساس آنچه به دست ما رسیده حوادث و جریانات پس از ظهور را دنبال نموده ایم.

3. درباره برخی از این روایت ها نیز باید گفت، اصل ماجرا و اصل آنها متواتر و صحیح است امّا درباره جزئیات آن نمی توان با چنین جزمی سخن گفت؛ برای نمونه هرچند به تصریح روایات سفیانی شخصیتی است که در آستانه ظهور امام عصر(ع) شورش خواهد نمود امّا در عین حال نمی توان درباره تعداد افرادی که به دست او در نجف و بغداد و دیگر شهرهای عراق یا مدینه کشته خواهند شد صحبت نمود؛ زیرا معلوم نیست تعداد بیان شده در روایات7 بیان کننده کثرت بوده اند یا تعداد دقیق. یا در مواردی مانند طلوع خورشید از مغرب نمی توان به قطع گفت آیا منظور واقعا تغییر در روال عادی طبیعت است یا باید برای فهم این عبارت از ابزاری مانند تاویل(که البته علم اصلی آن نزد اهل بیت علیهم است) تمسک جست؟!

4. درباره مدت حکومت امام عصر(ع) عبارات مختلفی یافت می شود که گاه صحبت از 3 یا 5 یا 7 سال است و گاه 309 سال. دیدگاه مختار ما در این نوشتار رقم حداقل 309 سال است8 با تأکید بر اینکه نمی دانیم این 309 سال بر اساس محاسبات عادی ماست یا بر اساس محاسبات روزهای قیامت و خدایی که به تصریح آیة 47 سورة حج و آیة چهارم سورة معارج هر سال خدایی معادل پنجاه هزار سال های ماست. احتمال اینکه محاسبات سال و ماه در این دوره حالت سومی باشد منتفی نیست، به خصوص که جریان طبیعت در آن دوره با دوره های پیش از خود متفاوت است. برای نمونه اینکه در روایات آمده مردم با وجود نور امام عصر(ع) از نور خورشید بی نیاز می شوند9 اگر بیانی تأویل پذیر نباشد و دقیقاً همین اتفاق بیفتد باید معیار دیگری برای شمارش سال و ماه و حتی روز و ساعت به کار گرفته شود؛ زیرا مبنای محاسبه ما برای ساعت، روز، هفته و ماه و سال خورشید است. ما از این مطلب نیز بی اطّلاعیم.

* از ظهور تا قیامت

هرچند راویان و مؤلفان حوزه مهدویت مانند بسیاری دیگر از حوزه های اسلامی چندان به موضوع توالی حوادث و اتفاقات توجه جدی نداشته اند و از همین رو مجموعه قابل توجهی از آنچه امروز درباره گذشته و آینده در اختیار داریم فاقد ترتیب و توالی تاریخی هستند با این اگر مجموعه روایات بیان کننده ظهور را اگر کنار هم بچینیم با در نظر گرفتن مقدمات پیش گفته می توان مقاطع پس از ظهور را چنین تصویر نمود:

1. ظهور اصغر

غیبت امام عصر(ع) دارای دو مرحله صغری و کبری بود. مرحله اوّل تا سال 329 هجری ادامه یافت و از آن پس مرحله دوم آغاز گشت. تا کنون حدود یازده قرن از آن تاریخ می گذرد. هرچند مجموعه ای از روایات از معصومان پیش از امام زمان(ع) درباره غیبت نقل شده و دهان به دهان و سینه به سینه در میان شیعیان منتقل می شد امّا با این حال برای آماده سازی شیعیان ماجرای غیبت طی دو مرحله رخ داد. جالب اینجاست که به رغم این تمهید و مقدمه چینی، بنا بر آنچه در برخی منابع تاریخی آمده شیعیان به فرقه های متعدد تقسیم شدند10 و با زحمات بزرگانی مانند شیخ کلینی، شیخ صدوق و شیخ مفید بود که از آن فرقه ها تنها شیعیان دوازده امامی باقی ماندند.11

یکی از اتفاقات مهمی که در دوره غیبت کبری افتاده و به راحتی می توانیم آن را در اطراف خود ببینیم عادت کردن شیعیان به غیبت امام عصر(ع) است. این ماجرا تا آنجا پیش می رود و ادامه می یابد که به تعبیر روایات مردم می گویند به ایشان و خاندان پیامبر(ص) ما را نیازی نیست.12 از همین رو پیش از ظهور حضرت مهدی(ع) دوره ای را که از آن با عنوان دوره ظهور اصغر یاد می شود، شاهد خواهیم بود که همانند دوره غیبت صغری زمینه ساز دوره بعد خواهد شد. روایات مقطع کوتاهی پیش از ظهور را چنین توصیف کرده اند که نام حضرت مهدی(ع) بر زبان ها جاری شده و سیراب محبت ایشان می گردند.13 برخی بزرگان بر این باورند که اندکی بیش از پنجاه سال است که در این دوره قرار گرفته ایم.14

2. آستانه ظهور (آغاز فعالیت های سفیانی و یمانی)

آنچه در روایات با عنوان نشانه های حتمی ظهور از آنها یاد شده پنج موردند که شورش سفیانی در شام و قیام یمنی به طور همزمان در ماه رجب پیش از ظهور (شش ماه قبل از آن) اتفاق می افتند.15 از این مقطع به بعد مجموعه ای از اتفاقات رخ می دهند که غالباً اقدامات و جنایات سفیانی و سپاهیانش است. این مجموعه اتفاقات که علاقه مندان، می توانند تفصیل آن را در کتاب «شش ماه پایانی» مطالعه نمایند، فضای جهان را ملتهب می کند و نوعی آشفتگی جدی در جهان نمایان می شود.

3. ظهور محدود: صیحه تا شهادت نفس زکیه

سرآغاز ظهور را باید تاریخ 23 ماه رمضان پیش از ظهور(عاشورا) بدانیم. در صبحگاهان این روز جبرییل امین و ملک مقرب خداوند ندا در می دهد:«صبح نزدیک شد. بدانید حق با مهدی (و در برخی روایات آل علی(ع)) و شیعیان اوست.16

این ندا را همگان به زبان خویش می شوند و با شنیدن این صدا خواب ها بیدار، نشسته ها ایستاده می شوند.17 این اوصاف را برخی به ابزارهای مدرن امروزی تاویل می کنند گویا حضرت جبرییل برای رساندن پیام الهی نیازمند ماهواره و اینترنت است. این تصور ناشی از ضعف ایمان ما نسبت خداوند، بی اطلاعی از خلقت و قدرت ملائکه الهی و به خصوص مقربان آنها و نیز حجت مند و بر حق دانستن ابزارهای مدرن است. اوصافی که برای این ندا بیان شده هرگونه احتمال دیگری غیر از صریح آنچه را در روایت آمده منتفی می سازد؛ به خصوص اینکه اولاً همه آن را همزمان می شوند، ندا از آسمان است و حتی افراد خسبیده با این صدا از خواب بیدار می شوند. لازمه قبول آن تأویل چنین است که ما حالتی را تصور کنیم که برنامه ای به طور زنده و به مستمر از آسمان و همزمان در تمام نقاط عالم و به زبان های مختلف پخش شوند و گیرنده هایی در جای جای عالم وجود داشته باشد که ثانیه ثانیه این برنامه را با صدای رسا و کیفیتی عالی دریافت کند. مجموعه این تصورات به نظر می آید جز خیالی بیش نیست.

بعدازظهر یا شامگاهان همان روز ابلیس بانگ برمی آورد که حق با عثمان است.18 فرض پخش رسانه ای این بانگ منتفی نیست؛ زیرا نه حقانیتی دارد و نه اوصافی به مانند ندای جبرییل امین برای آن برشمرده شده است.

نکته مهم درباره این دو بانگ آسمانی این است که به طور طبیعی باید تفاوت میان دو جریان شناخته شده باشد: جریان شیعی به رهبری فرزند امیرالمومنین(ع) و جریان عثمانی که در دو ندای حضرت جبرییل(ع) و ابلیس لعین مردم بدان ها دعوت می شوند. به عبارت دیگر باید این مطلب را حاکی از حذف یا تضعیف تمام رقبای فکری یا دینی دانست.

همان طور که در بند بعد خواهیم دید امام عصر(ع) در این مقطع ظهور محدودی برای افراد معدودی خواهند داشت که نتیجه اقدامات ایشان اعزام نفس زکیه به مکه است.

4. آغاز دعوت: شهادت نفس زکیه تا عاشورا

پس از وقوع مجموعه همه حوادثی که تا به حال از آنها یاد کردیم شعاع های نورانی آن خورشید تابان بیش از پیش نمایان گشته و حضرت مهدی(ع) فرستاده ای از جانب خویش به مکه اعزام می کنند که علاوه بر روشن شدن اوضاع و کسب خبر از آنها مقدمات آن انقلاب مبارک را فراهم کند. جوانمردی هاشمی (محمد بن الحسن که همان نفس زکیه است)، در بیست و پنجم ماه ذی الحجة پس از قیام خویش وارد مسجدالحرام شده و بین رکن و مقام ایستاده و نامه ای شفاهی از ناحیه حضرت را برای مردم مکه قرائت می کند که در این نامه خبری از توهین و بی احترامی و تهدید نیست و ضمن آن حضرت از مردم مکه طلب یاری و نصرت می کنند. بقایای نظام منحوس حاکم در حجاز جرمی شنیع مرتکب شده و وی را در حالی که بین رکن و مقام ایستاده، شهید می کنند که این جرم عاقبت آنها را مشخص می کند و معلوم می سازد که حضرت 15 روز بعد19 که بناست ظهور شریفشان رخ بدهد، باید با آنها چگونه رفتار بکنند.چنین فاجعه دردناکی در مدینه بر سر پسر عموی نفس زکیه - که نام خودش محمد و نام خواهر (دوقلویش) فاطمه است - می آید و هر دو را بر سر در مسجدالنبی(ص) اعدام می کنند.

ابو بصیر هم از امام باقر(ع) ضمن حدیثی بلند روایت کرده است:«حضرت مهدی(ع) به یاران خویش می فرمایند: ای قوم (همراهان) اهالی مکه مرا نمی خواهند ولی برای آن که حجت بر آنها تمام شود و خود هم به وظیفه ام عمل کرده باشم (یکی از شما را) به سوی آنها می فرستم. سپس یکی از یارانشان را خوانده و به او می فرمایند: به سوی اهل مکه برو و بگو: ای اهالی مکه من فرستاده فلانی (حضرت مهدی(ع)) هستم و او برای شما چنین پیغام فرستاده که ما خاندان رحمت و معدن رسالت و خلافتیم. ما نوادگان حضرت محمد(ص) و سلاله پیامبران هستیم به ما ظلم شده وآزار رسانده اند و ما را سرکوب کرده اند. حقمان را تا به امروز به زور از زمان رحلت پیامبر(ص) گرفته اند. از شما طلب یاری می کنیم پس یاریمان کنید. وقتی این جوانمرد این پیام را رساند به سوی او می آیند و مابین رکن و مقام او را که نفس زکیه است می کشند.»20

5 ظهور اکبر: عاشورا

ظهور امام عصر(ع) به تصریح آنچه در روایات آمده مصادف با روز عاشورا و بنابر مشهور جمعه یا به تعبیر برخی روایات شنبه21 خواهد بود.22 یاران امام عصر(ع) دسته ای شبانه و دسته ای بامدادان با سوار شدن بر ابرها یا طی الارض خود را به امام(ع) می رسانند.23

6. عاشورا تا ربیع الاول سال اوّل ظهور

در این مقطع در میان یاران امام، به طور شاخص می توان یمانی و خراسانی را مشاهده نمود که از دو منطقه خاورمیانه با سپاهیان خویش به یاری امام می شتابند. بنابر روایات یمانی از حقانیتی بیش از خراسانی برخوردار است وخراسانی و فرمانده سپاه خویش شعیب بن صالح25 برای اتمام حجت بر دیگر سپاهیان و همراهان از امام(ع) تقاضای معجزه و کرامت می کند. امام هم جلوه ای از اعجاز خویش را به ایرانیان می نمایند و پس از آن ایشان با حضرتش بیعت می کنند. سفیانی که علاوه بر شام، عراق و شبه جزیره عربستان به بخش هایی از ایران نیز لشکر کشی کرده، اوّلین شکست خود را از خراسانی و در منطقه استخر (حوالی شیراز) از خراسانی تجربه می کند26 و اندکی پس از ظهور (تنها پنج روز) بخش قابل توجهی از سپاه خود را که در بیابانی میان مکه و مدینه از دست می دهد. این سپاه برای مبارزه با امام و ممانعت از اقدامات پس از ظهور از مدینه به مکه گسیل داشته شده بودند. جبرییل ملک(ع) مأمور نابود کردن و به زمین فرستادن این لشکر است. از این سپاه تنها دو یا سه نفر ملقب به بشیر و نذیر زنده می مانند که شرح ماجرا را به اطلاع امام زمان(ع) و سفیانی می رسانند.27

پس از این دو شکست، سپاه سفیانی به طور مداوم از سپاهیان امام(ع) که هر لحظه بر تعدادشان افزوده می شود شکست می خورد تا اینکه در حوالی دریاچه طبریه امام زمان(ع) و سفیانی در مقابل هم قرار می گیرند. به رغم تمام جنایات و فجایعی که در این مدت به بار آورده بود امام زمان(ع) که مظهر رحمت الهی است و بسان رسول اکرم(ص) ملقب به عنوان ممتاز «رحمه للعالمین»،28 سفیانی را به خیمه خویش فراخوانده و با چنان ملایمت و مهربانی با او ملاقات و صحبت می کنند که او از کرده خویش پشیمان شده و تصمیم به تسلیم شدن می گیرد. او با یک دنیا ندامت به خیمه و خرگاه خویش باز می گردد امام فرماندهان سپاه او را دوباره وادار به نبرد با سپاهیان امام(ع) می کنند و او را به بدفرجامی بازمی گردانند.29

7. بازگشت مسیح و پایان بخشیدن به جریان سفیانی

در این مقطع و پیش از بسته شدن پرونده سفیانی، حضرت مسیح(ع) به زمین باز می گردد. بازگشت او مقارن با یکی از وعده های نماز است. او در حالی که همچنان آب وضوی او خشک نشده به عنوان وزیر حضرت مهدی(ع)، در میان سپاهیان امام(ع) قرار گرفته و در نماز به ایشان اقتدا می نماید.30 سفیانی در نبرد با امام(ع) شکست می خورد و پرونده او برای همیشه بسته می شود. لازم به ذکر است غربیان و یهودیان در این نبرد به یاری سفیانی می شتابند که هیچ ثمری برای او نخواهد داشت.

8. جنگ با یهود و فتح کامل خاورمیانه

بنابر روایات متعددی که ذیل آیات آغازین سوره بنی اسراییل بیان شده دومین شکست جدی یهودیان در طول تاریخ به دست یاوران امام عصر(ع) خواهد بود. این مطلب را در منابع اهل تسنن نیز می توان یافت. برای نمونه:«قیامت برپا نشود تا اینکه بین مسلمانان و یهودیان جنگی رخ دهد که مسلمانان همه آنان را به هلاکت رسانند؛ به گونه ای که اگر شخصی یهودی در پشت درخت یا صخره ای پنهان شود آن درخت و صخره به صدا در آمده و می گوید: ای مسلمان، یک یهودی در پناه من مخفی شده، او را هلاک کن....»31

همان طور که مشاهده می شود این جنگ متفاوت با جنگ های معمولی خواهد بود به نحوی که نباتات و جمادات نیز به یاری یاران امام زمان(ع) خواهند آمد تا به ظلم ها و جنایات پایان ناپذیر یهود خاتمه بخشند. با تسلط بر فلسطین و مناطق اطراف آن در این مقطع، امام زمان(ع) بر منطقه خاورمیانه مسلط می شوند.

9. دعوت جهانی

با استقرار حکومت مهدوی در منطقه خاورمیانه، اقدامات تبلیغی برای رساندن فرهنگ اصیل اسلامی به تمام مناطق جهان آغاز می شود. حضرت مسیح(ع) مأمور رساندن این پیام به گوش مسیحیان و پیروان خویش را برعهده دارند. در پی این اقدامات تبلیغی، غربیان که تاب حکومت عدل و جهانی امام عصر(ع) ندارند به جنگ با ایشان می پردازند.32

10. نبرد اوّل با اهل کتاب و غربیان تا صلح با غرب

درباره زمان آغاز و مدت این نبرد در روایات مطلبی یافت نشد امّا با توجه به شواهد و قرائن می توان آن را در ماه های آغازین پس از ظهور تصور کرد. زیرا ایشان در مدتی کمتر از سه ماه بر خاورمیانه مسلط می شوند و پیش از آن با صیحه جبرییل همگان با شخصیت حضرت مهدی(ع) و اهداف و برنامه های ایشان آشنا شده اند. از سویی امام(ع) از تمامی فرصت ها بهره می برند و برای ابلاغ پیام جهانی خویش اقدام می نمایند و از سوی دیگر در طول قرون متمادی و پیش از تولد امام زمان(ع) برای ممانعت از اقدامات عدالت گسترانه ایشان مترصد ظهور بوده اند. ظالمان که حضرت مهدی(ع) را در هم شکننده تمام هیمنه خویش می-دانسته اند هرگز برای مخالفت و مبارزه با ایشان زمانه را از دست نخواهند داد. به خصوص که می دانند هر لحظه ای که از ظهور بگذرد بر تعداد یاران و شیفتگان امام زمان(ع) افزوده خواهد شد. در برخی از روایات سرآغاز این نبرد را پناه بردن بازمانده سپاه سفیانی به غرب بیان شده است.33 ظاهرا در این ماجرا غربیان حضرت مسیح(ع) را میانجی خویش قرار می دهند و قرارداد صلحی میان دو طرف برای مدت هفت سال برقرار می گردد.34

11. نبرد دوم با غرب و شکست آنان

غربیان تنها با گذشت نه ماه، دو یا سه سال (به اختلاف روایات) از عقد این قرارداد صلح، آن را نقض می کنند و با سپاهی متشکل از هشتاد پرچم(شاید کنایه از کشور باشد) و نزدیک به یک میلیون سرباز به مسلمانان حمله ور می شوند.35 به رغم حضور این خیل سپاه جهانی در منطقه فلسطین، که با همراهی برخی از اعراب با غربیان ادامه می یابد به نفع مسلمانان و سپاه ظهور خاتمه می یابد.36 متاسفانه به غلط برخی نبرد قرقیسیا را معادل اسلامی آرماگدون درنظر می گیرند.37 با نگاه دقیقتر می توان ادعا کرد غربیان با در نظر گرفتن نبرد نهایی امام عصر(ع) با روم و غرب داستان آرماگدون را ساخته اند یا در منابع آسمانی تحریف ناشده ای که به طور محرمانه و مخفیانه در اختیار دارند38 از این نبرد اطلاع یافته اند و حقایق مربوط به آن را برای خویش تحریف کرده اند.39 مقایسه شباهت ها و تفاوت های این دو نبرد مجال دیگری می طلبد امّا به اجمال باید این دو را بسیار شبیه بدانیم.

12. شورش دجال و کشته شدن

ماجرای دجال با اوصاف خاص او مطلبی است که غالبا در منابع اهل سنت آمده است و در منابع شیعی معمولا به بیان کلیات و مطالب اجمالی درباره این موضوع اکتفا شده است. منابع مسیحیان نیز به وفور درباره دجال و اقدامات او سخن گفته اند تا جایی که در حال حاضر، آنان به دنبال یافتن مصداق یا مصداق های آن هستند.در منابع مسیحیان، مسیح نبی(ع) را قاتل دجال معرفی کرده اند و در منابع اسلامی نیز گاه ایشان و گاه حضرت مهدی(ع) را کُشنده دجال بیان نموده اند.40 دجال شخصیت، جریان یا ابزاری است که عده ای در در دوره آخرالزمان به خویشتن فریفته می سازد و زمینه کفر و ناسپاسی جمعیت بسیاری را فراهم می آورد. به استناد روایاتی که به دست ما رسیده این ماجرا در دوره امام عصر(ع) خاتمه می یابد و در دمشق، باب لد41 کشته می شود.

13. نبرد با یأجوج و مأجوج

یاجوج و ماجوج دو شخصیت یا امتی بوده اند که ذوالقرنین در قرآن کریم از آنان با عنوان مفسد فی الارض یاد کرده است.42 ماجرای این دو در دوره بعد از ظهور و پس از جریان دجال، تکرار می شود که از حیث گستره و طرف های درگیر و دیگر ویژگی ها کاملاً متفاوت با آن خواهد بود. بررسی ماجرای یأجوج و ماجوج مجال مفصلی می طلبد و علاقه مندان می توانند کتاب یأجوج و مأجوج نوشته شیخ توفیق حسن علویه را مطالعه نمایند. در اینجا به همین مقدار اکتفا می شود که فتنه این دو نیز به دست امام عصر(ع) برچیده می شود.43

14. نبرد با ابلیس و مرگ او

ابلیس پس از آنکه در ماجرای خلقت حضرت آدم(ع) بر او سجده نکرد و از درگاه الهی رانده شد درصدد انتقام از این مخلوق تازه خداوند بر آمد. او با توجه به معرفتی که به خداوند داشت به عزت او قسم خورد که به جز مخلَصان، دیگر اسنان ها را گمراه کند و برای همین امر از خداوند تا روز قیامت مهلت خواست. خداوند تا موعد مشخصی (یوم الوقت المعلوم) به او مهلت داد.44 در روایات متعددی که ذیل این آیه آمده، آن موعد مشخص را ظهور امام عصر(ع) بیان نموده اند. پس از ظهور امام عصر(ع) طی نبردی ابلیس به همراه اعوان و انصار جنی و انسی اش در برابر امام و یارانشان صف آرایی می کنند. نتیجه این نبرد نیز شکست شیطان و یاران اوست و در پایان این جنگ، ابلیس در مسجد کوفه به دست امام زمان(ع) کشته می شود.45 از همین روست که نوع مشکلات و آزارهایی که دوستداران و پیروان و مبلغان امام عصر(ع) در دوره غیبت از شیاطین جن و انس می بینند به مراتب بیش از دیگران است. از این مقطع به بعد میزان سنجش افراد بر اساس نحوه برخورد با نفس اماره شان است؛ زیرا دیگر وسوسه کننده ای از بیرون وجود ندارد و افراد تنها از درون وسوسه را تجربه می کنند.

15 حکومت جهانی

با حذف موانع بیرونی دریافت و فهم حقیقت، زمینه هدایت بشریت فراهم می شود. دوره استقرار حکومت امام زمان(ع) ویژگی هایی منحصر به فرد دارد که علاقه مندان می توانند به منابعی که در این رابطه وجود دارد مراجعه نمایند.46 در این دوره حداقل 309 ساله انسان ها از سویی با تمام مشکلات و بحران هایی که در دوره های مختلف و به خصوص آخرالزمان و آستانه ظهور با آن مواجه بوده اند، وداع می کنند و از سویی تمام آمال و آرزوهایی را که بشر همواره در دل می پرورانده به دست می آورند. این حل مشکلات و تحقق آرزوها در تمام عرصه های علمی، فرهنگی، امنیتی، طبیعی و ... به منصه ظهور می رسد.

16. وفات مسیح

حضرت مسیح(ع) که در دوره اوّل زندگی خویش بی همسر و خانمان می زیست پس از بازگشت در دوره ظهور امام عصر(ع) ازدواج می کند و در دوره استقرار و پس از سال ها وزارت امام عصر(ع) دار دنیا را وداع می گوید و مراسم تدفین او را امام عصر(ع) انجام می دهند. ایشان در طول دوره دوم حیات خویش نقشی بسزا در ترویج اسلام و رهبری امام زمان(ع) در میان اهل کتاب و به خصوص مسیحیان ایفا می کنند.47

17. وفات امام عصر(ع)

امام زمان(ع) نیز پس از صدها سال زندگی در دوره غیبت و چند صد سال زندگی در دوره پس از ظهور مدتی پس از حضرت مسیح(ع) وفات می یابند. گزارش هایی که درباره شهادت ایشان به دست ما رسیده چندان قابل اعتماد نیستند و باید رحلت ایشان را به طور طبیعی و نه شهادت بدانیم با در نظر گرفتن اینکه شهید نشدن از فضایل ایشان نمی کاهد. با وفات امام عصر(ع) دوره اصلی رجعت آغاز می شود.

18. رجعت

دوره رجعت که در منابع گاه از آن به عنوان ضروریات مکتب تشیع یاد می شود دوره ای است که اطلاعاتی بسیار اجمالی درباره آن به دست ما رسیده است. با استفاده از مبانی و مستندات قرآنی و روایی متعددی می توان اجمال مربوط به دوره رجعت را اثبات نمود امّا درباره جزییات این دوره طولانی مدت که در روایات گفته شده هرکس نوه هزارم خویش را می بیند و سیدالشهدا(ع) چنان عمر می کنند که ابروهای ایشان روی چشم هایشان می افتد48 نمی توان با قطعیت صحبت نمود. امام حسین(ع) اوّلین رجعت کننده است که به تدفین امام عصر(ع) می پردازند. پس از ایشان حضرت امیر(ع) و رسول اکرم(ص) نیز به دنیا باز میگردند. بنابر روایات متعدد منظور از خروج «دابه الارض» که مربوط به این دوره دانسته شده همان رجعت امیرالمومنین(ع) است49 و دیگر گزارش ها چندان قابل اعتنا و لحاظ کردن نیستند.50

در این دوره نبرد نمادین بزرگی میان بهترین ها و بدترین های تاریخ بشریت رخ می دهد و در آن جبهه حق فائق می شود. علاقه مندان درباره دوره رجعت و ویژگی های و اتفاقات مربوط به آن باید به آثار ارزشمندی گه به قلم بزرگانی چون علامه مجلسی، آیت الله طبسی(ترجمه میرشاه ولد) و... و نیز ویژه نامه «رجعت» ماهنامه موعود که چندی پیش منتشر شد مراجعه نمایند.

19. مقدمات قیامت

همان طور که خلقت در شش مرحله و به تعبیر قرآن کریم شش روز اتفاق افتاد پایان خلقت خاکی نیز طی چند مرحله خواهد بود. پس از وفات آخرین حجت الهی بنا بر برخی روایات چهل روز جهان در نوعی ابهام و سردرگمی طی طریق خواهد نمود. در پی دمیدن اوّل اسرافیل در صور خویش، ابتدا همه انسان ها می میرند و دیگر موجودات نیز جان خویش را از دست می دهند. جان همه را عزراییل و جان او را اسرافیل می گیرد و او نیز با اراده الهی می میرد و طی مدتی خداوند تنها حی عالم خواهد بود. پس از آن خداوند اسرافیل را زنده نموده و او مجددا در صور خویش می دمد و همه خلایق از اوّل تا آخر زنده می شود و صحنه قیامت برپا می شود. پرداختن به موضوع قیامت به خصوص با رویکرد مهدوی مجالی بسیار مفصل می طلبد.

منبع : حوزه دات نت





نوع مطلب :
برچسب ها : ازظهور تاقیامت چه اتفاقاتی رخ میدهد؟، ازظهورتاقیامت، نسیم ظهور، مرگ شیطان، یاجوج وماجوج، وفات مسیح، رجعت،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 21 آذر 1396 :: نویسنده :




ﺩﺭ ﺗﻌﺎﻟﯿﻢ ﭘﯿﺸﻮﺍﯾﺎﻥ ﺩﯾﻦ، ﺩﻋﺎ ﺍﺳﻠﺤﺔ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮﺍﻥ، ﺳﭙﺮ ﻭ ﺳﻼﺡ ﻣﺆﻣﻦ، ﻣﻐﺰ ﻫﻤﻪ ﻋﺒﺎﺩﺍﺕ ﻭ ﺣﻠﻘﻪ ﺍﺭﺗﺒﺎﻁ ﺧﺎﻟﻖ ﻭ ﻣﺨﻠﻮﻕ ﻣﻌﺮّﻓﯽ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ .
ﺍﻭّﻟﯿﻦ ﻣﻈﻠﻮﻡ ﻋﺎﻟﻢ، ﺣﻀﺮﺕ ﺍﻣﯿﺮﺍﻟﻤﺆﻣﻨﯿﻦ ‏( ﻉ ‏) ﻣﯽ ﻓﺮﻣﺎﯾﻨﺪ :
ﺩﻋﺎ ﺳﭙﺮ ﻣﺆﻣﻦ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻫﺮ ﮔﺎﻩ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺩﺭﯼ ﺭﺍ ﮐﻮﺑﯿﺪﯼ ﺑﻪ ﺭﻭﯼ ﺗﻮ ﺑﺎﺯ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ . [1]
ﻭ ﺣﻀﺮﺕ ﺍﻣﺎﻡ ﻣﺤﻤّﺪﺑﺎﻗﺮ ‏( ﻉ ‏) ﺧﻄﺎﺏ ﺑﻪ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺍﺻﺤﺎﺏ ﺧﻮﯾﺶ ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ :
ﺁﯾﺎ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺭﺍﻫﻨﻤﺎﯾﯽ ﻧﮑﻨﻢ ﺑﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﮐﻪ ﺭﺳﻮﻝ ﺧﺪﺍ ‏( ﺹ ‏) ﺩﺭ ﺁﻥ ﺍﺳﺘﺜﻨﺎﯾﯽ ﻧﺰﺩﻩ؟
ﻋﺮﺽ ﮐﺮﺩﻡ : ﭼﺮﺍ . ﻓﺮﻣﻮﺩ :
ﺩﻋﺎ، ﮐﻪ ﻗﻀﺎﯼ ﭘﯿﭽﯿﺪﻩ ﻭ ﺳﺨﺖ ﺭﺍ ﺑﺮﻣﯽ ﮔﺮﺩﺍﻧﺪ ﻭ ﺍﻧﮕﺸﺘﺎﻧﺶ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻫﻢ ﻓﺸﺮﺩ . [2]
ﻭ ﺑﺎﺯ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﺗﺄﮐﯿﺪ ﮐﺮﺩﻧﺪ :
ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﺳﻮﮔﻨﺪ ﻫﯿﭻ ﺑﻨﺪﻩ ﺍﯼ ﺩﻋﺎ، ﭘﺎﻓﺸﺎﺭﯼ ﻭ ﺍﺻﺮﺍﺭ ﺑﻪ ﺩﺭﮔﺎﻩ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻋﺰّﻭﺟﻞّ ﻧﮑﻨﺪ ﻣﮕﺮ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺣﺎﺟﺘﺶ ﺭﺍ ﺑﺮﺁﻭﺭﺩ .
[3]

ﺣﻀﺮﺕ ﺍﻣﺎﻡ ﺻﺎﺩﻕ ‏( ﻉ ‏) ﻧﯿﺰ ﻣﯽ ﻓﺮﻣﺎﯾﻨﺪ :
ﺩﻋﺎ ﮐﻦ ﻭ ﻣﮕﻮ ﮐﻪ ﮐﺎﺭ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺁﻧﭽﻪ ﻣﻘﺪّﺭ ﺷﺪﻩ ﻫﻤﺎﻥ ﺷﻮﺩ ‏[ ﻭ ﺩﻋﺎ ﺍﺛﺮﯼ ﻧﺪﺍﺭﺩ ‏] ... [4]
ﻣﺮﺣﻮﻡ ﻋﻠّﺎﻣﺔ ﻣﺠﻠﺴﯽ ﺩﺭ ﺷﺮﺡ ﺭﻭﺍﯾﺖ ﻓﻮﻕ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ :
... ﺑﺎﯾﺪ ﺍﯾﻤﺎﻥ ﺑﻪ ﺑَﺪﺍﺀ ﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﺑﻪ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺳﺒﺤﺎﻥ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﺩﺭ ﮐﺎﺭﯼ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻫﺮ ﭼﻪ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﻣﺤﻮ ﮐﻨﺪ ﻭ ﻫﺮ ﭼﻪ ﺑﺨﻮﺍﻫﺪ ﺛﺒﺖ ﮐﻨﺪ ﻭ ﻗﻀﺎ ﻭ ﻗﺪﺭ ﻣﺎﻧﻊ ﺩﻋﺎ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ؛ ﭼﻮﻥ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺩﺭ ﻟﻮﺡ ﻣﺤﻮ ﻭ ﺍﺛﺒﺎﺕ ﻣﻤﮑﻦ ﺍﺳﺖ . ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺧﻮﺩ ﺩﻋﺎ ﻧﯿﺰ ﺍﺯ ﺍﺳﺒﺎﺏ ﻗﻀﺎ ﻭ ﻗﺪﺭ، ‏( ﺍﺳﺖ ‏) ﻭ ﺍﻣﺮ ﺑﻪ ﺩﻋﺎ ﻧﯿﺰ ﺍﺯ ﻫﻤﺎﻥ ﻫﺎﺳﺖ . [5]
ﻭ ﻧﯿﺰ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﻧﻘﻞ ﺷﺪﻩ ﮐﻪ ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ :

‏« ﻫﻤﺎﻧﺎ ﺩﻋﺎ، ﻗﻀﺎ ﺭﺍ ﺑﺮﻣﯽ ﮔﺮﺩﺍﻧﺪ ﻭ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻫﻢ ﻭﺍﻣﯽ ﺗﺎﺑﺪ؛ ﭼﻨﺎﻧﭽﻪ ﺭﺷﺘﻪ ﻫﺎﯼ ﻧﺦ ﺍﮔﺮ ﭼﻪ ﺑﻪ ﺳﺨﺘﯽ ﺗﺎﺑﯿﺪﻩ ﺷﺪﻩ ﺑﺎﺷﺪ ﺍﺯ ﻫﻢ ﺑﺎﺯ ﺷﻮﺩ . ‏» [6]
ﮐﻤﺘﺮ ﮐﺴﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺍﻣﻮﺭ ﺷﺨﺼﯽ ﺑﻪ ﻭﯾﮋﻩ ﺩﺭ ﺗﻨﮕﻨﺎ ﻭ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﻣﻮﺍﺟﻪ ﺷﺪﻥ ﺑﺎ ﻣﺸﮑﻼﺕ ﻭ ﺳﺨﺘﯽ ﻫﺎﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽ، ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﺩﻋﺎ ﺑﻠﻨﺪ ﻧﮑﻨﺪ ﻭ ﺑﺎ ﺭﺍﺯ ﻭ ﻧﯿﺎﺯ، ﻧﺬﺭ ﻭ ﺗﻮﺳّﻞ ﺑﻪ ﺍﻭﻟﯿﺎﯼ ﺍﻟﻬﯽ ﺍﺯ ﺩﺭﮔﺎﻩ ﺣﻀﺮﺕ ﺍﺣﺪﯾّﺖ، ﮔﺸﺎﯾﺶ ﺩﺭ ﺍﻣﻮﺭ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻃﻠﺐ ﻧﮑﻨﺪ .

ﻧﮑﺘﺔ ﻣﻬﻢ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﺎ ﻣﻌﻤﻮﻻً ﺩﺭ ﺣﻮﺍﺋﺞ ﻓﺮﺩﯼ ﺧﻮﯾﺶ ﺑﺮ ﺩﻋﺎ ﺍﻟﺤﺎﺡ ﻭ ﺍﺻﺮﺍﺭ ﻣﯽ ﻭﺭﺯﯾﻢ ﻭ ﺗﺎ ﺍﺳﺘﺠﺎﺑﺖ ﮐﺎﻣﻞ ﺁﻥ، ﺩﺳﺖ ﺍﺯ ﻃﻠﺐ ﻭ ﺩﺭﺧﻮﺍﺳﺖ ﺑﺮﻧﻤﯽ ﺩﺍﺭﯾﻢ؛ ﻭﻟﯽ ﺑﻪ ﻣﺴﺌﻠﻪ ﻭ ﺍﻣﺮ ﻣﻬﻢّ ﺩﻋﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻌﺠﯿﻞ ﻇﻬﻮﺭ ﺍﻣﺎﻡ ﻋﺼﺮ ‏( ﻋﺞ ‏) ﺁﻥ ﮔﻮﻧﻪ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﻭ ﺷﺎﯾﺴﺘﻪ ﺍﺳﺖ ﺍﻫﺘﻤﺎﻡ ﻧﻤﯽ ﻭﺭﺯﯾﻢ . ﻏﺎﻓﻞ ﺍﺯ ﺁﻧﮑﻪ ﺍﯾﻦ ﺩﻋﺎ ﺯﯾﺒﺎﺗﺮﯾﻦ ﺁﺭﺯﻭ ﻭ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺩﻋﺎﻫﺎﺳﺖ؛ ﺯﯾﺮﺍ ﺧﯿﺮ ﻭ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﺩﻧﯿﺎ ﻭ ﺁﺧﺮﺕ ﻣﺎ ﻭ ﻫﻤﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎ ﻭ ﻧﯿﺰ ﮔﺸﺎﯾﺶ ﺩﺭ ﺍﻣﻮﺭ ﻣﺎﺩّﯼ ﻭ ﻣﻌﻨﻮﯼ ﺟﻬﺎﻧﯿﺎﻥ، ﻭﺍﺑﺴﺘﻪ ﺑﻪ ﺍﻣﺮ ﻇﻬﻮﺭ ﺍﻣﺎﻡ ﻋﺼﺮ‏( ﻋﺞ ‏) ﺍﺳﺖ . ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺟﻬﺖ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﺋﻤﺔ ﺍﻃﻬﺎﺭ ‏( ﻉ ‏) ﻣﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺍﻣﺮ ﺣﯿﺎﺗﯽ ﻭ ﺑﺎ ﺍﻫﻤﯿّﺖ ﺩﻋﻮﺕ ﻧﻤﻮﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﻭ ﺣﻀﺮﺕ ﻭﻟﯽّ ﻋﺼﺮ ‏( ﻋﺞ ‏) ﻧﯿﺰ ﺩﺭ ﺗﻮﻗﯿﻌﯽ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﺳﺤﺎﻕ ﺑﻦ ﯾﻌﻘﻮﺏ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﻩ ﺍﻧﺪ، ﺗﺄﮐﯿﺪ ﻓﺮﻣﻮﺩﻩ ﺍﻧﺪ :
ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻌﺠﯿﻞ ﺩﺭ ﻓﺮﺝ ﻭ ﻇﻬﻮﺭ ﻣﻦ ﺑﺴﺎﺭ ﺩﻋﺎ ﮐﻨﯿﺪ ﮐﻪ ﻫﻤﺎﻧﺎ ﻓﺮﺝ ﻣﻦ، ﻓﺮﺝ ﻭ ﮔﺸﺎﯾﺶ ﺧﻮﺩ ﺷﻤﺎﺳﺖ . [7]

ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﺩﺭ ﺗﻮﻗﯿﻊ ﺷﺮﯾﻒ ﺧﻄﺎﺏ ﺑﻪ ﺷﯿﺦ ﻣﻔﯿﺪ‏( ﺭﻩ ‏) ﻣﯽ ﻓﺮﻣﺎﯾﻨﺪ :
ﺍﮔﺮ ﺷﯿﻌﯿﺎﻥ ﻣﺎ ﮐﻪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻣﺘﻌﺎﻝ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﻃﺎﻋﺖ ﺧﻮﯾﺶ ﻣﻮﻓّﻖ ﺑﺪﺍﺭﺩ ﺑﺎ ﺩﻝ ﻫﺎﯼ ﻣﺘّﺤﺪ ﻭ ﯾﮏ ﭘﺎﺭﭼﻪ ﺑﺮ ﻭﻓﺎﯼ ﺑﻪ ﻋﻬﺪ ﻭ ﭘﯿﻤﺎﻥ ﺧﻮﯾﺶ ﺍﺟﺘﻤﺎﻉ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻧﺪ، ﻣﻼﻗﺎﺕ ﻣﺎ ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﻪ ﺗﺄﺧﯿﺮ ﻧﻤﯽ ﺍﻓﺘﺎﺩ ﻭ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﺩﯾﺪﺍﺭ ﻭ ﻣﺸﺎﻫﺪﺓ ﺑﺎ ﻣﻌﺮﻓﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﻪ ﺯﻭﺩﯼ ﺣﺎﺻﻞ ﻣﯽ ﺷﺪ ﻭ ﺯﻭﺩﺗﺮ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺑﻪ ﺩﯾﺪﺍﺭ ﻣﺎ ﻧﺎﯾﻞ ﻣﯽ ﺷﺪﻧﺪ . [8]
ﺍﻣﺎﻡ ﺻﺎﺩﻕ ‏( ﻉ ‏) ﺩﺭﺑﺎﺭﺓ ﻧﻘﺶ ﺩﻋﺎ ﺩﺭ ﺗﻌﺠﯿﻞ ﻓﺮﺝ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﺸﻮﯾﻖ ﺷﯿﻌﯿﺎﻥ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺍﻣﺮ ﺣﯿﺎﺗﯽ ﻭ ﻣﻬﻢ ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ :
... ﻭﻗﺘﯽ ﻋﺬﺍﺏ ﻭ ﺳﺨﺘﯽ ﺑﺮ ﺑﻨﯽ ﺍﺳﺮﺍﺋﯿﻞ ﻃﻮﻻﻧﯽ ﺷﺪ . ﭼﻬﻞ ﺭﻭﺯ ﺑﻪ ﺩﺭﮔﺎﻩ ﺧﺪﺍ ﮔﺮﯾﻪ ﻭ ﻧﺎﻟﻪ ﮐﺮﺩﻧﺪ . ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻣﺘﻌﺎﻝ ﺑﻪ ﻣﻮﺳﯽ ﻭ ﻫﺎﺭﻭﻥ ‏( ﻉ ‏) ﻭﺣﯽ ﻓﺮﻣﻮﺩ : ﮐﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﻓﺮﻋﻮﻥ ﻧﺠﺎﺕ ﺩﻫﻨﺪ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺍﺯ ﭼﻬﺎﺭﺻﺪ ﺳﺎﻝ ‏( ﻋﺬﺍﺏ ‏) ، ﺻﺪ ﻭ ﻫﻔﺘﺎﺩ ﺳﺎﻝ ﺑﺎﻗﯽ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻣﺘﻌﺎﻝ ﺑﻪ ﻭﺍﺳﻄﺔ ﺩﻋﺎﯼ ﺑﻨﯽ ﺍﺳﺮﺍﺋﯿﻞ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺻﺪ ﻭ ﻫﻔﺘﺎﺩ ﺳﺎﻝ ﺻﺮﻑ ﻧﻈﺮ ﻧﻤﻮﺩ .
ﺁﻧﮕﺎﻩ ﺍﻣﺎﻡ ﺻﺎﺩﻕ ‏( ﻉ ‏) ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ :
ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﺷﻤﺎ ‏( ﺷﯿﻌﯿﺎﻥ ‏) ﺍﮔﺮ ﺍﯾﻦ ﻋﻤﻞ ‏( ﯾﻌﻨﯽ ﮔﺮﯾﻪ ﻭ ﺩﻋﺎ ﮐﺮﺩﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻌﺠﯿﻞ ﻓﺮﺝ ‏) ﺭﺍ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﻫﯿﺪ، ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻗﻄﻌﺎً ﻓﺮﺝ ﻭ ﮔﺸﺎﯾﺶ ﻣﺎ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺭﺳﺎﻧﺪ ﻭ ﺍﮔﺮ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻧﺪﻫﯿﺪ ‏( ﻭ ﺩﺳﺖ ﺭﻭﯼ ﺩﺳﺖ ﺑﮕﺬﺍﺭﯾﺪ ﻭ ﺑﯽ ﺗﻔﺎﻭﺕ ﺑﻤﺎﻧﯿﺪ ‏) ﺍﯾﻦ ﺍﻣﺮ ﺑﻪ ﻧﻬﺎﯾﺖ ﺧﻮﺩ ﻣﯽ ﺭﺳﺪ . [9]

ﻣﺆﻟّﻒ ﮐﺘﺎﺏ ﺷﺮﯾﻒ ﻣﮑﯿﺎﻝ ﺍﻟﻤﮑﺎﺭﻡ ﺑﺎ ﺍﺳﺘﻨﺎﺩ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺍﯾﺖ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ :
ﺁﻧﭽﻪ ﺍﺯ ﺭﻭﺍﯾﺎﺕ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ ﻇﺎﻫﺮﺍً ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻭﻗﺖ ﻇﻬﻮﺭ ﺍﻣﺎﻡ ﻋﺼﺮ ‏( ﻋﺞ ‏) ﺍﺯ ﺍﻣﻮﺭ ﺑَﺪﺍﺋﯿّﻪ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﻣﮑﺎﻥ ﭘﺲ ﻭ ﭘﯿﺶ ﺍﻓﺘﺎﺩﻧﺶ ﻫﺴﺖ . [10]
ﯾﻌﻨﯽ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻥ ﺑﺎ ﺩﻋﺎ ﻧﻤﻮﺩﻥ، ﻓﺮﺝ ﻭ ﻇﻬﻮﺭ ﺍﻣﺎﻡ ﻋﺼﺮ ‏( ﻋﺞ ‏) ﺭﺍ ﺟﻠﻮ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ ﻭ ﺗﺸﻮﯾﻖ ﺍﺋﻤّﺔ ﺍﻃﻬﺎﺭ ‏( ﻉ ‏) ﺑﻪ ﺩﻋﺎ ﻧﻤﻮﺩﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻌﺠﯿﻞ ﻇﻬﻮﺭ، ﺑﯿﺎﻧﮕﺮ ﺁﻥ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺣﺼﻮﻝ ﻓﺮﺝ ﻭ ﻓﺮﺍﺭﺳﯿﺪﻥ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﻇﻬﻮﺭ، ﺩﺍﺭﺍﯼ ﯾﮏ ﺯﻣﺎﻥ ﺻﺪﺩﺭﺻﺪ ﺗﻌﯿﯿﻦ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻧﺎﭘﺬﯾﺮ ﻧﯿﺴﺖ ﻭ ﺍﮔﺮ ﻣﺮﺩﻡ ﺑﻪ ﻣﺴﺌﻠﺔ ﻏﯿﺒﺖ ﺍﻣﺎﻡ ﺯﻣﺎﻧﺸﺎﻥ ﻭ ﻃﻮﻻﻧﯽ ﺷﺪﻥ ﺍﯾﻦ ﺍﻣﺮ ﺑﯽ ﺗﻮﺟّﻬﯽ ﻧﻤﻮﺩﻩ ﻭ ﺑﺎ ﺩﻝ ﻫﺎﯼ ﻣﺘّﺤﺪ ﻭ ﯾﮏ ﭘﺎﺭﭼﻪ، ﻓﺮﺝ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻣﺘﻌﺎﻝ ﻧﺨﻮﺍﻫﻨﺪ، ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻇﻬﻮﺭ ﺁﻥ ﺑﺰﺭﮔﻮﺍﺭ ﺭﺍ ﺗﺎ ﺍﻧﺘﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﻏﯿﺒﺖ ﺩﺭ ﻧﻈﺮ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻣﺎ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺍﻃّﻼﻋﯽ ﻧﺪﺍﺭﯾﻢ ﺑﻪ ﺗﻌﻮﯾﻖ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ ﻭ ﺍﻟﺒﺘّﻪ ﺍﯾﻦ ﻧﻬﺎﯾﺖ ﻧﯿﺰ ﻣﻤﮑﻦ ﺍﺳﺖ ﻫﺮ ﻟﺤﻈﻪ ﻓﺮﺍ ﺑﺮﺳﺪ .

ﻣﺆﻟّﻒ ﻣﮑﯿﺎﻝ ﺍﻟﻤﮑﺎﺭﻡ ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﺪ :
ﺩﺭ ﺯﻣﺎﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﺍﺩﺭﯾﺲِ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ‏( ﻉ ‏) ﻧﯿﺰ ﻭﻗﺘﯽ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﻣﻮﺭﺩ ﺣﻤﻠﺔ ﺣﮑﻮﻣﺖ ﻃﻐﯿﺎﻥ ﮔﺮ ﺯﻣﺎﻥ ﺧﻮﯾﺶ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺮﻓﺖ، ﺍﺯ ﻣﯿﺎﻥ ﻣﺮﺩﻡ ﻏﺎﯾﺐ ﮔﺮﺩﯾﺪ . ﺩﺭ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﻏﯿﺒﺖ ﺍﻭ، ﭘﯿﺮﻭﺍﻧﺶ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻧﻬﺎﯾﺖ ﺳﺨﺘﯽ ﻭ ﺷﺪّﺕ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺷﺘﻨﺪ، ﺗﺼﻤﯿﻢ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺗﻮﺑﻪ ﻧﻤﺎﯾﻨﺪ . ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺯﮔﺸﺖ ﻭ ﭘﺸﯿﻤﺎﻧﯽ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺑﺎﻋﺚ ﺷﺪ ﮐﻪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ، ﺩﻭﺭﺍﻥ ﻏﯿﺒﺖ ﺍﻭ ﺭﺍ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﺑﺨﺸﺪ . ﺣﻀﺮﺕ ﺍﺩﺭﯾﺲ ‏( ﻉ ‏) ﻇﺎﻫﺮ ﺷﺪ ﻭ ﺣﺎﮐﻢ ﺳﺘﻤﮕﺮ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺍﻭ ﺑﻪ ﺫﻟّﺖ ﻭ ﺧﻮﺍﺭﯼ ﺍﻓﺘﺎﺩ .
ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﺍﺳﺖ ﺍﮔﺮ ﻣﺮﺩﻡ ﺩﺭ ﺯﻣﺎﻥ ﻏﯿﺒﺖ، ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺩﺳﺘﻪ ﺟﻤﻌﯽ ﺗﻮﺑﻪ ﻧﻤﻮﺩﻩ ﻭ ﻗﺼﺪ ﯾﺎﺭﯼ ﺍﻣﺎﻡ ﻋﺼﺮ ‏( ﻋﺞ ‏) ﺭﺍ ﻧﻤﺎﯾﻨﺪ، ﺍﻣﯿﺪ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻃﻮﻣﺎﺭ ﻏﯿﺒﺖ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻫﻢ ﭘﯿﭽﯿﺪﻩ ﻭ ﺁﻥ ﺑﺰﺭﮔﻮﺍﺭ ﺭﺍ ﻇﺎﻫﺮ ﻧﻤﺎﯾﺪ . [11]

ﺣﻀﺮﺕ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﻦ ﻣﺠﺘﺒﯽ ‏( ﻉ ‏) ﺩﺭ ﻋﺎﻟﻢ ﺧﻮﺍﺏ ﯾﺎ ﻣﮑﺎﺷﻔﻪ ﺑﻪ ﻣﺮﺣﻮﻡ ﺁﯾﺖ ﺍﻟﻠﻪ ﻣﯿﺮﺯﺍ ﻣﺤﻤّﺪﺑﺎﻗﺮ ﻓﻘﯿﻪ ﺍﯾﻤﺎﻧﯽ ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ :
ﺩﺭ ﻣﻨﺒﺮﻫﺎ ﺑﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺑﮕﻮﯾﯿﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺁﻧﺎﻥ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺩﻫﯿﺪ ﺗﻮﺑﻪ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻌﺠﯿﻞ ﻇﻬﻮﺭ ﺣﻀﺮﺕ ﺣﺠّﺖ ‏( ﻉ ‏) ﺩﻋﺎ ﻧﻤﺎﯾﻨﺪ . ﺩﻋﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺁﻣﺪﻥ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ، ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻧﻤﺎﺯ ﻣﯿّﺖ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﻭﺍﺟﺐ ﮐﻔﺎﯾﯽ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﺑﺎ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﺍﺩﻥ ﻋﺪّﻩ ﺍﯼ ﺍﺯ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺳﺎﻗﻂ ﺷﻮﺩ؛ ﺑﻠﮑﻪ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻧﻤﺎﺯﻫﺎﯼ ﭘﻨﺞ ﮔﺎﻧﻪ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺮ ﻫﺮ ﻓﺮﺩ ﺑﺎﻟﻎ ﻭﺍﺟﺐ ﺍﺳﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﻇﻬﻮﺭ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﺩﻋﺎ ﮐﻨﺪ . [12]

ﻣﺮﺣﻮﻡ ﻓﻘﯿﻪ ﺍﯾﻤﺎﻧﯽ ﺩﺭ ﮐﺘﺎﺏ ﺧﻮﺩ ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﺪ :
... ﻭ ﻧﯿﺰ ﺍﺯ ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﺍﺧﺒﺎﺭ ﻭ ﻓﻘﺮﺍﺕ ﺍﺩﻋﯿﻪ ﻭ ﺯﯾﺎﺭﺍﺕ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﮐﻪ ﺍﻣﺮ ﻇﻬﻮﺭ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ، ﺍﺻﻞ ﻭﻗﻮﻋﺶ ﯾﮏ ﻭﻋﺪﺓ ﺗﺨﻠّﻒ ﻧﺎﭘﺬﯾﺮ ﺍﻟﻬﯽ ﺍﺳﺖ؛ ﻭﻟﯽ ﺯﻣﺎﻥ ﻭﻗﻮﻉ ﺁﻥ ﺍﺯ ﺍﻣﻮﺭ ﺑَﺪﺍﺋﯿّﻪ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻗﺎﺑﻞ ﺗﻌﺠﯿﻞ ﻭ ﺗﺄﺧﯿﺮ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻧﯿﺰ ﺍﺯ ﺑﻌﻀﯽ ﺍﺯ ﺍﺧﺒﺎﺭ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ ﮐﻪ ﺩﻋﺎﯼ ﻣﺆﻣﻨﺎﻥ ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺷﺮﺍﯾﻂ ﻭ ﺁﺩﺍﺑﺶ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺷﻮﺩ، ﺗﺄﺛﯿﺮ ﺑﻪ ﺳﺰﺍﯾﯽ ﺩﺭ ﺗﻌﺠﯿﻞ ﻓﺮﺝ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺩﺍﺷﺖ . [13]
ﺳﯿّﺪ ﺣﻠّﺎﻭﯼ ﺷﺎﻋﺮ ﺍﻫﻞ ﺑﯿﺖ ‏( ﻉ ‏) ﻗﺼﯿﺪﻩ ﺍﯼ ﺳﺮﻭﺩ ﻭ ﺩﺭ ﺿﻤﻦ ﺁﻥ ﺍﺯ ﮔﺮﻓﺘﺎﺭﯼ ﻫﺎﯼ ﺷﯿﻌﯿﺎﻥ ﻭ ﺩﺭﺩ، ﺭﻧﺞ، ﺷﮑﻨﺠﻪ ﻭ ﻣﺼﺎﯾﺐ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﻪ ﭘﯿﺸﮕﺎﻩ ﺍﻣﺎﻡ ﻋﺼﺮ ‏( ﻉ ‏) ﺷﮑﺎﯾﺖ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﺍﯾﻦ ﻗﺼﯿﺪﻩ ﺭﺍ ﺩﺭ ﭼﻨﺪﯾﻦ ﻣﺠﻠﺲ ﺧﻮﺍﻧﺪﻩ ﺑﻮﺩ . ﯾﮑﯽ ﺩﻭ ﻧﻔﺮ ﺍﺯ ﺍﻭﺗﺎﺩ ﻧﺠﻒ ﺍﺷﺮﻑ ﺩﺭ ﻋﺎﻟﻢ ﺭﺅﯾﺎ ﺧﺪﻣﺖ ﺣﻀﺮﺕ ﻭﻟﯽّ ﻋﺼﺮ‏( ﻉ ‏) ﻣﺸﺮّﻑ ﺷﺪﻧﺪ . ﺣﻀﺮﺕ ﺑﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ :
ﺑﺮﻭﯾﺪ ﺑﻪ ﺳﯿّﺪ ‏( ﺣﻠّﺎﻭﯼ ‏) ﺑﮕﻮﯾﯿﺪ : ﺳﯿّﺪ ! ﺍﯾﻦ ﻗﺪﺭ ﺩﻝ ﻣﺮﺍ ﻣﺴﻮﺯﺍﻥ، ﺍﯾﻦ ﻗﺪﺭ ﺳﯿﻨﻪ ﻣﺮﺍ ﮐﺒﺎﺏ ﻣﮑﻦ . ﺍﯾﻦ ﻗﺪﺭ ﻧﺎﺭﺍﺣﺘﯽ ﺷﯿﻌﯿﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﮔﻮﺷﻢ ﻣﺮﺳﺎﻥ . ﻣﻦ ﺍﺯ ﺷﻨﯿﺪﻥ ﺁﻥ ﻣﺘﺄﺛّﺮ ﻣﯽ ﺷﻮﻡ ... ‏« ﻟﯿﺲ ﺍﻷﻣﺮ ﺑﯿﺪﯼ ‏» ؛ ﮐﺎﺭ ﺩﺭ ﺩﺳﺖ ﻣﻦ ﻧﯿﺴﺖ، ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺧﺪﺍﺳﺖ . ﺩﻋﺎ ﮐﻨﯿﺪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻓﺮﺝ ﻣﺮﺍ ﺑﺮﺳﺎﻧﺪ . [14]

ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺗﺸﺮّﻑ ﯾﺎﻓﺘﮕﺎﻥ ﺑﻪ ﺁﺳﺘﺎﻥ ﻣﻘﺪّﺱ ﺣﻀﺮﺗﺶ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ :
ﺩﺭ ﻣﺴﺠﺪ ﻣﻘﺪّﺱ ﺟﻤﮑﺮﺍﻥ ﺍﻋﻤﺎﻝ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺟﺎ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﻭ ﺑﺎ ﻫﻤﺴﺮﻡ ﻣﯽ ﺁﻣﺪﻡ . ﺩﯾﺪﻡ ﺁﻗﺎﯾﯽ ﻧﻮﺭﺍﻧﯽ ﺩﺍﺧﻞ ﺻﺤﻦ ﺷﺪﻩ ﻭ ﻗﺼﺪ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﺑﻪ ﻃﺮﻑ ﻣﺴﺠﺪ ﺑﺮﻭﻧﺪ . ﮔﻔﺘﻢ : ﺍﯾﻦ ﺳﯿّﺪ ﻧﻮﺭﺍﻧﯽ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻫﻮﺍﯼ ﮔﺮﻡ ﺗﺎﺑﺴﺘﺎﻥ ﺍﺯ ﺭﺍﻩ ﺭﺳﯿﺪﻩ، ﺗﺸﻨﻪ ﺍﺳﺖ . ﻇﺮﻑ ﺁﺑﯽ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺍﻭ ﺩﺍﺩﻡ . ﻇﺮﻑ ﺁﺏ ﺭﺍ ﭘﺲ ﺩﺍﺩ ﮔﻔﺘﻢ : ﺁﻗﺎ ﺷﻤﺎ ﺩﻋﺎ ﮐﻨﯿﺪ ﻭ ﻓﺮﺝ ﺍﻣﺎﻡ ﺯﻣﺎﻥ ‏( ﻋﺞ ‏) ﺭﺍ ﺍﺯ ﺧﺪﺍ ﺑﺨﻮﺍﻫﯿﺪ ﺗﺎ ﺍﻣﺮ ﻓﺮﺟﺶ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺷﻮﺩ . ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ :
‏« ﺷﯿﻌﯿﺎﻥ ﻣﺎ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﺓ ﺁﺏ ﺧﻮﺭﺩﻧﯽ ﻣﺎ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ . ﺍﮔﺮ ﺑﺨﻮﺍﻫﻨﺪ ﺩﻋﺎ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﻓﺮﺝ ﻣﺎ ﻣﯽ ﺭﺳﺪ ‏» . [15]

ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺩﻭ ﭘﯿﺎﻡ ﺍﺯ ﻣﻮﻻﯾﻤﺎﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﻣﻬﺪﯼ ‏( ﻋﺞ ‏) ﻧﯿﺰ ﮔﻮﺵ ﺟﺎﻥ ﻣﯽ ﺳﭙﺎﺭﯾﻢ :
ﻫﺮ ﻣﺆﻣﻨﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻣﺠﺎﻟﺲ ﺳﻮﮔﻮﺍﺭﯼ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺫﮐﺮ ﻣﺼﺎﯾﺐ ﺣﻀﺮﺕ ﺳﯿّﺪﺍﻟﺸّﻬﺪﺍﺀ ‏( ﻉ ‏) ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻦ ﺩﻋﺎ ﮐﻨﺪ، ﻣﻦ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻭ ﺩﻋﺎ ﻣﯽ ﻧﻤﺎﯾﻢ . [16]
ﺑﻪ ﺷﯿﻌﯿﺎﻥ ﻭ ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ ﻣﺎ ﺑﮕﻮﯾﯿﺪ ﮐﻪ ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺣﻖّ ﻋﻤّﻪ ﺍﻡ ﺣﻀﺮﺕ ﺯﯾﻨﺐ ‏( ﺱ ‏) ﻗﺴﻢ ﺩﻫﻨﺪ ﮐﻪ ﻓﺮﺝ ﺭﺍ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﮔﺮﺩﺍﻧﺪ .
[17]
ﺩﺭ ﺑﺮﺧﯽ ﺭﻭﺍﯾﺎﺕ، ﺩﻋﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﻓﺮﺝ ﺍﺯ ﺣﻘﻮﻕ ﺍﻫﻞ ﺑﯿﺖ ‏( ﻉ ‏) ﺑﺮ ﺷﯿﻌﯿﺎﻥ ﺷﻤﺮﺩﻩ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ؛ ﭼﻨﺎﻥ ﮐﻪ ﺍﻣﺎﻡ ﺻﺎﺩﻕ ‏( ﻉ ‏) ﻓﺮﻣﻮﺩﻩ ﺍﻧﺪ :
ﻫﻤﺎﻧﺎ ﺍﺯ ﺣﻘﻮﻕ ﻣﺎ ﺑﺮ ﺷﯿﻌﯿﺎﻥ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻫﺮ ﻧﻤﺎﺯ ﻭﺍﺟﺐ، ﺩﺳﺖ ﻫﺎﯾﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺮ ﭼﺎﻧﻪ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﻭ ﺳﻪ ﻣﺮﺗﺒﻪ ﺑﮕﻮﯾﻨﺪ :
ﯾﺎ ﺭَﺏَّ ﻣُﺤَﻤَّﺪٍ ﻋَﺠِّﻞ ﻓَﺮَﺝَ ﺁﻝِ ﻣُﺤَﻤَّﺪٍ .
ﯾﺎ ﺭَﺏَّ ﻣُﺤَﻤَّﺪٍ ﺇِﺣﻔَﻆ ﻏَﯿﺒَﺔَ ﻣُﺤَﻤَّﺪٍ .
ﯾﺎ ﺭَﺏَّ ﻣُﺤَﻤَّﺪٍ ﺇِﻧﺘَﻘِﻢ ﻟِﺎﺑﻨَﺔِ ﻣُﺤَﻤَّﺪٍ .
ﺍﯼ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭ ﻣﺤﻤّﺪ ‏( ﺹ ‏) ، ﻓﺮﺝ ﻭ ﮔﺸﺎﯾﺶ ﺍﻣﻮﺭ ﺁﻝ ﻣﺤﻤّﺪ ﺭﺍ ﺗﻌﺠﯿﻞ ﻓﺮﻣﺎ .
ﺍﯼ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭ ﻣﺤﻤّﺪ ‏( ﺹ ‏) ، ﻣﺤﺎﻓﻈﺖ ﮐﻦ ‏( ﺩﯾﻦ ﺭﺍ ﺩﺭ ‏) ﻏﯿﺒﺖ ﻣﺤﻤّﺪ ‏( ﺹ ‏) .
ﺍﯼ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭ ﻣﺤﻤّﺪ ‏( ﺹ ‏) ، ﺍﻧﺘﻘﺎﻡ ﺩﺧﺘﺮ ﻣﺤﻤّﺪ ‏( ﺹ ‏) ﺭﺍ ﺑﮕﯿﺮ .

[18]
ﺩﻋﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﻇﻬﻮﺭ ﺍﻣﺎﻡ ﻋﺼﺮ ‏( ﻉ ‏) ﺍﺯ ﺭﺍﻩ ﻫﺎﯼ ﻧﺠﺎﺕ ﺩﺭ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﻇﻠﻤﺎﻧﯽ ﻏﯿﺒﺖ ﻧﯿﺰ ﻫﺴﺖ؛ ﺯﯾﺮﺍ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﻦ ﻋﺴﮑﺮﯼ ‏( ﻉ ‏) ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ :
ﺳﻮﮔﻨﺪ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﻓﺮﺯﻧﺪﻡ ﺩﺍﺭﺍﯼ ﻏﯿﺒﺘﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﺍﺯ ﻫﻼﮐﺖ ﻭ ﻧﺎﺑﻮﺩﯼ ﺭﻫﺎﯾﯽ ﻧﻤﯽ ﯾﺎﺑﺪ، ﻣﮕﺮ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺍﻋﺘﻘﺎﺩ ﺑﻪ ﺍﻣﺎﻣﺖ ﻭﯼ ﺍﺳﺘﻮﺍﺭ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﻭ ﺑﺮ ﺩﻋﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻌﺠﯿﻞ ﻇﻬﻮﺭ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﺗﻮﻓﯿﻘﺶ ﺑﺒﺨﺸﺪ . [19]

ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﺩﺭ ﺭﻭﺍﯾﺖ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﭼﻨﯿﻦ ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ :
... ﻫﺮ ﮔﺎﻩ ﺻﺒﺤﮕﺎﻫﺎﻥ ﺭﻭﺯﯼ ﺩﯾﺪﯾﺪ ﮐﻪ ﺍﻣﺎﻣﯽ ﺍﺯ ﺁﻝ ﻣﺤﻤّﺪ‏( ﺹ ‏) ﻏﺎﯾﺐ ﮔﺸﺘﻪ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻣﺸﺎﻫﺪﻩ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﯿﺪ، ﭘﺲ ﺑﻪ ﺩﺭﮔﺎﻩ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻋﺰّﻭﺟﻞّ ﺍﺳﺘﻐﺎﺛﻪ ﻧﻤﺎﯾﯿﺪ ‏( ﻭ ﻓﺮﺝ ﻭ ﻇﻬﻮﺭ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺍﺯ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭ ﺑﺨﻮﺍﻫﯿﺪ ‏) ... ﭘﺲ ﭼﻪ ﺯﻭﺩ ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ ﻓﺮﺝ ﻭ ﮔﺸﺎﯾﺶ ﺑﺮ ﺷﻤﺎ ﺭﺥ ﻧﻤﺎﯾﺪ ... [20]

ﻭ ﺍﻣّﺎ ﺩﺭ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺑﺎ ﻧﻘﺶ ﺩﻋﺎ ﺩﺭ ﺗﻌﺠﯿﻞ ﻓﺮﺝ ﻧﮑﺎﺗﯽ ﻣﻄﺮﺡ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﻢ :
.1 ﺗﻨﻬﺎ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺁﺛﺎﺭ ‏« ﺩﻋﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻌﺠﯿﻞ ﻓﺮﺝ ‏» ﺗﺴﺮﯾﻊ ﺍﻣﺮ ﻇﻬﻮﺭ ﺍﻣﺎﻡ ﻋﺼﺮ ‏( ﻉ ‏) ﺍﺳﺖ . ﺍﯾﻦ ﺩﻋﺎ ﺁﺛﺎﺭ ﻭ ﺑﺮﮐﺎﺕ ﻓﺮﺍﻭﺍﻧﯽ ﻫﻢ ﭼﻮﻥ ﺁﻣﺮﺯﺵ ﮔﻨﺎﻫﺎﻥ، ﻧﺰﻭﻝ ﻧﻌﻤﺖ، ﺩﻓﻊ ﺑﻼﻫﺎ، ﻃﻮﻝ ﻋﻤﺮ، ﻭﺳﻌﺖ ﺭﺯﻕ، ﻭﺭﻭﺩ ﺑﻪ ﺑﻬﺸﺖ، ﻧﺎﯾﻞ ﺷﺪﻥ ﺑﻪ ﺷﻔﺎﻋﺖ ﺍﻫﻞ ﺑﯿﺖ ‏( ﻉ ‏) ، ﺍﻣﺎﻥ ﺍﺯ ﺗﺸﻨﮕﯽ ﺭﻭﺯ ﻗﯿﺎﻣﺖ ﻭ ... ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﻣﺆﻟّﻒ ﻣﮑﯿﺎﻝ ﺍﻟﻤﮑﺎﺭﻡ ﺑﻪ 110 ﻓﺎﯾﺪﻩ ﺍﺯ ﻓﻮﺍﯾﺪ ﺁﻥ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﻧﻤﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ .
.2 ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ ﺗﺄﮐﯿﺪ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﻢ ﮐﻪ ﺩﻋﺎ ﺩﺭ ﻓﺮﺍ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﺯﻣﺎﻥ ﻇﻬﻮﺭ، ﺍﺛﺮ ﻗﻄﻌﯽ ﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﺗﺮﮎ ﺁﻥ ﻣﻮﺟﺐ ﺗﺄﺧﯿﺮ ﺩﺭ ﺍﻣﺮ ﻓﺮﺝ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺩﻗّﺖ ﺩﺭ ﺣﺪﯾﺚ ﺑﻨﯽ ﺍﺳﺮﺍﺋﯿﻞ ﻭ ﺳﺎﯾﺮ ﺭﻭﺍﯾﺎﺕ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﮐﻪ ﺍﻣﺮ ﻇﻬﻮﺭ ﺑﺪﺍﺀ ﭘﺬﯾﺮ ﺍﺳﺖ .
.3 ﺑﺮﺧﯽ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ : ‏« ﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﺧﺪﺍ ﺑﺨﻮﺍﻫﺪ، ﺁﻗﺎ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ ‏» ﻭ ﺗﻠﻮﯾﺤﺎً ﻧﻘﺶ ﺩﻋﺎ ﺩﺭ ﺗﻌﺠﯿﻞ ﻓﺮﺝ ﺭﺍ ﮐﻢ ﺭﻧﮓ ﻣﯽ ﺷﻤﺮﻧﺪ . ﺍﯾﻦ ﻣﻄﻠﺐ ﺻﺤﯿﺢ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻣﺘﻌﺎﻝ ﺑﺎﯾﺪ ﺍﺫﻥ ﻗﯿﺎﻡ ﻭ ﻓﺮﺝ ﺭﺍ ﺻﺎﺩﺭ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺭﻭﺍﯾﺎﺕ ﻣﺎ ﻧﯿﺰ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﺳﺖ :

ﻭ ﺍﻣّﺎ ﻇﻬﻮﺭ ﺍﻟﻔﺮﺝِ ﻓﺈﻧّﻪ ﺇﻟﯽ ﺍﻟﻠﻪ . [21]
ﻭ ﺍﻣّﺎ، ﺍﻣﺮ ﻓﺮﺝ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺧﺪﺍﺳﺖ .
ﻭﻟﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﺗﻮﺟّﻪ ﺩﺍﺷﺖ ﮐﻪ ﺍﻣﺎﻡ ﻋﺼﺮ ‏( ﻉ ‏) ﻭ ﺍﺟﺪﺍﺩ ﻃﺎﻫﺮﯾﻨﺶ، ﺧﻮﺩ، ﺷﯿﻌﯿﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﻋﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻌﺠﯿﻞ ﺗﻮﺻﯿﻪ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ ﺍﮔﺮ ﺍﺷﺘﯿﺎﻕ ﻣﺎ ﺑﻪ ﺍﻭﺝ ﺑﺮﺳﺪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻧﯿﺰ ﻭﻋﺪﻩ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻣﺤﻘّﻖ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺳﺎﺧﺖ .
.4 ﺑﺮﺧﯽ ﻧﯿﺰ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ ﻣﺎ ﮔﻨﻬﮑﺎﺭﯾﻢ، ﻟﯿﺎﻗﺖ ﻧﺪﺍﺭﯾﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻣﺎﻡ ﺯﻣﺎﻥ ﺩﻋﺎ ﮐﻨﯿﻢ . ﻟﻘﻤﻪ ﻫﺎ ﺍﺷﮑﺎﻝ ﺩﺍﺭﺩ !
ﺍﯾﻦ ﮔﻮﻧﻪ ﻣﻄﺎﻟﺐ ﺍﺯ ﺗﺮﻓﻨﺪ ﻫﺎﯼ ﺷﯿﻄﺎﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺎﺯﺩﺍﺷﺘﻦ ﻣﺎ ﺍﺯ ﺩﻋﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﻓﺮﺝ ﺑﻪ ﺣﺴﺎﺏ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ . ﺩﻋﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻣﺎﻡ، ﻣﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﻣﺎﻡ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺗﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ .
ﺑﻪ ﻋﻼﻭﻩ ﺍﻣﺎﻡ ﺯﻣﺎﻥ ‏( ﻉ ‏) ﺗﻨﻬﺎ ﺍﻣﺎﻡ ﻧﯿﮑﻮﮐﺎﺭﺍﻥ ﻧﯿﺴﺖ، ﺑﺮ ﮔﻨﻬﮑﺎﺭﺍﻥ ﻧﯿﺰ ﺣﺠّﺖ ﺍﺳﺖ . ﺍﻣﺎﻡ ﻫﻤﭽﻮﻥ ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ ﺑﺮ ﻫﻤﮕﺎﻥ ﻣﯽ ﺗﺎﺑﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺻﻨﻒ ﺧﺎﺻّﯽ ﺗﻌﻠّﻖ ﻧﺪﺍﺭﺩ . ﺩﺭ ﺍﻧﺤﺼﺎﺭ ﻣﻠّﺖ ﻭ ﻧﮋﺍﺩ ﺧﺎﺻّﯽ ﻧﯿﺰ ﻧﯿﺴﺖ . ﺍﻣﺎﻡ ﻣﺘﻌﻠّﻖ ﺑﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﺑﺸﺮﯾّﺖ ﺍﺳﺖ . ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺍﻣﺎﻡ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎ ﮐﻪ ﺍﻣﺎﻡ ﺟﻦّ ﻭ ﻣﻼﺋﮏ ﻧﯿﺰ ﻫﺴﺖ . ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺍﻣﺎﻡ ﺍﻫﻞ ﺯﻣﯿﻦ ﮐﻪ ﺍﻣﺎﻡ ﺍﻫﻞ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﻫﺎ ﻧﯿﺰ ﻫﺴﺖ .
ﺍﮔﺮ ﺑَﻨﺎ ﺑﻮﺩ ﺩﻋﺎﯼ ﮔﻨﺎﻫﮑﺎﺭﺍﻥ ﻣﺴﺘﺠﺎﺏ ﻧﺸﻮﺩ ﻭ ﺁﻧﻬﺎ ﺍﺯ ﺩﺭﮔﺎﻩ ﺭﺣﻤﺖ ﺍﻟﻬﯽ ﻣﺄﯾﻮﺱ ﺷﻮﻧﺪ، ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺑﺎﺏ ﺗﻮﺑﻪ ﺭﺍ ﭘﯿﺶ ﺭﻭﯼ ﺑﻨﺪﮔﺎﻥ ﺧﻮﯾﺶ ﻧﻤﯽ ﮔﺸﻮﺩ . ﺍﯾﻦ ﮔﻮﻧﻪ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺍﺑﺘﺪﺍ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﺗﻮﺑﻪ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﻓﺮﺝ ﺩﻋﺎ ﮐﻨﻨﺪ . ﻣﮕﺮ ﻗﺮﺁﻥ ﻧﻤﯽ ﻓﺮﻣﺎﯾﺪ ﮐﻪ ﺣﺴﻨﺎﺕ، ﺳﯿّﺌﺎﺕ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺑﯿﻦ ﻣﯽ ﺑﺮﺩ؟ [22] ﺁﯾﺎ ﺣﺴﻨﻪ ﺍﯼ ﺑﺎﻻﺗﺮ ﺍﺯ ﺩﻋﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﻓﺮﺝ ﺳﺮﺍﻍ ﺩﺍﺭﯾﺪ؟
.5 ﻭﻗﺘﯽ ﺑﺤﺚ ﺍﺯ ﻇﻬﻮﺭ ﺑﻪ ﻣﯿﺎﻥ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ ﺑﺮﺧﯽ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ : ‏« ﺍﻣﺎﻡ ﺯﻣﺎﻥ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺯﻭﺩﯼ ﻫﺎ ﻧﻤﯽ ﺁﯾﺪ «!


ﺍﯾﻦ ﮔﻮﻧﻪ ﺍﻇﻬﺎﺭ ﻧﻈﺮﻫﺎ، ﺧﻼﻑ ﺭﻭﺍﯾﺎﺕ ﻣﺘﻌﺪّﺩﯼ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻣﺎ ﺍﻣﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﻫﺮ ﺻﺒﺢ ﻭ ﺷﺎﻡ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﻓﺮﺝ ﺑﺎﺷﯿﻢ ﻭ ﺗﺄﮐﯿﺪ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﻇﻬﻮﺭ ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﻧﺎﮔﻬﺎﻧﯽ ﻭ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﮔﻤﺎﻥ ﻧﻤﯽ ﺑﺮﻧﺪ ﺻﻮﺭﺕ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﭘﺬﯾﺮﻓﺖ . ﻣﺤﺒّﺖ ﻭ ﻋﻼﻗﻪ ﺑﻪ ﺍﻣﺎﻡ ﻧﯿﺰ ﺍﻗﺘﻀﺎ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﻣﺎ ﻇﻬﻮﺭ ﺭﺍ ﺩﯾﺮ ﻧﭙﻨﺪﺍﺭﯾﻢ؛ ﺯﯾﺮﺍ ﻏﯿﺒﺖ، ﺩﻭﺭﺍﻥ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ، ﺩﻝ ﺷﮑﺴﺘﮕﯽ ﻭ ﻏﺼﺐ ﺣﻖّ ﺍﻣﺎﻡ ﺍﺳﺖ . ﺁﯾﺎ ﺍﮔﺮ ﻓﺮﺩﯼ ﺍﺯ ﻋﺰﯾﺰﺍﻥ ﻣﺎ ﺑﻪ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﺑﺎﺷﺪ ﯾﺎ ﺑﻪ ﺳﻔﺮ ﺭﻓﺘﻪ ﻭ ﺑﺎﺯﻧﮕﺸﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ، ﺗﺤﻤّﻞ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﮐﻪ ﮐﺴﯽ ﺑﮕﻮﯾﺪ : ‏« ﺑﯽ ﺧﻮﺩ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﻧﺒﺎﺷﯿﺪ؛ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺯﻭﺩﯼ ﻫﺎ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺁﻣﺪ «! ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﭼﻨﯿﻦ ﺳﺨﻨﺎﻧﯽ، ﭼﻪ ﻭﺍﮐﻨﺸﯽ ﻧﺸﺎﻥ ﺧﻮﺍﻫﯿﻢ ﺩﺍﺩ؟
.6 ﺑﺮﺧﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﻭﺍﺟﺐ ﺩﺍﻧﺴﺘﻦ ﺍﻣﺮﯼ ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﻓﺘﻮﺍ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﻧﺪ . ﺩﺭ ﺻﻮﺭﺗﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺍﺻﻮﻝ ﺩﯾﻦ، ﺗﻘﻠﯿﺪ ﺟﺎﯾﺰ ﻧﯿﺴﺖ ﻭ ﻫﺮ ﮐﺲ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﻭﻇﯿﻔﺔ ﺧﻮﯾﺶ ﻋﻤﻞ ﻧﻤﺎﯾﺪ . ﺩﻋﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﻓﺮﺝ، ﻭﺍﺟﺐ ﺍﺳﺖ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺟﻬﺖ ﮐﻪ ﺣﻀﺮﺕ ﺍﻣﺎﻡ ﺟﻮﺍﺩ ‏( ﻉ ‏) ﺑﻪ ﺣﻀﺮﺕ ﻋﺒﺪﺍﻟﻌﻈﯿﻢ ﺣﺴﻨﯽ ‏( ﻉ ‏) ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ :

ﺍﯼ ﺍﺑﻮﺍﻟﻘﺎﺳﻢ ‏( ﮐﻨﯿﺔ ﺣﻀﺮﺕ ﻋﺒﺪﺍﻟﻌﻈﯿﻢ ‏) ﻣﻬﺪﯼ ﻣﺎ ﺁﻥ ﺍﻣﺎﻡ ﻫﺪﺍﯾﺖ ﮔﺮﯼ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻭﺍﺟﺐ ﺍﺳﺖ ﺩﺭ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﻏﯿﺒﺖ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﺍﻭ ﺭﺍ ﮐﺸﯿﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺯﻣﺎﻥ ﻇﻬﻮﺭ ﺍﺯ ﺍﻭ ﺍﻃﺎﻋﺖ ﮐﺮﺩ . [23]
ﻭ ﻓﺮﻣﺎﯾﺶ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﻦ ﻣﺠﺘﺒﯽ ‏( ﻉ ‏) ﺑﻪ ﻣﺮﺣﻮﻡ ﻓﻘﯿﻪ ﺍﯾﻤﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺩﻋﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﻓﺮﺝ ﺭﺍ ﻣﺜﻞ ﻧﻤﺎﺯﻫﺎﯼ ﭘﻨﺞ ﮔﺎﻧﻪ ﻭﺍﺟﺐ ﺩﺍﻧﺴﺘﻪ ﺍﻧﺪ [24] ﻧﯿﺰ ﻣﺆﯾّﺪ ﺍﯾﻦ ﻣﻌﻨﺎﺳﺖ .
.7 ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺩﻋﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﻓﺮﺝ ﺭﺍ ﻫﻢ ﺭﺩﯾﻒ ﺑﻘﯿّﺔ ﺩﻋﺎﻫﺎ ﺩﺍﻧﺴﺖ ﻭ ﺍﯾﻦ ﻣﺴﺌﻠﺔ ﻣﻬﻢ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺍﻣﺮﯼ ﮐﻠﯿﺸﻪ ﺍﯼ ﻭ ﺗﺸﺮﯾﻔﺎﺗﯽ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺷﻮﺩ . ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺩﻋﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﻓﺮﺝ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﻧﺘﻬﺎﯼ ﻣﺠﻠﺲ ﺩﻋﺎ ﻭ ﺫﮐﺮ، ﺁﻥ ﻫﻢ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺩﻋﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺎﻧﯽ ﻣﺠﻠﺲ، ﻣﺮﯾﺾ ﻣﺪّ ﻧﻈﺮ، ﻣﻠﺘﻤﺴﺎﻥ ﺩﻋﺎ ﻭ ﺍﻣﻮﺍﺕ ﺣﺎﺿﺮﺍﻥ ! ﻣﻮﮐﻮﻝ ﻧﻤﻮﺩ . ﺩﺭ ﺻﺪﺭ ﻫﻤﻪ ﺣﺎﺟﺖ ﻫﺎ، ﺩﻋﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﻇﻬﻮﺭ ﺍﻣﺎﻡ ﻋﺼﺮ ‏( ﻉ ‏) ﺍﺳﺖ . ﺑﻪ ﯾﮏ ﯾﺎ ﺩﻭ ﺩﻋﺎ ﻧﯿﺰ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺑﺴﻨﺪﻩ ﮐﺮﺩ . ﺩﺭ ﻫﻤﯿﻦ ﯾﮏ ﺩﻋﺎ، ﻓﺮﺝ ﻋﺎﻟَﻢ ﻭ ﺁﺩﻡ ﻧﻬﻔﺘﻪ ﺍﺳﺖ . ﻣﺎﻫﯿّﺖ ﺍﯾﻦ ﺩﻋﺎ ﺑﺎ ﺑﻘﯿّﻪ ﺩﻋﺎﻫﺎ ﺗﻔﺎﻭﺕ ﺩﺍﺭﺩ . ‏« ﻫﻤﻪ ﻣﺸﮑﻼﺕ ‏» ﻭ ‏« ﻣﺸﮑﻼﺕ ﻫﻤﻪ ‏» ﺭﺍ ﺩﺭ ﺑﺮﻣﯽ ﮔﯿﺮﺩ . ﻋﻼﻭﻩ ﺑﺮ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺍﯾﻦ ﺩﻋﺎ، ﺩﻋﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻣﺎﻡ ﺯﻣﺎﻥ ﻭ ﺣﺠّﺖ ﺩﻫﺮ ﻭ ﺧﻠﯿﻔﻪ ﺧﺪﺍ ﻭ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺭﻭﯼ ﺯﻣﯿﻦ ﺍﺳﺖ ﻫﻤﻪ ﮔﺮﻓﺘﺎﺭﺍﻥ، ﺑﯿﻤﺎﺭﺍﻥ، ﮔﺮﺳﻨﮕﺎﻥ، ﺑﯽ ﭘﻨﺎﻫﺎﻥ، ﻣﻈﻠﻮﻣﺎﻥ ﻭ ﻣﺤﺮﻭﻣﺎﻥ ﺟﻬﺎﻥ ﻭ ﺣﺘّﯽ ﻣﺮﺩﮔﺎﻥ ﺭﺍ ﻧﯿﺰ ﺷﺎﻣﻞ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ . ﺣﺘّﯽ ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ﻧﯿﺰ ﭘﺲ ﺍﺯ ﻇﻬﻮﺭ، ﺍﺯ ﻋﺪﺍﻟﺖ ﺍﻣﺎﻡ ﺑﻬﺮﻩ ﻣﻨﺪ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﺷﺪ . ﺩﺭ ﺍﺣﻮﺍﻝ ﻣﺮﺣﻮﻡ ﻣﯿﺮﺯﺍ ﺍﺑﻮﺍﻟﻔﻀﻞ ﻗﻬﻮﻩ ﭼﯽ ﮔﻔﺘﻪ ﺍﻧﺪ : ﻭﯼ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﺩﺭ ﺑﯿﺎﺑﺎﻥ ﺩﺭ ﯾﮏ ﺷﺐ ﺑﺮﻓﯽ، ﮔﺮﻭﻫﯽ ﮔﺮﮒ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﺪ ﮐﻪ ﺑﻪ ﮔﺮﺩ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﺣﻠﻘﻪ ﺯﺩﻩ ﻭ ﺯﻭﺯﻩ ﻣﯽ ﮐﺸﻨﺪ . ﺑﺎ ﺣﺎﻟﺖ ﺗﻌﺠّﺐ ﺑﻪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻋﺮﺽ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﺧﺪﺍﯾﺎ ﺍﯾﻨﻬﺎ ﺩﯾﮕﺮ ﭼﻪ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ؟ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻫﻮﺍ ﭼﻪ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ؟ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻓﻬﻤﺎﻧﺪﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺯﺑﺎﻥ ﺑﺴﺘﻪ ﻫﺎ ﺑﻪ ﺩﺭﮔﺎﻩ ﺧﺪﺍ ﺷﮑﺎﯾﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﮐﻪ ﺧﺪﺍﯾﺎ ﺗﺎ ﮐﯽ ﻣﺎ ﺣﺮﺍﻡ ﺑﺨﻮﺭﯾﻢ؟ ! ﭘﺲ ﮐِﯽ ﺍﻣﺎﻡ ﺯﻣﺎﻥ ‏( ﻉ ‏) ﻣﯽ ﺁﯾﺪ ﺗﺎ ﻣﺎ ﻫﻢ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺣﺮﺍﻡ ﺧﻮﺭﯼ ﻧﺠﺎﺕ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﻨﯿﻢ؟
.8 ﺑﺮﺧﯽ ﻧﯿﺰ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ : ‏« ﺗﺎ ﻣﺎ ﺩﺭﺳﺖ ﻧﺸﻮﯾﻢ ﺁﻗﺎ ﻧﻤﯽ ﺁﯾﺪ ‏» ﺍﮔﺮ ﻣﻌﻨﺎﯼ ﺍﯾﻦ ﺣﺮﻑ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ ﻣﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﺧﻮﺩ ﻭ ﺟﺎﻣﻌﺔ ﺧﻮﯾﺶ ﺭﺍ ﺍﺻﻼﺡ ﻭ ﺑﻪ ﻇﻬﻮﺭ ﮐﻤﮏ ﮐﻨﯿﻢ ﻣﻄﻠﺐ ﺩﺭﺳﺘﯽ ﺍﺳﺖ؛ ﻭﻟﯽ ﺍﮔﺮ ﻧﺎﺍﻣﯿﺪ ﺷﻮﯾﻢ ﻭ ﺑﮕﻮﯾﯿﻢ ﺗﺎ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺍﻭﺿﺎﻉ ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﻣﻨﻮﺍﻝ ﺍﺳﺖ ﺁﻗﺎ ﻧﻤﯽ ﺁﯾﺪ، ﺣﺮﻑ ﺩﺭﺳﺘﯽ ﻧﯿﺴﺖ؛ ﺯﯾﺮﺍ ﺍﻭّﻻً ﺍﻣﺎﻡ ﺩﺭ ﺯﻣﺎﻥ ﻧﺎﺍﻣﯿﺪﯼ ﻣﺮﺩﻣﺎﻥ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ . ﺩﻭﻡ ﺁﻧﮑﻪ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﻧﯿﺰ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﺻﻼﺡ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ ﻭ ﺯﻣﯿﻦ ﺭﺍ ﭘﺮ ﺍﺯ ﻋﺪﻝ ﻭ ﺩﺍﺩ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ . ﺳﻮﻡ ﺁﻧﮑﻪ ﻣﺎ ﺗﺤﺖ ﻫﯿﭻ ﺷﺮﺍﯾﻄﯽ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺍﺯ ﻇﻬﻮﺭ ﻧﺎﺍﻣﯿﺪ ﺑﺎﺷﯿﻢ . ﻫﺮ ﻟﺤﻈﻪ ﻣﻤﮑﻦ ﺍﺳﺖ ﻓﺮﺝ ﻓﺮﺍ ﺑﺮﺳﺪ .
.9 ﺑﺮﺧﯽ ﺍﺷﺨﺎﺹ ﻧﯿﺰ ﺑﺎ ﺍﺳﺘﻨﺎﺩ ﺑﻪ ﺗﻮﺍﻥ ﺗﺴﻠﯿﺤﺎﺗﯽ ﺍﺑﺮﻗﺪﺭﺕ ﻫﺎ ﮐﻪ ﻗﺎﺩﺭ ﺑﻪ ﺗﺨﺮﯾﺐ ﺗﻤﺎﻡ ﮐﺮﻩ ﺯﻣﯿﻦ ﺍﺳﺖ ﺑﺎ ﻟﺤﻨﯽ ﺁﻣﯿﺨﺘﻪ ﺑﻪ ﻧﮕﺮﺍﻧﯽ ﻭ ﺩﻟﺴﻮﺯﯼ ﺭﺍﺟﻊ ﺑﻪ ﻇﻬﻮﺭ ﺍﻣﺎﻡ ﺳﺨﻦ ﮔﻔﺘﻪ ﻭ ﺍﻇﻬﺎﺭ ﻣﯽ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﺍﻣﺎﻡ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺗﻮﺍﻧﺴﺖ ﺑﺮ ﺷﺮﺍﯾﻂ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺟﻬﺎﻥ ﻓﺎﺋﻖ ﺁﯾﺪ؟ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﭼﻨﺪ ﻧﮑﺘﻪ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻗﺴﻤﺖ ﺿﺮﻭﺭﯼ ﺍﺳﺖ :


ﺍﻣﺎﻡ ﻣﻌﺼﻮﻡ ‏« ﻗﺪﺭﺓ ﺍﻟﻠﻪ ‏» ﺍﺳﺖ . ﻣﻈﻬﺮ ﻗﺪﺭﺕ ﺍﻟﻬﯽ ﺍﺳﺖ . ﺑﺎ ﯾﮏ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﺣﻀﺮﺗﺶ، ﻫﻤﻪ ﺳﻼﺡ ﻫﺎ ﻭ ﺍﺑﺰﺍﺭﺁﻻﺕ ﺟﻨﮕﯽ ﺍﺯ ﮐﺎﺭ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺍﻓﺘﺎﺩ . ﺍﻣﺪﺍﺩﻫﺎﯼ ﻏﯿﺒﯽ ﻧﯿﺰ ﺑﻪ ﮐﻤﮏ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﺁﻣﺪ . ﺭﻋﺐ ﻭ ﺗﺮﺳﯽ ﮐﻪ ﻫﯿﺒﺖ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺩﺭ ﺩﻝ ﮐﻔّﺎﺭ ﻭ ﻣﻨﺎﻓﻘﺎﻥ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ، ﻣﺎﻧﻊ ﺍﺯ ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﺗﺤﺮّﮐﺎﺕ ﻭ ﻣﺨﺎﻟﻔﺖ ﻫﺎ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ . ﺍﺯ ﻫﻤﯿﻦ ﺭﻭﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺭﻭﺍﯾﺎﺕ ﺍﺯ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ‏« ﺍﻟﻤﻨﺼﻮﺭ ﺑﺎﻟﺮّﻋﺐ ‏» ﯾﺎﺩ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ . ﯾﻌﻨﯽ ‏« ﺗﺮﺱ ‏» ، ﺧﻮﺩ ﺍﺯ ﺍﺑﺰﺍﺭﻫﺎﯼ ﯾﺎﺭﯼ ﺍﻣﺎﻡ ﺑﻪ ﺷﻤﺎﺭ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ . ﺍﮔﺮ ﭼﻪ ﺑﻨﺎ ﺑﻪ ﻣﺼﻠﺤﺖ ﺍﻟﻬﯽ، ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ، ﺍﺯ ﺍﺳﺒﺎﺏ ﻇﺎﻫﺮﯼ ﻧﯿﺰ ﺑﺮﺍﯼ ﻓﺘﺢ ﺟﻬﺎﻥ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺑﺮﺧﯽ ﺍﺯ ﯾﺎﺭﺍﻥ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺑﻪ ﺷﻬﺎﺩﺕ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﺭﺳﯿﺪ .
ﻭﻋﺪﻩ ﻗﻄﻌﯽ ﺍﻟﻬﯽ ﺑﻪ ﭘﯿﺮﻭﺯﯼ ﺍﻣﺎﻡ ﻋﺼﺮ ‏( ﻉ ‏) ﺗﻌﻠّﻖ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ . ﻫﻤﻪ ﺍﻧﺒﯿﺎ ﻭ ﺍﻭﻟﯿﺎ ﺑﻪ ﻇﻬﻮﺭ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﺑﺸﺎﺭﺕ ﻭ ﺑﻪ ﭘﯿﺮﻭﺯﯼ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﻧﻮﯾﺪ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﻧﺪ . ﺁﻥ ﻭﻟﯽّ ﺧﺪﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺷﮑﺴﺘﻦ ﭘﺸﺖ ﻇﺎﻟﻤﺎﻥ، ﻭﯾﺮﺍﻥ ﻧﻤﻮﺩﻥ ﮐﺎﺥ ﻫﺎﯼ ﺳﺘﻤﮕﺮﺍﻥ، ﺭﯾﺸﻪ ﮐﻦ ﻧﻤﻮﺩﻥ ﺍﻫﻞ ﻋﺼﯿﺎﻥ ﻭ ﻃﻐﯿﺎﻥ ﻭ ﻗﻄﻊ ﺭﯾﺴﻤﺎﻥ ﻫﺎﯼ ﺩﺭﻭﻍ ﻭ ﺑﻬﺘﺎﻥ ﻭ ... ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺁﻣﺪ .
ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺭ ﺑﺮ ﺧﻼﻑ ﺩﻓﻌﺎﺕ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﮐﻪ ﺍﮐﺜﺮﯾّﺖ ﺍﻧﺒﯿﺎ ﺗﮑﺬﯾﺐ ﺷﺪﻧﺪ ﻭ ﻫﻤﻪ ﺍﺋﻤﻪ ‏( ﻉ ‏) ﺑﻪ ﺷﻬﺎﺩﺕ ﺭﺳﯿﺪﻧﺪ ﺷﮑﺴﺘﯽ ﺩﺭ ﮐﺎﺭ ﻧﯿﺴﺖ . ﺣﻀﺮﺕ ﺻﺎﺣﺐ ﺍﻟﺰّﻣﺎﻥ ‏( ﻉ ‏) ﺑﺮﺍﯼ ﭘﯿﺮﻭﺯﯼ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺁﻣﺪ . ﻣﺤﺪّﺙ ﻋﺎﻟﯽ 

ﻣﻘﺎﻡ ﺷﯿﻌﻪ ﻣﺮﺣﻮﻡ ﺷﯿﺦ ﺣﺮّ ﻋﺎﻣﻠﯽ ‏( ﺭﻩ ‏) ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ :
ﺩﺭ ﻋﺎﻟَﻢ ﺧﻮﺍﺏ ﺩﯾﺪﻡ ﮐﻪ ﺣﻀﺮﺕ ﻣﻬﺪﯼ ‏( ﻉ ‏) ﻭﺍﺭﺩ ﻣﺸﻬﺪ ﺷﺪﻩ ﺍﻧﺪ . ﺍﺯ ﻣﻨﺰﻝ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺳﺆﺍﻝ ﮐﺮﺩﻡ . ﮔﻔﺘﻨﺪ ﺩﺭ ﻃﺮﻑ ﻏﺮﺑﯽ ﻣﺸﻬﺪ ﺩﺭ ﺑﺎﻏﯽ ﮐﻪ ﻋﻤﺎﺭﺗﯽ ﺩﺍﺭﺩ ﻭﺍﺭﺩ ﺷﺪﻩ ﺍﻧﺪ . ﺑﻪ ﺧﺪﻣﺖ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﺷﺮﻓﯿﺎﺏ ﺷﺪﻡ . ﺩﯾﺪﻡ ﺩﺭ ﻭﺳﻂ ﻣﺠﻠﺴﯽ ﮐﻪ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺍﻧﺪ ﺣﻮﺿﯽ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺣﺪﻭﺩ ﺑﯿﺴﺖ ﻧﻔﺮ ﺩﺭ ﻣﺠﻠﺲ ﺣﻀﻮﺭ ﺩﺍﺭﻧﺪ .
ﭘﺲ ﺍﺯ ﺳﺎﻋﺘﯽ ﮔﻔﺖ ﻭﮔﻮ، ﻏﺬﺍ ﺁﻭﺭﺩﻧﺪ . ﺍﻧﺪﮎ ﺑﻮﺩ؛ ﺍﻣّﺎ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻟﺬﯾﺬ ﺑﻪ ﻃﻮﺭﯼ ﮐﻪ ﻫﻤﮕﺎﻥ ﺧﻮﺭﺩﯾﻢ ﻭ ﺳﯿﺮ ﺷﺪﯾﻢ؛ ﺍﻣّﺎ ﻏﺬﺍ ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﺑﻪ ﺣﺎﻝ ﺧﻮﺩ ﺑﺎﻗﯽ ﺑﻮﺩ . ﺍﺯ ﻏﺬﺍ ﮐﻪ ﻓﺎﺭﻍ ﺷﺪﯾﻢ، ﺩﻗّﺖ ﮐﺮﺩﻡ ﺩﯾﺪﻡ ﺷﻤﺎﺭ ﺍﺻﺤﺎﺏ ﺁﻥ ﺟﻨﺎﺏ ﺍﺯ ﭼﻬﻞ ﻧﻔﺮ ﺗﺠﺎﻭﺯ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﻨﺪ . ﺑﺎ ﺧﻮﺩ ﮔﻔﺘﻢ : ﺍﯾﻦ ﺑﺰﺭﮔﻮﺍﺭ ﻇﻬﻮﺭ ﻓﺮﻣﻮﺩﻩ ﻭ ﻟﺸﮑﺮﯾﺎﻧﺶ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺍﻧﺪﮎ ﺍﻧﺪ . ﺍﯼ ﮐﺎﺵ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺴﺘﻢ ﺁﯾﺎ ﭘﺎﺩﺷﺎﻫﺎﻥ ﺯﻣﯿﻦ ﺍﺯ ﺍﻭ ﺍﻃﺎﻋﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﯾﺎ ﺑﺎ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﻪ ﺟﻨﮓ ﺑﺮﻣﯽ ﺧﯿﺰﺩ؟ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺑﺪﻭﻥ ﻟﺸﮑﺮ ﺑﺮ ﺁﻧﻬﺎ ﭘﯿﺮﻭﺯ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ؟ ﭘﯿﺶ ﺍﺯ ﺁﻧﮑﻪ ﺣﺮﻓﯽ ﺑﺰﻧﻢ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﻧﻤﻮﺩﻩ ﻭ ﺑﺎ ﺗﺒﺴّﻢ ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ :
ﺷﯿﻌﯿﺎﻥ ﻣﺮﺍ ﺍﺯ ﮐﻤﯽ ﯾﺎﻭﺭ ﻣﺘﺮﺳﺎﻥ ﮐﻪ ﻣﺮﺩﺍﻧﯽ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﻣﻦ ﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺩﻫﻢ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﺩﺷﻤﻨﺎﻥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﻭ ... ﺣﺎﺿﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﮔﺮﺩﻥ ﻣﯽ ﺯﻧﻨﺪ .
‏« ﻭَ ﻣﺎ ﯾَﻌﻠَﻢُ ﺟُﻨُﻮﺩُ ﺭَﺑِّﮏَ ﺍِﻟّﺎ ﻫُﻮَ؛
ﻟﺸﮑﺮﯾﺎﻥ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺕ ﺭﺍ ﺟﺰ ﺍﻭ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﺪ . ‏» [25]
ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺑﺸﺎﺭﺕ ﺧﺮﺳﻨﺪ ﺷﺪﻡ . ... [26]
.10 ﻧﮑﻨﺪ ﺧﺪﺍﯼ ﻧﺎﮐﺮﺩﻩ ﮐﺴﯽ ﺗﺼﻮّﺭ ﮐﻨﺪ ﺍﻣﺎﻡ ﻋﺼﺮ ‏( ﻉ ‏) ﺑﻪ ﺩﻋﺎﯼ ﻣﺎ ﻧﯿﺎﺯﻣﻨﺪ ﺍﺳﺖ . ﺑﺮﻋﮑﺲ ﺍﯾﻦ ﻣﺎ ﻫﺴﺘﯿﻢ ﮐﻪ ﺳﺮﺍﭘﺎﯼ ﻭﺟﻮﺩﻣﺎﻥ ﻧﯿﺎﺯ ﺑﻪ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺍﺳﺖ . ﺩﺭ ﺭﻭﺍﯾﺎﺕ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﺳﺖ :
ﻫﺮ ﮐﺲ ﭘﻨﺪﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﺍﻣﺎﻡ ﺑﻪ ﺁﻧﭽﻪ ﺩﺭ ﺩﺳﺖ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﺳﺖ ﺍﺣﺘﯿﺎﺝ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﺎﻓﺮ ﺍﺳﺖ . [27] -} [28]
ﺍﺯ ﺁﻧﭽﻪ ﻣﻄﺮﺡ ﺷﺪ ﻣﻌﻠﻮﻡ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺩﻋﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﻇﻬﻮﺭ ﺍﻣﺎﻡ ﺯﻣﺎﻥ ﺩﺭﺳﺖ ﺍﺳﺖ ﺑﻠﮑﻪ ﻭﺍﺟﺐ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻫﺮ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺍﻣﺮ ﻣﺪﺍﻭﻣﺖ ﺑﺨﺸﺪ .
ﻣﻮﻓﻖ ﺑﺎﺷﯿﺪ .

منبع : حوزه دات نت




نوع مطلب :
برچسب ها : اهمیت دعا برای ظهور امام زمان، اهمیت دعا برای فرج، نسیم ظهور،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 20 آذر 1396 :: نویسنده :




ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﻏﻀﺐ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻭ ﺧﺸﻢ ﻣﻬﺪﯼ ‏( ﻉ ‏) ﻭ ﺳﭙﺎﻫﯿﺎﻧﺶ ﺑﺮ ﺳﻔﯿﺎﻧﯽ ﻭ ﻫﻢ ﭘﯿﻤﺎﻧﺎﻥ ﻭﯼ ﻓﺮﻭ ﻣﯽ ﺑﺎﺭﺩ، ﻧﺸﺎﻧﻪ ﻫﺎ ﻭ ﻣﻌﺠﺰﺍﺕ ﺍﻟﻬﯽ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﻣﻬﺪﯼ ‏( ﻉ ‏) ﺁﺷﮑﺎﺭ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ . ﺳﺨﺘﯽ ﻭ ﺗﯿﺮﻩ ﺭﻭﺯﯼ ﺑﻪ ﺳﻔﯿﺎﻧﯽ ﻭ ﺣﺎﻣﯿﺎﻥ ﯾﻬﻮﺩﯼ ﻭ ﺭﻭﻣﯽ ﺍﺵ ﺭﻭﯼ ﻣﯽ ﺁﻭﺭﺩ ﻭ ﺑﻪ ﺑﺪﺗﺮﯾﻦ ﺷﮑﻞ ﺷﮑﺴﺖ ﻣﯽ ﺧﻮﺭﻧﺪ . ﺳﺮﺍﻧﺠﺎﻡ، ﺳﻔﯿﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺳﭙﺎﻫﯿﺎﻥ ﺍﻣﺎﻡ ﻣﻬﺪﯼ ‏( ﻉ ‏) ﺩﺳﺘﮕﯿﺮ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﻭ ﻃﺒﻖ ﻧﻘﻞ ﺭﻭﺍﯾﺎﺕ، ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﺩﺭﯾﺎﭼﺔ ﻃﺒﺮﯾﻪ ﯾﺎ ﺩﺭ ﻧﺎﺣﯿﺔ ﻭﺭﻭﺩﯼ ﻗﺪﺱ ﺑﻪ ﻫﻼﮐﺖ ﻣﯽ ﺭﺳﺪ

ﻣﺴﺠﺪﺍﻷﻗﺼﯽ، ﻭﺍﻗﻊ ﺩﺭ ﺷﻬﺮ ﻣﺬﻫﺒﯽ ﺑﯿﺖ ﺍﻟﻤﻘﺪﺱ ﻣﺴﺠﺪﯼ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺩﯾﺮﺑﺎﺯ ﺗﺎﮐﻨﻮﻥ ﻣﻮﺭﺩ ﺗﻮﺟﻪ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎﻥ ﻭ ﺩﯾﮕﺮ ﻣﻠﺖ ﻫﺎ ﻣﯽ ﺑﺎﺷﺪ . ﺑﯿﺖ ﺍﻟﻤﻘﺪﺱ ﺍﺯ ﺟﻤﻠﻪ ﺷﻬﺮﻫﺎﯼ ﻣﻬﻢ ﺟﻬﺎﻥ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺑﻪ ﭘﺮﺳﺘﺸﮕﺎﻩ ﺍﻧﺒﯿﺎ ﻣﻌﺮﻭﻑ ﻭ ﻧﺎﻡ ﻫﺎﯼ ﺩﯾﮕﺮ ﺵ ﺍﻭﺭﺷﻠﯿﻢ ﻭ ﺍﯾﻠﯿﺎ ﺍﺳﺖ . ﻣﺜﻼً ﻧﺎﺻﺮ ﺧﺴﺮﻭ ﺩﺭ ﺳﻔﺮﻧﺎﻣﻪ ﺍﺵ ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﺪ :
‏« ﺑﯿﺖ ﺍﻟﻤﻘﺪﺱ ﺭﺍ ﺍﻫﻞ ﺷﺎﻡ ﻭ ﺁﻥ ﻃﺮﻑ ‏« ﻗﺪﺱ ‏» ﮔﻮﯾﻨﺪ، ﺍﺯ ﺍﻫﻞ ﺁﻥ ﻭﻻﯾﺎﺕ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺣﺞ ﻧﺘﻮﺍﻧﺪ ﺭﻓﺘﻦ ﺩﺭ ﻫﻤﺎﻥ ﻣﻮﺳﻢ ﺑﻪ ﻗﺪﺱ ﺣﺎﺿﺮ ﺷﻮﺩ، ﺑﻪ ﻣﻮﻗﻒ ﺑﺎﯾﺴﺘﺪ ﻭ ﻗﺮﺑﺎﻧﯽ ﻋﯿﺪ ﮐﻨﺪ ﭼﻨﺎﻥ ﮐﻪ ﻋﺎﺩﺕ ﺍﺳﺖ . ﺳﺎﻝ ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ ﺯﯾﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﺑﯿﺴﺖ ﻫﺰﺍﺭ ﺧﻠﻖ ﺩﺭ ﺍﻭﺍﯾﻞ ﻣﺎﺩﻩ ﺫﯼ ﺍﻟﺤﺠّﻪ ﺁﻧﺠﺎ ﺣﺎﺿﺮ ﺷﻮﻧﺪ .
ﻗﺪﺱ ﺷﻬﺮﯼ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺮ ﺳﺮ ﮐﻮﻫﯽ ﻧﻬﺎﺩﻩ ﻭ ﺁﺏ ﻧﺪﺍﺭﺩ؛ ﻣﮕﺮ ﺍﺯ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﻭ ﺑﺮﺳﺘﺎﺕ ﻫﺎ ﭼﺸﻤﻪ ﻫﺎﯼ ﺁﺑﺴﺖ ﺍﻣّﺎ ﺑﻪ ﺷﻬﺮ ﻧﯿﺴﺖ ﻭ ﮔﺮﺩ ﺷﻬﺮ ﺑﺎﺭﻭﯾﯽ ﺣﺼﯿﻦ ﺍﺳﺖ، ﺍﺯ ﺳﻨﮓ ﻭ ﮔﭻ، ﺩﺭﻭﺍﺯﻩ ﻫﺎ ﺁﻫﻨﯿﻦ، ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺷﻬﺮ ﻫﯿﭻ ﺩﺭﺧﺘﯽ ﻧﯿﺴﺖ ﻭ ... ‏» 1 ‏« ﻣﻘﺪﺳﯽ ‏» ﺟﻐﺮﺍﻓﯽ ﺩﺍﻥ ﻣﻌﺮﻭﻑ ﻗﺮﻥ ﭼﻬﺎﺭﻡ ﻫﺠﺮﯼ ﺩﺭ ﻭﺻﻒ ﺍﯾﻦ ﺷﻬﺮ ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﺪ : ‏« ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﺷﻬﺮﻫﺎﯼ ﻓﻠﺴﻄﯿﻦ ﺑﺰﺭﮒ ﺗﺮ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻧﯿﺴﺖ . ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﻗﺼﺒﻪ ﻫﺎ ﺍﺯ ﺁﻥ ﮐﻮﭼﮏ ﺗﺮﻧﺪ ﭼﻮﻥ ﺍﺻﻄﺨﺮ، ﻗﺎﯾﻦ، ﻓﺮﻣﺎ .

ﻧﻪ ﺳﺮﺩ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻭ ﻧﻪ ﮔﺮﻡ ﺍﺳﺖ ... ‏» ﻭ ﺟﻐﺮﺍﻓﯽ ﺩﺍﻥ ﻣﺸﻬﻮﺭ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﻧﯿﺰ ﺩﺭ ﮐﺘﺎﺏ ﻣﻬﻢ ﺧﻮﺩ ‏« ﻣﻤﺎﻟﮏ ﻭ ﻣﺴﺎﺋﻞ ‏» ، ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺷﻬﺮ ﻭﺻﻒ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ﻧﻤﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ . ‏« ﺑﯿﺖ ﺍﻟﻤﻘﺪﺱ، ﺷﻬﺮﯼ ﺑﻠﻨﺪ ﻭ ﺧﻮﺵ ﺍﺳﺖ ﺑﺮ ﺳﺮ ﮐﻮﻩ ﻫﺎ ﻭ ﻫﺮ ﮐﻪ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺁﻧﺠﺎ ﺭﻭﺩ ﺑﻪ ﻫﺮ ﺟﺎﻧﺐ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﺪ، ﺑﯿﺖ ﺍﻟﻤﻘﺪﺱ ﺍﺯ ﻣﻮﺿﻊ ﺍﻭ ﺑﻠﻨﺪﺗﺮ ﺍﺳﺖ ... ‏» 2. ﺩﺭ ﺍﺣﺎﺩﯾﺚ ﻭ ﺭﻭﺍﯾﺎﺕ ﺍﺳﻼﻣﯽ ﻧﯿﺰ ﺑﺮ ﻓﻀﯿﻠﺖ ﺍﯾﻦ ﺷﻬﺮ ﺗﺄﮐﯿﺪ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ . ﺍﻣﺎﻡ ﻋﻠﯽ ‏( ﻉ ‏) ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ : ‏« ﯾﮏ ﻧﻤﺎﺯ ﺩﺭ ﺑﯿﺖ ﺍﻟﻤﻘﺪﺱ ﻣﻌﺎﺩﻝ ﻫﺰﺍﺭ ﻧﻤﺎﺯ ﺍﺳﺖ . ‏» 3 ﻭ ﺍﺯ ﻣﯿﻤﻮﻧﻪ ﻣﻮﻻﻟﻨﺒﯽ ﺑﺎﺯﮔﻮ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﮔﻔﺖ : ﯾﺎ ﺭﺳﻮﻝ ﺍﻟﻠﻪ، ﻣﺎ ﺭﺍ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﺑﯿﺖ ﺍﻟﻤﻘﺪﺱ ﻓﺘﻮﺍ ﺩﻫﯿﺪ، ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ : ‏« ﺍﺭﺽ ﻣﺤﺸﺮ ﻭ ﻣﻨﺸﺮ، ﺁﻧﺠﺎﺳﺖ، ﺑﺮﻭﯾﺪ ﻭ ﻧﻤﺎﺯ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺑﮕﺬﺍﺭﯾﺪ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻦ ﻧﻤﺎﺯ ﺩﺭ ﺁﻥ، ﻣﺜﻞ ﻫﺰﺍﺭ ﻧﻤﺎﺯ ﺩﺭ ﻏﯿﺮ ﺁﻥ ﺍﺳﺖ ‏» ، ﮔﻔﺘﻢ : ﺍﮔﺮ ﺍﺳﺘﻄﺎﻋﺖ ﺁﻥ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻢ، ﭼﻪ ﮐﻨﻢ؟ ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ : ‏« ﺭﻭﻏﻦ ﺯﯾﺘﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺁﻥ ﻫﺪﯾﻪ ﺑﻨﻤﺎ ﮐﻪ ﺩﺭ ﭼﺮﺍﻍ ﺁﻥ ﺑﯿﻔﺮﻭﺯﻧﺪ، ﻫﺮ ﮐﺲ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﺭﺍ ﺑﮑﻨﺪ، ﻣﺜﻞ ﺁﻥ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺁﻧﺠﺎ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﺳﺖ . ‏» 4 ﺍﺣﺎﺩﯾﺚ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﻧﯿﺰ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺍﯾﻦ ﺷﻬﺮ ﺩﺭ ﮐﺘﺐ ﺣﺪﯾﺜﯽ ﺷﯿﻌﻪ ﻭ ﺍﻫﻞ ﺗﺴﻨﻦ ﺁﻣﺪﻩ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻥ ﺑﻪ ﮐﺘﺐ ﺣﺪﯾﺜﯽ ﻫﻤﭽﻮﻥ : ‏« ﺳﻔﯿﻦ ﺍﻟﺒﺤﺎﺭ ‏» ، ‏« ﻣﻦ ﻻﯾﺤﻀﺮﻩ ﺍﻟﻔﻘﯿﻪ ‏» ، ‏« ﺻﺤﯿﺢ ﺑﺨﺎﺭﯼ ‏» ﻭ ‏« ﺳﻨﻦ ﺳﻨﺎﺋﯽ ‏» ﻭ ... ﻣﺮﺍﺟﻌﻪ ﻧﻤﻮﺩ .
ﻭ ﺩﺭ ﻃﻮﻝ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺩﻭﻟﺖ ﻫﺎﯼ ﻗﺪﺭﺗﻤﻨﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﺼﺮﻑ ﻭ ﻓﺘﺢ ﺍﯾﻦ ﺷﻬﺮ ﺗﻼﺵ ﻫﺎﯼ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﻧﻤﻮﺩﻩ ﺍﻧﺪ، ﺩﻭﻟﺖ ﻫﺎﯼ ﻗﺪﯾﻢ ﭼﻮﻥ ﺑﺎﺑﻠﯽ ﻫﺎ، ﮐﻠﺪﺍﻧﯽ ﻫﺎ ﻭ ... ﺩﻭﻟﺖ ﺭﻭﻡ، ﮐﺸﻮﺭﻫﺎﯼ ﺍﺭﻭﭘﺎﯾﯽ، ﺍﻧﮕﻠﯿﺲ، ﻓﺮﺍﻧﺴﻪ ﻭ ﺍﮐﻨﻮﻥ ﺭﮊﯾﻢ ﺻﻬﯿﻮﻧﯿﺴﺘﯽ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺟﻤﻠﻪ ﺍﻧﺪ .

ﻧﺴﺒﺖ ﺑﯿﺖ ﺍﻟﻤﻘﺪﺱ ﻭ ﺍﻣﺎﻡ ﻋﺼﺮ ‏( ﻉ ‏)

ﺑﯿﺖ ﺍﻟﻤﻘﺪﺱ، ﻣﻌﺎﺻﺮ ﻇﻬﻮﺭ ﺍﻣﺎﻡ ﺯﻣﺎﻥ ‏( ﻉ ‏) ﺍﺯ ﭼﻨﺪ ﺟﻬﺖ ﻣﻮﺭﺩ ﺗﻮﺟّﻪ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﺩ . ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺟﻬﺖ ﻫﺎ، ﻭﻗﻮﻉ ﻧﺒﺮﺩﯼ ﺑﺰﺭﮒ ﺩﺭ ﺁﻥ، ﻣﯿﺎﻥ ﺳﺮﺳﺨﺖ ﺗﺮﯾﻦ ﺩﺷﻤﻦ ﺍﻣﺎﻡ ‏( ﻉ ‏) ﻭ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﺍﺳﺖ . ﺍﺯ ﺩﺷﻤﻨﺎﻥ ﺁﺷﮑﺎﺭ ﺩﺭ ﻧﻬﻀﺖ ﺣﻀﺮﺕ ﻣﻬﺪﯼ ‏( ﻉ ‏) ﻓﺮﺩﯼ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ‏« ﺳﻔﯿﺎﻧﯽ ‏» ﺍﺳﺖ . ﻭﯼ ﺟﻨﺎﯾﺎﺕ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺳﻪ ﻣﺎﻩ ﭘﯿﺶ ﺍﺯ ﻇﻬﻮﺭ ﺍﺯ ﺷﺎﻡ ﺁﻏﺎﺯ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺷﺶ ﻣﺎﻩ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻇﻬﻮﺭ ﺩﺭ ﻧﺒﺮﺩﯼ ﺣﻮﺍﻟﯽ ﺑﯿﺖ ﺍﻟﻤﻘﺪﺱ ﭘﺮﻭﻧﺪﺓ ﺧﻮﻧﺒﺎﺭ ﻭ ﺳﯿﺎﻩ ﻭﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﺴﺘﻪ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ . ﺍﻭ ﺩﺷﻤﻦ ﺳﺮﺳﺨﺖ ﻭ ﺭﻭﯾﺎﺭﻭﯼ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﻣﯽ ﺑﺎﺷﺪ، ﻫﺮ ﭼﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﻣﺎﻡ ‏( ﻉ ‏) ﺩﺭ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺑﺎ ﻧﯿﺮﻭﻫﺎﯼ ﮐﺎﻓﺮﯼ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺳﻔﯿﺎﻧﯽ ﭘﺸﺘﯿﺒﺎﻧﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﺭﻭﺑﺮﻭﺳﺖ . ﺭﻭﺍﯾﺎﺕ ﺗﺼﺮﯾﺢ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﺧﺮﻭﺝ ﺳﻔﯿﺎﻧﯽ ﺍﺯ ﻭﻋﺪﻩ ﻫﺎﯼ ﺣﺘﻤﯽ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺍﺳﺖ .
ﺳﻔﯿﺎﻧﯽ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺟﻨﺎﯾﺎﺕ ﻣﺘﻌﺪﺩ ﻭ ﺧﻮﻧﺒﺎﺭﯼ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺷﺎﻡ ﺗﺎ ﻋﺮﺍﻕ ﻭ ﺣﺠﺎﺯ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ، ﺑﺎ ﺗﺠﺮﺑﺔ ﺍﻭّﻟﯿﻦ ﺷﮑﺴﺖ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺳﺒﺐ ﻓﺮﻭﺭﻓﺘﻦ ﺑﺨﺸﯽ ﺍﺯ ﺳﭙﺎﻫﯿﺎﻧﺶ ﺩﺭ ﺑﯿﺎﺑﺎﻧﯽ ﺣﻮﺍﻟﯽ ﻣﮑﻪ ـ ﺑﯿﺪﺍﺀ ـ ﭘﺲ ﺍﺯ ﻇﻬﻮﺭ، ﺑﻪ ﻣﺪﯾﻨﻪ ﻭ ﺳﭙﺲ ﻋﺮﺍﻕ ﺭﻭﺍﻧﻪ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ .
ﺭﻭﺍﯾﺎﺕ، ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺟﻨﮓ ﻫﺎﯼ ﺳﻔﯿﺎﻧﯽ ﺑﺎ ﺣﻀﺮﺕ ﻣﻬﺪﯼ ‏( ﻉ ‏) ﻭ ﯾﺎﺭﺍﻧﺶ، ﺗﻨﻬﺎ ﺑﻪ ﺫﮐﺮ ﻧﺒﺮﺩ ﻓﺘﺢ ﻗﺪﺱ ﻭ ﺁﺯﺍﺩﯼ ﻓﻠﺴﻄﯿﻦ ﭘﺮﺩﺍﺧﺘﻪ ﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﺟﻨﮓ ﭘﺎﯾﺎﻧﯽ ﻭﯼ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ . ﻧﺘﯿﺠﺔ ﺍﯾﻦ ﺟﻨﮓ ﺷﮑﺴﺖ ﺍﻭ ﻭ ﻫﻤﺔ ﻫﻢ ﭘﯿﻤﺎﻧﺎﻥ ﯾﻬﻮﺩﯼ ﻭ ﻏﺮﺑﯽ ﺍﺵ ﻣﯽ ﺑﺎﺷﺪ .

ﻓﺘﺢ ﻗﺪﺱ ﺑﻪ ﻭﺳﯿﻠﺔ ﺍﻣﺎﻡ ‏( ﻉ ‏)

ﺍﺯ ﺭﻭﺍﯾﺎﺕ ﻣﺮﺑﻮﻁ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﻧﺒﺮﺩ ﭼﻨﯿﻦ ﺑﺮﻣﯽ ﺁﯾﺪ ﮐﻪ ﺳﻔﯿﺎﻧﯽ، ﺑﺎ ﻣﺸﮑﻼﺕ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﺭﻭﺑﺮﻭ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ .
ﺣﻀﺮﺕ ﻣﻬﺪﯼ ‏( ﻉ ‏) ﺩﺭ ﺁﻏﺎﺯ ﻧﺒﺮﺩ ﺩﺭﻧﮓ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﻭ ﻣﺪﺗﯽ ﺩﺭ ﺣﻮﻣﻪ ﺩﻣﺸﻖ ﻣﯽ ﻣﺎﻧﺪ ﺗﺎ ﺑﺰﺭﮔﺎﻥ ﻭ ﻣﺆﻣﻨﺎﻥ ﺍﻫﻞ ﺷﺎﻡ؛ ﺁﻧﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻫﻨﻮﺯ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﻧﭙﯿﻮﺳﺘﻪ ﺍﻧﺪ، ﺑﻪ ﺍﻭ ﻣﻠﺤﻖ ﺷﻮﻧﺪ . ﺳﭙﺲ ﺣﻀﺮﺕ ﺍﺯ ﺳﻔﯿﺎﻧﯽ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﮐﻪ ﺟﻬﺖ ﮔﻔﺖ ﻭﮔﻮ ﺷﺨﺼﺎً ﺑﺎ ﺁﻥ ﺑﺰﺭﮔﻮﺍﺭ ﻣﻼﻗﺎﺕ ﮐﻨﺪ . ﺁﻧﮕﺎﻩ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﺭﺍ ﻣﻼﻗﺎﺕ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ . ﻭﯼ ﺗﺤﺖ ﺗﺄﺛﯿﺮ ﺷﺨﺼﯿﺖ ﺣﻀﺮﺕ ﻣﻬﺪﯼ ‏( ﻉ ‏) ﻗﺮﺍﺭ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﺩ ﻭ ﺑﺎ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﺑﯿﻌﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﺩ ﺩﺳﺖ ﺍﺯ ﺟﻨﮓ ﺑﺮﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﻣﻨﻄﻘﻪ ﺭﺍ ﺗﺴﻠﯿﻢ ﺍﻣﺎﻡ ‏( ﻉ ‏) ﻧﻤﺎﯾﺪ . ﺍﻣّﺎ ﻧﺰﺩﯾﮑﺎﻥ ﻭ ﭘﺸﺘﯿﺒﺎﻧﺎﻥ ﺳﻔﯿﺎﻧﯽ ﻭﯼ ﺭﺍ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺳﺮﺯﻧﺶ ﻭ ﻧﮑﻮﻫﺶ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺗﺼﻤﯿﻤﺶ ﻣﻨﺼﺮﻑ ﻣﯽ ﺳﺎﺯﻧﺪ !

ﺣﻀﺮﺕ ﻋﻠﯽ ‏( ﻉ ‏) ﺩﺭ ﺭﻭﺍﯾﺘﯽ ﺩﺭﺍﯾﻦ ﺑﺎﺭﻩ ﻓﺮﻣﻮﺩ :
‏« ﻭﻗﺘﯽ ﺳﻔﯿﺎﻧﯽ ﻟﺸﮑﺮﯼ ﺑﻪ ﺳﻮﯼ ﻣﻬﺪﯼ ‏( ﻉ ‏) ﻣﯽ ﻓﺮﺳﺘﺪ ﺩﺭ ﺑﯿﺎﺑﺎﻥ ﺑﯿﺪﺍﺀ ﺑﻪ ﻫﻼﮐﺖ ﻣﯽ ﺭﺳﻨﺪ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺧﺒﺮ ﺑﻪ ﺍﻫﻞ ﺷﺎﻡ ﻣﯽ ﺭﺳﺪ . ﺁﻧﻬﺎ ﺑﻪ ﺧﻠﯿﻔﺔ ﺧﻮﺩ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ، ﻣﻬﺪﯼ ﻇﻬﻮﺭ ﻧﻤﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﺑﺎ ﺍﻭ ﺑﯿﻌﺖ ﮐﻦ ﻭ ﺑﻪ ﺍﻃﺎﻋﺖ ﻭﯼ ﺩﺭ ﺁﯼ ﻭ ﮔﺮﻧﻪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻣﯽ ﮐﺸﯿﻢ . ﺍﻭ ﻋﺪﻩ ﺍﯼ ﺭﺍ ﺟﻬﺖ ﺑﯿﻌﺖ ﻧﺰﺩ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﻣﯽ ﻓﺮﺳﺘﺪ ﻭ ﻣﻬﺪﯼ ﺍﺯ ﺳﻮﯼ ﺩﯾﮕﺮ ﺣﺮﮐﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﺗﺎ ﺩﺭ ﺑﯿﺖ ﺍﻟﻤﻘﺪﺱ ﻓﺮﻭﺩ ﺁﯾﺪ ‏» 14.
ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺍﯾﺘﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﻭﺝ ﺣﺮﮐﺖ ﻣﺮﺩﻣﯽ ﺩﻭﺳﺘﺪﺍﺭﺍﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﻣﻬﺪﯼ ‏( ﻉ ‏) ﻭ ﻣﺨﺎﻟﻔﺎﻥ ﺳﻔﯿﺎﻧﯽ ﺭﺍ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ ﺩﺭ ﻫﻤﯿﻦ ﻧﺴﺨﻪ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﺳﺖ :
‏« ﺣﻀﺮﺕ ﻣﻬﺪﯼ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ ﭘﺴﺮ ﻋﻤﻮﯼ ﻣﺮﺍ ﻧﺰﺩ ﻣﻦ ﺁﻭﺭﯾﺪ ﺗﺎ ﺑﺎ ﻭﯼ ﺳﺨﻦ ﮔﻮﯾﻢ ﭘﺲ ﺍﻭ ﻧﺰﺩ ﺣﻀﺮﺕ ﺁﻣﺪﻩ ﻭ ﺑﻪ ﺍﻭ ﮔﻔﺖ ﻭﮔﻮ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ . ﭘﺲ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﮔﻔﺖ ﻭﮔﻮ، ﻭﯼ ﺯﻣﺎﻡ ﺍﻣﺮ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﻣﺎﻡ ‏( ﻉ ‏) ﺗﺴﻠﯿﻢ ﻭ ﺑﺎ ﺍﻭ ﺑﯿﻌﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ! ﺍﻣّﺎ ﭼﻮﻥ ﻧﺰﺩ ﯾﺎﺭﺍﻥ ﺧﻮﺩ ﺑﺎﺯ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﺩ ﻗﺒﯿﻠﻪ ﮐﻠﺐ ـ ﺧﺎﻧﺪﺍﻥ ﻭﯼ ـ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻧﺎﺩﻡ ﻭ ﭘﺸﯿﻤﺎﻥ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺟﻬﺖ ﺍﻭ ﺑﺮﻣﯽ ﮔﺮﺩﺩ ﻭ ﺗﻘﺎﺿﺎﯼ ﻓﺴﺦ ﭘﯿﻤﺎﻥ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﺍﻣﺎﻡ ﻧﯿﺰ ﺑﯿﻌﺖ ﻭﯼ ﺭﺍ ﻓﺴﺦ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ . ﺁﻧﮕﺎﻩ ﺳﻔﯿﺎﻧﯽ ﻟﺸﮑﺮﯾﺎﻥ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺟﻨﮓ ﺑﺎ ﺍﻣﺎﻡ ﺑﺴﯿﺞ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﻭﻟﯽ ﺍﻣﺎﻡ ‏( ﻉ ‏) ﺍﻭ ﺭﺍ ﺷﮑﺴﺖ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ ﻭ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺭﻭﻣﯿﺎﻥ ﺭﺍ ﻧﯿﺰ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﻣﻨﻬﺪﻡ ﻣﯽ ﺳﺎﺯﺩ ‏» 15.
ﺑﻪ ﻫﺮ ﺣﺎﻝ، ﺳﻔﯿﺎﻧﯽ ﻣﻮﻓﻖ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﺩ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺟﻮّ ﻣﺮﺩﻣﯽ ﻃﺮﻓﯽ ﺑﺮﺑﻨﺪﺩ ﻭ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻓﺮﺻﺘﯽ ﮐﻪ ﺍﻣﺎﻡ ﻣﻬﺪﯼ ‏( ﻉ ‏) ﺑﻪ ﻭﯼ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﮐﻨﺪ ﻭ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎﻥ ﺳﺮﺯﻣﯿﻦ ﺷﺎﻡ ﻫﻢ ﻣﻮﻓﻖ ﺑﻪ ﺳﺎﻗﻂ ﻧﻤﻮﺩﻥ ﺣﮑﻮﻣﺖ ﺳﻔﯿﺎﻧﯽ ﻭ ﺍﺭﺗﺶ ﺍﻭ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﻧﺪ . ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺭﻭ ﻭﯼ ﻭ ﻫﻢ ﭘﯿﻤﺎﻧﺎﻧﺶ ﻧﯿﺮﻭﻫﺎﯼ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺟﻨﮕﯽ ﺑﺰﺭﮒ ﺁﻣﺎﺩﻩ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ؛ ﺟﻨﮕﯽ ﮐﻪ ﻣﺤﻮﺭﻫﺎﯼ ﺁﻥ ﺑﻪ ﮔﻔﺘﺔ ﺭﻭﺍﯾﺎﺕ ﺍﺯ ﻋﮑّﺎ ﺗﺎ ﺻﻮﺭ ﻭ ﺍﺯ ﺁﻧﺠﺎ ﺗﺎ ﺍﻧﻄﺎﮐﯿﻪ ﺩﺭ ﺳﺎﺣﻞ ﺩﺭﯾﺎ ﻭ ﺍﺯ ﺩﻣﺸﻖ ﺗﺎ ﻃﺒﺮﯾﻪ ﻭ ﺗﺎ ﺩﺍﺧﻞ ﻗﺪﺱ ﮔﺴﺘﺮﺵ ﻣﯽ ﯾﺎﺑﺪ .

ﻇﺎﻫﺮﺍً ﺩﺭ ﻫﻤﯿﻦ ﻣﻘﻄﻊ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺣﻀﺮﺕ ﻣﺴﯿﺢ ‏( ﻉ ‏) ﺍﺯ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﻓﺮﻭﺩ ﺁﻣﺪﻩ، ﺑﻪ ﯾﺎﺭﯼ ﺍﻣﺎﻡ ﻋﺼﺮ ‏( ﻉ ‏) ﻣﯽ ﭘﺮﺩﺍﺯﺩ .
ﺩﺭ ﺷﻤﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﺭﻭﺍﯾﺖ ﻫﺎ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﺤﻞّ ﻓﺮﻭﺩ ﺁﻣﺪﻥ ﻋﯿﺴﯽ ‏( ﻉ ‏) ﺩﺭ ﻗﺪﺱ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﭘﺸﺖ ﺳﺮ ﺍﻣﺎﻡ ﻣﻬﺪﯼ ‏( ﻉ ‏) ﻧﻤﺎﺯ ﻣﯽ ﮔﺰﺍﺭﺩ ﻭ ﺑﺎ ﺗﺼﺮﯾﺢ ﺑﻪ ﻭﺯﺍﺭﺕ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﺑﺮﺗﺮﯼ ﺟﺎﯾﮕﺎﻩ ﺣﻀﺮﺕ ﺣﺠّﺖ ‏( ﻉ ‏) ﺭﺍ ﺑﺮ ﺧﻮﯾﺶ ﺑﻪ ﻧﻤﺎﯾﺶ ﻣﯽ ﮔﺬﺍﺭﻧﺪ، ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﻫﺮ ﺳﺎﻝ ﺑﻪ ﺣﺞ ﺧﺎﻧﻪ ﺧﺪﺍ ﻣﺸﺮﻑ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﻭ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎﻥ ﺑﻪ ﻫﻤﺮﺍﻫﯽ ﻭﯼ ﺑﻪ ﻧﺒﺮﺩ ﺑﺎ ﯾﻬﻮﺩ، ﺭﻭﻡ ﻭ ﺩﺟﺎﻝ ﻣﯽ ﭘﺮﺩﺍﺯﻧﺪ 16. ﺣﻀﻮﺭ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺑﻪ ﻧﺤﻮﯼ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺣﺪﺍﮐﺜﺮ ﯾﺎﺭﯼ ﺭﺳﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺣﻀﺮﺕ ﻭﻟﯽّ ﻋﺼﺮ ‏( ﻉ ‏) ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺩﺍﺭﺩ . ﺩﺭ ﻧﻤﺎﺯ ﭼﻨﺎﻥ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ ﻫﺎ ﻭ ﺍﻗﺪﺍﻣﺎﺕ ﺗﺒﻠﯿﻐﯽ ﺯﻣﯿﻨﺔ ﮔﺮﺍﯾﺶ ﺧﯿﻞ ﻋﻈﯿﻢ ﻣﺴﯿﺤﯿﺎﻥ ﻣﺆﻣﻦ ﻭ ﻏﯿﺮﻣﻐﺮﺽ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﻓﺮﺍﻫﻢ ﻣﯽ ﺁﻭﺭﺩ :

ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﻏﻀﺐ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻭ ﺧﺸﻢ ﻣﻬﺪﯼ ‏( ﻉ ‏) ﻭ ﺳﭙﺎﻫﯿﺎﻧﺶ ﺑﺮ ﺳﻔﯿﺎﻧﯽ ﻭ ﻫﻢ ﭘﯿﻤﺎﻧﺎﻥ ﻭﯼ ﻓﺮﻭ ﻣﯽ ﺑﺎﺭﺩ، ﻧﺸﺎﻧﻪ ﻫﺎ ﻭ ﻣﻌﺠﺰﺍﺕ ﺍﻟﻬﯽ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﻣﻬﺪﯼ ‏( ﻉ ‏) ﺁﺷﮑﺎﺭ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ . ﺳﺨﺘﯽ ﻭ ﺗﯿﺮﻩ ﺭﻭﺯﯼ ﺑﻪ ﺳﻔﯿﺎﻧﯽ ﻭ ﺣﺎﻣﯿﺎﻥ ﯾﻬﻮﺩﯼ ﻭ ﺭﻭﻣﯽ ﺍﺵ ﺭﻭﯼ ﻣﯽ ﺁﻭﺭﺩ ﻭ ﺑﻪ ﺑﺪﺗﺮﯾﻦ ﺷﮑﻞ ﺷﮑﺴﺖ ﻣﯽ ﺧﻮﺭﻧﺪ . ﺳﺮﺍﻧﺠﺎﻡ، ﺳﻔﯿﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺳﭙﺎﻫﯿﺎﻥ ﺍﻣﺎﻡ ﻣﻬﺪﯼ ‏( ﻉ ‏) ﺩﺳﺘﮕﯿﺮ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﻭ ﻃﺒﻖ ﻧﻘﻞ ﺭﻭﺍﯾﺎﺕ، ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﺩﺭﯾﺎﭼﺔ ﻃﺒﺮﯾﻪ ﯾﺎ ﺩﺭ ﻧﺎﺣﯿﺔ ﻭﺭﻭﺩﯼ ﻗﺪﺱ ﺑﻪ ﻫﻼﮐﺖ ﻣﯽ ﺭﺳﺪ . ﺩﺭ ﺍﺩﺍﻣﺔ ﻭﻗﺎﯾﻊ ﻇﻬﻮﺭ ﺑﺎ ﻭﺳﺎﻃﺖ ﺣﻀﺮﺕ ﻣﺴﯿﺢ ‏( ﻉ ‏) ﻣﯿﺎﻥ ﺳﭙﺎﻩ ﺍﻣﺎﻡ ﻭ ﻏﺮﺑﯿﺎﻥ ﭘﯿﻤﺎﻥ ﺻﻠﺤﯽ ﺩﻩ ﺳﺎﻟﻪ ﻣﻨﻌﻘﺪ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﮐﻪ ﺍﻧﺪﮐﯽ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺁﻥ، ﻏﺮﺑﯿﺎﻥ ﺻﻠﺤﻨﺎﻣﻪ ﻧﻘﺾ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﺯﻣﯿﻨﺔ ﺑﺮﻭﺯ ﻓﺘﺢ ﺍﻟﻤﺒﯿﻦ ﺩﻭﻡ ﺍﺳﻼﻡ ﻭ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﺧﺎﻃﺮﺓ ﺻﻠﺢ ﺣﺪﯾﺒﯿّﻪ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻫﻢ ﻣﯽ ﺁﻭﺭﻧﺪ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﺗﻔﺎﻭﺕ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺍﻭّﻟﯽ، ﺍﺳﻼﻡ ﺑﺮ ﺷﺒﻪ ﺟﺰﯾﺮﺓ ﻋﺮﺑﺴﺘﺎﻥ ﺣﺎﮐﻢ ﺷﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺩﻭﻣﯽ ﺑﺮ ﺗﻤﺎﻡ ﺯﻣﯿﻦ . ﺗﻔﺼﯿﻞ ﺍﯾﻦ ﺍﻗﺪﺍﻣﺎﺕ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻥ ﺩﺭ ﮐﺘﺎﺏ ﻫﺎﯼ ‏« ﻋﺼﺮ ﻇﻬﻮﺭ ‏» ﻧﻮﺷﺘﺔ ﺁﻗﺎﯼ ﻋﻠﯽ ﮐﻮﺭﺍﻧﯽ ﻭ ﻧﯿﺰ ‏« ﺷﺶ ﻣﺎﻩ ﭘﺎﯾﺎﻧﯽ ‏» ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺁﻗﺎﯼ ﻣﺠﺘﺒﯽ ﺍﻟﺴﺎﺩﺓ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﮐﺮﺩ .

ﭘﯽ ﻧﻮﺷﺖ ﻫﺎ ﺩﺭ ﺩﻓﺘﺮ ﻣﺠﻠﻪ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﺍﺳﺖ .
ﭘﯽ ﻧﻮﺷﺖ ﻫﺎ :
.1 ﻫﻤﻮ، ﺹ 269 ، 270 ، ﺑﻪ ﻧﻘﻞ ﺍﺯ ﻧﺎﺻﺮ ﺧﺴﺮﻭ ﻗﺒﺎﺩﯾﺎﻧﯽ، ﺳﻔﺮﻧﺎﻣﻪ .
.2 ﺍﺻﻄﺨﺮﯼ، ﺍﺑﻮﺍﺳﺤﺎﻕ ﺍﺑﺮﺍﻫﯿﻢ، ﻣﻤﺎﻟﮏ ﻭ ﻣﺴﺎﻟﮏ، ﺗﺮﺟﻤﻪ : ﻣﺤﻤﺪﺑﻦ ﺍﺳﻌﺪ ﺑﻦ ﻋﺒﺪﺍ ... ، ﺑﻪ ﮐﻮﺷﺶ ﺍﻓﺸﺎﺭ، ﺍﯾﺮﺝ، ﺍﻧﺘﺸﺎﺭﺍﺕ ﺍﺩﺑﯽ ﻭ ﺗﺎﺭﯾﺨﯽ 1373 ﺹ 69 ، 70 .
.3 ﮐﻤﺮﻩ ﺍﯼ ﺣﺎﺝ ﻣﯿﺮﺯﺍ ﺧﻠﯿﻞ، ﺑﯿﺖ ﺍﻟﻤﻘﺪﺱ ﻭ ﺗﺤﻮﻝ ﻗﺒﻠﻪ، ﺑﻪ ﻧﻘﻞ ﺍﺯ ﺷﯿﺦ ﺻﺪﻭﻕ، ﻣﻦ ﻻﯾﺤﻀﺮﻩ ﺍ ﻟﻔﻘﯿﻪ .
.4 ﮐﻤﺮﻩ ﺍﯼ، ﺣﺎﺝ ﻣﯿﺮﺯﺍ ﺧﻠﯿﻞ، ﺑﻪ ﻧﻘﻞ ﺍﺯ : ﺳﻨﻦ، ﺍﺑﻦ ﻣﺎﺟﺪ، ﺹ 429 ، ﺳﻨﻦ، ﺑﯿﻬﻘﯽ، ﺹ .441
.5 ﺣﻤﯿﺪﯼ، ﺳﯿﺪﺟﻌﻔﺮ، ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺍﻭﺭﺷﻠﯿﻢ ‏( ﺑﯿﺖ ﺍﻟﻤﻘﺪﺱ ‏) ﭼﺎﭖ ﺩﻭﻡ ﺍﻧﺘﺸﺎﺭﺍﺕ ﺍﻣﯿﺮﮐﺒﯿﺮ، 1381 ، ﺹ 18 ﻭ ﻧﯿﺰ ﮐﻤﺮﻩ ﺍﯼ، ﺑﯿﺖ ﺍﻟﻤﻘﺪﺱ ﻭ ﺗﺤﻮﻝ ﻗﺒﻠﻪ .
.6 ﺍﺳﻌﺪﯼ، ﻣﺮﺗﻀﯽ، ﺑﯿﺖ ﺍﻟﻤﻘﺪﺱ، ﺩﺍﯾﺮﺍﻟﻤﻌﺎﺭﻑ ﺍﺳﻼﻣﯽ، ﺗﻬﺮﺍﻥ، ﭼﺎﭖ ﺍﻭﻝ 1367 ، ﺹ .18
.7 ﺍﻧﺼﺎﺭﯼ ﺍﺭﺍﮐﯽ، ﺣﺎﺝ ﺷﯿﺦ ﻣﺤﻤﺪﻋﻠﯽ، ﺹ .2
.8 ﺣﻤﯿﺪﯼ، ﺳﯿﺪﺟﻌﻔﺮ، ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺍﻭﺭﺷﻠﯿﻢ، ﺹ .240
.9 ﻫﻤﻮ، ﺹ 242 ـ .243
.10 ﺍﺳﻌﺪﯼ، ﻣﺮﺗﻀﯽ، ﺑﯿﺖ ﺍﻟﻤﻘﺪﺱ، ﺹ 93 ـ .94
.11 ﺣﻤﯿﺪﯼ، ﺳﯿﺪﺟﻌﻔﺮ، ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺍﻭﺭﺷﻠﯿﻢ، ﺹ .225
.12 ﻫﻤﻮ، ﺹ 264
.13 ﺑﺨﺶ ﺍﻭّﻝ ﻣﻄﻠﺐ ﺑﺎ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﻣﻘﺎﻟﻪ ﺧﺎﻧﻢ ﺁﻣﻨﻪ ﺣﺎﺟﺘﯽ ﺗﻬﯿﻪ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ .
.14 ﻧﺴﺨﺔ ﺧﻄّﯽ ﺍﺑﻦ ﺣﻤﺎﺩ، ﺹ .96
.15 ﻫﻤﺎﻥ، ﺹ .97
.16 ﻋﺼﺮ ﻇﻬﻮﺭ، ﺹ .342




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 19 آذر 1396 :: نویسنده :




نوع مطلب :
برچسب ها : ناگفته های دفاع مقدس، لبنان، مقاومت، نسیم ظهور، چرا اسراییل به لبنان حمله کرد؟، تماشاکده نسیم ظهور،
لینک های مرتبط :





ﺍﺯ ﻋﻼﯾﻢ ﻇﻬﻮﺭ ﻓﻘﻂ ﻋﻼﻣﺎﺕ ﺣﺘﻤﻰ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺍﺳﺖ

ﺣﺠﻪ ﺍﻻﺳﻼﻡ ﻭ ﺍﻟﻤﺴﻠﻤﯿﻦ ﺁﻗﺎﻯ ﺣﺎﺝ ﺷﯿﺦ ﻣﺤﻤﺪ ﺑﺎﻗﺮ ﻣﻠﺒﻮﺑﻰ ﺻﺎﺣﺐ ﮐﺘﺎﺏ ‏« ﺍﻟﻮﻗﺎﯾﻊ ﻭ ﺍﻟﺤﻮﺍﺩﺙ ‏» ﺧﻮﺍﺑﻰ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺧﻮﺩ ﺍﺯ ﺁﯾﺖ ﺍﻟﻠﻪ ﺳﯿﺪ ﻣﺤﻤﺪ ﮔﻠﭙﺎﯾﮕﺎﻧﻰ ﺷﻨﯿﺪﻩ ﺍﻧﺪ، ﻃﺒﻖ ﺩﺭﺧﻮﺍﺳﺖ ﻧﻮﯾﺴﻨﺪﻩ ﭼﻨﯿﻦ ﻣﺮﻗﻮﻡ ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ :

ﺁﯾﺖ ﺍﻟﻠﻪ ﺳﯿﺪ ﻣﺤﻤﺪ ﮔﻠﭙﺎﯾﮕﺎﻧﻰ ﻓﺮﺯﻧﺪ ﻋﺎﺭﻑ ﻭﺍﺻﻞ، ﺁﯾﺖ ﺍﻟﻠﻪ ﺍﻟﻌﻈﻤﯽ ﺳﯿﺪ ﺟﻤﺎﻝ ﺍﻟﺪﯾﻦ ﮔﻠﭙﺎﯾﮕﺎﻧﻰ ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ : ﻣﺪﺗﻬﺎ ﭘﺲ ﺍﺯ ﻓﻮﺕ ﻣﺮﺣﻮﻡ ﭘﺪﺭﻡ، ﺷﺒﻰ ﺩﺭ ﺧﻮﺍﺏ ﺩﯾﺪﻡ ﺣﻀﻮﺭﺷﺎﻥ ﻣﺸﺮﻑ ﺷﺪﻡ ﻭ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺩﺭ ﺍﻃﺎﻕ ﻣﻔﺮﻭﺵ ﺑﻪ ﺯﯾﻠﻮ ﻭ ﻓﺎﻗﺪ ﺍﺛﺎﺙ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺍﻧﺪ . ﮔﻔﺘﻢ : ﭘﺪﺭ ! ﺍﮔﺮ ﺧﺒﺮﻯ ﻧﯿﺴﺖ ﻣﺎ ﻫﻢ ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﮐﺎﺭﻣﺎﻥ ﺑﺮﻭﯾﻢ؟ ﻭﺿﻊ ﻃﻠﺒﮕﻰ ﺩﺭ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﻭ ﺣﺎﻝ ﻫﻤﯿﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻪ ﭼﺸﻢ ﻣﻰ ﺧﻮﺭﺩ .
ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ : ﭘﺴﺮ، ﺣﺮﻑ ﻣﺰﻥ ! ﻫﻢ ﺍﮐﻨﻮﻥ ﻭﻟﻰ ﺍﻣﺮ ﺗﺸﺮﯾﻒ ﻣﻰ ﺁﻭﺭﻧﺪ . ﺁﻧﮕﺎﻩ ﭘﺪﺭﻡ ﺍﺯ ﺟﺎ ﺑﺮﺧﺎﺳﺖ . ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺷﺪﻡ ﻣﺤﺒﻮﺏ ﮐﻞ ﻋﺎﻟﻢ، ﺣﻀﺮﺕ ﻭﻟﻰ ﻋﺼﺮ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﺗﺸﺮﯾﻒ ﺁﻭﺭﺩﻧﺪ . ﭘﺲ ﺍﺯ ﻋﺮﺽ ﺳﻼﻡ ﻭ ﺟﻮﺍﺏ ﺣﻀﺮﺕ، ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﻣﻦ ﺣﺮﻓﻰ ﺑﺰﻧﻢ، ﺣﻀﺮﺕ ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ :

‏« ﺳﯿﺪ ﻣﺤﻤﺪ ! ﻣﻘﺎﻡ ﭘﺪﺭﺕ ﺍﯾﻦ ﺣﺠﺮﻩ ﯼ ﻣﺤﻘﺮ ﻧﯿﺴﺖ، ﺑﻠﮑﻪ ﻣﻘﺎﻣﺶ ﺁﻥ ﺟﺎﺳﺖ . ﺑﻪ ﻣﺤﻞ ﻣﻮﺭﺩ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﯼ ﺩﺳﺖ ﺣﻀﺮﺕ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﺮﺩﻡ، ﻗﺼﺮﻯ ﺑﺎ ﺷﮑﻮﻩ ﻭ ﺳﺎﺧﺘﻤﺎﻧﻰ ﺑﺎ ﻋﻈﻤﺖ – ﮐﻪ ﻻﯾﺪﺭﮎ ﻭ ﻻﯾﻮﺻﻒ ﺍﺳﺖ – ﺩﯾﺪﻡ ﻭ ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﮔﺮﺩﯾﺪﻡ . ‏»

ﻋﺮﺽ ﮐﺮﺩﻡ : ﯾﺎﺑﻦ ﺭﺳﻮﻝ ﺍﻟﻠﻪ ! ﺁﯾﺎ ﻭﻗﺖ ﻇﻬﻮﺭ ﻣﺒﺎﺭﮎ ﺭﺳﯿﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﺗﺎ ﺩﯾﺪﮔﺎﻥ ﻫﻤﻪ ﺑﻪ ﺟﻤﺎﻝ ﻭ ﺣﻀﻮﺭﺗﺎﻥ ﺭﻭﺷﻦ ﺷﻮﺩ؟
ﺣﻀﺮﺕ ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ : ‏« ﻟﻢ ﺗﺒﻖ ﻣﻦ ﺍﻟﻌﻼﻣﺎﺕ ﺍﻻ ﺍﻟﻤﺘﺤﻮﯾﺎﺕ ﻭ ﺭﺑﻤﺎ ﺍﻭﻗﻌﺖ ﻓﻰ ﻣﺪﻩ ﻗﻠﯿﻠﻪ، ﻓﻌﻠﯿﮑﻢ ﺑﺪﻋﺎﺀ ﺍﻟﻔﺮﺝ؛ ‏» ﺍﺯ ﻋﻼﯾﻢ ﻇﻬﻮﺭ ﻓﻘﻂ ﻋﻼﻣﺎﺕ ﺣﺘﻤﻰ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺷﺎﯾﺪ ﺁﻧﻬﺎ ﻧﯿﺰ ﺩﺭ ﻣﺪﺗﻰ ﮐﻮﺗﺎﻩ ﺑﻪ ﻭﻗﻮﻉ ﺑﭙﯿﻮﻧﺪﻧﺪ؛ ﭘﺲ ﺑﺮ ﺷﻤﺎ ﺑﺎﺩ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﻯ ﻓﺮﺝ ﺩﻋﺎ ﮐﻨﯿﺪ




نوع مطلب :
برچسب ها : علامات حتمی ظهور، علامت ونشانه های قطعی ظهور، ازعلامات ظهورفقط علامات حتمی مانده است، نسیم ظهور،
لینک های مرتبط :
جمعه 17 آذر 1396 :: نویسنده :



ﻣﺤﺮﻭﻣﯿﺖ ﺍﺯ ﺍﻣﺎﻡ، ﭼﺮﺍ؟ !

ﺩﺭ ﻃﻮﻝ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺑﺸﺮﯾﺖ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮﺍﻥ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﻣﺄﻣﻮﺭﯾﺖ ﺩﺍﺷﺘﻨﺪ ﺗﺎ ﺑﺸﺮ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﻮﯼ ﻧﻮﺭ ﺭﻫﻨﻤﻮﻥ ﮐﻨﻨﺪ . ﺩﺭ ﻫﺮ ﺑﺮﻫﻪ ﺍﯼ ﺍﺯ ﺯﻣﺎﻥ ﺑﺸﺮ ﺑﻪ ﻃﺮﻕ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺑﺎ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩ ﻧﻤﻮﺩ . ﯾﮑﯽ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺁﺗﺶ ﺳﻮﺯﺍﻧﺪ، ﯾﮑﯽ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺗﻤﺴﺨﺮ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺭﺍ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﺧﻮﺍﻧﺪ ﻭ ﺁﻥ ﯾﮑﯽ ﺭﺍ ﺗﮑﺬﯾﺐ ﻧﻤﻮﺩ . ﺍﯾﻦ ﺭﻭﻧﺪ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺍﻣﺎﻣﺎﻥ ﻧﯿﺰ ﺍﺟﺮﺍ ﺷﺪ ﻭ ﺟﺰ ﮔﺮﻭﻩ ﺍﻧﺪﮐﯽ ﺑﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﺍﯾﻤﺎﻥ ﻧﯿﺎﻭﺭﺩﻧﺪ ﻭ ﺣﺎﮐﻤﺎﻥ ﺟﻮﺭ ﯾﺎﺯﺩﻩ ﻧﻮﺭ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺷﻬﺎﺩﺕ ﺭﺳﺎﻧﺪﻧﺪ ﻭ ﺍﯾﻨﮏ ﺗﻨﻬﺎ ﯾﮏ ﻣﻨﺠﯽ ﻭ ﻫﺎﺩﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺸﺮ ﺑﺎﻗﯽ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺭﺍﻩ ﻧﺠﺎﺕ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺸﺮ ﻣﺘﺼﻮﺭ ﻧﯿﺴﺖ . ﺣﺎﻝ ﺩﺭﺩ ﺑﺰﺭﮒ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺑﺸﺮ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻏﯿﺒﺖ ﺗﻨﻬﺎ ﻣﻨﺠﯽ ﺍﺵ ﺩﭼﺎﺭ ﺷﺪﻩ، ﭼﺮﺍ؟ !
ﻋﻠﺖ ﻭﻗﻮﻉ ﺍﯾﻦ ﺣﺎﺩﺛﻪ ﺗﻠﺦ ﭼﻪ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺑﺎﺷﺪ؟
ﺁﯾﺎ ﺣﮑﻤﺖ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺍﻗﺘﻀﺎ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﺑﺸﺮ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺗﺎﺭﯾﮑﯽ ﻫﺎ ﺭﻫﺎ ﮐﻨﺪ؟
ﭘﺎﺳﺦ ﻫﺎﯼ ﮔﻮﻧﺎﮔﻮﻧﯽ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻥ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺳﻮﺍﻝ ﻫﺎ ﺩﺍﺩ :

.1 ﻏﯿﺒﺖ ﺳﺮﯼ ﺍﺯ ﺍﺳﺮﺍﺭ ﺍﻟﻬﯽ
ﺑﺮﺧﯽ ﺍﺯ ﺭﻭﺍﯾﺎﺕ ﻏﯿﺒﺖ ﺭﺍ ﺳﺮّﯼ ﺍﺯ ﺍﺳﺮﺍﺭ ﺍﻟﻬﯽ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﻨﺪ ﻭ ﺣﮑﻤﺖ ﺁﻥ ﺭﺍ ﻧﺰﺩ ﺧﺪﺍ ، ﮐﻪ ﺍﺯ ﺑﻨﺪﮔﺎﻥ ﭘﻮﺷﯿﺪﻩ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺗﺎ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻇﻬﻮﺭ ﺣﻀﺮﺕ ﺣﺠﺖ ‏( ﻋﺞ ‏) ﺭﻭﺷﻦ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ .
ﺟﺎﺑﺮ ﺍﺯ ﺭﺳﻮﻝ ﺧﺪﺍ ﭘﺮﺳﯿﺪ : ﺁﯾﺎ ﻗﺎﺋﻤﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻥ ﺗﻮﺳﺖ ﻏﯿﺒﺖ ﺩﺍﺭﺩ؟ ﺣﻀﺮﺕ ﻓﺮﻣﻮﺩ : ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﺳﻮﮔﻨﺪ ! ﭼﻨﯿﻦ ﺍﺳﺖ ، ﺗﺎ ﺩﺭ ﺁﻥ ﻏﯿﺒﺖ، ﻣﺆﻣﻨﺎﻥ ﺑﺎﺯ ﺷﻨﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﻭ ﮐﺎﻓﺮﺍﻥ ﻧﺎﺑﻮﺩ ﺷﻮﻧﺪ . ﺍﯼ ﺟﺎﺑﺮ ! ﺍﯾﻦ ﺍﻣﺮ، ﺍﺯ ﺍﻣﻮﺭ ﺍﻟﻬﯽ ﻭ ﺳﺮﯼ ﺍﺯ ﺍﺳﺮﺍﺭ ﺭﺑﻮﺑﯽ ﻭ ﻣﺴﺘﻮﺭ ﺍﺯ ﺑﻨﺪﮔﺎﻥ ﺧﺪﺍﺳﺖ . ‏( ﮐﻤﺎﻝ ﺍﻟﺪﯾﻦ ﻭ ﺗﻤﺎﻡ ﺍﻟﻨﻌﻤﻪ / ﺝ /1 ﺑﺎﺏ /25 ﺡ 7 ‏)

.2 ﺗﺮﺱ ﺍﺯ ﮐﺸﺘﻪ ﺷﺪﻥ
ﺍﻣﺎﻡ ﺻﺎﺩﻕ ‏( ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ‏) ﻣﯽ ﻓﺮﻣﺎﯾﻨﺪ : ﺑﺮﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻻﺯﻡ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻨﺪﮔﺎﻧﺶ ﺭﺍ ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ ﮐﻨﺪ . ﺁﻥ ﻣﻮﻗﻊ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﻫﻞ ﺑﺎﻃﻞ، ﺗﺮﺩﯾﺪ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﮐﺮﺩﺣﻀﺮﺕ ‏( ﻋﺞ ‏) ﺩﺭ ﭘﺮﺩﻩ ﻏﯿﺒﺖ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ ﺗﺎ ﺟﺎﻥ ﺷﺎﻥ ﺣﻔﻆ ﺷﻮﺩ ﭼﺮﺍ ﮐﻪ ﺩﺷﻤﻨﺎﻥ ﺩﺭ ﭘﯽ ﮐﺸﺘﻦ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﻫﺴﺘﻨﺪ . ﺩﺭ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺫﮐﺮ ﺷﺪﻩ ﮐﻪ ﺑﻨﯽ ﻋﺒﺎﺱ ﺍﺯ ﺭﻭﺍﯾﺎﺕ ﺍﺳﻼﻣﯽ ﻓﻬﻤﯿﺪﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﮐﺴﯽ ﺩﺭ ﺧﺎﻧﺪﺍﻥ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ‏( ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ ‏) ﺑﻪ ﺩﻧﯿﺎ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ ﺗﺎ ﺣﮑﻮﻣﺖ ﺳﺘﻤﮑﺎﺭﺍﻥ ﺭﺍ ﻧﺎﺑﻮﺩ ﮐﻨﺪ . ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺭﻭ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺩﺭ ﭘﯽ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﺗﺎ ﻭﯼ ﺭﺍ ﺑﯿﺒﻨﺪ ﻭ ﺑﮑﺸﻨﺪ . ‏( ﮐﻤﺎﻝ ﺍﻟﺪﯾﻦ ﻭ ﺗﻤﺎﻡ ﺍﻟﻨﻌﻤﻪ / ﺝ /2 ﺑﺎﺏ /32 ﺡ 51 ‏) ﺍﻣﺎﻡ ﺻﺎﺩﻕ ‏( ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ‏) ﺍﺯ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺍﮐﺮﻡ ‏( ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ ‏) ﻧﻘﻞ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ : ﺁﻥ ﺟﻮﺍﻥ ﻧﺎﭼﺎﺭ ﺑﺎﯾﺪ ﻏﺎﯾﺐ ﺷﻮﺩ . ﻋﺮﺽ ﮐﺮﺩﻧﺪ : ﯾﺎ ﺭﺳﻮﻝ ﺍﻟﻠﻪ‏( ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ ‏) ﺑﺮﺍﯼ ﭼﻪ ﻏﯿﺒﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ؟ ﻓﺮﻣﻮﺩ : ﻣﯽ ﺗﺮﺳﺪ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﮑﺸﻨﺪ . ‏( ﺑﺤﺎﺭ ﺍﻻﻧﻮﺍﺭ / ﺝ /52 ﺹ /90 ﺡ 1 ‏)

.3 ﺑﻪ ﮔﺮﺩﻥ ﻧﺪﺍﺷﺘﻦ ﺑﯿﻌﺖ ﻇﺎﻟﻤﺎﻥ
ﺍﯾﻦ ﺍﻣﺮ ﻧﯿﺰ ﺍﺯ ﻣﺼﺎﻟﺢ ﻏﯿﺒﺖ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺣﻀﺮﺕ ﻣﻬﺪﯼ ‏( ﻋﺞ ‏) ﻧﺎﭼﺎﺭ ﻧﺸﻮﺩ ﺗﺎ ﭘﯿﺶ ﺍﺯ ﻇﻬﻮﺭ ، ﺍﺯ ﺭﺍﻩ ﺗﻘﯿﻪ، ﺑﺎ ﺯﻣﺎﻣﺪﺍﺭﺍﻥ ﻭ ﺣﺎﮐﻤﺎﻥ ﺟﻮﺭ ﺑﯿﻌﺖ ﮐﻨﺪ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺭﻭ، ﻭﻗﺘﯽ ﻇﻬﻮﺭ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﺑﯿﻌﺖ ﮐﺴﯽ ﺑﺮ ﮔﺮﺩﻧﺶ ﻧﯿﺴﺖ .
ﺍﺑﻮ ﺑﺼﯿﺮ ﺍﺯ ﺍﻣﺎﻡ ﺻﺎﺩﻕ ‏( ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ‏) ﻧﻘﻞ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ : ﺻﺎﺣﺐ ﺍﯾﻦ ﺍﻣﺮ ، ﻭﻻﺩﺗﺶ ﺑﺮ ﺍﯾﻦ ﺧﻠﻖ ﭘﻨﻬﺎﻥ ﺍﺳﺖ ؛ ﺗﺎ ﭼﻮﻥ ﻇﻬﻮﺭ ﮐﻨﺪ . ﺑﯿﻌﺖ ﺍﺣﺪﯼ ﺑﺮ ﮔﺮﺩﻧﺶ ﻧﺒﺎﺷﺪ . ‏( ﮐﻤﺎﻝ ﺍﻟﺪﯾﻦ ﺗﻤﺎﻡ ﺍﻟﻨﻌﻤﻪ / ﺝ /2 ﺑﺎﺏ / /44 ﺡ 6 ‏)
.
4 ﺁﺯﻣﻮﺩﻥ ﻭ ﻏﺮﺑﺎﻝ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎ
ﺁﺯﻣﺎﯾﺶ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺳﻨﺖ ﻫﺎﯼ ﺍﻟﻬﯽ ﺩﺭ ﻓﺮﺍﺯ ﻭ ﻧﺸﯿﺐ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﺳﺖ ﺗﺎ ﻣﻘﺪﺍﺭ ﺍﺳﺘﻮﺍﺭﯼ ﺁﻧﻬﺎ ﺳﻨﺠﯿﺪﻩ ﺷﻮﺩ . ﻏﯿﺒﺖ ﺍﻣﺎﻡ ﻋﺼﺮ ‏( ﻋﺞ ‏) ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺁﺯﻣﻮﻥ ﻫﺎﯼ ﺩﺷﻮﺍﺭ ﺍﺳﺖ ﺗﺎ ﺩﯾﻨﺪﺍﺭﺍﻥ ﺷﻨﺎﺧﺘﻪ ﻧﺸﻮﻧﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺁﻧﭽﻪ ﺳﺰﺍﻭﺍﺭﻧﺪ ﺑﺮﺳﻨﺪ .
ﺍﻣﺎﻡ ﺻﺎﺩﻕ ‏( ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ‏) ﻣﯽ ﻓﺮﻣﺎﯾﻨﺪ : ﺑﺮﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻻﺯﻡ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻨﺪﮔﺎﻧﺶ ﺭﺍ ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ ﮐﻨﺪ . ﺁﻥ ﻣﻮﻗﻊ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﻫﻞ ﺑﺎﻃﻞ، ﺗﺮﺩﯾﺪ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﮐﺮﺩ . ‏( ﺑﺤﺎﺭ ﺍﻻﻧﻮﺍﺭ / ﺝ /52 ﺹ /130 ﺡ 26 ‏)

.5 ﺗﺄﺩﯾﺐ ﻣﺮﺩﻡ
ﺷﮏ ﻧﻌﻤﺖ ﻧﻌﻤﺘﺖ ﺍﻓﺰﻭﻥ ﮐﻨﺪ ﮐﻔﺮ ﻧﻌﻤﺖ ﺍﺯ ﮐﻔﺖ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﮐﻨﺪ
ﻧﺎﺳﭙﺎﺳﯽ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺩﺭ ﻧﻌﻤﺖ ﺍﻟﻬﯽ ﻭ ﮐﻔﺮﺍﻥ ﺁﻥ ﺑﺎﻋﺚ ﻣﺤﺮﻭﻣﯿﺖ ﺁﻥ ﻫﺎ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ . ﻧﻌﻤﺖ ﻭﻻﯾﺖ ﻭ ﺍﻣﺎﻣﺖ ﻧﯿﺰ ﻧﻌﻤﺖ ﺑﯽ ﺑﺪﯾﻠﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻧﺎﺳﭙﺎﺱ ﺑﻮﺩﻥ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺁﻥ ﻣﻮﺟﺐ ﻣﺤﺮﻭﻡ ﺷﺪﻥ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺍﺯ ﺭﻫﺒﺮﯼ ﺍﻟﻬﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ .
ﺍﻣﺎﻡ ﺑﺎﻗﺮ ‏( ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ‏) ﻣﯽ ﻓﺮﻣﺎﯾﻨﺪ : ﻭﻗﺘﯽ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻫﻤﺮﺍﻫﯽ ﻭ ﻫﻤﻨﺸﯿﻨﯽ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﻗﻮﻣﯽ ﺧﻮﺵ ﻧﺪﺍﺭﺩ، ﻣﺎ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻣﯿﺎﻥ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﺮﮔﯿﺮﺩ . ‏( ﻋﻠﻞ ﺍﻟﺸﺮﺍﯾﻊ / ﺹ /244 ﺑﺎﺏ /179 ﺡ 2 ‏)
ﺍﻣﺎ ﻭﺭﺍﯼ ﻫﻤﻪ ﯼ ﺍﯾﻦ ﺩﻻﯾﻞ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻥ ﺳﺒﺐ ﺍﺻﻠﯽ ﻏﺎﯾﺐ ﺷﺪﻥ ﺍﻣﺎﻡ ﺍﺯ ﺍﻧﻈﺎﺭ ﻣﺮﺩﻡ ﺭﺍ ﺧﻮﺩ ﻣﺮﺩﻡ ﺩﺍﻧﺴﺖ . ﭼﻨﺎﻧﭽﻪ ﺧﻮﺍﺟﻪ ﻧﺼﯿﺮ ﺩﺭ ﺗﺠﺮﯾﺪ ﺍﻻﻋﺘﻘﺎﺩ ﻧﯿﺰ ﻫﻤﯿﻦ ﺍﻣﺮ ﺭﺍ ﻋﻠﺖ ﺍﺻﻠﯽ ﻏﯿﺒﺖ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺪ . ﺣﻀﺮﺕ ﺣﺠﺖ ‏( ﻋﺞ ‏) ﻧﯿﺰ ﺩﺭ ﻧﺎﻣﻪ ﺍﯼ ﺑﻪ ﺷﯿﺦ ﻣﻔﯿﺪ ﺑﯿﺎﻥ ﻧﻤﻮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﻋﺪﻡ ﻫﻤﺪﻟﯽ ﻭ ﻭﻓﺎﺩﺍﺭﯼ ﺷﯿﻌﯿﺎﻥ ﺑﺎﻋﺚ ﻏﯿﺒﺖ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺍﺳﺖ :
ﺍﮔﺮ ﺷﯿﻌﯿﺎﻥ ﻣﺎ، ﮐﻪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺩﺭ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻃﺎﻋﺖ ﻣﻮﻓﻖ ﺷﺎﻥ ﺑﺪﺍﺭﺩ ﺩﺭ ﻭﻓﺎ ﮐﺮﺩﻥ ﺑﻪ ﻋﻬﺪ ﻣﺎ، ﻫﻤﺪﻝ ﻭ ﻭﻓﺎﺩﺍﺭ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﯾﮏ ﻟﺤﻈﻪ ﻣﻼﻗﺎﺕ ﻣﺎ ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﻪ ﺗﺎﺧﯿﺮ ﻧﻤﯽ ﺍﻓﺘﺎﺩ ﻭ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻫﺎ ﭘﻮﺷﯿﺪﻩ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﺭﺩ . ‏( ﺑﺤﺎﺭ ﺍﻻﻧﻮﺍﺭ / ﺝ /53 ﺹ 176 ‏)

ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺧﯿﺎﻧﺖ ﻭ ﺧﻤﻮﺩﮔﯽ ﺩﺭ ﺑﯿﻦ ﻣﺮﺩﻡ ﻧﯿﺰ ﺑﺎﻋﺚ ﺍﺻﻠﯽ ﻏﯿﺒﺖ ﻭ ﻣﺤﺮﻭﻣﯿﺘﺸﺎﻥ ﺍﺯ ﻭﺟﻮﺩ ﺍﻣﺎﻡ ﻭ ﺗﺎﺧﯿﺮ ﺍﻓﺘﺎﺩﻥ ﻇﻬﻮﺭ ﺣﻀﺮﺕ ‏( ﻋﺞ ‏) ﺍﺳﺖ . ﭼﺮﺍ ﮐﻪ ﻇﻬﻮﺭ ﺩﺭ ﻣﺤﯿﻄﯽ ﻣﺤﻘﻖ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ ﮐﻪ ﻣﺠﺎﻫﺪﺕ ، ﺍﯾﺜﺎﺭ ﻭ ﺑﺴﺘﺮ ﮔﺴﺘﺮﺩﻩ ﯼ ﻗﺪﺭﺕ ﻭ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ . ﺑﺸﺮ ﺑﺎ ﻭﺟﻮﺩ ﻗﺪﺭﺕ ﻭ ﺣﮑﻮﻣﺖ ﺩﭼﺎﺭ ﺭﺧﻮﺗﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﮔﻮﯾﯽ ﺑﻪ ﻏﯿﺒﺖ ﺍﻣﺎﻡ ﺧﻮﯾﺶ ﻋﺎﺩﺕ ﻧﻤﻮﺩﻩ . ﺩﺭ ﺟﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺷﺎﺧﺺ ﯾﮏ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﺧﯿﺎﻧﺖ ﻣﯽ ﺯﻧﻨﺪ ﻭ ﻋﻬﺪ ﺷﮑﻨﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﺍﻣﺎﻡ ‏( ﻋﺞ ‏) ﺑﺎ ﺗﮑﯿﻪ ﺑﺮ ﮐﺪﺍﻡ ﻧﯿﺮﻭﺯ ﻗﯿﺎﻡ ﮐﻨﺪ؟ !
ﭼﻨﺎﻧﭽﻪ ﺍﮔﺮ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﺯ ﺧﻮﺩ ﺑﯽ ﻟﯿﺎﻗﺘﯽ ﻧﺸﺎﻥ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﺩﻧﺪ ﻭ ﻣﻌﺼﻮﻡ ﺭﺍ ﮐﻨﺎﺭ ﻧﻤﯽ ﺯﺩﻧﺪ ﻭ ﺁﻣﺎﺩﻩ ﭘﺬﯾﺮﺵ ﻭﯼ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﻏﺎﯾﺐ ﻧﻤﯽ ﺷﺪ !!

منبع  : تبیان




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 17 آذر 1396 :: نویسنده :



ﺑﺎﺯﯼ ﺑﺎ ﺁﺗﺶ ﺗﺮﺍﻣﭗ ﺩﺭ ﻗﻠﺐ ﻓﻠﺴﻄﯿﻦ

ﺑﻪﺭﺳﻤﯿﺖ ﺷﻨﺎﺧﺘﻦ ﻗﺪﺱ ﺑﻪﻋﻨﻮﺍﻥ ﭘﺎﯾﺘﺨﺖ ﺻﻬﯿﻮﻧﯿﺴﺖﻫﺎ ﻭ ﺍﻧﺘﻘﺎﻝ ﺳﻔﺎﺭﺕ ﻭﺍﺷﻨﮕﺘﻦ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺷﻬﺮ، ﺭﻭﯾﺎﯾﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻫﯿﭻﮔﺎﻩ ﺗﻌﺒﯿﺮ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ .
ﺑﻪ ﮔﺰﺍﺭﺵ ﺗﺒﯿﺎﻥ ﺑﻪ ﻧﻘﻞ ﺍﺯ ﺑﺎﺷﮕﺎﻩ ﺧﺒﺮﻧﮕﺎﺭﺍﻥ ﺟﻮﺍﻥ؛ ﻫﻔﺘﻪ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻣﺎﺭﮎ ﭘﻨﺲ ﻣﻌﺎﻭﻥ ﺭﺋﯿﺲﺟﻤﻬﻮﺭ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ ﺍﻋﻼﻡ ﮐﺮﺩ ﮐﻪ ﺍﺣﺘﻤﺎﻻ ﺩﻭﻧﺎﻟﺪ ﺗﺮﺍﻣﭗ ﺩﺭ ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﺁﯾﻨﺪﻩ ﺑﺎ ﺍﻧﺘﻘﺎﻝ ﺳﻔﺎﺭﺕ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ ﺍﺯ ﺗﻞ ﺁﻭﯾﻮ ﺑﻪ ﺑﯿﺖ ﺍﻟﻤﻘﺪﺱ ﻣﻮﺍﻓﻘﺖ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﺭﺳﻤﺎ ﺑﯿﺖ ﺍﻟﻤﻘﺪﺱ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﭘﺎﯾﺘﺨﺖ ﺭﮊﯾﻢ ﺻﻬﯿﻮﻧﯿﺴﺘﯽ ﺑﻪ ﺭﺳﯿﻤﺖ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﻨﺎﺧﺖ .
ﺍﺻﺮﺍﺭ ﺗﺮﺍﻣﭗ ﺑﻪ ﺍﻧﺘﻘﺎﻝ ﺳﻔﺎﺭﺕ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ ﺩﺭ ﺍﺭﺍﺿﯽ ﺍﺷﻐﺎﻟﯽ ﻓﻠﺴﻄﯿﻦ ﺍﺯ ﺗﻞﺁﻭﯾﻮ ﺑﻪ ﺑﯿﺖﺍﻟﻤﻘﺪﺱ، ﭼﻬﻞ ﻭ ﭘﻨﺠﻤﯿﻦ ﺭﺋﯿﺲﺟﻤﻬﻮﺭ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺻﻬﯿﻮﻧﯿﺴﺖﻫﺎ ﺑﻪ ﻣﺤﺒﻮﺏﺗﺮﯾﻦ ﺳﺎﮐﻦ ﮐﺎﺥ ﺳﻔﯿﺪ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ . ﺍﯾﻦ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺷﻌﺎﺭﻫﺎﯼ ﺍﻧﺘﺨﺎﺑﺎﺗﯽ ﺗﺮﺍﻣﭗ ﻧﯿﺰ ﻣﺤﺴﻮﺏ ﻣﯽﺷﺪ ﻭ ﺍﺯ ﻫﻤﺎﻥ ﺍﻭﺍﺳﻂ ﻓﻮﺭﯾﻪ 2017 ﮐﻪ ﺗﺮﺍﻣﭗ ﺑﻌﻨﻮﺍﻥ ﭼﻬﻞ ﻭ ﭘﻨﺠﻤﯿﻦ ﺭﺋﯿﺲﺟﻤﻬﻮﺭ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ ﺭﺍﻫﯽ ﮐﺎﺥ ﺳﻔﯿﺪ ﺷﺪ ﻧﯿﺰ ﺩﺭ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﮐﺎﺭ ﺍﺳﺘﺮﺍﺗﮋﯾﺴﺖﻫﺎﯼ ﺳﯿﺎﺳﺖ ﺧﺎﺭﺟﯽﺍﺵ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺮﻓﺖ ﺍﻣﺎ ﻫﺮ ﺑﺎﺭ ﺑﻪ ﺩﻻﯾﻞ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﻋﻤﻠﯿﺎﺗﯽ ﻧﺸﺪ .
ﻣﺴﺌﻠﻪ ﺍﻧﺘﻘﺎﻝ ﺳﻔﺎﺭﺕ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ ﺑﻪ ﺑﯿﺖ ﺍﻟﻤﻘﺪﺱ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺳﺎﻝ 1995 ﺑﻪ ﺗﺼﻮﯾﺐ ﮐﻨﮕﺮﻩ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ ﺭﺳﯿﺪ، ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺳﺎﻝﻫﺎ ﺑﻨﺎﺑﻪ ﺩﻻﯾﻠﯽ ﭼﻮﻥ ﺗﺮﺱ ﺍﺯ ﻭﺍﮐﻨﺶﻫﺎﯼ ﺟﻬﺎﻧﯽ ﻭ ﺗﺒﻌﺎﺕ ﺩﯾﭙﻠﻤﺎﺗﯿﮑﯽ ﮐﻪ ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﺪ ﺑﻪ ﺿﺮﺭ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﺷﻮﺩ، ﻫﺮ ﺷﺶ ﻣﺎﻩ ﯾﮑﺒﺎﺭ ﺩﺭ ﺩﻭﻟﺖﻫﺎﯼ ﺑﯿﻞ ﮐﻠﯿﻨﺘﻮﻥ، ﺟﻮﺭﺝ ﺑﻮﺵ ﻭ ﺑﺎﺭﺍﮎ ﺍﻭﺑﺎﻣﺎ ﺑﻪ ﺗﻌﻮﯾﻖ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﺑﻮﺩ .
ﺍﺣﺘﻤﺎﻝ ﺍﺟﺮﺍﯾﯽ ﺷﺪﻥ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺍﻧﺘﻘﺎﻝ ﺳﻔﺎﺭﺕ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ ﺑﻪ ﺑﯿﺖﺍﻟﻤﻘﺪﺱ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻭﻋﺪﻩﻫﺎﯼ ﺗﺮﺍﻣﭗ ﺩﺭ ﺗﺒﻠﯿﻐﺎﺕ ﺍﻧﺘﺨﺎﺑﺎﺗﯽ ﺭﯾﺎﺳﺖ ﺟﻤﻬﻮﺭﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺣﻤﺎﯾﺖ ﻻﺑﯽﻫﺎﯼ ﺻﻬﯿﻮﻧﯿﺴﺘﯽ ﺑﻮﺩ، ﻣﻮﺟﺐ ﺍﻧﺘﻘﺎﺩﺍﺕ ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﺳﻮﯼ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺟﻬﺎﻧﯽ ﻭ ﮔﺮﻭﻩﻫﺎﯼ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ . ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﺣﺎﻝ ﻣﺴﺌﻮﻻﻥ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎﯾﯽ ﺍﻋﻼﻡ ﮐﺮﺩﻩﺍﻧﺪ، ﺑﻪ ﺭﻏﻢ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺗﺮﺍﻣﭗ ﺍﻋﻼﻡ ﻗﺪﺱ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﭘﺎﯾﺘﺨﺖ ﺭﮊﯾﻢ ﺻﻬﯿﻮﻧﯿﺴﺘﯽ ﺑﺮﺭﺳﯽ ﻣﯽﮐﻨﺪ، ﺍﻣﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺍﻧﺘﻘﺎﻝ ﺳﻔﺎﺭﺕ ﺍﺯ ﺗﻞﺁﻭﯾﻮ ﺑﻪ ﻗﺪﺱ ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﺑﻪ ﺗﻌﻮﯾﻖ ﺑﯿﻔﺘﺪ، ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ .

ﺑﯿﺖ ﺍﻟﻤﻘﺪﺱ ﺑﻬﺎﻧﻪﺍﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﺠﺎﺩ ﮐﺸﻮﺭﻣﺴﺘﻘﻞ ﺻﻬﯿﻮﻧﯿﺴﺘﯽ
ﻗﺪﺱ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﻗﺒﻠﻪ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎﻥ ﻭ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﺑﯿﺖﺍﻟﻤﻘﺪﺱ ﻣﯽﺷﻨﺎﺳﯿﻢ، ﺷﻬﺮﯼ ﻣﻘﺪﺱ ﺑﺮﺍﯼ ﭘﯿﺮﻭﺍﻥ ﺍﺩﯾﺎﻥ ﯾﻬﻮﺩ ﻭ ﻣﺴﯿﺤﯿﺖ ﻧﯿﺰ ﻫﺴﺖ، ﺑﻪ ﻧﻮﻋﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻧﺨﺴﺘﯿﻦ ﺑﻬﺎﻧﻪﻫﺎﯼ ﺷﮑﻞﮔﯿﺮﯼ ﺭﮊﯾﻢ ﺻﻬﯿﻮﻧﯿﺴﺘﯽ ﺩﺭ ﺳﺮﺯﻣﯿﻦﻫﺎﯼ ﻓﻠﺴﻄﯿﻦ ﺍﺷﻐﺎﻟﯽ ﺑﺎﺯﮔﺸﺖ ﺑﻪ ﺳﺮﺯﻣﯿﻦ ﻫﺎﯼ ﻣﻘﺪﺱ ﻭ ﺩﯾﺮﯾﻨﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ .
ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﻋﻤﺎﻝ ﺗﻐﯿﯿﺮﺍﺕ ﻣﺤﺴﻮﺱ ﺩﺭ ﺗﺮﮐﯿﺐ ﺟﻤﻌﯿﺘﯽ ﻓﻠﺴﻄﯿﻦ ﻭ ﺑﺎ ﻓﺸﺎﺭﻫﺎﯼ ﮐﺸﻮﺭﻫﺎﯼ ﺣﺎﻣﯽ ﺗﺸﮑﯿﻞ ﮐﺸﻮﺭﻣﺴﺘﻘﻞ ﯾﻬﻮﺩ ‏( ﺩﺭ ﺭﺍﺱ ﺁﻥ ﺍﻧﮕﻠﯿﺲ ‏) ﺩﺭ ﻧﻮﺍﻣﺒﺮ ۱۹۴۷، ﻣﺠﻤﻊ ﻋﻤﻮﻣﯽ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﻣﻠﻞ ﻣﺘﺤﺪ ﺑﺎ ﺗﺼﻮﯾﺐ ﻗﻄﻊﻧﺎﻣﻪﺍﯼ ﺑﺎ ﺗﻘﺴﯿﻢ ﻓﻠﺴﻄﯿﻦ ﺑﻪ ﺩﻭ ﮐﺸﻮﺭ ﻋﺮﺑﯽ ﻭ ﯾﻬﻮﺩﯼ ﻧﺨﺴﺘﯿﻦ ﮔﺎﻡ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺗﺤﻘﻖ ﺁﺭﺯﻭﯼ ﺩﯾﺮﯾﻨﻪ ﯾﻬﻮﺩﯾﺎﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﺼﺎﺣﺐ ﺑﯿﺖ ﺍﻟﻤﻘﺪﺱ ﺭﺍ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ .
۱۵ ﻣﻪ ۱۹۴۸ ﻣﺼﺎﺩﻑ ﺑﺎ ﺁﻏﺎﺯ ﺟﻨﮓ ﻓﻠﺴﻄﯿﻦ ﺭﺍ ﺑﺎﯾﺪ ﺍﺯ ﻧﺨﺴﺘﯿﻦ ﺗﻼﺵﻫﺎﯼ ﻧﻈﺎﻣﯽ ﮔﺴﺘﺮﺩﻩ ﺭﮊﯾﻢ ﺻﻬﯿﻮﻧﯿﺴﺘﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﺴﻠﻂ ﺑﺮ ﺷﻬﺮ ﺑﯿﺖﺍﻟﻤﻘﺪﺱ ﺩﺍﻧﺴﺖ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻫﺠﻮﻡ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺷﻬﺮ ﮐﻪ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺍﻭﺭﺷﻠﯿﻢ ﯾﻬﻮﺩ ﻣﯽﺧﻮﺍﻧﺪﻧﺪ ، ﺑﯿﺖ ﺍﻟﻤﻘﺪﺱ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﺷﻐﺎﻝ ﺧﻮﺩ ﺩﺭﺁﻭﺭﺩﻧﺪ . ﺩﺭ ۲۸ ﮊﻭﺋﯿﻪ ﻫﻤﺎﻥ ﺳﺎﻝ ﺭﮊﯾﻢ ﺻﻬﯿﻮﻧﯿﺴﺘﯽ ﺑﻪ ﺭﻫﺒﺮﯼ ﻣﻌﺮﺍﺥ ﺑﺎ ﺻﺪﻭﺭ ﺍﻋﻼﻣﯿﻪﺍﯼ ﮐﻪ ﺑﻪ ‏« ﻗﺎﻧﻮﻥ ﻗﻀﺎ ‏» ﻣﺸﻬﻮﺭ ﺷﺪ، ﺣﺪﻭﺩ ﻫﻔﺘﺎﺩ ﻫﺰﺍﺭ ﻫﮑﺘﺎﺭ ﺍﺯ ﺍﺭﺍﺿﯽ ﺍﻃﺮﺍﻑ ﻗﺪﺱ ﺭﺍ ﺗﺼﺎﺣﺐ ﮐﺮﺩ ﻭ ﻋﻤﻠﯿﺎﺕ ﺗﺴﺮﯾﻊ ﺍﺳﮑﺎﻥ ﻭ ﺧﺎﻧﻪﺳﺎﺯﯼ ﺑﻪ ﺷﻬﺮﺩﺍﺭﯼ ﻗﺪﺱ ﺗﻔﻮﯾﺾ ﺷﺪ .

ﺍﯾﺠﺎﺩ ﺳﻔﺎﺭﺕ ؛ ﮔﺎﻣﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﻪ ﺭﺳﻤﯿﺖ ﺷﻨﺎﺧﺘﻦ ﭘﺎﯾﺘﺨﺖ ﺟﺪﯾﺪ
ﺭﮊﯾﻢ ﺻﻬﯿﻮﻧﯿﺴﺘﯽ ﻫﻤﻮﺍﺭﻩ ﺑﺎ ﺍﻗﺪﺍﻣﺎﺗﯽ ﻧﻈﯿﺮ ﺍﻧﺘﻘﺎﻝ ﻣﺮﺍﮐﺰ ﺩﻭﻟﺘﯽ ﺑﻪ ﺑﯿﺖﺍﻟﻤﻘﺪﺱ ﻭ ﺗﻼﺵ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻌﺮﻓﯽ ﺍﯾﻦ ﺷﻬﺮ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﭘﺎﯾﺘﺨﺖ ﮐﺸﻮﺭ ﺟﻌﻠﯽ ﺍﺳﺮﺍﺋﯿﻞ ﺳﻌﯽ ﺩﺭ ﺗﺼﺎﺣﺐ ﮐﺎﻣﻞ ﺁﻥ ﺩﺍﺭﺩ، ﺍﻣﺎ ﺗﺎ ﮐﻨﻮﻥ ﺑﻪ ﺟﺰ ﭼﻨﺪ ﮐﺸﻮﺭ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺑﯿﺖﺍﻟﻤﻘﺪﺱ ﮐﻨﺴﻮﻝﮔﺮﯼ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﻭ ﺍﻏﻠﺐ، ﻧﺎﻡ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺩﻓﺘﺮ ﻧﻤﺎﯾﻨﺪﮔﯽ ﺧﻮﺩ ﺩﺭ ﺑﯿﺖﺍﻟﻤﻘﺪﺱ ﻭ ﻣﻨﺎﻃﻖ ﻓﻠﺴﻄﯿﻨﯽ ﻣﯽﻧﺎﻣﻨﺪ، ﻫﯿﭻ ﺳﻔﺎﺭﺕ ﺧﺎﻧﻪﺍﯼ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺷﻬﺮ ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺪﺍﺭﺩ .
ﺩﺭﺻﻮﺭﺕ ﺍﻧﺘﻘﺎﻝ ﺳﻔﺎﺭﺕ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ ﺑﻪ ﺑﯿﺖﺍﻟﻤﻘﺪﺱ ﺍﯾﻦ ﺍﻗﺪﺍﻡ، ﮔﺎﻣﯽ ﺩﺭ ﺟﻬﺖ ﺑﻪ ﺭﺳﻤﯿﺖ ﺷﻨﺎﺧﺘﻦ ﻗﺪﺱ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﭘﺎﯾﺘﺨﺖ ﺻﻬﯿﻮﻧﯿﺴﺘﻬﺎ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺩﻟﯿﻞ ﻣﻮﺟﺐ ﺍﻋﺘﺮﺍﺽ ﻭ ﻣﺨﺎﻟﻔﺖ ﺷﺪﯾﺪ ﮔﺮﻭﻩ ﻫﺎﯼ ﻓﻠﺴﻄﯿﻨﯽ ﻭ ﻧﯿﺰ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺑﯿﻦﺍﻟﻤﻠﻞ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ . ﺍﯾﻦ ﺍﻗﺪﺍﻡ ﺗﺮﺍﻣﭗ ﻭﺍﮐﻨﺶ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﮐﺸﻮﺭﻫﺎﯼ ﻋﺮﺑﯽ ﺭﺍ ﺩﺭ ﭘﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﻗﻄﻌﺎ ﻣﻨﺠﺮ ﺑﻪ ﺷﮑﻞﮔﯿﺮﯼ ﺍﻧﺘﻔﺎﺿﻪ ﻭ ﺗﻈﺎﻫﺮﺍﺕﻫﺎﯼ ﮔﺴﺘﺮﺩﻩ ﻭ ﺳﺮﺍﺳﺮﯼ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺣﺘﯽ ﻣﻨﻄﻘﻪ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺁﺗﺶ ﺑﮑﺸﺪ ﺗﺎ ﺟﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﺳﺮﺍﺋﯿﻞ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻭﺍﮐﻨﺶﻫﺎ ﻏﺎﻓﻠﮕﯿﺮ ﺷﻮﺩ . ﮐﺸﻮﺭﻫﺎﯼ ﻋﺮﺑﯽ ﻧﯿﺎﺯﻣﻨﺪ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺑﺎ ﺩﻭﻧﺎﻟﺪ ﺗﺮﺍﻣﭗ ﺭﺋﯿﺲﺟﻤﻬﻮﺭ ﺟﺪﯾﺪ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ ﻫﺴﺘﻨﺪ، ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺧﺎﻃﺮ ﻭﺍﮐﻨﺶ ﺁﻥﻫﺎ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺍﻗﺪﺍﻡ ﺩﺭ ﺣﺪ ﺍﻋﺘﺮﺍﺿﺎﺕ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ .

ﻫﺸﺪﺍﺭ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﺎﺛﯿﺮﺍﺕ ﻭﯾﺮﺍﻧﮕﺮ
ﻣﺤﻤﻮﺩ ﻋﺒﺎﺱ ﺭﺋﯿﺲ ﺗﺸﮑﯿﻼﺕ ﺧﻮﺩﮔﺮﺩﺍﻥ ﻓﻠﺴﻄﯿﻦ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺗﺎﺛﯿﺮﺍﺕ " ﻭﯾﺮﺍﻧﮕﺮ " ﻫﺮﺍﻗﺪﺍﻣﯽ ﻫﺸﺪﺍﺭ ﺩﺍﺩ ﮐﻪ ﻓﻠﺴﻄﯿﻨﯽﻫﺎ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺣﻖﺷﺎﻥ ﻣﺒﻨﯽ ﺑﺮ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻗﺪﺱ ﺷﺮﻗﯽ ﭘﺎﯾﺘﺨﺖ ﮐﺸﻮﺭﺷﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ، ﻣﺤﺮﻭﻡ ﮐﻨﺪ .
ﻧﺒﯿﻞ ﺍﺑﻮ ﺭﺩﯾﻨﻪ ﺳﺨﻨﮕﻮﯼ ﺗﺸﮑﯿﻼﺕ ﺧﻮﺩﮔﺮﺩﺍﻥ ﻓﻠﺴﻄﯿﻦ ﻧﯿﺰ ﺑﯿﺎﻥ ﮐﺮﺩ : ﺑﻪ ﺭﺳﻤﯿﺖ ﺷﻨﺎﺧﺘﻦ ﻗﺪﺱ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﭘﺎﯾﺘﺨﺖ ﺭﮊﯾﻢ ﺻﻬﯿﻮﻧﯿﺴﺘﯽ ﯾﺎ ﺍﻧﺘﻘﺎﻝ ﺳﻔﺎﺭﺕ ﺍﯾﻦ ﮐﺸﻮﺭ ﺍﺯ ﺗﻞﺁﻭﯾﻮ ﺑﻪ ﻗﺪﺱ ﺧﻄﺮﺍﺕ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﺁﯾﻨﺪﻩ ﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﻣﻮﺟﺐ ﺑﯽﺛﺒﺎﺗﯽ ﻭ ﻧﺎﺍﻣﻨﯽ ﻣﻨﻄﻘﻪ ﻭ ﺣﺘﯽ ﺟﻬﺎﻥ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ .
ﻭﯼ ﺍﻓﺰﻭﺩ : ﻗﺪﺱ ﺷﺮﻗﯽ ﺑﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﻘﺪﺳﺎﺗﺶ ﺳﺮﺁﻏﺎﺯ ﻭ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﻫﺮ ﺭﺍﻩ ﺣﻞ ﻭ ﻃﺮﺣﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﻨﻄﻘﻪ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻭﯾﺮﺍﻧﯽ ﻧﺠﺎﺕ ﻣﯽﺩﻫﺪ . ﻋﺪﻡ ﺩﺳﺘﯿﺎﺑﯽ ﺑﻪ ﺭﺍﻩ ﺣﻞ ﻋﺎﺩﻻﻧﻪ ﺍﻭﺿﺎﻉ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻫﻤﺎﻥ ﺣﺎﻟﺖ ﺗﻨﺶ، ﺁﺷﻮﺏ ﻭ ﺧﺸﻮﻧﺖ ﮐﻪ ﻣﻨﻄﻘﻪ ﻭ ﺟﻬﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﺭﺑﺮﮔﺮﻓﺘﻪ، ﺑﺎﻗﯽ ﻧﮕﻪ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺩﺍﺷﺖ .

ﺷﻮﮎ ﺩﯾﭙﻠﻤﺎﺗﯿﮏ
ﻗﻄﻌﺎ ﺍﯾﻦ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﺪ ﺑﻪ ﺩﻭﺭﺟﺪﯾﺪ ﺗﻨﺶﻫﺎ ﻣﯿﺎﻥ ﺍﺳﺮﺍﺋﯿﻞ ﻭ ﻓﻠﺴﻄﯿﻨﯽﻫﺎ ﻣﻨﺠﺮ ﺷﻮﺩ . ﺍﻣﺎ ﻭﺍﮐﻨﺶ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﻣﻠﻞ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺭﻩ ﺷﻮﮎ ﺩﯾﭙﻠﻤﺎﺗﯿﮑﯽ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﺳﺮﺍﺋﯿﻞ ﻭﺍﺭﺩ ﮐﺮﺩ . ﻣﺠﻤﻊ ﻋﻤﻮﻣﯽ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﻣﻠﻞ ﺑﺎ ﺍﮐﺜﺮﯾﺖ ﺍﻋﻀﺎﯼ ۱۵۱ ﮐﺸﻮﺭ ﺑﻪ ﻣﺼﻮﺑﻪﺍﯼ ﺭﺍﯼ ﺩﺍﺩ ﮐﻪ ﺍﺳﺮﺍﺋﯿﻞ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻗﺪﺭﺕ ﺍﺷﻐﺎﻟﮕﺮ ﺷﻬﺮ ﻗﺪﺱ ﻣﻌﺮﻓﯽ ﻣﯽﮐﻨﺪ .
ﺑﺮ ﺍﺳﺎﺱ ﺍﯾﻦ ﻣﺼﻮﺑﻪ ﺍﺳﺮﺍﺋﯿﻞ ﻫﯿﭻ ﺍﺭﺗﺒﺎﻃﯽ ﺑﺎ ﻗﺪﺱ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﻭ ﻫﺮ ﮔﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺩﻭﻟﺖ ﯾﻬﻮﺩ ﺩﺭ ﺧﺼﻮﺹ ﺗﺤﻤﯿﻞ ﻗﻮﺍﻧﯿﻦ ﻭ ﺍﺭﺍﺩﻩﺍﺵ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺷﻬﺮ ﺑﺮﺩﺍﺭﺩ ﻏﯿﺮﻗﺎﻧﻮﻧﯽ، ﺑﺎﻃﻞ ﻭ ﻣﻠﻐﯽ ﺍﺳﺖ .
ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﻣﻠﻞ ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﺍﺯ ﻣﻘﺎﻣﺎﺕ ﺍﺳﺮﺍﺋﯿﻞ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺑﻪ ﻭﺿﻌﯿﺖ ﮐﻨﻮﻧﯽ ﻗﺪﺱ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﺑﮕﺬﺍﺭﻧﺪ . ﺍﯾﻦ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺷﺶ ﺩﻭﻟﺖ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﯾﻦ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺭﺍﯼ ﺩﺍﺩﻧﺪ، ﮐﻪ ﻣﻬﻢﺗﺮﯾﻦ ﺁﻧﻬﺎ ﮐﺎﻧﺎﺩﺍ، ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ، ﺍﺳﺮﺍﺋﯿﻞ، ﺑﻮﺩﻧﺪ . ۹ ﮐﺸﻮﺭ ﻧﯿﺰ ﺭﺍﯼ ﻣﻤﺘﻨﻊ ﺩﺍﺩﻧﺪ .
ﺣﺎﻻ ﺑﺎﯾﺪ ﺩﯾﺪ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﯾﺎﯼ ﻧﺸﺪﻧﯽ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎﯾﯽ ﺻﻬﯿﻮﻧﯿﺴﺘﯽ ﺑﻪ ﻭﻗﻮﻉ ﻣﯽﭘﯿﻮﻧﺪﺩ ﯾﺎ ﺍﯾﻦ ﻓﺘﻨﻪ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎﯾﯽ ﻣﺜﻞ ﺟﻨﮓ ﻋﺮﺍﻕ، ﺳﻮﺭﯾﻪ، ﺍﻓﻐﺎﻧﺴﺘﺎﻥ ﻭ ﻧﺎﺁﺭﺍﻣﯽﻫﺎﯼ ﻋﺮﺑﺴﺘﺎﻥ ﮐﻪ ﺑﻪ ﮐﻮﺩﺗﺎ ﺷﺒﯿﻪ ﺍﺳﺖ،

 ﺷﮑﺴﺖ ﻣﯽﺧﻮﺭﺩ

منبع : باشگاه خبرنگاران جوان




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 16 آذر 1396 :: نویسنده :




ﻣﺮﮔﯽ ﺗﻠﺦ ﯾﺎ ﺷﯿﺮﯾﻦ ؟ !

ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺩﺭ ﻟﺤﻈﻪ ﻣﺮﮒ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻪ ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﺎﺗﺶ ﭘﯽ ﺑﺮﺩ؛ ﺑﻪ ﺍﻟﺘﻤﺎﺱ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﻭ ﺗﻤﻨّﺎﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﻣﯽﮐﻨﺪ؛ ﻭﻟﯽ ﺩﯾﮕﺮ ﺍﻣﮑﺎﻥ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﻭ ﺍﺧﺘﯿﺎﺭ ﺑﺎ ﺍﻭ ﻧﯿﺴﺖ . ﺍﻻﻥ ﻫﻤﻪ ﻣﺎ ﺍﯾﻦ ﻓﺮﺻﺖ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺍﺧﺘﯿﺎﺭ ﺧﻮﺩ ﺑﯿﺎﻧﺪﯾﺸﯿﻢ ﻭ ﺍﻓﮑﺎﺭ ﻭ ﻋﻘﺎﺋﺪ ﺑﺎﻃﻞ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺧﻮﺩ ﺍﺯ ﺧﻮﺩ ﺩﻭﺭ ﮐﻨﯿﻢ ﻭ ﺑﻪ ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﺎﺗﻤﺎﻥ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﺩﻫﯿﻢ؛ ﺍﯾﻦ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﺯﯾﺒﺎ ﻭ ﺍﺭﺯﺷﻤﻨﺪ ﺍﺳﺖ .
ﺟﻬﺎﻥ ﺳﺮﺍﺳﺮ ﻧﻈﻢ ﻭ ﺗﺮﺗﯿﺐ ﺍﺳﺖ . ﺟﻬﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺧﻠﻘﺘﯽ ﺑﯽ ﻧﻈﯿﺮ ﺷﮑﻞ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﻭ ﻧﺸﺎﻥ ﻗﺪﺭﺕ ﺁﻓﺮﯾﺪﮔﺎﺭ ﺧﻮﯾﺶ ﺷﻤﺮﺩﻩ ﻣﯽﺷﻮﺩ . ﻣﮕﺮ ﻣﯽﺗﻮﺍﻥ ﺍﯾﻦ ﺟﻬﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺪﻭﻥ ﻫﺪﻑ ﺩﺍﻧﺴﺖ؟ ﻣﮕﺮ ﻣﯽﺗﻮﺍﻥ ﺍﺯ ﺣﮑﻤﺖ ﺁﻓﺮﯾﻨﺶ ﺁﻥ ﭼﺸﻢ ﭘﻮﺷﯽ ﮐﺮﺩ؟ ﻣﻄﻤﺌﻨﺎً ﺧﯿﺮ؛ ﻭﻟﯽ ﺩﺭ ﮐﻤﺎﻝ ﻧﺎﺑﺎﻭﺭﯼ ﻏﻔﻠﺖ ﮐﺎﺭ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﻣﺎ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺍﻣﻮﺭ ﺳﺎﺩﻩ ﻭ ﺍﻟﺒﺘﻪ ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ ﺳﺎﺯ ﺩﻭﺭ ﻣﯽﮐﻨﺪ . ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺩﺭ ﻗﺮﺁﻥ ﮐﺮﯾﻢ ﺑﺎﺭﻫﺎ ﺑﺮ ﻫﺪﻓﻤﻨﺪﯼ ﺟﻬﺎﻥ ﺧﻠﻘﺖ ﻭ ﻧﻈﺎﻡ ﻋﻘﺎﺏ ﻭ ﭘﺎﺩﺍﺵ ﺍﺻﺮﺍﺭ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﻭ ﺩﺭ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺑﻪ ﯾﮏ ﻣﻮﺭﺩ ﺁﻥ ﻣﯽﭘﺮﺩﺍﺯﯾﻢ؛ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺩﺭ ﺳﻮﺭﻩ ﺣﺠﺮ ﻓﺮﻣﻮﺩﻩ : ‏« ﻭَ ﻣﺎ ﺧَﻠَﻘْﻨَﺎ ﺍﻟﺴَّﻤﺎﻭﺍﺕِ ﻭَ ﺍﻟْﺄَﺭْﺽَ ﻭَ ﻣﺎ ﺑَﻴْﻨَﻬُﻤﺎ ﺇِﻻَّ ﺑِﺎﻟْﺤَﻖِّ ﻭَ ﺇِﻥَّ ﺍﻟﺴَّﺎﻋَﺔَ ﻟَﺂﺗِﻴَﺔٌ ﻓَﺎﺻْﻔَﺢِ ﺍﻟﺼَّﻔْﺢَ ﺍﻟْﺠَﻤﻴﻞَ ‏[ ﺣﺠﺮ 85/ ‏] ﻭ ﻧﻴﺎﻓﺮﻳﺪﻳﻢ ﺁﺳﻤﺎﻧﻬﺎ ﻭ ﺯﻣﻴﻦ ﻭ ﺁﻧﭽﻪ ﺭﺍ ﻛﻪ ﺩﺭ ﻣﻴﺎﻥ ﺁﻧﻬﺎ ﺍﺳﺖ ﻣﮕﺮ ﺑﺎ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﺣﻖّ ﻭ ﻭﺍﻗﻌﻴّﺖ، ﻭ ﻫﻤﺎﻧﺎ ﻗﯿﺎﻣﺖ ﺁﻣﺪﻧﯽ ﺍﺳﺖ، ﭘﺲ ﺻﻮﺭﺗﺖ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﻪ ﻧﻮﻋﯽ ﻧﻴﻜﻮ ﺑﺮﮔﺮﺩﺍﻥ ‏»

ﭼﺮﺍﯾﯽ ﺧﻠﻘﺖ
ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺩﺭ ﺍﺑﺘﺪﺍﯼ ﺁﯾﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﺧﻠﻘﺖ ﺭﺍ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﻫﻢ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﻭ ﻣﺎ ﻫﻢ ﺟﺰﺋﯽ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺧﻠﻘﺖ ﻭ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺳﻪ ﮔﺎﻧﻪ ﺟﺎ ﮔﺮﻓﺘﯿﻢ . ﻣﺨﻠﻮﻗﯽ ﮐﻪ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﭼﺮﺍﯾﯽ ﺧﻠﻘﺖ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺍﻧﺪﯾﺸﻪ ﺧﻮﯾﺶ ﻣﺮﻭﺭ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﻓﮑﺮﺵ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺁﻥ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺍﺳﺖ . ﺩﺭ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺁﯾﻪ، ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﭘﺎﺳﺦ ﺍﯾﻦ ﭘﺮﺳﺶ ﻓﺮﺍﮔﯿﺮ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﺩﺭ ﻋﺒﺎﺭﺗﯽ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﮐﻮﺗﺎﻩ ﺑﯿﺎﻥ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ؛ ﺣﻖ . ﯾﻌﻨﯽ ﺧﻠﻘﺖ ﺑﯿﻬﻮﺩﻩ ﻭ ﺑﺎﻃﻞ ﻧﺒﻮﺩﻩ ﻭ ﻫﺪﻑ ﺑﻮﺩﻩ ﻭ ﻫﺪﻓﯽ ﺭﺍ ﻧﯿﺰ ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺩﺍﺭﺩ . ﻣﻄﻠﺒﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺩﯾﮕﺮ ﺁﯾﺎﺕ ﻧﯿﺰ ﻣﻮﺭﺩ ﺗﻮﺟﻪ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ . ‏[ 1 ‏] ﭘﺲ ﺑﺎﻃﻞ ﺩﺍﻧﺴﺘﻦ ﯾﺎ ﺑﯽ ﻫﺪﻑ ﺧﻮﺍﻧﺪﻥ ﻭ ﯾﺎ ﺑﺎﺯﯼ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺩﻧﯿﺎ ﻭ ﺟﻬﺎﻥ ﺧﻠﻘﺖ، ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﯽ ﺑﺰﺭﮒ ﺍﺳﺖ . ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻣﺮﺍﺩ ﺧﻮﯾﺶ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻋﺒﺎﺭﺕ ‏« ﺑِﺎﻟْﺤَﻖِّ ‏» ﺑﯿﺎﻥ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎﯼ ﻫﻤﺮﺍﻫﯽ ﺧﻠﻘﺖ ﺑﺎ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﻧﯿﺴﺖ؛ ﺑﻠﮑﻪ ﻋﯿﻦ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺑﻮﺩﻥ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﯿﺎﻥ ﻣﯽﮐﻨﺪ .
ﺑﻠﻪ ﻟﺤﻈﻪ ﺍﯼ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺟﻬﺎﻥ ﺧﻠﻘﺖ ﻭ ﺫﺭﻩﺍﯼ ﺍﺯ ﻣﻮﺟﻮﺩﺍﺕ ﺁﻥ ﺟﺰ ﺑﻪ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺁﻓﺮﯾﺪﻩ ﻧﺸﺪﻩ ﻭ ﺑﯿﻬﻮﺩﻩ ﻧﯿﺴﺖ . ﻣﺎ ﻧﯿﺰ ﺑﯿﻬﻮﺩﻩ ﻧﯿﺴﺘﯿﻢ ﻭ ﻟﺤﻈﻪ ﺑﻪ ﻟﺤﻈﻪ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ ﺍﻟﻬﯽ ﻫﺴﺘﯿﻢ ﻭ ﻭﻇﯿﻔﻪﺍﯼ ﺟﺰ ﺑﻨﺪﮔﯽ ﻧﺪﺍﺭﯾﻢ ‏[ 2 ‏] ؛ ﻭﻟﯽ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻫﺴﺘﯽ ﺳﺮﺍﺳﺮ ﺣﻖ ﻭ ﺣﻘﯿﻘﺖ، ﺍﯾﻦ ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺍﺯ ﻭﻇﯿﻔﻪ ﺧﻮﺩ ﺳﺮ ﺑﺎﺯ ﺯﺩﻩ ﻭ ﻋﻤﺮ ﻭ ﺯﻧﺪﮔﺎﻧﯽﺍﺵ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺑﻄﺎﻟﺖ ﻭ ﺑﯿﻬﻮﺩﮔﯽ ﻣﯽﮔﺬﺭﺍﻧﺪ . ﺣﺘﯽ ﮔﺎﻫﯽ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺩﺭ ﺑﯿﻬﻮﺩﮔﯽ ﻓﺮﻭ ﻣﯽﺭﻭﺩ ﮐﻪ ﻋﻤﺮﺵ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺑﺎﺯﯼ ﻣﯽﮔﯿﺮﺩ . ﺍﯾﻦ ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﯽ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺑﺰﺭﮒ ﺍﺳﺖ . ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﯽ ﮐﻪ ﮔﺎﻫﯽ ﺗﻤﺎﻡ ﻋﻤﺮ ﯾﮏ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺑﺮ ﻣﯽﮔﯿﺮﺩ ﻭ ﺗﺎ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﻣﺮﮒ ﺑﺎ ﺍﻭﺳﺖ .

ﭘﺎﯾﺎﻥ ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﺎﺕ

ﺧﻠﻘﺖ، ﺑﺎﺯﯼ ﻧﺒﻮﺩﻩ ﻭ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺁﻥ ﺭﺍ ﻓﺮﺍ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ . ﺗﻨﻬﺎ ﺑﺮﺧﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﺎﺯﯼ ﻣﯽﭘﻨﺪﺍﺭﻧﺪ ﻭ ﻟﺤﻈﻪﻫﺎﯼ ﻃﻼﯾﯽ ﻋﻤﺮ ﺭﺍ ﻫﺪﺭ ﺩﺍﺩﻩ ﯾﺎ ﺩﺭ ﻏﻔﻠﺖ، ﮔﻨﺎﻩ ﻭ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﻃﯽ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ . ﺑﺮﺧﯽ ﺍﯾﻦ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺭﺍ ﺗﺎ ﻟﺤﻈﻪ ﻣﺮﮒ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﺍﺩﻩ ﻭ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﺎ ﻣﺮﮒ ﺑﻪ ﺁﻥ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﻣﯽﺩﻫﻨﺪ . ﺁﺭﯼ ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﺎﺕ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﭘﺬﯾﺮ ﺍﺳﺖ؛ ﭼﻮﻥ ﺍﺧﺘﯿﺎﺭ ﻣﺎ ﻣﺤﺪﻭﺩ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺩﻧﯿﺎﺳﺖ . ﺗﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺩﻧﯿﺎ ﻫﺴﺘﯿﻢ؛ ﻫﺮ ﻃﻮﺭ ﮐﻪ ﺑﺨﻮﺍﻫﯿﻢ ﻣﯽﺍﻧﺪﯾﺸﯿﻢ ﻭ ﻋﻤﻞ ﻣﯽﮐﻨﯿﻢ . ﺍﻣﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﺍﺯ ﻟﺤﻈﻪ ﺟﺪﺍﯾﯽ ﻣﺎ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺩﻧﯿﺎ ﻓﺮﺍ ﺑﺮﺳﺪ؛ ﺩﯾﮕﺮ ﭼﯿﺰﯼ ﺑﻪ ﺍﺧﺘﯿﺎﺭ ﻣﺎ ﻧﺒﻮﺩﻩ ﻭ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺎ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﮐﺎﺭﻫﺎﯾﻤﺎﻥ ﺑﻪ ﺳﺮ ﺑﺒﺮﯾﻢ . ﺷﺎﯾﺪ ﮐﺴﯽ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﺍﯾﻦ ﺟﺮﺃﺕ ﺭﺍ ﺑﺪﻫﺪ ﮐﻪ ﺑﺎ ﮔﺴﺘﺎﺧﯽ ﺗﻤﺎﻡ، ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺑﻮﺩﻥ ﺟﻬﺎﻥ ﺭﺍ ﺯﯾﺮ ﺳﺆﺍﻝ ﺑﺒﺮﺩ ﯾﺎ ﻣﻌﺎﺩ ﺭﺍ ﺑﺎﻭﺭ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ؛ ﺍﻣﺎ ﺑﺎ ﻣﺮﮒ ﺑﻪ ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﺶ ﭘﯽ ﻣﯽﺑﺮﺩ، ﺑﻄﻼﻥ ﻭ ﺿﺮﺭﻫﺎﯼ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﻣﯽﻓﻬﻤﺪ . ﺑﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﻣﯽﺩﻫﺪ؛ ﭘﺎﯾﺎﻧﯽ ﺍﺟﺒﺎﺭﯼ ﻭ ﺑﺮﺧﺎﺳﺘﻪ ﺍﺯ ﻣﺮﮒ . ﺍﻣﺎ ﺍﯾﻦ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﺑﯽ ﺍﺭﺯﺵ ﺍﺳﺖ ﭼﻮﻥ ﺩﺭ ﺍﺧﺘﯿﺎﺭ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻧﺒﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ . ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺩﺭ ﻟﺤﻈﻪ ﻣﺮﮒ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻪ ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﺎﺗﺶ ﭘﯽ ﺑﺮﺩ؛ ﺑﻪ ﺍﻟﺘﻤﺎﺱ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﻭ ﺗﻤﻨّﺎﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﻣﯽﮐﻨﺪ؛ ﻭﻟﯽ ﺩﯾﮕﺮ ﺍﻣﮑﺎﻥ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﻭ ﺍﺧﺘﯿﺎﺭ ﺑﺎ ﺍﻭ ﻧﯿﺴﺖ ‏[ 3 ‏] . ﺍﻻﻥ ﻫﻤﻪ ﻣﺎ ﺍﯾﻦ ﻓﺮﺻﺖ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺍﺧﺘﯿﺎﺭ ﺧﻮﺩ ﺑﯿﺎﻧﺪﯾﺸﯿﻢ ﻭ ﺍﻓﮑﺎﺭ ﻭ ﻋﻘﺎﺋﺪ ﺑﺎﻃﻞ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺧﻮﺩ ﺍﺯ ﺧﻮﺩ ﺩﻭﺭ ﮐﻨﯿﻢ ﻭ ﺑﻪ ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﺎﺗﻤﺎﻥ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﺩﻫﯿﻢ؛ ﺍﯾﻦ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﺯﯾﺒﺎ ﻭ ﺍﺭﺯﺷﻤﻨﺪ ﺍﺳﺖ .

ﭘﺎﯾﺎﻥ ﺷﯿﺮﯾﻦ

ﭼﻘﺪﺭ ﺗﻠﺦ ﻭ ﺯﺷﺖ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﺧﻠﻘﺖ، ﺍﺯ ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ ﻭ ﺳﺘﺎﺭﮔﺎﻥ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺗﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ، ﻭﻇﯿﻔﻪ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺑﺮﺳﺎﻧﻨﺪ ﻭ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﮔﺴﺘﺎﺧﯽ، ﻭﻇﯿﻔﻪ ﺑﻨﺪﮔﯽ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﺍﺯ ﺧﺎﻟﻖ ﺧﻮﺩ ﺳﺮﭘﯿﭽﯽ ﮐﻨﺪ؛ ﺧﺎﻟﻘﯽ ﮐﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﺧﻠﻘﺖ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻭ ﺧﻠﻖ ﮐﺮﺩﻩ، ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻭ ﺗﺎ ﺍﻭ ﻋﻈﻤﺖ ﺧﺎﻟﻘﺶ ﺭﺍ ﺩﺭﯾﺎﺑﺪ ﻭ ﺭﺍﻩ ﺑﻨﺪﮔﯽ ﺭﺍ ﻣﺤﮑﻢ ﺑﭙﯿﻤﺎﯾﺪ . ﻭﻟﯽ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺭﺍﻩ ﻫﺪﺍﯾﺖ ﻭ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﺭﺍ ﺭﻫﺎ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﺑﻪ ﻫﻮﺍ ﭘﺮﺳﺘﯽ ﻭ ﺧﻮﺩ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﺭﻭﯼ ﺁﻭﺭﺩ . ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺗﻠﺦ ﺑﺎﯾﺪ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﺩﺍﺩ ﻭ ﺍﮔﺮ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺩﺭ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﺣﯿﺎﺕ ﻭ ﺯﻧﺪﮔﯽﺍﺵ، ﺑﺎ ﺍﺧﺘﯿﺎﺭ ﻭ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺧﻮﯾﺶ، ﺍﯾﻦ ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﺎﺕ ﺭﺍ ﮐﻨﺎﺭ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﻭ ﻭﻇﯿﻔﻪ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺸﻨﺎﺳﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺑﭙﺮﺩﺍﺯﺩ؛ ﭘﺎﯾﺎﻧﯽ ﺯﯾﺒﺎ ﻭ ﺷﯿﺮﯾﻦ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﺎﺗﺶ ﺭﻗﻢ ﺯﺩﻩ ﻭ ﻫﺮ ﭼﻪ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﻣﻬﻢ ﺯﻭﺩﺗﺮ ﻋﻤﻠﯽ ﺷﻮﺩ؛ ﺍﯾﻦ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ﻭ ﺷﯿﺮﯾﻨﯽ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ .

ﯾﮏ ﻧﻬﯿﺐ ﻭ ﯾﮏ ﻓﺮﻣﺎﻥ

ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻫﺴﺘﯽ ﺳﺮﺍﺳﺮ ﺣﻖ ﻭ ﺣﻘﯿﻘﺖ، ﺍﯾﻦ ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺍﺯ ﻭﻇﯿﻔﻪ ﺧﻮﺩ ﺳﺮ ﺑﺎﺯ ﺯﺩﻩ ﻭ ﻋﻤﺮ ﻭ ﺯﻧﺪﮔﺎﻧﯽﺍﺵ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺑﻄﺎﻟﺖ ﻭ ﺑﯿﻬﻮﺩﮔﯽ ﻣﯽﮔﺬﺭﺍﻧﺪ . ﺣﺘﯽ ﮔﺎﻫﯽ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺩﺭ ﺑﯿﻬﻮﺩﮔﯽ ﻓﺮﻭ ﻣﯽﺭﻭﺩ ﮐﻪ ﻋﻤﺮﺵ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺑﺎﺯﯼ ﻣﯽﮔﯿﺮﺩ . ﺍﯾﻦ ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﯽ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺑﺰﺭﮒ ﺍﺳﺖ . ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﯽ ﮐﻪ ﮔﺎﻫﯽ ﺗﻤﺎﻡ ﻋﻤﺮ ﯾﮏ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺑﺮ ﻣﯽﮔﯿﺮﺩ ﻭ ﺗﺎ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﻣﺮﮒ ﺑﺎ ﺍﻭﺳﺘﺪﺭ ﺍﻧﺘﻬﺎﯼ ﺁﯾﻪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺑﻪ ﻣﺎ ﻧﻬﯿﺐ ﺯﺩﻩ ﺗﺎ ﺑﻪ ﯾﺎﺩ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﻢ ﮐﻪ ﻗﯿﺎﻣﺖ ﻓﺮﺍ ﻣﯽﺭﺳﺪ . ﭼﻪ ﻋﻤﺮ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺑﻄﺎﻟﺖ ﮔﺬﺭﺍﻧﺪﻩ ﺑﺎﺷﯿﻢ ﯾﺎ ﺩﺭ ﻏﻔﻠﺖ ﻭ ﮔﻨﺎﻩ، ﺩﺭ ﺁﻥ ﺳﺎﻋﺖ ﺑﺎﯾﺪ ﭘﺎﺳﺨﮕﻮ ﺑﺎﺷﯿﻢ ﻭ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﮐﺎﺭﻫﺎ ﻭ ﺍﻋﺘﻘﺎﺩﺍﺗﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﺭﯾﺎﻓﺖ ﮐﻨﯿﻢ . ﻭﻗﺘﯽ ﻗﯿﺎﻣﺖ ﻭ ﺣﺴﺎﺏ ﻭ ﮐﺘﺎﺏ ﺍﻟﻬﯽ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ؛ ﺩﯾﮕﺮ ﻧﯿﺎﺯ ﻧﯿﺴﺖ ﺣﺘﯽ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺧﺪﺍ ﮐﻪ ﻭﻇﯿﻔﻪ ﻫﺪﺍﯾﺖ ﻣﺮﺩﻡ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﺩ؛ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﮔﻤﺮﺍﻫﯽ ﻣﺮﺩﻡ ﺭﻭﯼ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺗﺮﺵ ﮐﻨﺪ . ﺁﺭﯼ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺑﻪ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮﺵ ﺳﻔﺎﺭﺵ ﮐﺮﺩﻩ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﮔﻤﺮﺍﻫﯽ، ﮐﺎﺭﻫﺎ ﻭ ﻋﻘﺎﯾﺪ ﺑﺎﻃﻞ ﻣﺮﺩﻡ، ﺻﻔﺤﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻧﯿﮑﻮﯾﯽ ﺑﺮﮔﺮﺩﺍﻧﺪ ﻭ ﺑﺮ ﺳﺮ ﺁﻧﻬﺎ ﺣﺘﯽ ﻓﺮﯾﺎﺩﯼ ﻧﺰﺩ .

ﮐﻼﻡ ﺁﺧﺮ

ﻫﺴﺘﯽ، ﺳﺮﺍﺳﺮ ﺣﻖ ﺑﻮﺩﻩ ﻭ ﺑﺎﺯﯼ ﻧﯿﺴﺖ . ﻣﺮﮒ ﻭ ﻗﯿﺎﻣﺖ ﻧﯿﺰ ﺣﻖ ﺑﻮﺩﻩ ﻭ ﻓﺮﺍ ﻣﯽﺭﺳﺪ . ﺁﻧﭽﻪ ﻣﻬﻢ ﺍﺳﺖ ﻧﻮﻉ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻭ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ ﺍﻭ ﺍﺯ ﺧﻠﻘﺖ ﻭ ﻧﻮﻉ ﺯﻧﺪﮔﺎﻧﯽﺍﺵ ﻣﯽﺑﺎﺷﺪ . ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﺪ ﻋﻤﺮﺵ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺑﻄﺎﻟﺖ ﺑﮕﺬﺭﺍﻧﺪ ﯾﺎ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺑﺎﺯﯼ ﺑﮕﯿﺮﺩ؛ ﻭﻟﯽ ﺑﺎ ﻓﺮﺍ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﻣﺮﮒ ﻣﯽﻓﻬﻤﺪ ﮐﻪ ﮐﺎﺭﺵ ﺗﺎ ﭼﻪ ﺣﺪ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺑﻮﺩﻩ، ﺁﻧﺠﺎ ﺩﯾﮕﺮ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺟﺒﺮﺍﻥ ﻧﯿﺴﺖ؛ ﺑﺎﯾﺪ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺁﻥ ﮐﺎﺭﯼ ﮐﺮﺩ .

منبع : تبیان




نوع مطلب :
برچسب ها : مرگ تلخ یا شیرین، اعمال، راه حق وباطل، نسیم ظهور،
لینک های مرتبط :




ﭘﯿﺎﻣﺒﺮﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯽ ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ، ﺩﺭ ﻗﺮﺁﻥ ﻭ ﺳﯿﺮﻩ

ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻭﯾﮋﮔﯿﻬﺎﯼ ﺭﺳﻮﻝ ﮔﺮﺍﻣﯽ ﺍﺳﻼﻡ، ﺭﺣﻤﺖ ﻋﺎﻡ ﻭ ﻓﺮﺍﮔﯿﺮ ﺁﻥ ﮔﺮﺍﻣﯽ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﺍﻫﻞ ﻋﺎﻟﻢ ﺍﺳﺖ . ﻭﻻﺩﺕ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ ﺩﺭﺧﺸﺶ ﻧﻮﺭ ﺭﺣﻤﺖ ﻭ ﻣﺤﺒّﺖ ﺑﺮ ﺳﺮ ﺗﺎ ﺳﺮ ﮔﯿﺘﯽ ﺑﻮﺩ . ﺧﺪﺍﯼ ﺗﻌﺎﻟﯽ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭﯼ ﻫﻤﺎﻧﻨﺪ ﺣﻀﺮﺕ ﺁﻣﻨﻪ ﻋﻠﯿﻬﺎﺍﻟﺴﻼﻡ ﺑﺰﺭﮒ ﺗﺮﯾﻦ ﺍﺭﻣﻐﺎﻥ ﺑﺸﺮﯾﺖ ﻭ ﻣﻈﻬﺮ ﻋﻄﻮﻓﺖ ﻭ ﺭﺣﻤﺖ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎﯼ ﺧﺴﺘﻪ ﺍﺯ ﺧﺸﻮﻧﺖ ﻭ ﮐﯿﻨﻪ ﻭ ﻋﺪﺍﻭﺗﻬﺎﯼ ﺷﯿﻄﺎﻧﯽ ﺗﻘﺪﯾﻢ ﺩﺍﺷﺖ .
ﺧﺪﺍﯼ ﻋﺎﻟﻤﯿﺎﻥ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮﺵ ﻓﺮﻣﻮﺩ : ‏« ﻭَﻣﺎ ﺃﺭْﺳَﻠْﻨﺎﮎَ ﺇﻻّ ﺭَﺣْﻤَﺔً ﻟِﻠْﻌﺎﻟَﻤﯿﻦَ ‏» ؛ ‏« ﻭ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺟﺰ ﺭﺣﻤﺘﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺟﻬﺎﻧﯿﺎﻥ ﻧﻔﺮﺳﺘﺎﺩﯾﻢ . ‏»
ﻭ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺍﮐﺮﻡ ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ ﻓﺮﻣﻮﺩ : ‏« ﺇﻧَّﻤﺎ ﺑُﻌِﺜْﺖُ ﺭَﺣْﻤَﺔً؛ ﻣﻦ ﺑﺮﺍﯼ ﺭﺣﻤﺖ ﻣﺒﻌﻮﺙ ﺷﺪﻩ ﺍﻡ . ‏»
ﺑﻪ ﺭﺍﺳﺘﯽ ﮐﻪ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺍﮐﺮﻡ ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ ﺟﻠﻮﻩ ﺑﺎﺭﺯ ﺯﯾﺒﺎﺗﺮﯾﻦ ﺻﻔﺎﺕ ﺍﻟﻬﯽ ﺍﺯ ﺟﻤﻠﻪ ﺭﺣﻤﺖ، ﻣﺤﺒﺖ، ﺷﻔﻘﺖ، ﻣﻮﺩّﺕ، ﺭﺃﻓﺖ ﻭ ﻋﻄﻮﻓﺖ ﺍﺳﺖ .

ﺟﻠﻮﻩ ﻫﺎﯾﯽ ﺍﺯ ﺭﺣﻤﺖ ﻣﺤﻤﺪﯼ ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ
ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺑﻮﯼ ﻋﻄﺮ، ﺑﺎ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯽ، ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺷﺮﺍﮐﺖ ﺷﺎﺩﯼ ﻫﺎ ﺷﻨﺎﺧﺘﯿﻢ . ﺳﺎﯾﻪ ﺑﺎﻥ ﺣﻤﺎﯾﺖ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻫﺮﮔﺰ ﻫﯿﭻ ﺧﺴﺘﻪ ﺍﯼ ﮐﻢ ﻧﯿﺎﻭﺭﺩ ﻭ ﺩﺭ ﺍﻧﺰﻭﺍﯼ ﻏﺮﺑﺖ ﻫﯿﭻ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ، ﭘﺲ ﺍﺯ ﺑﺮﺩﻥ ﻧﺎﻡ ﺗﻮ ﺑﯽ ﻧﺼﯿﺐ ﺍﺯ ﺷﻮﻕ ﻧﻤﺎﻧﺪ . ﺗﻮ ﺁﻣﺪﻩ ﺑﻮﺩﯼ ﺗﺎ ﺳﻼﻡ ﮐﺮﺩﻥ ﺭﺍ ﺣﺘﯽ ﺑﻪ ﮐﺒﻮﺗﺮﺍﻥ ﺑﯿﺎﻣﻮﺯﯼ . ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﺸﻨﮕﯽ ﻫﺎ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﺍﺷﺘﯽ . ﻫﻤﻮﺍﺭﺗﺮ ﺍﺯ ﻧﺴﯿﻢ، ﮔﺮﻩ ﮔﺸﺎﯼ ﻏﻨﭽﻪ ﻫﺎ ﺑﻮﺩﯼ . ﻓﺼﻞ ﻫﺎ ﻓﺮﻣﺎﻧﺒﺮﺩﺍﺭ ﺗﻮ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﻭ ﺳﺮ ﺑﻪ ﺭﺍﻩ ﺩﻋﺎﻫﺎﯼ ﺑﺎﺭﺁﻭﺭﺕ . ﻧﻮﺭ ﺑﺎ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﺗﻮ ﻣﻨﺘﺸﺮ ﻣﯽ ﺷﺪ . ﺯﻣﯿﻦ ﺑﻪ ﺣﮑﻢ ﺗﻮ ﺣﺎﺻﻞ ﺧﯿﺰ ﺑﻮﺩ . ﻗﻠﺐ ﺗﻮ ﮔﺮﻣﺎﯼ ﺁﻓﺘﺎﺏ، ﺩﺳﺖ ﺗﻮ ﺳﺨﺎﻭﺕ ﺍﺑﺮ، ﭼﺸﻢ ﺗﻮ ﻋﻨﺎﯾﺖ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﺭﻗﻢ ﻣﯽ ﺯﺩ . ﺑﯽ ﺩﺭﯾﻎِ ﻫﺪﺍﯾﺖ ﺑﻮﺩﯼ ﻭ ﺳﭙﯿﺪﻩ ﻫﺮ ﺳﺤﺮ، ﺭﺍﻩ ﺍﻓﻖ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻧﮕﺎﻩ ﻫﺎﯼ ﺷﺐ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﺗﻮ ﻣﯽ ﺁﻣﻮﺧﺖ .
ﻫﺮﮔﺰ ﺑﻪ ﺧﻮﺍﺏ ﻧﺮﻓﺘﯽ، ﻫﺮﮔﺰ ﭼﺸﻢ ﺍﺯ ﺯﻣﯿﻦ ﻭ ﻣﺮﺩﻣﺎﻧﺶ ﺑﺮﻧﺪﺍﺷﺘﯽ، ﻫﺮﮔﺰ ﺧﻄﺎﻫﺎﯼ ﺟﻬﻞ ﺁﺩﻣﯿﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺭﻭﯼ ﺷﺎﻥ ﻧﯿﺎﻭﺭﺩﯼ، ﺟﺰ ﺳﺨﻦ ﺍﺯ ﺩﺍﻧﺶ ﻭ ﻋﺸﻖ ﻧﮕﻔﺘﯽ ﻭ ﺑﺎ ﻧﺎﻣﻬﺮﺑﺎﻧﺎﻥ ﻫﯿﭻ ﻣﺪﺍﺭﺍ ﻧﮑﺮﺩﯼ . ﭼﻪ ﺁﺑﯽ ﺑﻮﺩ ﺩﻟﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭﺵ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺭﻧﮓ ﻣﯽ ﺑﺎﺧﺖ . ﭼﻪ ﺑﯿﮑﺮﺍﻥ ﺑﻮﺩﯼ ﮐﻪ ﺩﺭﯾﺎﻫﺎﯼ ﻋﺎﻟﻢ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺗﮑﯿﻪ ﻣﯽ ﺩﺍﺩﻧﺪ . ﻭﺣﯽ ﺭﺍ ﺗﻮ ﺍﮔﺮ ﺁﻭﺍﺯ ﻧﺪﺍﺩﻩ ﺑﻮﺩﯼ، ﮐﺠﺎ ﺯﻧﺪﮔﺎﻧﯽ ﻣﯽ ﺁﻣﻮﺧﺘﯿﻢ، ﻣﺎ ﻧﺎﺑﻠﺪﺍﻥِ ﻣﻠﮑﻮﺕ ﻭ ﻋﺒﺎﺩﺕ . ﻓﺮﺳﻮﺩﮔﯽ ﻗﻠﺐ ﻫﺎﯼ ﻓﻘﺮ ﺩﯾﺪﻩ ﺑﺎ ﻟﺒﺨﻨﺪﯼ ﺍﺯ ﺳﻮﯼ ﺗﻮ ﺟﻮﺍﻥ ﻣﯽ ﺷﺪ ﻭ ﺑﻪ ﻏﻨﺎ ﻣﯽ ﺭﺳﯿﺪ .

ﺭﻓﺘﺎﺭ ﺷﻨﺎﺳﯽ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭ ﺍﻟﻪ
ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﮔﺸﺎﺩﻩ ﺭﻭ، ﻧﺮﻡ ﺧﻮ ﻭ ﺁﺳﺎﻥ ﮔﯿﺮ ﺑﻮﺩ . ‏( ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺑﻪ ﺁﺳﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﻣﯽ ﺷﺪﻧﺪ . ‏) ﭘﺮﺧﺎﺵ ﻧﻤﯽ ﮐﺮﺩ، ﻓﺤﺶ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﺩ، ﻋﯿﺐ ﺟﻮ ﻧﺒﻮﺩ ﻭ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﻭ ﺗﻤﺠﯿﺪ ﺯﯾﺎﺩ ﻧﯿﺰ ﻧﻤﯽ ﮐﺮﺩ . ﺍﺯ ﺁﻥ ﭼﻪ ﺧﻮﺵ ﻧﺪﺍﺷﺖ ﺑﺎ ﺗﻐﺎﻓﻞ ﻣﯽ ﮔﺬﺷﺖ ‏( ﺁﻥ ﺭﺍ ﻧﺎﺩﯾﺪﻩ ﻣﯽ ﮔﺮﻓﺖ ‏) ﻭ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﻧﺎﺍﻣﯿﺪ ﻧﻤﯽ ﻓﺮﻣﻮﺩ .
ﺧﻮﯾﺸﺘﻦ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺳﻪ ﮐﺎﺭ ﺑﺎﺯ ﻣﯽ ﺩﺍﺷﺖ : ﺟﺪﺍﻝ ‏( ﮔﻔﺖ ﻭ ﮔﻮﯼ ﺑﯿﻬﻮﺩﻩ ‏) ، ﺯﯾﺎﺩﻩ ﺧﻮﺍﻫﯽ، ﭘﺮﺩﺍﺧﺘﻦ ﺑﻪ ﺍﻣﻮﺭ ﺑﯽ ﻓﺎﯾﺪﻩ .
ﻭ ﺩﺭ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﺑﺎ ﻣﺮﺩﻡ ﻧﯿﺰ ﺍﺯ ﺳﻪ ﮐﺎﺭ ﭘﺮﻫﯿﺰ ﻣﯽ ﻓﺮﻣﻮﺩ : ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺑﺪﯼ ﯾﺎﺩ ﻧﻤﯽ ﮐﺮﺩ، ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﺳﺮﺯﻧﺶ ﻧﻤﯽ ﻓﺮﻣﻮﺩ، ﺍﺯ ﻋﯿﺐ ﻫﺎ ﻭ ﺧﻄﺎﻫﺎﯼ ﻣﺮﺩﻡ ﭘﯽ ﺟﻮﯾﯽ ﻧﻤﯽ ﮐﺮﺩ . ﺍﺯ ﭼﯿﺰﻫﺎﯾﯽ ﺳﺨﻦ ﻣﯽ ﮔﻔﺖ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﺍﺵ ﺍﻣﯿﺪ ﺩﺍﺷﺖ؛ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺳﺨﻦ ﮔﻔﺘﻨﺶ، ﺍﺻﺤﺎﺏ ﺳﺮ ﺑﻪ ﺯﯾﺮ ﻣﯽ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻨﺪ، ﺁﻧﭽﻨﺎﻥ ﮐﻪ ﮔﻮﯾﯽ ﺑﺮ ﺗﺎﺭﮎ ﺁﻧﺎﻥ ﭘﺮﻧﺪﻩ ﺍﯼ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺍﺳﺖ . ‏( ﺁﺭﺍﻡ ﻭ ﺑﺪﻭﻥ ﺣﺮﮐﺖ ﻣﯽ ﻣﺎﻧﺪﻧﺪ، ‏) ﺑﻪ ﮐﻼﻡ ﺍﻭ ﮔﻮﺵ ﻣﯽ ﺳﭙﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺳﺎﮐﺖ ﻣﯽ ﺷﺪ، ﺁﻧﺎﻥ ﺳﺨﻦ ﺁﻏﺎﺯ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻧﺪ .
ﻫﻤﻨﺸﯿﻨﺎﻥ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺑﺮ ﺳﺮ ﭼﯿﺰﯼ ﺑﺎ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﺟﻨﮓ ﻭ ﺟﺪﺍﻝ ﻧﻤﯽ ﮐﺮﺩﻧﺪ، ﻫﺮ ﮐﺲ ﺳﺨﻦ ﻣﯽ ﮔﻔﺖ، ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺑﻪ ﺍﻭ ﮔﻮﺵ ﻣﯽ ﺳﭙﺮﺩﻧﺪ ﺗﺎ ﮐﻼﻡ ﺍﻭ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﭘﺬﯾﺮﺩ . ﺗﻨﻬﺎ ﯾﮏ ﻧﻔﺮ ﺍﺯ ﺁﻧﺎﻥ ﺳﺨﻦ ﻣﯽ ﮔﻔﺖ ‏( ﭼﻨﺪ ﻧﻔﺮ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺳﺨﻦ ﻧﻤﯽ ﮔﻔﺘﻨﺪ . ‏)

ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭﺁﺍﻟﻪ ﻭ ﺯﻧﺎﻥ
ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺍﻋﻈﻢ ‏( ﺹ ‏) ﻫﻤﻮﺍﺭﻩ ﻣﺮﺩﺍﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﮐﺮﺍﻡ ﻭ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﺯﻥ ﺳﻔﺎﺭﺵ ﻣﯽ ﻓﺮﻣﻮﺩ ﻭ ﻣﻨﺰﻟﺖ ﻭ ﺷﺄﻥ ﻭﺍﻻﯼ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﮔﻮﺷﺰﺩ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ . ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﻋﺎﻣﻞ ﺁﻥ ﺗﻌﺎﻟﯿﻢ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺑﺎ ﺳﯿﺮﻩ ﻭ ﻣﻨﺶ ﺯﯾﺒﺎﯼ ﺧﻮﺩ ﺍﻟﮕﻮ ﻭ ﺭﺍﻫﻨﻤﺎﯼ ﻣﺮﺩﺍﻥ ﺩﺭ ﺗﻌﺎﻟﯿﻢ ﻭ ﺣﻔﻆ ﺣﻘﻮﻕ ﺯﻧﺎﻥ ﺑﻮﺩ .
ﺳﯿﺮﻩ ﻧﻮﯾﺴﺎﻥ ﺍﺣﺎﺩﯾﺜﯽ ﺍﺯ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺍﮐﺮﻡ ‏( ﺹ ‏) ﻧﻘﻞ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﻓﺮﻣﻮﺩ : ﺃﻧﺎ ﺍﺑﻦ ﺍﻟﻌﻮﺍﺗﮑﻪ ﻭ ﺃﻧﺎ ﺍﺑﻦ ﺍﻟﻔﻮﺍﻃﻢ ﺩﺭ ﺑﯿﻦ ﺳﻠﺴﻠﻪ ﻣﺎﺩﺭﺍﻥ ﺣﻀﺮﺕ، 12 ﻧﻔﺮ ﺍﺯ ﺁﻧﺎﻥ ﻋﺎﺗﮑﻪ ﻭ 4 ﻧﻔﺮ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﻧﺎﻡ ﺩﺍﺷﺘﻨﺪ . ﯾﻌﻘﻮﺑﯽ ﻣﻮﺭﺥ ﺷﯿﻌﻪ ﺗﺄﮐﯿﺪ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺍﻋﻈﻢ ‏( ﺹ ‏) ﺩﻭ ﺟﻤﻠﻪ ﻓﻮﻕ ﺭﺍ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺑﻪ ﮐﺎﺭ ﻣﯽ ﺑﺮﺩ . ﻋﻠﺖ ﻧﯿﺰ ﺁﻥ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺟﺎﻫﻠﯿﺖ ﺯﻥ ﻫﺎ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺗﺤﻘﯿﺮ ﻣﯽ ﺷﺪﻧﺪ ﻭ ﺣﻘﻮﻕ ﺁﻥ ﻫﺎ ﭘﺎﯾﻤﺎﻝ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﯾﺪ . ﮔﺮﺍﻣﯽ ﺩﺍﺷﺖ ﺳﻠﺴﻠﻪ ﻧﺴﺐ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺍﺯ ﺟﺎﻧﺐ ﭘﺪﺭ ﻣﻨﻈﻮﺭ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﯾﺪ ﻭ ﻧﺎﻣﯽ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭﺍﻥ ﺁﻥ ﻫﺎ ﺑﻪ ﻣﯿﺎﻥ ﻧﻤﯽ ﺁﻣﺪ . ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺍﻋﻈﻢ ‏( ﺹ ‏) ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﻭﯾﮋﻩ ﺑﻪ ﺯﻧﺎﻥ ﺟﺎﯾﮕﺎﻩ ﻫﻤﺎﻧﻨﺪﯼ ﺑﺎ ﻣﺮﺩﺍﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﺁﻧﺎﻥ ﻗﺎﯾﻞ ﺑﻮﺩ . ﻭ ﺑﺮﺧﻼﻑ ﺍﯾﻦ ﻋﻘﯿﺪﻩ ﮐﻪ ﺯﻥ ﻭ ﻧﺎﻡ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻣﺎﯾﻪ ﺷﺮﻣﺴﺎﺭﯼ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺴﺘﻨﺪ ﻭ ﺣﺘﯽ ﺩﺧﺘﺮﺍﻥ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺯﻧﺪﻩ ﺑﻪ ﮔﻮﺭ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻧﺪ، ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﺑﺎ ﺍﻓﺘﺨﺎﺭ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭﺍﻥ ﺧﻮﯾﺶ ﯾﺎﺩ ﻓﺮﻣﻮﺩ .

ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭﺁﺍﻟﻪ ﻭ ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ
ﺭﺳﻮﻝ ﺍﮐﺮﻡ ‏( ﺹ ‏) ﺑﻪ ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﻣﯽ ﮔﺬﺍﺷﺖ، ﺍﺯ ﮐﻨﺎﺭ ﺑﺎﺯﯼ ﺁﻥ ﻫﺎ ﺑﻪ ﺁﺭﺍﻣﯽ ﻣﯽ ﮔﺬﺷﺖ ﺗﺎ ﻣﺰﺍﺣﻢ ﻟﺤﻈﻪ ﻫﺎﯼ ﺷﺎﺩ ﺁﻧﺎﻥ ﻧﮕﺮﺩﺩ، ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺖ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﮐﻮﭼﮏ ﻭ ﺣﻘﯿﺮ ﺑﻪ ﺣﺴﺎﺏ ﻧﻤﯽ ﺁﻭﺭﺩ، ﻭ ﺑﺎ ﻫﻤﺔ ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﺩﺭ ﺧﻮﺭ ﺷﺄﻥ ﻭ ﻣﻨﺰﻟﺖ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﻣﯽ ﻧﻤﻮﺩ . ﺃﻧﺲ ﺑﻦ ﻣﺎﻟﮏ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ : ﺭﺳﻮﻝ ﺧﺪﺍ‏( ﺹ ‏) ﻭﻗﺘﯽ ﺍﺯ ﮐﻨﺎﺭ ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﻣﯽ ﮔﺬﺷﺖ ﺑﻪ ﺁﻥ ﻫﺎ ﺳﻼﻡ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ .
ﺳﺠﺴﺘﺎﻧﯽ ﻧﻘﻞ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ‏( ﺹ ‏) ﺑﺮ ﺟﻮﺍﻧﺎﻥ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺑﺎﺯﯼ ﮐﺮﺩﻥ ﻭﺍﺭﺩ ﺷﺪﻩ ﺑﻪ ﺁﻧﺎﻥ ﺳﻼﻡ ﻣﯽ ﻧﻤﻮﺩ . ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ : ﻣﺎ ﺑﭽﻪ ﻫﺎﯼ ﻧﻮﺟﻮﺍﻧﯽ ﺑﻮﺩﯾﻢ ﺭﺳﻮﻝ ﺧﺪ ‏( ﺹ ‏) ﺑﺮ ﻣﺎ ﻭﺍﺭﺩ ﺷﺪ ﻭ ﺑﻪ ﻣﺎ ﺳﻼﻡ ﻧﻤﻮﺩ .
ﻧﻘﻞ ﺷﺪﻩ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺯﻣﺎﻥ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ‏( ﺹ ‏) ﻣﺮﺩﻡ ﺍﻃﻔﺎﻝ ﮐﻮﭼﮏ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺧﺪﻣﺖ ﺣﻀﺮﺕ ﻣﯽ ﺁﻭﺭﺩﻧﺪ ﺗﺎ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ‏( ﺹ ‏) ﺑﺮﺍﯼ ﺁﻧﺎﻥ ﺩﻋﺎ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺍﺳﻤﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺁﻧﺎﻥ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻧﻤﺎﯾﺪ . ﺣﻀﺮﺕ ﺍﻃﻔﺎﻝ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻧﻬﺎﯾﺖ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﺩﺭ ﺑﻐﻞ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﻭ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﻭﺍﻟﺪﯾﻦ ﺁﻥ ﻫﺎ ﺍﻇﻬﺎﺭ ﻣﺤﺒﺖ ﻣﯽ ﻧﻤﻮﺩ . ﮔﺎﻫﯽ ﭘﯿﺶ ﻣﯽ ﺁﻣﺪ ﮐﻪ ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﺩﺭ ﺑﻐﻞ ﺣﻀﺮﺕ ﺍﺩﺭﺍﺭ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻧﺪ، ﻭﺍﻟﺪﯾﻦ ﺷﺎﻥ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﺑﭽﻪ ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﺷﺪﻩ ﺳﺮ ﺁﻧﺎﻥ ﺩﺍﺩ ﻣﯽ ﮐﺸﯿﺪﻧﺪ، ﺍﻣﺎ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ‏( ﺹ ‏) ﺑﻪ ﺷﺪﺕ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﻣﻨﻊ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ ﻭ ﻣﯽ ﮔﺬﺍﺷﺖ ﺗﺎ ﻧﻮﺯﺍﺩﺍﻥ ﻗﻀﺎﯼ ﺣﺎﺟﺖ ﻧﻤﺎﯾﻨﺪ . ﺁﻧﮕﺎﻩ ﺍﺳﻤﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺁﻥ ﺑﺮﮔﺰﯾﺪﻩ ﻭ ﺩﺭ ﺣﻖ ﺷﺎﻥ ﺩﻋﺎ ﻣﯽ ﻓﺮﻣﻮﺩ ﻭ ﻃﻔﻞ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻭﺍﻟﺪﯾﻦ ﻣﯽ ﺳﭙﺮﺩ . ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺭﻓﺘﻦ ﺁﻧﺎﻥ ﻟﺒﺎﺱ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺁﺏ ﻣﯽ ﮐﺸﯿﺪ، ﻭ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﺧﻮﺩ ﻣﻮﺟﺐ ﺳﺮﻭﺭ ﻭ ﺧﻮﺵ ﺣﺎﻟﯽ ﻣﺮﺩﻡ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﯾﺪ .

ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ ﻭ ﺣﻘﻮﻕ ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ﻭ ﻃﺒﯿﻌﺖ
ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺧﺎﺗﻢ ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﻣﺪﺍﺭﺍ ﻭ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯽ ﺑﺎ ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ﻭ ﻧﯿﺰ ﻣﺮﺍﻋﺎﺕ ﺣﺎﻝ ﺿﻌﯿﻒ ﺷﺎﻥ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺳﻮﺍﺭ ﺷﺪﻥ ﻭ ﺩﺭ ﻣﺴﯿﺮ ﺣﺮﮐﺖ، ﺳﻔﺎﺭﺵ ﻫﺎﯼ ﻋﺠﯿﺒﯽ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺍﻧﺪ؛ ﻣﺎﻧﻨﺪ : ‏« ﺧﺪﺍ ﻣﺪﺍﺭﺍ ﮐﺮﺩﻥ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﺑﺮ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺁﻥ ﮐﻤﮏ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ . ﭘﺲ ﻫﺮﮔﺎﻩ ﺑﺮ ﭼﻬﺎﺭﭘﺎﯾﺎﻥ ﻻﻏﺮ ﺳﻮﺍﺭ ﺷﺪﯾﺪ، ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻣﻨﺰﻝ ﻫﺎﯾﺸﺎﻥ ‏( ﺗﻮﻗﻒ ﮔﺎﻩ ﻫﺎ ‏) ﻓﺮﻭﺩ ﺁﻭﺭﯾﺪ . ﺍﮔﺮ ﺯﻣﯿﻦ ﺧﺸﮏ ﻭ ﺑﯽ ﮔﯿﺎﻩ ﺑﻮﺩ، ﺑﺎ ﺷﺘﺎﺏ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺑﮕﺬﺭﯾﺪ، ﻭ ﺍﮔﺮ ﺳﺮﺯﻣﯿﻦ ﺳﺮﺳﺒﺰ ﻭ ﭘﺮﻋﻠﻒ ﺑﻮﺩ، ﺁﻧﻬﺎ ﺩﺭ ﺁﻧﺠﺎ ﺍﺳﺘﺮﺍﺣﺖ ﺩﻫﯿﺪ «!
ﺑﺮﺍﺳﺎﺱ ﺭﻭﺍﯾﺖ ﺩﯾﮕﺮﯼ، ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ : ﺍﯼ ﺭﺳﻮﻝ ﺧﺪﺍ ! ﺁﯾﺎ ﺣﻤﺎﯾﺖ ﺍﺯ ﺣﯿﻮﺍﻥ ﻫﺎ ﻭ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯽ ﺑﺎ ﺁﻧﻬﺎ، ﺛﻮﺍﺑﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺎ ﺩﺍﺭﺩ، ﺩﺭ ﺟﻮﺍﺏ ﻣﯽ ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ : ‏« ﺣﻤﺎﯾﺖ ﺍﺯ ﻫﺮ ﺟﮕﺮ " ﺗﺮﯼ " ‏( ﺳﯿﺮﺍﺏ ﮐﺮﺩﻥ ﻫﺮ ﺗﺸﻨﻪ ﺍﯼ ‏) ﭘﺎﺩﺍﺷﯽ ﻧﺰﺩ ﺧﺪﺍ ﺩﺍﺭﺩ ‏» ﻃﺒﻖ ﺭﻭﺍﯾﺘﯽ ﮐﻪ ـ ﻋﺪﻩ ﺍﯼ ﺍﺯ ﻗﻮﻝ ﻋﺎﯾﺸﻪ ﻭ ـ ﺣﻠﺒﯽ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻗﻮﻝ ﻓﺮﺩﯼ ﻧﺎﻣﻌﻠﻮﻡ ﺩﺭ ﻏﺰﻭﻩ ﺗﺒﻮﮎ ﻧﻘﻞ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ، ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﻭﯾﮋﻩ ﺍﺳﺒﺶ ﺭﺍ ﻧﻮﺍﺯﺵ ﻭ ﺗﯿﻤﺎﺭ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ .

ﺭﺣﻤﺖ ﻣﺤﻤﺪﯼ ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ ﺩﺭ ﻧﮕﺎﻩ ﺍﻧﺪﯾﺸﻤﻨﺪﺍﻥ
ﺧﺎﻧﻢ ﮐﺎﺭﻥ ﺁﺭﻣﺴﺘﺮﺍﻧﮓ، ﺍﺯ ﺻﺎﺣﺐ ﻧﻈﺮﺍﻥ ﻏﯿﺮ ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ ﻭﯾﻦ ﺍﺳﺖ . ﭘﺲ ﺍﺯ ﯾﺎﺯﺩﻩ ﺳﭙﺘﺎﻣﺒﺮ 2002 ﻡ . ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺍﺳﻼﻡ، ﮐﺘﺎﺑﯽ ﻧﻮﺷﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺭﺩﯾﻒ ﭘﺮﻓﺮﻭﺵ ﺗﺮﯾﻦ ﮐﺘﺎﺏ ﻫﺎﯼ ﺳﺎﻝ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ ﻭ ﺍﺭﻭﭘﺎ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺮﻓﺖ . ﺍﻧﮕﯿﺰﻩ ﺍﺻﻠﯽ ﺍﻭ ﺩﺭ ﻧﻮﺷﺘﻦ ﮐﺘﺎﺏ ﻣﺬﮐﻮﺭ، ﺩﻓﺎﻉ ﺍﺯ ﺍﺳﻼﻡ ﻭ ﺭﻭﺷﻦ ﮐﺮﺩﻥ ﺫﻫﻦ ﻣﺴﯿﺤﯿﺎﻥ ﻏﺮﺑﯽ ﺑﻪ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺍﺳﻼﻡ ﺑﻮﺩ . ﺍﻭ ﺩﺭ ﻣﻘﺪﻣﻪ ﮐﺘﺎﺑﺶ ﭼﻨﯿﻦ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺍﺳﺖ :
‏« ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻫﻢّ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺻﺮﻑ ﺟﻠﻮﮔﯿﺮﯼ ﺍﺯ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩﻫﺎﯼ ﻭﺣﺸﯿﺎﻧﻪ ﮔﺮﺩﯾﺪ؛ ﺯﯾﺮﺍ ﻟﻐﺖ ﺍﺳﻼﻡ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎﯼ ﺗﺴﻠﯿﻢ ﺑﻮﺩﻥ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺍﺳﺖ، ﺍﺯ ﺭﯾﺸﻪ ‏« ﺳﻼﻡ ‏» ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎﯼ ‏« ﺻﻠﺢ ‏» ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ . ﻣﺤﻤﺪ ﻣﺮﺩ ﺟﻬﺎﺩ ﺑﻮﺩ، ﻭﻟﯽ ﯾﮏ ﺻﻠﺢ ﻃﻠﺐ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﻫﻢ ﺑﻮﺩ؛ ﺯﯾﺮﺍ ﺟﺎﻥ ﻭ ﺍﻋﺘﻘﺎﺩ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺗﺮﯾﻦ ﯾﺎﺭﺍﻥ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺟﺮﯾﺎﻥ ﺻﻠﺢ ﺑﺎ ﻣﮑﻪ ﺑﻪ ﮔﺮﻭ ﮔﺬﺍﺷﺖ ﺗﺎ ﺍﯾﻦ ﺍﺗﺤﺎﺩ ﺑﺪﻭﻥ ﺧﻮﻧﺮﯾﺰﯼ ﺑﻪ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺭﺳﺪ . ﺍﻭ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﺧﻮﻧﺮﯾﺰﯼ ﻭ ﻗﺘﻞ ﻋﺎﻡ، ﺩﺭ ﻓﮑﺮ ﻣﺬﺍﮐﺮﻩ ﻭ ﺻﻠﺢ ﺑﻮﺩ . ﺁﮔﺎﻫﯽ ﺍﺯ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺣﻀﺮﺕ ﻣﺤﻤﺪ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻣﻘﻄﻊ ﺧﻄﺮﻧﺎﮎ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺑﺸﺮﯼ، ﻻﺯﻡ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﺩﺍﺩ ﮐﻪ ﻣﺘﻌﺼﺒﯿﻦ ﺧﯿﺮﻩ ﺳﺮ ﺑﺎ ﺗﺤﺮﯾﻒ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺑﻪ ﻧﻔﻊ ﺧﻮﺩ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﮐﻨﻨﺪ . ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻏﺮﺑﯽ ﻣﻌﺎﺻﺮ ﺍﺯ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ، ﻣﺴﺎﺋﻞ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻣﻬﻢ ﺗﺮﯼ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﺪﺍﯾﺖ ﺧﻮﺩ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﻣﺘﻐﯿﺮ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﯿﺎﻣﻮﺯﺩ ‏» .


ﻣﺼﻄﻔﯽ ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭﺁﻟﻪ ﺩﺭ ﺷﻌﺮ ﻭ ﺍﺩﺏ
ﺯﻧﺪﻩ ﺍﯼ ﺗﻮ ﺧﯿﻠﯽ ﭘﺮ ﺭﻧﮓ ﺗﺮ ﺍﺯ ﺁﻓﺘﺎﺏ ﮐﻪ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﺻﺒﺢ ﺍﺯ ﻣﺸﺮﻕ ﺟﻮﺍﻧﻪ ﻣﯽ ﺯﻧﺪ . ﺧﯿﻠﯽ ﻣﻠﻤﻮﺱ ﺗﺮ ﺍﺯ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺑﺎﺭﺩ . ﺩﺭﺧﺘﯽ ﮐﻪ ﺗﻮﯾﯽ ﺩﺭ ﭼﻬﺎﺭ ﻓﺼﻞ ﺳﺎﻝ ﺷﮑﻮﻓﻪ ﻭ ﺑﺎﺭ ﺩﺍﺭﺩ؛ ﺩﺭﺧﺘﯽ ﮐﻪ ﺗﻮﯾﯽ ﺳﺒﺰ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺷﮑﻮﻫﻤﻨﺪ . ﺁﻥ ﻗﺪﺭ ﺑﺰﺭﮒ ﮐﻪ ﺳﺎﯾﻪ ﺍﺵ ﺗﻤﺎﻡ ﺯﻣﯿﻦ ﺭﺍ ﻣﯽ ﭘﻮﺷﺎﻧﺪ ﻭ ﺷﮑﻮﻓﻪ ﻫﺎﯾﺶ ﺑﻪ ﻫﻤﻪ ﺍﻫﺎﻟﯽ ﺯﻣﯿﻦ ﻣﯽ ﺭﺳﺪ . ﺗﻮ ﺭﯾﺸﻪ ﺩﺭ ﺑﻬﺸﺖ ﺩﺍﺭﯼ ﻭ ﺑﻬﺸﺖ ﺗﺠﻠﯽ ﺧﺪﺍﺳﺖ . ﺗﻮ ﻫﻢ ﺑﻨﺪﻩ ﺧﺪﺍﯾﯽ، ﺑﻨﺪﻩ ﺍﯼ ﺑﺎ ﻋﻈﻤﺖ ﻭ ﺳﺘﻮﺩﻧﯽ؛ ﺑﻨﺪﻩ ﺍﯼ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﮐﺎﯾﻨﺎﺕ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺣﻀﻮﺭ ﺧﻮﺩﺵ ﻣﺴﺖ ﻭ ﻣﺘﺤﯿﺮ ﮐﺮﺩ؛ ﺑﻨﺪﻩ ﺍﯼ ﺑﺰﺭﮔﻮﺍﺭ ﮐﻪ ﺩﻝ ﺳﻮﺯﺗﺮﯾﻦ ﻓﺮﺩ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﻫﻢ ﻧﻮﻋﺎﻧﺶ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺍﮔﺮ ﺍﯾﻦ ﺣﺲ ﺳﺮﺷﺎﺭ ﺩﺭ ﺍﻭ ﻣﻮﺝ ﻧﻤﯽ ﺯﺩ، ﻣﺤﺎﻝ ﺑﻮﺩ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺭﺩﺍﯼ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮﯼ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﻭﺷﺶ ﺑﯿﻨﺪﺍﺯﺩ .
ﺗﻮ ﭘﺎﮎ ﺗﺮﯾﻦ ﭼﺸﻤﻪ ﺳﺎﺭﯼ ﻫﺴﺘﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺯﻣﯿﻦ ﻭﻗﻒ ﺷﺪ . ﺣﺎﻻ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻫﺰﺍﺭ ﻭ ﭼﻬﺎﺭﺻﺪ ﺳﺎﻝ، ﻭﻗﺘﯽ ﺗﺸﻨﻪ ﻣﯽ ﺷﻮﯾﻢ، ﻭﻗﺘﯽ ﻧﯿﺎﺯ ﺑﻪ ﭘﺎﮐﯽ ﺩﺍﺭﯾﻢ، ﺑﻪ ﺳﺎﺣﺖ ﻣﻘﺪﺱ ﺗﻮ ﭘﻨﺎﻩ ﻣﯽ ﺑﺮﯾﻢ . ﭼﺸﻤﻪ ﺳﺎﺭﯼ ﮐﻪ ﺭﻭﺩ ﻫﺎﯼ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﺍﺯ ﻭﺟﻮﺩﺵ ﻇﻬﻮﺭ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ . ﻧﺴﺒﺖ ﻫﻤﻪ ﺭﻭﺩﺧﺎﻧﻪ ﻫﺎ ﻭ ﺩﺭﯾﺎﻫﺎ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻣﯽ ﺭﺳﺪ . ﺳﺮﭼﺸﻤﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻪ ﺧﻀﺮ ﺭﺍ ﻧﺎﻣﯿﺮﺍ ﮐﺮﺩ . ﻭﺟﻮﺩ ﻣﻘﺪﺱ ﺗﻮﺳﺖ . ﻭﻻﺩﺗﺖ ﺩﺭ ﺗﺎﺭﯾﮑﯽ ﻣﮑﻪ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﺍﻓﺘﺎﺩ، ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﺕ ﺩﺭ ﺗﺎﺭﯾﮑﯽ ﻣﺪﯾﻨﻪ ﻭ ﻫﻨﻮﺯ ﻫﻢ ﺩﺭ ﺗﺎﺭﯾﮑﯽ ﺩﻧﯿﺎ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﺗﻮ ﺭﺍ ﯾﺎﻓﺖ . ﯾﺎﻓﺘﻦ ﭼﺸﻤﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺁﻥ ﻗﺪﺭ ﺩﺷﻮﺍﺭ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ، ﺍﻣﺎ ﻫﺮ ﮐﺲ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺳﺒﻮﯾﺶ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺳﻮﺩ ﻣﯽ ﺑﺮﺩ .





نوع مطلب :
برچسب ها : پیامبر مهربانی درسیره وقرآن، نسیم ظهور،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 14 آذر 1396 :: نویسنده :



‏« ﺩﯾﻦ ﺍﺳﻼﻡ ‏» ؛ ﺩﯾﻦ ﺭﺃﻓﺖ، ﺭﺣﻤﺖ، ﻣﻮﺩّﺕ ﻭ ﺩﻭﺳﺘﯽ ﺍﺳﺖ ﻭ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺍﺳﻼﻡ ‏( ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻭ ﻋﻠﯿﻪ ﻭﺁﻟﻪ ‏) ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﺭﺣﻤﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﻋﺎﻟﻤﯿﺎﻥ ﺍﺯ ﺟﺎﻧﺐ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻣﺒﻌﻮﺙ ﺑﻪ ﺭﺳﺎﻟﺖ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ، .
ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﮐﻠﯽ، ﺩﯾﻦ ﺍﺳﻼﻡ ﺑﺮ ﺍﺳﺎﺱ ﻋﻘﻞ ﻭ ﻣﻨﻄﻖ، ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺑﺎ ﻣﺤﺒﺖ ﻭ ﺩﻭﺳﺘﯽ ﭘﺎﯾﻪ ‌‌ ﮔﺬﺍﺭﯼ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺩﺭ ﺍﺻﻞ ﺍﻭﻝ، ﺩﯾﻦ ﺍﺳﻼﻡ ﺍﺯ ﺧﺸﻮﻧﺖ ﻭ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩ ﺧﺸﻦ ﺑﯿﺰﺍﺭ ﻭ ﻣﺘﻨﻔﺮ ﻣﯽ ﺑﺎﺷﺪ .
ﺑﺮﺍﯼ ﺍﺛﺒﺎﺕ ﺍﯾﻦ ﻣﻄﻠﺐ، ﺁﯾﺎﺕ ﻗﺮﺁﻥ ﻭ ﮐﺘﺎﺏ ﺁﺳﻤﺎﻧﯽ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎﻥ ﻭ ﺳﯿﺮﻩ ﻋﻤﻠﯽ ﺧﻮﺩ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺍﺳﻼﻡ ‏( ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻭ ﻋﻠﯿﻪ ﻭﺁﻟﻪ ‏) ﻭ ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺍﻟﻌﻤﻞ ‌‌ ﻫﺎ ﻭ ﺑﯿﺎﻧﺎﺕ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺍﺳﻼﻡ ﺑﺎﯾﺪ ﻣﻼﺣﻈﻪ ﮔﺮﺩﺩ .
ﻗﺮﺁﻥ ﮐﺮﯾﻢ ﺧﻄﺎﺏ ﺑﻪ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺍﺳﻼﻡ ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ ﻣﯽ ‌‌ ﻓﺮﻣﺎﯾﺪ : ﻣﺎ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻧﻔﺮﺳﺘﺎﺩﯾﻢ ﻣﮕﺮ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﺭﺣﻤﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﺟﻬﺎﻧﯿﺎﻥ . ‏( ﺍﻧﺒﯿﺎﺀ : 107 ‏)
ﺩﯾﻨﯽ ﮐﻪ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮﺵ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﺭﺣﻤﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺮﺩﻡ ﻣﻌﺮﻓﯽ ﻣﯽ ‌‌ ﮐﻨﺪ، ﻣﺴﻠﻤﺎ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺩﯾﻦ ﺧﺸﻮﻧﺖ ﺑﺎﺷﺪ .
ﺩﺭ ﺁﯾﻪ ﺩﯾﮕﺮ ﺑﻪ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺍﺳﻼﻡ ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻭ ﻋﻠﯿﻪ ﻭﺁﻟﻪ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺑﻪ ﺗﻮﺍﺿﻊ ﻭ ﻓﺮﻭﺗﻨﯽ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﻣﻮﻣﻨﯿﻦ ﺭﺍ ﺑﯿﺎﻥ ﻣﯽ ‌‌ ﮐﻨﺪ ﻭ ﻣﯽ ‌‌ ﻓﺮﻣﺎﯾﺪ : ﺑﺎﻝ ﺧﻮﯾﺶ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﻯ ﻣﻮﻣﻨﺎﻥ ﻓﺮﻭ ﮔﺴﺘﺮ . ‏( ﺣﺠﺮ : 88 ‏)
ﻭ ﻧﯿﺰ ﺩﺭ ﺟﺎﯼ ﺩﯾﮕﺮ، ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺑﻪ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮﺵ ﻓﺮﻣﺎﻥ ﻋﻔﻮ ﻭ ﮔﺬﺷﺖ ﻭ ﻣﺪﺍﺭﺍ ﺭﺍ ﺻﺎﺩﺭ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ : ﮔﺬﺷﺖ ﭘﯿﺸﻪ ﻛﻦ ﻭ ﺑﻪ ‏[ ﻛﺎﺭ ‏] ﭘﺴﻨﺪﯾﺪﻩ ﻓﺮﻣﺎﻥ ﺩﻩ ﻭ ﺍﺯ ﻧﺎﺩﺍﻧﺎﻥ ﺭﺥ ﺑﺮﺗﺎﺏ . ‏( ﺍﻋﺮﺍﻑ : 199 ‏)
ﺗﻤﺎﻡ ﺍﯾﻦ ﺁﯾﺎﺕ، ﺑﯿﺎﻧﮕﺮ ﻭ ﻧﺸﺎﻧﻪ ﺭﺣﻤﺖ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺍﺳﻼﻡ ﺻﻠﻮﺍﺕ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭ ﺑﺎ ﻣﻮﺩﺕ ﺑﻮﺩﻥ ﻭ ﻣﻄﺎﺑﻖ ﻣﻨﻄﻖ ﺑﻮﺩﻥ ﺩﯾﻦ ﺍﺳﻼﻡ ﻣﯽ ‌‌ ﺑﺎﺷﺪ؛ ﺯﯾﺮﺍ ﺍﮔﺮ ﺍﺳﻼﻡ ﺩﯾﻦ ﻣﺤﺒﺖ، ﺍﻟﻔﺖ، ﺻﻤﯿﻤﯿﺖ ﻭ ﺩﻭﺳﺘﯽ ﻧﻤﯽ ‌‌ ﺑﻮﺩ، ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﺗﺄﮐﯿﺪ ﺑﻪ ﻋﻔﻮ، ﮔﺬﺷﺖ، ﻣﺤﺒﺖ، ﺍﺧﻼﻕ ﻧﯿﮏ ﻭ ﺍﻣﺜﺎﻝ ﺍﯾﻦ ﺍﻣﻮﺭ ﻣﻌﻨﺎ ﻧﺪﺍﺷﺖ؛ ﺩﯾﻨﯽ ﮐﻪ ﺗﺄﮐﯿﺪ ﻣﯽ ‌‌ ﮐﻨﺪ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻭ ﻋﻠﯿﻪ ﻭﺁﻟﻪ ﺑﺎ ﻋﻔﻮ، ﮔﺬﺷﺖ، ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯽ ﻭ ﻣﺤﺒﺖ ﻭ ﺍﺧﻼﻕ ﻧﯿﮏ ﺑﺎ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻣﻮﻣﻨﯿﻦ ﻣﺘﻮﺍﺿﻊ ﺑﺎﺷﺪ .

ﺩﯾﻦ ﺍﺳﻼﻡ ﺑﺮ ﺍﺳﺎﺱ ﻋﻘﻞ ﻭ ﻣﻨﻄﻖ، ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺑﺎ ﻣﺤﺒﺖ ﻭ ﺩﻭﺳﺘﯽ ﭘﺎﯾﻪ ‌‌ ﮔﺬﺍﺭﯼ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺩﺭ ﺍﺻﻞ ﺍﻭﻝ، ﺩﯾﻦ ﺍﺳﻼﻡ ﺍﺯ ﺧﺸﻮﻧﺖ ﻭ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩ ﺧﺸﻦ ﺑﯿﺰﺍﺭ ﻭ ﻣﺘﻨﻔﺮ ﻣﯽ ﺑﺎﺷﺪ
ﺩﺭ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺍﺳﻼﻡ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﺳﺖ : ﺻﺤﺎﺑﻪ ﮐﺮﺍﻡ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻫﻤﻪ ﺗﺠﺎﻭﺯﺍﺕ ﻭ ﺍﻫﺎﻧﺖ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻣﺸﺮﮐﺎﻥ ﻣﮑﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﻭ ﺍﺻﺤﺎﺑﺶ، ﺭﻭﺍ ﺩﺍﺷﺘﻨﺪ، ﺑﻪ ﻧﺰﺩ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺍﺳﻼﻡ ﻋﺮﺽ ﺩﺍﺷﺘﻨﺪ : ﯾﺎ ﺭﺳﻮﻝ ﺍﻟﻠﻪ ! ﺩﺭ ﺣﻖ ﺍﯾﻦ ﻗﻮﻡ ﻧﻔﺮﯾﻦ ﺑﻔﺮﺳﺘﯿﺪ ﺗﺎ ﺍﺯ ﺷﺮ ﺁﻧﺎﻥ ﻧﺠﺎﺕ ﯾﺎﺑﯿﻢ ، ﻭﻟﯽ
ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺍﺳﻼﻡ ﺩﺭ ﺟﻮﺍﺏ ﺻﺤﺎﺑﻪ ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ : ﺍﻧﯽ ﻟﻢ ﺃُﺑﻌﺚ ﻟﻌﺎﻧﺂ ﻭﺍِﻧﻤﺎ ﺑﻌﺜﺖ ﺭﺣﻤﺔ ‏( ﺍﺑﻦ ﮐﺜﯿﺮ ﺗﻔﺴﯿﺮ ﺍﻟﻘﺮﺁﻥ ﺍﻟﻌﻈﯿﻢ : 3 / 211 ‏) ﺑﺮﺍﯼ ﻧﻔﺮﯾﻦ ﮐﺮﺩﻥ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﻩ ﻧﺸﺪﻩ ﺍﻡ ﺑﻠﮑﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺭﺣﻤﺖ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﻩ ﺷﺪﻩ ﺍﻡ . ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﺭﻭﺵ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺍﺳﻼﻡ ، ﺭﻭﺵ ﻋﻔﻮ ﻭ ﮔﺬﺷﺖ ﻭ ﺭﺣﻤﺖ ﻭ ﻣﺮﺣﻤﺖ .

ﺭﻓﺘﺎﺭ ﻭ ﺳﯿﺮﻩ ﻋﻤﻠﯽ ﺍﺳﻼﻡ :
-1 ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺍﺳﻼﻡ ﺻﻠﻮﺍﺕ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺩﻟﺴﻮﺯ ﻭ ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ . ﻟﺬﺍ ﺍﮔﺮ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﻋﻨﺎﺩ ﺑﻪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﯾﮑﺘﺎ ﺍﯾﻤﺎﻥ ﻧﻤﯽ ﺁﻭﺭﺩﻧﺪ، ﻏﻢ ﻭ ﻏﺼﻪ ﯼ ﮔﻤﺮﺍﻫﯽ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ، ﺑﺮ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺳﻨﮕﯿﻨﯽ ﻣﯽ ‌‌ ﮐﺮﺩ ﺗﺎ ﺟﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻗﺮﺁﻥ ﻣﯽ ‌‌ ﻓﺮﻣﺎﯾﺪ : ﮔﻮﯾﻰ ﻣﻰ ﺧﻮﺍﻫﻰ ﺟﺎﻥ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺷﺪّﺕ ﺍﻧﺪﻭﻩ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺑﺪﻫﻰ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﯾﻨﻜﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﺍﯾﻤﺎﻥ ﻧﻤﻰ ﺁﻭﺭﻧﺪ . ‏( ﺷﻌﺮﺍﺀ 3: ‏)
ﺍﯾﻦ ﮐﻼﻡ ﺧﺪﺍ ، ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯽ ﻭ ﺩﻟﺴﻮﺯﯼ ﺧﺎﻟﺼﺎﻧﻪ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺭﺍ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﯽ ‌‌ ﺩﻫﺪ .

-2 ﺍﺧﻼﻕ ﻧﯿﮏ؛ ﺑﻪ ﺷﻬﺎﺩﺕ ﺗﺎﺭﯾﺦ، ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺍﺳﻼﻡ ‏( ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻭ ﻋﻠﯿﻪ ﻭﺁﻟﻪ ‏) ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﻭ ﻧﯿﮑﻮﺗﺮﯾﻦ ﺍﺧﻼﻕ ﺭﺍ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺍﺳﺖ . ﺭﻓﺘﺎﺭ ﻭ ﮔﻔﺘﺎﺭ ﺧﻮﺩ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺍﺳﻼﻡ ، ﻫﻢ ﺍﺯ ﻧﻈﺮ ﻗﺮﺁﻥ ﻭ ﻫﻢ ﺍﺯ ﻧﻈﺮ ﺗﺎﺭﯾﺦ، ﻧﺸﺎﻥ ﻣﯽ ‌‌ ﺩﻫﺪ ﮐﻪ ﺣﻀﺮﺕ ﻧﯿﮑﻮﺗﺮﯾﻦ ﺍﺧﻼﻕ ﻭ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﮔﻔﺘﺎﺭ، ﺣﺘﯽ ﺑﺎ ﺩﺷﻤﻨﺎﻥ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺍﺳﺖ .
ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺑﺎ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯽ ﻭ ﻧﯿﮑﻮﺋﯽ ﺑﺎ ﻣﺮﺩﻡ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﻣﯽ ﻧﻤﻮﺩ ﮐﻪ ﻗﺮﺁﻥ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻧﻤﻮﻧﻪ ﺍﺧﻼﻕ ﻋﻈﯿﻢ ﻣﻌﺮﻓﯽ ﻣﯽ ‌ ﮐﻨﺪ ‏« ﺇِﻧَّﻚَ ﻟَﻌَﻠﻰ ﺧُﻠُﻖٍ ﻋَﻈﯿﻢٍ )« ﻗﻠﻢ 4: ‏) .
ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺍﺳﻼﻡ ﺻﻠﻮﺍﺕ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ، ﺩﺭ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﺴﺎﺋﻞ ﺑﺎ ﺻﺒﺮ، ﺷﮑﯿﺒﺎﺋﯽ، ﻋﻔﻮ ﻭ ﮔﺬﺷﺖ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺩﺭ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩ ﺑﺎ ﻫﻤﮕﺎﻥ ﺑﺎ ﭼﻬﺮﻩ ﺍﯼ ﺑﺎﺯ ﻭ ﺑﺸﺎﺵ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩ ﻣﯽ ‌‌ ﻧﻤﻮﺩ .
ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﯾﻬﻮﺩﯼ ﺣﻀﺮﺕ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﺑﺎ ﺧﺎﮐﺴﺘﺮ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﺍﺳﺘﻘﺒﺎﻝ ﻣﯽ ‌‌ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺑﺪﻭﻥ ﻫﯿﭻ ﻭﺍﮐﻨﺸﯽ، ﭘﺲ ﺍﺯ ﺗﮑﺎﻥ ﺩﺍﺩﻥ ﻟﺒﺎﺱ ‌ ﻫﺎ ﻭ ﻣﺮﺗﺐ ﮐﺮﺩﻥ ﻭﺿﻊ ﻇﺎﻫﺮﯼ ﺍﺵ ﺑﻪ ﺭﺍﻩ ﺧﻮﺩ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﻣﯽ ﺩﺍﺩ، ﻭ ﺭﻭﺯ ﺑﻌﺪ، ﺑﺎ ﺁﻧﮑﻪ ﻣﯽ ‌‌ ﺩﺍﻧﺴﺖ ﻫﻤﺎﻥ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﺩ، ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻣﺴﯿﺮ ﻧﻤﯽ ‌‌ ﺩﺍﺩ . ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﺍﺯ ﺁﻧﺠﺎ ﻣﯽ ﮔﺬﺷﺖ، ﺑﺎ ﮐﻤﺎﻝ ﺗﻌﺠﺐ ﺍﺯ ﺧﺎﮐﺴﺘﺮ ﺧﺒﺮﯼ ﻧﺸﺪ . ﺣﻀﺮﺕ ﺑﺎ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﺰﺭﮔﻮﺍﺭﺍﻧﻪ ‌‌ ﺍﯼ ﮔﻔﺖ : ﺭﻓﯿﻖ ﻣﺎ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺑﻪ ﺳﺮﺍﻍ ﻣﺎ ﻧﯿﺎﻣﺪ ! ﮔﻔﺘﻨﺪ : ﺑﯿﻤﺎﺭ ﺍﺳﺖ . ﻓﺮﻣﻮﺩ : ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﻋﯿﺎﺩﺗﺶ ﺑﺮﻭﯾﻢ . ﺑﯿﻤﺎﺭ ﯾﻬﻮﺩﯼ، ﻭﻗﺘﯽ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺍﺳﻼﻡ ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻭ ﻋﻠﯿﻪ ﻭﺁﻟﻪ ﺭﺍ ﺑﺎﻻﯼ ﺳﺮﺵ ﺗﻤﺎﺷﺎ ﻧﻤﻮﺩ، ﺩﺭ ﭼﻬﺮﻩ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﺻﻤﯿﻤﯿﺖ ﻭ ﻣﺤﺒﺖ ﺻﺎﺩﻗﺎﻧﻪ ﺍﯼ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﮐﺮﺩ ﮐﻪ ﮔﻮﯾﯽ ﺳﺎﻟﻬﺎ ﺍﺳﺖ ﺑﺎ ﻭﯼ ﺳﺎﺑﻘﻪ ﺩﻭﺳﺘﯽ ﻭ ﺁﺷﻨﺎﯾﯽ ﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﺗﻤﺎﻡ ﮐﯿﻨﻪ ﻫﺎﯼ ﻣﺮﺩ ﯾﻬﻮﺩﯼ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺣﻀﺮﺕ ﺑﻪ ﻣﻬﺮ ﻭ ﺻﻔﺎ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﮔﺮﺩﯾﺪ .
ﺁﯾﺎ ﺩﯾﻨﯽ ﮐﻪ ﺭﻫﺒﺮﺵ ﺣﺘﯽ ﺑﺎ ﺩﺷﻤﻨﺎﻧﺶ ﺍﯾﻨﮕﻮﻧﻪ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ، ﺩﯾﻨﯽ ﺧﺸﻦ ﻭ ﺑﯽ ﺭﺣﻢ ﺍﺳﺖ ﯾﺎ ﺩﯾﻦ ﺑﺎ ﺻﻔﺎ ﻭ ﻣﺤﺒﺖ ﻭ ﺍﺧﻼﻕ ﻭ ﻣﻬﺮ ﻭ ﻋﺎﻃﻔﻪ؟ !!
ﻗﺮﺁﻥ ﮐﺮﯾﻢ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﺍﺧﻼﻕ ﻭ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﮔﺴﺘﺮﺵ ﻗﻠﻤﺮﻭ ﺍﺳﻼﻡ ﻭ ﺗﻮﺳﻌﻪ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎﻥ ﭼﻨﯿﻦ ﻣﯽ ‌‌ ﻓﺮﻣﺎﯾﺪ : ﭘﺲ ﺑﻪ ‏[ ﺑﺮﻛﺖ ‏] ﺭﺣﻤﺖ ﺍﻟﻬﻰ ﺑﺎ ﺁﻧﺎﻥ ﻧﺮﻣﺨﻮ ‏[ ﻭ ﭘﺮﻣﻬﺮ ‏] ﺷﺪﻯ ﻭ ﺍﮔﺮ ﺗﻨﺪﺧﻮ ﻭ ﺳﺨﺘﺪﻝ ﺑﻮﺩﻯ ﻗﻄﻌﺎً ﺍﺯ ﭘﯿﺮﺍﻣﻮﻥ ﺗﻮ ﭘﺮﺍﻛﻨﺪﻩ ﻣﻰ ﺷﺪﻧﺪ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺁﻧﺎﻥ ﺩﺭﮔﺬﺭ ﻭ ﺑﺮﺍﯾﺸﺎﻥ ﺁﻣﺮﺯﺵ ﺑﺨﻮﺍﻩ ﻭ ﺩﺭ ﻛﺎﺭ ‏[ ﻫﺎ ‏] ﺑﺎ ﺁﻧﺎﻥ ﻣﺸﻮﺭﺕ ﻛﻦ ﻭ ﭼﻮﻥ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﮔﺮﻓﺘﻰ ﺑﺮ ﺧﺪﺍ ﺗﻮﻛﻞ ﻛﻦ ﺯﯾﺮﺍ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺗﻮﻛﻞ ﻛﻨﻨﺪﮔﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﻣﻰ ﺩﺍﺭﺩ . ‏( ﺁﻝ ﻋﻤﺮﺍﻥ : 159 ‏)
ﺣﺎﻝ ﺷﻤﺎ ﻓﮑﺮ ﮐﻨﯿﺪ، ﺩﯾﻨﯽ ﮐﻪ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺍﻟﻌﻤﻞ ﺍﺻﻠﯽ ﺍﺵ ﺳﻔﺎﺭﺵ ﺑﻪ ﺍﺧﻼﻕ ﻭ ﺗﻮﺍﺿﻊ ﻭ ﻋﻔﻮ ﻭ ﮔﺬﺷﺖ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﺭﻫﺒﺮﺵ ﺍﯾﻦ ﮔﻮﻧﻪ ﺑﺎ ﺗﻮﺍﺿﻊ ﻭ ﺍﺧﻼﻕ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﮐﻨﺪ، ﺁﯾﺎ ﺑﺎ ﺧﺸﻮﻧﺖ ﺳﺎﺯﮔﺎﺭﯼ ﭘﯿﺪﺍ ﻣﯽ ‌‌ ﮐﻨﺪ؟




نوع مطلب :
برچسب ها : پیامبر اسلام و همسایه یهودی، پیامبر رحمت، پیامبر مهربانی ها، نسیم ظهور، میلاد پیامبر رحمت، رحمه للعالمین، داستان پیامبر وهمسایه یهودی،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 14 آذر 1396 :: نویسنده :


ﺣﻀﺮﺕ ﺭﺳﻮﻝ - ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ - ﻓﺮﻣﻮﺩ : ‏« ﻫﺮ ﺩﻭ ﻧﻔﺮ ﻣﺴﻠﻤﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﻗﻬﺮ ﻭ ﺧﺸﻢ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﺍﺯ ﻫﻢ ﺩﻭﺭﯼ ﺟﻮﯾﻨﺪ ﻭ ﺳﻪ ﺭﻭﺯ ﭼﻨﯿﻦ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﻭ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺻﻠﺢ ﻭ ﺁﺷﺘﯽ ﻧﮑﻨﻨﺪ، ﺍﺯ ﺩﺍﯾﺮﻩ ﺍﺳﻼﻡ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻣﯽ ﺭﻭﻧﺪ . ﻭ ﻫﺮ ﮐﺪﺍﻡ ﮐﻪ ﺍﺑﺘﺪﺍ ﺑﻪ ﺻﻠﺢ ﻭ ﺳﺨﻦ ﮔﻔﺘﻦ ﮐﻨﺪ ﺩﺭ ﺭﻭﺯ ﻗﯿﺎﻣﺖ ﺯﻭﺩ ﺩﺍﺧﻞ ﺑﻬﺸﺖ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ ‏» . ‏( ﮐﺎﻓﯽ، ﺝ 2 ، ﺹ 345 ، ﺡ 5 ‏)
ﻭ ﻧﯿﺰ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﻣﺮﻭﯼ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ : ‏« ﺍﺯ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎﻥ، ﺣﻼﻝ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ : ﺯﯾﺎﺩﺗﺮ ﺍﺯ ﺳﻪ ﺭﻭﺯ ﺍﺯ ﺑﺮﺍﺩﺭ ﺧﻮﺩ ﺩﻭﺭﯼ ﻭ ﻗﻬﺮ ﮐﻨﻨﺪ ‏» . ‏( ﻣﺤﺠﺔ ﺍﻟﺒﯿﻀﺎﺀ، ﺝ 3 ، ﺹ 362 ‏)
ﺍﺯ ﺣﻀﺮﺕ ﺍﻣﺎﻡ ﺟﻌﻔﺮ ﺻﺎﺩﻕ - ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ - ﺭﻭﺍﯾﺖ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ : ‏« ﻫﯿﭻ ﺩﻭ ﻣﺮﺩﯼ ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﻗﻬﺮ ﺍﺯ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﺟﺪﺍ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﻧﺪ ﻣﮕﺮ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﻣﺴﺘﻮﺟﺐ ﻟﻌﻨﺖ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﺩ . ﻭ ﺑﺴﺎ ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ ﻫﺮ ﺩﻭ ﻣﺴﺘﻮﺟﺐ ﺷﻮﻧﺪ . ﺷﺨﺼﯽ ﻋﺮﺽ ﮐﺮﺩ : ﺁﻧﮑﻪ ﻣﻈﻠﻮﻡ ﺍﺳﺖ ﭼﺮﺍ ﻣﺴﺘﻮﺟﺐ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﺩ؟ ﻓﺮﻣﻮﺩ : ﺑﻪ ﺟﻬﺖ ﺍﯾﻨﮑﻪ : ﺍﻭ ﭼﺮﺍ ﺑﺮﺍﺩﺭ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺻﻠﺢ ﻧﻤﯽ ﺧﻮﺍﻧﺪ ﻭ ﺍﺑﺘﺪﺍ ﺑﻪ ﮐﻼﻡ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﺪ . ﺍﺯ ﭘﺪﺭﻡ ﺷﻨﯿﺪﻡ ﮐﻪ ﻣﯽ ﻓﺮﻣﻮﺩ : ﻫﺮﮔﺎﻩ ﺩﻭ ﻧﻔﺮ ﺑﺎ ﻫﻢ ﻧﺰﺍﻉ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﻗﻬﺮ ﮐﻨﺪ، ﺁﻧﮑﻪ ﻣﻈﻠﻮﻡ ﺍﺳﺖ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﻧﺰﺩ ﺁﻥ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺑﯿﺎﯾﺪ ﻭ ﺑﮕﻮﯾﺪ : ﺍﯼ ﺑﺮﺍﺩﺭ ! ﺗﻘﺼﯿﺮ ﺑﺎ ﻣﻦ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻣﻦ ﻇﻠﻢ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻡ، ﺗﺎ ﻧﺰﺍﻉ ﺍﺯ ﻣﯿﺎﻥ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺑﺮﻃﺮﻑ ﺷﻮﺩ . ﺑﻪ ﺩﺭﺳﺘﯽ ﮐﻪ ﺧﺪﺍ ﺣﺎﮐﻢ ﻋﺎﺩﻝ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺍﺯ ﻇﺎﻟﻢ، ﺣﻖ ﻣﻈﻠﻮﻡ ﺭﺍ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﺩ )«. ﮐﺎﻓﯽ، ﺝ 2 ، ﺹ 344 ، ﺡ ‏)
ﻭ ﺣﻀﺮﺕ ﺍﻣﺎﻡ ﻣﺤﻤﺪ ﺑﺎﻗﺮ - ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ - ﻓﺮﻣﻮﺩ ﮐﻪ : ‏« ﺧﺪﺍ ﺭﺣﻤﺖ ﮐﻨﺪ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺍﻟﻔﺖ ﺑﯿﻨﺪﺍﺯﺩ ﻣﯿﺎﻥ ﺩﻭ ﻧﻔﺮ ﺍﺯ ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ ﻣﺎ . ﺍﯼ ﮔﺮﻭﻩ ﻣﺆﻣﻨﯿﻦ ! ﺳﻌﯽ ﮐﻨﯿﺪ ﻭ ﺑﺎ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯽ ﻧﻤﺎﺋﯿﺪ . ‏» ‏( ﮐﺎﻓﯽ، ﺝ 2 ، ﺹ 345 ، ﺡ 6 ‏)

ﺁﺛﺎﺭ ﻗﻬﺮ
-1 ﺧﺴﺮﺍﻥ :
‏« ﺍﻟَّﺬِﯾﻦَ ﯾﻨْﻘُﻀُﻮﻥَ ﻋَﻬْﺪَ ﺍﻟﻠَّﻪِ ﻣِﻦْ ﺑَﻌْﺪِ ﻣِﯿﺜَﺎﻗِﻪِ ﻭَﯾﻘْﻄَﻌُﻮﻥَ ﻣَﺎ ﺃَﻣَﺮَ ﺍﻟﻠَّﻪُ ﺑِﻪِ ﺃَﻥْ ﯾﻮﺻَﻞَ ﻭَﯾﻔْﺴِﺪُﻭﻥَ ﻓِﯽ ﺍﻟْﺄَﺭْﺽِ ﺃُﻭﻟَﺌِﮏ ﻫُﻢُ ﺍﻟْﺨَﺎﺳِﺮُﻭﻥَ ‏» ‏[ 1 ‏]
ﻓﺎﺳﻘﺎﻥ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﭘﯿﻤﺎﻥ ﺧﺪﺍ ﺭﺍ، ﭘﺲ ﺍﺯ ﻣﺤﮑﻢ ﺳﺎﺧﺘﻦ ﺁﻥ، ﻣﯽﺷﮑﻨﻨﺪ ﻭ ﭘﯿﻮﻧﺪﻫﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺧﺪﺍ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺩﺍﺩﻩ ﺑﺮﻗﺮﺍﺭ ﺳﺎﺯﻧﺪ، ﻗﻄﻊ ﻧﻤﻮﺩﻩ ﻭ ﺩﺭ ﺭﻭﯼ ﺯﻣﯿﻦ ﻓﺴﺎﺩ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ؛ ﺍﯾﻨﻬﺎ ﺯﯾﺎﻧﮑﺎﺭﺍﻧﻨﺪ . ﺍﺯ ﻣﺼﺎﺩﯾﻖ ﺍﯾﻦ ﻗﻄﻊ ﺭﺍﺑﻄﻪ، ﻗﻄﻊ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺑﺎ ﺧﻮﯾﺸﺎﻥ ﺍﺳﺖ . ﺩﺭ ﻫﻤﯿﻦ ﺁﯾﻪ، ﭼﻨﯿﻦ ﻋﻤﻠﯽ ﺭﺍ، ﻧﺸﺎﻧﻪ ﻓﺴﻖ ﻭ ﺍﺯ ﻣﻔﺎﺳﺪ ﺩﺭ ﺯﻣﯿﻦ ﻣﯽﺩﺍﻧﺪ .

-2 ﺳﺰﺍﻭﺍﺭ ﺁﺗﺶ :
ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺍﺳﻼﻡ ‏( ﺻﻠﻰ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ ‏) ﻣﯽﻓﺮﻣﺎﯾﻨﺪ :
‏« ﯾﺎ ﺃَﺑَﺎﺫَﺭٍّ ﺃَﻧْﻬَﺎﮎ ﻋَﻦِ ﺍﻟْﻬِﺠْﺮَﺍﻥِ ﻭَ ﺇِﻥْ ﮐﻨْﺖَ ﻟَﺎ ﺑُﺪَّ ﻓَﺎﻋِﻠًﺎ ﻓَﻠَﺎ ﺗَﻬْﺠُﺮْﻩُ ﻓَﻮْﻕَ ﺛَﻠَﺎﺛَﺔِ ﺃَﯾﺎﻡٍ ﮐﻤَﻠًﺎ ﻓَﻤَﻦْ ﻣَﺎﺕَ ﻓِﯿﻬَﺎ ﻣُﻬَﺎﺟِﺮﺍً ﻟِﺄَﺧِﯿﻪِ ﮐﺎﻧَﺖِ ﺍﻟﻨَّﺎﺭُ ﺃَﻭْﻟَﻰ ﺑِﻪِ ‏» ‏[ 2 ‏]
ﺍﻯ ﺍﺑﺎﺫﺭ ﻧﻬﻰ ﻣﯽﮐﻨﻢ ﺗﺮﺍ ﺍﺯ ﻗﻬﺮ ﮐﺮﺩﻥ ﻭ ﺩﻭﺭﻯ ﻧﻤﻮﺩﻥ ﺍﮔﺮ ﭼﻪ ﻧﺎﭼﺎﺭﻯ ﺩﻭﺭﻯ ﻣﮑﻦ ﺑﺮﺍﺩﺭﺕ ﺭﺍ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ﺳﻪ ﺭﻭﺯ ﺗﻤﺎﻡ . ﭘﺲ ﻫﺮ ﮐﺲ ﺑﻤﯿﺮﺩ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺩﻭﺭﻯ ﮐﺮﺩﻥ ﺍﺯ ﺑﺮﺍﺩﺭﺵ ﺁﺗﺶ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺳﺰﺍﻭﺍﺭﺗﺮ ﺑﺎﺷﺪ .

-3 ﻗﺎﺗﻞ ﺑﻮﺩﻥ :
ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺍﺳﻼﻡ ﺻﻠﻰ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ ﻣﯽﻓﺮﻣﺎﯾﻨﺪ :
‏« ﻣﻦ ﻫﺠﺮ ﺃﺧﺎﻩ ﺳﻨﺔ ﻓﻬﻮ ﮐﺴﻔﮏ ﺩﻣﻪ ‏» ‏[ 3 ‏] ؛ ﻫﺮ ﮐﺲ ﯾﮏ ﺳﺎﻝ ﺍﺯ ﺑﺮﺍﺩﺭ ﺧﻮﯾﺶ ﻗﻬﺮ ﮐﻨﺪ ﭼﻨﺎﻧﺴﺖ ﮐﻪ ﺧﻮﻥ ﻭﻯ ﺭﺍ ﺭﯾﺨﺘﻪ ﺍﺳﺖ .

ﺁﺷﺘﯽ ﺩﺭ ﺭﻭﺍﯾﺎﺕ :
ﺣﻀﺮﺕ ﻋﻠﯽ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﻣﯽﻓﺮﻣﻮﺩ :
‏« ﺑﺮ ﺷﻤﺎﺳﺖ ﭘﯿﻮﺳﺘﻦ ﻭ ﻣﻮﺍﻓﻘﺖ ﻭ ﺩﻭﺳﺘﯽ ﮐﺮﺩﻥ ﻭ ﺑﭙﺮﻫﯿﺰﯾﺪ ﺍﺯ ﺑﺮﯾﺪﻥ ﻭ ﺗﺮﮎ ﮐﺮﺩﻥ ﻭ ﻗﻬﺮ ﮐﺮﺩﻥ ﺍﺯ ﻫﻤﺪﯾﮕﺮ ‏» ‏[ 4 ‏]
ﺣﻀﺮﺕ ﺻﺎﺩﻕ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﻣﯽﻓﺮﻣﻮﺩ :
‏« ﭘﯿﻮﺳﺘﻪ ﺗﺎ ﺩﻭ ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ ﺑﺎ ﻫﻢ ﻗﻬﺮﻧﺪ، ﺍﺑﻠﯿﺲ ﺷﺎﺩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﭼﻮﻥ ﺁﺷﺘﻰ ﮐﻨﻨﺪ، ﺯﺍﻧﻮﻫﺎﯾﺶ ﺑﻠﺮﺯﺩ ﻭ ﺑﻬﻢ ﺑﺨﻮﺭﺩ ﻭ ﺑﻨﺪﻫﺎﯾﺶ ﺍﺯ ﻫﻢ ﺑﮕﺴﻠﺪ ﻭ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﮐﺸﺪ : ﺍﻯ ﻭﺍﻯ ﺑﺮ ﻣﻦ ﺍﺯ ﺁﻧﭽﻪ ﺑﻪ ﻫﻼﮐﺖ ﺭﺳﺪ . ‏» ‏[ 5 ‏]
ﺣﻀﺮﺕ ﺍﻣﺎﻡ ﺑﺎﻗﺮ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﻣﯽﻓﺮﻣﻮﺩ :
‏« ﺑﻪ ﺭﺍﺳﺘﯽ ﮐﻪ ﺷﯿﻄﺎﻥ ﺩﺷﻤﻨﻰ ﺍﻓﮑﻨﺪ ﻣﯿﺎﻥ ﻣﺆﻣﻨﺎﻥ ﺗﺎ ﺑﺮ ﻧﮕﺮﺩﺩ ﯾﮑﯿﺸﺎﻥ ﺍﺯ ﺩﯾﻨﺶ ﻭ ﭼﻮﻥ ﭼﻨﺎﻥ ﮐﻨﻨﺪ ﺑﻪ ﭘﺸﺖ ﺑﺨﻮﺍﺑﺪ ﻭ ﻭﺍﮐﺸﺪ ﻭ ﺳﭙﺲ ﮔﻮﯾﺪ : ﭘﯿﺮﻭﺯ ﺷﺪﻡ . ﭘﺲ ﺧﺪﺍ ﺭﺣﻤﺖ ﮐﻨﺪ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺍﻟﻔﺖ ﺩﻫﺪ ﺩﻭ ﺗﺎ ﺩﻭﺳﺖ ﻣﺎ ﺭﺍ، ﺍﻯ ﮔﺮﻭﻩ ﻣﺆﻣﻨﺎﻥ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺩﻭﺳﺖ ﺷﻮﯾﺪ ﻭ ﺑﺎ ﻫﻢ ﻣﻬﺮ ﻭﺭﺯﯾﺪ . ‏» ‏[ 6 ‏]

ﻓﻀﯿﻠﺖ ﺁﺷﺘﯽ ﺩﺍﺩﻥ ﻣﺮﺩﻡ :
ﺍﺻﻼﺡ ﺑﯿﻦ ﻣﺮﺩﻡ ﻭ ﺑﺮﻗﺮﺍﺭﯼ ﺻﻠﺢ ﻭ ﺁﺷﺘﯽ، ﺧﻮﺍﺳﺘﻪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻣﺘﻌﺎﻝ ﺍﺳﺖ ﻭ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮﺍﻥ ﺍﻟﻬﯽ ﻧﯿﺰ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖﻫﺎ ﻭ ﻣﺄﻣﻮﺭﯾﺖﻫﺎﯼ ﺧﻮﯾﺶ ﺭﺍ ﺑﺮﭘﺎﯾﯽ ﺻﻠﺢ ﻭ ﺯﺩﻭﺩﻥ ﺍﺧﺘﻼﻑ ﺍﺯ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺑﺸﺮﯼ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩﻧﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺭﺍﻩ ﺍﺯ ﻫﯿﭻ ﮐﻮﺷﺸﯽ ﻓﺮﻭﮔﺬﺍﺭ ﻧﮑﺮﺩﻧﺪ .
ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺍﺳﻼﻡ ﺻﻠﻰ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ ﻣﯽﻓﺮﻣﺎﯾﻨﺪ :
‏« ﺑﺎ ﻫﻢ ﺩﺷﻤﻦ ﻧﺒﺎﺷﯿﺪ، ﻭ ﺑﻬﻢ ﺣﺴﺪ ﻧﺒﺮﯾﺪ ﻭ ﺑﻬﻢ ﭘﺸﺖ ﻧﮑﻨﯿﺪ ﻭ ﺍﺯ ﻫﻢ ﻧﺒُﺮﯾﺪ ﻭ ﺑﺮﺍﺩﺭﺍﻧﻪ ﺑﻨﺪﮔﺎﻥ ﺧﺪﺍ ﺑﺎﺷﯿﺪ 7]«. ‏]



ﻭﻇﯿﻔﻪ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺍﺧﺘﻼﻓﺎﺕ
ﺍﺳﻼﻡ، ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﻣﻮﻇﻒ ﺑﻪ ﺧﺎﻣﻮﺵ ﮐﺮﺩﻥ ﺁﺗﺶ ﻧﺰﺍﻉ ﻫﺎ ﻭ ﮐﯿﻨﻪ ﻫﺎ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ . ﺣﻀﺮﺕ ﻋﻠﯽ ﻋﻠﯿﻪﺍﻟﺴﻼﻡ ﺩﺭ ﻭﺻﯿﺖ ﻧﺎﻣﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻥ ﻭ ﻫﻤﻪ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﮔﻔﺘﻪ ﺍﻭ ﺑﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﻣﯽﺭﺳﺪ، ﺗﻮﺻﯿﻪ ﻣﯽﮐﻨﺪ :
‏« ﺃُﻭﺻِﯿﮑﻤَﺎ ﻭَ ﺟَﻤِﯿﻊَ ﻭَﻟَﺪِﯼ ﻭَ ﺃَﻫْﻠِﯽ ﻭَ ﻣَﻦْ ﺑَﻠَﻐَﻪُ ﮐﺘَﺎﺑِﯽ ﺑِﺘَﻘْﻮَﻯ ﺍﻟﻠَّﻪِ ﻭَ ﻧَﻈْﻢِ ﺃَﻣْﺮِﮐﻢْ ﻭَ ﺻَﻠَﺎﺡِ ﺫَﺍﺕِ ﺑَﯿﻨِﮑﻢ ‏» ‏[ 8 ‏]
ﺷﻤﺎ ﻭ ﻫﻤﻪ ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻧﻢ ﻭ ﮐﺴﺎﻧﻢ ﻭ ﺁﻥ ﺭﺍ ﮐﻪ ﻧﺎﻣﻪ ﻣﻦ ﺑﺪﻭ ﺭﺳﺪ ﺳﻔﺎﺭﺵ ﻣﯽﮐﻨﻢ ﺑﻪ ﺗﺮﺱ ﺍﺯ ﺧﺪﺍ ﻭ ﺁﺭﺍﺳﺘﻦ ﮐﺎﺭﻫﺎ ﻭ ﺁﺷﺘﯽ ﺑﺎ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﮐﻪ ﻣﻦ ﺍﺯ ﺟﺪ ﺷﻤﺎ ﺷﻨﯿﺪﻡ ﮐﻪ ﻣﯽﮔﻔﺖ : ﺁﺷﺘﯽ ﺩﺍﺩﻥ ﻣﯿﺎﻥ ﻣﺮﺩﻣﺎﻥ، ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺳﺖ ﺍﺯ ﻧﻤﺎﺯ ﻭ ﺭﻭﺯﻩ ﺳﺎﻟﯿﺎﻥ .
ﺑﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺩﺭ ﺍﺳﻼﻡ ﺩﺭﻭﻍ ﮔﻔﺘﻦ ﺍﺯ ﮔﻨﺎﻫﺎﻥ ﮐﺒﯿﺮﻩ ﺍﺳﺖ ﻣﯽﺗﻮﺍﻥ ﺩﺭ ﺷﺮﺍﯾﻄﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﺻﻼﺡ ﺫﺍﺕ ﺑﯿﻦ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺑﻬﺮﻩ ﮔﺮﻓﺖ، ﺑﻨﺎﺑﺮ ﮔﻔﺘﻪ ﺍﻣﺎﻡ ﺻﺎﺩﻕ ﻋﻠﯿﻪﺍﻟﺴﻼﻡ :
‏« ﺍﻟﻤُﺼﻠِﺢُ ﻟَﯿﺲِ ﺑِﮑﺎﺫِﺏٍ ‏» ‏[ 9 ‏] ؛ ﮐﺴﻰ ﮐﻪ ﻣﺼﻠﺢ ﻭ ﻣﯿﺎﻧﺠﻰ ﻣﻰﺷﻮﺩ، ﺁﻧﭽﻪ ﺑﮕﻮﯾﺪ ﺩﺭﻭﻏﮕﻮ ﻣﺤﺴﻮﺏ ﻧﻤﻰﺷﻮﺩ .

ﺩﺭ ﺣﺪﯾﺜﯽ ﺩﯾﮕﺮ ﺍﺯ ﺍﻣﺎﻡ ﻋﻠﯽ ﻋﻠﯿﻪﺍﻟﺴﻼﻡ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﺳﺖ :
‏« ﻟَﺄَﻥْ ﺃُﺻْﻠِﺢَ ﺑَﯿﻦَ ﺍﺛْﻨَﯿﻦِ ﺃَﺣَﺐُّ ﺇِﻟَﯽ ﻣِﻦْ ﺃَﻥْ ﺃَﺗَﺼَﺪَّﻕَ ﺑِﺪِﯾﻨَﺎﺭَﯾﻦ ‏» ‏[ 10 ‏]
ﺍﮔﺮ ﻣﯿﺎﻥ ﺩﻭ ﻧﻔﺮ ﺑﻪ ﻣﻨﻈﻮﺭ ﺍﺻﻼﺡ ﻭ ﺁﺷﺘﻰ، ﻣﯿﺎﻧﺠﯽﮔﺮﻯ ﮐﻨﻢ ﺩﺭ ﻧﻈﺮ ﻣﻦ ﺍﺯ ﺩﻭ ﺩﯾﻨﺎﺭ ﺻﺪﻗﻪ ﺩﺍﺩﻥ ﺑﺮﺗﺮ ﺍﺳﺖ .
ﺍﺳﺘﺤﮑﺎﻡ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻭ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯽ ﻭ ﺩﻭﺳﺘﯽ ﺑﯿﻦ ﺍﺭﮐﺎﻥ ﺁﻥ، ﺍﺯ ﻧﯿﺎﺯﻫﺎﯼ ﺍﺳﺎﺳﯽ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺑﺸﺮﯼ ﺍﺳﺖ . ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻣﺘﻌﺎﻝ ﺩﺭ ﻗﺮﺁﻥ ﮐﺮﯾﻢ ﺑﺎ ﺑﻪ ﮐﺎﺭ ﺑﺮﺩﻥ ﺗﻌﺒﯿﺮ ﺯﯾﺒﺎﯼ ‏« ﺻﻠﺢ ﻭ ﺁﺷﺘﯽ ‏» ﻣﺮﺩﻡ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﺧﺘﻼﻑ ﺯﺩﺍﯾﯽ ﺩﺭ ﺯﻣﯿﻨﻪ ﺣﻘﻮﻗﯽ ﺩﻋﻮﺕ ﻣﯽﮐﻨﺪ ﻭ ﻣﯽﻓﺮﻣﺎﯾﺪ :
‏« ﻓَﺎﺗَّﻘُﻮﺍ ﺍﻟﻠَّﻪَ ﻭَﺃَﺻْﻠِﺤُﻮﺍ ﺫَﺍﺕَ ﺑَﯿﻨِﮑﻢْ ﻭَﺃَﻃِﯿﻌُﻮﺍ ﺍﻟﻠَّﻪَ ﻭَﺭَﺳُﻮﻟَﻪُ ﺇِﻥْ ﮐﻨْﺘُﻢْ ﻣُﺆْﻣِﻨِﯿﻦَ ‏» ‏[ 11 ‏]
‏« ﺷﻤﺎ ﻣﺆﻣﻨﺎﻥ ﺑﺎﯾﺪ ﺍﺯ ﺧﺪﺍ ﺑﺘﺮﺳﯿﺪ ﻭ ﺑﻠﮑﻪ ﺑﻪ ﺭﺿﺎﯾﺖ ﻭ ﻣﺴﺎﻟﻤﺖ ﻭ ﺍﺗﺤﺎﺩ ﺑﯿﻦ ﺧﻮﺩﺗﺎﻥ ﺑﭙﺮﺍﺯﯾﺪ ﻭ ﺧﺪﺍ ﻭ ﺭﺳﻮﻝ ﺭﺍ ﺍﻃﺎﻋﺖ ﮐﻨﯿﺪ، ﺍﮔﺮ ﺍﻫﻞ ﺍﯾﻤﺎﻧﯿﺪ ‏» .
ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺗﻮﺻﯿﻪ ﺑﻪ ﺍﺧﻮﺕ ﻭ ﺑﺮﺍﺩﺭﯼ ﻣﯽﻓﺮﻣﺎﯾﺪ :
‏« ﺇِﻧَّﻤَﺎ ﺍﻟْﻤُﺆْﻣِﻨُﻮﻥَ ﺇِﺧْﻮَﺓٌ ﻓَﺄَﺻْﻠِﺤُﻮﺍ ﺑَﯿﻦَ ﺃَﺧَﻮَﯾﮑﻢْ ﻭَﺍﺗَّﻘُﻮﺍ ﺍﻟﻠَّﻪَ ﻟَﻌَﻠَّﮑﻢْ ﺗُﺮْﺣَﻤُﻮﻥَ ‏» ‏[ 12 ‏]
ﺑﻪ ﺣﻘﯿﻘﺖ، ﻣﺆﻣﻨﺎﻥ ﻫﻤﻪ ﺑﺮﺍﺩﺭ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮﻧﺪ . ﭘﺲ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﯿﻦ ﺑﺮﺍﺩﺭﺍﻥ ﺍﯾﻤﺎﻧﯽ ﺧﻮﺩ ﺻﻠﺢ ﺩﻫﯿﺪ ﻭ ﺧﺪﺍ ﺗﺮﺱ ﻭ ﭘﺮﻫﯿﺰﮐﺎﺭ ﺑﺎﺷﯿﺪ . ﺍﻣﯿﺪ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﻮﺭﺩ ﻟﻄﻒ ﻭ ﺭﺣﻤﺖ ﺍﻟﻬﯽ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﯿﺮﯾﺪ .
ﺍﺻﻼﺡ ﺑﯿﻦ ﻣﺆﻣﻨﺎﻥ ﺁﻥﻗﺪﺭ ﺍﺭﺯﺵ ﻭ ﺍﻫﻤﯿﺖ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﻧﻬﺎﺩ ﻭﯾﮋﻩ ﻭ ﺑﻮﺩﺟﻪ ﺧﺎﺻﯽ ﻫﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻦ ﻫﺪﻑ ﻣﻨﻈﻮﺭ ﺷﻮﺩ، ﮐﺎﻣﻼً ﻣﻨﻄﻘﯽ ﻭ ﺑﻪﺟﺎﺳﺖ . ﺍﻣﺎﻡ ﻋﻠﯽ ﻋﻠﯿﻪﺍﻟﺴﻼﻡ ﺩﺭ ﻭﺻﯿﺖﻧﺎﻣﻪ ﺧﻮﯾﺶ ﺩﺭ ﺧﻄﺎﺏ ﺑﻪ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﻦ ﻭ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﯿﻦ ﻋﻠﯿﻬﻤﺎﺍﻟﺴﻼﻡ ﻣﯽﻓﺮﻣﺎﯾﺪ : ﺍﺯ ﺟﺪ ﺷﻤﺎ ﺷﻨﯿﺪﻡ ﮐﻪ ﻣﯽ ﻓﺮﻣﻮﺩ :
‏« ﺇِﺻْﻠَﺎﺡُ ﺫَﺍﺕِ ﺍﻟْﺒَﯿﻦِ ﺃَﻓْﻀَﻞُ ﻣِﻦْ ﻋَﺎﻣَّﺔِ ﺍﻟﺼَّﻠَﺎﺓِ ﻭَ ﺍﻟﺼَّﻮْﻡِ ‏» ‏[ 13 ‏] ؛ ﺭﺳﻮﻝ ﺧﺪﺍ ﺻﻠّﻰ ﺍﻟﻠَّﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ ﻭ ﺳﻠّﻢ ﻣﻰﻓﺮﻣﻮﺩ : ﺍﺻﻼﺡ ﺑﯿﻦ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﺯ ﻫﺮ ﻧﻤﺎﺯ ﻭ ﺭﻭﺯﻩ ‏( ﻣﺴﺘﺤﺒّﻰ ‏) ﺑﻬﺘﺮ ﻭ ﮔﺮﺍﻧﻘﺪﺭﺗﺮ ﺍﺳﺖ .

ﭘﯽ ﻧﻮﺷﺖ ﻫﺎ :
‏[ 1 ‏] - ﺑﻘﺮﻩ 27/
‏[ 2 ‏] - ﻣﺠﻠﺴﯽ ﻣﺤﻤﺪ ﺑﺎﻗﺮ؛ ﺑﺤﺎﺭ ﺍﻻﻧﻮﺍﺭ ﺍﻟﺠﺎﻣﻌﺔ ﻟﺪﺭﺭ ﺍﺧﺒﺎﺭ ﺍﻻﺋﻤﺔ ﺍﻻﻃﻬﺎﺭ ، ﺗﻬﺮﺍﻥ ، ﺩﺍﺭﺍﻟﮑﺘﺎﺏ ﺍﺳﻼﻣﯿﻪ ، 1364 ، ﻧﻮﺑﺖ ﺩﻭﻡ، ﺝ 72 ﺹ 184 ﻭ ﺝ 74 ﺹ 72
‏[ 3 ‏] - ﻧﻬﺞ ﺍﻟﻔﺼﺎﺣﻪ، ﻣﺘﺮﺟﻢ ﺍﺑﻮﺍﻟﻘﺎﺳﻢ ﭘﺎﯾﻨﺪﻩ،ﺗﻬﺮﺍﻥ، ﺑﺪﺭﻗﻪ ﺟﺎﻭﯾﺪﺍﻥ، 1385 ، ﭼﺎﭖ ﻫﻔﺘﻢ، ﮐﻠﻤﺎﺕ ﻗﺼﺎﺭ، ﺹ 747
‏[ 4 ‏] - ‏« ﻋَﻠَﯿﮑﻢْ ﺑِﺎﻟﺘَّﻮَﺍﺻُﻞِ ﻭَ ﺍﻟْﻤُﻮَﺍﻓَﻘَﺔِ ﻭَ ﺇِﯾﺎﮐﻢْ ﻭَ ﺍﻟْﻤُﻘَﺎﻃَﻌَﺔَ ﻭَ ﺍﻟْﻤُﻬَﺎﺟَﺮَﺓ ‏» . ﻋﺒﺪ ﺍﻟﻮﺍﺣﺪ، ﺁﻣﺪﯼ؛ ﺗﺼﻨﯿﻒ ﻏﺮﺭ ﺍﻟﺤﮑﻢ ﻭ ﺩﺭﺭ ﺍﻟﮑﻠﻢ، ﻗﻢ، ﺩﻓﺘﺮ ﺗﺒﻠﯿﻐﺎﺕ ﺍﺳﻼﻣﯽ، 1378 ،ﭼﺎﭖ ﺩﻭﻡ، ﺹ .437
‏[ 5 ‏] - ‏« ﻗَﺎﻝَ ﻟَﺎﯾﺰَﺍﻝُ ﺇِﺑْﻠِﯿﺲُ ﻓَﺮِﺣﺎً ﻣَﺎ ﺍﻫْﺘَﺠَﺮَ ﺍﻟْﻤُﺴْﻠِﻤَﺎﻥِ ﻓَﺈِﺫَﺍ ﺍﻟْﺘَﻘَﯿﺎ ﺍﺻْﻄَﮑﺖْ ﺭُﮐﺒَﺘَﺎﻩُ ﻭَ ﺗَﺨَﻠَّﻌَﺖْ ﺃَﻭْﺻَﺎﻟُﻪُ ﻭَ ﻧَﺎﺩَﻯ ﯾﺎ ﻭَﯾﻠَﻪُ ﻣَﺎ ﻟَﻘِﯽ ﻣِﻦَ ﺍﻟﺜُّﺒُﻮﺭ ‏» . ﮐﻠﯿﻨﯽ، ﻣﺤﻤﺪﺑﻦ ﯾﻌﻘﻮﺏ؛ ﺍﺻﻮﻝ ﻣﻦ ﺍﻟﮑﺎﻓﯽ، ﻋﻠﯽ ﺍﮐﺒﺮ ﻏﻔﺎﺭﯼ، ﺑﯿﺮﻭﺕ، ﺩﺍﺭﺍﻟﺘﻌﺎﺭﻑ، 1401 ، ﭼﺎﭖ ﭼﻬﺎﺭﻡ، ﺝ 2 ﺹ .346
‏[ 6 ‏] - ‏« ﺇِﻥَّ ﺍﻟﺸَّﯿﻄَﺎﻥَ ﯾﻐْﺮِﯼ ﺑَﯿﻦَ ﺍﻟْﻤُﺆْﻣِﻨِﯿﻦَ - ﻣَﺎ ﻟَﻢْ ﯾﺮْﺟِﻊْ ﺃَﺣَﺪُﻫُﻢْ ﻋَﻦْ ﺩِﯾﻨِﻪِ - ﻓَﺈِﺫَﺍ ﻓَﻌَﻠُﻮﺍ ﺫَﻟِﮏ ﺍﺳْﺘَﻠْﻘَﻰ ﻋَﻠَﻰ ﻗَﻔَﺎﻩُ ﻭَ ﺗَﻤَﺪَّﺩَ ﺛُﻢَّ ﻗَﺎﻝَ ﻓُﺰْﺕُ - ﻓَﺮَﺣِﻢَ ﺍﻟﻠَّﻪُ ﺍﻣْﺮَﺃً ﺃَﻟَّﻒَ ﺑَﯿﻦَ ﻭَﻟِﯿﯿﻦِ ﻟَﻨَﺎ ﯾﺎ ﻣَﻌْﺸَﺮَ ﺍﻟْﻤُﺆْﻣِﻨِﯿﻦَ ﺗَﺄَﻟَّﻔُﻮﺍ ﻭَ ﺗَﻌَﺎﻃَﻔُﻮﺍ ‏» . ﻫﻤﺎﻥ، ﺝ 72 ، ﺹ 187
‏[ 7 ‏] - ‏« ﻟَﺎ ﺗَﺒَﺎﻏَﻀُﻮﺍ ﻭَ ﻟَﺎ ﺗَﺤَﺎﺳَﺪُﻭﺍ ﻭَ ﻟَﺎ ﺗَﺪَﺍﺑَﺮُﻭﺍ ﻭَ ﻟَﺎ ﺗَﻘَﺎﻃَﻌُﻮﺍ - ﻭَ ﮐﻮﻧُﻮﺍ ﻋِﺒَﺎﺩَ ﺍﻟﻠَّﻪِ ﺇِﺧْﻮَﺍﻧﺎ ‏» . ﻣﺠﻠﺴﯽ ﻣﺤﻤﺪ ﺑﺎﻗﺮ؛ ﺑﺤﺎﺭ ﺍﻻﻧﻮﺍﺭ ﺍﻟﺠﺎﻣﻌﺔ ﻟﺪﺭﺭ ﺍﺧﺒﺎﺭ ﺍﻻﺋﻤﺔ ﺍﻻﻃﻬﺎﺭ ، ﺗﻬﺮﺍﻥ ، ﺩﺍﺭﺍﻟﮑﺘﺎﺏ ﺍﺳﻼﻣﯿﻪ ، 1364 ، ﻧﻮﺑﺖ ﺩﻭﻡ، ﺝ 73 ﺹ 19
‏[ 8 ‏] - ﺳﯿﺪ ﺭﺿﯽ؛ ﻧﻬﺞ ﺍﻟﺒﻼﻏﻪ، ﺗﺮﺟﻤﻪ ﻣﺤﻤﺪ ﺩﺷﺘﯽ، ﻗﻢ ، ﻣﻮﺳﺴﻪ ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ ﺗﺤﻘﯿﻘﺎﺗﯽ ﺍﻣﯿﺮﺍﻟﻤﻮﻣﻨﯿﻦ، ﺑﻬﺎﺭ 84 ، ﻧﻮﺑﺖ 26 ، ﻧﺎﻣﻪ .47
‏[ 9 ‏] - ﮐﻠﯿﻨﯽ، ﻣﺤﻤﺪﺑﻦ ﯾﻌﻘﻮﺏ؛ ﺍﺻﻮﻝ ﻣﻦ ﺍﻟﮑﺎﻓﯽ، ﻋﻠﯽ ﺍﮐﺒﺮ ﻏﻔﺎﺭﯼ، ﺑﯿﺮﻭﺕ، ﺩﺍﺭﺍﻟﺘﻌﺎﺭﻑ، 1401 ، ﭼﺎﭖ ﭼﻬﺎﺭﻡ، ﺝ 2 ، ﺹ .210
‏[ 10 ‏] - ﻫﻤﺎﻥ، ﺝ 2 ﺹ .209
‏[ 11 ‏] - ﺍﻧﻔﺎﻝ 1/
‏[ 12 ‏] - ﺣﺠﺮﺍﺕ 10/
‏[ 13 ‏] - ﻣﺠﻠﺴﯽ ﻣﺤﻤﺪ ﺑﺎﻗﺮ؛ ﺑﺤﺎﺭ ﺍﻻﻧﻮﺍﺭ ﺍﻟﺠﺎﻣﻌﺔ ﻟﺪﺭﺭ ﺍﺧﺒﺎﺭ ﺍﻻﺋﻤﺔ ﺍﻻﻃﻬﺎﺭ ، ﺗﻬﺮﺍﻥ ، ﺩﺍﺭﺍﻟﮑﺘﺎﺏ ﺍﺳﻼﻣﯿﻪ ، 1364 ، ﻧﻮﺑﺖ ﺩﻭﻡ، ﺝ 73 ﺹ 43




نوع مطلب :
برچسب ها : آشتی، مودت، مهربانی، صلح دوستی، وحدت، دین رحمت ومهربانی، پیامبر مهربانی ها،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 14 آذر 1396 :: نویسنده :




نوع مطلب :
برچسب ها : تعدیف پیامبر رحمت ازآخرالزمان، آخرالزمان ازنگاه پیامبرمهربانی ها، نسیم ظهور، تماشاکده نسیم ظهور،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 14 آذر 1396 :: نویسنده :


ﻳﻜﻲ ﺍﺯ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪﻫﺎﻱ ﻣﻬﻢ ﺍﺳﻼﻡ، ﺍﻳﺠﺎﺩ ﺗﻔﺎﻫﻢ ﻭ ﺯﺩﻭﺩﻥ ﻛﺪﻭﺭﺕﻫﺎ ﻭ ﺩﺷﻤﻨﻲﻫﺎ ﻭ ﺗﺒﺪﻳﻞ ﺁﻥ ﺑﻪ ﺩﻭﺳﺘﻲ ﻭ ﻣﻮﺩﺕ ﻭ ﺻﻤﻴﻤﺖ ﺩﺭ ﻣﻴﺎﻥ ﺑﺮﺍﺩﺭﺍﻥ ﺩﻳﻨﻲ ﺍﺳﺖ؛ ﭼﺮﺍ ﻛﻪ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﺍﻧﺴﺎﻥﻫﺎ ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﻛﻠﻲ ﺧﺎﻟﻲ ﺍﺯ ﺭﻧﺠﺶ ﻭ ﻛﺪﻭﺭﺕ ﻭ ﺧﺼﻮﻣﺖ ﻧﻴﺴﺖ؛ ﺯﻳﺮﺍ ﺍﺯ ﻃﺮﻓﻲ ﺩﺭ ﺍﺛﺮ ﺑﺎﻻﺑﻮﺩﻥ ﺳﻄﺢ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭﺍﺕ، ﺗﻮﻗﻌﺎﺕ ﺑﻴﺶ ﺍﺯ ﺣﺪ، ﺑﻲﺗﻮﺟﻬﻲ ﺑﻪ ﺣﻘﻮﻕ ﺍﺷﺨﺎﺹ، ﻛﻮﺗﺎﻫﻲ ﺩﺭ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻭﻇﺎﻳﻒ، ﻣﺘﻔﺎﻭﺕ ﺑﻮﺩﻥ ﺧﻠﻖ ﻭ ﺧﻮﻱ ﻣﺮﺩﻡ ﻭ ... ﻭ ﺍﺯ ﻃﺮﻑ ﺩﻳﮕﺮ ﺑﻌﻀﻲ ﺍﺯ ﺍﻧﺴﺎﻥﻫﺎ ﭘﺮﺣﻮﺻﻠﻪ ﻭ ﺑﺎﮔﺬﺷﺖ ﻭ ﺑﻌﻀﻲ ﻛﻢ ﺣﻮﺻﻠﻪ ﻭ ﺯﻭﺩ ﺭﻧﺞ ﻫﺴﺘﻨﺪ ، ﻗﻬﺮﺍً ﺩﺷﻤﻨﻲ ﻭ ﻛﺪﻭﺭﺕ ﻭ ﺍﺧﺘﻼﻑ ﭘﻴﺶ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺁﻣﺪ .
ﻟﺬﺍ ﺍﺳﻼﻡ ﺑﻪ ﭘﻴﺮﻭﺍﻥ ﺧﻮﺩ ﺩﺭ ﺗﻌﺎﻟﻴﻢ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﻭ ﺍﺧﻼﻗﻲ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺭﻭﻳﺪﺍﺩﻫﺎﻱ ﺟﺎﻣﻌﻪﻱ ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ ﺑﻲﺗﻔﺎﻭﺕ ﻧﺒﺎﺷﻨﺪ، ﺑﻠﻜﻪ ﺳﻌﻲ ﻛﻨﻨﺪ ﺩﺭ ﭼﻬﺎﺭﭼﻮﺏ ﺗﻌﺎﻟﻴﻢ ﺁﺳﻤﺎﻧﻲ ﺍﺳﻼﻡ ﺣﺲ ﺧﻴﺮﺧﻮﺍﻫﻲ ﻭ ﺍﺻﻼﺡ ﻃﻠﺒﻲ ﺩﺭ ﻣﺮﺩﻡ ﭘﺮﻭﺭﺵ ﺩﺍﺩﻩ ﺷﻮﺩ ﻭ ﭘﻴﻮﺳﺘﻪ ﺩﺭ ﺯﺩﻭﺩﻥ ﻛﺪﻭﺭﺕﻫﺎﻱ ﻣﻴﺎﻥ ﺑﺮﺍﺩﺭﺍﻥ ﺩﻳﻨﻲ ﺧﻮﺩ ﻛﻮﺷﺎ ﺑﺎﺷﻨﺪ .
ﺍﺳﻼﻡ ﺁﻥ ﭼﻨﺎﻥ ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﺍﻫﻤﻴﺖ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺍﺻﻼﺡ ﻭ ﺁﺷﺘﻲ ﺑﻴﻦ ﻣﺮﺩﻡ ﺭﺍ ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻳﻚ ﻛﺎﺭ ﻧﻴﻚ ﻭ ﭘﺴﻨﺪﻳﺪﻩ، ﺑﻠﻜﻪ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻳﻜﻲ ﺍﺯ ﺑﻬﺘﺮﻳﻦ ﻋﺒﺎﺩﺕﻫﺎ ﭘﺬﻳﺮﻓﺘﻪ ﻭ ﺑﺮﺗﺮ ﺍﺯ ﻧﻤﺎﺯﻫﺎﻱ ‏] ﻣﺴﺘﺤﺒﻲ ‏[ ﺷﻤﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ . ﭼﻨﺎﻧﻜﻪ ﺍﻣﻴﺮﻣﺆﻣﻨﺎﻥ ﻋﻠﻲ ‏( ﻉ ‏) ﺩﺭ ﻳﻜﻲ ﺍﺯ ﻭﺻﺎﻳﺎﻱ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻧﺶ ﻣﻲﻓﺮﻣﺎﻳﺪ :
‏« ﺍﻧﻲ ﺳﻤﻌﺖ ﺟﺪﻛﻤﺎ ﺭﺳﻮﻝ ﺍﻟﻠﻪ ‏( ﺹ ‏) ﻳﻘﻮﻝ : ﺍﺻﻼﺡ ﺫﺍﺕ ﺍﻟﺒﻴﻦ ﺍﻓﻀﻞ ﻣﻦ ﻋﺎﻣﻪ ﺍﻟﺼﻼﻩ ﻭ ﺍﻟﺼﻴﺎﻡ ‏» .
‏« ﺍﺯ ﺟﺪ ﺷﻤﺎ ﺷﻨﻴﺪﻡ ﻛﻪ ﺍﺻﻼﺡ ﻭ ﺁﺷﺘﻲ ﺩﺍﺩﻥ ﻣﻴﺎﻥ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﺯ ﻳﻚﺳﺎﻝ ﻧﻤﺎﺯ ﻭ ﺭﻭﺯﻩ ‏( ﻣﺴﺘﺤﺒﻲ ‏) ﺑﺮﺗﺮ ﺍﺳﺖ ‏» . ‏[ 1 ‏]
ﺁﺷﺘﻲ ﺍﺯ ﺩﻳﺪﮔﺎﻩ ﻗﺮﺁﻥ
ﻣﻤﻜﻦ ﺍﺳﺖ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﺑﺮﺳﺪ ﻛﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ، ﻣﺴﺌﻮﻝ ﻛﺎﺭﻫﺎﻱ ﺧﻮﻳﺶ ﺍﺳﺖ ﻧﻪ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ؛ ﭼﻨﺎﻧﻜﻪ ﺩﺭ ﺁﻳﻪ ﺷﺮﻳﻔﻪ ﻣﻲﻓﺮﻣﺎﻳﺪ :
‏« ﻻﺗﻜﻠﻒ ﺍﻻﻧﻔﺴﻚ 2]« ‏]
ﺍﻣﺎ ﺑﺎ ﻛﻤﻲ ﺗﻮﺟﻪ ﻭ ﺩﻗﺖ، ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﻣﻲﺷﻮﺩ ﻛﻪ ﻋﻼﻭﻩ ﺑﺮ ﻭﻇﺎﺋﻒ ﺷﺨﺼﻲ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﻛﺎﺭﻫﺎﻱ ﺧﻮﺩ، ﻭﻇﻴﻔﻪﻱ ﺩﻳﮕﺮﻱ ﻧﻴﺰ ﺩﺭ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺑﺎ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻭ ﺑﺮﺍﺩﺭﺍﻥ ﺩﻳﻨﻲ ﺧﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ . ﺑﻪ ﻋﺒﺎﺭﺕ ﺩﻳﮕﺮ : ﻋﻼﻭﻩ ﺑﺮ ﻭﻇﺎﺋﻒ ﺷﺨﺼﻲ، ﻭﻇﺎﺋﻔﻲ ﻫﻢ ﺩﺭ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺑﺎ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺑﺮ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻭﺍﺟﺐ ﺍﺳﺖ؛ ﻟﺬﺍ ﺍﺯ ﻧﻈﺮ ﻗﺮﺁﻥ ﻫﺮ ﺍﻧﺴﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﺩﻳﮕﺮﻱ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻛﺎﺭ ﻧﻴﻚ ﻳﺎ ﺑﺪ، ﺩﻋﻮﺕ ﻳﺎ ﺭﺍﻫﻨﻤﺎﺋﻲ ﻛﻨﺪ، ﻳﺎ ﺑﺎ ﺍﻳﻤﺎﺀ ﻭ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﻭﺍﺩﺍﺭ ﻧﻤﺎﻳﺪ، ‏( ﻭﻟﻮ ﺑﻪ ﻇﺎﻫﺮ ﺣﺮﻑ ﺣﻘﻲ ﺯﺩﻩ ﺑﺎﺷﺪ ﻛﻪ ﺑﺎﻋﺚ ﺩﺷﻤﻨﻲ ﻭ ﺧﺼﻮﻣﺖ ﻭ ﺍﺯ ﻫﻢﭘﺎﺷﻴﺪﮔﻲ ﺍﺟﺘﻤﺎﻉ ﻳﺎ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺷﻮﺩ ‏) ﺑﻬﺮﻩﺍﻱ ﺍﺯ ﻛﺎﺭ ﻧﻴﻚ ﻳﺎ ﺑﺪﻱ ﻛﻪ ﺑﺎﻋﺚ ﺷﺪﻩ، ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺩﺍﺷﺖ . ﭼﻨﺎﻧﻜﻪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻣﺘﻌﺎﻝ ﻣﻲﻓﺮﻣﺎﻳﺪ :
‏« ﻛﺴﻲ ﻛﻪ ﺷﻔﺎﻋﺖ =) ﺗﺸﻮﻳﻖ ﻭ ﻛﻤﻚ ‏) ﺑﻪ ﻛﺎﺭ ﻧﻴﻜﻲ ﻛﻨﺪ، ﻧﺼﻴﺒﻲ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺑﺮﺍﻱ ﺍﻭ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ؛ ﻭ ﻛﺴﻲ ﻛﻪ ﺷﻔﺎﻋﺖ =) ﺗﺸﻮﻳﻖ ﻭ ﻛﻤﻚ ‏) ﺑﻪ ﻛﺎﺭ ﺑﺪﻱ ﻛﻨﺪ، ﺳﻬﻤﻲ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺩﺍﺷﺖ . ﻭ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺣﺴﺎﺑﺮﺱ ﻭ ﻧﮕﻬﺪﺍﺭ ﻫﺮ ﭼﻴﺰ ﺍﺳﺖ ‏» . ‏[ 3 ‏]
ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﻳﻦ ﻣﻌﻠﻮﻡ ﻣﻲﺷﻮﺩ ﻣﻌﻨﻲ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﻫﺮ ﻛﺲ ﻣﺴﺌﻮﻝ ﻛﺎﺭﻫﺎﻱ ﺧﻮﺩ ﺍﺳﺖ، ﺍﻳﻦ ﻧﻴﺴﺖ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺩﻋﻮﺕ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﺑﻪ ﺳﻮﻱ ﺣﻖ ﻭ ﻣﺒﺎﺭﺯﻩ ﺑﺎ ﻓﺴﺎﺩ ﻭ ﺑﺎﻃﻞ ﭼﺸﻢ ﭘﻮﺷﻲ ﻧﻤﻮﺩﻩ ﻭ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺵ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﺷﻮﺩ ﻭ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪﻫﺎﻱ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﺍﺳﻼﻡ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻧﻤﺎﻳﺪ . ﺯﻳﺮﺍ ﺁﻳﻪ ﮔﺮﭼﻪ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺟﻨﮓ ﺑﺎ ﻛﻔﺎﺭ ﻧﺎﺯﻝ ﺷﺪﻩ، ﻭﻟﻲ ﻳﻚ ﺣﻜﻢ ﻛﻠﻲ ﻭ ﺭﻭﺷﻨﮕﺮ ﻭ ﻳﻜﻲ ﺍﺯ ﻣﻨﻄﻘﻲﺗﺮﻳﻦ ﻭ ﺍﺻﻴﻞﺗﺮﻳﻦ ﻣﺴﺎﺋﻞ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﺍﺳﻼﻡ ﻣﻲﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﺑﺎ ﺻﺮﺍﺣﺖ ﺗﻤﺎﻡ، ﺷﺮﻳﻚ ﺑﻮﺩﻥ ﻣﺮﺩﻡ ﺩﺭ ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺭﺍﻩ ﺷﻔﺎﻋﺖ ﻭ ﺗﺸﻮﻳﻖ ﻭ ﺭﺍﻫﻨﻤﺎﺋﻲ ﺑﻴﺎﻥ ﻣﻲﻛﻨﺪ ﻭ ﻟﺬﺍ ﺍﮔﺮ ﮔﻔﺘﺎﺭ ﻳﺎ ﺍﺷﺎﺭﻩ، ﺣﺘﻲ ﺳﻜﻮﺕ ﻛﺴﻲ ﺑﺎﻋﺚ ﻛﺎﺭ ﻧﻴﻚ ﻳﺎ ﺑﺪ ﻣﺮﺩﻡ ﺷﻮﺩ، ﺍﻭ ﻫﻢ ﺷﺮﻳﻚ ﺩﺭ ﻧﺘﻴﺠﻪ ﻭ ﭘﺎﺩﺍﺵ ﻳﺎ ﻛﻴﻔﺮ ﺁﻥ ﻛﺎﺭ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ . ﭼﻨﺎﻧﻜﻪ ﺩﺭ ﺣﺪﻳﺜﻲ ﺍﺯ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﮔﺮﺍﻣﻲ ﺍﺳﻼﻡ ‏( ﺹ ‏) ﻣﻲﺧﻮﺍﻧﻴﻢ :
‏« ﻣﻦ ﺍﻣﺮ ﺑﻤﻌﺮﻭﻑ ﺍﻭ ﻧﻬﻲ ﻋﻦ ﻣﻨﻜﺮ ﺍﻭ ﺩﻝ ﻋﻠﻲ ﺧﻴﺮﺍﻭ ﺍﺷﺎﺭ ﺑﻪ ﻓﻬﻮ ﺷﺮﻳﻚ ﻭ ﻣﻦ ﺍﻣﺮ ﺑﺴﻮﺀ ﺍﻭ ﺩﻝ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻭ ﺍﺷﺎﺭ ﺑﻪ ﻓﻬﻮ ﺷﺮﻳﻚ ‏» .
‏« ﻫﺮ ﻛﺲ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺑﻪ ﻛﺎﺭ ﻧﻴﻚ ﺑﺪﻫﺪ، ﻳﺎ ﺍﺯ ﻛﺎﺭ ﺑﺪ ﺟﻠﻮﮔﻴﺮﻱ ﺑﻪ ﻋﻤﻞ ﺁﻭﺭﺩ، ﻳﺎ ﺑﻪ ﻛﺎﺭﻫﺎﻱ ﺧﻮﺏ ﺭﺍﻫﻨﻤﺎﺋﻲ ﻧﻤﺎﻳﺪ ﻳﺎ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﻛﻨﺪ، ﺍﻭ ﺩﺭ ﻓﺮﺟﺎﻡ ﺁﻥ ﻛﺎﺭ ﺷﺮﻳﻚ ﻣﻲﺑﺎﺷﺪ؛ ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ ﺍﮔﺮ ﺑﻪ ﻛﺎﺭﻫﺎﻱ ﺑﺪ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺩﻫﺪ ﻳﺎ ﺭﺍﻫﻨﻤﺎﺋﻲ ﻛﻨﺪ ﻳﺎ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﻧﻤﺎﻳﺪ، ﺑﺎﺯ ﺷﺮﻳﻚ ﺍﺳﺖ ‏» .
ﭘﺲ ﻣﻌﻠﻮﻡ ﻣﻲﺷﻮﺩ ﻛﺴﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﻭﺍﺳﻄﻪﻱ ﺁﺷﺘﻲ ﮔﺮﻭﻫﻲ ﻳﺎ ﺍﺷﺨﺎﺻﻲ ﻛﻪ ﺑﻴﻦ ﺁﻥﻫﺎ ﻛﺪﻭﺭﺗﻲ ﭘﻴﺶ ﺁﻣﺪﻩ ﻫﺴﺘﻨﺪ، ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﻲ ﭘﺎﺩﺍﺵ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﮔﺬﺍﺷﺖ . ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ ﺍﮔﺮ ﺧﺪﺍﻱ ﻧﺎﻛﺮﺩﻩ ﺑﺎﻋﺚ ﻛﺪﻭﺭﺕ ﺍﺷﺨﺎﺹ ﻳﺎ ﻃﺎﺋﻔﻪﺍﻱ، ﻳﺎ ﺍﺯ ﻫﻢﭘﺎﺷﻴﺪﮔﻲ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩﺍﻱ ﺷﻮﻧﺪ، ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﻧﺘﻴﺠﻪ ﻭ ﻛﻴﻔﺮ ﻛﺎﺭﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﭼﺸﻴﺪ؛ ﺯﻳﺮﺍ ﺍﺳﻼﻡ ﺑﺮﺧﻼﻑ ﻣﻜﺘﺐﻫﺎﻱ ﺩﻳﮕﺮ، ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﺩﺭ ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ ﻣﻌﺮﻓﻲ ﻣﻲﻛﻨﺪ ﻭ ﻣﻲﻓﺮﻣﺎﻳﺪ :
‏« ﻣﺆﻣﻨﺎﻥ ﺑﺮﺍﺩﺭ ﻳﻜﺪﻳﮕﺮﻧﺪ، ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﻳﻦ ﻣﻴﺎﻥ ﺩﻭ ﺑﺮﺍﺩﺭ ﺧﻮﺩ ﺻﻠﺢ ﻭ ﺁﺷﺘﻲ ﺑﺮﻗﺮﺍﺭ ﺳﺎﺯﻳﺪ ﻭ ﺗﻘﻮﺍﻱ ﺍﻟﻬﻲ ﭘﻴﺸﻪ ﻛﻨﻴﺪ، ﺗﺎ ﻣﺸﻤﻮﻝ ﺭﺣﻤﺖ ﺍﻭ ﺷﻮﻳﺪ ‏» . ‏[ 4 ‏]
ﺩﺭ ﺍﻫﻤﻴﺖ ﺁﺷﺘﻲ ﻣﻴﺎﻥ ﻣﺮﺩﻡ، ﻫﻤﻴﻦ ﺑﺲ ﻛﻪ ﺟﻠﺴﺎﺕ ﻭ ﺻﺤﺒﺖﻫﺎﻱ ﺩﺭ ﮔﻮﺷﻲ ‏( ﻧﺠﻮﺍ ‏) ﻛﻪ ﻏﺎﻟﺒﺎً ﺑﻪ ﻣﻨﻈﻮﺭ ﻛﺎﺭﻫﺎﻱ ﺳﺮﻱ ﻭ ﻣﺨﻔﻴﺎﻧﻪ ﻭ ﺷﻴﻄﻨﺖﺁﻣﻴﺰ ﺗﺸﻜﻴﻞ ﻣﻲﺷﻮﺩ، ﻭ ﺍﺯ ﻧﻈﺮ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻣﺬﻣﻮﻡ ﺍﺳﺖ، ﻭ ﺍﺯ ﺷﻴﻄﺎﻥ ﻣﻲﺑﺎﺷﺪ :
‏« ﺍﻧﻤﺎ ﺍﻟﻨﺠﻮﻱ ﻣﻦ ﺍﻟﺸﻴﻄﺎﻥ 5]« ‏]
ﺍﮔﺮ ﺩﺭ ﻛﺎﺭﻫﺎﻱ ﻧﻴﻚ ﻭ ﺗﺸﻮﻳﻖ ﻣﺮﺩﻡ ﺑﻪ ﺁﺷﺘﻲ ﺑﺎﺷﺪ، ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺍﺷﻜﺎﻟﻲ ﻧﺪﺍﺭﺩ، ﺑﻠﻜﻪ ﺩﺭ ﻣﻮﺍﺭﺩﻱ ﻫﻢ ﻻﺯﻡ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﺎ ﻃﺮﻓﻴﻦ ﻣﻨﺎﺯﻋﻪ ﺩﺭﮔﻮﺷﻲ ﺻﺤﺒﺖ ﻛﻨﺪ . ﭼﻨﺎﻧﻜﻪ ﻣﻲﻓﺮﻣﺎﻳﺪ :
‏« ﺍﻱ ﻛﺴﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﺍﻳﻤﺎﻥ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺍﻳﺪ، ﻫﻨﮕﺎﻣﻲ ﻛﻪ ﻧﺠﻮﺍ ﻣﻲﻛﻨﻴﺪ، ﺑﺮﺍﻱ ﮔﻨﺎﻩ ﻭ ﺳﺘﻢ ﻭ ﻧﺎﻓﺮﻣﺎﻧﻲ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﻧﺠﻮﺍ ﻧﻜﻨﻴﺪ ﻭ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﺮﺍﻱ ﻛﺎﺭ ﻧﻴﻚ ﻭ ﭘﺮﻫﻴﺰﻛﺎﺭﻱ ﻧﺠﻮﺍ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻴﺪ ‏» . ‏[ 6 ‏]
ﻳﺎ ﺩﺭ ﺁﻳﻪﻱ ﺩﻳﮕﺮ ﻣﻲﻓﺮﻣﺎﻳﺪ :
‏« ﺩﺭ ﺑﺴﻴﺎﺭﻱ ﺍﺯ ﺳﺨﻨﺎﻥ ﺩﺭﮔﻮﺷﻲ ‏( ﻭ ﺟﻠﺴﺎﺕ ﻣﺤﺮﻣﺎﻧﻪ ‏) ﺁﻥﻫﺎ، ﺧﻴﺮ ﻭ ﺳﻮﺩﻱ ﻧﻴﺴﺖ؛ ﻣﮕﺮ ﻛﺴﻲ ﻛﻪ ‏( ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﻭﺳﻴﻠﻪ ‏) ﺍﻣﺮ ﺑﻪ ﻛﻤﻚ ﺑﻪ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ، ﻳﺎ ﻛﺎﺭ ﻧﻴﻚ، ﻳﺎ ﺍﺻﻼﺡ ﺩﺭ ﻣﻴﺎﻥ ﻣﺮﺩﻡ ﻛﻨﺪ؛ ﻭ ﻫﺮﻛﺲ ﺑﺮﺍﻱ ﺧﺸﻨﻮﺩﻱ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭ ﭼﻨﻴﻦ ﻛﻨﺪ، ﭘﺎﺩﺍﺵ ﺑﺰﺭﮔﻲ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺧﻮﺍﻫﻴﻢ ﺩﺍﺩ ‏» . ‏[ 7 ‏]
ﻧﻜﺘﻪﺍﻱ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺍﻳﻨﺠﺎ ﺧﻴﻠﻲ ﺍﻫﻤﻴﺖ ﺩﺍﺭﺩ، ﺗﻘﻮﺍﻱ ﺍﻟﻬﻲ ﺍﺳﺖ . ﺩﺭ ﺁﺷﺘﻲ ﺩﺍﺩﻥ ﺷﺨﺺ ﻳﺎ ﮔﺮﻭﻩ، ﻣﻲﺑﺎﻳﺴﺖ ﺗﻘﻮﺍﻱ ﺍﻟﻬﻲ ﺭﻋﺎﻳﺖ ﺷﻮﺩ . ﭼﻪ ﺑﺴﺎ ﻣﻤﻜﻦ ﺍﺳﺖ ﺗﻤﺎﻳﻞ ﺑﻪ ﻳﻚ ﻃﺮﻑ، ﺳﺒﺐ ﻧﺎﻛﺎﻣﻲ ﺩﺭ ﺍﺻﻼﺡ ﺭﻭﺍﺑﻂ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺑﺎﻋﺚ ﺍﻓﺰﺍﻳﺶ ﺩﺷﻤﻨﻲ ﻭ ﻛﺪﻭﺭﺕ ﮔﺮﺩﺩ؛ ﻟﺬﺍ ﻗﺮﺁﻥ ﺩﺭ ﭘﺎﻳﺎﻥ ﺁﻳﻪ ﻣﻲﻓﺮﻣﺎﻳﺪ :
‏« ﺗﻘﻮﺍﻱ ﺍﻟﻬﻲ ﺩﺭ ﺩﺍﻭﺭﻱ ﺭﻋﺎﻳﺖ ﺷﻮﺩ ﺗﺎ ﺍﺧﺘﻼﻑ ﻭ ﻧﺰﺍﻉ ﺭﻳﺸﻪﻛﻦ ﺷﻮﺩ ‏» .
ﻭ ﺍﻳﻨﺠﺎﺳﺖ ﻛﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﻣﻲﺷﻮﺩ ﺧﻴﺮ ﻭ ﺑﺮﻛﺖ ﻣﺮﺩﻡ ﺩﺭ ﻛﺮﺩﺍﺭﻫﺎﻱ ﻧﻴﻚ ﻭ ﺗﺸﻮﻳﻖ ﺑﻪ ﺻﺪﻗﻪ ﻭ ﻣﻌﺮﻭﻑ ﻭ ﺍﺻﻼﺡ ﺑﻴﻦ ﻣﺮﺩﻡ ﻧﻴﺰ ﺩﺭ ﺻﻮﺭﺗﻲ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺟﺎﻧﺐ ﺗﻘﻮﺍﻱ ﺍﻟﻬﻲ ﺭﻋﺎﻳﺖ ﺷﻮﺩ؛ ﭼﺮﺍ ﻛﻪ ﮔﺎﻫﻲ ﺑﺮﺍﻱ ﺁﺷﺘﻲ ﺑﻴﻦ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﮔﺮ ﻣﺴﺎﺋﻠﻲ ﺁﺷﻜﺎﺭﺍ ﮔﻔﺘﻪ ﺷﻮﺩ، ﺑﻲﺗﺄﺛﻴﺮ ﺑﻮﺩﻩ ﻭ ﺍﺣﺘﻤﺎﻻ ﻣﺴﺌﻠﻪﻱ ﺍﺻﻼﺡ، ﺧﻨﺜﻲ ﺷﻮﺩ ﻭ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﺎ ﻫﺮ ﻛﺪﺍﻡ ﺍﺯ ﻃﺮﻓﻴﻦ ﺩﻋﻮﺍ ﺟﺪﺍﮔﺎﻧﻪ ﻭ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺩﺭﮔﻮﺷﻲ ﺻﺤﺒﺖ ﺷﻮﺩ ﻭ ﻧﻘﺸﻪﻳﺎﺻﻼﺡ، ﻋﻤﻠﻲ ﺷﻮﺩ ﻭ ﺁﺷﺘﻲ ﺩﻫﻨﺪﻩ ﺑﺎﻳﺪ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺭﺍﻩ ﺧﻴﺮ ﻭ ﺍﻟﻬﻲ، ﺍﺯ ﻣﺎﻝ ﻳﺎ ﻧﻔﻮﺫ ﻭ ﺣﻴﺜﻴﺖ ﺧﻮﺩ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻧﻤﺎﻳﺪ . ﭼﻨﺎﻧﻜﻪ ﺩﺭ ﺣﺪﻳﺜﻲ ﺍﺯ ﻋﻠﻲ ‏( ﻉ ‏) ﻣﻲﺧﻮﺍﻧﻴﻢ ﻛﻪ ﻓﺮﻣﻮﺩ :
‏« ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺯﻛﺎﺕ ﻧﻔﻮﺫ ﻭ ﺣﻴﺜﻴﺖ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺷﻤﺎ ﻭﺍﺟﺐ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﺁﻧﭽﻨﺎﻧﻜﻪ ﺑﺮ ﺷﻤﺎ ﺯﻛﺎﺕ ﻣﺎﻝ ﺭﺍ ﻭﺍﺟﺐ ﻛﺮﺩﻩ ‏» . ‏[ 8 ‏]
ﺍﮔﺮ ﺍﺳﻼﻡ ﺑﻪ ﺁﺷﺘﻲ ﻣﻴﺎﻥ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﻳﻦ ﻗﺪﺭ ﺍﻫﻤﻴﺖ ﺩﺍﺩﻩ، ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﻫﻤﻴﺖ ﻭ ﻧﻘﺶ ﺁﻥ ﺩﺭ ﺍﺗﺤﺎﺩ ﻭ ﻳﻜﭙﺎﺭﭼﮕﻲ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩﻫﺎ ﻭ ﺑﺎﻻﺧﺮﻩ ﻗﺪﺭﺕ ﺟﺎﻣﻌﻪﻱ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎﻥ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻣﻲﺗﻮﺍﻥ ﮔﻔﺖ ﻛﻪ ﺍﺻﻼﺡ ﻭ ﺑﺮﻗﺮﺍﺭﻱ ﺁﺷﺘﻲ، ﻳﻜﻲ ﺍﺯ ﺍﺭﻛﺎﻥ ﻗﻮﺍﻡ ﺟﺎﻣﻌﻪﺍﻱ ﻧﻴﺮﻭﻣﻨﺪ ﻣﻲﺑﺎﺷﺪ . ﭼﻨﺎﻧﻜﻪ ﺩﺭ ﺷﺄﻥ ﻧﺰﻭﻝ ﺁﻳﻪﻱ 9 ﺳﻮﺭﻩﻱ ﺣﺠﺮﺍﺕ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﺳﺖ : ﻣﻴﺎﻥ ﺩﻭ ﻗﺒﻴﻠﻪﻱ ﻣﻌﺮﻭﻑ ﻣﺪﻳﻨﻪ - ﺍﻭﺱ ﻭ ﺧﺰﺭﺝ - ﺍﺧﺘﻼﻓﻲ ﺍﻓﺘﺎﺩ ﻭ ﻫﻤﺎﻥ ﺳﺒﺐ ﺷﺪ ﻛﻪ ﮔﺮﻭﻫﻲ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺩﻭ ﺑﻪ ﺟﺎﻥ ﻫﻢ ﺑﻴﻔﺘﻨﺪ ﻭ ﺑﺎ ﭼﻮﺏ ﻭ ﻛﻔﺶ ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ ﺭﺍ ﺑﺰﻧﻨﺪ ! ﺁﻧﮕﺎﻩ ﺁﻳﻪﻱ ﻓﻮﻕ ﻧﺎﺯﻝ ﻭ ﺭﺍﻩ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩ ﺑﺎ ﭼﻨﻴﻦ ﺣﻮﺍﺩﺛﻲ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎﻥ ﺁﻣﻮﺧﺖ ‏[ 9 ‏] ﻭ ﺑﻪ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﺁﺗﺶ ﺍﺧﺘﻼﻑ ﻭ ﻣﻨﺎﺯﻋﻪ ﺧﺎﻣﻮﺵ ﺷﺪ .
ﻣﺎ ﻫﻢ ﺍﮔﺮ ﺍﺯ ﺩﺳﺘﻤﺎﻥ ﺑﺮ ﻣﻲﺁﻳﺪ، ﻧﻔﻮﺫﻱ ﺩﺍﺭﻳﻢ، ﺣﻴﺜﻴﺘﻤﺎﻥ ﺍﻳﺠﺎﺏ ﻣﻲﻛﻨﺪ ﻭ ﻳﺎ ﺑﺎ ﭘﻮﻝ ﺧﺮﺝ ﻛﺮﺩﻥ ﻭ ﺑﺎﻻﺧﺮﻩ ﺑﻪ ﻫﺮ ﻧﺤﻮﻱ ﻛﻪ ﻣﻲﺗﻮﺍﻧﻴﻢ ﺳﻌﻲ ﻛﻨﻴﻢ ﺑﻴﻦ ﺍﺷﺨﺎﺹ ﻳﺎ ﮔﺮﻭﻩ ﻫﺎ ﻳﺎ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻭ ﺑﺮﺍﺩﺭﺍﻥ ﺩﻳﻨﻲ ﺧﻮﺩ ﺻﻠﺢ ﻭﺁﺷﺘﻲ ﺑﺮﻗﺮﺍﺭ ﺳﺎﺯﻳﻢ . ﻭ ﺍﺯ ﺧﺪﺍ ﺑﺘﺮﺳﻴﻢ ﻭ ﺑﻲﻃﺮﻓﺎﻧﻪ ﻭ ﺑﻲﻏﺮﺽ ﺍﻳﻦ ﻛﺎﺭ ﺭﺍ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﻫﻴﻢ . ﻧﻪ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﺧﺪﺍﻱ ﻧﺎﻛﺮﺩﻩ ﺑﻪ ﺟﺎﻱ ﺻﻠﺢ ﻭ ﺁﺷﺘﻲ، ﺩﺭ ﻟﺒﺎﺱ ﺩﻭﺳﺖ ﻭ ﻳﺎ ﻓﺎﻣﻴﻞ ﻭ ﺑﻪ ﻇﺎﻫﺮ ﻣﺼﻠﺢ ﻭ ﺩﻟﺴﻮﺯ، ﺑﺎ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﻭ ﮔﻔﺘﺎﺭ ﻭ ﻛﺮﺩﺍﺭ ﺧﻮﺩ ﺳﺒﺐ ﻛﺪﻭﺭﺕ ﻭ ﺧﺼﻮﻣﺖ ﺑﻴﻦ ﺍﺷﺨﺎﺹ ﻳﺎ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩﻫﺎ ﺷﺪﻩ ﻭ ﻣﺸﻤﻮﻝ ﺁﻳﻪﻱ :
‏« ﻭﺍﻟﻔﺘﻨﺔ ﺍﺷﺪ ﻣﻦ ﺍﻟﻘﺘﻞ ‏» ﺷﻮﻳﻢ .
ﻣﻨﺒﻊ : ﻣﺎﻫﻨﺎﻣﻪﻱ ﻣﻜﺘﺐ ﺍﺳﻼﻡ، ﺷﻤﺎﺭﻩﻱ ﺩﻭﻡ
ﺗﻨﻈﻴﻢ : ﮔﺮﻭﻩ ﺩﻳﻦ ﻭ ﺍﻧﺪﻳﺸﻪ - ﻣﻬﺪﻱ ﺳﻴﻒ ﺟﻤﺎﻟﻲ
ﭘﻲ ﻧﻮﺷﺖ ﻫﺎ :
‏[ 1 ‏] . ﻧﻬﺞ ﺍﻟﺒﻼﻏﻪ ﻓﻴﺾﺍﻻﺳﻼﻡ، ﺹ 977 ، ﻭﺻﻴﺖ 47
‏[ 2 ‏] ﺳﻮﺭﻩ ﻧﺴﺎﺀﺁﻳﻪ 84
‏[ 3 ‏] ﺳﻮﺭﻩ ﻧﺴﺎﺀﺁﻳﻪ 85
‏[ 4 ‏] ﺳﻮﺭﻩ ﺣﺠﺮﺍﺕ ﺁﻳﻪ 10
‏[ 5 ‏] ﺳﻮﺭﻩ ﻣﺠﺎﺩﻟﻪ ﺁﻳﻪ 10
‏[ 6 ‏] ﺳﻮﺭﻩ ﻣﺠﺎﺩﻟﻪ ﺁﻳﻪ 10
‏[ 7 ‏] ﺳﻮﺭﻩ ﻧﺴﺎﺀ ﺁﻳﻪ 114
‏[ 8 ‏] . ﻧﻮﺭﺍﻟﺜﻘﻠﻴﻦ ﺝ 1 ، ﺹ 550
‏[ 9 ‏] . ﻣﺠﻤﻊ ﺍﻟﺒﻴﺎﻥ، ﺫﻳﻞ ﺁﻳﻪﻱ 9 ﺣﺠﺮﺍﺕ




نوع مطلب :
برچسب ها : قهر، آشتی، قهر وآشتی مودت ومهربانی، برادری، وحدت، مسلمانی، دین آشتی،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 13 آذر 1396 :: نویسنده :



مردی که در شراب خواری افراط داشت، روزی دوستان شراب خوار را دعوت کرد و برای عیش و نوش بیشتر، چهار درهم به غلام خود داد و گفت: با این مبلغ مقداری میوه بخر. غلام در حال عبور به درب خانه منصور بن عمار رسید. منصور برای نیازمندی مستحق، پول طلب می کرد و می گفت: هرکس به این فقیر چهار درهم بدهد، برایش چهار برنامه از خدا می طلبم، غلام هر چهار درهم را به آن مستحق داد.

منصور به غلام گفت: چه می خواهی؟ گفت: اربابی دارم، علاقه مندم از دست او رها شوم. دیگر این که خداوند مالی روزی من کند تا با او زندگی خود را اداره کنم. سوم این که خداوند ارباب معصیت کار مرا ببخشد. چهارم پروردگار بزرگ من و ارباب من و تو و این قوم را مورد رحمت خود قرار دهد.

منصور هر چهار برنامه را از خدای مهربان درخواست کرد وقتی غلام به منزل اربابش بازگشت، ارباب به او گفت: چرا دیر آمدی؟ داستان را گفت، مولایش پرسید: به چه دعا می کردی؟ گفت: اوّل آزادی خود را خواستم، ارباب گفت: در راه خدا آزادی. گفت: دوّم برای خود مالی خواستم تا با آن زندگی خود را اداره کنم، ارباب گفت: چهار هزار درهم از مال من برای تو. گفت: سوّم خواستم خدا از سر تقصیرات تو بگذرد و توفیق توبه به تو عنایت کند، ارباب گفت: توبه کردم. چهارم: خواستم من و تو و منصور بن عمار و مردم را بیامرزد، مولایش گفت: آه که من مستحق این برنامه چهارم نیستم. چون شب رسید و به بستر خواب رفت در خواب شنید گوینده ای می گوید: ای مرد! آنچه وظیفه تو بود انجام دادی، آیا در وجود من که خدای مهربان هستم می بینی آنچه مربوط به خدایی من است انجام ندهم؟ من تو را و غلامت، منصور بن عمّار و مردم را بخشیدم.





نوع مطلب :
برچسب ها : توبه مرد شراب خوار، توبه کنندگان، توابین، گناهان کبیره، حق الناس، نسیم ظهور، وبلاگ نسیم ظهور،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 5 )    1   2   3   4   5   
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :