درباره

آخرین نوشته ها

  • داستانی از خدمت به دین و اهل بیت
  • وصیت و توصیه شهدا
  • قسمت اول رمان برات میمیرم
  • داستانهایی از بدترین گناه
  • ایوب پیامبر که بود؟ + فیلم
  • در بهار آزادی جای حججی ها خالی
  • پاسخ رهبر معظم انقلاب به پیام سردار رشید اسلام
  • واکنش کاربران به پیام حاج قاسم سلیمانی به رهبر انقلاب
  • پیام مدیر سایت :
  • آیا نمی رسد به حضورت صدای ما؟
  • عواقب دنیوی و اخروی گناه زنا
  • هجرت پیامبر(ص) از مکه به مدینه چگونه اتفاق افتاد؟
  • غفلت از یار گرفتار شدن هم دارد
  • بازدید سرزده رهبر انقلاب از مناطق زلزله زده
  • مهدویت در کلام امام رضا علیه السلام
  • السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا
  • داستانهایی از امام رضا علیه السلام
  • داستانهای شگفت از امام حسن مجتبی (علیه السلام)
  • تنها دو قدم تا رضایت امام زمان (عج)
  • ریشه نابسامانی های مسلمانان در بیان پیامبر اکرم (ص)
  • چگونه زمینه ساز ظهور باشیم ؟
  • قساوت قلب و خشک شدن اشک چشم
  • خانمی که امام زمان(عج) به دیدن او آمد
  • ما برای ظهور چه قدمی برداشته ایم ؟
  • آیا امام زمان از مشکلات ما خبر دارد؟
  • شهیدی که پس از شهادت کتاب خاطرات خود را نوشت
  • توقعات امام عصر (عج) از شیعیان
  • طریقه خواندن نماز آیات
  • واکنش ها به زمین لرزه ای مرگبار
  • عصر زلزله های ویرانگر
  • لیست آخرین مطالب
  • جستجو

    نسیم ظهور
    كد لوگوی ما

    نظر سنجی

    ایجاد کدام مورد را برای سایت نسیم ظهور ضروری میدانید ؟






    امکانات

    بازدیدهای امروز : نفر
    بازدیدهای دیروز : نفر
    كل بازدیدها : نفر
    بازدید این ماه : نفر
    بازدید ماه قبل : نفر
    كل مطالب : عدد
    آخرین بروز رسانی :


    قالب وبلاگ


    قسمت اول

    عاشق پسری شده بودم که به تمام بچه های دانشگاه می ارزید... مذهبی بود... اما در عین حال متواضع و خونگرم...  اکتیو و خنده رو... ولی من کجا و اون کجا... من یک دختر بد حجابی بودم که از امل بازی و سر به زیر بودن متنفر بودم...
     پسرهای فامیل مثل داداشم بودن... اما دلم بد جایی گیر کرده بود ... براش میمردم... هرگز نمی‌توانستم ببینم یکی غیر از من دستهاشو بگیره و تو قلبش بشینه... به خودم گفتم اگه به قلبت و خواسته ات بها میدی بسم الله... بالاخره دست به کار شدم... اما کار به این راحتی نبود...‌ اون در شرف داماد شدن بود..‌.. اما من ول کن نبودم... ازدواج اون یعنی مرگ من...تا اینکه تصمیم نهایی رو گرفتم... تصمیم گرفتم تو دانشگاه جلوی همه بچه ها نظرمو بگمو خودمو بندازم به پاش ....
     اصلا برام مهم نبود که غرورم میشکنه یا آبروریزی میشه... فقط به وصال اون فکر میکردم... یک شاخه گل گرفتم دستمو بعداز کلاس جلوی همه راهشو بستم...
    بهش گفتم : میدونم مذهبی هستی و از دخترای مثل من خوشت نمیاد... ولی باور کن همونی میشم که تو بخوای... چادری میشم... نمازمو به جماعت میخونم... اصلا ... اصلا هر چی شما بگید..‌.
    با من ازدواج کن..‌ من .. من...‌

    ادامه دارد..‌‌.

    رمان عاشقانه و مذهبی برات میمیرم هر روز در سایت ما قرار میگیرد.
    نوشته شده در پنجشنبه 2 آذر 1396 ساعت 11:12 قبل از ظهر توسط :  | دسته :
  •    [ نظرات ]


  • ﺭﻭﺍﯾﺖ ﻣﻌﺘﺒﺮ ﺍﺯ ﺍﻣﺎﻡ ﺑﺎﻗﺮ ‏( ﻉ ‏) ﻭ ﺍﻣﺎﻡ ﺻﺎﺩﻕ ‏( ﻉ ‏) ﻧﻘﻞ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻭﯾﮋﮔﯿﻬﺎﯼ ﺣﻀﺮﺕ ﺍﺑﺎﻋﺒﺪﺍ ... ﺍﻟﺤﺴﯿﻦ ‏( ﻉ ‏) ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﻋﺎ ﺗﺤﺖ ﻗﺒﻪ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﻣﺴﺘﺠﺎﺏ ﺍﺳﺖ . ﺭﻭﺍﯾﺎﺕ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﻫﻢ ﺍﺯ ﺍﺋﻤﻪ ﻃﺎﻫﺮﯾﻦ ﺩﺍﺭﯾﻢ . ﻧﻘﻞ ﺷﺪﻩ ﺍﻣﺎﻡ ﻫﺎﺩﯼ ‏( ﻉ ‏) ﺑﯿﻤﺎﺭ ﺷﺪﻧﺪ ﻭ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﺍﺟﯿﺮ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﺑﻪ ﻋﺮﺍﻕ ﺑﯿﺎﯾﺪ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﺷﻔﺎﯼ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﺗﺤﺖ ﻗﺒﻪ ﺩﻋﺎ ﮐﻨﺪ . ﺷﺨﺼﯽ ﺳﻮﺍﻝ ﮐﺮﺩ ﺷﻤﺎ ﮐﻪ ﺧﻮﺩﺗﺎﻥ ﺍﻣﺎﻡ ﻫﺴﺘﯿﺪ ﭼﺮﺍ ﺍﯾﻦ ﺳﻔﺎﺭﺵ ﺭﺍ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﺪ . ﺍﻣﺎﻡ ﻫﺎﺩﯼ ‏( ﻉ ‏) ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺑﻪ ﺑﺮﺧﯽ ﻣﮑﺎﻧﻬﺎ ﻋﻨﺎﯾﺖ ﺩﺍﺭﺩ ﻣﺜﻼ ﺩﺭ ﻣﮑﻪ ﺑﻪ ﺣﺠﺮ ﺍﻻﺳﻮﺩ ﻭ ﯾﺎ ﺩﺭ ﻋﺮﻓﻪ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﻣﮑﺎﻥ ﻭ ﺑﺮﮔﺰﺍﺭﯼ ﺩﻋﺎﯼ ﻋﺮﻓﻪ ، ﻫﻤﯿﻦ ﻃﻮﺭ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺍﺳﺘﺠﺎﺑﺖ ﺩﻋﺎ ﺗﺤﺖ ﻗﺒﻪ ﺣﻀﺮﺕ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﯿﻦ ‏( ﻉ ‏) ﺭﺍ ﺿﻤﺎﻧﺖ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ . ﻧﻤﻮﻧﻪ ﻫﺎﯼ ﻓﺮﺍﻭﺍﻧﯽ ﺍﺯ ﺍﺳﺘﺠﺎﺑﺖ ﺩﻋﺎ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻣﮑﺎﻥ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻥ ﺳﺮﺍﻍ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺖ .
    ﺣﻀﺮﺗﻌﺎﻟﯽ ﺍﺯ ﺳﺨﻨﺮﺍﻧﺎﻥ ﺑﻌﺜﻪ ﻣﻘﺎﻡ ﻣﻌﻈﻢ ﺭﻫﺒﺮﯼ ﻫﺴﺘﯿﺪ ﮐﻪ ﺳﺎﻟﯿﺎﻥ ﻣﺘﻤﺎﺩﯼ ﺩﺭ ﻣﮑﻪ ﻣﮑﺮﻣﻪ ﻭ ﻣﺪﯾﻨﻪ ﻣﻨﻮﺭﻩ ﻭ ﺳﺎﯾﺮ ﮐﺸﻮﺭﻫﺎ ﺳﺨﻨﺮﺍﻧﯽ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺍﯾﺪ ، ﻧﻈﺮﺗﺎﻥ ﺭﺍ ﺟﻊ ﺑﻪ ﺳﺨﻨﺮﺍﻧﯽ ﺩﺭ ﺣﺮﻣﻬﺎﯼ ﺷﺮﯾﻒ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﯿﻦ ‏( ﻉ ‏) ﻭ ﺣﻀﺮﺕ ﺍﺑﺎﻟﻔﻀﻞ ﺍﻟﻌﺒﺎﺱ ‏( ﻉ ‏) ﭼﯿﺴﺖ ؟
    ﻫﻤﺎﻥ ﻃﻮﺭ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺭﻭﺍﯾﺎﺕ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﻫﯿﭻ ﺯﻣﯿﻨﯽ ﺑﻪ ﺷﺮﺍﻓﺖ ﮐﺮﺑﻼ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﺪ ﻭ ﻫﯿﭻ ﺷﻬﯿﺪﯼ ﻋﻈﻤﺘﺶ ﺑﻪ ﺷﻬﺪﺍﯼ ﮐﺮﺑﻼ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﺪ، ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﺷﻬﺪﺍ ﻫﻢ ﺣﻀﺮﺕ ﺍﺑﺎﻟﻔﻀﻞ ‏( ﻉ ‏) ﺑﺎﻻﺗﺮﯾﻦ ﻣﻘﺎﻡ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﺩ . ﺭﻭﺡ ﺟﻠﺴﺎﺕ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻣﮑﺎﻧﻬﺎ ﻭ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺭﻭﺡ ﻣﻌﻨﻮﯾﺖ ﺍﺳﺖ . ﺑﻨﺪﻩ ﺳﺎﻟﯿﺎﻥ ﻣﺘﻤﺎﺩﯼ ﻣﺒﻠﻎ ﺑﻌﺜﻪ ﻣﻘﺎﻡ ﻣﻌﻈﻢ ﺭﻫﺒﺮﯼ ﺩﺭ ﻣﮑﻪ ﻭ ﻣﺪﯾﻨﻪ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﻡ، ﺍﻣﺎ ﺟﻠﺴﺎﺗﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺻﺤﻦ ﺣﻀﺮﺕ ﺍﺑﺎﻋﺒﺪﺍ ... ﺍﻟﺤﺴﯿﻦ ‏( ﻉ ‏) ﻭ ﺣﻀﺮﺕ ﺍﺑﺎﻟﻔﻀﻞ ‏( ﻉ ‏) ﺗﻮﺳﻂ ﺑﻌﺜﻪ ﻣﻘﺎﻡ ﻣﻌﻈﻢ ﺭﻫﺒﺮﯼ ﺑﺮﮔﺰﺍﺭﻣﯽ ﮔﺮﺩﺩ ﻭﯾﮋﮔﯽ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺟﺎﯼ ﺩﯾﮕﺮ ﻧﯿﺴﺖ . ﺣﻀﻮﺭ ﺯﺍﺋﺮﯾﻦ ﺁﻗﺎ ﺑﺎ ﻋﺸﻖ ﺧﺎﺹ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﻪ ﺣﻀﺮﺕ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﯿﻦ ‏( ﻉ ‏) ﻭ ﻋﻨﺎﯾﺎﺕ ﺧﺎﺹ ﺣﻀﺮﺕ ﺑﻪ ﺍﯾﺸﺎﻥ، ﺍﯾﻦ ﻣﮑﺎﻥ ﺭﺍ ﻣﻨﺰﻟﺘﯽ ﺑﺨﺸﯿﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺩﯾﮕﺮ ﺟﺎﻫﺎ ﻗﺎﺑﻞ ﻣﻘﺎﯾﺴﻪ ﻧﯿﺴﺖ .
    ﺑﻪ ﻧﻈﺮﺷﻤﺎ ﺯﺍﺋﺮﯾﻦ ﻋﺘﺒﺎﺕ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﺭﮎ ﺑﻬﺘﺮ ﺯﯾﺎﺭﺕ ﭼﻪ ﻧﮑﺎﺗﯽ ﺭﺍ ﺑﺎﯾﺪ ﺭﻋﺎﯾﺖ ﮐﻨﻨﺪ ؟
    ﻓﺮﺻﺖ ﺳﻔﺮ ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﮐﻠﯽ ﮐﻮﺗﺎﻩ ﻭ ﮔﺬﺷﺘﻨﯽ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﻧﯿﺰ ﻫﻤﯿﻦ ﻃﻮﺭ ﺍﺳﺖ . ﻟﺬﺍ ﺗﻮﺻﯿﻪ ﻣﻦ ﺑﻪ ﺯﺍﺋﺮﯾﻦ ﻣﺤﺘﺮﻡ ﻋﺘﺒﺎﺕ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻓﺮﺻﺖ ﺣﺪﺍﮐﺜﺮ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺭﺍ ﺑﺒﺮﻧﺪ ﻭ ﺍﺯ ﻓﻀﯿﻠﺖ ﺑﺎﺯ ﻧﻤﺎﻧﻨﺪ . ﺳﻮﻏﺎﺕ ﻫﻤﻪ ﺟﺎ ﮔﯿﺮ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ ﺍﻣﺎ ﺯﯾﺎﺭﺕ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﯿﻦ ‏( ﻉ ‏) ﺗﻼﻭﺕ ﻗﺮﺁﻥ ﺩﺭ ﺣﺮﻡ ﻣﻄﻬﺮ ﻭ ﺯﯾﺎﺭﺕ ﺑﺎ ﺧﺸﻮﻉ ﻭ ﺣﻀﻮﺭ ﻗﻠﺐ، ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺍﻫﻤﯿﺖ ﺯﯾﺎﺭﺕ ﺍﻣﺎﮐﻦ ﻣﻘﺪﺳﻪ ﻋﺘﺒﺎﺕ، ﺣﻔﻆ ﺣﻘﻮﻕ ﺩﯾﮕﺮ ﺯﺍﺋﺮﯾﻦ ﻭ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﺑﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﺧﯿﻠﯽ ﺍﻫﻤﯿﺖ ﺩﺍﺭﺩ، ﺍﺯ ﻓﯿﺾ ﺣﻀﻮﺭ ﺣﺪﺍﮐﺜﺮ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺭﺍ ﺑﺒﺮﻧﺪ ﺗﺎ ﺩﺭ ﺑﺮﮔﺸﺖ ﺩﭼﺎﺭ ﭘﺸﯿﻤﺎﻧﯽ ﻭ ﻧﺪﺍﻣﺖ ﻧﺸﻮﻧﺪ . ﺗﻮﺻﯿﻪ ﺍﮐﯿﺪ ﺩﺍﺭﻡ ﺣﺘﻤﺎ ﺯﺍﺋﺮﯾﻦ ﺍﺯ ﻣﺮﺍﺳﻢ ﻣﻌﻨﻮﯼ ﺑﻌﺜﻪ ﻣﻘﺎﻡ ﻣﻌﻈﻢ ﺭﻫﺒﺮﯼ ﺻﺒﺤﻬﺎ ﺩﺭ ﺣﺮﻡ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﯿﻦ ‏( ﻉ ‏) ﻭ ﺷﺒﻬﺎ ﺩﺭ ﺣﺮﻡ ﻗﻤﺮ ﻣﻨﯿﺮ ﺑﻨﯽ ﻫﺎﺷﻢ ﺍﺑﺎﻟﻔﻀﻞ ﺍﻟﻌﺒﺎﺱ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﮐﻨﻨﺪ
    نوشته شده در سه شنبه 16 آبان 1396 ساعت 11:01 قبل از ظهر توسط :  | دسته :
  •    [ نظرات ]

  • ‍ آیت الله شبیری فرمودند:

    چند سالی بود که معنی و تفسیر آیه 73 سوره زمر مرا بخود مشغول نموده بود.

    (وَ سِیقَ الَّذِینَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ إِلَی الْجَنَّةِ زُمَرا|(زمر73ً )

    یعنی مومنین را به سمت بهشت می کشند .

    از خود پرسیدم چرا گفته شده به سمت بهشت میکشند!!

    تمام کتب و تفاسیر مختلف را دیدم نتیجه ای حاصل نشد تا اینکه به روایتی از امام صادق علیه السلام در بحار الانوار برخورد نمودم .که می فرماید:

    مومنین و دوستان سید الشهدا (ع) در روز حساب از خدا می خواهند قبل از ورود به بهشت مولایشان حسین را ملاقات نمایند .امام به دیدار محبان می آید .
    این ملاقات بسیار طولانی می شود
    هردو طرف غرق تماشا هستند و هیچکدام چشم بر نمی دارند نه امام محبان خود را رها می کند نه دوستان سید الشهدا از مولای خود دل بر می دارند .ملاقات آنقدر طولانی می شود که خداوند به مأموران بهشت می فرماید این مومنین و دوستان حسینم را به طرف بهشت بکشید تا ملاقات پایان یابد.

     منبع : کانال عارفانه در پیام رسان ایرانی بیسفون
    نوشته شده در شنبه 1 مهر 1396 ساعت 05:39 بعد از ظهر توسط :  | دسته :
  •    [ نظرات ]

  •                 
    نوشته شده در یکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت 09:59 قبل از ظهر توسط :  | دسته :
  • ادامه مطلب   [ نظرات ]

  •                                         
    نوشته شده در یکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت 07:59 قبل از ظهر توسط :  | دسته :
  • ادامه مطلب   [ نظرات ]

  • روز پانزدهم ماه مبارک رمضان سال سوم هجری، در خاندان نبوت، چهارمین نفر از پنج نفر آل عبا علیهم السلام به دنیا آمد، به قدری زیبا بود که خداوند، نام او را حسن (زیبا) نامید.

                          


    گذشته از بشارت های دریافت شده توسط پیامبر صلی الله علیه و آله، وی اولین نوه پسری آن حضرت بود، بنابراین شادمانی در خانه پیامبر صلی الله علیه و اله و علی و فاطمه علیهماالسلام توصیف شدنی نیست.

    اما دیری نپایید که غم های عالم، دل رسول خدا صلی الله علیه و اله را فرا گرفت، زیرا جبراییل علیه السلام چگونگی شهادت آن حضرت را با سَمّ، برای پیامبر صلی الله علیه و اله گفت و پیامبر صلی الله علیه و اله آهسته و بی صدا دور از چشمان فاطمه علیها السلام گریست.

    روز پانزدهم رمضان روز شادی دل امیرالمومنین و حضرت فاطمه سلام الله علیهما است. روزی که می شود به اهل بیت علیهم السلام متوسل شد، تا ان شاء الله واسطه خیر در این ماه پر برکت بشوند.

    ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام ضمن شادی دل مۆمنین، امید حاجتمندان را نیز به دنبال دارد، به دلیل اینکه این روز، روز ولادت کریم اهل بیت علیهم السلام است، کریمی که هیچ سائل و درخواست کننده ای را از در خانه خود، دست خالی رد نکرده است.

    در این ماه، برای تسریع در برآورده شدن حاجات و رفع گرفتاریها و همچنین آمرزش گناهان، بهترین و محبوبترین بندگان خدا را، واسطه قرار دهیم، تا به برکت وجود مقدس این بزرگواران، همه این موارد، به بهترین شکل صورت پذیرد. ان شاء الله.


    نوشته شده در جمعه 19 خرداد 1396 ساعت 09:05 قبل از ظهر توسط :  | دسته :
  •    [ نظرات ]


  • کشتی میان طوفان،آتش به اختیاریم
    ما کل سرنشینان،آتش به اختیاریم

    از هر طرف تهاجم،دریای پرتلاطم
    فرمانده داده فرمان،آتش به اختیاریم


    وقتی قرارگاهی،درگیر اختلال است
    بی وقفه توی میدان،آتش به اختیاریم

    دنیا و فرقه بازی،هر شب ترقه بازی
    ما بچه های ایران،آتش به اختیاریم

    دیگر بدون پرده،فرمانده امر کرده
    مااهل علم و ایمان،آتش به اختیاریم

    باگفتمان نهضت ،با عشق و با بصیرت
    تاپای جان به قران،آتش به اختیاریم

    ما را چه با غم خار؟؟آهنگ قبل افطار؟؟
    وقتی میان گرگان،آتش به اختیاریم

    زیرگلوله باران،در هجمه های دوران
    مثل دلیر مردان،آتش به اختیاریم

    چون داغ تازه گرمیم،سرباز جنگ نرمیم
    چون تیغ های بران،آتش به اختیاریم

    گر منفعت طلب ها،گرم نظاره هستند
    ما مثل سربداران،آتش به اختیاریم

    حجت تمام گشته،غفلت حرام گشته
    ما نسل هوشیاران،آتش به اختیاریم

    نوشته شده در جمعه 19 خرداد 1396 ساعت 08:44 قبل از ظهر توسط :  | دسته :
  •    [ نظرات ]