تبلیغات
نسیم ظهور - مطالب ابر مهدویت و انتظار
 
نسیم ظهور
مذهبی واجتماعی ، مهدویت و انتظار
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ :
مطالب اخیر
نویسندگان

چرا شیطان برای منع از انجام کار خوب، در ما ترس ایجاد می کند؟



شیطان برای این که انسان را از انجام هر کار خیر و تولیدهای زیبا منصرف کند، در او ترس، اضطراب و غصه ایجاد می‌کند. علت این امر آن است که انجام کار خیر برای انسان، پیامدهای خوب مادی و معنوی فراوانی داشته و باعث رشد معنوی انسان و تشبه او به خدا می‌شود.

ما حسی در درون‌مان داریم که به آن «حب ذات» می‌گویند. حب ذات یعنی انسان اساساً عاشق خودش است و همه چیز را برای خودش می‌خواهد و خودش را دوست دارد. دنیا و آخرت را برای خودش می‌خواهد، بنابراین ترفند شیطان در اینجا این است که اولاً، آن خودی را که ما نسبت به آن حب و عشق داریم، محدود به خود دنیایی، یعنی تولد تا موت می‌کند. ثانیاً، ما را از فکر کردن به «خود ابدی» منع و آن را از نظر ما می‌پوشاند.

شیطان از نیروی وهم ما سوء استفاده کرده و مقدمات منطقی می­‌چیند که نتیجه‌­اش دروغ است. ولی ما فکر می‌کنیم که راست است. مثلاً می‌گوید: اگر تو صدقه بدهی، از مالت کم می‌شود. در حالی که صدقه یکی از کارهای خوبی است که آثار خیلی زیادی دارد. یکی از چیزهایی که باعث می‌شود ما فکر کنیم که اگر به دیگران صدقه بدهیم و انفاق کنیم، خودمان ضرر می‌کنیم، این «محدودبینی» است. یعنی با این طرز فکر که جزء القائات شیطان است، ما خود را موجودی محدود می‌بینیم. بزرگان دین به ما گفته‌اند: شما اگر هر چه بیشتر صدقه بدهید و از خودتان به نفع دیگران خروجی بیشتری داشته باشید، ورودی بیشتری خواهید داشت. این حس غلط است که تو فکر کنی اگر از ماده برداشت کنیم، کم می‌شود.

جالب اینجاست برای این که ما خدای نکرده وسوسه نشویم و گرفتار این توهم شیطانی نشویم، پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله)می‌فرماید: من تضمین می‌کنم هیچ مالی از صدقه کم نشود. یعنی تضمین کردند که نه تنها مالی با صدقه کم نشود، بلکه اضافه هم بشود؛ حتی فرمودند که آثار صدقه اقتصادی و مالی فقط در مادیات نیست که مثلا اگر ما چند تومانی صدقه دادیم، جایش چند برابر فقط پول بیاید؛ بلکه همین صدقه اقتصادی، علاوه بر آثار مادی، آثار معنوی زیادی نیز، در دنیا و آخرت دارد. شیطان برای همین است که می‌ترسد و تلاش می‌کند تا تو صدقه ندهی. نتیجه وسوسه شیطان فقط این نیست که اگر صدقه بدهی، مال تو کم می‌شود، پس این کار را نکن؛ بلکه مسئله این است که او می‌داند که تو با دادن صدقه نه تنها رشد اقتصادی پیدا می‌کنی، بلکه رشد معنوی، شادی، آرامش، اطمینان و امید نیز دریافت می‌کنی.

امام باقر(علیه‌السلام) می‌فرماید:« إنّ الصَّدَقَةَ لَتَدفَعُ سَبعینَ عِلَّةً مِن بَلایا الدنیا مَعَ مِیتَةِ السُّوءِ؛ إنَّ صاحِبَها لا یَموتُ مِیتةَ سُوءٍ أبدا[1] = صدقه ۷۰۰ بلا از بلاى دنیوى و مردن  بد و دلخراش را دفع مى‌كند. صدقه دهنده هرگز با مرگ دل خراش نمى‌میرد».  

صدقه 70 نوع بلای دنیایی را از انسان برطرف می‌کند که شیطان می‌تواند در تمام اینها در ما ترس و اضطراب ایجاد کند. اما با صدقه دادن، ترس از بین می‌رود و آرامش می‌آید. نه ترس فقط در مسائل اقتصادی؛ بلکه در مسائل معنوی و عاطفی و مسائل دیگر هم صدقه برطرف کننده آن موانع معنوی و عاطفی است.

آقایی به من مراجعه کرده و می‌گفت: «بعد از مدتها خدا به من یک دختر داده، خیلی به او علاقه دارم. ولی از وقتی که این دختر به دنیا آمده، روزگارم سیاه شده». گفتم: چرا؟ گفت: «با آن که هر دفعه او را می‌­بینم، بغلش می‌کنم، می­‌بوسمش. اما با خود می‌گویم: خدایا اگر او بمیرد من چه کار کنم؟»

ببینید شیطان با انسان چه کار می‌کند و حتی با داشتن نعمت‌ها چگونه ترس ایجاد می‌کند؟ هر بلایی که می‌ترسی و هر چیزی که نسبت به آن دلشوره داری، می‌توانی با صدقه برطرفش بکنی و حتی مرگ بد را. اگر می‌ترسی که یکی از عزیزانت مرگ بدی داشته باشد، با صدقه درمانش کن و خود و عزیزانت را محافظت کن که اصلاً مریض نشوید. در دوره دروس دشمن شناسی، ما باید بشناسیم که این‌گونه افکار و خیالات ناصحیح، اصلاً مال ما نیست. اینها مال شیطان است و نباید به آن اهمیت بدهیم. هر چیزی که شما در مورد آن دلشوره دارید، صدقه آن را برطرف می‌کند؛ چه صدقه‌­های اقتصادی و چه صدقه‌­های معنوی. خروجی‌های قشنگ مثل محبت، خندیدن، مهربانی کردن، خیرخواهی برای دیگران، تواضع، ادب و دعا کردن برای دیگران، همه‌ی اینها بلاها را دفع می‌کند.

دعا برای دیگران، کار خیر و صدقه است

دعا برای خود و دیگران، یکی از کارهای قشنگی است که مانند صدقه اثرات مثبت مادی و معنوی زیادی دارد.

یکی از اولیاء خدا مستجاب الدعوه بود و هر وقت برای هر کس دعا می‌کرد، مشکل او برطرف می‌شد. یک بار گفت: این همه سال برای دیگران دعا کردم، یکبار هم برای خودم دعا کنم. دعا کرد و اجابت نشد. پرسید: خدایا چرا اجابت نشد؟ خدا فرمود: زبان تو برای دیگران پاک است. برای همین در روایت داریم که «با غیر از زبانی که گناه آلود است، دعا کنید تا خدا دعای شما را اجابت کند». پرسیدند: مگر می‌شود ما که همیشه با زبان‌مان گناه کرده‌ایم. زبان ما که پاک نیست. فرمود: دیگران با زبان شما گناه نکرده‌اند. دیگران وقتی در حق شما دعا می‌کنند، اجابت می‌شود. این یعنی همه‌ی شما برای دیگران، نزد خدا دعاهای اجابت شده دارید. وقتی دستت را بالا می‌بری و برای مشکلات همه مردم از نزدیک‌ترین کسان خودت تا دورترین افراد، از صمیم قلب دعا می‌کنی، این دعا به اجابت نزدیکتر است و باعث می‌شود خیلی‌ها هم برای تو دعا کنند.

«صدقه درمانی» عجیب ترین مهندسی نظام خلقت است

یگانه خالق نظام خلقت، سیستم شگفت انگیزی را مهندسی و طراحی کرده و قانونی وضع کرده به نام «مکتب صدقه و انفاق» که به کمک آن می‌توانیم همه مشکلات، علل، امراض و غم‌ها را درمان کنیم.   

با «صدقه درمانی» نه تنها مشکلات و مرگ بد و غصه‌ها را درمان می‌کنیم، بلکه با آن رشد می‌کنیم و به کمال می‌رسیم. انسان‌ها به وسیله «مکتب صدقه» خیلی زود به هدف خلقت نائل می شوند.

نبی اکرم(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) فرمود:«تَصَدَّقُوا و داوُوا مَرضاكُم بالصَّدَقَةِ؛ فإنَّ الصَّدَقةَ تَدفَعُ عنِ الأعراضِ و الأمراضِ، و هِیَ زیادَةٌ فی أعمارِكُم و حَسَناتِكُم[2]  = صدقه بدهید و بیماران خود را با صدقه درمان كنید ؛ زیرا صدقه از پیشامدهاى ناگوار و بیماریها جلوگیرى مى كند و بر عمر و حسنات شما مى افزاید».

جایی که شیطان از دادن صدقه شاد می‌شود

در حالی که صدقه باید شیطان را اذیت کند، اما گاهی که ما صدقه می‌دهیم، شیطان از صدقه دادن ما خوشش می‌آید. یکی از جاهایی که شیطان از صدقه دادن ما خوشش می‌آید این است که ما خسیس گونه صدقه بدهیم.

مثلا بنده برای بچه‌­ام میلغ ۵ هزار تومان چیپس می‌خرم؛ اما وقتی می‌خواهم صدقه بدهم، هزار تومان می‌دهم. تازه جیبم را می‌گردم که اگر مبلغ کمتری هست، آن را بدهم. این خوب نیست. صدقه باید واقعاً آدم را اذیت کند. یعنی مبلغی باشد که خودت دردت بیاید. صدقه باید کریمانه و با اعتماد به خدا باشد. انسان با اخلاق الهی باید نگاه کند. زیرا ما می‌خواهیم شبیه خدا بشویم. در غیر اینصورت شیطان از این گونه صدقه دادنِ خسیسانه ما خوشش می‌آید.

حتی اگر به نیازمند بودن سائل شک داری، از دادن صدقه خودداری نکن

امام صادق (علیه‌السلام) می‌فرماید: اگر ما شک هم داشته باشیم که کسی واقعا نیاز دارد یا نه، باید به شک خود توجه نکنیم و صدقه بدهیم. چون اگر واقعاً نیاز داشته باشد و ما بخل کرده باشیم و ندهیم، روی این حساب که از کجا معلوم نیاز دارد، ما مسئول خواهیم بود. پس حتی اگر تردید دارید که طرف نیازمند است یا نه، باز هم بدهید. اصلاً او چه کاره است، قرار است تو شبیه خدا بشوی. پس صدقه بده که این به نفع تو است.

سائل فرستاده خداست و آمده در خانه تو که تو آدم بشوی و شبیه خدا بشوی، اگر فقیری پولی را از شما قبول کرد، از او تشکر کنید. چون همین صدقه، شما را به مقام خیلی بزرگی می‌رساند. پس باید بهانه‌­های شیطانی را کنار بگذاریم که می‌گوید: از کجا معلوم که این صدقه درست باشد؛ از کجا معلوم که.... یعنی شیطان القائاتی می‌کند که شما را از صدقه دادن باز دارد.

اما باید دانست که «آنقدر که ما به پرداخت کردن احتیاج داریم، به دریافت کردن احتیاج نداریم». ما آمده ایم تا شبیه خدا بشویم و  اخلاق الهی پیدا کنیم. بنابراین، برای نیل به این مقصود، یکی از نیازهای ما این است که کسی باید باشد تا تولیدی من را دریافت کند. چون اگر فقیری نباشد تا از من بپذیرد، رشدی نمی‌کنم و متوقف می‌شوم.

برای همین است که سیدالشهداء(علیه‌السلام) می‌فرماید: «إنَّ حَوائِجَ النّاس إلَیکُم مِن نِعَمِ الله عَلَیکُم فَلا تَمُلُ النِعَم = نیازهای مردم به شما از نعمتهای خداست بر شما؛ پس از این نعمتها ملول نشوید». یعنی اگر کسی در خانه شما را زد، نگویید چرا فقط سراغ ما می‌آید. پس هیچ کس را تحقیر نکنید و به او ریز نگاه نکنید؛ با تحقیر و منت به کسی کمک نکنید. ما با دادن‌ها و عطا کردن بزرگ شده و شبیه خداوند و به خدا نزدیکتر می‌شویم و از همه قشنگتر خنده‌ی رضایت خداست. من خدا را می‌خندانم. خیلی عُرضه می‌خواهد کسی بتواند خدا را بخنداند.

توصیه شیطان به موسی علیه‌السلام در خصوص صدقه دادن

شیطان به حضرت موسی (علیه‌السلام) می‌گوید:«إذا هَمَمتَ بِصَدَقَۀٍ فَامضِها فَإذا هَمَّ العَبد بِصَدَقَۀٍ کُنتُ صاحِبَهُ دُونَ أصحابی حَتّی أحُولُ بَینَهُ وَ بَینَهُا= هر وقت خواستی صدقه بدهی، زود بده. پس هر گاه بنده ای اراده می‌کند که صدقه دهد، من نمی‌گذارم هیچ کدام از شیطان‌ها و شیطانک‌ها و اصحابم بیایند. بلکه خودم شخصاً می‌آیم و جلوی طرف را می‌گیرم و وسوسه­‌اش می کنم که صدقه ندهد».

شیطان خودش دارد وسوسه می‌کند؛ خودش هم دارد به موسی یاد می‌دهد و می‌گوید: هر وقت خواستی این کار را بکنی، معطل نکن. زیرا من سراغ شما می‌آیم و نمی‌گذارم. «إذا هَمَمتَ بِصَدَقَۀٍ فَامضِها» موقعی که همت می‌کنی که صدقه­ بدهی، زود انجام بده و کار را تمام کن. کار خیر اینگونه است. اگر قرار است با کسی آشتی کنی، نگو حالا باشد تا بعدا با او آشتی می‌کنم؛ بگذار امتحاناتم تمام بشود؛ بعدا به او زنگ می‌زنم. نه؛ همین الان تلفن را بردار زنگ بزن. اگر قرار است از کسی معذرت­‌خواهی بکنی، نگو: باشد بعداً. همین الان زنگ بزن و معذرت‌­خواهی کن. هر کار قشنگی را معطل نکن. «عجلوا بالخیر= در کار خیر عجله کنید» یعنی این.

صدقه جزء اولین شروط تقوی و هدایت است

صدقه در شمار اولین شرائط برای بهره مند شدن از تقوا و قرآن و هدایت ویژه الهی است.

قرآن می‌فرماید:«ذلكَ الْكِتابُ لا رَیْبَ فِیهِ هُدىً لِلْمُتَّقِینَ؛ الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُونَ[3] =  این است كتابى كه در [حقانیت] آن هیچ تردیدى نیست [و] مایه هدایت تقواپیشگان است؛ آنان كه به غیب ایمان مى ‏آورند و نماز را بر پا مى دارند و از آنچه به ایشان روزى داده‏ ایم انفاق مى كنند».

قرآن فقط آدم‌های باتقوا را هدایت می‌کند. صدقه فقط پول دادن به گدا نیست. هر چه که روزی­ انسان می‌شود، باید از بخشی از آن را خودش رد کند و در خودش نگه ندارد. من باید در اجتماع مولد و خَیِر باشم. باید یک تکه نور باشم. خَیِر یعنی کسی که تمام وجودش خیر است. وقتی فقط یکبار کار خیر می‌کنیم، خَیِر نمی‌شویم. خَیِر یعنی کسی که دائماً اهل خیر است. چه مادی و چه معنوی. من باید تولیدگر باشم.

فقط صدقه نیست. کارهای زیبای دیگری نیز هست که به ما آرامش می‌دهند و تمام ترفندهای شیطان را نابود می‌کنند. ما اگر اینها را یاد بگیریم، خیلی وقتها می‌توانیم از دست شیطان در امان باشیم و آرامش فکری داشته باشیم. از طرف دیگر، جهان جای حوادث است. اصلاً طبیعت، گذرگاه حادثه‌­هاست. ما در محاصره‌ی انواع حوادث هستیم. ذات طبیعت اینطوری مهندسی شده و ساخته شده.

عالمی بر روی منبر سکته کرد و مُرد. خدا رحمت کند حضرت آیت الله توسلی را که در حین سخنرانی قلبشان گرفت و به رحمت ایزدی رفت. این جهان جهان حادثه‌هاست. طبیعی است که هر لحظه ممکن است برای هر کس اتفاقی بیفتد. پس اگر می‌خواهی اتفاق نامناسبی برایت نیفتد، از «مکتب صدقه» کمک بگیر. صدقه مکتبی است که از همه جهت به انسان امنیت می‌دهد. پس احتیاط‌های لازم را بکنید و صدقه هم بدهید. دعا هم مؤثر است. دعا همه انواع بلا را برطرف می‌کند. حتی اگر مقدر شده باشد که اتفاقی بیفتد، از آن جلوگیری می‌کند. ما چقدر سرطانی داشتیم که با دعا شفا گرفتند. حوادث تلخ زیادی داشته‌ایم که با دعا برطرف شدند. ذکر و یاد خدا به انسان کمک می‌کند. وقتی انسان حواسش به خدا است، دیگر شیطان سراغش نمی‌آید.

اما هر وقت رفاقت و صمیمیتت را با خدا از دست می‌دهی، باید منتظر هر اتفاقی هم باشی. خداوند راه‌های زیادی برای جلوگیری از حوادث برای ما گذاشته و ورای این طبیعت، دست‌های زیادی است که دارند از ما حفاظت می‌کنند.

منبع : سایت منتظران دات آی آر





نوع مطلب :
برچسب ها : شیطان و ایجاد ترس برای انجام کارخوب، کار خیر، صدقه، مهدویت و انتظار، مباحث مهدویت، مباحث مذهبی،
لینک های مرتبط :


شهید سید مرتضی آوینی:

شهادت در رکاب امام خمینی(ره) زیباست اما دفاع از ولی فقیه حاضر از آن زیباتر است؛ خون دادن برای امام خمینی(ره) زیباست، اما خون دل خوردن برای امام خامنه ای از آن هم زیباتر است.

 

12

– پوتین در سفر به ایران:

من کمونیستم,خانم من مسیحی ارتدوکس است, در خانه ی ما کتاب های مسیحی یافت می شود, و من آنها را خوانده ام, من آنچه را که در باره عیسی مسیح خوانده بودم همه را در چهره رهبر ایران دیدم. حال فهمیدم چه تدبیری کشور را اداره می کند و این خاطره ماندگار در من می ماند.

 

 

 

 

حجت الاسلام بهلول (ره)33

۱- مرحوم بهلول خطیب معروف و رهبر قیام گوهرشاد می‌گفت: «من در طول مدت عمرم، امرا و صاحب منصبان زیادى را دیده‌ام؛ اما کسى را به لحاظ بى‌رغبتى به مقام و منصب دنیا، هم پاى آیت الله خامنه‌ای ندیده‌ام. انسان وقتى زندگى روزمره او را از نزدیک مى‌بیند، حس مى‌کند که ذره‌اى میل به دنیا در او وجود ندارد… واقعاً در این مقطع، من هیچ کس را در تقوا و اعراض از مال و مقام دنیا، مثل او نمى شناسم. آخرین بارى که در خدمت وى بودم، به من گفت: آقاى بهلول! خاطرتان هست که قبل از انقلاب، یک شب در مسجد طرقبه منبر بودید؛ پس از اتمام مجلس، وقتى خواستید از مسجد بیرون بیایید، چون تاریک بود، من آمدم دستتان را بگیرم و کمکتان کنم؛ اما دستتان را کشیدید و گفتید: من چشمانم خوب مى‌بیند؛ تا جایى که هنوز زیر نور ماه، خاطره مى‌نویسم؛ حالا چطور؟ حالا هم بینایى‏تان در همان حد هست؟ من گفتم: آقا! حالا زیر نور خورشید هم دیگر نمى توانم بنویسم. بعد آقا گفت: اخیراً کمتر به ما سر مى زنید. گفتم: آقا! شما متعلق به همه مردم ایران هستید؛ من اگر وقت شما را بگیرم، مثل این است که وقت همه ایرانى‏ها را گرفته‌ام.

آیت الله العظمی نوری همدانی:77

۱- آنقدر ویژگی و شایستگی از جمله شجاعت،‌ تدبیر،‌ فرهنگ، فقه، زمان‌شناسی و معلومات در وجود آیت‌الله خامنه‌ای هست که بعد از امام راحل هیچ‌کس نمی‌توانست این خلأ را پر کند.

 

 

 

 

حضرت آیت الله فاطمی نیا:112

۱- اگر چیزی را یقین نکنم، نمی‌گویم. بدانید و آگاه باشید هرکس کوچک‌ترین حرفی در تضعیف مقام رهبری بزند، هرکس اندیشه‌ای داشته باشد که ضد مقام رهبری باشد، خدا او را نخواهد بخشید. این را یقین بدانید. این مرد بزرگ عز اسلام است.

 

 

 

مرحوم دولابی(ره):13

۱- امام خمینی “رحمت الله” مظهر مهابت بود و رهبری (( آیت الله خامنه ای ))مظهر محبت. خداوند متعال به امام نعمت ها را یک جا داد و امام هم این نعمت ها را برای استقرار نظام جمهوری اسلامی مصرف کردند. ولی نعمت ها به حضرت آقا را خدا تدریجی به ایشان می دهد و در هر مرحله ای متناسب با شرایط، خدا نعمت هایی را به ایشان می دهد یعنی شرایط آن نعمت ها را خود آقا فراهم می کنند.

آیت الله خوشوقت(ره):14

۱- به نقل از آیت الله صفایی بوشهری: آیت الله خوشوقت درباره مقام رهبری می فرمودند که خداوند این منصب را به ایشان داده و هر ابزاری که برای این منصب لازم است را نیز به ایشان هدیه داده است و رهبری را همیشه حضرت آقا صدا می کردند و حراست از حریم ولایت را بر همگان واجب می دانستند.

شهید دستغیب(ره):15

۱- هر عمامه سری که از رهبر مکرم فاصله بگیرد، لعنت خدا برش باد…

۲- شهید محراب، عارف عامل، آیت‌الله دستغیب فرمودند: «چیزی که بنده نسبت به این شخص بزرگ فهمیده‌ام این است که فردی است خدایی، هوا‌پرست نیست، مقام نمی‌خواهد، قدرت نمی‌خواهد به دست بگیرد، امتحان خویش را پیش از پیروزی و بعد از پیروزی داده است. در هر پستی که بوده، امتحان خودش را داده است. کسی که امام جمعه تهران باشد، آن وقت در جبهه برود، در سنگرها از اسلام دفاع کند، این مرد بزرگ، مقامی برای خودش قائل نیست، به عینه مثل رهبر عظیم‌الشأن. امام فرموده: به من خدمتگزار بگویید بهتر است از اینکه رهبر بگویید. آقای علی خامنه‌ای هم این‌جوری است، مقام نمی‌خواهد، مقام روی او اثر نمی‌گذارد».

حاج احمد آقای خمینی(ره):16

۱- من به عنوان فرزند امام … رهبرا من مرید شما هستم …

آیت الله شهید صدوقی(ره):17

۱- حجت‌الاسلام راشد یزدی می‏گوید: در سال ۵۶ به اتفاق آقای صدوقی و تعدادی از آقایان دیگر، تصمیم گرفتیم برویم به افرادی که در تبعید هستند، سری بزنیم. چون مقام معظم رهبری به ایرانشهر تبعید شده بودند، خدمت ایشان رسیدیم. به امامت آقای صدوقی نماز مغرب و عشا را خواندیم. من شنیده بودم که در سمت ایرانشهر، کفش‌های خوبی تولید می‌شود، لذا تصمیم گرفتم به بازار بروم و یک جفت کفش بخرم. کارم یک الی دو ساعت طول کشید. به خانه آقای خامنه‌ای تلفن زدم که دیگر آقای صدوقی و آقای خامنه‌ای برای صرف غذا منتظر من نباشند و شام را میل کنند. وقتی برگشتم دیدم این دو بزرگوار هنوز مشغول بحث هستند. من وارد که شدم، آقای صدوقی به من گفت: «ماشاءالله، ماشاءالله این آقای سید‌علی آقا خیلی مُشت‌شان پر است».

صبح روز بعد رفتیم چابهار برای زیارت آقای مکارم؛ در این فاصله، اسم آقای خامنه‌ای از دهان آقای صدوقی نیفتاد؛ از بس مجذوب ایشان شده بود.

بعد از زیارت آقای مکارم، گفتم کنار دریا برویم تا مدتی استراحت کنیم. ایشان گفت: من می‌خواهم برگردم پیش آقای خامنه‌ای و بعد حدود دو ساعتی با هم بحث کردند. از لحاظ علمی آقای خامنه‌ای، مورد تأیید صددرصد آقای صدوقی بود.

۲- در زمان انقلاب، بین حزب جمهوری اسلامی و امام جمعه بندرعباس اختلافی در گرفت. آقای صدوقی به من گفتند تا درباره اختلاف آن‌ها، گزارشی بیاورم. بعد از تهیه و دادن گزارش آن به آقای صدوقی، ایشان پرسیدند: کی به تهران می‌روی؟ گفتم فردا. ایشان پاکتی را به من دادند. پشت پاکت نوشته بود: “تقدیم به محضر مبارک آیت‌الله‌ العظمی آقای خامنه‌ای “. پسر آقای صدوقی اعتراض کردند که آیا ایشان به مقام آیت‌اللهی رسیده‌اند؟ آقای صدوقی از بالای عینک به پسرش نگاه کرد و گفت: “بله که آیت‌الله‌ هستند”.

آیت‌الله هاشمی رفسنجانی:0518115313-news-thumb1

۱- من برای اداره کشور، هیچکس را صالح تر از آیت‏ الله خامنه‏ ای نمی‏ دانم و کسی هم بهتر از ایشان توان اداره کشور را ندارد. ایشان بدیل ندارد و بهترین فرد برای مسند ولایت فقیه است. دوست و دشمن به این موضوع معترف‏ اند. من در زیر سقف انقلاب کسی را با صلاحیت‏ تر از آیت‏ الله خامنه ای برای رهبری نمی‏ بینم. ایشان هم مدیر است و هم مدبّر.

من اطاعت ولی فقیه را بر خود واجب می‏ دانم. موارد متعددی بوده که من و آقا با هم بر سر موضوعی مباحثه کرده و در صورتی که به نتیجه نرسیده‏ ایم من نظر ایشان را مقدم داشته و اطاعت کرده‏ ام؛ آن هم به این دلیل که ایشان ولی فقیه هستند و امرشان واجب‏الاطاعه است. ضمن اینکه نظر ایشان را به عنوان یک کارشناس خبره هم می‏ پذیرم.

شهید بهشتی(ره):18

۱- شهید مظلوم دکتر بهشتی فرمودند: چهره ای مانند شخصیت آیت الله خامنه ای خداوند ذخیره کرده برای رهبری این انقلاب.

آیت الله مکارم شیرازی:22

۱- الحمدلله رهبر حکومت اسلامی رهبری است بسیار آگاه و جنبه مذهبی و روحانی او بر جنبه سیاسی او غلبه دارد.

۲- اگر مقام معظم رهبری حرمت نداشته باشند امروز هیچ‌کدام از ما ایرانی‌ها حرمت نخواهیم داشت.

تبعیت از حکم حکومتی ولی فقیه بر مراجع تقلید هم واجب است‌.

آیت الله جوادی آملی:111

۱- رهبری نه پست است نه مقام ، بلکه امام جامعه است.چگونه است که در نماز با اقتدای چند نفر می گوییم امام جماعت ، اما به رهبر جهان اسلام نگوییم امام؟.هر لفظی غیر از امام خامنه ای جفاست به ایشان.

شهید مطهری(ره):

۱- سید علی خامنه ای از نمونه های ارزنده ای است برای آینده موجب امیدواری است. من از اخلاص آقای خامنه ای تعجب می کنم، ایشان هیچ به دنبال خودنمایی نیست که بخواهد خودش را مطرح کند و خودش را نشان بدهد، من در جریان کمیته ی استقبال از حضرت امام بیشتر به تقوای ایشان پی بردم.

آیت الله میرزا جواد تبریزی(ره):11

۱- وقتی که حضرت آیت الله تبریزی، مریض بودند و در بیمارستان در تهران به سر می‌بردند، آقا آمدند خدمت آیت الله تبریزی برای عیادت. مرحوم آیت الله تبریزی به رغم بیماری که داشتند، نشستند روی تخت دستشان را روی سینه قرار دادند مقابل حضرت آیت الله خامنه‌ای. با این که سن آیت الله تبریزی خیلی بیش‌تر بود ولی عکس ایشان الان هست، که این عکس خیلی مهم است و موجود است که دستشان را برای احترام با آن حالت مریضی بر سینه قرار دادند، در مقابل آیت الله خامنه‌ای و تبسمی کردند از دیدن ایشان، پیدا بود خیلی خشنود بودند.

آیت الله طالقانی(ره):Untitled

۱- آقای خامنه ای امید آینده اسلام است. آیت الله العظمی میلانی در سنین جوانی، ایشان را مجتهد خطاب می کنند.

آیت الله عبدالله نظری مازندرانی:

۱- برای حمایت و محافظت از رهبر معظم انقلاب پا در رکاب خواهم برد امروز حمایت از ولایت فقیه یک امر واجب بر همگان است و باید به صورت جدی به این مساله توجه شود همه افراد باید این مساله را برای خود یک فریضه مهم بدانید.

آیت الله ناصری:

۱- مقام معظم رهبری را خدا حفظ شان کند، بنده می دانم مطلب را،ایشان تمام امیدشان به امام زمان(عج) است، خدا شاهد است پناهگاهشان امام زمان(عج) است.

سید حسن نصرالله:12

۱- با توجه به شناختی که از آیت الله العظمی خامنه‌ای در دست دارم و پس از مطالعه و بررسی بسیاری از مدارک و شواهد می‌توان گفت: ما در خدمت امام بزرگواری قرار داریم که در رهبری، تقوا، پرهیزکاری و اجتهاد بی‌نظیری است ما در خدمت امامی هستیم که دارای دیدگاهی جامع، عمیق و مستحکم و استوار بر اصول و مبادیی از قبیل “اصول و مبانی فکری “؛ “شناخت نیازها و مشکلات “؛ “شناخت امکانات موجود ” و “آشنایی با راهبردها مناسب و همخوان با آن اصول و مبادی ” است و به همین دلیل است که ملاحظه می‌کنیم به راحتی ایشان بر روند جاری در امور آگاهی و اطلاع دارند و با عمق و بینش عمیق آنها را به راحتی ارزیابی می‌کنند و بی‌شک این ارزیابی دقیق و عمیق نشات یافته از همین دیدگاه جامع و شامل است و به خاطر همین دیدگاه است که با وجود حوادث و جریان‌های مختلف و متفاوت، درباره هریک دیدگاه کارشناسانه خود را همچون یک صاحبنظر نکته سنج و دقیق بیان می‌کنند.

ما خود را در برابر شخصیت بزرگ و استثنایی از این حیث ملاحظه می‌کنیم و می‌بینیم که بسیاری در این امت هستند که از این شخصیت والا آگاهی و شناختی جز اندک ندارند و به همین دلیل است که به جرات می‌توانیم بگوییم که ایشان در میان امت اسلام و حتی در ایران چقدر مظلوم هستند؛ حتی ایشان در مهمترین بعد شخصیتی‌شان که همان بعد سیاسی و رهبری است هنوز شناخته شده نیستند، چون شخصیتی است که دشمنان از یک سو آن را محاصره کرده‌اند و از سوی دیگر دوستان آنگونه که باید حق این شخصیت را ادا نمی‌کنند و این مسئولیت ماست که این امت را با این شخصیت بزرگ و عظیم آشنا کنیم تا از آن بهره‌های لازم و شایسته را ببرند و از برکات وجودش چنین رهبری و چنین ولی فقیه و اندیشمند و متفکری برای حال و آینده و دنیا و آخرت خود مستفیض شوند.

شهید اندرزگو:77

۱- راوی استاد پناهیان: خاطره دیگه دارم برای دلهای نورانی میگم؛ استدلال نیست برای دلهای کورانی !!!!! احساس قشنگیه برای دلهای نورانی

شهید اندرزگو میدونید کیه؟ انسان بسیار زاهد، بسیار مجاهد، بسیار عارف، بسیار خوب، بسیار قوی

آقای ابوترابی را چه طوری می شناسید؟ اسوه ای بود در دفاع مقدس که بی نظیره، خیلی از شهدای ما به گرد پای این شخصیت بزرگ نمی رسن.  آقای ابوترابی شخصیت بی نظیری داره؛ مرحوم شد، آزاده بود.

ابوترابی مرید شهید اندرزگو بود؛ ببین دیگه اندرزگو کی بوده!!

شهید چمران با آقای ابوترابی آشنا شد، یکماه بعد آشنایی شون، آقای ابوترابی اسیر شد؛ از اون به بعد شهید چمران هرجا می رفت دوتا عکس در اتاقش می زد یکی عکس امام خمینی(ره)، یکی عکس ابوترابی!!!!

شهید چمران، عاشق ابوترابی بود، و همیشه می گفت من چرا ایشون را دیر پیدا کردم، با اینکه شهید چمران از نظر سنی، بزرگتر از ابوترابی بود!!!

ابوترابی مرید اندرزگو بود، شهید اندرزگو قبل از اینکه به شهادت برسه به خانمش گفته بود: من می دونم که این انقلاب پیروز می شه و امام بر می گرده به ایران(اون موقع خبر برگشتن امام خبر عجیبی بود، تا یکماه قبل برگشتن امام هم این خبر عجیب بود)

خانمش ظاهرا از ظهور سوال می کنه، اما شهید اندرزگو می گه نه، امام به ظهور نمی رسه؛ اما بعد او یک سید روحانی، زمام امور را بدست می گیره به اسم سید علی، خانمش می گه حتما تویی؟(اسم کوچک شهید اندرزگو، سیدعلی بود) ایشون می گن نه، من قبل از اینکه امام بیاد شهید می شم؛ او یک فرد دیگه است.
<![endif]–>حجه الاسلام حاجتی به نقل از آیت الله محمدی گلپایگانی:

۱- بارها و بارها این پیام به ما رسیده است از افراد مختلف که در خواب و مکاشفه؛ امام زمان می فرمایند: ما سید علی را تنها نخواهیم گذاشت….

عزیزان اهل بصیرت چیزهایی را می فهمند که دیگران نمی فهمند

منبع : سایت مشرق





نوع مطلب :
برچسب ها : رهبرمعظم انقلاب از نگاه علما وبزرگان، نسیم ظهور، سایت نسیم ظهور، سایت ظهور، وبلاگ ظهور، مهدویت و انتظار،
لینک های مرتبط :


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :