تا نرفته فاطمیه آبرویم را بخر


::
:: برچسب‌ها: تماشاکده نسیم ظهور , نماهنگ , تانرفته فاطمیه آبرویم را بخر , تا نرفته فاطمیه آبرویم را بخر , نسیم ظهور , وبلاگ نسیم ظهور , سایت ظهور ,
نویسنده :
تاریخ : پنجشنبه 26 بهمن 1396
ناحله الجسم یعنی
[
]

::
:: برچسب‌ها: تماشاکده نسیم ظهور , فاطمیه , ایام فاطمیه , وبلاگ نسیم ظهور , سایت ظهور , سایت مهدویت , وبلاگ مهدویت ,
نویسنده :
تاریخ : پنجشنبه 12 بهمن 1396
از کجا بفهمیم واقعا مقرب شده ایم؟
[
]

::
:: برچسب‌ها: تماشاکده نسیم ظهور , پناهیان , نسیم ظهور , وبلاگ نسیم ظهور , وبلاگ ظهور , سایت ظهور ,
نویسنده :
تاریخ : پنجشنبه 5 بهمن 1396
وقتی صفین و عاشورای دیگری رقم خواهد خورد
توصیفی از یک جامعه ی منتظر

وقتی صفین و عاشورای دیگری رقم خواهد خورد

جامعه ی منتظر، جامعه ای آگاه، شجاع و مقاوم است که با ترسیم و شناخت خود از هر چه تباهی و انحراف و فتنه دوری جسته و از تضعیف جبهه منتظران دوری می کند! یکی از شرایط مهم برای پیروزی و به ثمر رسیدن یک انقلاب، وجود یاران مخلص و بصیر است .


منتظر بی بصیرت

یاران در انقلاب ها، به ویژه انقلاب های الهی و یاری ولی خود جایگاه مهمی دارند. چنانچه اولیاء خدا در هر برهه ای از خداوند خواستار یارانی همراه بودند. حضرت عیسی (علیه السلام) فرمودند: کیست یاور من به سوی خدا شود. حواریون گفتند: ما یاوران خدائیم.1 

منتظر بصیر نگاهش به کائنات به شکل منظومه و به اسلام به عنوان مکتب نظامند است و نگاهی منظومه ای به امام معصوم (علیهم السلام) خویش دارد. چنانچه نسبت به قول و فعل و تقریر معصوم (علیهم السلام) برخورد گزینشی نداشته و به خود اجازه نخواهد داد که اسلام را با دیگر امور خلط نماید و در همه جا و همه زمان به تکلیف عمل خواهد کرد.


به راستی چرا حضرت علی علیه السلام که در رشادت و شجاعت هماورد و همتا نداشت خانه نشین شده و حق  وی غصب گردید؟!
فردی که جبرئیل در جنگ احد در شأن وی چنین گفت: لاسیف الا ذوالفقار لافتی الا علی 2
مردی که با فتح قلعه خیبر و کشتن مرحب خیبری پیروزی های زیادی را برای مسلمانان به ارمغان آورد. بی بصیرتی برخی یاران  او باعث شد با وجود حضور نور الهی در میان جامعه، در جنگ صفین قرآن ها بر سر نیزه رود و بی عقلان جنگ را ترک کنند و با حکمیت ابوموسی  خلافت به معاویه رسد.
ساده ترین تعریف بصیرت، شناخت حق از باطل در فضایی  کاملا مه آلود که حق در باطل چنان آمیخته، که فرد نیازمند بینشی فراتر از علم باشد. یعنی فریب نخوردن در فضای پر هیاهو، نه اجازه سواری گرفتن و نه اجازه شیر دوشیدن به دشمن دادن در مقطعی حساس و سرنوشت ساز!

تنها وجود امام کافی نیست!

وجود امام در جامعه برای برقراری عدل و حکومت حق به تنهایی کافی نیست. یارانی می طلبد پایبند و ثابت که فقدان  آنها کار را صد چندان سخت خواهد کرد. چنانچه حسین علی (علیه السلام)  با لشگری از انسان ها مواجه نبود بلکه با جهانی انحراف و ظلمان روبرو بود. افرادی که با وجود خطبه های روشنگر حضرت (علیه السلام) در روز عاشورا و قبل از آن نتوانستند حق را تشخیص دهند. 
با بصیرت بودن سابقه ای به درازای حیات انسان دارد و تا زمان ظهور امام زمان (عج) نیز ادامه خواهد داشت. بسیاری از روایات گویای این امر است که به جهت بی بصیرتی گروهی ، در مقابل امام زمان (عج) خواهند ایستاد.



اصل بر این است کسانی که ادعای انتظار ومنتظر بودن را دارند باید قبل از ظهور حضرت (عج) در اوج معرفت وبصیرت و قدرت قرار بگیرند تا زمینه لازم برای قیام و انقلاب ایشان فراهم شود . اما گویا بر اساس روایات متاسفانه شاهد این امر خواهیم بود که یأس و ناامیدی، سرگردانی و حیرت، دنیازدگی، شک و تردید، اختلاف و چند دستگی، گرفتاری در فتنه ها و شبهه ها، به وجود آمدن مدعیان و جریان های دروغین، سختی تمیز حق از باطل را چند برابر  می کند. که نجات از این امر تنها از طریق علم و بصیرت امکان پذیر خواهد بود. 
گاهی افراد گمان می کنند اگر شخصی در سطوح عالی علمی قرار داشته باشد، یقینا بصیر نیز هست، اما حقیقت این است که این ویژگی را به قشری خاص نمی توان اختصاص داد. گاهی بین افرادی که سطوح عالی علمی را نیز دارند بی بصیرتی های فاحشی دیده می شود. موارد  مختلفی در تاریخ شاهد این ماجراست که در زمان های متفاوت با خواصی روبرو بوده ایم که بصیرت نداشته اند که نه تنها مانع گسترش دین بلکه بدعت گذار در دین  هم شده اند. انشعاب های چهار امامی، شش امام، ... از همین موارد بوده است که با سکوت و همراهی خواص بی بصیرت صورت گرفته است. 

ساده ترین تعریف بصیرت، شناخت حق از باطل در فضایی کاملا مه آلود که حق در باطل چنان آمیخته، که فرد نیازمند بینشی فراتر از علم باشد. یعنی فریب نخوردن در فضای پر هیاهو، نه اجازه سواری گرفتن و نه اجازه شیر دوشیدن به دشمن دادن در مقطعی حساس و سرنوشت ساز!


بنابراین صرف وجود امام در جامعه دلیل بر پیروزی جبهه حق نیست. منتظر بصیر در حوادث، اگر خود نشانه برای دیگران هم نباشد نیاز به نشانه ندارد. ساختار فکری و اخلاقی اهل بصیرت، هم تافته و نظام مند است. 
به عبارت دیگر نسبت به آموزه های دینی و رخدادهای سیاسی و اجتماعی، فرهنگی سربلند هستند. شاید با اینگونه بیان کرد که منتظر بصیر نگاهش به کائنات به شکل منظومه و به اسلام به عنوان مکتب نظامند است و نگاهی منظومه ای به امام معصوم (علیهم السلام) خویش دارد. چنانچه نسبت به قول و فعل و تقریر معصوم (علیهم السلام) برخورد گزینشی نداشته و به خود اجازه نخواهد داد که اسلام را با دیگر امور خلط نماید و در همه جا و همه زمان به تکلیف عمل خواهد کرد. 
اگر ویژگی بصیر بودن از منتطر گرفته شود با قیام حضرت حجت(عج) عاشورایی دیگر رقم خواهد خورد!

پی نوشت:
1- آل عمران/ 51
2- تاریخ کمال ابن اثیر/ ج2/ ص 107

منبع : تبیان


::
:: برچسب‌ها: نسیم ظهور , سایت ظهور , وبلاگ ظهور , وبلاگ نسیم ظهور , سایت نسیم ظهور ,
نویسنده :
تاریخ : شنبه 30 دی 1396
کلیپی که اینستاگرام از صفحه حاج قاسم سلیمانی حذف کرد
مردم چگونه از پل صراط عبور میکنند؟
مردم چگونه از پل صراط عبور می‌کنند
گروهی از صراط عبور می‌کنند مانند برق (یا ساعت) و کسانی از آن عبور می‌کنند مثل فرار اسب و دسته‌ای از صراط مانند افراد پابسته ...

حجت‌الاسلام والمسلمین انصاریان در پاسخ به سئوالی پیرامون حقیقت پل صراط و ویژگی‌های آن شرایط گذر از پل صراط و گروهایی که از آن عبور می‌کنند را از نگاه معارف اسلامی تشریح کرده است.

به گزارش سرویس علمی و فرهنگی مرکز خبر حوزه وی در پاسخ به این سئوال؛ آیا پل صراط وجود دارد و مقصود از آن چه می‌باشد آورده است.

«صراط» در لغت به معنای راه است. صراطی که در آیات قرآن به آن اشاره اشاره، وَإِن مِّنكُمْ إِلَّا وَارِدُهَا كَانَ عَلَى رَبِّكَ حَتْمًا مَّقْضِیًّا، ثُمَّ نُنَجِّی الَّذِینَ اتَّقَوا وَّنَذَرُ الظَّالِمِینَ فِیهَا جِثِیًّا؛ (سوره مریم؛ 71و72)؛ مِن دُونِ اللَّهِ فَاهْدُوهُمْ إِلَى صِرَاطِ الْجَحِیمِ،وَقِفُوهُمْ إِنَّهُم مَّسْئُولُونَ، مَا لَكُمْ لَا تَنَاصَرُونَ، بَلْ هُمُ الْیَوْمَ مُسْتَسْلِمُونَ، (سوره صافات، آیه 26-23) و إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصَادِ، (سوره فجر، آیه 14) و در روایات به روشنی از آن نام برده شده است، در حقیقت ظهور در باطن صراطی دارد که انسان‌ها در زندگی دنیا داشته و در آن قرار گرفته بودند؛ چرا که افراد در زندگی دنیا،‌ یا صراط و راه به سوی خدا دارند یا راه به سوی غیر خدا.

تجسم اعمال در قیامت

«پل صراط» تجسم حرکت در مسیر حق در همین دنیاست؛ چنانچه پل صراط از مو باریکتر و از شمشیر تیزتر است،‌حرکت در مسیر حق نیز در این دنیا همین‌گونه است. کسانی که در دنیا در مسیر حق و صراط مستقیم حرکت کردند؛ یعنی از جاده مستقیم حقیقت، دین‌داری و ولایت منحرف نشده‌اند، در آخرت هم از صراطی که روی جهنم است صحیح و سالم عبور خواهند کرد. آنان در این دنیا از روی پلی که بر روی نفس اماره است گذشتند و به مقام انسانیت نائل آمدند؛ در آن جا هم از روی پلی که بر روی جهنم است می‌گذرند و به اعلی علیین می‌رسند، ولی کسانی که در آتش سوزاننده نفس اماره خود غوطه‌ور شده‌اند، یقیناً از پل صراط قیامت هم نمی‌توانند عبور کنند و در نتیجه به دوزخ سقوط خواهند کرد. از این رو همان‌طور که در دنیا در آتش شهوت،‌ غضب‌، کینه و... گرفتار بودند، در قیامت نیز از پل صراط به سلامت عبور نمی‌کنند.

«مردمی که بر روی صراط عبور می‌کنند چند دسته‌اند و صراط از مو نازک‌تر و از شمشیر برنده‌تر است؛ پس گروهی از صراط عبور می‌کنند مانند برق (یا ساعت) و کسانی از آن عبور می‌کنند مثل فرار اسب و دسته‌ای از صراط مانند افراد پابسته، با دست و شکم عبور می‌کنند (با زحمت و کندی) برخی با پا و گروهی با افت و خیز و گیر و دار عبور می‌کنند؛ گاهی بخشی از آتش او را فرا می‌گیرد و گاهی ترکش می‌کند»[1]  

مشابه این حدیث نیز از پیامبر اسلامی (ص) هم روایت شده است.[2] از روایت استفاده می‌شود که انسان‌ها در عبور از صراط متفاوتند و این نشان‌دهنده آن است که هر کسی بسته به نوع حرکتش در دنیا و چگونگی عقیده، عمل و اخلاق، عبورهای مختلفی از صراط خواهد داشت.

اگر کسی در دنیا از کنار گناه به سرعت عبور کند و آلوده آن نشود، در فردای قیامت هم از این راهی که به سوی بهشت منتهی می‌شود به سرعت عبور خواهد کرد. هر چه سیر انسان در دنیا در مسیر ایمان، بندگی و عمل صالح بهتر باشد؛ یعنی مطیع و عامل به اوامر و نواهی حضرت حق «جل و علا» باشد، عبور او از صراط در فردای قیامت سریع‌تر و با سوزندگی کمتری همراه خواهد بود و هر چه سیر زندگی انسان در دنیا بدتر ومخالفتش با اوامر و نواهی خداوند بیشتر باشد،‌به همان‌اندازه حرکت او از صراط کندتر و با سوزندگی بیشتری همراه خواهد بود.

دقت دین خدا

تشبیه صراط به مو و شمشیر در نازک‌بودن و تیزبودن، می‌تواند اشاره به دقیق‌بودن دین خدا داشته باشد؛ اگر انسان مراقب اعمال و عقاید خود نباشد و دچار غفلت شود، از مسیر صحیح و حق منحرف می‌شود، تا آن جا که ممکن است در یک لحظه، حسنات و پاداش‌هایی را که در طول سالیان متمادی از طریق بندگی و سلوک در راه دین کسب کرده است، همه را از دست بدهد و اعمالش حبط شود. البته انسان با کمی، انحراف و توبه از آن در جهنم نمی‌افتد، ولی به قدر انحرافش، کمتر از صراط مستقیم بهره می‌گیرد. به همین جهت است که وظیفه داریم در شبانه‌روز حداقل 10 مرتبه از خداوند درخواست کنیم که:

«اهدِنَا الصِّرَاطَ المُستَقِیمَ»، ‌(سوره حمد، آیه 1)؛ ما را به راه راست هدایت کن.

بنابراین باید بیدار بود و از خداوند استمداد طلبید، تا در مسیر بندگی دچار لغزش نشویم. پیامبر اسلام (ص) می‌فرمایند: همانا صراط بر روی جهنم کشیده شده و لغزنده است: [3]

مصداق صراط مستقیم

در روایات متعدد دو مصداق اعلای صراط مستقیم؛ یعنی دین اسلام[4] و امامان معصوم (ع)، مخصوصاً امیرالمؤمنین علی (ع) معرفی شده‌اند[5].

امام صادق (ع) در روایتی درباره معنای «صراط» می‌فرمایند:

صراط همان راه و روش شناخت خدای عزوجل است؛ و دوگونه می‌باشد: صراطی در دنیا و صراطی در آخرت است. صراط دنیا،‌همان امامی است که اطاعتش واجب است. هر که در دنیا او را بشناسد و از راهنمایی‌هایش پیروی کند، از صراط آخرت که پلی بر روی دوزخ است، بگذرد و هر که او را در دنیا نشناخت، قدمش در قیامت برصراط آخرت بلغزد و در آتش جهنم سقوط می‌کند.[6]

بنابراین باید در دنیا از صراط گذشت، تا در آخرت بتوان از آن گذر کرد؛ یعنی انسان همواره روی پل صراط در حال گذر است، لحظه به لحظه در مرصاد و کمین‌گاه حق تعالی قرار دارد و عقاید و اخلاق و اعمال او در پیشگاه خداوند و رسولش (ص) حاضر است. از این رو کسی که روی مرز اسلام گام برمی‌دارد، همانند کسی است که بر چیزی راه می‌رود که از مو نازکتر و از شمشیر بران‌تر است.

امام صادق (ع) در تفسیر آیه شریفه، إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصَادِ؛ (سوره فجر، آیه 14)، می‌فرماید: «کمین‌گاه، پلی است بر روی صراط که هیچ بنده‌ای با داشتن مظلمه‌ای به گردن، از آن نمی‌تواند بگذرد.[7]

امام باقر (ع) از پیامبر اکرم (ص) چنین نقل می‌فرماید:

ای علی! در روز قیامت من و تو و جبرئیل بر صراط می‌نشینیم و کسی از صراط نمی‌گذرد، مگر این که نامه‌ای همراهش باشد که در آن اعتقاد وی به ولایت شما نگاشته شده باشد.[8]

بنابراین «پل صراط» تجسم عینی حق و باطل است و عبور از آن همان حرکت در مسیر حق در این دنیاست. روشن است که با اندکی غفلت و پیروی از هوای نفس، شهوات، غضب و... آدمی از راه مستقیم منحرف می‌شود و گرفتار بیغوله‌ها خواهد شد. در قیامت نیز کسانی از پل صراط به سلامت عبور می‌کنند که در دنیا، آن مسیر را به سلامت پیموده باشند و اگر در این جا دچار لغزش شدند، روی آن پل نیز دچار لغزش خواهند شد و به جهنم سقوط خواهند کرد؛ مگر آن که مشمول لطف و عنایت و غفران پروردگار قرار گیرند.  



[1] - بحارالانوانر: 8/64، باب 22، حدیث1؛ الامالی؛ شیخ صدوق: 242، مجلس 33، حدیث 5.

[2] - کنز العمال: 14/386- 388، حدیث 39034 و 39036.

[3] -میزان الحکمة: 7/3062 ، حدیث 10468؛ کنز العمال: 14/386، حدیث 39034.

[4] -الدرّ المنثور: 1/14-15؛ بحارالانوار: 35/363،‌باب 16

[5] -بحارالانوار: 8/70،‌حدیث 19؛ معانی الاخبار: 32/2 و 35،‌ حدیث 5

[6] -بحارالانوار: 24/11، باب 24، حدیث 3؛ معانی الاخبار: 32، حدیث 1؛ المیزان:‌1/14

[7] - ثواب‌العمال، شیخ صدوق: 321، حدیث 2

[8] - بحارالانوار: 8/66


منبع : خبرگزاری حوزه



::
:: برچسب‌ها: مردم چگونه از پل صراط عبور میکنند؟نسیم ظهور , وبلاگ نسیم ظهور , سایت نسیم ظهور , کیفیت عبور از پل صراط ,
نویسنده :
تاریخ : دوشنبه 18 دی 1396
تا توانی دلی بدست آور

جملات و سخنان بزرگان از بهترین چراغ‌های راه ماست؛ چرا که اگر خود نمی توانیم به صورت گسترده به مطالعه و تحقیق بپردازیم می توانیم با نشستن پای منبر خطیبان دانشمند از چکیده‌ی جملات و مطالعات بزرگواران بهره‌مند شویم.

بخش اعتقادات شیعه تبیان

شاد کردن دل دیگران

پاداش شاد كردن دل مومن

روز قیامت بندهای از قبر در حالی كه متحیر است بیرون می‌آید و ناراحت می‌شود كه در این هول محشر چه كند. ناگهان فرشته‌ای می‌آید و با روی خوش به او می‌گوید: نترس و غصه نخور از تمام موقف‌های پل صراط، نماز، روزه، زكات و... تو را رد می‌كنم.

فرشته می‌گوید: انا سرور الذی ادخلت علی قلب الفلان اسم آن مومن را می‌آورد. می‌گوید یادت هست مومنی قرض می‌خواست و مشكل داشت و آبرویش در خطر بود و خیلی گرفتار بود. تو به خاطر خدا گره كارش را باز كردی و دلش را شاد كردی و خداوند از شاد كردن دل آن مومن من را برای نجات تو خلق كرده است.

فرشته این آقا را از همه‌ی گردنه‌ها رد می‌كند و او را به بهشت می‌رساند و تحویل فرشتگان بهشت می‌دهد. این فرد خیلی تعجب می‌كند و از فرشته می‌پرسد: تو كه هستی؟ فرشته می‌گوید: انا سرور الذی ادخلت علی قلب الفلان اسم آن مومن را می‌آورد. می‌گوید یادت هست مومنی قرض می‌خواست و مشكل داشت و آبرویش در خطر بود و خیلی گرفتار بود. تو به خاطر خدا گره كارش را باز كردی و دلش را شاد كردی و خداوند از شاد كردن دل آن مومن من را برای نجات تو خلق كرده است.

تاثیر شاد كردن مومنین و خیرات بر اموات

پیرمردی در قم به نام «حاج حبیب» كه موذن مرحوم آیت‌الله بهاءالدینی بود گفت وقتی خانمم فوت كرد روزی دخترم به من گفت كه خواب دیدم مادرم در باغی از بهشت است و به من گفت كه در همسایگی من كسی به اسم رقیه، خیلی در عذاب است. این خانم سر دیگران كلاه می‌گذاشته است. بعد از این خواب دخترم، یك روز پنجشنبه‌ای سر قبر همسرم رفتم جوانی را كنار قبر بغلی دیدم. از او پرسیدم اسم صاحب این قبر چیست؟ گفت رقیه. متوجه شدم كه خواب دخترم درست است. به جوان گفتم: چه نسبتی با شما داشته است؟ گفت: مادرم است.

من هم ماجرای خواب دخترم را برایش تعریف كردم و او هم خواب دخترم را تصدیق كرد و خیلی ناراحت شد. بعد از مدتی دخترم دوباره خواب مادرش را دید كه گفته بود خدا خیرتان بدهد. همه‌ی عذاب‌های همسای‌هام برداشته شده است. پیرمرد گفت: چند هفته بعد دوباره آن جوان را دیدم و گفتم: فلانی برای مادرت چه كار خیری كردی؟ گفت: برای خانوادهای كه یخچال نداشتند؛ به نیت مادرم یخچال خریدم و دلشان را شاد كردم.

منبع:

ماهنامه خانواده شاد؛ سخنان حجت‌الاسلام حبیب فرحزاد

 



::
:: برچسب‌ها: تا توانی دلی بدست آور , نسیم ظهور , لذت کمک به دیگران , لذت دست گیریی و کمک به برادر مومن , وبلاگ ظهور , وبلاگ نسیم ظهور ,
نویسنده :
تاریخ : یکشنبه 3 دی 1396
رهبر معظم انقلاب از نگاه بزرگان و علما (بخش اول)



دیدم رو کرد به این جمعیت و گفت میخواید براتون پیشگویی هایی بکنم 


گفتند بگو،(این روحانی راوی میگفت من برای اولین بار اونجا بود که با اسم امام خمینی آشنا شدم) گفت : آقایون این آقای خمینی که در تبعید به سر می بره میاد ایران و عن قریب پهلوی را سرنگون میکنه ، حکومت اسلامی برپا میکنه 

بازم بگم؟ بهش گفتند بگو، گفت : بعد مدتی عراق به این کشور(ایران) حمله میکنه 

بازم بگم؟ بهش گفتند بگو دیگه 

گفت تا همین جا(دستش را زد به خاک کریشان) گفت تا اینجا عراق پیشروی میکنه(راست هم میگفته،چون خط مقدم عراق در جبهه اهواز کنار روستای کریشان بود) 

بازم بگم? 

گفتند بگو: 

گفت: بعد از مدتی آیت الله(امام خمینی) فوت میکنه 

بگم بعدش چی میشه 

گفتند بگو 

گفت بعد رفتن آیت الله (امام) سید دیگری می آید که آمدن اون سید؛ آغاز ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف هست... 

بعد ایشون اینها را به من(یعنی به آقای حاجتی) گفت، چند ماه گذشت ، دوباره من این روحانی راوی را دیدم ، به من گفت: یه چیز عجیب بگم بهت در تکمیل حرفهای اون چند ماه پیش، 

گفتم بگو 

این روحانی راوی گفت: این حرفها را پیش یه پیرمرد 80 نود ساله از بستگانمون  در بروجن ، گفتم 

این پیرمرد گفت: چیز جدیدی نگفتی به من ؛ من سالهای قبل ، حدود سال 1322، یعنی 30 سال قبل از تو شنیده بودم!!! 

حاج آقا حاجتی: به این روحانی گفتم: حرفهای اون پیرمرد با تو یکی بود یا اضافاتی داشت؟ 

گفت دوجا اضافه داشت 

گفت که این پیرمرد گفت: سید اول رحلت میکنه، سید دوم می آید؛ زمان صدارت و رهبری سید دوم طولانی تره 

در زمان رهبری سید دوم ؛ فتنه های بزرگی رخ خواهد داد 

که این سید با اقتدار بر همه این فتنه ها  غلبه میکنه 

و انقلاب 

به ادامه مطلب بروید


:: ادامه مطلب
:: برچسب‌ها: امام خامنه ای ازنگاه بزرگان وعلما , ظهور در زمان امام خامنه ای , مهدویت , نسیم ظهور , وبلاگ نسیم ظهور ,
نویسنده :
تاریخ : چهارشنبه 20 دی 1396
مترس از شب یلدا بهار آمدنی است



بدون تو عاشق یلدا شدن کار سختی نیست

بی‌ تو هر شب، زمستان و هر شب، پر از سرماست

***********************

 

شب یلدای من دل بی‌قراریست

تمام جمعه‌ها در آه و زاریست

کجایی یابن زهرا تا ببینی

دو چشمونم فقط بهر تو جاریست

***********************

 

کاش میشد شب یلدا به کنارت باشم

مرهم و شمع و چراغ شب تارت باشم

کاش میشدکه بلندای شب یلدا را

به بقیع آیم و تا صبح به کنارت باشم

/خدایا! شب یلدای غیبت را پایان بده

************************


پای یلدای دلت یواشکی زمزمه کن

زیر لب یه یادی از نور دل فاطمه کن

چشماتو خیره کن و سوره والعصر و بخون

یه دعا برا ظهور پسر فاطمه کن

/اللهم عجل لولیک الفرج

************************

 

یلدا مگر چیزی جز به انتظار طلوع خورشید نشستن است. دریغ که تاریکی یلدای ما با خورشید بی‌فروغ فردا روشن نمی‌شود و ما همچنان به انتظار نشسته‌ایم و نمی‌دانستیم که باید به انتظار می‌ایستادیم...

***********************

 

ما منتظر صبح شب یلداییم

دستی به دعا تا فرج فرداییم

/اللّهم عجل لولیک الفرج 

***********************

 

یلدا برای من بی‌معناست وقتی شب و روزم بی تو یلدایی بی‌پایان است!

من تمام عمر چله نشین توام …

***********************

 

سال پشتِ سال گذشته است

و هنوز، کسی نمی‌داند

بی تو، هر شب

شب یلدای من است ...

***********************

 

هر شبی در غم هجرت، شب یلداست مرا

که به سالی به جهان یک شب یلدایی هست

***********************

 

یک ثانیه از عمر دراز شب یلدا

باعث شده تا صبح به یادش بنشینیم

ده قرن ز عمر پسرفاطمه بگذشت

یک شب نشد از داغ فراقش بنشینیم!

/طرح سراسری خواندن دعای فرج

جهت تعجیل ظهور یار

**************




شب یلدایم اگر با تو سپر شد یلداست

یا اگر این شب من باتو سحر شد یلداست
ما که عمری زده ایم دم زِ فراق تو، اگر..
..بعد از این شام سیه خَتمِ سفر شد یلداست
ما که خود چله نشین تو شدیم آقاجان
این شب چله اگر از تو خبر شد یلداست
شب نشینی و کنار دِگران خوب اما..
..با تو و عشق تو گر جمله به سر شد یلداست
ای خدایِ کرم و جود و محبت مهدی(عج)
از کرم، بر من اگر از تو نظر شد یلداست
همچنان آل علی در خطر تهدیداند
آن دمی که زِ شما دفع خطر شد یلداست
چون شهیدان تو ای شَهدِ شهادت نوشان..
..سینه ام گر به دفاع از تو سپر شد یلداست
حرف آخر، اگر این چشم من ای صاحب اشک..
..امشبی بَهرِ غَمِ جَدّ تو تَر شد یلداست

***********************


بخوان دعای فرج را، دعا اثر دارد
دعا کبوتر عشق است و بال و پر دارد
بخوان دعای فرج را و عافیت بطلب
که روزگار بسی فتنه زیر سر دارد
بخوان دعای فرج را و نا امید مباش
بهشت پاک اجابت هزار در دارد
بخوان دعای فرج را که صبح نزدیک است
خدای را، شب یلدای غم سحر دارد
بخوان دعای فرج را به شوق روز وصال
مسافر دل ما، نیت سفر دارد
بخوان دعای فرج را که یوسف زهرا
ز پشت پردۀ غیبت به ما نظر دارد
بخوان دعای فرج را که دست مهر خدا
حجاب غیبت از آن روی ماه بر دارد

***********************


ای ماه یلدایی ترین شبهای انسانی
کی می رسی در این خراب آباد عصیانی؟
آقا بیا از طعنه نامردمان،مردیم
این خائنان تشنه افکار شیطانی
دستی بکش بر زخمهای کهنه یاران
ای ناجی آیینه های رو به ویرانی
هر جمعه با یاد تو دور از چشم ناپاکان
مائیم و آه و ندبه های ناب عرفانی
ما عابران کوچه های شهر بی احساس
تو یوسف گم گشته دلهای کنعانی
تنها تو می دانی،تو ای زیبا گل نرگس
راز غم این چشمهای خیس بارانی
(حامی)فدای عدل بی پایانت ای آقا
تا کی بگو پشت غبار صبر می مانی؟

***********************

 

باز هم، صحبت فرداست قرارِ ما ها
باز هم، خیر ندیدیم از این فرداها

چقدر پای همین وعده ی تو پیر شدند
جگر "مادر ها" موی سر "بابا ها "

سیزده قرنِ گذشته همه اش فردا بود
پس چه شد آمدنِ آن نفرِ فردا ها

سیزده قرن، نفس هایِ زمین پر شده از...
"پسر فاطمه"ها ای "پسر زهرا "ها

سیزده قرن، تو آن جایی و ما این جائیم
چه کنم راه به آن جا ببرند این جاها

خُب بگوئید بمیرید اگر قسمت نیست
دیدن یک نفر از... یک نفر از آقاها

باز کُرسی زمستانی ما گرم نشد
باز هم سرد گذشتند، شب یلداها

علی اکبر لطیفیان

***********************


ای نگاهت چلچراغ شام یلدای همه
روشن از مهر رخت همواره فردای همه

ای به توفان حوادث کشتی امن نجات
وی بیان روشنت فانوس دریای همه

ای ز چشمانت جهان را بارش باران نور
وی به هر هنگامه نامت آتش نای همه

نازنین لبخند گه‌گاه لبت خورشید صبح
شعله سوز درونت شمع شب‌های همه

سرو سرسبزی، نمودار بلندای شرف
نخل پرباری سزاوار تماشای همه

«گر کسی از من نشانی از تو جوید گویمش
خانه‌ای در کوچه باغ دل، پذیرای همه»

بس که باشد تیره این شب‌های هجران، گشته است
دیدن مهتاب رخسارت تمنای همه

«سائلا» باغ دل ما بی گل رویش مباد
تا بود پیوسته این گل عالم آرای همه

حسن واشقانی فراهانی

 ***********************


گرچه رخسار مهر پیدا نیست

شام هجران همیشه یلدا نیست

تا که مجنون نگشته‌ای، خامی

هر دلی جای عشق لیلا نیست

موج باش و به رنگ دریا شو

موج دریا جدا زدریا نیست

غایب از خویش بوده‌ای یک عمر

دل حریم حضور آیا نیست؟

دل به خورشید بسته ام، آیا

هر غروبی نشان فردا نیست؟

حسن یعقوبی

 ***********************


فروغ‌بخش‌ شب‌ انتظار آمدنی‌ است‌

رفیق‌ آمدنی، غمگسار آمدنی‌ است‌

ببین چگونه قناری به وجد آمده است

مترس از شب یلدا بهار آمدنی است

به‌ خاک‌ کوچه‌ دیدار آب‌ می‌پاشند

بخوان‌ ترانه، بزن‌ تار، یار آمدنی‌ است‌

صدای‌ شیههِ‌ رخشش‌ ز دور می‌آید

خبر دهید به‌ یاران‌ سوار آمدنی‌ است‌

بس‌ است‌ هرچه‌ پلنگان‌ به‌ ماه‌ خیره‌ شدند

یگانه‌ فاتح‌ این‌ کوهسار آمدنی‌ است

مرتضی امیری اسفندقه

 ***********************


شرق شناسان و مورخان متفق القولند که ایرانیان نزدیک به 7000 هزار سال است که شب یلدا آخرین شب پاییز و آذر ماه را که درازترین و تاریک ترین شب در طول سال است تا سپیده دم بیدار می‌مانند، در کنار یکدیگر خود را سرگرم می‌کنند تا اندوه غیبت خورشید و تاریکی و سردی روحیه آنان را تضعیف نکند و با به روشنی گراییدن آسمان (حصول اطمینان از بازگشت خورشید در پی یک شب طولانی و سیاه که تولد تازه آن عنوان شده است) به رختخواب روند و لختی بیاسایند.

شب عاشقان بی‌دل چه شبی دراز باشند

تو بیا که اول شب در صبح باز باشد  (سعدی)






::
:: برچسب‌ها: یلدا , یلدای مهدوی , دعای فرج حتی درشب یلدا , بهارآمدنی است , وبلاگ نسیم ظهور , نسیم ظهور , وبلاگ ظهور ,
نویسنده :
تاریخ : پنجشنبه 30 آذر 1396
بخاطر علی اکبرهایی که رفتند و علی اصغر برگشتند
ترک یک بیماری و گناه کبیره

ترک خود ارضایی-غریزه جنسی یکی از قویترین غرایز در بشر است، در جامعه ما، بین بلوغ جنسی در دختران و پسران تا سن ازدواج در بسیاری از موارد شاید 10 سال فاصله  باشد، چگونگی گذراندن این دوران در افراد مختلف متفاوت است،گاهی غریزه جنسی در فرد بسیار شدید و آزار دهنده است و فرد اقدام به خودارضایی می‌کند و در بعضی موارد نیز این غریزه چندان شدید نیست.

 

خودارضایی در بلند مدت می تواند صدمات سنگین و حتی در بعضی مواقع جبران ناپذیری به شخص عامل بزند، هر چند بدلیل آنکه سن انجام خودارضایی معمولاً در دوران نوجوانی و جوانی است اکثر مشکلات جسمی و روحی پس از ترک خودارضایی از بین میروند.


انجام عمل خودارضایی هم در ادیان دینی (مخصوصاً اسلام) نهی شده است و هم بر اساس نظر بسیاری از پزشکان انجام خودارضایی صدمات جسمی و روحی به انسان میزند، پس ترک خودارضایی واجب است.

همه پزشکان معتقدند برای ترک هر نوع عادت قبل از هر چیز اراده و تصمیم لازم است و این موضوع را اصلا نباید دست کم گرفت.در زیر به مواردی اشاره میکنیم که عمل به ان میتواند شما را از  رفتار پر خطر خودارضایی که جسم و روحتان را می آزارد نجات دهد.



روشهای موثر برای ترک خود ارضایی
سه نكته‌ی مهم مشترك برای تخفیف و درمان میان همه‌ی امراض و عادات وجود دارد:


• در درمان هر بیماری یا ترك هر عادت، مهم‌ترین قسمت عزم و اراده‌ی فرد برای درمان و ترك عادت است.
• عدم یأس و ناامیدی برای ترك و ایمان به علاج آن.
• در نظر گرفتن زمان برای ترك و درمان.

1.نخستین گام برای درمان یا ترک خودارضایی، اعتقاد و ایمان به درمان‏پذیری خودارضایی و دوری از یأس و ناامیدی است. اما رسیدن به نتیجه و ایجاد هرگونه تغییر و دگرگونی نیازمند گذشت زمان، انتخاب راه صحیح و به كارگیری دقیق دستورها است. از همه اینها مهم‏تر، اراده و خواست فرد، نقش كلیدی و محوری را ایفا می‏كند. درمان و چاره جویی باید منطبق با خواست فرد باشد؛ زیرا تا وقتی كه او نخواهد، می‏توان با قاطعیت گفت كه درمان نخواهد شد. بنابر این بیمار اگر بخواهد، می‏تواند بر بیماری اش غلبه كند و جمله معروف – خواستن توانستن است- عین حقیقت است.

 

ترک خودارضایی

2. تلاش برای تقویت اراده از گام‏های مهم در ترک خودارضایی است.نگویید اراده از ما سلب شده است! ممكن است اراده انسان ضعیف شود؛ ولی هیچ گاه از بین نمی‏رود. نشانه اینكه هنوز اراده باقی است، این است كه شخص عمل خودارضایی را در حضور دیگران و در هر شرایطی انجام نمی‏دهد. برای تقویت اراده، راه‏های زیادی پیشنهاد شده كه از جمله آنها تلقین به خود است. اراده همچون نهالی است كه باید آن را پرورش داد تا به مرحله خودشكوفایی و ثمردهی برسد. ویكتور پوشه – روان شناسِ فرانسوی – می‏گوید: افراد مبتلا به خودارضایی، هر روز به دفعات مختلف با تمركز فكر به خود بگویند: «من به خوبی قادرم این اعتیاد را از خود دور كنم، من قادرم». تكرار این عبارت ساده، اثر عجیبی در تقویت اراده و روحیه دارد. پل ژاگو بر آن است كه: تلقین، قبل از خواب نیز مؤثر است.

 

 

- برای ترک خودارضایی بهتر است ورزش کنید.معروف است که ورزشکاران نسبت به مسائل جنسی کم علاقه هستند چون ورزشکاران مقدار فراوانی از انرژی های فکری و بدنی خود را به ورزش اختصاص می دهند به همین دلیل برای جلو گیری از تحرکات جنسی برنامه ورزشی بسیار مهم است . افراد معتاد به خودارضایی معمولا آدمهای منزوی و کم تحرک و گوشه گیری هستند که همین عوامل تحرک جنسی را در آنها تشدید می کنند که راه مبارزه با آن ورزش است .


3. سعی شود شكم به هنگام خواب، بیش از حد معمول پر نباشد.
4. برای ترک خودارضایی بهتر است از پوشیدن لباس‏های تنگ و چسبان اجتناب گردد.
5.برای ترک خودارضایی بهتر است از نگاه كردن به مناظر، فیلم‏ها و تصاویر تحریك كننده، خودداری شود.
6. از شنیدن و خواندن مباحث و مطالب جنسی و حتی شوخی‏های تحریك‏ كننده و فكر كردن در این امور، دوری شود.
7. از خوردن مواد غذایی محرك، مانند خرما، پیاز، مرچ، تخم‏ مرغ، گوشت سرخی، و غذاهای چرب – اجتناب و به میزان ضرورت اكتفا شود.

8. قبل از خواب مثانه تخلیه شود.
9. از نوشیدن افراط گونه آب و مایعات پرهیز شود.
10.برای ترک خودارضایی باید از دست ‏ورزی با اندام جنسی،اجتناب نمود و در هیچ شرایطی، نباید دست‏ ورزی كرد.
11. هرگز نباید به رو خوابید.
12. به منظور تخلیه انرژی – زاید بدن، به طور منظم و زیاد باید ورزش كرد.


13.برای ترک خودارضایی بهتر است برای اوقات فراغت خود، برنامه داشته باشد و آن را با مطالعه، ورزش، عبادت و … پر كند.


14. برای ترک خودارضایی بهتر است سعی کنید کمتر در مكانی خلوت و تنها و دور از نظر دیگران باشید. هرگاه مورد هجوم افكار جنسی واقع شدید، باید بلافاصله از مكان خلوت و دور از نظر دیگران خارج شوید و خود را به كاری سرگرم كنید. در این زمینه گفت و گو با دوستان، مشاركت در برنامه های جمعی بسیار مفید است. تلقین به شخص كمك می‌كند تا اراده‌ی خود را تقویت كند و به خود بگوید كه می‌تواند خودارضایی را كنار بگذارد.


15. منحرف كردن فكر بسوی دیگری در صورتی كه تحریكی برای استمناء(خودارضایی) اتفاق افتاد.

17. تنهایی، كلید اقدام به خودارضایی است. لذا برای ترک خودارضایی تنها نمانید.
18. هر وقت به فکر خودارضایی افتادید به خود بگوئید که آلان خدا من را می بیند.
19. هر وقت به فکر این کار افتادید به خود بگوئید که می خواهید در مقابل چه کسی گناه کنید
20. هر کاری که شما را به فکر خودارضایی بیندازد آن کار را سریع ترک کنید.
21. هر صحنه ای که شما را تحریک می کند آن صحنه را ترک کنید.

 

 

خودارضایی, خودارضایی دختران, عوارض خودارضایی, خودارضایی دختران, ترک خودارضایی

ترک خودارضایی

22. به خدا توکل کنید.
23. قاطعانه برای ترک خودارضایی تصمیم بگیرید. (اگر قبلاً نیز تصمیم به ترک خودارضایی گرفته باشید اما موفق نشده باشید، اراده شما تا حدی ضعیف شده است. در این صورت باید به خود تلقین کنید که اراده قوی ای دارید. برای این کار موفقیت های خود در زندگی را در ذهن مرور کنید و مرتب به خود بگویید که من بسیار پر اراده هستم و تصمیم به هر کاری که بگیرم، آن کار را انجام خواهم داد)
24. از رفت و آمد با کسانی که شما را مستقیم و غیر مستقیم به خودارضایی دعوت می کنند، دوری کنید و رابطه خود را با دوستان جلقی تان تا حد ممکن کم کنید.

 


25.برای ترک خودارضایی از صحبت کردن در مورد مسایل شهوت انگیز دوری کنید.
26. از بودن در مکان های تنها خودداری کنید و وقتی به حمام و دستشویی می روید، در را قفل نکنید. بعد از شستشو حمام را سریع ترک کنید.
27. از نگاه کردن به بدن عریان خود نیز اجتناب کنید.
28. سعی کنید تماس بدنی با دیگران و لو در شوخیهای دستی پرهیز کنید.


29.برای ترک خودارضایی بهتر است روزه بگیرید ،روزه گرفتن دو روز در هفته برای کم کردن حس شهوت جویی شما بسیار مفید است. اگر قادر به روزه گرفتن نیستید، غذای خود را به حداقل برسانید و وعده غذایی ظهر را نخورید. سعی کنید به هنگام خواب شکم شما بیش از حد معمول پر نباشد.
30.برای ترک خودارضایی بهتر است، شبها قبل از خواب مطالعه کنید و با لباس کامل بخوابید و بعد از بیدار شدن سریع رختخواب را ترک نمایید. همچنین هرگز به رو نخوابید.
31. سعی کنید دائما وضو داشته باشید.
32. از ذکر خدا ولو در دل غافل نشوید.
33. شبها تنها نخوابید و یا در جایی بخوابید که فرصت انجام این عمل نباشد.
34. بیاد داشته باشید که تصمیم دارید عمل خودارضایی را ترک کنید.
35. بعد از تصمیم حتی یک بار هم سراغ عمل خودارضایی نروید زیرا اراده شما را سست خواهد کرد.
36. یاد مرگ انسان ساز است .
37. پشیمانی بعد از عمل را بیاد داشته باش.
38. این احتمال را بده که دیگر زنده نمانی و بدون توبه در پیشگاه خدا حاضر شوی.
39. مضرات عمل خودارضایی را بیاد داشته باش.
40. این را بدان که بخاطر لذت چند لحظه ای از رحمت خدا دور می شوی.




مطالب مرتبط :


دانلود کتاب ترک خود ارضایی



::
:: برچسب‌ها: خود ارضایی , گناهان کبیره , ترک خودارضایی , کتاب ترک خودارضاییpdf , وبلاگ ظهور , وبلاگ نسیم ظهور , نسیم ظهور ,
نویسنده :
تاریخ : سه شنبه 28 آذر 1396
دجال ظهور کرد
توبه مرد شراب خوار



مردی که در شراب خواری افراط داشت، روزی دوستان شراب خوار را دعوت کرد و برای عیش و نوش بیشتر، چهار درهم به غلام خود داد و گفت: با این مبلغ مقداری میوه بخر. غلام در حال عبور به درب خانه منصور بن عمار رسید. منصور برای نیازمندی مستحق، پول طلب می کرد و می گفت: هرکس به این فقیر چهار درهم بدهد، برایش چهار برنامه از خدا می طلبم، غلام هر چهار درهم را به آن مستحق داد.

منصور به غلام گفت: چه می خواهی؟ گفت: اربابی دارم، علاقه مندم از دست او رها شوم. دیگر این که خداوند مالی روزی من کند تا با او زندگی خود را اداره کنم. سوم این که خداوند ارباب معصیت کار مرا ببخشد. چهارم پروردگار بزرگ من و ارباب من و تو و این قوم را مورد رحمت خود قرار دهد.

منصور هر چهار برنامه را از خدای مهربان درخواست کرد وقتی غلام به منزل اربابش بازگشت، ارباب به او گفت: چرا دیر آمدی؟ داستان را گفت، مولایش پرسید: به چه دعا می کردی؟ گفت: اوّل آزادی خود را خواستم، ارباب گفت: در راه خدا آزادی. گفت: دوّم برای خود مالی خواستم تا با آن زندگی خود را اداره کنم، ارباب گفت: چهار هزار درهم از مال من برای تو. گفت: سوّم خواستم خدا از سر تقصیرات تو بگذرد و توفیق توبه به تو عنایت کند، ارباب گفت: توبه کردم. چهارم: خواستم من و تو و منصور بن عمار و مردم را بیامرزد، مولایش گفت: آه که من مستحق این برنامه چهارم نیستم. چون شب رسید و به بستر خواب رفت در خواب شنید گوینده ای می گوید: ای مرد! آنچه وظیفه تو بود انجام دادی، آیا در وجود من که خدای مهربان هستم می بینی آنچه مربوط به خدایی من است انجام ندهم؟ من تو را و غلامت، منصور بن عمّار و مردم را بخشیدم.



::
:: برچسب‌ها: توبه مرد شراب خوار , توبه کنندگان , توابین , گناهان کبیره , حق الناس , نسیم ظهور , وبلاگ نسیم ظهور ,
نویسنده :
تاریخ : دوشنبه 13 آذر 1396
قسمت هفتم رمان برات میمیرم

قسمت هفتم

.... وقتی پدرم چادرم را گرفت از تعجب خشکم زد... چون ازش انتظار نداشتم...
: دخترم میترسم وقتی شعله های عشقت فروکش  بکنه از چادر خسته بشی... بهتره کسی که تورا بدون چادر پسندیده همینطور هم باهات زندگی کنه... تو نباید به خواسته کسی چادر سر کنی چون این طوری به خاطر تحمیل یک خواسته دلزده میشی... 
_ آقاجون ... به جان شما که برام خیلی عزیزه چادر انتخاب خودمه... سینا حتی یک بار هم ازم نخواسته... حتی اگه این وصلت سر نگیره ؛ من از این به بعد چادر می پوشم...
آقا جونم چادرمو داد و منو با بوسه و صلوات بدرقه کرد....

وقتی از آزمایشگاه بر می گشتیم تو تاکسی که بودیم خیلی آروم حرف می زدیم... پیش مادرم راحت نبودیم... بین همه صحبتهایی که شد یک جمله سینا بد جوری به دلم آشوب انداخت..
: بزار جواب آزمایش بیاد... اگه وصلت قطعی بشه یه سورپرایز دارم برات...
_ یعنی چی!! یعنی ممکنه ....
نه .. حرفش رو هم نزن... نهایتش میگن نمیتونیم بچه سالم داشته باشیم... خب بچه نمیخوایم..

 این همه آدم ... بچه ندارن...

_ هیس... شلوغش نکن... ایشاا.... که چیزی نیست...
منظورم این بود که بگم منتظر سورپرایز باشی... نه اینکه بترسی...

تا جواب آزمایش بیاد من جون به لب شدم...

تا اینکه روز موعود فرا رسید...

قرار بود سینا تا ظهر با جواب آزمایش بیاد خونه ما ٬ اما تا شب خبری نشد...

برای بقیه یک امر عادی بود ..‌. اما من تا شب نیمه جون شدم....

تا اینکه ساعت ۹ شب مادر سینا با تلفن تماس گرفت...

ادامه دارد....



::
:: برچسب‌ها: رمان برات میمیرم , وبلاگ مهدویت , سایت مهدویت , نسیم ظهور , وبلاگ نسیم ظهور ,
نویسنده :
تاریخ : چهارشنبه 8 آذر 1396
قسمت دوم رمان برات میمیرم


قسمت دوم

قلبم به شدت می تپید.... فقط گل را گرفته بودم سمتشو هی حرفهامو میزدم... یکی از دانشجوها برای اینکه جو عوض بشه و به داد من برسه با صدای بلند گفت : برای خوشبختی شون صلوات.... 
استاد از کلاس خارج شد و خطاب به معشوقه من گفت: آقا سینا مبارکه ... بگیر این شاخه گل رو... 
سینا گل را از من گرفت... داشت حالم بد میشد...یک جورهایی از رفتارم شرمنده شده بودم... فکر میکردم باعث خجالتش شدم ... هزار جور فکر و خیال در آن واحد به سراغم آمد... احساس ضعف میکردم... میترسیدم پس بیفتم...دیگه فکرم کار نمی کرد... تا اینکه با صدای دلنشین سینا به خودم آمدم... خانم سرمدی شما لایق بهترین ها هستید... ارزش شما خیلی بیشتر از اینهاست...
واااای خدای من !!با شنیدن این جملات بیشتر عاشقش میشدم... ولی ترس وجودمو پر کرد... نکنه اینجوری داره جواب رد میده ... اصلا نکنه قرار ازدواجش قطعی شده...اصلا نکنه ....

زبانم بند آمده بود... 
.........
اون روز پراز دلهره و استرس به سر شد...
من روز بعد به دانشگاه نرفتم.. اصلا به لحاظ روحی حال خوشی نداشتم.... خانواده ام از گندی که زده بودم خبر نداشتن... همش به خودم لعنت میفرستادم:ای دختره بی عقل... خواستگاری کردن بس نبود !!؟ شماره تماس واسه چی دادی... وااااااااااای ... دیوانه کاش یک جای خلوت باهاش صحبت میکردم...کاش یک نفر دیگر ر ا واسطه میگرفتم... 
دیگه الان برای فکر کردن دیر شده بود...
از اتاقم بیرون نمی آمدم ... به بهانه‌ی درس حبس شده بودم... ولی گوشم بیرون بود .... صدای زنگ تلفن که در می آمد سریع فال گوش میشدم... آخه شماره خونه رو داده بودم ... ده بار با صدای تلفن جون به لب شدم ...
غروب  بودکه صدای زنگ تلفن منو دوباره به پشت در کشاند....  باورم نمی شد... مادر سینا زنگ زده بود... 

ادامه دارد...



::
:: برچسب‌ها: رمان برات میمیرم , سایت ظهور , وبلاگ ظهور , نسیم ظهور , وبلاگ نسیم ظهور , مهدویت ,
نویسنده :
تاریخ : جمعه 3 آذر 1396
قسمت اول رمان برات میمیرم


قسمت اول

عاشق پسری شده بودم که به تمام بچه های دانشگاه می ارزید... مذهبی بود... اما در عین حال متواضع و خونگرم...  اکتیو و خنده رو... ولی من کجا و اون کجا... من یک دختر بد حجابی بودم که از امل بازی و سر به زیر بودن متنفر بودم...
 پسرهای فامیل مثل داداشم بودن... اما دلم بد جایی گیر کرده بود ... براش میمردم... هرگز نمی‌توانستم ببینم یکی غیر از من دستهاشو بگیره و تو قلبش بشینه... به خودم گفتم اگه به قلبت و خواسته ات بها میدی بسم الله... بالاخره دست به کار شدم... اما کار به این راحتی نبود...‌ اون در شرف داماد شدن بود..‌.. اما من ول کن نبودم... ازدواج اون یعنی مرگ من...تا اینکه تصمیم نهایی رو گرفتم... تصمیم گرفتم تو دانشگاه جلوی همه بچه ها نظرمو بگمو خودمو بندازم به پاش ....
 اصلا برام مهم نبود که غرورم میشکنه یا آبروریزی میشه... فقط به وصال اون فکر میکردم... یک شاخه گل گرفتم دستمو بعداز کلاس جلوی همه راهشو بستم...
بهش گفتم : میدونم مذهبی هستی و از دخترای مثل من خوشت نمیاد... ولی باور کن همونی میشم که تو بخوای... چادری میشم... نمازمو به جماعت میخونم... اصلا ... اصلا هر چی شما بگید..‌.
با من ازدواج کن..‌ من .. من...‌

ادامه دارد..‌‌.

هر روز یک قسمت از رمان عاشقانه و مذهبی برات میمیرم تقدیم شما خوبان میشود
التماس دعای خیر


::
:: برچسب‌ها: رمان برات میمیرم , وبلاگ مهدویت , وبلاگ نسیم ظهور , سایت نسیم ظهور , وبلاگ ظهور , نسیم ظهور ,
نویسنده :
تاریخ : پنجشنبه 2 آذر 1396
داستانهای شگفت از امام حسن مجتبی (علیه السلام)

ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﻦ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﻭ ﺧﺒﺮ ﺍﺯ ﻏﯿﺐ
ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﻦ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﻣﻮﺍﺭﺩ ﮔﻮﻧﺎﮔﻮﻧﯽ ﺍﺯ ﺑﯿﺎﻥ ﺍﺧﺒﺎﺭ ﻏﯿﺒﯽ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺑﺮﺧﯽ ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﻣﯽﺷﻮﺩ :
1 ‏) ﺯﻣﺎﻧﯽ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﯿﻦ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﻭ ﻋﺒﺪﺍﻟﻠﻪ ﺑﻦ ﺟﻌﻔﺮ ﺩﺭ ﺗﻨﮕﺪﺳﺘﯽ ﻭﺍﻗﻊ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ . ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﻦ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﻣﺎﻩ ﺭﺍ ﻧﺎﻡ ﺑﺮﺩ ﻭ ﻓﺮﻣﻮﺩ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﺍﺯ ﻃﺮﻑ ﻣﻌﺎﻭﯾﻪ ﻫﺪﺍﯾﺎﯾﯽ ﺑﻪ ﺁﻧﺎﻥ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺭﺳﯿﺪ . ﺩﺭﺳﺖ ﺩﺭ ﻫﻤﺎﻥ ﺭﻭﺯ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﻩ ﻣﻌﺎﻭﯾﻪ ﻫﺪﺍﯾﺎﯾﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺁﻧﺎﻥ ﺁﻭﺭﺩ .

2 ‏) ﺭﻭﺯﯼ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﻦ ﺑﻪ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺍﺵ ﻓﺮﻣﻮﺩ : ‏« ﻣﻦ ﺑﺎ ﺯﻫﺮ ﺷﻬﯿﺪ ﻣﯽﺷﻮﻡ . ‏» ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ : ‏« ﭼﻪ ﮐﺴﯽ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻣﺴﻤﻮﻡ ﻣﯽ ﺳﺎﺯﺩ؟ ‏» ﻓﺮﻣﻮﺩ : ‏« ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺯﻧﺎﻥ ﯾﺎ ﮐﻨﯿﺰﺍﻧﻢ . ‏» ﮔﻔﺘﻨﺪ : ‏« ﺍﺯ ﺧﻮﺩ ﺩﻭﺭﺵ ﮐﻦ، ﻭ ﺍﺯ ﺧﺎﻧﻪ ﺍﺕ ﺧﺎﺭﺟﺶ ﺳﺎﺯ . ‏» ﻓﺮﻣﻮﺩ : ‏« ﻣﮕﺮ ﻗﻀﺎﯼ ﺍﻟﻬﯽ ﻗﺎﺑﻞ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺍﺳﺖ؟ ﺍﮔﺮ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺧﻮﺩ ﺩﻭﺭ ﮐﻨﻢ، ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﮐﺸﺘﻪ ﺷﺪﻥ ﻣﻦ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺍﻭﺳﺖ، ﺯﯾﺮﺍ ﺗﻘﺪﯾﺮ ﺍﻟﻬﯽ ﭼﻨﯿﻦ ﺭﻗﻢ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﺍﺳﺖ . ‏» ﭼﯿﺰﯼ ﻧﮕﺬﺷﺖ ﮐﻪ ﺟﻌﺪﻩ، ﻫﻤﺴﺮ ﺍﻣﺎﻡ، ﺑﻪ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﻣﻌﺎﻭﯾﻪ، ﺍﻣﺎﻡ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺳّﻤﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺷﯿﺮ ﺭﯾﺨﺘﻪ ﺑﻮﺩ، ﺑﻪ ﺷﻬﺎﺩﺕ ﺭﺳﺎﻧﺪ .
3 ‏) ﺭﻭﺯﯼ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﻦ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﺩﺭ ﺟﺎﯾﯽ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﮐﺴﯽ ﻭﺍﺭﺩ ﺷﺪ ﻭ ﮔﻔﺖ : ‏« ﯾﺎﺑﻦ ﺭﺳﻮﻝ ﺍﻟﻠﻪ، ﺧﺎﻧﻪ ﺍﺕ ﺁﺗﺶ ﮔﺮﻓﺖ «! ﺍﻣﺎﻡ ﻓﺮﻣﻮﺩ : ‏« ﻧﻪ، ﺧﺎﻧﻪ ﻣﻦ ﺁﺗﺶ ﻧﮕﺮﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ . ‏» ﭘﺲ ﺍﺯ ﻣﺪﺗﯽ ﺷﺨﺺ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﻭﺍﺭﺩ ﺷﺪ ﻭ ﮔﻔﺖ : ‏« ﯾﺎﺑﻦ ﺭﺳﻮﻝ ﺍﻟﻠﻪ، ﺧﺎﻧﻪ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﺷﻤﺎ ﺁﺗﺶ ﮔﺮﻓﺖ، ﻭ ﻣﺎ ﯾﻘﯿﻦ ﮐﺮﺩﯾﻢ ﺁﺗﺶ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﺷﻤﺎ ﻫﻢ ﺳﺮﺍﯾﺖ ﻣﯽﮐﻨﺪ ﺍﻣﺎ ﺍﯾﻦ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﻧﯿﻔﺘﺎﺩ ﻭ ﺁﺗﺶ ﺧﺎﻣﻮﺵ ﺷﺪ . ‏»
ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﻦ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﻣﻮﺍﺭﺩ ﮔﻮﻧﺎﮔﻮﻧﯽ ﺍﺯ ﺑﯿﺎﻥ ﺍﺧﺒﺎﺭ ﻏﯿﺒﯽ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺑﺮﺧﯽ ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﻣﯽﺷﻮﺩ :
1 ‏) ﺯﻣﺎﻧﯽ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﯿﻦ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﻭ ﻋﺒﺪﺍﻟﻠﻪ ﺑﻦ ﺟﻌﻔﺮ ﺩﺭ ﺗﻨﮕﺪﺳﺘﯽ ﻭﺍﻗﻊ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ . ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﻦ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﻣﺎﻩ ﺭﺍ ﻧﺎﻡ ﺑﺮﺩ ﻭ ﻓﺮﻣﻮﺩ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﺍﺯ ﻃﺮﻑ ﻣﻌﺎﻭﯾﻪ ﻫﺪﺍﯾﺎﯾﯽ ﺑﻪ ﺁﻧﺎﻥ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺭﺳﯿﺪ . ﺩﺭﺳﺖ ﺩﺭ ﻫﻤﺎﻥ ﺭﻭﺯ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﻩ ﻣﻌﺎﻭﯾﻪ ﻫﺪﺍﯾﺎﯾﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺁﻧﺎﻥ ﺁﻭﺭﺩ .

2 ‏) ﺭﻭﺯﯼ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﻦ ﺑﻪ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺍﺵ ﻓﺮﻣﻮﺩ : ‏« ﻣﻦ ﺑﺎ ﺯﻫﺮ ﺷﻬﯿﺪ ﻣﯽﺷﻮﻡ . ‏» ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ : ‏« ﭼﻪ ﮐﺴﯽ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻣﺴﻤﻮﻡ ﻣﯽ ﺳﺎﺯﺩ؟ ‏» ﻓﺮﻣﻮﺩ : ‏« ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺯﻧﺎﻥ ﯾﺎ ﮐﻨﯿﺰﺍﻧﻢ . ‏» ﮔﻔﺘﻨﺪ : ‏« ﺍﺯ ﺧﻮﺩ ﺩﻭﺭﺵ ﮐﻦ، ﻭ ﺍﺯ ﺧﺎﻧﻪ ﺍﺕ ﺧﺎﺭﺟﺶ ﺳﺎﺯ . ‏» ﻓﺮﻣﻮﺩ : ‏« ﻣﮕﺮ ﻗﻀﺎﯼ ﺍﻟﻬﯽ ﻗﺎﺑﻞ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺍﺳﺖ؟ ﺍﮔﺮ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺧﻮﺩ ﺩﻭﺭ ﮐﻨﻢ، ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﮐﺸﺘﻪ ﺷﺪﻥ ﻣﻦ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺍﻭﺳﺖ، ﺯﯾﺮﺍ ﺗﻘﺪﯾﺮ ﺍﻟﻬﯽ ﭼﻨﯿﻦ ﺭﻗﻢ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﺍﺳﺖ . ‏» ﭼﯿﺰﯼ ﻧﮕﺬﺷﺖ ﮐﻪ ﺟﻌﺪﻩ، ﻫﻤﺴﺮ ﺍﻣﺎﻡ، ﺑﻪ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﻣﻌﺎﻭﯾﻪ، ﺍﻣﺎﻡ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺳّﻤﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺷﯿﺮ ﺭﯾﺨﺘﻪ ﺑﻮﺩ، ﺑﻪ ﺷﻬﺎﺩﺕ ﺭﺳﺎﻧﺪ .
3 ‏) ﺭﻭﺯﯼ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﻦ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﺩﺭ ﺟﺎﯾﯽ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﮐﺴﯽ ﻭﺍﺭﺩ ﺷﺪ ﻭ ﮔﻔﺖ : ‏« ﯾﺎﺑﻦ ﺭﺳﻮﻝ ﺍﻟﻠﻪ، ﺧﺎﻧﻪ ﺍﺕ ﺁﺗﺶ ﮔﺮﻓﺖ «! ﺍﻣﺎﻡ ﻓﺮﻣﻮﺩ : ‏« ﻧﻪ، ﺧﺎﻧﻪ ﻣﻦ ﺁﺗﺶ ﻧﮕﺮﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ . ‏» ﭘﺲ ﺍﺯ ﻣﺪﺗﯽ ﺷﺨﺺ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﻭﺍﺭﺩ ﺷﺪ ﻭ ﮔﻔﺖ : ‏« ﯾﺎﺑﻦ ﺭﺳﻮﻝ ﺍﻟﻠﻪ، ﺧﺎﻧﻪ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﺷﻤﺎ ﺁﺗﺶ ﮔﺮﻓﺖ، ﻭ ﻣﺎ ﯾﻘﯿﻦ ﮐﺮﺩﯾﻢ ﺁﺗﺶ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﺷﻤﺎ ﻫﻢ ﺳﺮﺍﯾﺖ ﻣﯽﮐﻨﺪ ﺍﻣﺎ ﺍﯾﻦ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﻧﯿﻔﺘﺎﺩ ﻭ ﺁﺗﺶ ﺧﺎﻣﻮﺵ ﺷﺪ . ‏»

ﺷﯿﻌﻪ ﺣﻘﯿﻘﯽ
ﻣﺮﺩﯼ ﺑﻪ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﻦ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﮔﻔﺖ : ﻣﻦ ﺍﺯ ﺷﯿﻌﯿﺎﻥ ﺷﻤﺎ ﻫﺴﺘﻢ .
ﺍﻣﺎﻡ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﻓﺮﻣﻮﺩ : ﺍﯼ ﺑﻨﺪﻩ ﺧﺪﺍ ﺍﮔﺮ ﻣﻄﯿﻊ ﺍﻣﺮ ﻭ ﻧﻬﯽ ﻣﺎ ﻫﺴﺘﯽ ﺭﺍﺳﺖ ﻣﯽ ﮔﻮﺋﯽ ﻭ ﺍﮔﺮ ﺍﯾﻦ ﮔﻮﻧﻪ ﻧﯿﺴﺘﯽ ﺑﺎ ﺍﺩﻋﺎﯼ ﻣﻘﺎﻡ ﺑﻠﻨﺪ ﺗﺸﯿﻊ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺑﻬﺮﻩ ﻣﻨﺪ ﻧﯿﺴﺘﯽ ﺑﺮﮔﻨﺎﻫﺎﻥ ﺧﻮﺩ ﻧﯿﻔﺰﺍ ﻭ ﺑﻪ ﻧﮕﻮ ﻣﻦ ﺍﺯ ﺷﯿﻌﯿﺎﻥ ﺷﻤﺎ ﻫﺴﺘﻢ . ﺑﻠﻜﻪ ﺑﮕﻮ ﻣﻦ ﺍﺯ ﺩﻭﺳﺘﺪﺍﺭﺍﻥ ﺷﻤﺎ ﻭ ﺩﺷﻤﻦ ﺩﺷﻤﻨﺎﻥ ﺷﻤﺎ ﻫﺴﺘﻢ ﻭ ﺗﻮ ﺩﺭ ﻧﯿﻜﯽ ﻭ ﺑﺴﻮﯼ ﻧﯿﻜﯽ ﻫﺴﺘﯽ .

ﺷﻔﺎﻋﺖ ﺩﻭ ﮐﻮﺩﮎ
ﻋﺼﺮ ﺭﺳﻮﻝ ﺧﺪﺍ ‏( ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ ﻭ ﺳﻠﻢ ‏) ﺑﻮﺩ، ﺣﺴﻦ ﻭ ﺣﺴﯿﻦ ‏( ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ‏) ﻛﻮﺩﻙ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﺷﺨﺼﯽ ﮔﻨﺎﻫﯽ ﻛﺮﺩ ﻭ ﺍﺯ ﺷﺮﻡ ﺁﻥ ﮔﻨﺎﻩ ، ﻣﺪﺗﯽ ﻣﺨﻔﯽ ﺷﺪ ﻭ ﻧﺰﺩ ﺭﺳﻮﻝ ﺧﺪﺍ ‏( ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ ﻭ ﺳﻠﻢ ‏) ﻧﻤﯽ ﺁﻣﺪ ﺗﺎ ﺍﯾﻨﻜﻪ ﺁﻥ ﺷﺨﺺ ، ﺣﺴﻦ ﻭ ﺣﺴﯿﻦ ‏( ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ‏) ﺭﺍ ﺩﯾﺪ، ﺁﻥ ﺩﻭ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺩﻭﺵ ‍ ﺧﻮﺩ ﺳﻮﺍﺭ ﻛﺮﺩ ﻭ ﺑﺎ ﻫﻤﺎﻥ ﺣﺎﻝ ﺑﻪ ﺣﻀﻮﺭ ﺭﺳﻮﻝ ﺧﺪﺍ ‏( ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ ﻭ ﺳﻠﻢ ‏) ﺁﻣﺪ ﻭ ﻋﺮﺽ ﻛﺮﺩ : ﻣﻦ ﮔﻨﻬﻜﺎﺭﻡ ، ﺩﺭ ﭘﻨﺎﻩ ﺧﺪﺍ، ﻭ ﺍﯾﻦ ﺩﻭ ﺁﻗﺎﺯﺍﺩﻩ ﺑﻪ ﺣﻀﻮﺭ ﺷﻤﺎ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﻡ ﺗﺎ ﻣﺮﺍ ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ ﺭﺳﻮﻝ ﺧﺪﺍ ‏( ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ ﻭ ﺳﻠﻢ ‏) ﻭﻗﺘﯽ ﻛﻪ ﺁﻥ ﻣﻨﻈﺮﻩ ﺭﺍ ﺩﯾﺪ، ﺁﻧﭽﻨﺎﻥ ﺧﻨﺪﯾﺪ ﻛﻪ ﺩﺳﺘﺶ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺩﻫﺎﻧﺶ ﮔﺬﺍﺷﺖ ، ﺳﭙﺲ ﺑﻪ ﺁﻥ ﻣﺮﺩ ﮔﻨﻬﻜﺎﺭ ﻓﺮﻣﻮﺩ : ﺑﺮﻭ ﺟﺎﻧﻢ ﺗﻮ ﺁﺯﺍﺩ ﻫﺴﺘﯽ ﺁﻧﮕﺎﻩ ﺑﻪ ﺣﺴﻦ ﻭ ﺣﺴﯿﻦ ﻓﺮﻣﻮﺩ : ﺁﻥ ﺷﺨﺺ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﻋﻔﻮ ﮔﻨﺎﻩ ﺧﻮﺩ، ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﺷﻔﯿﻊ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩ، ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺁﯾﻪ 64 ﺳﻮﺭﻩ ﻧﺴﺎﺀ ﻧﺎﺯﻝ ﺷﺪ : ... ﻭﻟﻮ ﺍﻧﻬﻢ ﺍﺫ ﻇﻠﻤﻮﺍ ﺍﻧﻔﺴﻬﻢ ﺟﺎﺋﻮﻙ ﻓﺎﺳﺘﻐﻔﺮﻭﺍﻟﻠﻪ ﻭﺍﺳﺘﻐﻔﺮ ﻟﻬﻢ ﺍﻟﺮﺳﻮﻝ ﻟﻮﺟﺪﻭﺍ ﺍﻟﻠﻪ ﺗﻮﺍﺑﺎ ﺭﺣﯿﻤﺎ : ﻭ ﺍﮔﺮ ﮔﻨﻬﻜﺎﺭﺍﻥ ﻛﻪ ﺑﺮ ﺍﺛﺮ ﮔﻨﺎﻩ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﺳﺘﻢ ﻛﺮﺩﻧﺪ، ﺑﻪ ﻧﺰﺩ ﺗﻮ ‏( ﺍﯼ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ‏) ﻣﯽ ﺁﻣﺪﻧﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺧﺪﺍ ﻃﻠﺐ ﺁﻣﺮﺯﺵ ﻣﯽ ﻛﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﻫﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﺁﻥ ﻫﺎ ﺍﺳﺘﻐﻔﺎﺭ ﻣﯽ ﻛﺮﺩ، ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺗﻮﺑﻪ ﭘﺬﯾﺮ ﻭ ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﻣﯽ ﯾﺎﻓﺘﻨﺪ .

ﺩﺍﻭﺭﯼ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﻦ ‏( ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ‏)
ﻋﺼﺮ ﺧﻼﻓﺖ ﺍﻣﺎﻡ ﻋﻠﯽ ‏( ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ‏) ﺑﻮﺩ، ﻗﺼﺎﺑﯽ ﺭﺍ ﻛﻪ ﭼﺎﻗﻮﯼ ﺧﻮﻥ ﺁﻟﻮﺩ ﺩﺭ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺷﺖ ، ﺩﺭ ﺧﺮﺍﺑﻪ ﺍﯼ ﺩﯾﺪﻧﺪ ﻭ ﺩﺭ ﻛﻨﺎﺭ ﺍﻭ ﺟﻨﺎﺯﻩ ﺧﻮﻥ ﺁﻟﻮﺩ ﺷﺨﺼﯽ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﺑﻮﺩ، ﻗﺮﺍﺋﻦ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﯽ ﺩﺍﺩ ﻛﻪ ﻛﺸﻨﺪﻩ ﺍﻭ ﻫﻤﯿﻦ ﻗﺼﺎﺏ ﺍﺳﺖ ، ﺍﻭ ﺭﺍ ﺩﺳﺘﮕﯿﺮ ﻛﺮﺩﻩ ﻭ ﺑﻪ ﺣﻀﻮﺭ ﺍﻣﺎﻡ ﻋﻠﯽ ‏( ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ‏) ﺁﻭﺭﺩﻧﺪ . ﺍﻣﺎﻡ ﻋﻠﯽ ‏( ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ‏) ﺑﻪ ﻗﺼﺎﺏ ﮔﻔﺖ : ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﻛﺸﺘﻪ ﺷﺪﻥ ﺁﻥ ﻣﺮﺩ، ﭼﻪ ﻧﻈﺮ ﺩﺍﺭﯼ ؟ ﻗﺼﺎﺏ ﮔﻔﺖ : ﻣﻦ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻛﺸﺘﻪ ﺍﻡ .
ﺍﻣﺎﻡ ﺑﺮ ﺍﺳﺎﺱ ﻇﺎﻫﺮ ﺟﺮﯾﺎﻥ ، ﻭ ﺍﻗﺮﺍﺭ ﻗﺼﺎﺏ ، ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺩﺍﺩ ﺗﺎ ﻗﺼﺎﺏ ﺭﺍ ﺑﺒﺮﻧﺪ ﻭ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻗﺼﺎﺹ ، ﺍﻋﺪﺍﻡ ﻛﻨﻨﺪ . ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺣﺎﻝ ﻛﻪ ﻣﺎﺀﻣﻮﺭﯾﻦ ، ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻗﺘﻠﮕﺎﻩ ﻣﯽ ﺑﺮﺩﻧﺪ، ﻗﺎﺗﻞ ﺣﻘﯿﻘﯽ ﺑﺎ ﺷﺘﺎﺏ ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﻣﺎﺀﻣﻮﺭﯾﻦ ﺩﻭﯾﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﮔﻔﺖ : ﻋﺠﻠﻪ ﻧﻜﻨﯿﺪ ﻭ ﺍﯾﻦ ﻗﺼﺎﺏ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺣﻀﻮﺭ ﺍﻣﺎﻡ ﻋﻠﯽ ‏( ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ‏) ﺑﺎﺯﮔﺮﺩﺍﻧﯿﺪ . ﻣﺎﺀﻣﻮﺭﯾﻦ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺣﻀﻮﺭ ﻋﻠﯽ ‏( ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ‏) ﺑﺎﺯ ﮔﺮﺩﺍﻧﺪﻧﺪ، ﻗﺎﺗﻞ ﺣﻘﯿﻘﯽ ﺑﻪ ﺣﻀﻮﺭ ﻋﻠﯽ ‏( ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ‏) ﺁﻣﺪ ﻭ ﮔﻔﺖ : ﺍﯼ ﺍﻣﯿﺮ ﻣﺆﻣﻨﺎﻥ ! ﺳﻮﮔﻨﺪ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ، ﻗﺎﺗﻞ ﺁﻥ ﺷﺨﺺ ﺍﯾﻦ ﻗﺼﺎﺏ ﻧﯿﺴﺖ ، ﺑﻠﻜﻪ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻣﻦ ﻛﺸﺘﻪ ﺍﻡ . ﺍﻣﺎﻡ ﺑﻪ ﻗﺼﺎﺏ ﻓﺮﻣﻮﺩ : ﭼﻪ ﻣﻮﺟﺐ ﺷﺪ ﻛﻪ ﺗﻮ ﺍﻋﺘﺮﺍﻑ ﻧﻤﻮﺩﯼ ﻣﻦ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻛﺸﺘﻪ ﺍﻡ ؟ ﻗﺼﺎﺏ ﮔﻔﺖ : ﻣﻦ ﺩﺭ ﯾﻚ ﺑﻦ ﺑﺴﺘﯽ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﻛﻪ ﻏﯿﺮ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﭼﺎﺭﻩ ﺍﯼ ﻧﺪﺍﺷﺘﻢ ، ﺯﯾﺮﺍ ﺍﻓﺮﺍﺩﯼ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺍﯾﻦ ﻣﺎﺀﻣﻮﺭﯾﻦ ، ﻣﺮﺍ ﻛﻨﺎﺭ ﺟﻨﺎﺯﻩ ﺑﺨﻮﻥ ﺁﻏﺸﺘﻪ ﺑﺎ ﭼﺎﻗﻮﯼ ﺧﻮﻥ ﺁﻟﻮﺩ ﺑﺪﺳﺖ ﺩﯾﺪﻧﺪ، ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺑﯿﺎﻧﮕﺮ ﺁﻥ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﻣﻦ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻛﺸﺘﻪ ﺍﻡ ، ﺍﺯ ﻛﺘﻚ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺗﺮﺳﯿﺪﻡ ﻭ ﺍﻗﺮﺍﺭ ﻧﻤﻮﺩﻡ ﻛﻪ ﻣﻦ ﻛﺸﺘﻪ ﺍﻡ ، ﻭﻟﯽ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻣﻦ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪﯼ ﺭﺍ ﻧﺰﺩﯾﻚ ﺁﻥ ﺧﺮﺍﺑﻪ ﻛﺸﺘﻢ ، ﺳﭙﺲ ﺍﺩﺭﺍﺭ ﺑﺮ ﻣﻦ ﻓﺸﺎﺭ ﺁﻭﺭﺩ، ﺩﺭ ﻫﻤﺎﻥ ﺣﺎﻝ ﻛﻪ ﭼﺎﻗﻮﯼ ﺧﻮﻥ ﺁﻟﻮﺩ ﺩﺭ ﺩﺳﺘﻢ ﺑﻮﺩ، ﺑﻪ ﺁﻥ ﺧﺮﺍﺑﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﺨﻠّﯽ ﺭﻓﺘﻢ ، ﺟﻨﺎﺯﻩ ﺑﺨﻮﻥ ﺁﻏﺸﺘﻪ ﺁﻥ ﻣﻘﺘﻮﻝ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺁﻧﺠﺎ ﺩﯾﺪﻡ ، ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﻛﻪ ﺩﻫﺸﺖ ﺯﺩﻩ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩﻡ ، ﺑﺮﺧﺎﺳﺘﻢ ، ﺩﺭ ﻫﻤﯿﻦ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺍﯾﻦ ﮔﺮﻭﻩ ﺑﻪ ﺳﺮ ﺭﺳﯿﺪﻧﺪ ﻭ ﻣﺮﺍ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻗﺎﺗﻞ ﺩﺳﺘﮕﯿﺮ ﻧﻤﻮﺩﻧﺪ . ﺍﻣﯿﺮﻣﺆﻣﻨﺎﻥ ﻋﻠﯽ ‏( ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ‏) ﻓﺮﻣﻮﺩ : ﺍﯾﻦ ﻗﺼﺎﺏ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺷﺨﺺ ﻛﻪ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻗﺎﺗﻞ ﻣﻌﺮﻓﯽ ﻣﯽ ﻛﻨﺪ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺣﻀﻮﺭ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﻦ ‏( ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ‏) ﺑﺒﺮﯾﺪ ﺗﺎ ﺍﻭ ﻗﻀﺎﻭﺕ ﻧﻤﺎﯾﺪ . ﻣﺎﺀﻣﻮﺭﯾﻦ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﻧﺰﺩ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﻦ ‏( ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ‏) ﺁﻭﺭﺩﻧﺪ ﻭ ﺟﺮﯾﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻋﺮﺽ ‍ ﺭﺳﺎﻧﺪﻧﺪ . ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﻦ ‏( ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ‏) ﻓﺮﻣﻮﺩ : ﺑﻪ ﺍﻣﯿﺮ ﻣﺆﻣﻨﺎﻥ ﻋﻠﯽ ‏( ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ‏) ﻋﺮﺽ ﻛﻨﯿﺪ، ﺍﮔﺮ ﺍﯾﻦ ﻣﺮﺩ ﻗﺎﺗﻞ ، ﺁﻥ ﺷﺨﺺ ﺭﺍ ﻛﺸﺘﻪ ﺍﺳﺖ ، ﺩﺭ ﻋﻮﺽ ﺟﺎﻥ ﻗﺼﺎﺏ ﺭﺍ ﺣﻔﻆ ﻧﻤﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ، ﻭ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺩﺭ ﻗﺮﺁﻥ ﻣﯽ ﻓﺮﻣﺎﯾﺪ : ﻭ ﻣﻦ ﺍﺣﯿﺎﻫﺎ ﻓﻜﺎﻧّﻤﺎ ﺍﺣﯿﺎ ﺍﻟﻨﺎﺱ ﺟﻤﯿﻌﺎ .
ﻭ ﻫﺮ ﻛﺲ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻣﺮﮒ ﻧﺠﺎﺕ ﺩﻫﺪ، ﭼﻨﺎﻥ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﮔﻮﺋﯽ ﻫﻤﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺭﺍ ﻧﺠﺎﺕ ﺑﺨﺸﯿﺪﻩ ﺍﺳﺖ ‏( ﻣﺎﺋﺪﻩ 32 ‏) . ﺁﻧﮕﺎﻩ ﻫﻢ ﻗﺎﺗﻞ ﻭ ﻫﻢ ﺁﻥ ﻗﺼﺎﺏ ﺭﺍ ﺁﺯﺍﺩ ﻧﻤﻮﺩ، ﻭ ﺩﯾﻪ ﻣﻘﺘﻮﻝ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺑﯿﺖ ﺍﻟﻤﺎﻝ ﺑﻪ ﻭﺭﺛﻪ ﺍﻭ ﻋﻄﺎ ﻓﺮﻣﻮﺩ . ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺗﺮﺗﯿﺐ ، ﺍﺭﻓﺎﻕ ﻭ ﺗﺸﻮﯾﻖ ﺍﺳﻼﻡ ﺷﺎﻣﻞ ﺣﺎﻝ ﺁﻥ ﻗﺎﺗﻞ ﺷﺪ ﻛﻪ ﻣﺮﺩﺍﻧﮕﯽ ﻛﺮﺩ ﻭ ﻣﻮﺟﺐ ﻧﺠﺎﺕ ﯾﻚ ﻧﻔﺮ ﺑﯽ ﮔﻨﺎﻩ ﮔﺮﺩﯾﺪ، ﻭ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﻛﺎﺭ ﺟﻮﺍﻧﻤﺮﺩﺍﻧﻪ ﺍﺵ ، ﺗﺎ ﺣﺪﻭﺩ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﮔﻨﺎﻩ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺟﺒﺮﺍﻥ ﻧﻤﻮﺩ .

ﺷﺠﺎﻋﺖ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﻦ ‏( ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ‏)
ﺟﻨﮓ ﺟﻤﻞ ﺩﺭ ﺑﺼﺮﻩ ﺑﯿﻦ ﺳﭙﺎﻩ ﻋﻠﯽ ‏( ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ‏) ﻭ ﺳﭙﺎﻩ ﻃﻠﺤﻪ ﻭ ﺯﺑﯿﺮ، ﺩﺭ ﮔﺮﻓﺖ ، ﺁﺗﺶ ‍ ﺟﻨﮓ ﺷﻌﻠﻪ ﻭﺭ ﮔﺮﺩﯾﺪ، ﺍﻣﯿﺮ ﻣﺆﻣﻨﺎﻥ ﻋﻠﯽ ‏( ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ‏) ﭘﺴﺮﺵ ﻣﺤﻤّﺪ ﺣﻨﻔﯿّﻪ ﺭﺍ ﻃﻠﺒﯿﺪ ﻭ ﻧﯿﺰﻩ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺩﺍﺩ ﻭ ﻓﺮﻣﻮﺩ : ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﻧﯿﺰﻩ ﺑﻪ ﺩﺷﻤﻦ ﺣﻤﻠﻪ ﻛﻦ ، ﻣﺤﻤّﺪ ﺣﻨﻔﯿّﻪ ﺑﻪ ﺳﻮﯼ ﺩﺷﻤﻦ ﺣﺮﻛﺖ ﻛﺮﺩ، ﻭﻟﯽ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﮔﺮﺩﺍﻥ ﺑﻨﻮﺿﺒّﻪ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺮﻓﺖ ، ﻭ ﻧﺘﻮﺍﻧﺴﺖ ﻛﺎﺭﯼ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﻫﺪ، ﻋﻘﺐ ﻧﺸﯿﻨﯽ ﻛﺮﺩ ﻭ ﺑﻪ ﺣﻀﻮﺭ ﭘﺪﺭ ﺑﺎﺯﮔﺸﺖ ، ﻫﻤﺎﻧﺪﻡ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﻦ ‏( ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ‏) ﺑﺮ ﺟﻬﯿﺪ ﻭ ﻧﯿﺰﻩ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺍﻭ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﺑﻪ ﻣﯿﺪﺍﻥ ﺷﺘﺎﻓﺖ ﻭ ﻣﻘﺪﺍﺭﯼ ﺑﺎ ﺩﺷﻤﻦ ﺟﻨﮕﯿﺪ ﻭ ﺑﺎﺯ ﮔﺸﺖ ، ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﻛﻪ ﻧﯿﺰﻩ ﺍﺵ ﺧﻮﻥ ﺁﻟﻮﺩ ﺑﻮﺩ . ﻣﺤﻤّﺪ ﺣﻨﻔﯿّﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﻛﻪ ﺩﻻﻭﺭﯼ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﻦ ‏( ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ‏) ﺭﺍ ﺩﺭﯾﺎﻓﺖ ، ﺻﻮﺭﺗﺶ ‏( ﺍﺯ ﺷﺮﻣﻨﺪﮔﯽ ‏) ﺳﺮﺥ ﺷﺪ، ﺍﻣﺎﻡ ﻋﻠﯽ ‏( ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ‏) ﺑﻪ ﻣﺤﻤّﺪ ﺣﻨﻔﯿّﻪ ﻓﺮﻣﻮﺩ : ﻻ ﺗﺎﻧﻒ ﻓﺎﻧّﻪ ﺍﺑﻦ ﺍﻟﻨﺒﯽ ﻭ ﺍﻧﺖ ﺍﺑﻦ ﻋﻠﯽ .
ﺳﺮﺍﻓﻜﻨﺪﻩ ﻧﺒﺎﺵ ، ﺯﯾﺮﺍ ﺣﺴﻦ ‏( ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ‏) ﭘﺴﺮ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ‏( ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ ﻭ ﺳﻠﻢ ‏) ﺍﺳﺖ ﺗﻮ ﭘﺴﺮ ﻋﻠﯽ ﻫﺴﺘﯽ .

ﮔﻞ ﺭﺳﻮﻝ ﺧﺪﺍ ‏( ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ ﻭ ﺳﻠﻢ ‏)
ﺣﺎﻓﻆ ﺍﺑﻮﻧﻌﯿﻢ ﺍﺻﻔﻬﺎﻧﯽ ﺍﺯ ﺍﺑﻮﺑﻜﺮ ﺭﻭﺍﯾﺖ ﻣﯽ ﻛﻨﺪ ﻛﻪ ﮔﻔﺖ : ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ‏( ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭﺁﻟﻪ ‏) ﺩﺭ ﻧﻤﺎﺯ ﺑﻮﺩ، ﻭﻗﺘﯽ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺳﺠﺪﻩ ﺭﻓﺖ ، ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﻦ ‏( ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ‏) ﻛﻪ ﻛﻮﺩﻙ ﺑﻮﺩ ﺁﻣﺪ ﻭ ﺑﺮ ﭘﺸﺖ ﺟﺪﺵ ﺭﺳﻮﻝ ﺧﺪﺍ ‏( ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭﺁﻟﻪ ‏) ﻧﺸﺴﺖ ، ﺭﺳﻮﻝ ﺧﺪﺍ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺳﺠﺪﻩ ﺭﺍ ﻃﻮﻝ ﺩﺍﺩ ﺗﺎ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﻦ ‏( ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ‏) ﭘﺎﺋﯿﻦ ﺁﻣﺪ، ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻧﻤﺎﺯ ﺍﺑﻮﺑﻜﺮ ﺑﻪ ﺭﺳﻮﻝ ﺧﺪﺍ ‏( ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭﺁﻟﻪ ‏) ﻋﺮﺽ ﻛﺮﺩ : ﺍﯼ ﺭﺳﻮﻝ ﺧﺪﺍ ﭼﻄﻮﺭ ﺩﺭ ﻧﻤﺎﺯ ﺍﯾﻦ ﭼﻨﯿﻦ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﻛﻮﺩﻙ ﻣﺪﺍﺭﺍ ﻣﯽ ﻛﻨﯽ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ‏( ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭﺁﻟﻪ ‏) ﻓﺮﻣﻮﺩ : ﺍﻥ ﻫﺬﺍ ﺭﯾﺤﺎﻧﺘﯽ ﻭ ﺍﻥ ﺍﺑﻨﯽ ﻫﺬﺍ ﺳﯿﺪ : ﺍﯾﻦ ﻛﻮﺩﻙ ﮔﻞ ﻣﻦ ﺍﺳﺖ، ﻭ ﺍﯾﻦ ﭘﺴﺮﻡ ﺁﻗﺎ ﺍﺳﺖ .

ﭘﺎﺳﺦ ﺑﻪ ﺳﻮﺍﻝ ﯾﻬﻮﺩﯼ
ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﻦ ‏( ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ‏) ﺩﺭ ﻋﯿﻦ ﺍﯾﻨﻜﻪ ﭘﺎﺭﺳﺎ ﻭ ﻋﺎﺑﺪ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺑﯿﺴﺖ ﺑﺎﺭ ﭘﯿﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﻣﺪﯾﻨﻪ ﺑﻪ ﻣﻜﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﻨﺎﺳﻚ ﺣﺞ ﺭﻓﺖ ، ﻭ ﺳﻪ ﺑﺎﺭ ﻫﻤﻪ ﺍﻣﻮﺍﻝ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺻﺪﻗﻪ ﺩﺍﺩ، ﺧﻮﺷﭙﻮﺵ ﻭ ﺑﺎ ﻭﻗﺎﺭ ﻭ ﺁﺭﺍﺳﺘﻪ ﺑﻮﺩ . ﺭﻭﺯﯼ ﺑﺎ ﻟﺒﺎﺱ ﺧﻮﺏ ﻭ ﺗﻤﯿﺰ ﺳﻮﺍﺭ ﺑﺮ ﻗﺎﻃﺮ ﺯﯾﺒﺎ ﺍﺯ ﻣﻨﺰﻝ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺁﻣﺪ، ﻭ ﺑﺎ ﺷﻜﻮﻩ ﻭ ﻧﻮﺭﺍﻧﯿﺖ ﺧﺎﺻﯽ ﺩﺭ ﻛﻮﭼﻪ ﻫﺎﯼ ﻣﺪﯾﻨﻪ ﻣﯽ ﮔﺬﺷﺖ ﻭ ﺑﻪ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺷﻬﺮ ﻣﯽ ﺭﻓﺖ . ﯾﻚ ﻧﻔﺮ ﯾﻬﻮﺩﯼ ﻧﺰﺩﯾﻚ ﺁﻣﺪ ﻭ ﻋﺮﺽ ﻛﺮﺩ : ﺳﻮﺍﻟﯽ ﺩﺍﺭﻡ ، ﺍﻣﺎﻡ ﻓﺮﻣﻮﺩ : ﺑﭙﺮﺱ . ﺍﻭ ﮔﻔﺖ : ﺟﺪﺕ ﺭﺳﻮﻝ ﺧﺪﺍ ‏( ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭﺁﻟﻪ ‏) ﻓﺮﻣﻮﺩ : ﺍﻟﺪﻧﯿﺎ ﺳﺠﻦ ﺍﻟﻤﻮﻣﻦ ﻭ ﺟﻨﻪ ﺍﻟﻜﺎﻓﺮ : ﺩﻧﯿﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺆ ﻣﻦ ، ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﻛﺎﻓﺮ ﺑﻬﺸﺖ . ﻭﻟﯽ ﺍﯾﻨﻚ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﻢ ﺗﻮ ﺍﺯ ﻣﻮﺍﻫﺐ ﺩﻧﯿﺎ ﺑﻬﺮﻩ ﻣﻨﺪﯼ ﻭﻟﯽ ﻣﻦ ﺩﺭ ﺳﺨﺘﯽ ﻫﺴﺘﻢ ! ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﻦ ‏( ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ‏) ﻓﺮﻣﻮﺩ : ﺍﯾﻦ ﺗﺼﻮﺭ ﺗﻮ ﻏﻠﻂ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻣﺆ ﻣﻦ ﺑﺎﯾﺪ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﻣﺤﺮﻭﻡ ﺑﺎﺷﺪ، ﻭ ﺍﮔﺮ ﺗﻮ ﻣﻘﺎﻡ ﺍﺭﺟﻤﻨﺪ ﻣﺆ ﻣﻦ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺑﻬﺸﺖ ﺑﺎ ﺟﺎﯾﮕﺎﻩ ﭘﺴﺖ ﺟﻬﻨﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﻛﺎﻓﺮ ﺭﺍ ﻣﻘﺎﯾﺴﻪ ﻛﻨﯽ ، ﻭ ﺑﺎ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﻣﺆ ﻣﻦ ﻭ ﻛﺎﻓﺮ ﺑﺴﻨﺠﯽ ﺑﺨﻮﺑﯽ ﺩﺭﻣﯿﺎﺑﯽ ﻛﻪ ﺳﺨﻦ ﺭﺳﻮﻝ ﺧﺪﺍ ‏( ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭﺁﻟﻪ ‏) ﺩﺳﺖ ﻛﻪ ﺩﻧﯿﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺆ ﻣﻦ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﻛﺎﻓﺮ ﺑﻬﺸﺖ ﻣﯽ ﺑﺎﺷﺪ .

ﺩﻋﺎﯼ ﺧﯿﺮ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﻦ ‏( ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ‏)
ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﻦ ‏( ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ‏) ﭼﻨﺪﯾﻦ ﺑﺎﺭ ﺍﺯ ﻣﺪﯾﻨﻪ ﭘﯿﺎﺩﻩ ﺑﻪ ﻣﻜﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺣﺞ ﺭﻓﺖ ﺩﺭ ﯾﻜﯽ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺳﻔﺮﻫﺎ ﻛﻪ ﺍﺯ ﻣﺪﯾﻨﻪ ﺑﻪ ﺳﻮﯼ ﻣﻜﻪ ﺭﺍﻩ ﺍﻓﺘﺎﺩ، ﭘﺎﻫﺎﯾﺶ ﺑﺮ ﺍﺛﺮ ﭘﯿﺎﺩﻩ ﺭﻭﯼ ﺭﻭﯼ ﺭﯾﮕﻬﺎﯼ ﺧﺸﻚ ﻭ ﺳﻮﺯﺍﻥ ، ﻭﺭﻡ ﻛﺮﺩ . ﺷﺨﺼﯽ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﻋﺮﺽ ﻛﺮﺩ : ﺁﻗﺎ ﺍﮔﺮ ﻛﻤﯽ ﺳﻮﺍﺭ ﻣﯽ ﺷﺪﯾﺪ، ﭘﺎﻫﺎﯾﺘﺎﻥ ﺑﻬﺘﺮ ﻣﯽ ﺷﺪ . ﺍﻣﺎﻡ ﻓﺮﻣﻮﺩ : ﺧﯿﺮ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻪ ﻣﻨﺰﻟﮕﺎﻩ ﺑﻌﺪﯼ ﺭﺳﯿﺪﯾﻢ ، ﻣﺮﺩ ﺳﯿﺎﻩ ﭼﻬﺮﻩ ﺭﻭﻏﻦ ﻓﺮﻭﺷﯽ ﭘﯿﺪﺍ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﻛﻪ ﻓﻼﻥ ﺭﻭﻏﻦ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﺩ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﺑﺨﺮ، ﺑﻪ ﭘﺎﻫﺎﯾﻢ ﻣﯽ ﻣﺎﻟﻢ ﺧﻮﺏ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ . ﻋﺪﻩ ﺍﯼ ﻋﺮﺽ ﻛﺮﺩﻧﺪ : ﭘﺪﺭﺍﻥ ﻭ ﻣﺎﺩﺭﺍﻧﻤﺎﻥ ﺑﻔﺪﺍﯾﺖ ﺩﺭ ﭘﯿﺶ ﻣﻨﺰﻟﯽ ﺳﺮﺍﻍ ﻧﺪﺍﺭﯾﻢ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺁﻧﺠﺎ ﺭﻭﻏﻦ ﺑﻔﺮﻭﺷﻨﺪ . ﺍﻣﺎﻡ ﺑﻪ ﺭﺍﻩ ﺧﻮﺩ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﺍﺩ، ﭼﻨﺪ ﺳﺎﻋﺘﯽ ﻧﮕﺬﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﻫﻤﺎﻥ ﻣﺮﺩ ﺭﻭﻏﻦ ﻓﺮﻭﺵ ﭘﯿﺪﺍ ﺷﺪ، ﺍﻣﺎﻡ ﻓﺮﻣﻮﺩ : ﻧﺰﺩ ﺍﻭ ﺑﺮﻭﯾﺪ ﻭ ﺭﻭﻏﻦ ﺭﺍ ﺧﺮﯾﺪﺍﺭﯼ ﻛﻨﯿﺪ ﻧﺰﺩ ﺍﻭ ﺭﻓﺘﻨﺪ ﻭ ﺭﻭﻏﻦ ﺧﻮﺍﺳﺘﻨﺪ، ﺍﻭ ﮔﻔﺖ : ﺑﺮﺍﯼ ﭼﻪ ﻛﺴﯽ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﯿﺪ؟ ﮔﻔﺘﻨﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﻦ ‏( ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ‏) . ﺭﻭﻏﻦ ﻓﺮﻭﺵ ﮔﻔﺖ : ﻣﺮﺍ ﻧﺰﺩ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﺑﺒﺮﯾﺪ ﻭﻗﺘﯽ ﻛﻪ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺣﻀﻮﺭ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﻦ ‏( ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ‏) ﺑﺮﺩﻧﺪ ﺑﻪ ﺍﻣﺎﻡ ﻋﺮﺽ ﻛﺮﺩ : ﻣﻦ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﺴﺘﻢ ﺭﻭﻏﻦ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺷﻤﺎ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﻭ ﻣﻦ ﺣﺎﺟﺘﯽ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺩﺍﺭﻡ ﻭ ﺁﻥ ﺍﯾﻨﻜﻪ ﺩﻋﺎ ﻛﻦ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻓﺮﺯﻧﺪ ﻧﯿﻜﻮﻛﺎﺭ ﻭ ﭘﺮﻫﯿﺰﻛﺎﺭﯼ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﺪﻫﺪ، ﻣﻦ ﻭﻗﺘﯽ ﺍﺯ ﻭﻃﻦ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺁﻣﺪﻡ ﻫﻤﺴﺮﻡ ﻧﺰﺩﯾﻚ ﺯﺍﯾﻤﺎﻧﺶ ﺑﻮﺩ . ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﻦ ‏( ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ‏) ﻓﺮﻣﻮﺩ : ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﭘﺴﺮ ﺳﺎﻟﻤﯽ ﻛﻪ ﭘﯿﺮﻭ ﻣﺎ ﺍﺳﺖ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺩﺍﺩ . ﻭﻗﺘﯽ ﺭﻭﻏﻦ ﻓﺮﻭﺵ ﺑﻪ ﻣﻨﺰﻟﺶ ﺭﻓﺖ ، ﺩﯾﺪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﭘﺴﺮ ﺳﺎﻟﻤﯽ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﺳﺖ . ﻫﻤﺎﻥ ﭘﺴﺮ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﺰﺭﮒ ﺷﺪ ﺑﻪ ﺳﯿﺪ ﺣﻤﯿﺮﯼ ﻣﻌﺮﻭﻑ ﮔﺮﺩﯾﺪﻩ ﻭ ﺍﺯ ﺷﯿﻌﯿﺎﻥ ﺭﺍﺳﺘﯿﻦ ﻭ ﺷﺎﻋﺮﺍﻥ ﺁﺯﺍﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﺩﺭ ﻫﺮ ﻓﺮﺻﺘﯽ ﺍﺯ ﺍﻣﺎﻣﺎﻥ ﺍﻫﻠﺒﯿﺖ ‏( ﻋﻠﯿﻬﻢ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﺩﻓﺎﻉ ﻭ ﺣﻤﺎﯾﺖ ﻣﯽ ﻧﻤﻮﺩ، ﻭ ﻓﻀﺎﺋﻞ ﻋﻠﯽ ‏( ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ‏) ﺭﺍ ﺑﻪ ﻗﺼﯿﺪﻩ ﺩﺭ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻧﺪ ﻭ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﻣﺮﮒ ﻋﻠﯽ ‏( ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ‏) ﺑﺒﺎﻟﯿﻨﺶ ﺁﻣﺪ . ﻧﺎﻡ ﺍﻭ ﺍﺳﻤﺎﻋﯿﻞ ﺑﻦ ﻣﺤﻤﺪ ﺑﻮﺩ ﺍﻣﺎﻡ ﺻﺎﺩﻕ ‏( ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ‏) ﺑﻪ ﺍﻭ ﻓﺮﻣﻮﺩ : ﻣﺎﺩﺭﺕ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺳﯿﺪ ﻧﺎﻣﯿﺪ ﻭ ﺍﯾﻦ ﻧﺎﻡ ﺯﯾﺒﻨﺪﻩ ﺗﻮ ﺍﺳﺖ ﺯﯾﺮﺍ ﺗﻮ ﺳﯿﺪ ﺷﺎﻋﺮﺍﻥ ﻫﺴﺘﯽ . ﺭﻭﺯﯼ ﺍﺷﻌﺎﺭﯼ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﻣﺼﺎﺋﺐ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﯿﻦ ‏( ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ‏) ﺩﺭ ﺣﻀﻮﺭ ﺍﻣﺎﻡ ﺻﺎﺩﻕ ‏( ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ‏) ﺧﻮﺍﻧﺪ، ﻗﻄﺮﺍﺕ ﺍﺷﻚ ﺍﺯ ﺩﯾﺪﮔﺎﻥ ﺍﻣﺎﻡ ﺳﺮﺍﺯﯾﺮ ﺷﺪ ﻭ ﺻﺪﺍﯼ ﮔﺮﯾﻪ ﺍﺯ ﻣﻨﺰﻝ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﺑﺮﺧﺎﺳﺖ ، ﺳﺮﺍﻧﺠﺎﻡ ﺍﻣﺎﻡ ‏( ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ‏) ﺍﻣﺮ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺩﺍﺭﯼ ﻛﺮﺩ .

ﻣﻌﯿﺎﺭ ﺍﺭﺯﺵ
ﺭﻭﺯﯼ ﻣﻌﺎﻭﯾﻪ ﺑﻪ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﻦ ‏( ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ‏) ﮔﻔﺖ : ﻣﻦ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺑﻬﺘﺮﻡ ﺍﻣﺎﻡ ﻓﺮﻣﻮﺩ : ﭼﺮﺍ؟ ﺍﻭ ﮔﻔﺖ : ﺑﺨﺎﻃﺮ ﺍﯾﻨﻜﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺩﻭﺭ ﻣﻦ ﺍﺟﺘﻤﺎﻉ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ .
ﺍﻣﺎﻡ ﻓﺮﻣﻮﺩ : ﻫﯿﻬﺎﺕ ، ﻫﯿﻬﺎﺕ ‏( ﭼﻘﺪﺭ ﺍﯾﻦ ﺳﺨﻦ ﺗﻮ ﺩﻭﺭ ﺍﺯ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺍﺳﺖ ‏) ﺍﯼ ﻓﺮﺯﻧﺪ ﺟﮕﺮ ﺧﻮﺍﺭ ! ﺁﻧﺎﻥ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺩﻭﺭ ﺗﻮ ﺟﻤﻊ ﺷﺪﻩ ﺍﻧﺪ ﺩﻭ ﺩﺳﺘﻪ ﺍﻧﺪ :
- 1 ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﺯﻭﺭ ﻭ ﺍﺟﺒﺎﺭ، ﺩﺭ ﺩﻭﺭ ﺗﻮﺍﻧﺪ
2 - ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﺁﺯﺍﺩﯼ ﻭ ﺍﺧﺘﯿﺎﺭ، ﺩﺳﺘﻪ ﺍﻭﻝ ﺑﺮ ﺍﺳﺎﺱ ﻓﺮﻣﻮﺩﻩ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺩﺭ ﻗﺮﺁﻥ ﻣﻌﺬﻭﺭﻧﺪ .
ﺍﻣﺎ ﺩﺳﺘﻪ ﺩﻭﻡ ، ﮔﻨﻬﻜﺎﺭﻧﺪ ﻭ ﺍﺯ ﻓﺮﻣﺎﻥ ﺧﺪﺍ ﻧﺎﻓﺮﻣﺎﻧﯽ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ . ﺣﺎﺷﺎ ﻛﻪ ﻣﻦ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺑﮕﻮﯾﻢ : ﻣﻦ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺯ ﺗﻮ ﻫﺴﺘﻢ ﺯﯾﺮﺍ ﺩﺭ ﺗﻮ ﺧﻮﺑﯽ ﻧﯿﺴﺖ ﺗﺎ ﻣﻦ ﺧﻮﺏ ﺗﺮ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﻢ ، ﻭﻟﯽ ﺑﺪﺍﻥ ﻛﻪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻣﺮﺍ ﺍﺯ ﺻﻔﺎﺕ ﭘﺴﺖ ﺩﻭﺭ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﻭ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺻﻔﺎﺕ ﻧﯿﻚ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺩﻭﺭ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺍﺳﺖ .

ﻃﺎﻏﻮﺕ ﺷﻜﻦ
ﭘﺲ ﺍﺯ ﺷﻬﺎﺩﺕ ﺍﻣﺎﻡ ﻋﻠﯽ ‏( ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ‏) ﻣﻌﺎﻭﯾﻪ ﻛﻢ ﻛﻢ ﺑﺮ ﻫﻤﻪ ﺟﻬﺎﻥ ﺍﺳﻼﻡ ﻣﺴﻠﻂ ﺷﺪ، ﺭﻭﺯﯼ ﺑﺎ ﺩﺍﺭﻭ ﺩﺳﺘﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﻛﻮﻓﻪ ﺁﻣﺪ، ﻃﺮﻓﺪﺍﺭﺍﻧﺶ ﺑﻪ ﺍﻭ ﮔﻔﺘﻨﺪ : ﺣﺴﻦ ﺑﻦ ﻋﻠﯽ ‏( ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ‏) ﺩﺭ ﻧﻈﺮ ﻣﺮﺩﻡ ﻛﻮﻓﻪ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻣﺤﺘﺮﻡ ﻭ ﻣﺤﺒﻮﺏ ﺍﺳﺖ ، ﺧﻮﺏ ﺍﺳﺖ ﺷﻤﺎ ﺑﻪ ﻣﻨﺒﺮ ﺑﺮﻭﯼ ﻭ ﺩﺭ ﻭ ﺧﻄﺒﻪ ﺧﻮﺩ ﻛﺎﺭﯼ ﻛﻨﯽ ﻛﻪ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﺍﺯ ﭼﺸﻢ ﻣﺮﺩﻡ ﺑﯿﻔﺘﺪ . ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﻦ ‏( ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ‏) ﺍﺯ ﺟﺮﯾﺎﻥ ﺁﮔﺎﻩ ﺷﺪ، ﺩﺭ ﻣﺴﺠﺪ ﭘﯿﺶ ﺩﺳﺘﯽ ﻛﺮﺩ ﻭ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺳﺨﻨﺮﺍﻧﯽ ﻣﻌﺎﻭﯾﻪ ﺑﺮﺧﺎﺳﺖ ﻭ ﺧﻄﺎﺏ ﺑﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﻛﺮﺩ ﻭ ﻓﺮﻣﻮﺩ : ﺍﯼ ﻣﺮﺩﻡ ﺁﯾﺎ ﺍﮔﺮ ﺷﻤﺎ ﻫﻤﻪ ﺟﻬﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﮕﺮﺩﯾﺪ ﻛﺴﯽ ﺭﺍ ﻏﯿﺮ ﺍﺯ ﻣﻦ ﻭ ﺑﺮﺍﺩﺭﻡ ﺣﺴﯿﻦ ‏( ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ‏) ﻣﯽ ﯾﺎﺑﯿﺪ ﻛﻪ ﺟﺪﺵ ﺭﺳﻮﻝ ﺧﺪﺍ ‏( ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭﺁﻟﻪ ‏) ﺑﺎﺷﺪ؟ ﻣﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺣﻔﻆ ﺧﻮﻧﻬﺎﯼ ﻣﺮﺩﻡ ﺩﺳﺖ ﺍﺯ ﺟﻨﮓ ﻛﺸﯿﺪﯾﻢ ﻭ ﺣﻜﻮﻣﺖ ﺩﺭ ﺩﺳﺖ ﺍﯾﻦ ﻃﺎﻏﻮﺕ - ﺍﺷﺎﺭﻩ ﺑﻪ ﻣﻌﺎﻭﯾﻪ - ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺟﺰ ﻓﺘﻨﻪ ﺍﯼ ﺗﺎ ﻭﻗﺘﺶ ﻧﻤﯽ ﯾﺎﺑﻢ . ﻣﻌﺎﻭﯾﻪ ﮔﻔﺖ : ﻣﻨﻈﻮﺭﺕ ﭼﯿﺴﺖ ؟
ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﻦ ‏( ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ‏) ﻓﺮﻣﻮﺩ : ﻣﻨﻈﻮﺭﻡ ﻫﻤﺎﻥ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺧﺪﺍ ﺧﻮﺍﺳﺘﻪ ﺍﺳﺖ . ﻣﻌﺎﻭﯾﻪ ﺑﻪ ﺧﺸﻢ ﺁﻣﺪ ﻭ ﺑﺎﻻﯼ ﻣﻨﺒﺮ ﺭﻓﺖ ﻭ ﺩﺭ ﺧﻄﺒﻪ ﺧﻮﺩ ﺍﺯ ﻋﻠﯽ ‏( ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ‏) ﻭ ﺁﻝ ﻋﻠﯽ ‏( ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ‏) ﺑﺪﮔﻮﯾﯽ ﻛﺮﺩ . ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﻦ ‏( ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ‏) ﺍﺯ ﭘﺎﯼ ﻣﻨﺒﺮ ﺑﺮﺧﺎﺳﺖ ﻭ ﺧﻄﺎﺏ ﺑﻪ ﻣﻌﺎﻭﯾﻪ ﻓﺮﻣﻮﺩ : ﺍﯼ ﻓﺮﺯﻧﺪ ﺯﻥ ﺟﮕﺮ ﺧﻮﺍﺭﻩ ﺁﯾﺎ ﺍﻣﯿﺮﻣﺆ ﻣﻨﺎﻥ ‏( ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ‏) ﺭﺍ ﺳﺒﺐ ﻣﯽ ﻛﻨﯽ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻧﺎﺳﺰﺍ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﯽ ﺑﺎ ﺍﯾﻨﻜﻪ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ‏( ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭﺁﻟﻪ ‏) ﻓﺮﻣﻮﺩ : ﻛﺴﯽ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻋﻠﯽ ‏( ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ‏) ﻧﺎﺳﺰﺍ ﺑﮕﻮﯾﺪ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﻧﺎﺳﺰﺍ ﮔﻔﺘﻪ ﻭ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﭼﻨﯿﻦ ﻓﺮﺩﯼ ﺭﺍ ﺗﺎ ﺍﺑﺪ ﻭﺍﺭﺩ ﺩﻭﺯﺥ ﻣﯽ ﻛﻨﺪ . ﺁﻧﮕﺎﻩ ﺍﻣﺎﻡ ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﺑﯽ ﺍﻋﺘﻨﺎﯾﯽ ﺑﻪ ﻣﻌﺎﻭﯾﻪ ﭘﺸﺖ ﻛﺮﺩ ﻭ ﺑﻪ ﻃﺮﻑ ﻣﻨﺰﻝ ﺁﻣﺪ ﻭ ﺩﯾﮕﺮ ﺑﻪ ﺁﻧﺠﺎ ﺑﺮﻧﮕﺸﺖ .

ﺗﺮﺣﻢ ﺑﺮ ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ
ﻧﺠﯿﺢ ﮔﻮﯾﺪ : ﺣﺴﻦ ﺑﻦ ﻋﻠﯽ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﺭﺍ ﺩﯾﺪﻡ ﻛﻪ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﻏﺬﺍ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺳﮕﯽ ﺭﻭﺑﺮﻭﯼ ﺍﻭ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩ، ﻫﺮ ﻟﻘﻤﻪ ﺍﯼ ﻛﻪ ﻣﯽ ﺧﻮﺭﺩ ﯾﻚ ﻟﻘﻤﻪ ﻫﻢ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺳﮓ ﻣﯽ ﺩﺍﺩ . ﻋﺮﺽ ﻛﺮﺩﻡ : ﯾﺎﺑﻦ ﺭﺳﻮﻝ ﺍﻟﻠّﻪ ! ﺍﯾﻦ ﺳﮓ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺧﻮﺩ ﺩﻭﺭ ﻧﻤﯽ ﻛﻨﯽ ؟ ﺣﻀﺮﺕ ﻓﺮﻣﻮﺩ : ﺭﻫﺎﯾﺶ ﻛﻦ ﺯﯾﺮﺍ ﻣﻦ ﺍﺯ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺣﯿﺎ ﻣﯽ ﻛﻨﻢ ﻛﻪ ﺟﺎﻧﺪﺍﺭﯼ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻧﮕﺎﻩ ﻛﻨﺪ ﻭ ﻣﻦ ﺑﺨﻮﺭﻡ ﻭ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻧﺨﻮﺭﺍﻧﻢ .

ﺧﻮﺵ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩﯼ
ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﻦ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﺩﻭﺳﺘﯽ ﺷﻮﺥ ﻃﺒﻊ ﺩﺍﺷﺖ . ﺭﻭﺯﯼ ﺑﻪ ﺧﺪﻣﺖ ﺍﻭ ﺭﺳﯿﺪ . ﺍﻣﺎﻡ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﻓﺮﻣﻮﺩ : ﺷﺐ ﺭﺍ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺻﺒﺢ ﻛﺮﺩﯼ ؟ ﺍﻭ ﺩﺭ ﺟﻮﺍﺏ ﮔﻔﺖ : ﯾﺎﺑﻦ ﺭﺳﻮﻝ ﺍﻟﻠّﻪ ! ﺷﺐ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺧﻼﻑ ﺭﺿﺎﯼ ﺧﻮﺩ ﻭ ﺧﺪﺍ ﻭ ﺷﯿﻄﺎﻥ ﺑﻪ ﺻﺒﺢ ﺁﻭﺭﺩﻡ . ﺍﻣﺎﻡ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﺧﻨﺪﯾﺪ ﻭ ﻓﺮﻣﻮﺩ ﭼﮕﻮﻧﻪ ؟ ﻋﺮﺽ ﻛﺮﺩ : ﺧﺪﺍﯼ ﻋﺰﻭﺟﻞ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﺩ ﻛﻪ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺍﻃﺎﻋﺖ ﻛﻨﻢ ﻭ ﻣﺮﺗﻜﺐ ﻣﻌﺼﯿﺖ ﺍﻭ ﻧﺸﻮﻡ ﻭ ﻣﻦ ﭼﻨﯿﻦ ﻧﯿﺴﺘﻢ ﻭ ﺷﯿﻄﺎﻥ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﺩ ﻣﻌﺼﯿﺖ ﺧﺪﺍ ﻛﻨﻢ ﻭ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺍﻃﺎﻋﺖ ﻧﻜﻨﻢ ﻭ ﺍﯾﻦ ﭼﻨﯿﻦ ﻫﻢ ﻧﯿﺴﺘﻢ ﻭ ﺧﻮﺩﻡ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﻫﺮﮔﺰ ﻧﻤﯿﺮﻡ ﻭ ﺍﯾﻦ ﮔﻮﻧﻪ ﻧﻤﯽ ﺑﺎﺷﻢ . ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﻛﻪ ﺍﻣﺎﻡ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﺑﺎ ﻫﻤﻪ ﺍﺑﻬﺖ ﻭ ﺑﺰﺭﮔﯽ ﻛﻪ ﺩﺍﺷﺘﻨﺪ ﺑﻪ ﮔﻮﻧﻪ ﺍﯼ ﺑﺎ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩ ﻣﯽ ﻛﺮﺩﻧﺪ ﻛﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﺮﺍﺣﺘﯽ ﺩﺭ ﻣﺤﻀﺮ ﺍﻭ ﺑﻠﻜﻪ ﺑﺎ ﺧﻮﺩ ﺍﻭ ﺷﻮﺧﯽ ﻣﯽ ﻛﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﺣﻀﺮﺕ ﮔﻮﺵ ﻣﯽ ﺩﺍﺩﻧﺪ ﻭ ﻣﯽ ﺧﻨﺪﯾﺪﻧﺪ .

ﺳﺮ ﺳﻔﺮﻩ ﺍﻣﺎﻡ ﻣﺠﺘﺒﯽ ‏( ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ‏)
ﻋﺮﺑﯽ ﻛﻪ ﺻﻮﺭﺗﺶ ﺧﯿﻠﯽ ﺯﺷﺖ ﻭ ﻗﺒﯿﺢ ﻣﻨﻈﺮ ﺑﻮﺩ ﺳﺮ ﺳﻔﺮﻩ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﻦ ﻣﺠﺘﺒﯽ ﺁﻣﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﺣﺮﺹ ﺗﻤﺎﻡ ﻏﺬﺍ ﺭﺍ ﺧﻮﺭﺩ ﻭ ﺗﻤﺎﻡ ﻛﺮﺩ . ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﻦ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﻛﻪ ﻛﺮﺍﻣﺘﺶ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﻪ ﻣﻌﻠﻮﻡ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺯ ﻏﺬﺍ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﻋﺮﺏ ﺧﻮﺷﺶ ﺁﻣﺪ ﻭ ﺷﺎﺩ ﺷﺪ ﻭ ﺩﺭ ﻭﺳﻂ ﻏﺬﺍ ﺍﺯ ﺍﻭ ﭘﺮﺳﯿﺪ : ﺗﻮ ﻋﯿﺎﻝ ﺩﺍﺭﯼ ﯾﺎ ﻣﺠﺮﺩﯼ ؟ ﮔﻔﺖ : ﻋﯿﺎﻟﻤﻨﺪﻡ ، ﻓﺮﻣﻮﺩ : ﭼﻨﺪ ﻓﺮﺯﻧﺪ ﺩﺍﺭﯼ ؟ ﮔﻔﺖ : ﻫﺸﺖ ﺩﺧﺘﺮ ﺩﺍﺭﻡ ﻛﻪ ﻣﻦ ﺑﻪ ﺷﻜﻞ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﺯﯾﺒﺎﺗﺮﻡ ، ﺍﻣﺎ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺍﺯ ﻣﻦ ﭘﺮﺧﻮﺭﺗﺮﻧﺪ . ﺍﻣﺎﻡ ﺗﺒﺴﻢ ﻓﺮﻣﻮﺩ : ﻭ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺩﻩ ﻫﺰﺍﺭ ﺩﺭﻫﻢ ﺍﻧﻌﺎﻡ ﺩﺍﺩﻧﺪ ﻭ ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ : ﺍﯾﻦ ﻗﺴﻤﺖ ﺗﻮ ﻭ ﺯﻭﺟﻪ ﺍﺕ ﻭ ﻫﺸﺖ ﺩﺧﺘﺮﺕ ﺑﺎﺷﺪ .

ﺩﺭﺧﺖ ﺧﺸﻚ ﺭﻃﺐ ﺩﺍﺩ
ﺻﻔﺎﺭ ﻭﻗﻄﺐ ﺭﺍﻭﻧﺪﯼ ﻭ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺍﺯ ﺣﻀﺮﺕ ﺻﺎﺩﻕ ‏( ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ‏) ﺭﻭﺍﯾﺖ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﻛﻪ )) ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﻦ ‏( ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ‏) ﺩﺭ ﯾﻜﯽ ﺍﺯ ﺳﻔﺮﻫﺎ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻋﻤﺮﻩ ﻣﯿﺮﻓﺖ . ﻣﺮﺩﯼ ﺍﺯ ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻥ ﺯﺑﯿﺮ ﺩﺭ ﺧﺪﻣﺖ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺑﻪ ﺍﻣﺎﻣﺖ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﺍﻋﺘﻘﺎﺩ ﺩﺍﺷﺖ ﺩﺭ ﯾﻜﯽ ﺍﺯ ﻣﻨﺎﺯﻝ ﺑﺮ ﺳﺮ ﺁﺑﯽ ﻓﺮﻭﺩ ﺁﻣﺪﻧﺪ ﻧﺰﺩﯾﻚ ﺁﻥ ﺁﺏ ﺩﺭﺧﺘﺎﻥ ﺧﺮﻣﺎ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺑﯽ ﺁﺑﯽ ﺧﺸﻚ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﺯﯾﺮ ﺩﺭﺧﺘﯽ ﻓﺮﺵ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻨﺪ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻥ ﺯﺑﯿﺮ ﺩﺭ ﺯﯾﺮ ﺩﺭﺧﺖ ﺩﯾﮕﺮﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺁﻥ ﺟﻨﺎﺏ ﺁﻥ ﻣﺮﺩ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﺑﻪ ﺑﺎﻻﯼ ﻛﺮﺩ ﻭﮔﻔﺖ : ﺍﮔﺮ ﺍﯾﻦ ﺩﺭﺧﺖ ﺧﺸﻚ ﻧﺸﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﺍﺯ ﻣﯿﻮﻩ ﺁﻥ ﻣﯿﺨﻮﺭﺩﯾﻢ . ﺣﻀﺮﺕ ﻓﺮﻣﻮﺩ ﺭﻃﺐ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﯽ ؟ﮔﻔﺖ : ﺑﻠﯽ . ﺣﻀﺮﺕ ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﺳﻮﯼ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺑﻠﻨﺪ ﻛﺮﺩ ﻭ ﺩﻋﺎﯾﯽ ﻛﺮﺩ ﺁﻥ ﻣﺮﺩ ﻧﻔﻬﻤﯿﺪ ﻧﺎﮔﺎﻩ ﺁﻥ ﺩﺭﺧﺖ ﺑﻪ ﺍﻋﺠﺎﺯ ﺁﻥ ﺟﻨﺎﺏ ﺳﺒﺰ ﺷﺪ ﺑﺮﮒ ﺁﻭﺭﺩ ﻭﺭﻃﺐ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺑﻪ ﻭﺟﻮﺩ ﺁﻣﺪ ﺷﺘﺮﺑﺎﻧﯽ ﻛﻪ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺑﻮﺩ ﮔﻔﺖ : ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﺳﻮﮔﻨﺪ ﺟﺎﺩﻭ ﻛﺮﺩ . ﺣﻀﺮﺕ ﻓﺮﻣﻮﺩ : ﻭﺍﯼ ﺑﺮ ﺗﻮ ﺍﯾﻦ ﺟﺎﺩﻭ ﻧﯿﺴﺖ ﺣﻖ ﺗﻌﺎﻟﯽ ﺩﻋﺎﯼ ﻓﺮﺯﻧﺪ ﭘﯿﻐﻤﺒﺮ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻣﺴﺘﺠﺎﺏ ﻛﺮﺩ ((. ﭘﺲ ﺁﻥ ﻣﻘﺪﺍﺭﺭﻃﺐ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺩﺭﺧﺖ ﭼﯿﺪﻧﺪ ﻛﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﻪ ﺍﻫﻞ ﻗﺎﻓﻠﻪ ﺑﺲ ﺑﻮﺩ .


::
:: برچسب‌ها: امام حسن مجتبی (ع) , وبلاگ مهدویت , وبلاگ نسیم ظهور , آخرالزمان شناسی , موعود , امام زمان (عج) ,
نویسنده :
تاریخ : شنبه 27 آبان 1396
استجابت دعا در حرم ابا عبدالله الحسین (ع)

ﺭﻭﺍﯾﺖ ﻣﻌﺘﺒﺮ ﺍﺯ ﺍﻣﺎﻡ ﺑﺎﻗﺮ ‏( ﻉ ‏) ﻭ ﺍﻣﺎﻡ ﺻﺎﺩﻕ ‏( ﻉ ‏) ﻧﻘﻞ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻭﯾﮋﮔﯿﻬﺎﯼ ﺣﻀﺮﺕ ﺍﺑﺎﻋﺒﺪﺍ ... ﺍﻟﺤﺴﯿﻦ ‏( ﻉ ‏) ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﻋﺎ ﺗﺤﺖ ﻗﺒﻪ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﻣﺴﺘﺠﺎﺏ ﺍﺳﺖ . ﺭﻭﺍﯾﺎﺕ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﻫﻢ ﺍﺯ ﺍﺋﻤﻪ ﻃﺎﻫﺮﯾﻦ ﺩﺍﺭﯾﻢ . ﻧﻘﻞ ﺷﺪﻩ ﺍﻣﺎﻡ ﻫﺎﺩﯼ ‏( ﻉ ‏) ﺑﯿﻤﺎﺭ ﺷﺪﻧﺪ ﻭ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﺍﺟﯿﺮ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﺑﻪ ﻋﺮﺍﻕ ﺑﯿﺎﯾﺪ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﺷﻔﺎﯼ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﺗﺤﺖ ﻗﺒﻪ ﺩﻋﺎ ﮐﻨﺪ . ﺷﺨﺼﯽ ﺳﻮﺍﻝ ﮐﺮﺩ ﺷﻤﺎ ﮐﻪ ﺧﻮﺩﺗﺎﻥ ﺍﻣﺎﻡ ﻫﺴﺘﯿﺪ ﭼﺮﺍ ﺍﯾﻦ ﺳﻔﺎﺭﺵ ﺭﺍ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﺪ . ﺍﻣﺎﻡ ﻫﺎﺩﯼ ‏( ﻉ ‏) ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺑﻪ ﺑﺮﺧﯽ ﻣﮑﺎﻧﻬﺎ ﻋﻨﺎﯾﺖ ﺩﺍﺭﺩ ﻣﺜﻼ ﺩﺭ ﻣﮑﻪ ﺑﻪ ﺣﺠﺮ ﺍﻻﺳﻮﺩ ﻭ ﯾﺎ ﺩﺭ ﻋﺮﻓﻪ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﻣﮑﺎﻥ ﻭ ﺑﺮﮔﺰﺍﺭﯼ ﺩﻋﺎﯼ ﻋﺮﻓﻪ ، ﻫﻤﯿﻦ ﻃﻮﺭ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺍﺳﺘﺠﺎﺑﺖ ﺩﻋﺎ ﺗﺤﺖ ﻗﺒﻪ ﺣﻀﺮﺕ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﯿﻦ ‏( ﻉ ‏) ﺭﺍ ﺿﻤﺎﻧﺖ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ . ﻧﻤﻮﻧﻪ ﻫﺎﯼ ﻓﺮﺍﻭﺍﻧﯽ ﺍﺯ ﺍﺳﺘﺠﺎﺑﺖ ﺩﻋﺎ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻣﮑﺎﻥ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻥ ﺳﺮﺍﻍ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺖ .
ﺣﻀﺮﺗﻌﺎﻟﯽ ﺍﺯ ﺳﺨﻨﺮﺍﻧﺎﻥ ﺑﻌﺜﻪ ﻣﻘﺎﻡ ﻣﻌﻈﻢ ﺭﻫﺒﺮﯼ ﻫﺴﺘﯿﺪ ﮐﻪ ﺳﺎﻟﯿﺎﻥ ﻣﺘﻤﺎﺩﯼ ﺩﺭ ﻣﮑﻪ ﻣﮑﺮﻣﻪ ﻭ ﻣﺪﯾﻨﻪ ﻣﻨﻮﺭﻩ ﻭ ﺳﺎﯾﺮ ﮐﺸﻮﺭﻫﺎ ﺳﺨﻨﺮﺍﻧﯽ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺍﯾﺪ ، ﻧﻈﺮﺗﺎﻥ ﺭﺍ ﺟﻊ ﺑﻪ ﺳﺨﻨﺮﺍﻧﯽ ﺩﺭ ﺣﺮﻣﻬﺎﯼ ﺷﺮﯾﻒ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﯿﻦ ‏( ﻉ ‏) ﻭ ﺣﻀﺮﺕ ﺍﺑﺎﻟﻔﻀﻞ ﺍﻟﻌﺒﺎﺱ ‏( ﻉ ‏) ﭼﯿﺴﺖ ؟
ﻫﻤﺎﻥ ﻃﻮﺭ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺭﻭﺍﯾﺎﺕ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﻫﯿﭻ ﺯﻣﯿﻨﯽ ﺑﻪ ﺷﺮﺍﻓﺖ ﮐﺮﺑﻼ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﺪ ﻭ ﻫﯿﭻ ﺷﻬﯿﺪﯼ ﻋﻈﻤﺘﺶ ﺑﻪ ﺷﻬﺪﺍﯼ ﮐﺮﺑﻼ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﺪ، ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﺷﻬﺪﺍ ﻫﻢ ﺣﻀﺮﺕ ﺍﺑﺎﻟﻔﻀﻞ ‏( ﻉ ‏) ﺑﺎﻻﺗﺮﯾﻦ ﻣﻘﺎﻡ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﺩ . ﺭﻭﺡ ﺟﻠﺴﺎﺕ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻣﮑﺎﻧﻬﺎ ﻭ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺭﻭﺡ ﻣﻌﻨﻮﯾﺖ ﺍﺳﺖ . ﺑﻨﺪﻩ ﺳﺎﻟﯿﺎﻥ ﻣﺘﻤﺎﺩﯼ ﻣﺒﻠﻎ ﺑﻌﺜﻪ ﻣﻘﺎﻡ ﻣﻌﻈﻢ ﺭﻫﺒﺮﯼ ﺩﺭ ﻣﮑﻪ ﻭ ﻣﺪﯾﻨﻪ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﻡ، ﺍﻣﺎ ﺟﻠﺴﺎﺗﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺻﺤﻦ ﺣﻀﺮﺕ ﺍﺑﺎﻋﺒﺪﺍ ... ﺍﻟﺤﺴﯿﻦ ‏( ﻉ ‏) ﻭ ﺣﻀﺮﺕ ﺍﺑﺎﻟﻔﻀﻞ ‏( ﻉ ‏) ﺗﻮﺳﻂ ﺑﻌﺜﻪ ﻣﻘﺎﻡ ﻣﻌﻈﻢ ﺭﻫﺒﺮﯼ ﺑﺮﮔﺰﺍﺭﻣﯽ ﮔﺮﺩﺩ ﻭﯾﮋﮔﯽ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺟﺎﯼ ﺩﯾﮕﺮ ﻧﯿﺴﺖ . ﺣﻀﻮﺭ ﺯﺍﺋﺮﯾﻦ ﺁﻗﺎ ﺑﺎ ﻋﺸﻖ ﺧﺎﺹ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﻪ ﺣﻀﺮﺕ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﯿﻦ ‏( ﻉ ‏) ﻭ ﻋﻨﺎﯾﺎﺕ ﺧﺎﺹ ﺣﻀﺮﺕ ﺑﻪ ﺍﯾﺸﺎﻥ، ﺍﯾﻦ ﻣﮑﺎﻥ ﺭﺍ ﻣﻨﺰﻟﺘﯽ ﺑﺨﺸﯿﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺩﯾﮕﺮ ﺟﺎﻫﺎ ﻗﺎﺑﻞ ﻣﻘﺎﯾﺴﻪ ﻧﯿﺴﺖ .
ﺑﻪ ﻧﻈﺮﺷﻤﺎ ﺯﺍﺋﺮﯾﻦ ﻋﺘﺒﺎﺕ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﺭﮎ ﺑﻬﺘﺮ ﺯﯾﺎﺭﺕ ﭼﻪ ﻧﮑﺎﺗﯽ ﺭﺍ ﺑﺎﯾﺪ ﺭﻋﺎﯾﺖ ﮐﻨﻨﺪ ؟
ﻓﺮﺻﺖ ﺳﻔﺮ ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﮐﻠﯽ ﮐﻮﺗﺎﻩ ﻭ ﮔﺬﺷﺘﻨﯽ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﻧﯿﺰ ﻫﻤﯿﻦ ﻃﻮﺭ ﺍﺳﺖ . ﻟﺬﺍ ﺗﻮﺻﯿﻪ ﻣﻦ ﺑﻪ ﺯﺍﺋﺮﯾﻦ ﻣﺤﺘﺮﻡ ﻋﺘﺒﺎﺕ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻓﺮﺻﺖ ﺣﺪﺍﮐﺜﺮ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺭﺍ ﺑﺒﺮﻧﺪ ﻭ ﺍﺯ ﻓﻀﯿﻠﺖ ﺑﺎﺯ ﻧﻤﺎﻧﻨﺪ . ﺳﻮﻏﺎﺕ ﻫﻤﻪ ﺟﺎ ﮔﯿﺮ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ ﺍﻣﺎ ﺯﯾﺎﺭﺕ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﯿﻦ ‏( ﻉ ‏) ﺗﻼﻭﺕ ﻗﺮﺁﻥ ﺩﺭ ﺣﺮﻡ ﻣﻄﻬﺮ ﻭ ﺯﯾﺎﺭﺕ ﺑﺎ ﺧﺸﻮﻉ ﻭ ﺣﻀﻮﺭ ﻗﻠﺐ، ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺍﻫﻤﯿﺖ ﺯﯾﺎﺭﺕ ﺍﻣﺎﮐﻦ ﻣﻘﺪﺳﻪ ﻋﺘﺒﺎﺕ، ﺣﻔﻆ ﺣﻘﻮﻕ ﺩﯾﮕﺮ ﺯﺍﺋﺮﯾﻦ ﻭ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﺑﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﺧﯿﻠﯽ ﺍﻫﻤﯿﺖ ﺩﺍﺭﺩ، ﺍﺯ ﻓﯿﺾ ﺣﻀﻮﺭ ﺣﺪﺍﮐﺜﺮ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺭﺍ ﺑﺒﺮﻧﺪ ﺗﺎ ﺩﺭ ﺑﺮﮔﺸﺖ ﺩﭼﺎﺭ ﭘﺸﯿﻤﺎﻧﯽ ﻭ ﻧﺪﺍﻣﺖ ﻧﺸﻮﻧﺪ . ﺗﻮﺻﯿﻪ ﺍﮐﯿﺪ ﺩﺍﺭﻡ ﺣﺘﻤﺎ ﺯﺍﺋﺮﯾﻦ ﺍﺯ ﻣﺮﺍﺳﻢ ﻣﻌﻨﻮﯼ ﺑﻌﺜﻪ ﻣﻘﺎﻡ ﻣﻌﻈﻢ ﺭﻫﺒﺮﯼ ﺻﺒﺤﻬﺎ ﺩﺭ ﺣﺮﻡ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﯿﻦ ‏( ﻉ ‏) ﻭ ﺷﺒﻬﺎ ﺩﺭ ﺣﺮﻡ ﻗﻤﺮ ﻣﻨﯿﺮ ﺑﻨﯽ ﻫﺎﺷﻢ ﺍﺑﺎﻟﻔﻀﻞ ﺍﻟﻌﺒﺎﺱ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﮐﻨﻨﺪ


::
:: برچسب‌ها: استجابت دعا درحرم امام حسین ع , نسیم ظهور , وبلاگ ظهور , وبلاگ نسیم ظهور , سایت ظهور , سایت نسیم ظهور ,
نویسنده :
تاریخ : سه شنبه 16 آبان 1396
ﭼﻪ ﮐﺴﯽ ﻋﺸﻖ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺑﻪ ﺍﻣﺎﻡ ﺯﻣﺎﻥ ‏( ﻋﺞ ‏) ﺩﺍﺭﺩ؟
ﭼﻪ ﮐﺴﯽ ﻋﺸﻖ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺑﻪ ﺍﻣﺎﻡ ﺯﻣﺎﻥ ‏( ﻋﺞ ‏) ﺩﺍﺭﺩ؟
ﺍﮔﺮ ﺷﻤﺎ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻋﺎﺷﻖ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺑﺪﺍﻧﯿﺪ ﮐﻪ ﻣﻌﺸﻮﻗﺘﺎﻥ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭﺍﺗﯽ ﺩﺍﺭﺩ ﺁﯾﺎ ﺣﺎﺿﺮﯾﺪ ﺩﻝ ﻣﻌﺸﻮﻗﻪ ﯼ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺁﻭﺭﯾﺪ؟


ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺷﺪﻥ ﻇﻬﻮﺭ ﻣﻨﺠﯽ ﻋﺎﻟﻢ ﺍﻣﺎﻡ ﺯﻣﺎﻥ ‏( ﻋﺞ ‏) ﻧﺸﺎﻧﻪ ﻫﺎﯾﯽ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﺍﮐﺜﺮ ﺍﯾﻦ ﻧﺸﺎﻧﻪ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺍﻣﺮﻭﺯﻩ ﺷﺎﻫﺪ ﻫﺴﺘﯿﻢ ﺍﺯ ﺟﻤﻠﻪ ﯼ ﺁﻧﻬﺎ ﻓﺴﺎﺩ ﺟﻨﺴﯽ ‏( ﺯﻧﺎ، ﺑﺮﻫﻨﮕﯽ،ﻫﻤﺠﻨﺴﮕﺮﺍﯾﯽ ﻭ ... ‏) ، ﻓﺴﺎﺩ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﯼ، ﻓﺴﺎﺩ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﻭ ... ﺍﺳﺖ ﺍﻣﺎ ﺑﺎ ﻭﺟﻮﺩ ﺍﯾﻦ ﻧﺸﺎﻧﻪ ﻫﺎ ﭼﺮﺍ ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﻣﻬﺪﯼ ﺩﺭ ﻏﯿﺒﺖ ﺑﻪ ﺳﺮ ﻣﯿﺒﺮﻧﺪ؟
ﻏﯿﺒﺖ ﺣﻀﺮﺕ ﻣﻬﺪﯼ ﺭﺍﺯﯾﺴﺖ ﺍﻟﻬﯽ ﮐﻪ ﻣﺎ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻧﯿﻢ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺁﮔﺎﻩ ﺷﻮﯾﻢ ﻭ ﺣﮑﻤﺖ ﺁﻥ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻇﻬﻮﺭ ﺁﺷﮑﺎﺭ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﮐﻪ ﺍﻣﺎﻡ ﺻﺎﺩﻕ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﻣﯽ ﻓﺮﻣﺎﯾﻨﺪ " : ﺻﺎﺣﺐ ﺍﻻﻣﺮ ﻏﯿﺒﺘﯽ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﺗﺨﻠﻒ ﻧﺎﭘﺬﯾﺮ ﺍﺳﺖ، ﺍﺟﺎﺯﻩ ﻧﺪﺍﺭﯾﻢ ﻋﻠﺖ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﯿﺎﻥ ﮐﻨﯿﻢ . ﺣﮑﻤﺖ ﻏﯿﺒﺖ ﺍﻭ ﻫﻤﺎﻥ ﺣﮑﻤﺘﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻏﯿﺒﺖ ﺣﺠﺖ ﻫﺎﯼ ﭘﯿﺸﯿﻦ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﻭ ﭘﺲ ﺍﺯ ﻇﻬﻮﺭ ﺭﻭﺷﻦ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ، ﭼﻨﺎﻥ ﭼﻪ ﺣﮑﻤﺖ ﮐﺎﺭﻫﺎﯼ ﺧﻀﺮ ﺍﺯ ﺷﮑﺴﺘﻦ ﮐﺸﺘﯽ ﻭ ﮐﺸﺘﻦ ﭘﺴﺮﺑﭽﻪ ﻭ ﺑﺮﭘﺎ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺩﯾﻮﺍﺭ ﺷﮑﺴﺘﻪ، ﻭﻗﺘﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻮﺳﯽ ﺭﻭﺷﻦ ﺷﺪ ﮐﻪ
ﺩﺭ ﺑﺮﺧﯽ ﺍﺯ ﺭﻭﺍﯾﺎﺕ ﻋﻠﺖ ﻏﯿﺒﺖ ﺍﻣﺎﻡ ﺯﻣﺎﻥ ‏( ﻋﺞ ‏) ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ ﮐﺮﺩﻥ ﻣﺮﺩﻡ ﺫﮐﺮ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ . ﻟﺬﺍ ﺩﺭ ﺍﺛﺮ ﻏﯿﺒﺖ ﺣﻀﺮﺕ ﻣﻬﺪﯼ ‏( ﻋﺞ ‏) ﻣﺮﺩﻡ ﺁﺯﻣﺎﯾﺶ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺑﯿﻦ ﮔﺮﻭﻫﯽ ﮐﻪ ﺍﯾﻤﺎﻥ ﺍﺳﺘﻮﺍﺭﯼ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ ﺩﺭ ﻇﻬﻮﺭﺣﻀﺮﺕ ﻣﻬﺪﯼ ‏( ﻋﺞ ‏) ﺩﭼﺎﺭ ﺷﮏ ﻭ ﺗﺮﺩﯾﺪ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ ﻭ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺍﯾﻤﺎﻥ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﺑﻪ ﺳﺒﺐ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﻇﻬﻮﺭ ﭘﺨﺘﻪ ﺗﺮ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ
ﺁﻥ ﺩﻭ ﺧﻮﺍﺳﺘﻨﺪ ﺍﺯ ﻫﻢ ﺟﺪﺍ ﺷﻮﻧﺪ، ‏( ﺳﻮﺭﻩ ﮐﻬﻒ، ﺁﯾﺎﺕ 66 ـ .83 ‏) ﻏﯿﺒﺖ ﺳﺮّﯼ ﺍﺯ ﺍﺳﺮﺍﺭ ﺍﻟﻬﯽ ﺍﺳﺖ ." ‏( ﺷﯿﺦ ﺻﺪﻭﻕ، ﮐﻤﺎﻝ ﺍﻟﺪﯾﻦ، ﺝ 2 ، ﺹ 158 )
ﺩﺭ ﺑﺮﺧﯽ ﺍﺯ ﺭﻭﺍﯾﺎﺕ ﻋﻠﺖ ﻏﯿﺒﺖ ﺍﻣﺎﻡ ﺯﻣﺎﻥ ‏( ﻋﺞ ‏) ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ ﮐﺮﺩﻥ ﻣﺮﺩﻡ ﺫﮐﺮ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ . ﻟﺬﺍ ﺩﺭ ﺍﺛﺮ ﻏﯿﺒﺖ ﺣﻀﺮﺕ ﻣﻬﺪﯼ ‏( ﻋﺞ ‏) ﻣﺮﺩﻡ ﺁﺯﻣﺎﯾﺶ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺑﯿﻦ ﮔﺮﻭﻫﯽ ﮐﻪ ﺍﯾﻤﺎﻥ ﺍﺳﺘﻮﺍﺭﯼ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ ﺩﺭ ﻇﻬﻮﺭﺣﻀﺮﺕ ﻣﻬﺪﯼ ‏( ﻋﺞ ‏) ﺩﭼﺎﺭ ﺷﮏ ﻭ ﺗﺮﺩﯾﺪ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ ﻭ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺍﯾﻤﺎﻥ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﺑﻪ ﺳﺒﺐ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﻇﻬﻮﺭ ﭘﺨﺘﻪ ﺗﺮ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ . ﺍﻣﺎﻡ ﮐﺎﻇﻢ ‏( ﻉ ‏) ﻓﺮﻣﻮﺩ : " ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﭘﻨﺠﻤﯿﻦ ﻓﺮﺯﻧﺪﻡ ﻏﺎﺋﺐ ﺷﺪ، ﻣﻮﺍﻇﺐ ﺩﯾﻦ ﺧﻮﺩ ﺑﺎﺷﯿﺪ، ﺯﯾﺮﺍ ﺍﻭ ﻧﺎﮔﺰﯾﺮ ﻏﯿﺒﺘﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺩﺍﺷﺖ، ﺑﻪ ﻃﻮﺭﯼ ﮐﻪ ﮔﺮﻭﻫﯽ ﺍﺯ ﻋﻘﯿﺪﻩ ﺧﻮﯾﺶ ﺑﺮ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﻧﺪ . ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺑﻪ ﻭﺳﯿﻠﻪ ﻏﯿﺒﺖ، ﺑﻨﺪﮔﺎﻥ ﺧﻮﯾﺶ ﺭﺍ ﺁﺯﻣﺎﯾﺶ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ."‏( ﻃﻮﺳﯽ،ﮐﺘﺎﺏ ﺍﻟﯿﺒﻐﻪ، ﺹ 204 ؛ﻧﻌﻤﺎﻧﯽ، ﮐﺘﺎﺏ ﺍﻟﻐﯿﺒﻪ، ﺹ 154)
ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﻫﺪﻑ ﺍﻣﺎﻡ ﺯﻣﺎﻥ ﺍﺯ ﻇﻬﻮﺭ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﺑﻪ ﺁﺭﻣﺎﻧﯽ ﺑﺰﺭﮒ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺍﺯ ﻧﻈﺮ ﻋﻘﻠﯽ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻥ ﻓﻬﻤﯿﺪ ﮐﻪ ﯾﮑﯽ ﺩﯾﮕﺮ ﺍﺯ ﺩﻻﯾﻞ ﻏﯿﺒﺖ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺁﺭﻣﺎﻥ ﻧﯿﺎﺯ ﺑﻪ ﮔﺬﺷﺖ ﺯﻣﺎﻥ ﻭ ﺷﮑﻮﻓﺎﯾﯽ ﻋﻘﻞ ﻭ ﺩﺍﻧﺶ ﺑﺸﺮ ﻭ ﺁﻣﺎﺩﮔﯽ ﺭﻭﺣﯽ ﻭ ﻋﻘﯿﺪﺗﯽ ﺑﺸﺮﯾﺖ ﺩﺍﺭﺩ، ﺗﺎ ﺟﻬﺎﻥ ﺑﻪ ﺍﺳﺘﻘﺒﺎﻝ ﻣﻮﮐﺐ ﺁﻥ ﺍﻣﺎﻡ ﻋﺪﻝ ﻭ ﺁﺯﺍﺩﯼ ﺭﻭﺩ .
ﺩﺭ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﻏﯿﺒﺖ ﺍﻣﺎﻡ ﺯﻣﺎﻥ ﺩﻻﯾﻠﯽ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻥ ﺑﺎ ﺣﺪﺱ ﻭ ﮔﻤﺎﻥ ﻭ ﺑﺮ ﺍﺳﺎﺱ ﺭﻭﺍﯾﺖ ﺑﻪ ﺑﺮﺧﯽ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺩﻻﯾﻞ ﭘﯽ ﺑﺮﺩ ﺍﻣﺎ ﺩﻟﯿﻞ ﺍﺻﻠﯽ ﻏﯿﺒﺖ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻇﻬﻮﺭ ﺑﺮ ﻫﻤﮕﺎﻥ ﺁﺷﮑﺎﺭ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ ﻭ ﻃﻮﻻﻧﯽ ﺷﺪﻥ ﻏﯿﺒﺖ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺩﻟﯿﻠﯽ ﺑﺮ ﻧﺎ ﺍﻣﯿﺪ ﻭ ﻣﺎﯾﻮﺱ ﺷﺪﻥ ﺍﺯ ﻇﻬﻮﺭ ﺑﺎﺷﺪ ﻟﺬﺍ ﻭﻇﯿﻔﻪ ﯼ ﻋﺎﺷﻖ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻫﻤﺎﻧﻨﺪ ﯾﮏ ﻋﺎﺷﻖ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻨﺪ . ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻣﺜﺎﻝ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﻋﺎﺷﻖ ﻓﺮﺩﯼ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﺳﻌﯽ ﻣﯿﮑﻨﺪ ﺩﺭ ﮐﺮﺩﺍﺭ ﻭ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺁﻧﭽﯿﺰﯼ ﺷﻮﺩ ﮐﻪ ﻣﻌﺸﻮﻕ ﺍﺯ ﺍﻭ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﺩﺍﺭﺩ . ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﺪﻥ ﻣﻌﺸﻮﻗﺶ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺁﺭﺍﯾﺪ ﻭ ﻣﺮﺗﺐ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ . ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﻟﺒﺎﺱ ﺭﺍ ﻣﯽ ﭘﻮﺷﺪ ﻭ ﺣﺘﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﺑﻪ ﻣﻌﺸﻮﻗﺶ ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﺩﻋﺎ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ . ﺍﮔﺮ ﮐﺴﯽ ﺍﺩﻋﺎ ﮐﻨﺪ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﻋﺎﺷﻖ ﺍﻭﺳﺖ ﺍﻣﺎ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﻭ ﻧﺮﺳﯿﺪﻥ ﺑﻪ ﻭﺻﺎﻝ ﻣﻌﺸﻮﻕ ﺑﺮﺍﯾﺶ ﺗﻔﺎﻭﺗﯽ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﮐﺴﯽ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻋﺎﺷﻖ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﺪ ... ﺑﺎ ﭼﻨﯿﻦ ﺗﻮﺿﯿﺤﯽ ﺭﻭﺷﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﻋﺎﺷﻖ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺍﻣﺎﻡ ﺯﻣﺎﻥ ‏( ﻋﺞ ‏) ﺍﺳﺖ ﺑﺎﯾﺪ ﻫﻤﺎﻧﻨﺪ ﻣﻌﺸﻮﻗﯽ ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﺑﺮﺍﯼ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﺑﻪ ﻭﺻﺎﻝ ﯾﺎﺭ ﺩﻋﺎ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﺩﺍﻣﻦ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ.
ﯾﮑﯽ ﺩﯾﮕﺮ ﺍﺯ ﻭﻇﺎﯾﻒ ﻋﺎﺷﻖ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺍﯾﺠﺎﺩ ﺳﻨﺨﯿﺖ ﺍﺳﺖ . ﯾﮏ ﻋﺎﺷﻖ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﻭﺿﻌﯿﺖ ﻓﮑﺮﯼ ﻭ ﺭﻭﺣﯽ ﻭ ﻋﻤﻠﯽ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﮔﻮﻧﻪ ﺍﯼ
ﻋﺎﺷﻘﺎﻥ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺍﻣﺎﻡ ﺯﻣﺎﻥ ‏( ﻋﺞ ‏) ﮐﺴﺎﻧﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻃﺮﯾﻖ ﺍﯾﻤﺎﻥ ﻭ ﺗﻘﻮﺍ ﻭ ﻓﻀﺎﯾﻞ ﺍﺧﻼﻗﯽ ﻭ ﺩﺭﺟﺎﺕ ﻣﻌﻨﻮﯼ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻫﻢ ﺳﻨﺦ ﺍﻣﺎﻡ ﻏﺎﯾﺒﺸﺎﻥ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﺗﻨﻬﺎ ﺩﺭ ﺍﯾﻨﺼﻮﺭﺕ ﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻥ ﺍﺩﻋﺎﯼ ﻣﺤﺒﺖ ﺑﻪ ﺍﻣﺎﻡ ﺯﻣﺎﻥ ‏( ﻋﺞ ‏) ﺭﺍ ﺩﺍﺷﺖ.
ﺳﺎﻣﺎﻥ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ ﮐﻪ ﺳﻨﺨﯿﺖ ﮐﺎﻣﻠﯽ ﺑﺎ ﻣﻌﺸﻮﻗﺶ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﺗﺎ ﺑﺘﻮﺍﻧﺪ ﻧﻈﺮ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﺟﺬﺏ ﮐﻨﺪ ﻟﺬﺍ ﻋﺎﺷﻘﺎﻥ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺍﻣﺎﻡ ﺯﻣﺎﻥ ‏( ﻋﺞ ‏) ﻫﻢ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻃﺮﯾﻖ ﺍﯾﻤﺎﻥ ﻭ ﺗﻘﻮﺍ ﻭ ﻓﻀﺎﯾﻞ ﺍﺧﻼﻗﯽ ﻭ ﺩﺭﺟﺎﺕ ﻣﻌﻨﻮﯼ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻫﻢ ﺳﻨﺦ ﺍﻣﺎﻡ ﻏﺎﯾﺒﺸﺎﻥ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﺗﻨﻬﺎ ﺩﺭ ﺍﯾﻨﺼﻮﺭﺕ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻥ ﺍﺩﻋﺎﯼ ﻣﺤﺒﺖ ﺑﻪ ﺍﻣﺎﻡ ﺯﻣﺎﻥ ‏( ﻋﺞ ‏) ﺭﺍ ﺩﺍﺷﺖ.
ﺍﻣﺎ ﻏﯿﺮ ﺍﺯ ﺍﯾﻤﺎﻥ ﻭ ﺗﻘﻮﺍ ﻭ ﻓﻀﺎﯾﻞ ﺍﺧﻼﻗﯽ ﺭﺍﻩ ﻫﺎﯼ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﻫﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻓﺰﺍﯾﺶ ﻣﺤﺒﺘﻤﺎﻥ ﺩﺭ ﺩﻝ ﺍﻣﺎﻡ ﺯﻣﺎﻥ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ :
ﺑﺎﺭﻫﺎ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﺧﯿﺮﺍﺕ ﻭ ﺑﺮﮐﺎﺕ ﻭ ﺻﺪﻗﺎﺗﯽ ﺭﺍ ﻫﺪﯾﻪ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﯾﺪ ﺑﻪ ﻧﯿﺖ ﺳﻼﻣﺘﯽ ، ﺩﻭﺭﯼ ﺍﺯ ﭼﺸﻢ ﺯﺧﻢ ﻭ ﯾﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺷﺎﺩﯼ ﺭﻭﺡ ﺍﻣﻮﺍﺗﺘﺎﻥ ﺍﻣﺎ ﺁﯾﺎ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺣﺎﻝ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﻓﻘﻂ ﯾﮑﺒﺎﺭ ﺍﯾﻨﮑﺎﺭﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻧﯿﺖ ﺍﻣﺎﻡ ﺯﻣﺎﻥ ‏( ﻋﺞ ‏) ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﻫﯿﺪ ﻭ ﺑﮕﻮﯾﯿﺪ ﺁﻗﺎ ﺟﺎﻥ ﺍﯾﻦ ﺧﯿﺮﺍﺕ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻧﯿﺖ ﺷﻤﺎ ﻣﯽ ﺩﻫﻢ ﻭ ﺷﻤﺎ ﯾﮏ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﺑﻪ ﭘﺪﺭ ﻭ ﻣﺎﺩﺭ ﺍﺯ ﺩﻧﯿﺎ ﺭﻓﺘﻪ ﻣﺎ ﺑﮑﻨﯿﺪ . ﺍﻣﺎﻡ ﺻﺎﺩﻕ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﻣﯽ ﻓﺮﻣﺎﯾﻨﺪ : ﻫﺮﮐﺲ ﯾﮏ ﺩﺭﻫﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻣﺎﻡ ﺯﻣﺎﻥ ﺧﺮﺝ ﮐﻨﺪ ﺍﯾﻦ ﯾﮏ ﺩﺭﻫﻢ ﺍﺯ ﺩﻭ ﻣﯿﻠﯿﻮﻥ ﺩﺭ ﻫﻢ ﺩﺭ ﮐﺎﺭ ﺧﯿﺮ ﻓﻀﯿﻠﺘﺶ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺳﺖ ...
ﺣﺎﻝ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﺗﻮﺿﯿﺤﺎﺕ ﺷﻤﺎ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻋﺎﺷﻖ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺑﺪﺍﻧﯿﺪ ﮐﻪ ﻣﻌﺸﻮﻗﺘﺎﻥ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﺪ ﺩﺭﻭﻍ ﻧﮕﻮﯾﯿﺪ، ﺯﻧﺎ ﻭ ﻓﺤﺸﺎ ﻧﮑﻨﯿﺪ، ﺩﺯﺩﯼ ﻧﮑﯿﻨﺪ، ﺷﻬﺎﺩﺕ ﺑﺎﻃﻞ ﻧﺪﻫﯿﺪ، ﺭﺑﺎ ﻧﺨﻮﺭﯾﺪ، ﺗﻬﻤﺖ ﻧﺰﻧﯿﺪ، ﺷﺮﺍﺏ ﺧﻮﺍﺭﯼ ﻧﮑﻨﯿﺪ، ﺍﻣﺮ ﺑﻪ ﻣﻌﺮﻭﻑ ﻭ ﻧﻬﯽ ﺍﺯ ﻣﻨﮑﺮ ﮐﻨﯿﺪ ﻭ .... ﺁﯾﺎ ﺣﺎﺿﺮﯾﺪ ﺩﻝ ﻣﻌﺸﻮﻗﻪ ﯼ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺁﻭﺭﯾﺪ؟


::
:: برچسب‌ها: عشق به امام زمان (عج) , وبلاگ ظهور , وبلاگ نسیم ظهور , سایت ظهور ,
نویسنده :
تاریخ : یکشنبه 30 مهر 1396
تشرف علی بن مهزیار اهوازی+ ویدئو
    تماشای آنلاین
موضوع ویدئو : تشرف علی بن مهزیار اهوازی به محضر امام عصر ارواحنا فداه


::
:: برچسب‌ها: علی بن مهزیار اهوازی , نسیم ظهور , وبلاگ نسیم ظهور , سایت ظهور ,
نویسنده :
تاریخ : سه شنبه 18 مهر 1396
دوستداران سید الشهدا (ع)
‍ آیت الله شبیری فرمودند:

چند سالی بود که معنی و تفسیر آیه 73 سوره زمر مرا بخود مشغول نموده بود.

(وَ سِیقَ الَّذِینَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ إِلَی الْجَنَّةِ زُمَرا|(زمر73ً )

یعنی مومنین را به سمت بهشت می کشند .

از خود پرسیدم چرا گفته شده به سمت بهشت میکشند!!

تمام کتب و تفاسیر مختلف را دیدم نتیجه ای حاصل نشد تا اینکه به روایتی از امام صادق علیه السلام در بحار الانوار برخورد نمودم .که می فرماید:

مومنین و دوستان سید الشهدا (ع) در روز حساب از خدا می خواهند قبل از ورود به بهشت مولایشان حسین را ملاقات نمایند .امام به دیدار محبان می آید .
این ملاقات بسیار طولانی می شود
هردو طرف غرق تماشا هستند و هیچکدام چشم بر نمی دارند نه امام محبان خود را رها می کند نه دوستان سید الشهدا از مولای خود دل بر می دارند .ملاقات آنقدر طولانی می شود که خداوند به مأموران بهشت می فرماید این مومنین و دوستان حسینم را به طرف بهشت بکشید تا ملاقات پایان یابد.

 منبع : کانال عارفانه در پیام رسان ایرانی بیسفون


::
:: برچسب‌ها: دوستداران سید الشهدا , نسیم ظهور , وبلاگ نسیم ظهور , سایت ظهور , سایت نسیم ظهور ,
نویسنده :
تاریخ : شنبه 1 مهر 1396
از کرامات امام حی و حاضر حضرت مهدی (عج)
نویسنده :
تاریخ : چهارشنبه 29 شهریور 1396
تسلیت

                                     

                        سالگرد عروج ملکوتی رهبر کبیر انقلاب 
               امام خمینی (ره) و قیام خونین ۱۵ خرداد
                         تسلیت باد


::
:: برچسب‌ها: امام ساده زیست , تحریف امام , امام خمینی , ساده زیستی سفارش امام بود , امام ساده زیست بود , وبلاگ نسیم ظهور , نسیم ظهور ,
نویسنده :
تاریخ : شنبه 13 خرداد 1396